وکیلانه » » دانش آموزانی که دارند سیلی به صورتم می‌زنند
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
دانش آموزانی که دارند سیلی به صورتم می‌زنند
۳۰ام, اردیبهشت ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۴۹]

 

به نام خدای زهراء

ممکن است نوشتن این چند خط حمل بر خودستایی شود، اما مفهومی را که می‌خواهم عرض کنم خیلی  با ارزش‌تر از آن است که آبروی مثل منی هم فدایش شود.

# چند سالی هست که همراه با کار اصلیم، ساعاتی هم حق‌التدریسی درس می‌دهم. در این چند سال واقعاً داشتم به این نتیجه می‌رسیدم که انگاری معرفت از بین رفته و یک جورهایی این بچه مدرسه‌ای ها خیلی با قدیم‌ فرق کرده‌اند و ظاهراً اصلا محبت سرشان نمی‌شود. تا اینکه از اول مهر ۸۹ هفته‌ای ۲ ساعت درس گرفتم، در یک پیش‌دانشگاهی غیرانتفاعی . فضای آنجا اساساً معروف است به بی دینی و لاقیدی.

# از اول تدریس، این دو ساعت  خیلی برایم مهم بود. دروغ نگفته‌ام اگر بگویم گاهی قبل از رفتن به کلاس، دو ساعتی پای سجاده و مفاتیح می‌نشستم. ولی نمی‌دانم چرا، هرچی بیشتر سعی می‌کردم کمتر جواب می‌داد. همه کاری هم انجام می‌‌دادم ها، اما از جواب دادن خبری نبود که نبود. تا جایی که قبل از امتحانات ترم اول قید تدریس را زدم و استعفا دادم. راستش را بخواهید حتی خداحافظی هم نکردم از بروبچه‌ها. به نوعی اِند نامردی.
اما انگار از هفته‌ی قبل دارم  سیلی ظاهربیینی و عجول بودن خودم رو می‌خورم.

# سه تا از تخس‌ترین دانش‌آموزان کلاس بدجوریی دارند روی من را کم می‌کنند.‌ اول نوبت “آریا” بود. عصر یکشنبه آمد دفترم و یک ساعتی راجع به چگونگی قطع ارتباط با جی‌افش، سوال پرسید. داشتم شاخ در‌می‌آوردم.
بعد از “آریا” نوبت رضا شد. در کمال ناباوری تماس گرفت که وقت می‌کنید پنجشنبه با هم برویم “گلزار شهدا”؟ شک کردم، گفتم شاید دست به یکی کرده‌اند که مسخره بازی در‌بیاوردند اما وقتی اشک‌های “رضا” را دیدم که روی مزار شهدای گمنام می‌ریخت از خودم خجالت کشیدم.
و تیر آخر را هم ، “اردلان” شلیک کرد. راستش یکی از دلایل ترک مدرسه همین “اردلان” بود. از بس که تیپش یک جوراهایی بود و هی وسط کلاس با چشم و ابرو می‌فهماند که از حزب اللهی جماعت متنفرم، حالم گرفته می‌شد وقتی می‌رفتم سر کلاس. اما حدود دو ساعت قبل از اینکه شروع به نوشتن این پست کنم اس‌ام‌اس زد که :‌
مثل باران خاطراتت ماندنیست، لحن پرمهر صدایت خواندنیست،
گرچه ما اندک زمانی در کنارت بوده‌ایم؛ تا ابد مهر و وفایت در نهادم ماندنیست.

# همه‌ی این حرفها را زدم که بگویم به خدا، هیچ جوانی دین گریز نیست، اصلاً مگر امکان دارد کسی از زیبایی فرار کند؟ بلکه این ما هستیم که نمی‌دانیم چگونه باید دین خدای مهربان را تبلیغ کنیم. گاهی آنقدر عجله می‌کنیم که انگار از اول خودمان بالفطره مذهبی بوده‌ایم و هیچ کس برای ما زحمت نکشیده. القصه خاتمه دهم کلام را به یک سوال:‌ اگر پسر زهرا از ما پرسید که آخرین بار کی محبت آمیزانه امر به معروف کرده‌ای، جوابی داریم بدهیم؟



۴۹ دیدگاه برای “دانش آموزانی که دارند سیلی به صورتم می‌زنند”

  1. سلام
    به بند و دام نگیرند مرغ دانا را…..

    [پاسخ]

  2. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام
    نخنیدیدی ها ولی خوب شد قبل از این پست اسیر شکم نهنگ نشدید برای مدتی
    از کجا معلوم شاید هم شدید

    رو نوشت به خودم: شما که اسیر شکم نهنگ شدی چه قدر باعث عبرتت شد مثلا

    راستش من مدتی تو مدرسه پسرانه کار می کردم. واقعا بچه ها خیلی متفاوت و غیر قابل پیش بینی اند. اون بچه ها الان اکثرا یا دانشجویند یا مهندس و…. ولی هنوز ارتباطشان را دارند…..هنوز گاهی فرصت درس گرفتن و گاهی فرصت درس دادن پیش می آید
    البته اگر خودم اسیر شکم ماهی نباشم

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۴:

    سلام
    یونس حتی !‌ :)

    [پاسخ]

  3. یه دانش اموز گفت:

    از بچه های نسل ما خیلی بد میگند اما فقط ما که پا به پاشون هستیم میدونیم با دین و ایمون تر و حزب اللهی تر از اونا نیست.
    ظاهرشون شاید مشکل داره اما باطنشون بهشته…
    خیلی از مواقع هم بهشون حسودیم میشه.
    مثلا سر صف داشتن قران میخوندن اونوقت منیکه بهم میگن منکرات داشتم حرف میزدم که یکی از اوناشون که ظاهرش بد بنظر میرسه بهم گفت لطفا بعد صحبت کن دارن قران میخونن :!:

    [پاسخ]

  4. عشقستان اسماعیل گفت:

    یک سوال:‌ اگر پسر زهرا از ما پرسید که آخرین بار کی محبت آمیزانه امر به معروف کرده‌ای، جوابی داریم بدهیم؟

    وای اگر از پس امروز بود فردایی

    [پاسخ]

  5. عشقستان اسماعیل گفت:

    گاهی آنقدر عجله می‌کنیم که انگار از اول خودمان بالفطره مذهبی بوده‌ایم و هیچ کس برای ما زحمت نکشیده

    یک روز نشستم همه ی معلم هایم را لیست کردم. دیدم از کودکستان تا فوق لیسانس ۱۸۷ نفر خون دل خورده اند تا من بشوم این که الان هستم…..

    [پاسخ]

    کلیشه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۸:

    البته شما هم احتمالا کم خون دل نخوردید…

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۳:

    یک رو یکی از معلم هامو که پیر مرد باز نشته ای بود (دبیر ادبیات دوران دبیرستان (سال ۶۹-۷۰) دعوت کردم بیاید مدرسه و برای پسر ها از معلشمان بگوید
    تا از راه رسید گفت : این خانم معلمتون رو همین طوری نگاه نکنید
    آتیشی می سوزوند که نگو………
    مدیر هم نه گذاشت و نه برداشت گفت : همین الان هم می سوزونند
    لذا من بیشتر خون دل میدادم

    به قول شریعتی کسانی که می فهمند خون دل می خورند. کسانی که نمی فهمند خون دل می دهند

    البته در معلم هر چی به سرم آوردند بچه ها حقم بوده

    [پاسخ]

  6. ایمان گفت:

    بسم الله
    سلام اخوی
    راستش رو بخوام بگم خیلی وقت ها تلاش کردم به اون روایت ابی عبدالله که مضمونش اینه که ” مومن ترین شما کسی است که وقتی از منزل خارج می شود با هر کسی که برخورد می کند او را برتر از خود شمارد” عمل کنم، اما…
    اعوذ بالله من نفسی و من همزات الشیاطین

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۸:

    سلام عزیز
    سخته، خیلی سخت. یعد بدی‌ش اینجاست که این نوع طرز فکر اشتباه ماها به جامعه ضرر می‌زنه و باعث دفع میشه.
    مولا به مالک فرمود، اگر کسی رو دیدی که شب گناه کرده، صبح به دیده‌ی گناهکار نگاش نکن، شاید توبه کرده باشه و تو خبر نداشته باشی.

    [پاسخ]

    ایمان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۵:

    بسم الله
    “”اگر کسی رو دیدی که شب گناه کرده، صبح به دیده‌ی گناهکار نگاش نکن، شاید توبه کرده باشه و تو خبر نداشته باشی””

    نه خداییش ما کجای کاریم؟

    [پاسخ]

  7. ار خدایا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا توفیق اداى آن ده‏ که مرا بر آن ملزم ساخته‏اى و در راه طاعت خویش یا خدمت به خلق بر عهده من گذاشته‏اى،هر چند تنم از گزاردن آن ناتوان باشد و نیرویم به‏ سستى گراید و توانم بدان پایه نرسد و مال و دارایى‏ام از آن قاصر آید، خواه به یادش داشته باشم یا از یادش برده باشم.

    اى پروردگار من،آن وظیفه‏اى است که تو بر من مقرر داشته‏اى و من از آن غفلت ورزیده‏ام .آن را تو خود،از جانب من،از عطاى جزیلت‏ و نعمت کثیرت ادا فرما،که تو بس توانگر و بخشنده‏اى،آن سان که‏ چیزى از آن بر ذمه من نماند تا موجب آن شود که از حسنات من بکاهى‏ یا در روز دیدار بر سیئات من بیفزایى.

    بار خدایا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و روزى من چنان‏ قرار ده که شوق عمل در راه تو توشه روز باز پسینم باشد،آن سان که‏ صدق آن در دل خود نیک احساس کنم و آن سان که دل بر کندن از دنیا بر رغبت من غالب آید و با اشتیاق تمام به انجام حسنات پردازم و از روى‏ بیم و هراس از سیئات در امان مانم.بار خدایا،بر من فروغى تابناک‏ افکن که در پرتو آن در میان مردم راه بسپرم و در تاریکیها راه خود بیابم و در روشنایى آن از دام هر شک و شبهه برهم.

    بار خدایا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و وحشت از اندوه‏ عذاب و شوق ثواب موعود را بر من ارزانى دار،تا لذت چیزى را که تو را براى حصول آن مى‏خوانم و اندوه چیزى را که از وصول آن به تو پناه‏ مى‏برم،دریابم.

    بار خدایا،تو مى‏دانى که دنیا و آخرت مرا چه چیز به صلاح مى‏آورد، پس به مهربانى حوایج من بر آور.

    بار خدایا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و بدان هنگام که‏ در سپاسگزارى در برابر نعمتهاى تو که در آسودگى و سختى و تندرستى‏ و بیمارى به من عطا کرده‏اى قصور ورزم،تو حقیقت را روزى من ساز تا در حالت بیم و آسودگى و خشنودى و خشم و زیان و سود،روحانیت‏ خشنودى و آرامش جان خود را در انجام وظایفم نسبت به تو نیک‏ احساس کنم.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۹:

    ادامه نیایش ۲۲

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۶:

    سلام
    میگم اون رسم شمالی یادتون هست آیا
    خب اگه هست همین طور یادتون باشه من یه صحیفه سجادیه می خوام

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۱:

    سلام
    به به
    خبر آمد خبری در راه است….

    [پاسخ]

  8. سلام به همه
    واقعا بحث عجیبیه
    آدم نمیدونه چی بگه؟
    باید از شر عجب و کبر و غرور فقط و فقط به خدا پناه برد

    [پاسخ]

  9. کلیشه گفت:

    وای خدا غرور ادمو میسوزونههههههههههههههههههههههههههههههههههههه…
    ما که سوختیم.هنوز هم داریم میسوزیم

    [پاسخ]

  10. م.رضوی گفت:

    سلام بر اهالی حزب الله

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۵:

    سلام بر م. رضوی عزیز

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۰:

    سلام بر شما
    پیامتان دریافت شد.
    معمولا یک شنبه ها عصر ، اگر نشد سه شنبه ها عصر و اگر نشد ۵ شنبه ها صبح مشرف می شوم

    [پاسخ]

  11. تجربه شخصی من:
    گاهی که مثل یه سایه تاریک غرور از قلبم میگذره همیشه یه بلایی سرم میاد
    یه جایی که خیلی برام مهمه کارم خراب میشه و به قول رفقا:
    ضایع میشوم :mrgreen:

    [پاسخ]

  12. فطرس ملک گفت:

    سلام جناب صفا

    چقدر حرفهای شما برای من نیز تازگی دارد
    کار کردن با دانش آموزان البته در مقاطع مختلف متفاوت است
    ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشجو
    هرکدام دنیای خاص خودشون را دارند
    سخت ترین گروه راهنمایی و دبیرستان است
    گاهی اوقات از دختری که از لحاظ حجاب و رفتار خیلی نامناسب است حرفهایی می شنوی که تکانت می دهد و جا میخوری
    فکر می کنی این دختر با این ظاهر در عمرش رکعتی نماز نخوانده ولی برای ما که حدود ۲ سال است طرح صالحین را شروع کردیم این رفتارها عجیب نیست
    یک موضوع جالب اینکه خودشان به ما پیشنهاد می دهند برای اردو به مکانهای زیارتی یا گلزار شهدا ببریمشون
    خداروشکر شهدا کار خودشان را می کنند و ما هم برای هرجلسه اجازه مخصوص از مولامون صاحب الزمان می گیریم و جلسه مون رو شروع می کنیم نمیدونید چه عنایتی می کنند آقا، گاهی اوقات حرفایی سرکلاس زده میشه که حرف خودمون نیست انگار یه کسی این حرف رو بر زبان ما جاری می کنه
    خدارو شکر

    [پاسخ]

  13. فطرس ملک گفت:

    ***جهاد با نفس وسائل الشیعه***

    باب حقوق واجب و مستحبّی که قیام به آنها سزاوار است

    ادامه حدیث ۱۹ از امام سجاد (ع)

    و امّا حقّ زیر دستانِ تو این است که بدانی آنها به خاطر ناتوانی خود و توانایی تو رعیّت تو گشته اند پس واجب است که در بین آنان به عدل رفتار کنی و برای آنان چون پدری مهربان باشی و نادانی آنان را ببخشایی و در کیفر نمودنِ آنان شتاب نکنی و خدای عزّ و جلّ را بر قدرت و تسلّطی که بر ایشان به تو داده است سپاسگذار باشی. و امّا حق آنانکه سرپرستیِ علمی ایشان را به عهده داری این است که بدانی خدای عزّ و جلّ تو را در آموختنِ دانشی که به تو عطا فرموده متولّی و سرپرست آنان قرار داده و از خزانه علم دری بر تو گشوده پس اگر در تعلیم و آموزش آنان نیک بکوشی و برای آنان دروغ نبافی و از {قدر ناشناسیِ} آنان ملول و دلتنگ نگردی خداوند از فضل خود بر تو زیادتیِ {از علم و ایمان} را عطا می فرماید و امّا اگر دانشت را از مردمان دریغ داشتی یا آنگاه که آنان خواهان دانش تو هستند با دروغ بافی آنان را متحیّر و سرگردان سازی بر خدای عزّ و جلّ سزاوار است که دانش و درخشندگیِ آن را از تو بگیرد و جایگاهت را در دلها بی اعتبار سازد.
    سخن امام (ع) ادامه دارد که انشاء الله در روزهای آتی ادامه آن را در سایت قرار می دهم….

    چقدر جالب این حدیث یه جورایی به متن ارتباط پیدا کرد
    اینم از عنایات اهل بیت(ع)

    [پاسخ]

  14. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام بر اهالی باصفای حزب الله.
    خدا قوت.
    کمی با تاخیر اما از صمیم قلب تبریک برای یک سالگی حسینیه ی زیبای حزب الله.
    کوچیک کوچیک حزب الله.
    یا حق

    [پاسخ]

  15. فطرس ملک گفت:

    اتفاقا منم همین الان قبل از اینکه حدیث رو بذارم میخواستم تولد حسینیه رو تبریک بگم

    تولد یکسالگی حسینیه بچه حزب الهی ها مبارک

    انشاءالله بتونیم روز به روز برای بهتر شدن و رشد معنوی حسینیه قدمی برداریم حتی یک قدم موچه ای :)

    [پاسخ]

  16. عبدالله گفت:

    یا وارث
    تجربه های شخصی ام
    اصلا به ظاهرش نمی خورد و صمیمی هم نبودیم اما سفر بهانه ی قشنگی بود.
    هر که به او زنگ می زد می گفت قراره امشب در حرم بیتوته کنیم.ما هم هی می گفتیم تف به ریا…
    ادعیه را باز کرد و شروع کرد به نماز خواندن…نمازی در پس نمازی دیگر.
    صبح هم در سجده خوابش برد!
    یا حق

    [پاسخ]

  17. عبدالله گفت:

    یا وارث
    در تمامی قسمت ها خود را به ضریح رسانده بود.
    ما هم تعجب که چه طور ممکنه؟؟؟؟
    کلا عقبیم ماهااااااا…خلوصش منو کشته بود!
    گفت بیایید این بار با هم بریم.
    کمی جلوتر رفتیم و فشار جمعیت شروع شد
    کاملا جدی و بلند گفت:
    خواهش می کنم اجازه بدید بره
    مریض روانی هاااااااا…یه دفعه قاطی می کنه…
    حالا تو اون حال مگه میشد نخندید…
    جایتان خالی مشت و لگدی بود که نثارمان شد…
    یا حق

    [پاسخ]

  18. فطرس ملک گفت:

    **** مصباح الهدی ***

    *** توحید ***
    جلوی پیشانی اسب چند تار موست که اگر آن را بگیرید اسب با همه قدرتی که دارد تسلیم و مطیع شما می شود. اسم این موها ناصیه است. مومن ناصیه اش را دست خدا می بیند و عرض می کند: یا من بیدک ناصیتی: ای خدایی که ناصیه ام در دست توست.

    گزیده ای از سخنان مرحوم حاج اسماعیل دولابی در مجالس وعظ

    [پاسخ]

  19. 313 گفت:

    سلام علیکم
    تولد یک سالگی حسینه ی حزب الله رو تبریک میگم…

    اما ای کاش چیزی به اسم غرور نبود…اگه بخوام از تجربه های شخصی چیزی بگم …
    همیشه خدا در مواقعی که دلم بد داره برای خودش می بُره و می دوزه یه جور جوابمو میده که متوجه اشتباهم میشم و حسابی شرمنده…
    اما کاش عبرت میگرفتم و دوباره در مورد افراد و بر اساس ظاهرشون نظر نمیدادم که بعد با یک کلام کوچیک از فکر خودم پشیمون بشم…
    چه جوری میشه از کسایی که راجع به اونا یه جور دیگه فکر کردیم حلالیت بطلبیم که حداقل دل خودمون آروم بشه؟؟؟؟

    [پاسخ]

  20. ن.خ گفت:

    سلام خدمت اهالی خوب حزب الله و مدیریت محترم
    تولد یک سالگی حسینیه مبارک باشه.انشالله صد سالگی حسینیه
    ماشالله چقدر این هفته پرکار بودید.کلی متن نخوانده روی دستم مانده
    یا علی

    [پاسخ]

  21. پسر سبز مشهد گفت:

    سلام مرد خدا خـــــــــــــــــوبی
    اینم اونی که دنبالش بودی امیدوارم حال خوندن داشته باشی:

    این نُت با آنکه تکرار مکررات است، ولی یادآوری و گوشزد کردنش نیاز است
    تارنمای رای گیری “خلیج فارس یا خلیج ع ر ب ی” نیرنگی دیگر از سوی دشمنان ایران
    دوستان http://www.persianorarabiangulf.com/ در ماه مه ۲۰۱۰ تارنمای بنام “خلیج فارس یا خلیج ع ر ب” راه اندازی شد که نام خلیج فارس را زیر پرسش و به رای گیری گذاشته است. از آنزمان تاکنون این تارنما ادعا میکند که بالای ۲.۴ میلیون رای داده اند (تا دوماه پیش باصطلاع ۱.۸ میلیون بود!) ! اکنون پرسشهای که بایستی از خودمان پیش از شرکت در این رای گیری بپرسیم:‌ ۱. چه کسانی پشت پرده این تارنمای رای گیری هستند و اعتبارشان چیست؟ ۲. برای چه منظور و هدفی آنرا راه اندازی کرده اند؟ ۳. این تارنما نهایتا چه چیزی را میخواهد ثابت کند؟‌ ۴. مگر این نامگذاری در سازمان ملل مطرح شده یا زیر سوال رفته است که اکنون برای حل این سردرگمی بارای گیری جامعه جهانی نیاز دارند؟‌ شوربختانه بسیاری از هم میهنان از روی احساسات و بیخردی، بدون اینکه هیچ بررسی یا کندوکاوی پیش از شرکت در رای گیری بکنند و دریابند که چه کسانی پشت پرده این سایت میباشند، نخست چشم بسته رای داده و سپس از دوستان خود نیز دعوت به شرکت میکنند؛ که دوستانشان نیز بنوبه خود و به همان روش دنباله روی کرده و بدون هیچ آگاهی در رای گیری شرکت میجویند. ناگفته نماند که تنی دشمن در لباس دوست که در فیس بوک نام ایرانی برای خود برگزیده اند، و همچنین تنی وطنفروش مزدور ما را دعوت و حتی با برانگیختن احساسات ملی تلاش برای شرکت دادن ما در رای گیری میکنند، که ما بایستی هشیار بوده و بیاد داشته باشیم، که اگر “سگی در اصطبل زاده شود، دلیل بر آن نیست که یک اسب باشد” ه و اما حقایق در مورد این سایت این سایت در کنار سایتهای دیگری همچون: http://www.Forum.islameiat.com http://www.alresalahtrading.com http://www.3ppipe.com http://www.3pcap.com http://www.HARVEYJEKYLL.com http://www.3P-GULF.com http://www.remaxarabia.com http://www.moderntanning.com http://www.mail.shaqaiq.com http://www.endocrine.org.sa http://www.wadaqaviation.com http://www.samarasecurity.com http://www.medadcenter.com http://www.okazaward.com http://www.fameadv.com http://www.3pcup.com http://www.naqaba.Com.SA از سوی اعراب خلیج فارس راه اندازی شده است، که این پرسش پدید می آید که انگیزه راه اندازی چنین سایت هایی برای اعراب چه سودی با خود بارمغان خواهد آورد؟ پیش از هر چیزی مسئله ای که همگان بایستی برآن آگاه شوند، که بالا بردن و پائین بردن آمار رای ها دست خود سازندگان سایت است و رای شما هیچ اثری در آمار ندارد که کاملا دروغ میباشد. باری، یکی از بزرگترین انگیزه های ساخت این صفحه باصطلاع رای گیری و نیز دیگر صفحات جعلی برای خلیج فارس از سوی اعراب بجز “جنگ روانی علیه ایرانیان” و درآمد از راه تبلیغات در صفحات مذکور، نیز برای بالا بردن آمار و میزان استفاده از نام جعلی خلیج “ع ر ب ی”، و وارد ساختن آن به موتورهای جستجوگر است هر زمانی که ما کامنتی/نوشته ای/نقل قولی را در اینترنت بکار میبریم که در آن از واژه ی ساختگی برای خلیج فارس استفاده میشود (چه انگلیسی و چه فارسی)، یا از دوستان خود دعوت میکنیم که رای گیری شرکت کنند، ما با این کار به نام ساختگی و دروغین، بدون آگاهی اعتبار میبخشیم، زیرا که مرورگر موتورهای جستجو مانند گوگل براساس الگوریتم=محاسبه عددی کار میکنند!‌ بعبارتی دیگر، موتورهای جستجو بر اساس تعداد دفعاتی که یک سایت یا سایت های مرتبط، از یک عبارت خاص و یا واژه بکاربرده شده را بعنوان نام متداول به جستجوگران و مشتریان خود ارائه میدهد. در واقع، این یک نوع سیستم براساس “رای” می باشد. برای مبارزه با اینکار ما میبایستی: یک: از رای دادن و شرکت جُستن در این بازی مضحک ولی خطرناک خودداری کرده و به دوستان خود هشدار داده و آنان را آگاه سازید که شرکت در این رای گیری آب در آسیاب دشمن ریختن است دو: برای بالا بردن آمار استفاده نام خلیج فارس، در هر کامنتی که در فیس بوک می نویسید، واژه “خلیج فارس” یا “پرشین گالف” (بانگلیسی) را به پایان آن اضافه کنید: دو: از بکاربردن نام ساختگی بطور کلی و شدیدا خودداری کنید سه: هر زمانی که مطلبی/کامنتی را مینویسید که ناچارید نام ساختگی تا بکار ببرید، محتاط بوده و پس از واژه خلیج بجای عربی “ع ر ب ی” و بجای Arabian = A***n G**f استفاده کنید خواهشمندیم اطلاع رسانی کنید، که بسیاری از هم میهنانمان در اینمورد نآگاهند

    [پاسخ]

  22. ستاره ستاره مهره
    سلام
    شاگردی داشتم ک پدرش توی خونه مشروب درست می کرد. مادرش اومده بود ب معلم دینی گفته بود از بچه من نماز و روزه و وضو نخواه ……
    چند بار برای من از بی اف هاش صحبت کرده بود ……
    همین بچه تو بحث کلاسی اونم ساعت ورزش مشتاق ترین بود نسبت به شناخت امام و راه انقلاب …..
    با این نظام آموزشی باید یه کم پیر شد فقط تو این راه …. همین.
    اهل گلایه نیستم اما کتاب و واحد درسی ما چیز جذابی برای بچه ها نداره …….
    خدا کمک کنه در مقابل این سوال امام اشکمون درنیاد ….
    دوباره ب مدرسه برگردید …. از پشت همون میزهای کوچیک ادم های بزرگ میان بیرون …. شک نکنید ک شما موثرید ….برگردید

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۱۳:

    من کلا به معلمای با حالی مثل شماها حسودیم میشه:)

    راستی سلام

    [پاسخ]

    مهره اضافه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۲۲:

    به ! رهرو ک مهره چاکرشه
    شما خودت حسودی داری !!!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۲۶:

    بی خیل مهره ک ماهی
    این وصله ها به ما نمی چسبه:)

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۰۰:

    روز اول که مسئولیت آموزش قرآن و معاونت مهد دانشگاه رو دادن به من …. تو معارفه مدیر گفت ایشان فلان و….
    خودم در معرفی خودم گفتم: خاله ….ام …چهار ساله
    نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر
    مادر یکی از بچه ها که خانم دکتری بود به مدیر گفته بود بگید مربی قران ساعت چند میاد من بعدش بچه ام رو بیارم
    مدیر کلی دفاع کرده بود که ایشان چنینند و چنان
    گفتم : عمل باید نشان بدهد.. خاله …فقط خاله بچه هاست همین
    این بچه را بعد از ساعت کلاس من به مهد می آوردند بابا و مادر دکترش و….
    بچه کم کم جذب سیوه تدریس با بازی شد و….هیچ وقت یادم نمیره آخر سال یک روز گفت : خاله می دونی یک کتاب خریدم سوره ی فیل داره

    خیلی وقت ها شیوه تدریس اشتباه است
    خیلی وقت ها حوصله مربی کم است.. محتوی را که نگو
    تو یکی از مهد های قران تهران برنامه ریخته بودند تدریس سوره مطففین برای خردسالان در سه جلسه
    در حالی که خود من دو هفته طول کشید تازه تو دانشگاه که سوره مطفیین را با همه دشواری هاش حفظ کنم

    بچه ها بر اساس فطرت پاکشان و نوجوانان هم بر اساس تشنگی ذاتی شان می گیرند اگر…. مربی حوصله کند و شیوه درست بلد باشد
    به قول امام صادق(ع) قطع ظهری اثنان عالم متهتک و جاهل متنسک

    [پاسخ]

  23. پسر سبز مشهد گفت:

    صفا عجله کردی حالا داری پاشو میخوری…
    هیچ کس از راه خدا برنمیگرده تو سعیتو کردی مرد امـــا با عجله کردنت کارتو خراب کردی کــاش منم شاگرد تو بودم صـفا. به خدا تهران بیام حتما باید بیام پیشت

    [پاسخ]

  24. عشقستان اسماعیل گفت:

    این روز ها برای تکلیف مهمی خیلی احتیاج به دعا دارم

    [پاسخ]

  25. عشقستان اسماعیل گفت:

    در مورد لینک ها
    یک عاشقانه آرام ابراهیمی رو توصیه می کنم اگر خریدید
    برای هم دکلمه کنید

    ضمنا کشتی پهلو گرفته شجاعی هم هست
    حضرت مادر (ع) در این کتاب خیلی نزدیک و دست یافتنی است . بر خلاف بقیه کتاب ها

    [پاسخ]

  26. عشقستان اسماعیل گفت:

    یک کلمه هم برای روزانه نوشته شهیدانه
    ما همه مون باید یادمون باشه که هر چی داریم از مصطفی ها داریم
    همین
    یک جلمه شد :oops:

    [پاسخ]

  27. پایان نیایش ۲۲
    بار خدایا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و سینه مرا از حسد خالى گردان،آن سان که بر هیچ یک از بندگان تو که در حق آنان احسان‏ کرده‏اى رشک نبرم،و تا به جایى رسم که چون بنگرم که به یکى از بندگانت در دین و دنیا و تندرستى و پرهیزگارى و توانگرى و آسودگى‏ نعمتى داده‏اى،من نیز براى خود از تو آرزوى برتر از آن کنم،اى خداى‏ یکتاى بى‏همتا.

    بار خدایا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا در این جهان و آن‏ جهان،چه خشنود باشم چه خشمگین،از خطاها دور دار و از لغزشها بر کنار،آن سان که در برابر آنچه موجب خشنودى یا خشم است بر یک‏ حال باشم و در کار فرمانبردارى تو باشم و در حق دوستان و دشمنان تو رضایت تو را بر خشنودى و خشم خود ترجیح دهم،تا دشمن من از جور من در امان ماند و دوست من از توجه و هواى نفسم نومید گردد.

    بار خدایا،مرا از کسانى قرار ده که تو را از روى اخلاص مى‏خوانند به هنگام آسودگى،آن سان که درماندگانت از روى اخلاص مى‏خوانند به هنگام درماندگى.انک حمید مجید.

    [پاسخ]

  28. عشقستان اسماعیل گفت:

    بار خدایا،مرا از کسانى قرار ده که تو را از روى اخلاص مى‏خوانند به هنگام آسودگى،آن سان که درماندگانت از روى اخلاص مى‏خوانند به هنگام درماندگى.انک حمید مجید.
    خدایااااااااااا
    یادم بده که بخوانمت

    [پاسخ]

  29. بیچک گفت:

    سلام
    خفه شدیم از بی اینترنتی :D
    خوبید همگی؟

    حاجی میگم این حسینیه خیلی معروفه ها
    حتی روزانه نوشتهای اینجا رو توی شبکه های اجتماعی فراوون میبینیم

    میگم
    یادم رفت
    :(
    :!:

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۵:

    روی سنگ مزار شهدای گمنام دانشگاه نوشته شده :
    مجهولون فی الارض و معروفون فی السماء

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۱:

    :)
    از همون آسمون دعا یادتون نره

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۶:

    چه قدر دلم برای قطعه شهدای گمنام بهشت زهرا تنگه
    از بس این جمله رو تکرار کردم بیچاره شدم
    کاش گوشی می شنید

    [پاسخ]

  30. عبدالله گفت:

    یا وارث
    اجازه آقا
    میشه برگردید مدرسه؟
    شاگرد جز دعا هدیه ای برای معلم ندارد
    اما در این روزگار بدجوری عطش فریاد می زند…
    سال پیش دانشگاهی می تواند لذت بخش ترین لحظه ها باشد.یک جورایی دست همه رو به آسمونه حتی آنان…
    کاش می شد بگویم از دل هایی که منتظراند و چه بسیارند…
    کوچیک کوچیک حزب الله هم هستم.
    یا حق

    [پاسخ]

  31. نجم السادات گفت:

    خداقوت رزمنده……
    خیلی وقت بود فک می کردم تمام خاکریزا خالی شدن ولی خدا خیلی قشنگ غریب نوازی کرد و چنتا سنگربان نشون داد.

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: