وکیلانه » » به نام خدای پهلو شکسته‌ها
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
به نام خدای پهلو شکسته‌ها
۱۳ام, اردیبهشت ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۵۸]

 

# شاید بعد از واقعه‌ی کوچه‌، ‌کار برای فقراء مدینه آسان‌تر شده بود. موقع آدرس دادن به هم، دیگر نیاز نبود زیاد زحمت بکشند، داخل کوچه‌ی باریک که شدی، همان درب نیمه سوخته …

# و ما هم، اکنون پشت درب همان خانه‌ایم، مسکین هستیم، چون این دنیا برایمان تنگ است؛ یتیم‌ هستیم چون آقای ما در غیبت است و هر چه هم نگاه می‌کنیم چیزی نداریم تا ادعای غنی بودن کنیم، بنابراین فقیر هم هستیم. مستحق ِ مستحق …
اما همه‌ی اینها که به کنار، حسین‌ت
ما را خوب می‌شناســد،
پس به مــا هــم
طـعامی بـده
مادر‌ جان ….

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همانگونه که الله احتیاجی به عبادات ما ندارد، اولیاء الله هم نیازی به اشک ما ندارند. تعظیم شعایر الهی به منظور درس گرفتن است نه صرفاً اشک. و فاطمیه بهترین موعد است برای فراگیری درس دفاع از ولایت و چگونگی آن. توصیه می‌کنم این لینک را تا پایان و به دقت بخوانید لطفاً‌ :
♦ حفظ ثبات اجتماعی فلسفه مهم جهت‌گیری‌های اولیای الهی بود



۵۸ دیدگاه برای “به نام خدای پهلو شکسته‌ها”

  1. عشقستان اسماعیل گفت:

    السلام علیک یا زهرا(س)
    تو را با هر نام که بخوانم
    دوباره این نام نیلوفری ات
    آشنایی دیرین دلم میشود، زهرا(س)
    بگذار نیلوفرانه برای تو بخوانم
    دفتر خواهش های ناگفته دلم را
    این روز ها ……
    نه بگذار ناگفته بماند
    دردی که …………….

    [پاسخ]

  2. عشقستان اسماعیل گفت:

    رمز «یازهرا» که در بی‌سیم‌ها می‌پیچید، دل‌ها به غربت و مظلومیت مدینه گره می‌خورد.
    با رمز آشنای همیشه شیعیان داغدار
    سلام یا زهرا(س)

    [پاسخ]

  3. 313 گفت:

    بسم رب الحسین…
    حسینت ما را میشناسد….
    به ما هم طعامی بده

    [پاسخ]

  4. 313 گفت:

    بر بانوی مطهرمان گریه می کنیم

    بر آن همیشه بهترمان گریه می کنیم

    با این دو زمزمی که خداوند داده است

    بر آیه های کوثرمان گریه می کنیم

    بر روی بالهای سپید ملائکه

    بر آن کبود پیکرمان گریه می کنیم

    کُنجی نشسته ایم و کنار پیمبران

    بر دختر پیمبرمان گریه می کنیم

    بر لاله های بستر او خیره می شویم

    بر آنچه آمده سرمان گریه می کنیم

    دیر آمدیم و حادثه او را ز ما گرفت

    حالا کنار باورمان گریه می کنیم

    قبل از حساب، صبح قیامت که می شود

    اول برای مادرمان گریه می کنیم…

    [پاسخ]

  5. 313 گفت:

    سلام علیکم
    خداقوت
    نمیدونم چرا مردم فراموش کردند فاطمیه یعنی چی!!!!
    نمیدونم چرا هیچ کس درک نمیکنه…
    محرم که میشه به احترام ارباب صدای موسیقی شنیده نمیشه…اما در ایام فاطمیه…هیچ کس به فکر حال دل حسنین نیست…
    چرا؟؟؟؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۹:

    سلام
    نمیخوام خوش‌بین بازی دربیارم .
    اما ایمان مردم که یکسان نیست، وقتی صدا و سیما این باشد و کوچه و خیابان شهرها هم آن ،‌ آیا اصلا بعضی‌ها یادشان می‌آید که الان فاطمیه‌اس؟

    [پاسخ]

  6. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

    یا فاطِمَهُ مَن صَلّی عَلَیکِ غَفَرَ اَللهُ لَهُ وَ اَلحَقَهُ بی حَیثُ مِنَ الجَنهِ

    ای فاطمه، هرکس بر تو صلوات فرستد، خداوند او را آمرزیده، و در بهشت هرکجا باشم به من ملحق خواهد کرد.

    (بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۵۵ و جلوه نور ص ۹۰)

    یا حق

    [پاسخ]

  7. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام
    شرمنده آقای صاحب خونه
    جناب عبدلله پاسخ سوال شما را به شکل اجمالی به ادرس ایمیلتان ارسال کردم

    [پاسخ]

  8. سلام

    همه‌ی اینها که به کنار، حسین‌ت
    ما را خوب می‌شناســد

    ای کاش مولا را به خوبی بشناسد

    خیلی زیبا بود خیلی

    نوای آخر هم عالیه/ ممنون

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۴۹:

    ای کاش مولا ما را به خوبی بشناسد

    [پاسخ]

  9. سلام مجدد
    من هم مثل شما به دوستان توصیه می کنم حتما حتما حوصله کنند و لینک توی بعدا نوشت رو تا انتها بخوانند

    اگر اهل عشقی اهل صبر هم باش

    [پاسخ]

  10. م.طاهري گفت:

    سلام
    شرمنده، بعد از مدتی غیبت آمدم
    انشاالله هیچ وقت روزگار کسی رو به خودش مشغول نکند!

    اجرتان با صاحب این ایام، انشاالله

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۰۸:

    علیکم الســـلام
    خوشحال شدم از دیدن اسم شما
    مستدام باشید انشالله

    [پاسخ]

  11. سلام
    نشستم پای سیستم و منتظرم اینتر نت ذغالی خونه حسینیه رو بیاره
    بی تابی هایم را مرور می کنم
    میگه : یه سرودی بزار با نواش بخوابیم
    میگم: دهه فاطمیه نیست؟
    میگه راست میگی. ولش
    و حالا از توی کوچه صدای آهنگ میاد
    چه این صدا مثل صدای شکستن دره الان
    مثل صدای شکستن پهلو

    [پاسخ]

  12. صحبت که به حضرت مادر رسید
    جوان دانشجو گفت : حیران بیتابی امام جوادم(ع)
    گفت : چه طور؟
    گفت : ۴ سالش بود می نشست روی زمین و ناله میزد. می گفت تا اینها رو بیرون نیارم و …..دلم آرام نمیشه

    میگه موندم : یه بچه ۴ ساله…………………
    خدایا به بیتابی ۴ سالگی جواد الائمه
    بیتابی و درماندگی مان را دریاب

    [پاسخ]

  13. نوجوان که بودم همسایه ای داشتیم که جوان بسیار برازنده و .. بود.
    دست روی هر دختری اگر می گذاشت….
    از همه این چیز ها گذشت و با دختر شهید ازدواج کرد . شد بابا علی فاطمه سادات وزهرا سادات
    و یتیمان شهید را مثل برگ گل بزرگ کرد
    دیروز فهمیدم تنها دختر خودش که نوجوان هم هست به بیماری لاعلاجی دچار شده

    یا مادر سادات(ع) سیمای بابا علی رو به خواری شهید زاده اش شفا بده

    [پاسخ]

  14. مادر نمیر
    ما کودکیم
    از آب و گل در نیامده ایم
    نه
    نمان برای اینکه …..
    بمان تا ما مادری چون تو داشته باشیم
    بمان تا………..
    مادر نرو
    بابا تنهاست

    [پاسخ]

  15. سلام. عزاداری ها قبول.
    یک لینک در آن میان چه خوش می درخشد! :mrgreen:
    چقدر چند وقته دور شدم از این جا. یادش به خیر اون تست کنکوری من در مورد علی الطلوع. یادتونه؟

    [پاسخ]

  16. می پرسه : چه طور شد که حضرت امیر(ع) با اون همه غیرت……..
    میگه : هیچکی به اندازه حضرت مادر (ع) شایسته دفاع از علی(ع) مظلوم نبود
    اصلا کسی نبود
    مادر (س) تنها کسی بود که………….
    می گه : تنها …….
    اصلاح میکنم: نه محسنش(ع) هم بود

    [پاسخ]

  17. م رضوی جان. اون در گوشی باشه برای بعد. گاهی اوقات این ترسیدن ها یک دلیلی توش هست.
    آقای صفا هم ابهتشون ما رو می گیره مزید بر علت می شه! ها! اینا رو فقط واسه خودت گفتم. کسی نفهمه!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۷:

    من مشکلی ندارم :)

    [پاسخ]

  18. یا علی. میایم وسط میدون. بچه مرشد بزن اون زنگو! بزن اون ضربو! جای گرمو و نرمو. زیر کرسیو!
    من خل شدم؟ آیا؟!

    [پاسخ]

  19. چرا این جوری نگاه می کنید؟! خوب یاد قدیما افتادم. این جا شلوغ بود. همه بودن. من بودم، شما بودی، سارا بود، افق بود، هپلی بود، مسعود ساس بود، سید احمد بود، بیچک بود، ن خ بود، خادم الشهدا بود. همه بودند. ان شاالله هر کی هر جا هست خوب و موفق باشه.
    حاجی ولی زارت سایتت در نمیاد! از ما گفتن. در هر صورت زت زیاد. شب همه شکولاتی.
    خواب خدا رو ببینید.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۱:

    راست میگی !
    یاد تابستون بخیر

    به امید یه تابستون بیکار :mrgreen: و پربار دیگه:)

    [پاسخ]

  20. ادامه نیایش ۱۷
    بار خدایا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و در برابر ضلالت‏شیطان ما را از هدایت خود بهره‏مند گردان و در برابر تلاش او به‏گمراهى ما،ما را از پرهیزگارى رهتوشه ساز.اگر او ما را به راه تباهى‏مى‏کشد،تو ما را به راه تقوى راه نماى.

    بار خدایا،راه شیطان به دلهاى ما مگشاى و جایگاه او در آنچه از آن‏ماست قرار مده.

    بار خدایا،حقیقت هر باطل را که شیطان در چشم ما مى‏آراید به مابشناسان.و چون شناساندى،ما را از ارتکاب آن بازدار.و به ما بیاموزکه چسان فریبش دهیم و ما را آگاه کن که با چه آلت و عدت با او جدال‏کنیم و از خواب غفلت بیدارمان ساز که بدو نگرویم و توفیق خود رفیق‏ما گردان و در پیکار به خلاف او یاریمان نماى.

    بار خدایا،دلهاى ما را از انکار اعمال او لبریز کن و لطف خویش همراه ما کن تا رشته حیله‏هاى او از هم بگسلیم.

    بار خدایا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و شیطان را بر ما چیره‏مگردان و از ما نومیدش گردان و طمع او از ما ببر.

    [پاسخ]

  21. ستاره ستاره مهره
    سلام
    ثوابی از اشک هاتون رو هدیه کنید ب تمام پیامبران . امامان. شهدا و رفتگان ……..
    التماس دعا
    ممنون ک هستین

    [پاسخ]

  22. م.رضوی گفت:

    سلام بر اهالی حزب الله

    [پاسخ]

  23. م.رضوی گفت:

    امشب روضه نداریم؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۶:

    من که بیش از ۴۰ دقیقه اس هستم

    [پاسخ]

  24. م.رضوی گفت:

    با اجازه صاحبخونه
    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعه و فی کل الساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

    [پاسخ]

  25. م.رضوی گفت:

    گل، بر من و جوانی من گریه می‌کند
    بلبل به خسته جانی من گریه می‌کند

    از بس که هست غم به دلم، جای آه نیست
    مهمان به میزبانی من گریه می‌کند

    از پا فتاده پا و ز کار اوفتاده دست
    بازو به ناتوانی من گریه می‌کند

    گل‌های من هنوز شکوفا نگشته‌اند
    شبنم به باغبانی من گریه می‌کند

    در هر قدم نشینم و خیزم میان راه
    پیری، بر این جوانی من گریه می‌کند

    گردون، که خود کمان شده، با چشم ابرها
    بر قامت کمانی من گریه می‌کند

    این آبشار نیست که ریزد، که چشم کوه
    بر چهره‌ی خزانی من گریه می‌کند

    فردا مدینه نشنود آوای گریه‌ام
    بر مرگ ناگهانی من گریه می‌کند

    [پاسخ]

  26. آه
    سلام
    چه قدر دلم برای روضه مجازی تنگ بود

    چرا هیچ کس برای مظلومیت علی دق نمی کند؟

    مولا در خانه نشسته باشد و بانو به دفاع برخیزد؟

    قلب شیعه به درد آمده
    وای از جهل مردمان و تنهایی اهل بیت

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۸:

    وای از جهل مردمان…
    و وای از جهل خودم…

    مادر… مرهمی برای پهلویت نبودم نه؟

    [پاسخ]

  27. قرار بود که با این روضه مجازی اشکالات دنیای خودمون رو فریاد کنیم
    کجاست رنگ و بوی فاطمیه؟
    کو عزای مادر؟
    مگر آقا نگفتن که فاطمیه را عاشورایی برگزار کنین؟
    مگر دنیا مدیون محبت مادر نیست؟
    باز هم خوبه که نزدیک ایام شهادت که شد طنز شبانه رو پخش نکردن و گرنه…..

    [پاسخ]

  28. م.رضوی گفت:

    شعله در شعله دل کوچه پر از غم می شد
    کوچه در آتش و خون داشت جهنم می شد

    “باید آتش بزنم باغ و بهار و گل را….”
    روضه مکشوف تر از آن چه شنیدم می شد

    بین دیوار و در انگار زنی جان می داد
    جان به لب از غم او عالم و آدم می شد

    لااقل کاش دل ابر برایش می سوخت
    بلکه از آتش پیراهن او کم می شد

    زن در این برزخ پر زخم چه رنجی دیده است؟
    بیست سالش نشده داشت قدش خم می شد

    تا زمین خورد صدا کرد “علی چیزی نیست”
    شیشه ای بود که صد قسمت مبهم می شد

    آن طرف مرد سکوتش چقدر فریاد است
    روضه جان سوز تر از غربت او هم می شد؟

    “میخ کوتاه بیا همسرم از پا افتاد
    میخ هر لحظه در این عزم مصمم می شد

    غنچه دارد گل من تیغ نزن بی انصاف
    حیف،بابا شدنم داشت مسلم می شد”

    ناگهان چشم قلم تار شد و بعد از آن
    کربلا بود که در ذهن مجسم می شد

    کوچه در هیأت گودال در آمد آن گاه
    بارش نیزه و شمشیر دمادم می شد

    اشک خواهر وسط هلهله طوفانی بود
    اشک و لبخند در این فاجعه توأم می شد

    سیب سرخی به سر شاخه ی نیزه گل کرد
    داشت اوضاع جهان یکسره درهم می شد

    که قلم از نفس افتاد،نگاهش خون شد
    دفتر شعر پر از واژه ی شبنم می شد

    کاش همراه غزل محفل اشکی هم بود
    روضه خوان، مقتل خونین مقرم می شد

    [پاسخ]

  29. توی روضه اسم حسین رو آوردین و دلم رو بردین کربلا
    یاد غیرت عباس افتادم و دست های بریده اش
    یاد مهربانی حسین(ع) افتادم و رگ های بریده ش
    یاد شیرینی رقیه افتادم و نفس های بریده از اشکش در خرابه
    یاد بانویم زینب افتادم و کمر خمیده ش و صبر تمامش

    واقعا که مستحکم ترین کوه ها هم ایستادگی را از زینب می آموزند

    مهربانی تمام را زینب از مادر آموخت/ وقتی اول برای دیگران دعا می کرد
    صبر تما را از مادر آموخت وقتی که با تن مجروح هم….

    سلام بر اسوه صبر و مهربانی/ سلام بر بانوی بی مانند هستی
    سلام بر مادرم زهرا
    سلام بر قلب صبور زینب

    [پاسخ]

  30. م.رضوی گفت:

    شهر آبستن غم هاست خدا رحم کند
    شهر این بار چه غوغاست خدارحم کند

    بوی دود است که پیچیده ، کجا میسوزد ؟
    نکند خانه ی مولاست خدا رحم کند

    همه ی شهر به این سمت سرازیر شدند
    در میان کوچه دعواست خدا رحم کند

    هیزم آورده که اتش بزنند این در را
    پشت در حضرت زهراست خدا رحم کند

    همه جمعند و موافق که علی را ببرند
    و علی یکه و تنهاست خدا رحم کند

    بین این قوم که از بغض لبالب هستند
    قنفذ و مغیره پیداست خدا رحم کند

    مادر افتاد و پسر رفت زدست ، درد این است
    چشم زینب به تماشاست خدا رحم کند

    مو پریشان کند و دست به نفرین ببرد
    در زمین زلزله برپاست خدا رحم کند

    ماجرا کاش همان روز به آخر می شد
    تازه آغاز بلاهاست خدا رحم کند

    غزلم سوخت دلم سوخت دل آقا سوخت
    روضه ی ام ابیهاست خدا رحم کند ….

    [پاسخ]

  31. م.رضوی گفت:

    ز بی محلی همسایه های این کوچه
    دلم گرفته شبیه هوای این کوچه

    حسن بگو پسرم جای امن می بینی؟
    کجا پناه بگیرم کجای این کوچه؟

    بیا عزیز دلم تا به خانه راهی نیست
    خدا کند برسیم انتهای این کوچه

    از این مکان و از آن دست می شود فهمید
    کبود می شوم از تنگنای این کوچه

    رسید، چشم خودت را ببند دلبندم
    که پیر می شوی از ماجرای این کوچه

    قباله ی فدکم را بده به من نامرد
    نزن ، بترس کمی از خدای این کوچه

    خدا کند که علی نشنود چه می گوئی
    که آب می شود از ناسزای این کوچه

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۷:

    که پیر می شوی از ماجرای این کوچه
    که پیر می شوی از ماجرای این کوچه
    که پیر می شوی از ماجرای این کوچه

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۹:

    ما را به سخت جانی خود این گمان نبود…
    مادر… ببخشیدمان که پای روضه تان جان نمی دهیم…

    [پاسخ]

  32. سلام
    ما از خیلی وقته پشت دریم

    الهی هیچ مظلومی نبینه
    عزیزش رو به زیر تازیانه

    [پاسخ]

  33. بگذار یک بار دیگر تو را تلاوت کنم
    ای قرآن پشت در

    [پاسخ]

  34. بگذار باز هم مکرر
    تو را تلاوت کند دلم
    ای قران پشت در
    .
    .
    مادر
    مادر
    مادر

    [پاسخ]

  35. م.رضوی گفت:

    مادر! نمی شود که برایم دعا کنی
    درد مرا به دست طبیبت دوا کنی

    یا اینکه یک سحر به قنوت نماز وتر
    یادی از این اسیر قدیم شما کنی

    این دستهای خسته و خالی دخیل توست
    یعنی نمی شود که به من هم عطا کنی؟

    روزی به جای دانه گندم دل مرا
    در سنگ آسیای غمت جابجا کنی

    عمری اسیر کوچه تنگی شدیم تا
    ما را به روی چادر خاکیت جا کنی

    [پاسخ]

  36. م.رضوی گفت:

    مادر… پهلوی شکسته تان فقط گناه چند لعین نبود که در خانه تان هیزم آوردند… گناه تمام مدینه بود. تمام ساکتین مدینه…

    مادر… می ترسم… نکند من هم…

    [پاسخ]

  37. کوچه ی بنی هاشم
    کوچه ای که بن بست نیست
    کوچه ای که تا انتهای اقث روشن است
    کوچه ای که هزار و چهار صا سال است
    پهلویش درد می کند

    [پاسخ]

  38. از دور داشتم به روضه هاتون نگاه می کردم
    خوش به حالتون
    با اجازه برم

    آقای صفا هم به استراحتشون برسن بد نیست
    :)

    [پاسخ]

  39. م.رضوی گفت:

    دیروقته، با اجازه صاحبخونه

    اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم احفظ سیدنا و قائدنا خامنه ای
    اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
    اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک تحت لواء ولیک
    اللهم انصر الاسلام و المسلمین و اخذل الکفار و المنافقین

    ممنون آقای صفا بابت مهمان نوازی تون
    التماس دعا

    [پاسخ]

  40. پرسیدند : چه طورید
    زنانشان
    آن ها که به عیادت آمده بودند
    جوابی نداد مادر
    یک نفر دیگر هم پرسید
    اسماء
    جنس اسماء ولی با بقیه فرق داشت
    و زبان زخم های مادر باز شد
    این حادثه گران برای یک مظلوم است

    [پاسخ]

  41. شنیدم به حسن گفتید از ماجرای کوچه چیزی به بابا نگو
    فکر سالهای سال را کردی که قرار بود
    بی تو علی(ع)
    از ان کوچه بگذرد؟
    گیرم که او نگفت
    کوچه پر از نشانه های سیلی بود

    [پاسخ]

  42. shia گفت:

    سلام
    با عرض تسلیت به مناسبت شهادت بانوی بزگوار اسلام دخت پیامبر(ص) حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها به شما و خانواده گرمیتان
    با صیحه آسمانی بروزم
    منتظرنظر ارزشمند شما هستم
    موفق باشید
    http://shia.mihanblog.com/

    [پاسخ]

  43. shia گفت:

    سلام
    با عرض تسلیت به مناسبت شهادت بانوی بزگوار اسلام دخت پیامبر(ص) حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها به شما و خانواده گرمیتان
    با صیحه آسمانی بروزم
    منتظرنظر ارزشمند شما هستم
    موفق باشید

    [پاسخ]

  44. فطرس ملک گفت:

    سلام خدمت جناب صفا و دوستان حزب الله

    دلم برای حسینیه خیلی تنگ شده بود

    ایام شهادت بی بی دو عالم را تسلیت عرض میکنم

    و از همه بزرگواران التماس دعا دارم

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۵:

    سلام و عرض ادب
    بنده تازه متوجه شدم و همین‌جا از طرف خودم و دوستان تسلیت عرض می‌کنم. انشالله که با مادر سادات محشور باشند.

    [پاسخ]

    فطرس ملک پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۹:

    ممنون از شما برادر بزرگوارم

    منم از همین پست استفاده می کنم و از تمام دوستانی که بنده را مورد محبت خود قرار دادند و با من همدردی کردند مخصوصا خواهر بزرگوارم رهرو عزیز و مهاجر کمال تشکر را دارم.

    انشاءالله تمامی رفتگان با ائمه و معصومین محشور شوند.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۳:

    سلام عزیز
    عزیزی ملک مقرب الهی
    سیده بزرگوار
    دعام کن

    [پاسخ]

  45. خط شكن گفت:

    سلام و عرض ادب
    با اجازه صاحب خونه بزرگوار:

    م.رضوی بزرگوار ممنون از بابت شعر های فوق العاده ای که زحمت کشیدید.
    التماس دعا
    یا حق

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۵:

    سلام
    اکثرشان از این وبلاگ بود:
    http://divaneyas.blogfa.com/
    التماس دعا

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: