وکیلانه » » بعد از تحریف قانون، امنیت نیست!
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
بعد از تحریف قانون، امنیت نیست!
31st, دسامبر 2014| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[10]

هرگز فکر نمی کردم روزی بیاید که من در نهم دیماه روزی بخواهم نوشته ای در دفاع از میرحسین موسوی بنویسم. آنهم نوشته ای که آنقدر برایم مهم باشد که نه به نُتی در پلاس و نه به توییتی در توییتر اکتفا کنم و درست بیاییم توی وبلاگم که برایم خیلی مهم است بنویسمش. پس از این جهت برای خودم جالب است. (البته اگر دفاع محسوب شود)

قصه اما، همان قصه ی همیشگی است. عزیزانی آنقدر آشِ انتقاد را شور کرده اند که اندک نوشته ی بحقی هم در انتقاد به بی قانونی های 88 باعث می شود  (عذر می خواهم از این تعبیر) دلِ مخاطبِ خاکستری بهم بخورد و بالا بیاورد. حالا شور کردنِ آش انتقاد که همیشگی است. اما اینبار دیدم عزیزی حقوق خوانده چنان واضح از مسیر انصاف دور شده که نمی شود در برابر این سیاه دانستنِ ماست در روز روشن سکوت کرد. البته مقصود من از این ماجرا، بحثِ ماهوی حوادثِ دردناکِ 88 نیست. غرضم تمسک به مباحثِ حقوقی و نقض بدیهی ترین اصول حقوق برای رسیدن به نتیجه ی دلخواه است.

***

دوستِ عزیزمان در بخشِ اولِ نوشته اش (+) مقدماتی تئوری را آورده و بعد نتیجه گرفته اند که اعمالِ نامزدهای معترض به انتخاباتِ سال 88، مصداقِ فساد فی الارض است و بعد از حصر آزادی نیست، محاکمه است.

تا اینجای نوشته مشکلی نیست. به هر حال هرکسی می تواند در بسترِ مباحثِ علمی برای کسانی که در مظان اتهام هستند تئوری بنویسد و چه خوب که بجای توهین، مباحث در بستر علم پیش برود که علم بهترین بستر برای نتیجه گرفتن است.

حرفم روی بخش دومِ نوشته ی دوستِ عزیزمان است که با مقدماتی، وضعیتِ فعلی محصورین را مصداق بازداشت موقت انگاشته اند!

جدای از تعارض محرز و جدی این بازداشت با اصلِ 32ق.ا که منع بازداشت به ترتیب غیرقانونی و ضرورت اعلام کتبی دلیل بازداشت ظرف 24 ساعت به متهم را بیان می کند و اصلِ 33 که اشعار می دارد: “هیچ‌کس را نمی‌توان از محل اقامت خود تبعید کرد یا از اقامت در محل مورد علاقه‏ اش ممنوع یا به اقامت در محلی مجبور ساخت.”
و اصول 34 و 35 که دادخواهی و رجوع به دادگاه و داشتن وکیل را حق مسلم هر فرد اعلام و صریحاً بیان می کند “هیچ‌کس را نمی‌توان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع کرد”.
حرفم روی اصلِ 36 است که بیان می کند: “حکم به مجازات و اجراء آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.”

البته این “جدای”ی که گفتم محل تامل است! نادیده گرفتنِ 4 اصل از اصول قانون اساسی را به هیچ طریق نمی شود توجیه کرد.
اما از آنجایی که مبنای نوشته ی دوستِ عزیزمان این است که این حصر، “بازداشت موقت” است و این  بازداشت “قضایی” است، باید بیشتر روی اصل 36 تاکید کرد که کدام محکمه؟ کدام قاضی؟ بر اساس رویه و تشریفاتِ کدام آیین دادرسی و به امضاء چه کسی این حکم بازداشت موقت را انشاء نموده است؟ انشاء حکم بر اساسِ کدام مستند و مستدل بوده؟ جایگاهِ متهم، دادستان، وکیل، و اعتراض به حکم کجاست؟

جناب محبی در پاسخ به همه ی این سوالات به اصل 176 قانون اساسی یعنی وظایف شورای عالی امنیت ملی استناد می کنند. نگاهِ کوتاهی به این اصل مشخص می کند که قانونگذار برای این شورا سه وظیفه برشمرده است:

1)تعیین‏ سیاست‌های‏ دفاعی‏ – امنیتی‏ کشور در محدوده‏ سیاستهای‏ کلی‏ تعیین‏ شده‏ از طرف‏ مقام‏ رهبری‏.
2) هماهنگ‏ نمودن‏ فعالیت‏ های‏ سیاسی‏، اطلاعاتی‏، اجتماعی‏، فرهنگی‏ و اقتصادی‏ در ارتباط با تدابیر کلی‏ دفاعی‏ – امنیتی‏.
3) بهره‏ گیری‏ از امکانات‏ مادی‏ و معنوی‏ کشور برای‏ مقابله‏ با تهدیدهای‏ داخلی‏ و خارجی‏.

حال سوال اینجاست که از کجای این متنِ قانون می شود محکمه بودنِ و اجازه ی انشاء قرار بازداشت موقتِ قضایی توسط این شورا که وظیفه سیاستگذاری و هماهنگی را دارد استنباط کرد؟ و حتی بالاتر از آن برای این شورا، چنان جایگاهی قائل شد که علاوه بر صدور حکمِ قضایی می تواند در مواقع ضروری احکامی صادر کند که ناقض اصول متعدد قانون اساسی و خلاف تمامی تشریفات آیین دادرسی از جمله ماده 130 به بعد آ.د.ک در خصوص تشریفات صدور قرار بازداشت موقت باشند؟

جنابِ محبی که ظاهراً خود با این سوال و تناقض جدی مواجه بوده اند به تفسیر قانون دست زده اند. تفسیر موسعی آورده اند که :

“فلسفه این اصل عبارت است از آنکه هر گاه قوانین و مقررات عمومی کشور که به تصویب مجلس شورای اسلامی می‌رسد و همچنین اصول عادی قانون اساسی ناتوان از برقراری “امنیت” به عنوان رکن اصلی حاکمیت سیاسی بودند، شورای عالی امنیت ملی با تصویب مقررات “خاص” که علی‌الاصول مغایر با اصول عادی و جاری است به برقراری امنیت در کشور اقدام می‌کند.”

به نظرم اگر آدمی بعد از این تفسیر از قانون آیه ی استرجاع جاری کند رواست!  حتی تصور جامعه ای که حقوق خوانده هایش چنین برداشت هایی از قوانین واضح دارند مو بر تن آدمی سیخ می کند. 

این چگونه امنیتی است که با تصویب قوانینِ خلاف اصول عادی به دست می آید؟ آیا معنی این حرف این نیست که قوانین مترقی جامعه ی ما آنقدر فشل هستند که در مواجه با بی نظمی ها ناچار باید به روش قبائل بدوی تمامی اصول را کنار زد و متمسک به کدخدامنشی های مبسوط الید شد؟

 اعتراض ما به آقایان موسوی و کروبی، این بود که گیرم معترضید، چرا قانون را نقض می کنید؟و نه دی 88 آمدیم تا از جمله بگوییم ما پشتیبان رهبری هستیم که علی رغم تمام مشکلات حاضر نشدند حتی یک ذره از قانون کوتاه بیایند. حالا خودمان، برای توجیه، گِرای اشتباه بدهیم؟

به هر روی، انگیزه ی من از نوشتن این مطلب این بود که دوستان! رفقا! هر بار برای توجیه اعمالمان حاضر شدیم قانون را اینچنین زیر و رو کنیم، در فردا روزی که دیگری برای توجیه اعمالش قانون را زیر و رو کرد حرفی برای گفتن نخواهیم داشت…

در پایان باید ذکر کنم که این نوشته صرفاً انتقادی به “بازداشت موقت” دانستنِ وضعیت فعلی محصورینِ 88 و قائل به جایگاه قضایی داشتن شورای عالی امنیت ملی و خلطِ مبحث “قانونی” با مبحثِ “قضایی” بودن حصر است چرا که از منظر “قانونی” بودن حصر قابل تامل است. چنانچه در این گفتگو (+) آقای موسی زاده به آن اشاره کرده اند.



10 دیدگاه برای “بعد از تحریف قانون، امنیت نیست!”

  1. محمدحسن گفت:

    سلام امیر جان
    منصفانه و دقیق بود.
    خوب کردی اون بند آخر رو نوشتی وگرنه برچسب بود که میومد. با نصب رایگان در محل!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ ژانویه 5th, 2015 08:42:

    با نصب رایگان! :)

    [پاسخ]

  2. محفوظ گفت:

    سلام.
    نمی‌دونم چطوری امکان داره امثال شما دم از اخلاق و قانون بزنند.

    میرحسین موسوی رو که بنا به دلایلی که کاملا واضحه، محاکمه علنی نخواهید کرد، چون از تماس تلفنی معروف عزیزِ دلِ … در روز حادثه نخواهد گذشت (ماجرای اون تماس رو خودم از مسئول رسانه ستاد موسوی شنیدم).
    هر کسی الان می‌فهمد که بیخود نبود رئیس ق عوض شد و محاکمه‌های شاهرودی همه تعطیل شدند. حتی با احمدی‌نژاد هم کاری کردید که بعدها در تاریخ بنویسن.

    فقط یه سوال از شما دارم:
    عزیز دل من! یعنی شما نمی‌دونی کی گفته حصر باشن؟! و کیا دنبال رفع حصر و محاکمه بودن و ایشون مخالفت کرده؟! ریشه این حکم به کجا می‌رسه؟!

    شما احساس تناقض نمی‌کنید؟!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ ژانویه 8th, 2015 10:45:

    سلام
    همون اول نوشتم مطلب، بحثِ علمی در خصوص مسائلِ شکلی (تشریفات رسیدگی و روال قانونی) یک پرونده هست نه مسائلِ ماهوی (کی مقصر هست و کی نیست).
    ضمناً به نظرم مدت هاست هم موافقان جمهوری اسلامی و هم مخالفان هم نظر شدند اینکه بگیم همه چیز به رهبر ختم می شه صحیح نیست برای رسیدن به هدف راه صحیح رو اگر درست طی کنیم و روال قانونی اگر انجام بشه متوجه می شیم رهبر هم چیزی خلاف قانون رو مطالبه نمیکنه.

    [پاسخ]

  3. عاشق شهدا گفت:

    آیت الله آملی لاریجانی به تکرار برخی اظهارنظرها درباره غیرقانونی بودن حصر سران فتنه اشاره کرد و با غلط دانستن این موضوع که «حصر سران فتنه غیرقانونی است» گفت: حصر سران فتنه مصوبه شورای عالی امنیت ملی بوده است و براساس مصالح نظام تصویب شده و کسانی که می گویند حصر غیر قانونی و خلاف قانون اساسی است، تنها نیمی از قانون اساسی را قبول دارند در حالی که باید همه قانون اساسي را دید و دانست که بر حسب اصل 176 قانون اساسی شورای امنیت ملی وظایفی دارد و ساز و کار مصوبات آن و اعتبار و حجيت آن نیز کاملا مشخص و روشن است.

    رئیس دستگاه قضا با اعلام اینکه «ما نمی گوییم در شورای عالی امنیت ملی تفهیم اتهامی صورت گرفته و یا در شورای امنیت ملی محکمه‌ای شکل گرفته است» افزود: شورای عالی امنیت ملی بر حسب وظایف خود و براساس مصالح نظام مصوبه داشته که کاملا درست و قانونی است و جلوی تحرک و تحریک فتنه گران برای فتنه های آینده را گرفت.

    آیت الله آملی لاریجانی با تاکید مجدد بر اینکه در باره مسائل مختلف از جمله شرایط و دلائل حصر و یا موضوع ولایت فقیه و مسایل دیگر باید استناد به قانون اساسی استنادی همه جانبه و مبتنی بر تمامی اصول قانون اساسی باشد گفت: اصول قانون اساسی درباره حفظ حقوق شهروندان و عدم تعرض به جان و مال و حقوق و مسکن و شغل آنان کاملا واضح و مشخص است ولي در عين حال در اصل بيست و دوم قانون اساسي استثناء آن را نيز آورده است: «مگر در مواردي كه قانون تجويز كند». امنیت و مصالح ملی و نظام كه اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی است، مي‌تواند استثناء در قانون را تشكيل دهد.

    رئیس دستگاه قضا با طرح این موضوع که «تکرار ادعای خلاف قانون بودن حصر سران فتنه و پاسخ ندادن به آن این گمان را در باور مدعیان به وجود آورده که حرفشان درست است» به ادعای تکراری دیگر عوامل فتنه درباره محاکمه نشدن سران فتنه و دلائل آن پرداخت واعلام کرد: عوامل فتنه و برخی حامیان آنان همواره می پرسند که چرا سران فتنه محاکمه نمی شوند؛ و حتی پا فراتر گذاشته و می گویند که نظام و دستگاه قضایی حرفی برای گفتن ندارد و جرات ندارد که سران فتنه را محاکمه کنند اما پاسخ ما این است که دستگاه قضایی بسيار مقتدرتر از اين است كه از محاكمه سران فتنه خوفي داشته باشد. كما اينكه با صلابت و اقتدار، توانایی خويش را در رسیدگی به پرونده هایی به مراتب سنگین تر و پیچیده تر از اینها نشان داده است.

    رئیس دستگاه قضا «مصوبه شورایعالی امنیت ملی درخصوص حصر سران فتنه» و «اظهار نظرهای صریح برخي عوامل فتنه درباره اینکه گفته‌اند اصلا نتیجه محاکمه برایشان مهم نیست و آنان تريبوني می‌خواهند که حرفهای خود را بزنند» را دو ملاحظه و دلیل دستگاه قضا برای برگزار نکردن دادگاه سران فتنه اعلام کرد.

    آیت الله آملی لاریجانی با اشاره به اينكه هر گاه مصوبه شورای عالی امنیت ملی در خصوص حصر سران فتنه تغییر یابد، دستگاه قضایی آماده برگزاری دادگاه سران فتنه است گفت: البته باید بگوییم دادگاه جای درد دل کردن سران فتنه و سخن پراکنی و تحريك عواطف مردم نخواهد بود و این افراد در دادگاه باید از خود و عملکردشان دفاع کنند و پرونده این افراد نیز به اندازه کافی مملو از موارد اتهامی است.

    آيت الله آملي لاريجاني در پايان گفت: نظام اسلامي و مردم با بصيرت ما مجال برپایی مجدد بساط فتنه را نخواهد داد.

    [پاسخ]

  4. محفوظ گفت:

    این حرف شما واقعا برام جالب بود!
    لابد عوض کردن رئیس ق یا صحبت‌های مطهری درباره گفتگوی خودش با ایشون اصلا دلیل محسوب نمی‌شن!

    در این چند ساله اونقدر بدعت قانونی دیدم که به حرفای شما میگم “مزخرف”.
    ببینم کجای دنیا وقتی یه نفر تو انتخابات رای بیاره، رد صلاحیتش میکنن و نفر دوم رو میفرستن پارلمان؟! رئیس جمهور چکاره مملکته که اجازه نصب یا عزل وزراش رو نداره؟! چرا مذاکرات کشور باید دست کسایی باشه که به هیچ کسی پاسخگو نیستن و تبعات مذاکراتشون رو بندازن گردن دولت؟!

    من از اومدن روحانی خیلی خوشحال شدم، چون باعث شد یه سری از بدعت های فراقانونی از بین برن. الان دیگه نمیشه مثل آب خوردن تو کار بقیه دخالت کرد، الان فقط میشه رهنمون داد!

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ ژانویه 12th, 2015 11:27:

    «ببینم کجای دنیا وقتی یه نفر تو انتخابات رای بیاره، رد صلاحیتش میکنن و نفر دوم رو میفرستن پارلمان؟!»
    پارلمان رو نمی دونم … ولی تو ایران برای ریاست جمهوری 88 یه عده خواستن این کارو بکنن!

    «رئیس جمهور چکاره مملکته که اجازه نصب یا عزل وزراش رو نداره؟!»
    یادش به خیر، نزدیک 10 تا وزیر احمدی نژاد همینجوری جابه جا شدن!

    «چرا مذاکرات کشور باید دست کسایی باشه که به هیچ کسی پاسخگو نیستن و تبعات مذاکراتشون رو بندازن گردن دولت؟!»
    کی بود می گفت اگه منو استیضاح هم بکنید نمیگم چی مذاکره کردیم؟

    «من از اومدن روحانی خیلی خوشحال شدم، چون باعث شد یه سری از بدعت های فراقانونی از بین برن.»
    هرجور توافقنامه بین المللی باید به تصویب مجلس …
    اسید لطفا …!

    [پاسخ]

  5. محفوظ گفت:

    به محمد حسن:

    وقتی یه کامنت دیدید که باعث شد غیرتتون به قلیان بیفته، قبلا از تایپ کردن تفکر کنید. یه دقیقه صبر کن و بعد کتمنت بذار. مجبورت نکردن که حتما همون لحظه جواب بدی. البته از جماعتی که غیرتشون سریعتر از عقلشون موضع‌گیری میکنه انتظاری نیست.

    درباره موضوع1: انتخابات سال 90 مجلس رو چک کن و بعد اظهارنظر کن اخوی. انتخابات شهرای شمالی رو چک کن، بعد سعی کن جواب سوالم رو بدی. قانون اساسی هم در زمینه بازه امکان ردصلاحیت کاملا شفافه.

    درباره موضوع2: اتفاقا یه رئیس جمهور اگه حق تغییر وزرا رو داره، باید همیشه حقش رو داشته باشه. هر آدم اهل تفکری میدونه وقتی یه رئیس جمهور نتونه وزراش رو تغییر بده، نگاه وزرا به جایی میره که عامل ابقای اونهاست و دیگه به رئیس جمهور به عنوان مافوق نگاه نمیکنن.
    اگه واقعا مردش هستید، بگید همون نهاد مافوق هیئت دولت تشکیل بده و خودش هم به آحاد مردم پاسخگو باشه، نه اینکه مدام دخالت کنه و در عین حال هیچ وقت مسئولیت وضع فعلی و تبعات دخالتاش رو قبول نکنه.

    درباره موضوع3: جلیلی چکاره مملکت بود که میرفت و مذاکره میکرد؟! پیشنهادهای و شرایط مذاکرات رو با کی مطرح میکرد؟! اگه جلیلی منصوبه، پس چرا ناصبش مسئولیت تبعات مذاکرات رو هیچ وقت به عهده نگرفت؟! اصلا ولایتی چیکاره بود که میرفت عمان با اسمش رو نبر مذاکره میکرد؟! شایدم از نظر شما اصلا رای مردم تو نظام دیپلماسی معنی پیدا نمیکنه؟!

    شما مثل نویسنده وبلاگ دچار تناقضید، حالا یکی کمتر و یکی بیشتر.

    ولی دم روحانی گرم! از وقتی اون اومده، دیگه هیچ کی از نماینده ها جرئت ندارن از وضع اقتصادی ما سیاه‌نمایی کنن {هر چند به اندازه کافی سیاه هست}. دیگه هیچ کی جرات نداره تو کار منتخب مردم {حتی اگه فقط رای 33% واجدین رو داشته باشه} دخالت کنه و کسی بهش هیچی نگه. دیگه نمیتونن به منتخب حداقلی مردم بد و بیراه بگن. دیگه نمیتونن تو سیاست خارجیش دخالت کنن، چه برسه به اینکه توافقاتش با بقیه {مثل بیانیه تهران با ترکیه و برزیل} رو یه طرفه لغو کنن.

    الان همه چی داره بر میگرده سر جای خودش.

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ ژانویه 20th, 2015 01:46:

    والا من بیشتر قوه طنزم به غلیان افتاد تا غیرتم!
    حالا لطفا بفرمایید:
    1- توی کدام شهر بعد از انتخابات سال 90 منتخب ملت رو «ردصلاحیت» کردن؟
    والا ما این لینک رو هم گشتیم چیزی پیدا نکردیم:
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%28%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B1%E2%80%93%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B0%29
    به ویکی پدیا بگین یه همچین اتفاقی رو از قلم نندازه!

    2- در مورد موضوع دوم بنده موضعی نگرفتم. فقط ارجاعتان دادم به موضگیری مشابه مجلس در برابر دولت احمدی نژاد.
    به نظر شما اون موقع دولت هر وزیری می خواست می آورد و می برد؟ اون همه وزیری که رای عدم اعتماد گرفتن چغندر بودن؟

    3- «جلیلی چکاره مملکت بود که میرفت و مذاکره میکرد؟!»
    دبیر شورای عالی امنیت ملی بود. مسئولیت تصمیماتش هم با شورا بود که از همه قوا توش بودن.
    نکته: الان پرونده رفته دست وزارت امور خارجه و مسئول مستقیمش خود دولته. چون هیچکس دیگه اجازه دخالت نداره.

    «پیشنهادهای و شرایط مذاکرات رو با کی مطرح میکرد؟!»
    کلیاتش رو با رهبری نظام. جزئیاتش هم با خودش.
    نکته: آقای عراقچی فرمودن ما خط قرمزهای رهبری رو نتونستیم حفظ کنیم.

    «اگه جلیلی منصوبه، پس چرا ناصبش مسئولیت تبعات مذاکرات رو هیچ وقت به عهده نگرفت؟!»
    هم امام راحل و هم رهبر معظم انقلاب همیشه تبعات ایستادگی در برابر استکبار رو به جون خریدن.
    نکته: می خوای بگی رهبر انقلاب باید بیاد به خاطر فشارهای اقتصادی که دشمنان با تحریم ها به کشور وارد کردن از مردم عذرخواهی کنه؟ اصلا این “مسئولیت تبعات” که میگی دقیقا چطور باید به عهده گرفته بشه؟

    «اصلا ولایتی چیکاره بود که میرفت عمان با اسمش رو نبر مذاکره میکرد؟!»
    اینو آقای جلیلی هم گفت توی مناظره.
    نکته: شما دقیقا به کی معترض هستین؟ ما که نفهمیدیم!

    «شایدم از نظر شما اصلا رای مردم تو نظام دیپلماسی معنی پیدا نمیکنه؟!»
    البته که معنی پیدا می کنه. ولی به شرط اینکه وبلاگ نویس رو به خاطر نقد توافقنامه ژنو نکشونین شورای عالی امنیت ملی!
    نکته: ندارد!

    بله اخوی شما حق دارید!
    هیچ نماینده ای جرئت نداره از وضع اقتصادی گلایه کنه!
    چون توپخانه رسانه ای دولت با اتهام افراط و فساد و کاسب تحریم مثل شیر وایستاده!

    این چیزهایی که ته کامنت تون فرمودین بیش ازاینکه افتخار این دولت باشه دیکتاتوری رسانه ای و بستن دهن منتقدین هست. اگر رییس جمهور منتخب ملت هست مجلس هم هست.

    اگه به این اعتقاد ندارین که هیچ. اگر دارین حق ندارین جملات پایانی کامنت تون رو به کار ببرین.

    بد و بیراه ها و برچسب هایی که نثار ما کردین هم طلب تون.
    یاحق

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: