وکیلانه » » 5 سوال ساده از جنبش سبز در آستانه ی 22 خرداد
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
۵ سوال ساده از جنبش سبز در آستانه ی ۲۲ خرداد
۲۰ام, خرداد ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۳۴۳]

با توجه به دو پست قبلی وبلاگ ( اینجا و اینجا )و در ادامه‌ی پیشنهاد تبادل فکر ؛ متقابلاً متن ارسالی من به شرح ذیل می‌باشد.

عرض ادب و احترام حضور جناب آقای محمد معینی ،
نویسنده‌ی عزیز وبلاگ “راز سر به مهر”

قبل از هر چیز از شما تشکر می‌کنم که در راستای بسط فرهنگ گفتگوی مسالمت آمیز و کمک به رهایی از جو زدگی فکری، در بحث منطقی  تبادل پست وبلاگی، شرکت نمودید. نوشته‌ی شما به همراه پاسخ های من و نقد شما به پاسخ‌ها در وبلاگم قرار داده شد. تقاضا می‌کنم تا شما هم متقابلاً این نوشته ، که حاوی ۵ سوال مشخص از شما و همفکران محترمتان است را در وبلاگ “راز سر به مهر” قرار دهید. امیدوارم با پاسخ “صریح”، “شفاف” و “مصداقی” و پرهیز از کلی گویی بتوانیم استفاده هر چه بیشتر را از این فرصت به وجود آمده ببریم.

اما سوالات من

۱- لطفا “جنبش سبز” را برای من دقیقا تعریف کنید؛ و بفرمایید از میان گروه‌های بسیار متفاوت و متناقضی که هم اکنون مدعی جنبش سبز هستند، مشخصاً با کدامیک مخالفت دارید و آنرا داخل در جنبش نمی‌دانید؟ چرا هرگز این جنبش به حمایت رژیم جنایتکار صهیونیستی از خودش پاسخ نداد؟ و صراحتاً بفرماید نظر “جنبش سبز” در خصوص تفکرات امام راحل و بارز‌ترین آنها یعنی ولایت فقیه ؛ چیست؟

۲ـ جناب آقای میرحسین موسوی و سایرین، قوانین انتخاباتی ایران بخصوص فرآیند اعتراض به نتایج را قبول داشتند یا خیر؟ اگر بله، (که با توجه به شرکت و امضاء برگه‌ی ثبت‌نام، قاعدتاً برمی‌آید که قبول داشتند)،‌ چرا قواعدِ (درست یا غلط ِ)بازی  که خودشان پذیرفته بودند را برهم زدند؟ و اگر خیر؛ چرا در فرآیندی که آنرا قبول نداشته شرکت کردند و ادعای هیچ‌گاه اثبات نشده‌ی تقلب در آنرا بهانه‌ایی برای کارهای بعدی قرار دادند؟

۳- از جدی‌ترین نقد‌هایی که شما و دوستانتان متوجه حکومت می دانید، نقد‌های اقتصادی است.سوال اینجاست که اگر اقتصاد در تصمیم‌گیرهای سیاسی برای شما موضوعیت دارد،چگونه نگاه کارگزارانی راست را با نگاه چپ میرحسین پیوند می‌دهید و چگونه از خاتمی که جهت گیری مشخص اقتصادی به اذعان کارشناسان اصلاحات، نداشته است حمایت می‌کنید؟ آیا انتقاد اقتصادی صرفاً بهانه‌ای برای تخریب حکومت نیست؟ نگاه‌های به شدت غیرکارشناسی آقای کروبی به اقتصاد را به خاطر دارید؟ اقتصاد در قضاوت شما نسبت به مسائل سیاسی نقش دارد یا ندارد؟ اگر دارد چرا اینچنین بین این چند نگاه صددرصد متفاوت سرگردان هستید؟

۴ـ یکی دیگر از نقد‌های جدی شما به حکومت، بحث سرکوب ، ارعاب و برخورد‌های خشن است. و بسیار شنیده‌ایم که دوستان شما می‌فرمایند، این حکومت آنقدر جنایت کرده که هیچ راه مسالمت آمیزی باقی نگذاشته است. ضمن محکوم کردن اینگونه برخورد‌ ها؛ سوال این است که به فرض صحت تمامی ادعاها،‌ چرا کمتر از یک دهم این اتفاقات در عقب مانده‌ترین کشور‌های منطقه، باعث بروز انقلاب و ایستادگی مردم و جوانان در خیابان‌ها، مقابل توپ و تانک و مسلسل و جنگنده‌های حکومت می شود ولی در ایران با وجود به قول شما تکرار این وقایع خشن و بازتاب گسترده‌ی آن توسط رسانه‌های جمعی، شاهد حضور گسترده و ایستادگی بیشتر از ۲۴ ساعت جنبش ، نمی‌باشیم؟ چرا فراخوان‌های اخیر مکرراً با شکست مواجه می‌شود؟ آیا این نمود بارز عدم جایگاه مردمی این جنبش در بین مردم نیست؟‌

۵- لطفا بدون انکار واقعیت و پرهیز از نظریات شاذی مانند “ساندیس” و یا “فریب حکومت و سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم”،‌که در واقع توهین به شعور ملت مظلوم ایران محسوب می‌شود، بفرمایید نظر شما راجع به قیام میلیونی ایرانیان بر علیه جنبش سبز در ۹ دی و ۲۲ بهمن چیست؟

پاسخ‌های جناب آقای محمد معینی که در وبلاگ “راز سر به مهر” هم ذکر شده

پاسخ آقای معینی به پرسش اول : من البته سخنگوی جنبش سبز نیستم! شما را ارجاع می دهم به بیانیه های میرِ اسیر ِ ما که چارچوب های آن را در قالب تبیین “راه سبز امید” معرفی کرد. به عنوان عضو کوچکی از جنبش سبز، می خواهم شما را از جمله توجه دهم به وجه تسمیه آن. حتما به خاطر دارید که “رنگ سبز” نماد تبلیغاتی ستاد میرحسین بود. اما بعد از انتخابات به سرعت به نماد تمامی معترضان و منتقدانی تبدیل شد که در ابتدا سلامت برگزاری انتخابات را مورد پرسش قرار دادند و در نهایت با سرکوب اعتراض ها و برگزاری دادگاه فله ای، به نماد جریانی تبدیل شد که برخی بنیان های قدرت حاکم را مورد پرسش قرار داد. همه طیف هایی که خود را متعلق به جنبش سبز می دانند در یک چیز مشترک اند: “اعتراض به وضع موجود و تلاش برای ایجاد تغییر”. اما به طور طبع رسیدن به چنین هدف بزرگی، روش های متنوع و متکثری دارد. در روند پیروزی انقلاب سال ۵۷ نیز طیف های متنوع و متکثری با درجه اثرگذاری های متفاوت حضور داشتند. میر ِ اسیر ِ ما خود را هیچ گاه رهبر جنبش سبز ندانست ولی ترجیع بند “اجرای بدون تنازل قانون اساسی”اش را هیچ گاه به عنوان یک شاخص جنبش سبز از خاطر نبرید.
.
دوم آن که حمایت و عدم حمایت رژیم صهیونیستی نباید معیار به حق با ناحق بودن یک جریان، یک شخص و یا یک جنبش باشد (ضمن آن که میرحسین و کروبی هر دو جنبش سبز را مستقل از حمایت های این چنینی دانسته اند و بر آن اصرار داشته اند). جدای از این، وقتی شما می گویید جنبش سبز به دلیل حمایت رژیم صهیونیستی فاقد وجاهت می شود، ناخواسته صداقت این رژیم را در اعلان نظر واقعی اش تایید می کنید، از دیگر سو، چنین میزان هایی برای تمییز حق از باطل، شما را دچار بی انصافی و تنبلی ناخواسته و خواسته در به کار بردن سایر قرائن در تحلیل وقایع می کند.
.
اجازه بدهید یک مثال درباره همین رژیم صهیونیستی برایتان بزنم. جلال رفیع، از مبارزان انقلابی که تحمل شکنجه های سخت ساواک را در سابقه دارد و اینک در روزنامه اطلاعات قلم می زند، کتاب معروفی دارد به اسم “در بهشت شدّاد”. این کتاب سال ۱۳۷۴ برای اولین بار چاپ شده و ماجرای آن به گزارش سفر وی به نیویورک همزمان با اجلاس سالانه سازمان ملل در سال ۶۹ (مقارن بحران ناشی از حمله عراق به کویت) اختصاص دارد. او در صفحه ۱۳۸ این کتاب به سخنرانی اسحاق رابین – نخست وزیر مقتول اسراییل – در نیویورک اشاره دارد و به نقل از او می نویسد: “… من در گذشته به عنوان وزیر دفاع از جمله کسانی بودم که معتقد بودم در جنگ ایران و عراق نباید هیچ برنده ای وجود داشته باشد … معلوم است که من نه به دلیل اعتقاد به اندیشه های رهبران ایران و نه به این دلیل که از فعالیت های ایران در لبنان اطلاع نداشتم، بلکه به دلیل اعتقاد به لزوم حفظ موازنه قدرت در میان کشورهای منطقه، نظرم این بود که نه ایران و نه عراق هیچکدام در جنگ مذکور نباید شکست بخورند اما جامعه بین المللی از جمله ایالات متحده آمریکا عملا به گونه ای از صدام حمایت می کردند که به شکست ایران بینجامد … “.
برایتان جالب نیست که عاقبت جنگ منجر به همان چیزی شد که اسحاق رابین آن را بهترین حالت می دانسته؟ نه عراق توانست از خاک ایران سهمی ببرد و نه ایران رژیم بعثی را ساقط کرد. هیچکدام هم احساس شکست نکردند. قطعنامه ۵۹۸ در نهایت توسط ایران پذیرفته شد در حالی که عراق آن را پیش تر از ما قبول کرده بود … حالا باز می توانید به همین راحتی بر مبنای نقل قول صهیونیست ها رای صادر کنید؟
.
یک مثال دیگر؛ کل خلفای بنی امیه و بنی عباس خلفای اسلامی بودند. نماز و قرآن می خواندند و درود به رسول خدا می فرستادند. مسجد می ساختند و برای “اسلام” کشور گشایی می کردند. همزمان قاتل امامان شیعه هم بودند. شما اسلام و نماز و قرآن و پیامبر خدا را رد می کنید به این دلیل که بنی امیه و بنی عباس هم آن ها را قبول داشتند (در حد گفتن حتی)؟
.
اما در مورد ولایت فقیه … یادآوری می کنم ولایت فقیه در اندیشه خود امام هم سیری تحول گرا داشت، پس ولایت فقیه یک اندیشه مبتنی بر معرفت بشری است؛ زوال و صعودپذیر است. سپس یادآوری می کنم که آن چه ظاهرا به دغدغه دوستداران نگران و کم صبر نظام تبدیل شده، در درجه اول قبول “ولی فقیه” (به معنای ولی فقیه حاضر) است نه قبول ولایت فقیه (به عنوان نمادی از اندیشه سیاسی اسلام). به همین خاطر وقتی کسی از ولی فقیه انتقاد می کند، یا حتی عزم آن نزد برخی “حس” می شود(!)، ناخودآگاه و خودآگاه به رد “ولایت فقیه” متهم می شود! ببینید در این دو سال گذشته که بسیاری از مدیران عالی رتبه سابق این نظام و منتقدان، به چوب ضدیت با ولایت فقیه رانده شدند، همزمان حامیان ولایت فقیه بیشتر روی اثبات عقلی و شرعی ولایت فقیه همت گمارده اند یا نقل و ترویج داستان هایی مشابه آن چه امام جمعه محترم قم در مورد لحظه تولد مقام رهبری گفت و از مناصب خود هم عزل نشد. این چه معنایی دارد؟
.

نقد من به این پاسخ : ضمن عرض تشکر بابت پاسخ‌ دادن. محمد جان؛ من هم مثل شما به این تبادل فکر بسیار امید بسته بودم و خوشحال بودم که می‌شود نشست و منطقی حرف زد؛ اما متاسفانه بعد از مرور پاسخ‌ها شما، مقدار زیادی انگیزه‌ام کم شد! آقا محمد، در پست قبلی شما در موضع انتقاد بودید و مسائل خود را مطرح فرمودید، انصاف حکم می‌کرد در این پست، خود را در جایگاه نقد‌شونده بنشانید و به سوالاتی که نوشته بودم پاسخ دهید، نه اینکه باز بجز یکی دو مورد، از زیر بار پاسخ‌گویی با توسل به انتقاد ِ (درست یا غیردرست) به حکومت، شانه خالی کنید.
به هر حال بر هر پاسخ شما کوتاه نوشته‌ای می‌آورم به امید روشن شدن بیشتر فضا. اما بعد

بسیار ممنون از شما که با ذکر مبنا، معین کردید بر چه اساسی در خصوص مواضع شما سخن بگویم. طبق تعریف شما، همه‌ی کسانی که یک هدف مشترک (اعتراض به وضع موجود و تلاش برای ایجاد تغییر) دارند، با هم در جنبش سبز متحد هستن و چه بسا یک تروریست سازمان مجاهدین (منافقین) می‌تواند دوشادوش شما که می‌خواهید مسالمت آمیز راهپیمایی کنید، همراه شود! و یا مسائلی بسیار خطرناک‌تر از آن. و باز فرمودید جناب حسین موسوی صرفاً همراه جنبش سبز است بنابراین الزامی نیست که کسی که صرفا به دلیل (اعتراض به وضع موجود و تلاش برای ایجاد تغییر) همراه شده، حرف‌های یک همراه دیگر را بپذیرد و امکان هر خطری در چنین جمعی، کاملا قابل تصور است!
اما در آخر بند اضافه کردید که “اجرای بدون تنازل قانون اساسی” از خواسته‌های جنبش است. چه خوب، هر حقوق دان که جای خود، حقوق خوانان هم می‌دانند که اصول قانون اساسی به دلیل منبع بودن برای دیگر قوانین ، به هیچ قابل تفکیک نمی‌باشند. حالا می‌شود بفرمایید این “تعریف شما از جنبش سبز” چه سنخیتی با اصول ۱، ۲، ۴، ۵، ۸، ۹، ۱۲، ۵۶، ۱۰۷، ۱۱۰، ۱۱۱ و … دارد؟
اجازه بدهید کلی عرض کنم که این تعریف شما دقیقا متضاد با بیش از ۱۱۷ اصل از ۱۷۵ اصول  قانون اساسی ایران است!  آیا بهتر نبود، جنبش و به ویژه شخص آقای حسین موسوی مردم و بخصوص هواداران خود را فریب نداده و دقیقا آنچه را که مد نظر دارد بیان کند؟ قبل از پاسخ به این سوال در ذهن خود مرور کنید فراوانی دوستانتان را که به اصول قانون اساسی نقدهای جدی دارند.
در مورد ولایت فقیه نظرتان را ایکاش صریح‌تر می‌گفتید. اما آنچه من از جنبش سبز می‌دانم “عدم اعتقاد به ولایت فقیه است”. و دوستانتان هم حتما به این امر صحه خواهند گذاشت که بسیار کم هستند افرادی از جنبش سبز که به ولایت فقیه معتقد باشند! مشکلی نیست، فقط می‌شود بفرمایید چرا این نوع تفکر را حناب آقای موسوی قبل از انتخابات بیان نکردند؟ و در دفاع از اصل ولایت فقیه که به قول خودشان حافظ منافع کشور است، سخنرانی‌ها کردند؟ یا اساساً اکثر گفته‌های جنبش در این روزها ، چه سنخیتی با تفکرات آقای موسوی دارد که
ایشان در اردیبهشت ۸۸ (قبل از انتخابات) در مشهد مقدس گفتند : “حد و مرز من پایبندی به خون شهداست و من پایبند به این موضوع هستم”! فکر نمی‌کنم لازم باشد ذکر کنم افکار شهدا و رزمندگان را در مورد موارد مختلف و بگویم بر اساس آمار دقیق، بیشتر از ۹۹ درصد شهدا در وصیت‌نامه‌هایشان بر لزوم پشتیبانی بی‌قید و شرط از ولایت فقیه تاکید داشته اند. (توجه کنید بحث من موضوعی نیست، بلکه بیان تناقضات است).

پاسخ آقای معینی به پرسش دوم:
به نظر من شبهه به جایی است ولی یک نگاه ساده، یک جستجو و یک تامل منصفانه می تواند شما را با این سئوال مواجه کند که اگر میرحسین این راه را نرفت، چرا در طول دو سال گذشته یک بار و فقط یک بار به او مجال ندادند تا در مقابل دوربین و رو به مردم به این پرسش پاسخ دهد؟ چرا؟ لابد به ریسک اش نمی ارزید، نه؟! ساعاتی بعد از اعلام نتایج انتخابات، رهبری پیروزی آقای احمدی نژاد را تبریک گفتند؛ این راه را بر شبهه در سلامت انتخابات نبست؟ شاید اگر پیش بینی می شد که میرحسین کوتاه بیا نیست و آن پروسه غریب بازشماری آرا و رسیدگی به شکایات باید حتما اجرا شود، آن پیام می توانست در حد تجلیل از حماسه حضور مردم در انتخابات باقی بماند.  شما را به حافظه تان رجوع می دهم؛ قبل از آن که “شناسنامه انقلاب” (هاشمی رفسنجانی) در سال ۸۴ رسیدگی به تخلفات انتخابات را به خدا واگذار کند، و از خیر مراحل قانونی شکایت بگذرد، مصطفی تاجزاده در سال ۷۹ (یازده سال قبل) از دبیر شورای نگهبان (آیت الله جنتی) بابت انتخابات مجلس ششم شکایت کرد؛ رسیدگی شد؟ یک انتخابات، و فقط یک انتخابات، مثال بیاورید که رسیدگی به سلامت انتخابات در آن منجر به منتفی شدن پیروزی کاندیداهای نزدیک به جریان فکری شورای نگهبان و پیروزی طیف موسوم به اصلاح طلبان شده باشد؟ … آقای صفا! شده تا حالا بر دری مشت بکوبید وقتی زنگ در خراب است و کار نمی کند؟

.
بگذارید حس و انصاف تان را از منظری دیگر تست کنیم. ظن قوی دارم که رویکرد نظام را در مواجهه با قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل درباره لزوم توقف غنی سازی اورانیوم قبول دارید؟ ایران عضو سازمان ملل است و مناسبات آن را تایید کرده. مصوبات آن توسط اعضای سازمان ملل لازم الاجراست ولی چرا ایران به چهارقطعنامه آن اعتنایی نکرده؟ کاری غیرقانونی نکرده به نظرتان؟
نقد من به این پاسخ:
به سوال من اصلاً دقت نکردید!
سوال من چرایی پذیرش یکسری قوانین بازی و سپس نفی آن قوانین بود نه خوب و بد بودن آن قوانین! همانند فیفا که می‌گوید : ” هر کسی می‌خواهد بازی کنند باید قوانین ما را بپذیرند”. آیا می‌شود یک بازیکن به فرض اشتباه داور، همه‌ چیز را برهم بریزد و چون اعتراض شفاهی‌ اون بجای نرسیده، تماشاگران هوادار خود را به وسط میدان فرا بخواند؟ البته خود شما خیلی بهتر می‌دانید که هم آقای موسوی و هم بسیاری از دوستان شما اساساً‌ به قوانین انتخاباتی ایران اعتقادی ندارند. اینجاست که می‌گویم ایکاش شفاف سخن بگوییم.
در خصوص مثال سازمان ملل هم شما را توصیه می‌کنم به مطالعه‌ی کتب حقوق تطبیقی داخلی و خارجی!

پاسخ آقای معینی به پرسش سوم:شما هیچ گاه نخواهید گندیگی یک سیب را با کرم خوردگی یک سیب دیگر توجیه نکنید. اگر منظورتان از حکومت، دولت نهم و دهم است، بنده به عنوان یک ناظر عادی مسائل که منبع آمار و اخبارم همین آمار و اخباری است که رسانه ها در اختیار عموم قرار می دهند، مدعی هستم که اقتصاد ایران بیش از پیش متکی به نفت شده، نقدینگی رشدی بی سابقه داشته و نرخ رشد اقتصادی آن قدر مایه خجلت است که حتی اعلام نمی شود. اوضاع به جایی رسیده که حالا کارشناسان مستقل در اصل بحران اقتصادی تردیدی ندارند، بلکه اختلاف نظرها اینک در عمق بحران است. برای من نوعی برنامه اقتصادی رییس جمهوری بسیار مهم است و در موضع گیری های سیاسی ام اثر بسیار دارد اما مهم تر از آن این است که بدانم یک رییس جمهوری وقتی با نقد کارشناسی مواجه می شود چه می کند؟ خود را عقل کل و نقد پذیر می داند؟ برای من شعار انتخاباتی سال ۸۴ رفسنجانی خیلی گوارا بود: “توسعه دمکراتیک”. این نشان می داد رفسنجانی تغییر کرده بود و قدرت ارزیابی به روز شرایط را داشت. رییس جمهوری یک انسان است، حتما خطا می کند ولی آیا راهی برای نقد شدن خود باز می گذارد؟ رفتار رییس دولت کنونی نشان می دهد که ایشان بیش از اندازه به خودشان مطمئن هستند و این شده نتیجه که آمارهای قسمت الف دولت را آمارهای قسمت ب نقض می کند و نرخ رشد اقتصادی هم که اعلام نمی شود!

نقد من به این پاسخ:
مصداق بارز نکته‌ای که ابتدا عرض کردم. من شما را نقد می‌کنم شما بجای پاسخ به سوال من، خودتان سوالی مطرح می‌کنید و پاسخ می‌دهید یا به نقد دولتی که من هم به آن نقدهایی دارم می‌پردازید. هیچ حرفی ندارم و فقط می‌گویم اینگونه حرکات است که برای بحث منطقی مانند سم می‌ماند.

پاسخ آقای معینی به پرسش چهارم:
اگر عکاسان و خبرنگاران و گزارشگران در جریان سرکوب های سال ۸۸ و ۲۵ بهمن ۸۹ آزاد بودند، شما این برخورد های خشن را نه “فرض” که “اصل مسلم” می دانستید. لابد ریگی به کفش ماموران خیابانی شهرها بود که خبرنگاران و عکاسان و گزارشگران از کار ممنوع شدند!
شخصا معتقدم ایران در فاز مبارزه برای آرمان هایش، جلوتر از مردم منطقه است. تجربه کشورهای منطقه را مردم ایران در ۳۲ سال قبل آزموده اند. به قول میر ِ اسیر ِ ما، جنبش سبز بیشتر از یک راه پیش روی خود داشته؛ خیابان تنها یکی ست. ضمن آن که تجربه ۲۵ بهمن سال قبل نشان داد رهبران جنبش با وجود همه سرکوب ها هنوز پتانسیل بالایی برای به راه انداختن مانورهای خیابانی دارند. در مورد مانورهای خیابانی چند روز قبل مطلبی نوشتم به اسم “چشم اسفندیار کجا بود؟!“، شما را به خواندنش دعوت می کنم. ادامه پاسخم به این چند پرسش را زیر پاسخ به سئوال پنجم می آورم.

نقد من به این پاسخ:

جناب معینی! در ۶ خط اینهمه تناقض  و دریغ از پاسخ من. یعنی تمام انقلاب‌های منطقه اشتباه می‌کنند و فقط “جنبش سبز” می‌داند دارد چه کار می‌کند؟ میراسیر شما که فرموده بود انقلاب‌های منطقه به تاسی از “جنبش سبز” هستند. چگونه متاسی به پیروزی رسید و یا در آستانه‌ی پیروزی است اما تاسی‌دهنده خود هنوز توفیق کسب نکرده و دریغ از یک تغییر ولو بسیار کوچک در حکومت و یا رفتارهای خشن حکومت!‌ آخر مانور خیابانی بد است و آزموده شده؟ یا خوب است و قابل اجرا؟ محمد جان! برادر خوبم، هیچ اشکالی ندارد که انسان به واقعیت اذعان کرده و به نقد خود بنشیند و چه بسا این کار بهتر هم هست بجای سرپوش گذاشتن به مشکلات. خود و دوستان شما بهتر می‌دانید پتانسیل حضور در خیابان‌ها را. (اصلا کاری به برخورد خشن حکومت ندارم) مصر تانک و ارتش و توپ و مسلسل به خیابان می‌آورد، اما جوانانش بخاطر دفاع از عقیده‌ای که به نظرشان درست است تا پای جان می‌ایستند. ایران اینچنین تجهیزاتی به میدان آورد؟ پس چرا کسی به دفاع در مقابل اینهمه ظلم برنمی‌خیزد. جوانان مصر تقاضای مجوز راهپیمایی کردند؟ و به این بهانه سرباز زند؟

پاسخ آقای معینی به پرسش پنجم :

قیام خواندن تظاهرات ۹ دی و ۲۲ بهمن سال ۸۸، یک جفای آشکار به قیام ۱۵ خرداد ۴۲ و سی تیر ۳۱ و ۱۹ دی ۵۶ و ۱۷ شهریور ۵۷ است! یک راهپیمایی سازماندهی شده دولتی که شرکت در آن برای شرکت کنندگان صدمه ای نداشت، نه باتومی، نه گلوله و دست بندی و حبسی، چطور می تواند قیام باشد؟ وقتی جنبش سبز از برگزاری یک مجلس ترحیم، یک گردهمایی سکوت، داشتن یک روزنامه و سایت خبری محروم است، چطور یک لشگر کشی خیابانی زیر تهاجم تبلیغاتی یک سویه می تواند قیام علیه جنبش سبز تعبیر شود؟! انصاف تان را شکر! رضا زاده را ما یکی از قوی ترین مردان جهان می دانیم؛ آیا صرفا به این دلیل که ادعای قهرمانی کرد؟ او ملزم بود در شرایط مساوی رقبای خود را شکست دهد و این شکست دادن هایش از او قهرمان ساخت. شما دست و پای رقیب را می بندید و در انبار زندانی می کنید بعد می گویید چرا روز مسابقه سر قرار نیامدی؟ این کار را مادر خوانده و خواهران ناتنی سیندرلا سال ها قبل کردند، او را زندانی کردند تا ولیعهد او را نبیند، که خودشان را صاحب آن کفش بلورین جا بزنند، ولی خودتان که می دانید پایان ماجرا چه بود!

*
.
.
آقای صفا! یک دنیا ممنونم که این همه سئوال از من پرسیدید، واقعا خسته شدم! … ولی به کشف کیمیایی چون شما در دل این فریبستان دنیای مجازی می ارزید … درود بر جان پاکتان

نقد من به این پاسخ:

“قیام” یعنی “خیزش” چه برعلیه توپ و تانک باشد چه برعلیه “دروغ و ریا”. میان “ژست منطقی گرفتن” و “منطقی بودن” بسیار تفاوت است.
محمد عزیز، راستش را بخواهی این سوال آخری را پرسیدم فقط و فقط بخاطر سنجش میزان انصاف شمایی که فکر می‌کردم می‌شود با کمک هم برخی ابهام‌هایی که شاید من هم داشته باشم را برطرف کنیم. اما متاسفانه آستانه‌ی انصاف شما تا آنجایی پایین بود که حتی حاضر نشدی با قید کلمه‌ی “برخی” به سطح فهم من، خانواده‌ام، بسیاری از همشهری‌ها و هم استانی‌ها و حتما هموطنانمان،‌ اندکی احترام بگذاری.
ایکاش کمی از خودبرتر بینی که در ابتدای گفتگو به من نسبت داده بودی پایین می‌آمدی و  یک جمله ذکر می‌کردی  “بله این حکومت به هر حال یک مقداری هوادار مثل شما دارد” تا دلم خوش باشد از آن بالا لااقل من و دوستانم را می‌بینی. آنوقت سر کم و یا زیادش با استناد به هر رسانه‌ای که شما قبول می‌داشتی با هم به بحث می‌نشستیم.
اینکه بفرمایی شرکت کنندگان سازماندهی شده، یکی اهانت به سطح فهم مردمی است که در ۹ دی آمده بودند ، و یکی تسمخر سطح فکر خوانندگان این سطور. وقتی حرف از انقلاب‌های منطقه می‌زنم، آنرا با جنبش سبز مقایسه نمی‌کنی (که در شرایطی صدها بار فجیع‌تر از چیزی است که شما در ایران ادعا می‌کنید؛) و معلوم نیست چرا آنجا با اینهمه، باز معترضین در صحنه حضور دارند و حکومت نمی‌تواند مردم را به سود خودش سازماندهی کند! اما وقتی از مردم لااقل به قول CNN میلیونی ۹دی حرف می‌زنم به شعور آنها توهین می‌کنی و می‌فرمایی سازماندهی شده …
به هر حال چشم هر کس بهترین قاضی است …

و اما با این وضع باز هم هیچ راهی را بهتر از گفتگو نمی‌دانم و تا همیشه حاضر به گفتگو هستم.



۳۴۳ دیدگاه برای “۵ سوال ساده از جنبش سبز در آستانه ی ۲۲ خرداد”

  1. سلام
    سوالات تون رو خوندم. منتظر جوابهای آقای معینی هستم

    [پاسخ]

  2. مهرداد گفت:

    من هم منتظرم جناب معینی که بالاخره طرف اصلی بحث هستن جوابهاشون رو بدن… بعد ما هم سر بقیه رو درد میاریم!

    [پاسخ]

  3. مجتبی گفت:

    با سلام
    اگر اشکالی نداشته باشه من هم به نوبه خودم به سوالات شما پاسخ بدم و البته با عرض معذرت از شما و آقای محمد معینی که منتظر پاسخ ایشان نماندم. ابتداد در مورد سوال اول.
    پاسخ من، نظرات شخصی منه و ممکنه با نظرات دیگران تفاوت داشته باشه. به نظر من هر ایرانی به واسطه این که در خاک ایران به دنیا آمده حقی نسبت به این مملکت داره حالا چه بهایی باشه، چه سلطنت طلب، چه یهودی و یا دارای هر مرامی که می خواد باشه. تنها نکته اینجاست که این گروه ها باید بتوانند دارای حزب باشند و بدون مقابله نظامی و ترور و خشونت به فعالیت سیاسی بپردازند و با تبلیغات و افزایش طرفدارانشون بتونن سهمی در قدرت داشته باشند. شاید شما بگی خوب مجاهدین مردم رو کشتند. اما حزب الله هم در قتل های زنجیره ای و اعدام های فله ای سال ۶۷ به خشونت نظامی روی آورده.
    مشکل اسرائیل و فلسطین به خود مردم همون سرزمین ها مربوطه و ربطی به ما نداره ما صرفا باید در روابط دیپلماسی به فکر خود باشیم. به عنوان نمونه نتیجه حمایت بی دلیل ما از حماس جز شکست چیزی نبود و الان حماس طبق منافع خودش داره با اسرائیل مذاکره می کنه.
    در مورد ولایت فقیه هم به نظر من قدرت زیادی در این مقام متمرکز شده به خاطر همین خود به خود تولید فساد می کنه. در ضمن این مقام مادام العمر هست که این هم خلاف اصول دموکراسی است چرا که بازدهی یک مدیر مدت زمان محدودی داره و به صورت خودکار از توانایی مدیریت ولی فقیه کاسته می شه. همچنین رهبر از طریق رای مجلس خبرگان انتخاب میشه، شورای نگهبان فیلتر مجلس خبرگانه و اعضای شورای نگهبان به طور مستقیم و غیر مستقیم از طرف رهبری انتخاب می شوند که این امر باز خلاف اصول دمکراسیه و موجب به وجود آمدن تجمع قدرت در یکجا و تولید فساد می شه.

    [پاسخ]

  4. امیرعلی صفا گفت:

    به احترام آقای معینی، از دوستان می‌خوام تا قبل از اینکه این بزرگوار، پاسخ رو ندادن ، کسی پاسخ نده . (و پاسخ یکی دو تا از دوستانی که داده شده رو ، من بعد از جواب آقا محمد، تایید می‌کنم)
    و بعد هم اگر کسی از دوستان خواستند پاسخ بدن،‌که بسیار مشتاق هم هستم پاسخ‌ها رو بدونم، لطفاً پاسخ هر سوال رو تکی کامنت کنن تا سایت سنگین لود نشه.

    [پاسخ]

    آرمان پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۴:

    پیشنهاد خوبی است. من هم پرسش‌های شما را خواندم و به نظرم می‌رسد پرسش‌های خیلی خوبی است که دست کم به شفاف شدن جایگاه طرفین بسیار کمک می‌کند. در موافقت با همین پیشنهاد شما، من هم ابتدا منتظر پاسخ‌های آقای معینی می‌مانم و پس از آن اگر جای توضیح بیشتری بود سعی می‌کنم از زاویه نگاه خودم پاسخ دهم.

    موفق باشید

    [پاسخ]

  5. ناشناس گفت:

    من یه سوالی درباره بخش آخر نکته ۴ام شما داشتم. شما به جای اینکه بپرسی چرا در کشور ما وقتی یه سری آدم می خوان یه جا جمع شن و از حقوق شهروندیشون در قانون اساسی استفاده کنن، از صبح اون روز پادگان های نظامی رو پر می کنن که مردم رو بترسونن، می گی چرا مردم می ترسن؟
    اولین اصل برای ما، مستقل از اینکه کی اکثریته و کی اقلیت، اینه که نمی شه هر برخوردی با شهروندان کرد آقای محترم. یک شهروند ایرانی، یک نفر هم که باشه یه سری حقوق داره در قانون اساسی. حق اعتراض داره. حق داره یه سری آدم رو دور خودش جمع کنه تجمع کنه. حق داره از کسی که کتکش می زنه شکایت کنه. ما اگه ۱/۱۰ جمعیت ایران باشیم هم عوض کردن رای ما در سرنوشت این مملکت تاثیر داره و ما باید حق داشته باشیم ناظرین کاندیدامون رو بر اساس قانون اساسی همه جا داشته باشیم.
    این مدل مقایسه که چرا تو فلان کشور فلان شد اینجا نشد، بدون در نظر گرفتن تمام تفاوتهای دیگه کشور ها دقیقا یعنی چی؟ اگه من الان بیام بگم شما اگه فکر می کنید ما اقلیتیم، چرا برخوردتون مثل دولت آمریکا نیست که مردم هفته ها میدان اصلی یه شهر بزرگ رو گرفته بودن هیچ کس هیچ اتفاقی براش نیافتاد چی؟
    بر اساس نظر شما تمام دیکتاتور های تاریخ در تمام دوران حکومتشون غیر از ۲ ماه آخر حکومت های مقبول اکثریت بودن؟
    و آخر اینکه، بر اساس نظر شما، شاه در تمام دوران پادشاهی، از جمله فاصله خرداد ۴۲ تا سال ۵۷ حکومت مقبول اکثریت داشته؟

    ممنون. من همونطور که نوشتید منتظر می شم تا آقای معینی پاسخ بدن بعد شما این نظر رو منتظر کنید.

    [پاسخ]

  6. حسين گفت:

    اول سلام میکنم به رسم ادب

    پاسخ هایی که مینویسم نظرهای من به عنوان یک جوان ایرانی هست و نظر من برای من است و نظر دیگری برای خودش. پس از نظر من یا نظر آقای معینی نمی توانید نسبت به کلیت جنبش نتیجه بگیرید و این کار شما اشتباه است

    در جواب سوال اول

    جنبش سبز متشکل از تمامی مردان و زنان این سرزمین است و نگاهی محدود به ایران ندارد. جنبش میخواهد با انتخاباتی آزاد به کسی برسد که توسط او، پیشرفت حقیقی در ایران دست یابد. کسی جز خدا برای مردم حکم تعیین نکند و تمام مسئولان نظام در برابر کوچکترین مردم هم پاسخگوی اعمال خود باشند

    به نظر من همه تشکل ها باید در ایران فعالیت کنند و نباید نگاه تمامیت خواهانه داشته باشیم و عده ای را غیرایرانی بدانیم. اگر جنایتی هم مرتکب شده اند مانند اعضای مجاهدین که در گذشته ترورهایی را انجام میدادند باید محاکمه شوند البته فقط مجرمین و نباید این نگاه را به تمام اعضای آن داشته باشیم در صورتی که جرم مرتکب نشده اند و نباید قصاص قبل از جنایت کرد.

    در خصوص اسرائیل باید گفت که میرحسین موسوی بارها حرکات ضد انسانی علیه انسانها از جمله در فلسطین را محکوم کرده و هیچکس قائل به ظلم و ستم بر دیگران نیست و این ادعای شما را به شدت تکذیب میکنم چون چیزی جز کذب نیست

    درباره امام پرسیدید. اول باید خاطر نشان کنم که امام انسان بود و معصوم نبود پس نیازی نیست که تمام کارهایش را درست بدانیم.
    امام حرفهای بسیاری زده که کمتر عمل می شود همچون عدم دخالت سپاه و بسیج در سیاست، عدم دخالت نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی در مسایل سیاسی و اقتصادی، عدم تفتیش عقاید، برخورد صحیح با مجرمین در هنگام بازداشت و رعایت حقوق آنها که مسئولین کنونی با بازی کلمات این مفاهیم را تغییر میدهند و خود باید پاسخگوی اعمالشان باشند.
    درباره ولایت فقیه باید گفت که علما اختلاف زیادی بر این مسئله داشتند ولی اگر ولایت فقیه دارای اختیارات محدودی بود و فقط مقامی دینی بود و نظارتی بر آن صورت میگرفت قابل تحمل بود. متاسفانه ولایت وفقیه خود را ملزم به پاسخگویی به کسی نمیداند و خبرگانی که از فیلتر شورای نگهبان منتخب رهبری عبور کرده در عمل عروسک هایی هستند که هیچ کار مفیدی انجام نمی دهند. پس این را بدانید که مخالفت با ولایت فقیه داریم چون متاسفانه از ولایت به حاکمیت تبدیل شده و تقدس دینی یافته و ما را به استبداد دینی کشانده است

    [پاسخ]

  7. حسين گفت:

    جواب سوال دوم

    تقلب در انتخابات امری بدیهی بود چون من پشت صندوق بودم و تخلفات را می دیدیم ولی تخلفات در حوزه من به حدی نبود که این اختلاف را تصور کنم. یک بسیجی که کنار من بود به سایت فارس رفت و قبل از شمارش آرا توسط وزارت کشور، رقم ۲۴ میلیون و ۶۳ درصد برای احمدی نژاد تیتر اول خبرگزاری بود که من تعجب کردم

    جدای از این قضیه، پس از انتخابات آقایان ناطق نوری، علی لاریجانی، مصطفی پورمحمدی به موسوی تبریک گفتند که افراد کم اطلاعی در مملکت نیستند و اطلاعاتی دقیق دارند

    در هنگام رسیدگی به شکایات، به موسوی و کروبی وقت تلویزیونی ندادند و برای اعتراض به فرم ۲۱ و ۲۹ هم محسن رضایی رفت که شروطش این بود:
    شمارش رای ۱۰ درصر صندوق های مورد نظر رضایی
    دیدن فرم ۲۱ و ۲۹
    دیدن دست خط ها

    که محسن رضایی به هیچ یک از شرایطش نرسید و دوباره شکایت کرد تا فصل الخطاب آمد و او کوتاه آمد. ولی فرم ۲۱ و ۲۹ را نشان ندادند و چند صندوق از شهرهای کوچک را برای شمارش آوردند.

    در هنگام شمارش رای از صندوق، رای ها به صورت صاف و بدون هرگونه تا خوردگی بود در صورتی که برای رای دادن، حداقل ۴ بار برگه تا میشد ولی در برگه های نشان داده شده هیچ اثری از تا خوردگی نبود

    در بعضی شهرها تعرفه بیش از حد بود و تعداد رای دهندگان از تعداد مجاز در شهر بیشتر بود

    در هنگام نمایش نتایج، تعداد آرا رضایی کم شده بود در صورتی که با بالا رفتن رای دیگران فقط درصد کاهش می یابد نه تعداد رای

    هنگام انتخابات به ستاد موسوی در قیطریه حمله میشود و ستاد را می بندند و تمام اسناد را می برند

    پس از انتخابات، تمام اصلاح طلبان را دستگیر می کنند

    و …..

    حال خودتان قضاوت کنید و بفهمید چرا باید موسوی و کروبی اعتراض می کردند. در ضمن حضور مردم به موسوی و کروبی مربوط نبود و مثلا در ۲۵ خرداد، به صورت خودجوش و مردمی تظاهرات صورت گرفت و تنها کاری که موسوی و کروبی کردند آرام کردن فضا بود تا مردم درگیر نشوند و تلفات کمتری برای مردم ایجاد شود

    [پاسخ]

  8. حسين گفت:

    در زمینه اقتصاد باید عرض کنم که چپ و راست، میرحسین و کارگزاران، کروبی و خاتمی و …. به این نتیجه رسیده بودند که با دروغ و توهم نمی توان کشور را اداره کرد. از ۸۴ تا ۸۸ بیشترین فشارهای اقتصادی به مردم وارد شد علیرغم اینکه بیشترین فروش نفت را داشتیم و کمترین کارخانه ها در این مدت افتتاح شد و آمار بیکاری و به تبع آن طلاق و فساد و اعتیاد بالا رفت. تورم بالا رفت و به شدت، فشارهای اقتصادی و تحریم ها بر مردم سختی وارد کرد.
    در این شرایط بود که اصلاح طلبان و کارگزاران و مغزهای سیاسی و اقتصادی آشفته شدند و کشور را در خطر دیدند.

    مشکلاتی که دولت نهم ایجاد کرد، مشکلی ملی بود و تمام ایرانیان را بسیج کرد تا این مشکل را رفع نمایند و حضور ۸۰ درصدی مردم به این دلیل بود

    [پاسخ]

  9. حسين گفت:

    سوال چهارم

    این جنایات وجود دارد و روزی در محکمه الهی باید پاسخگو باشند آنها که این خون ها و اشکها را روان کردند و در این دنیا پاسخ ندادند

    تنها کشوری که روی ما ایرانی ها را سفید کرده، سوریه بوده که این خشونت را به اوج خود رسانده است. علت اینکه در ایران انقلاب های زودرس و نارس اتفاق نمی افتد و مردم صبر می کنند، حرکت نخبگان ایران است که عدم خشونت را توصیه می کنند و سیستم سیاسی و فکری هر کشور نیز در نحوه برخورد با اعتراضات موثر است

    کشوری مانند تونس دارای دیکتاتوری است که زود می رود و سیستمش امنیتی می باشد. کشوری مانند مصر سیستمی نظامی دارد و سخت تر دیکتاتورش می رود و در ضمن تقدس دینی و استبداد اسلامی در هیچ یک از کشورهای منطقه نیست و همه آنها با ظلم حکومت کرده اند، نه مانند ایران با کفر

    پس زیاد عجول نباشید و بدانید که خشم فروخفته بسیار خطرناکتر از خشم های عیان است و روزی که این خشم فوران کند، روزی سخت و غیرقابل کنترل خواهد شد

    [پاسخ]

  10. مهدی گفت:

    درباره‌ی سوال اول که منشور جنبش هست و تعریف حداقلی از جنبش سبز اوجا توسط میرحسین و کروبی داده شده
    همون جا و در بیانیه‌های میرحسین بارها و بارها درباره‌ی مرزبندی با قدرت‌های خارجی و نفی سوء استفاده‌ی اونها توضیح داده شده که میشه هم یه نسخه از منشور جنبش سبز رو براشون بفرستین و هم مجموع بیانیه‌ها رو تا این بار یه بار هم که شده دقیق بخوننش

    [پاسخ]

  11. مهدی گفت:

    ۲- درباره‌ی سوال دوم: سوال اینجاست: چه کسی اولین بار قاعده‌ی بازی را بر هم زد؟ ما معتقدیم که حاکمیت به کرات و با دلایل مختلف این بازی را بر هم زد و قواعد بازی پیش از شب اعلام نتایج توسط حاکمیت به هم زده شده بود

    [پاسخ]

  12. مهدی گفت:

    ۳- درباره‌ی نکته‌ی سوم این نقد به نظر من به جنبش سبز وارد است. گرچه اگر بحث کارنامه و سبک و سنت باشد میرحسین کسی که کشور را با بهترین سابقه در بدترین شرایط جنگی از بحران عبور داد و این اذعان خود مردم است. نه مانند دولت احمدی نژاد که با درآدمهای سرسام‌آور نفتی رشد اقتصادی کشور را به صفر و بلکه زیر آن رسانده و تمامی آمارهای رسمی صادقانه و بین‌المللی و شم مردم بر این نکته صحه می‌گذارد

    [پاسخ]

  13. مهدی گفت:

    و ممنون از سعه‌ی صدر و تحملتون برای گفتگو. موفق باشید

    [پاسخ]

  14. حسين گفت:

    قیام میلیونی ایرانیان در ۹ دی با اتوبوس هایی که درازای اونها تا میانه آزادراه هم می رسید کاملا بیان کننده شوق مردم بود که با اتوبوس باید آنها را به تظاهرات بکشند و با تظاهرات جنبش سبز که بوی باتوم و کتک می دهد اصلا قابل مقایسه نیست

    ۲۲ بهمن هم ترکیبی از جنبش سبز و مردم عادی بود که جمعیت را زیاد کرد و از افراد عادی که آقای خامنه ای را امام عصر می دانند و سید خراسانی و به احمدی نژاد هم شعیب بن صالح می گویند و به سید حسن نصرالله هم سید یمانی، انتظاری نیست که فریب نقاب بخورند و به خیابان بیایند

    سخن آخر
    بخواهید یا نخواهید، جمع بزرگی از ملت ایران و جوانان در جنبش سبز هستند، شاید جمع کثیری خاموش باشند ولی هستند و آینده برای این جوانان است و بس

    امیدوارم مثل بزرگان خودتون نباشید و تاب انتقاد داشته باشید و نظرات رو نمایش بگذارید و کمی فکر کنید

    راستی، سوریه هم مسلمان دارد

    والسلام

    [پاسخ]

    مانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۸:

    اینه که امیر میگه توهین به شعور مردم !!!!!

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۱۴:

    رونوشت به حکومت جمهوری اسلامی
    زین پس به جای استفاده از اتوبوس برای رساندن مردم به محل تجمع لطفا از کشتی یا هواپیما و یا زیردریایی استفاده کنید :))
    با تشکر

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۱۵:

    البته مردمی که خواهان حضور در راهپیمایی هستند

    [پاسخ]

  15. حسين گفت:

    حسابی درگیر گفتمان شدید! …

    موفق باشید. یاعلی(ع)

    [پاسخ]

  16. abbas گفت:

    با عرض سلام
    من یکی از شهروندان کشور ایران هستم ، سوالات شما را در اینترنت دیدم . اگر مایل باشید این چند خط را بخوانید.
    ۱ – (( “جنبش سبز” را برای من دقیقا تعریف کنید))
    این سوال کلی است ، بنابر این نمی¬توان به آن جواب دقیق داد . سوال کلی جواب کلی دارد. جنبش سبز بنظر من یک جنبش متشکل از گروها و طیفهای متفاوت است. بطور مثال آیا شما میتوانید اصولگرایان را بطور دقیق تعریف کنید؟
    ((چرا هرگز این جنبش به حمایت رژیم جنایتکار صهیونیستی از خودش پاسخ نداد؟))
    چرا هرگز همفکران شما به اعمال ناصحیح دادستان وقت تهران که توسط دادگاه عزل شد و از آن مهم¬تر منصوب شدن ایشان به سمت رئیس ستاد مبارزه با قاچاق اعتراض نکردند؟ چرا هرگز به قتل دانشجویان در کوی دانشگاه اعتراض نکردید؟ چرا هیچ وقت به رفتارهای ناصحیح حماس اعتراض نمی¬کنید.
    ۲- ((جناب آقای میرحسین موسوی و سایرین، قوانین انتخاباتی ایران بخصوص فرآیند اعتراض به نتایج را قبول داشتند یا خیر؟))
    فرض کنیم که شما مغازه ای را میشناسید که ترازویش به عمد خراب است اما با این همه به داخل مغازه میروید و جنس میخرید ، بعد هم اعتراض میکنید و در خیابان فریاد میزنید که چرا ترازویت خراب است . آیا این کار عاقلانه است؟
    خیر. شما که میدانستید ترازو خراب است چرا برای خرید به این مغازه رفتید؟
    فقط یک احتمال وجود دارد و آن اینکه شما با این عمل قصد داشتید خرابی عمدی ترازو را به عموم اهل محل نشان دهید !
    ۳ – ((ا ز جدی‌ترین نقد‌هایی که شما و دوستانتان متوجه حکومت می دانید، نقد‌های اقتصادی است.))
    حکومت جمهوری اسلامی در این سه دهه در مورد اداره معیشت جامعه کارنامه مثبتی ندارد. حکومت قادر به اجرایی نمودن اهدافش در مورد صنایع سنگین ، کنترل ترافیک ، مهار تورم ، کاهش بیکاری ، صنعت اتومبیل سازی و افزایش بهروری نبوده و باید در این مورد بازنگری نماید .
    آقایان خمینی ، خامنه ای ، موسوی ، کروبی ، هاشمی ، خاتمی ، احمدی نژاد و بسایری از افراد دیگر باید در مورد این کارنامه ناموفق پاسخگو باشند . انتقاد ما در مورد اقتصاد همان طور که شما گفتید به حکومت است نه به شخص خاصی .
    البته فرق است بین کسانی که متوجه اشتباه شده اند و کسانی که هنوز لجاجت میورزند.
    ۴ – اگر اطمینان دارید که این جنبش جایگاه مردمی ندارد چرا اجازه نمیدهید ما در بیابانهای اطراف قم یک راهپیمایی انجام بدهیم ؟ چرا اجازه نمیدهید ما در فظای مجازی بدون فیلتر شدن نظراتمان را بیان کنیم؟ چرا .. ؟
    ۵ – من بر خلاف بسیاری از دوستان جنبش سبز در راهپیمایی بقول شما میلیونی ایرانیان بر علیه جنبش سبز در ۲۲ بهمن برای یافتن حقیقت حضور داشتم . چیزهایی دیدم که از گفتنش شرم دارم . ساندیس که چیزی نیست . کاش میتوانستم فیلم برداری کنم تا بشما نشان دهم این راهپیمایی ملیونی آن چیزی نیست که در سیما نشان میدهند.
    ۶ – یک سوال هم از شما داشتم . در آن ایام در سیما خبری در مورد بمب گذاری در حرم آقای خمینی پخش شد . ایا عاملین آن دستگیر شدند؟؟؟

    [پاسخ]

  17. ناشناس گفت:

    منتظر پاسخ جناب معینی هستیم ها ..

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۴:

    من هم مثل شما منتظرم که هم این متن در “راز سر به مهر” قرار بگیره و هم جواب‌های آقا محمد رو ببنیم.
    به محض دریافت ، اینجا هم قرار می‌دم.

    [پاسخ]

  18. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.

    شب آرزو گذشت و خبری از او نیامد
    سحر امید طی شد شه ماه رو نیامد
    به کجا روم چه سازم
    غم خویش با که گویم
    شب آرزو گذشت و همه آرزو نیامد…

    اللهم اکشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره و عجل لنا ظهوره

    یا حق

    [پاسخ]

  19. پارسا گفت:

    سلام و عرض ادب
    التماس دعا

    [پاسخ]

  20. مبشر صبح گفت:

    سلام
    از اینکه مبشر صبح را در بین به روایت لینک تون دیدم خوشحال شدم ،
    ضمن تشکر و امید برای همکاریهای بیشتر.
    همیشه ولائی و عزیز باشید.

    [پاسخ]

  21. عبدالله گفت:

    یا وارث
    کاش می شد در گوش ابن حر هم تکرار کرد چرایی جنگیدن را…

    مو توقعی نداشتوم؛ مو سر زمین بودوم با تراکتور، جنگ هم که تموم شد، رفتم سر همون زمین، بی تراکتور!
    آقاجان! مو دفترچه بیمه هم نگرفتوم…

    یا حق

    [پاسخ]

  22. ن.خ گفت:

    تمام مرثیه ها را سرور خواهی کرد

    شبی که غیبت خود را حضور خواهی کرد

    دمی که مجلس جدت به پاست می آیی

    و لا اقل ز کنارش عبور خواهی کرد

    به یاد جد خودت گریه می کنی؟…یا نه

    دوباره غربت خود را مرور خواهی کرد؟

    میان روضه‌ی تنهایی حرم شاید

    مسیر تنهایت را نمور خواهی کرد

    چقدر روضه‌ی کوفه…چقدر روضه‌ی شام…

    چقدر شیعه‌ی خود را غیور خواهی کرد؟

    چنان شبیه حسین از قیام سرشاری

    که در خیال همه “او” خطور خواهی کرد

    به جای “یا منصورُ اَمِتْ” “حسین” گویی

    واسم او را رمز عبور خواهی کرد

    “حدیث” ها همه گفتند صبح می آیی

    و گرنه در شب جمعه ظهور خواهی کرد

    کلید قفل فرج گریه‌ی محرم هاست

    و اشک گریه کنان را تو جور خواهی کرد

    شکستگان فراقت یکی یکی رفتند

    چقدر آینه ها را صبور خواهی کرد؟

    برای زنده‌ی ما یا برس همین امسال

    و یا زیارت اهل قبور خواهی کرد

    سید علی اصغر علوی

    [پاسخ]

  23. رضا گفت:

    آقا من با اینکه از نظر سیاسی کاملا با شما مخالفم حقیقتا کارتون رو تحسین میکنم

    [پاسخ]

  24. م.رضوی گفت:

    سلام
    بحثهای پست قبلی رو خوندم، چون صفحه سنگین شده نکاتی که به ذهنم می رسه رو اینجا می گم.

    آقای مهرداد، فکر کنم بشه حرفهای رو در چند محور خلاصه کرد:
    – شما قائل به استقلال ذاتی دین و سیاست هستید و در نتیجه این نظام رو (که بر مبنای ولایت فقیه هست) قبول ندارید.
    – معتقدید اکثریت جامعه یا این نظام رو قبول ندارند (اما به دلیل دیکتاتوری حاکم، جرات یا امکان اعتراض ندارند)
    یا به دلایل خفقان موجود و تبلیغات فراوان، متوجه اشکالات عدیده ی این نظام نمی شن تا بخواهند مخالفت کنند. در حقیقت فریب نظام رو خوردند.
    – بر همین مبنا خواستار برگزاری انتخابات آزاد با نظارت نهادهای بین المللی هستید.

    (اگه منظور شما رو اشتباه متوجه شدم لطفا تصحیح بفرمایید.)

    در مورد بند اول: جای بحث داره.
    در مورد بند دوم: برای اثبات و رد ادعای شما حرفهای زیادی گفته شد. هرچند چون بحث مصداقی ست قانع شدن یکی از دو طرف سخته!
    در مورد بند سوم: شما انتخابات با نظارت نهادهای داخلی رو قبول ندارید و ما (به دلایلی که ن.خ گفت) نظارت نهادهای بین المللی رو.
    پس شاید بهتر باشه دیگه درباره این موضوع بحث نشه. شما اگه راه حل دیگه ای به ذهنتون می رسه برای اثبات اکثریت بودنتون، لطفا ارائه بدید!

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۰:

    مورد اول رو دقیقا اشتباه فهمیدید دوست من، من وقتی از استقلال ذاتی دین از سیاست حرف میزنم برام مثه این میمونه که از استقلال ذاتی هیدروژن و اکسیژن از آب حرف میزنم!

    اونجا هم صد بار نوشتم این استقلال ذاتی به معنای کار سیاسی نکردن دینداران نیست!
    با ولایت فقیه هم به این دلیل که گفتید مخالف نیستم
    سیستم ولایت فقیه رو یه سیستم دیکتاتوری (کلمات رو توهین تلقی نکنید) میدونم با شکل و شمایل تقدس یافته و همینه که چون با دیکتاتوری مخالفم با ولایت فقیه هم مخالفم، امام میگفت که ولایت فقیه است که جلوی دیکتاتوری را میگیرد و من با این نظر هم کاملا مخالفم، ولایت فقیه عین دیکتاتوری شده و در ذات خودش همین هم هست، این مساله رو میشه بحث کنیم به صورت کامل

    در مورد بند دوم شما چند تا مثال نقض بزن و من هم چند تا مثال میزنم
    اون موقع قضاوت میمونه با قلب من و شما در واقعیت و حقیقت داشتن وجود چیزی به نام آزادی اظهار نظر و بی دغدغه حرف زدن، بد نیست یادمون بیاد که آقای جعفری دولت آبادی دادستان کل کشور هم چند ماه پیش در یکی از نشست خبری هاشون حرفی زدن و به طنز گفتن که ما رو فردا کسی ضد انقلاب (یا چیزی شبیه این) نکنه ها!!! این یعنی آش خیلی شور شده

    منم اصراری به بین المللی بودن همچین ندارم دوستم، منتها وقتی شورای نگهبان یه کمیته ی صیانت از آرا رو نمی تونه درست تحمل کنه و حتی با طرح محسن رضایی که میگفت به جای وزارت کشور و شورای نگهبان و …. کمیسیون ملی انتخابات راه بندازیم هم مخالفت میشه این یعنی عده ای دوست ندارن انتخابات از دست خودشون خارج بشه

    میشه یه کمیته ی داخلی داشت با آزادی کامل موافقین و مخالفین! نه اینکه بهشتی و الویری و … که نماینده های میرحسین و کروبی و .. بودن به دلیل پیگیری کشته شدگان هم بیفتن تو زندان! بعد یه جزوه بسیار بسیار انسانی و مستدل به که خود اونا هم گذاشتن رو اینترنت بکنن بهانه و کلی روش مانور بدن که وای چه جزوه ای پیدا کردیم از اینا! اسناد براندازی!!!

    برای من مهم نفس آزاد بودن و وابسته به حکومت نبودن انتخابات هست، دقیقا به همون دلیل که حضرت آقای جنتی کشته مرده ی احمدی نژاد و رهبری هست و از قضا داور معترضین به رهبری!!!

    در قبال اعتراض به انتخابات هم میرحسین پیشنهاد شورایی از کاندیداها، نمایندگان سه قوه، چند وکیل و خقوقدان برجسته، نمایندگان مراجع و شورای نگهیان و … داد که قبول نشد! تایید میفرمایید که این یعنی من شورای نگهبان رو امین نمی دونم، اما دست به دامن سی آی ای هم که نشد! از مراجع و وکلا و حقوقدان ها نماینده خواست! نمیشد به همین رضایت داده بشه؟ خیلی پیچیده بود؟ اساسا داور رو قبول دارن تا وقتی که حس عجیبی برای نادورای به کسی دست نده! بعد از اون دیگه خنده داره که بگی اگه داور رو قبول نداشتی چرا اومدی بازی!!!! حالا داوره که باید عدالتش رو اثبات کنه حتی اگه قرار باشه فیلم بازی رو بفرستن فیفا نظر بخوان!!!

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۹:

    با اجازه منم وارد بحث بشم :

    خیر عزیز من
    شما اشتباه می‌ فهمی. که هی میگی کسی نگفته سیاستمدار نمیتونه کار دینی یا بالعکس کنه . اصلا بحث این نیست.
    بجث سر عدم تفکیک بین اعمالی هست که از یک انسان واحد سر میزنه .
    آب رو از اکسیژن میشه جدا کرد چون عاملشون یکی نیست. ولی شما چجوری می خوای چیزی رو که عاملش یکی هست رو از هم جدا کنی؟
    ببین بزار ساده تر بگم
    یک سیاستمدار باید برای سیاست کردن و اداره کشور یک سری کارها انجام بده . درست؟
    این کارها رو بر اساس فکرش انجام میده دیگه . بازم درست؟
    خوب این فکرش به هر حال تحت تاثیر نوع جهان بینی‌اش هست. و اون جهان بینی مگر چیزی غیر از دینه؟

    در مورد انتخابات هم این فقط یک اسم داره که شما در چیزی شرکت کنی که قواعدش رو قبول کردی و بعد بزنی زیرش . این نفاق هست. نفاق !
    کسی اجبار نمی کنه شما رو که شرکت کنی ولی اگر شرکت کردی دیگه حق نداری بزنی زیرش. در مورد شورای نگهبان و این حرفهای بی اساس دیگه هم حرف خیلی هست اما اگر بزاری حالا این بحث رو بعد از پاسخ های پرسش بالا حسابی ادامه بدیم بهتره . فعلا همون سر بحث اول مترکز باشیم

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۰۳:

    دوست من از آب هم اگه اکسیژن رو بگیرن دیگه آب نیست
    شما از آمیختگی “دیندار” و سیاست میگید در حالی که من از استقلال “دین” و نه “دیندار” از سیاست گفتم،

    نفاق نیست اون هم دوست عزیز، زیاد پیچیده نکنیم مساله به این سادگی رو، این چیزی که میگید تلویحا میرسونه که اون شورا زیادی مستبد هست، مثه داوری که زیادی مستبد هست، من “ناچارا” داوری اون رو پذیرفتم، راه دیگه ای دارم؟ درپاسخ زود بگید خب شرکت نکن! اگه این جواب عمق اندیشه شماس که دیگه حرف نزنیم سرش اما من به شخصه خودم را میگم: ناچارا با اینکه میدونم این داور بی طرفی نیست وارد بازی میشم، و این دلیل نمیشه به ناداوری اعتراض نکنم! تنها کاری که میتونم بکنم اینه که با اعرتضم بیشتر و بیشتر و بیشتر ناداور بودن اون شورا رو نشون بدم! از لابه لای کلماتی مانند نفاق و اینا بیایم بیرون و برچسب نزنیم بهتره…

    نوشتید: اگه شرکت کردی دیگه حق نداری بزنی زیرش! زیر ِ چی؟ شرکت میکنم، به ناداوری هم اعتراض میکنم، و سعی میکنم با همین اعتراض به همه این رو بفهمونم، برای خیلی ها هم که معلوم نبود معلوم کنم، به خیلی ها اثبات کنم و بر برکناری این داور محکم هم وایسم! حالا اون داور تفنگ داره من ندارم و هرکار دوست داشت انجام میده…. اما کشتن راه حل نیست و میرسیم به اینجا که الان!

    مثه کسی حرف میزنه که انگار داره لطف میکنه و از کیسه خلیف میبخشه!! کسی اجبار نمیکنه شما رو شرکت کنی!!! آخه این چه جمله ایه دوست عزیز! اجبار کدومه!؟ من حقمه! کشورمه! خاک وطنمه، نیازی به اجبار نیست، این مسوول برگزاری که زیر سواله که چرا درست بازی برگزار نمیکنه نه من که بازی کردن حقمه!

    از موضع بالا حرف زدن خیلی عجیبه! نمی خوای نکن، قبول نداری نیا، دوست نداری برو، اینا من رو یاد این رییس شرکتایی میندازه که کارمند رو استعمار کردن و جلوی هر اعتراضی میگن نمیخوای به سلامت!! دوست نداری تو شرکت ما کار نکن!!! بله شرکت شماست! و انگار این برای شما مجوز ظلم هم هست! هرکاری دوست داری با من کارمند بکنی چون میدونی محتاج پولم و دستم تنگ! بعد هر اعتراضم هم بگی خودت خواستی! نمی خوای برو! این میشه توجیه ستمی که من بهش اعرتض دارم؟!

    [پاسخ]

  25. م.رضوی گفت:

    درباره رابطه دین و سیاست، بحثها مسلما زیاده و شاید با چند تا کامنت به نتیجه نرسه، فقط یه چیزی رو کوتاه بگم.

    سیاست رو اگه به معنای روش حکومت داری بگیریم، و دین رو به معنای مرام، مسلک، جهان بینی، طرز تفکر و مانند این، به نظرم بدیهی باشه که از هم مستقل نیستند. “روش حکومت داری” هرکس قطعا تابع “طرز تفکر و جهان بینی” ش هست.
    اسلام یک دینه، طبق تعریف بالا. یعنی صرفا یک سری دستورات و قوانین (مثلا مثل قوانین رانندگی) نیست. هم جهان بینی داره و هم البته دستوراتی برای روش زندگی.
    حالا اگه کسی دین اسلام داشته باشه (یعنی جهان بینی اسلامی رو قبول داشته باشه) طبیعی ست که سیاست و روش حکومت داریش خواه ناخواه طبق آموزه های اسلامه.
    (اثبات اینکه آموزه های اسلام به نظام ولایت فقیه می رسه هم بحث جداگانه یست.)

    این چیزیه که من از رابطه اسلام و سیاست می دونم، اگه اشتباه می کنم آقای صفا و سایر دوستان لطفا تصحیح بفرمایند.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۰:

    متاسفانه یا من خوب حرفم رو نمی زنم یا شما خوب متوجه نمیشید

    این خیلی بدیهیه دوست من که شما میگید، هر کسی یه فکری داره، وقتی سیاست مدار شد که نمیشه فکرش رو از خودش جدا کنه، این حرف شماس به زبان ساده! من اگه این حرف رو قبول نداشته باشم جام تو دیوونه خونس!

    من تو کامنتهای قبلی هم گفتم اگر اندکی در مورد “وجود” و “ماهیت” از نظر دقیق منطقی و فلسفی شون دقت کنید بعد مرور کنید که من گفتم: ماهیت سیاست مستقل از دین هست و دین داران میتونن “وجود” دینی به سیاست بدن اون موقع دیگه هی برام تکرار نمیکنید که هرکس جهان بینی داره و اون رو تو سیاست دخالت میده! این دقیق حرف خود منه! اون رو به عنوان رد مدعا به خودم برنگردونید!

    یه بار دیگه دقت کنید
    نوشتم بالا هم که هیدوروژن و اکسیژن دو عنصر ذاتا مشخص با تعریف معین هستن، هرموقع آب ادعا کنه اکسیژن فقط و فقط اون چیزه که من تو خودم درام خنده دار میشه! به آب میگن که حضرت آب درسته که شما هم اکسیژن داری اما اکسیژن “منحصر” به شما نیست، مستقل از شماست…. به نظرم توضیح بیشتر نیاز نباشه….

    سکولاریسم هم نمی گوید که سیاست مداران به مخض سیاسی شدن باید آب پاکی رو همه اندیشه ها و جهان بینی ها و … بریزن و یهو همه رو پاک کنن و دور بریزن و ….

    بیشتر تاکید میکنه که وقتی قدرت سیاسی گرفتی باید بتونی تا حد ممکن از دخالت این مساله در شوون دیگه بری باشی، اینکه حوزه ی ما امروز درگیر اینه که آیا دولت بهش هفتصد میلیارد داده یا نه بالاخره از همین جا در میاد! اینکه حوزه دین وقتی به معنای وابستگی لینک دولت سیاسی ِ دینی شد دیگه آزاد نیست، دیگه نیروهای مستقل پرورش نمیده و همه میشن مجیز گو این چیزیه که سکولاریسم میخواد جلوش رو بگیره، دلیلش هم ساده اس بعد از یه مدت کسی آزاد ِ فکری نمی مونه که بخواد علیه انحراف اعتراض کنه! یک جور کیف انگلیسی ِ حوزوی!!!

    دوست عزیز دینداران حق سیاست دارن و خوبش رو هم دارن اما حق ندارن به بهانه این سیاست دینداران دیگه رو مچاله کنن! کاری که ما میکنیم! پیش از این هم نوشتم، ما پز بودن نماینده مسیحی در مجلس رو میدیم اما رسانه هامون دم به ساعت مسیحیت رو میکوبه، از یهودی طوری نام میبره که انگار از شیطان نام برده! دراویش رو قلع و قمع میکنه و …. اینا رو که بذارید قشنگ کنار هم می بینید که مشکل دقیقا از اونجا شروع میشه که دینداران خاصی همه قدرت رو گرفتن دستشون (به ویژه نیروی نظامی، اقتصادی و تبلیغی رو ) و عملا می تازن برای خودشون

    شما بیا به من بگو که سروش و مجتهدشبستری و مصطفی ملکیان و امثال اینا چه گناهی دارن که اینقدر باید محدود بشن؟ بد نیست، بد نیست، یک لحظه فکر کنیم که یکی مثه سهروردی و ملاصدرا هم تکفیر میشد (قیاس نیست مثاله، برای فهم یه چیز) به فرض محال از نظر شما اگر، اگر، اگر، سروش درست بگه نه مصباح ما باید چطور این رو بفهمیم؟! چرا اون باید از کشور فراری داده بشه و این یکی بسط ید برای انجام هرکار!!؟؟ مگه شیوخ عمامه به سر صدرای شیراز رو تکفیر نکردن؟ این صدرای بد بخت چطور باید بتونه به بقیه بفهمونه که نه تنها کافر نیست که داره عمیق ترین توحید رو ترویج میده؟ می بینید این پیوند از این جا به بعد نامبارک میشود، آنجا که دیندار است و سیاسی است البته مبارک است، اما آنجا که پا بر گلوی مخالفین خودش نه گذاشت و این کار را به نام دین هم انجام داد درد شروع میشود و میشود آن چه می بینیم!

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۳:

    عزیز من چجوری از دخالت خودداری کنه؟
    اصلا بحث در درون شخص هست و اصلا ربطی به بیرون نداره .
    مثلا میشه کسی
    به فکرش بگه آقای فکر لطفا شما مبانی نوع نگرش خودت رو به جهان بزار کنار تا من درباره این کار سیاسی فکر کنم بعد دوباره بیا ؟؟؟؟

    چجوری؟
    بزار مثال بزنم. (فقط مثال رو بگیر، کاری به خود مثال نداریم ها)
    قضیه فلسطین هست.
    اوباما می خواد فکر کنه چیکار کنیم. میگه کمک به اسرائیل از هر جهت به سود ماست. خوب خوبه برو بریم برای کمک. اصلا مگر اون دنیایی هم هست؟

    این طرف
    اردوغان در ترکیه می خواد فکر کنه . میگه ممکنه به سود ما باشه ولی مردم دارن کشته میشن و مظلومن . پس برو برای حمایت از فلسطین.
    گرفتی چی میگم؟
    فکری که داره (حالا هر چی) این فکر در تصمیم گیری دخالت می کنه چه بخوایم چه نخوایم.

    اما در مورد سروش که روزگای معلم ما بود .
    ایشون یک زمانی می گفت ” نماز که می خوایید بخونید ، باید اول تصمیم بگیری که چه سوره ای رو میخوای بخونی. بعد “بسم الله” بگی. چون هر بسم الله مال یک سوره مشخص است”
    چند سال بعد همین آدم میگه
    قرآن از بالا هم نیومده و حاصل تفکرات فکری پیامبری هست که فکر خوبی داشته و اینا

    خوب یه همچین آدمی که در چند سال اینقدر راحت عوض میشه فکرش تا این حد؛ اجازه داره بیاد برای مردم فکر بگه؟
    تکلیفش با خودش روشنه اصلاً .
    شما یه لواشک باید تست بشه بعد بره تو بازار . حالا فکر تست نشده بره تو بازار. خود لیبرال ها هم میگن باید برای فکری که می خواد بین مردم پخش بشه فیلتر گذاشت . شما میگی چرا ؟
    حالا کاری ندارم تا وقتی ایران بود در بهترین دانشگاه داشت درس میداد و الان هم که تنگ دل امریکا نشسته و هر وقت ویزاش سر بیاد واسه ی تمدید ویزا یه فحش نامه به مراجع می نویسه تا امریکا بهش بگه باریکلا.

    در مورد نمایندگان هم شما یه کشور نام ببر برای من که اقلیت کمتر از ۱ درصدش نماینده داشته باشن باقیش واسه ی خودت /.
    در مورد دراویش هم مگر نمیگن ما مسلمون ، شیعه هستیم و خانقاه ما در مقابل مساجد نیست. مشکل پس کجاست دیگه. مگر چیزی جدای از ما هستن به قول خودشون !!!!!
    البته اگر هرگروی هم کلاش و تیربار و دیش ارسال ویدیو به لندن و اینا غیرقانونی نگهداری کنن تو خانقاهشون باید تخریب بشن. (شخص خودم مورد اصابت مستقیم گلوله تفنگ دو لول دراویش از داخل خود خانقاه شدم)

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۶:

    آها داشت یادم می رفت
    شما معتقدی کسانی که دختران دم به دقیقه توسط اقاطب مثلا دراویش و عارفشون مورد سوء استفاده قرار می گیرن باید آزاد باشن؟
    http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100924997870

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۱۱:

    هرکسی که جرمی کنه مجازات میکننف مستدل و تو دادگاه، به همین سادگی، نه اینکه لودر بندازن تخریبش کنن!

    زیاد پیچیده نیست، شما از زاویه ای نگاه میکنی که این “منم” که میفهمم خوب چیه بد چیه، از زاویه محدود کردن همه به خودتون، اینکه سعادت بشر رو فقط شمایی که تشخیص میدی نه هیچ کس دیگه، حتی به زور نمیخوای بزاری کسی اصلا اشتباه کنه (با متر شما میگم اشتباه وگرنه سر درست بودن نبودن بحث زیاد هست)

    شما مثه کسایی میمونین که بن لادن رو بگیرن نماد اسلام و اسلام رو بکوین…

    قطب دراویش به یه دختر تجاور کرده، باشه، بدون قضاوت قبول، بدون اینکه بخوام بگم تبلیغات همیشه علیه این هاست قبول، این چه ربطی به بولدوزر و تعطیل کردن زندگی دراویش داره؟

    تعمیم مییدن، نه؟
    یهو همه ی دراویش رو میکنین متجاوز به دخترای مردم؟

    راستی سردار زارعی رو شنیدیم که با چند تا خانم گرفتن، حالا پاپوش بود یا نه منجر به برکناری ایشون شد، چرا کل نیرو انتظامی رو تعطیل نکردن؟ سردار زارعی هم برا خودش بزرگی بود!!

    به نظرم من اینقدر اون بالا توضیح دادم که بیشتر نیاز نباشه که نظر من در مورد چگونگی دخالت دینداران و چگونگی محترم شمردن مابقی چی باید باشه….

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۲۰:

    شما حرفای من رو میخونید؟؟؟؟؟

    من کی گفتم که کسی به فکر بگه تو دخالت بکن یا نکن، الان دخالت کن، الان نکن، الان وایسا الان برو!!! شما دقیقا دارید با من حرف میزنید؟ این حرفهای آبکی رو تو دهن من نذارید!!!

    اتفاقا مثال بدی نزدید، اردوغان!
    اردوغان با من و شما خیلی متفاوته دوست من
    اتفاقا اردوغان نمونه ایه که من باید به اون استناد کنم نه شما
    مدلی که من دارم میدم به اون نزدیک تره
    شما که خیلی دورید از اون
    اون یه مسلمونه، سیاستمدار، طبق اندیشه هاش یه اسرائئیل هم معترض، اما اگه کسی نخواست حجاب داشته باشه خفه اش نمیکنه! با این که زن و بچه هاش با حجاب همه جا ظاهر میشن و حجاب دارن!

    روشنه بحث!

    بذار اینطوری بگم:
    دینداران سیاست میورزند بر منکرش هم لعنت! شما پاسخ دهید:

    آیا دینداران دیگر و غیر دینداران هم حق سیاست ورزیدن دارند!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در حقیق مشکل امروز ما این است نه آن که دین با سیاست هست یا نیست! این شمایی که در برابر ایت اتهام اید که چرا فکر میکنید فقط شما باید سیاست کنی و دیگران متهم به خونه نشینی؟! به زبان ساده میشه بقیه رو ول کنید برن جهنم؟!! میشه؟ میشه بهشت همش برای شما باشه؟؟
    اردوغان ترویج دین شاید بکنه اما جلوی یه بی حجاب رو نمیگیره که یالا وگرنه دخلت رو میارم!

    مروه کاواکچی نماینده اسلامگرای ترکیه وقتی میخواستن مجبورش کنن بدون حجاب بیاد به مجلس گفت عمرا! زنان مجلس ما ازش حمایت کردن! جواب داد به شما هیچ ربطی نداره! شما که حجاب تو مملکتتون زوریه نمی خواد از حجاب من حمایت کنید!!!

    امیدوارم بازم نگید مگه میشه من فکرم رو از سیاستم جدا کنم؟! اینا حرفای خود منه، نیازی به تکرارش به من نیست، من با حقوق مسلمون ها کاری ندارم، از سلب حقوق بقیه توسط سیاست مداران مسلمون گله دارم! روشنه؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۳۰:

    چقدر بچه گانه سروش رو نقد کردید دوست من!
    .
    .
    .
    در دانشگاه درس میداد، برای ویزا به مراجع فحش میده! لواشک باید تست بشه!

    اتفاقا برای صدرا و سهروردی و سقراط هم میگفتن جوون ها رو گمراه میکنن! پیامبر که اوج همه ی اینها بود رو میگفتن خطرناککه گوشاتون رو بگیرید پیشش میرید!!! قیاس و شبیه سازی نیستف جنس ماجرا را مقایسه میکنم، اینکه در دو خط تکلیفتان را روشن میکنید و تکلیف بقیه را هم!

    لواشک را استاندارد معینی تست میکنه، سروشی که نظرش با حکومت ما از نظر دینی متفاوته رو همون حکومت باید تست کنه؟ سروشی که میخواد بگه من یه متر جدید دارم رو با متر قدیم تست میکنن؟ بعد میگن مترت غلطه؟ این مثالهای ساده مشکل را حل نمیکنند، برای سنجش صحت گفتار دو طرف یک بحث درست نیست که یک طرف را معیار کنید! مثال شما معیوب است عزیز من، لواشک کارخانه من را نمی دهند به شمای لواشک فروش که رقیب من اید و شما حکم کنید که نه! این لواشک خوبی نیست! نه اینکه واقعا خوب نباشد که شما نگران اینید که این لواشک احتمالا بازار ما را تخته کند!!!

    مثال های ساده و ابندایی زدن تنها برای خوش نمودن موقت عقلی بدرد میخوره و هیچ کاربردی نداره… شما سروش رو رد میکنید با متر مصباح!!! خب معلومه که اون با اون متر نمی خونه! اگه میخوند که سر همون سخنرانی ها هی بهش حمله نمیشد! اگه میخوند که هی پاسپورتش ضبط نمیشد و کاری نمیکردن که پاشه بره اون ور دنیا!

    حالا هم که رفته باز ازش بترسن و هی حرف و حرف و حرف که دین نداره، که بخوان حقیرش کنن که باید به مراجع فحش بده تا ویزا بدن بهش!!!

    امید دارم از این بحثهای سبک بیایم بیرون
    اندکی عمیق تر حرف بزنیم

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۳۵:

    حتما رفته بودید به پابوسی که با تیر زدنتان نه؟

    در مساجد ما هم تفنگ به اندازه کاقی هست! ندیده اید یک سر به بسیج نزدیک ترین محل زندگی تان بزنید!

    بنده خدا یه تعدادی انسان خیرخواه هم رفته بودن دم مسجد آقای دستغیب تو شیراز بعد اون از خدا بیخبرها! یهو اونا رو با سنگ زدن!

    کلا این مخالف های شما مشکل اعصاب دارن، هرکی نزدیکشون میشه رو با سنگ و تیر میزنن!

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۵۷:

    من اتفاقا منظور شما رو خوب متوجه میشم، احساس می کنم شما متوجه منظور من نمی شید!
    شاید بهتر باشه اول شما به تعریفی که از دین دادم توجه کنید.
    اگه دین رو به معنای یه سری دستورات بگیریم، بله حرف شما کاملا درسته. ماهیت دین و سیاست مستقل از همه.
    اما من همون اول گفتم، منظورم از دینی که اصرار دارم منشا سیاست هست، یک سری دستورات نیست. من دین رو طرز تفکر و جهان بینی تعریف می کنم. حال شما می تونی اسمشو بذاری مکتب، مسلک، سر اسم که دعوا نداریم.
    شما قبول دارید سیاست و روش حکومتداری هرکس از طرز تفکرش نشات می گیره دیگه، قبول ندارید؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۳۳:

    سیاست هرکس از منشش و طرز تفکرش نشات میگیره.. این دقیقا جمله ی شماست اما بیشتر که در آن تدقیق کنید میشود نظر من!

    یعنی بر اساس فکرهایش، ایده آل هایش، جهان بینی اش، سیاست میورزد، مثلا ما در مقابل فلسطین اعتراض میکنیم به اسراییل ، این برای ما سیاسی است یا دینی؟ البته دینی و به شکل سیاسی درآمده.

    در همان زمان ما به کشتار مسلمانان چین اعتراض نمی کنیم!
    چرا؟
    چون دین با اینکه به ما دستور میدهد که باید اعتراض کنیم اما “سیاست” جلوی دین را میگیرد، دیگر جهان بینی از رفتار سیاسی جدا میشود، چون با چین دوستیم! چون زیر یوغ چین هستیم! ابتدا سکوت میکنیم بعد زیر زیرکی برای بستن دهان مردممان یک بیانیه ای آبکی میدهیم و از کنار قضیه رد میشویم!

    اگر دین به معنای جهان بینی ها ما را “مجبور” به سیاست میکرد حرف شما درست بود و از عدم استقلال حرف میزدیم! منتها این استقلال ذاتی که من میگویم اینجا خودش را نشان میدهد.

    اینجا که در قبال بحرین میخروشیم به دنیا، در مقابل سوریه به تکنولوژی کی بود کی بود گربه بود رو می یاریم. اینها به سادگی نشون میده که میشه دیندار مدلهای مختلفی از سیاست رو به کار بگیره. سیاست در بیرون از دین یعنی چگونه با دیگران مدارا کردن و منش خارجی ما! این در حد خود به دین ربطی ندارد،

    سیاست یعنی یک سری روشها و آداب، سیاست یعنی اینکه به مردم سخت بگیریم یا نه؟ با دیگران چگونه باشیم، چطور اراده خود را در روزمره دخیل کنیم؟ با مخالف چطور برخورد کنیم؟ موافق را چقدر ارج بدهیم؟ اینها همه میتواند ریشه های غیر دینی داشته باشد، کمااینکه بسیاری دین نداران به معنای واقعی سیاست میورزند، این شاید مثال بهتری باشد، اگر سیاست چیزی بود زاییده ی دین انگاه باید سیاست مداران را در یک درجه از دینداری می دانستیم درصورتی که چنین نمی دانیم… ضمن اینکه فراموش نکنید بسیاری بزرگان دینی ما اعتقادی به دخالت در سیاست نداشتند، من به شخصه این را رد میکنم اما بزرگی ان ها را در دین که نمی توانم رد کنم و نمی توانم بگویم اشتباه کرده اند یا نکرده اند.. انها به گونه ای استدلال خود را داشته اند… همین امروز هم بسیاری دین داران مطرح هستند که سیاست را دخالت نمیدهند و اینکه پیامبر حکومت کرد را دلیل این نمی دانند که انها هم باید حکومت کنند…. یادآور شوم که من به شخصه این نظر را درست نمی دانم… فقط برای این میگویم که بدانیم سیاست اگر چیزی بود در دین فرو رفته و از دین برآمده این نظرهای رنگارنگ پیش نمی آمد… ما مثلا وحی را صرفا دینی میدانیم، اما اخلاق و عدالت را نه. اخلاق هم همینطور یک چیز دینی نیست، هرچند دینداران سبک اخلاقی خودشان را دارند

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۶:

    به قول یه بنده خدای مرحومی!! هیییییییییییی! :)
    فکر کنم برای اینکه مشکل بنده با شما حل بشه بهتره از این به بعد به جای کلمه ی دین، کلمه ی جهان بینی رو به کار ببرم.
    من که گفتم (اون هم با ادات تاکید ثقیله) که منظورم از دین، جهان بینی شخص هست، اون وقت باز شما از آدم های بی دین حرف می زنید؟ اصلا آدمِ بدونِ جهان بینیِ خاص وجود داره؟!

    ضمن اینکه خواهش می کنم وارد مصادیق نشید. درباره سوریه و انقلاب های سایر مناطق پاسخ شما رو نمی دم چون از بحث اصلی دور می شیم.

    خوشحالم تصدیق کردید که “سیاست هرکس از طرز تفکرش نشات میگیره.”
    حالا تعریف شما از اسلام چیه؟ با این تعریف من موافقید که: “اسلام مجموعه ای ست از عقاید و برنامه ها برای رسیدن به تعالی”
    و اون عقاید (که مبنای برنامه هاست) همون طرز تفکر و جهان بینی ست.
    موافقید؟

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۴:

    شما که گمان نمی کنید که که بی دینان ایدیولوژی وجهان بینی ندارند؟پس سکولاریسم چیه؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۴:

    یک سوال من رو هم جواب ندادید:

    امروز به واسطه بودن قدرت در دست دینداران به گمانم این بحثها دیگر فایده ای ندارد، آنچه که امروز باید بیشتر بحث شود این است:

    از نظر دینداران آیا غیر دینداران هم اجازه سیاست دارند؟ آیا مخالفان فکری آنها در دینداری هم اجازه ی سیاست دارند؟
    اگر بله چطور باید این کار را بکنند که به انواع اسمهای محارب، مرتد، دچار نشوند؟ چطور باید کسی مانند سحابی ها و بازرگان ها که فقط و فقط جرمشان این بود که دینداری شان با ما متفاوت بود طرد شوند؟

    دوستمان مثال اردوغان را زدند: آیا اردوغان نقض ما نیست؟ آیا او عکس ما نیست؟ آیا او باید بگوید چون من مسلمانم و چون زن من حجاب دارد و من حجاب را قبول دارم همه باید مانند من بشوند؟ وگرنه گشت ارشاد راه می اندازم و همه را جمع میکنم؟

    دعوا امروز از آن سوست دوست عزیز: آیا غیر از این گروه دینداران که بر مسند قدرت اند، کسی دیگر هم حق دارد اندیشه ی دینی متفاوتی داشته باشد و آن را با خیال راحت ترویج کند و کسی مزاحمش نشود؟

    خواهش میکنم نگویید که مملکت هرکی به هرکی که نیست! این حقیقتا جواب من نیست چون من اساسا نمی گویم مملکت هرکی به هرکی باشد، منتها شما هم نگویید مملکت فقط “من” باشم.

    امروز جای کسی چون مجتهد شبستری کجاست که به جرم اظهار نظر باید در سن بالای هفتاد به دادگاه فراخوانده شود؟

    او در مورد پیامبر و وحی نظرات خودش را دارد که اتفاقا کسی چون من گمان میبرد او درست میگوید: حال چه باید کرد؟ او را به دلیل این حرفها زندانی کرد؟ اذیت کرد؟ محدود کرد؟

    اگر چنین است فاصله ما با تفتیش عقاید در چیست؟ فرقمان با کلیسای قرون وسطی کجاست؟

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۶:

    اولا دوست ندارم وارد مصادیق بشم و ثانیا در این مورد وقتی به تفاهم می رسیم که درباره سوال اصلی “رابطه ی دین و سیاست” هم عقیده شده باشیم.

    [پاسخ]

  26. م.رضوی گفت:

    از دو طرف ممنونم برای بحثهایی که مطرح کردند. این بحثها حتی اگه نهایتا موضع طرفین رو هم تغییر نده، حداقلش تعدیل کردن ذهنیت ها از همدیگه ست.
    از آقای صفا هم به شدت ممنون برای ایجاد فضا.

    [پاسخ]

  27. خصوصی گفت:

    سلام. لینک اوباما و… در حال تماشای الماس فریب رو بردار تا بعدا متوجه نشدی که اشتباهه. این عکس رو به زمان اعلام صدور فرمان قتل بن لادن نسبت میدادن. نسبت دادنش به این مستند خیلی ناشیانه است. از تو بعیده. من فردا میتونم ادعا کنم در حال دیدن برنامه ۹۰!!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۰۸:۲۰:

    اِ نه؛ تو رو خدا؟ جدی می‌گی؟ :))))
    بابا یه خورده سطح طنزتون رو ببرید بالا خووو

    [پاسخ]

  28. افق گفت:

    سلام
    صبح بخیر
    این بحثها رنگ و بوی حسینیه رو خیلی عوض کرده..خداقوت
    برای صاحبخونه بزرگوار آرزوی صحت و سلامت و البته صبر فراوان دارم..و همچنین برای سایر دوستان..موفق و موید و پیروز باشد..
    التماس دعا

    [پاسخ]

  29. محمد گفت:

    سلام … متاسفانه نزدیک به دو روز از دسترسی به اینترنت محروم بودم! صبح شنبه رسیدم و به روی چشم … تا عصر امروز با جواب روی وبلاگم هستم … مخلص همه تون

    [پاسخ]

  30. خط شکن گفت:

    سلام
    امیر علی جان ، حرکت خوبی رو شروع کردی و مطمئنم که خوب مدیریتش خواهی کرد که تریبونی برای ترویج افکار اشتباه برخی ها نباشه.

    راستی داداش
    دومین طرح از مجموعه دولت اسلامی رو آپ کردم
    منتظر حضورت هستم
    یاحق

    [پاسخ]

  31. امیرعلی صفا گفت:

    بازم تذکر می‌دم که دوستان کامنت طولانی نذارن. حرف زدن جای خود، اما ظرافت‌های وبلاگ بودن اینجا رو هم در نظر بگیرید لطفا

    [پاسخ]

  32. مصطفی گفت:

    سلام به شما دوستان عزیز و بزرگوار
    ممنون که به خونه ی شهدا سر زدید.

    با پستی با عنوان(علی کیست؟؟!!!)منتظر حضور و نظر گرمتون هستم.
    ایشالله روزی روبه روی ایوون نجف….!!!!

    اللهم عجل لولیک الفرج

    ایشالله شهید شی.
    شهادت بنده ی حقیر
    التماس دعا

    [پاسخ]

  33. مهرداد گفت:

    جنبش سبز طیف های وسیعی را در خود دارد، چرا زود این را لینک میکنید به تروریست ها و منافقین؟

    این چه تعمیم غلطی است دوست عزیز؟ شما بیانیه های میرحسین به عنوان رهبر فروتن این جنبش که اساسا نماد جنبش است هرچند که خود بگوید من همراهم را بخوانید، بارها و بارها پر شده از عدم خشونت و آرامش…

    ضمنا بفرمایید کدام تروریست آمده این وسط که ما ندیدیم و دقیقا چه کسانی را ترور کرده؟

    اینکه درگیری میشود و به زعم ما دوستان شما از این درگیری استقبال میکنند و بلکه به آن تشویق میکنند و بعد آتش سوزی و …. راه می افتد را چرا حواله به تروریست ها میکنید؟

    اینکه دوستان شما تفنگ بدست و با انواع اقسام مدل ها عده ای را کشتند را نکند تعبیر به تروریست میکنید؟

    در حقیقت شما یک چیز خیالی را وارد قصه میکنید و میشود سند بحث برایتان!

    صانع ژاله را میکشند بعد در عرض چند ثانیه میشود مخبر آقای شریعتمداری میان بیت آقای منتظری! خب معلوم است که وقتی تبلیغات دست حضرات باشد چنین میکنند، منتها از صانع کلی عکس و فیلم دیگر بیرون می آید اما جز یه کارت بسیج که مبتدیان فوتوشاپ هم نمونه های بیشمارش را از بن لادن گرفته تا آبراهام لینکلن به طنز درست کردند میشود سند قطعی بسیجی بودن ژاله!!! خب روشن است که حکومت نگران باشد از بازتاب که او مردم را به دلیل اعتراض به ضرب گلوله میکشد و سعی کند زمین بازی را عوض کند!

    [پاسخ]

    مانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۰:

    همه‌ حرفهای ما دروغ است و حرفهای شما راست؟
    اصلا خوشم اومد که بحث مبنایی بود و نه مصداقی و ذکر شد که با این تعریف امکانش هست هر کسی وارد در جنبش شما بشه.

    [پاسخ]

  34. ... گفت:

    آقای صفا من به شخصه همه بحث ها رو دنبال کردم و در کامنت ها هم . از شما هم کمال سپاسگزاری رو دارم که این فضا رو برای گفتگو فراهم آوردید ، ولی عاجزانه خواهش می کنم اجازه بدین سایرین هم نظرات خودشون رو ابراز کنن و به گفتگو بنشینند . من کاری ندارم که ظرافت های وبلاگنویسی چه ها هستند و چه تعاریفی برایشان هست و چه اختلاف نظرهایی پیرامونشان وجود دارد ، ولی بگذارید بخاطر شرایط خاص مملکت این ظرافت های مد نظر شما را برای مدتی نادیده بگیریم . هرکس دوست نداشته باشد ، بحث ها را نمی خواند . کسی مجبور به مطالعه همه کامنت ها که نیست . مشکل سنگین شدن حجم صفحات وبلاگ هم با نوع اینترنتی که برای عموم کاربران ایرانی قابل دسترسی است ، فکر نکنم چیز تازه و ناآشنایی برایمان باشد ، کمی صبر و تحملمان را بالا می بریم .

    باز هم ازتون بخاطر ایجاد امکان گفتگو تشکر می کنم .

    [پاسخ]

  35. مهرداد گفت:

    دوست عزیز:

    آن شاه بیت حرفهای میرحسین را به یاد دارید:

    منافقین و … به واسطه خیانتهاشون به مردم این مملکت مرده ان، اینها رو اینقدر زنده نکنید!

    این زنده کردن دقیقا کاری بود که حکومت ما میکرد،

    نادر ابراهیمی جمله ای داره دقیقا مربوط به همین موضوع، البته لفظی توش داره که میگم اما به حساب توهین نذارید، نقل نوشته نادر ابراهمیه:

    “ابله برای اینکه از خودش قهرمان بسازه از دشمنش فوق قهرمان میسازه”

    مشابه همین کار رو حکومت ما کرد: برای اینکه رو ضعف هاش و خشونت مهار نشده سرپوش بذاره مجبور بود یه مخالف فرضی به نام منافقین رو بندازه جلو تا این بشه توجیه برای طرفدارهاش که ما مردم رو نمی کشیم، اینا منافقن!!!

    جنبش سبز، متکثر هست و این سند افتخارشه، از با حجاب و بی حجاب و دینی و غیر دینی توش جا میشه و به این همیشه مفتخر بوده، حتی دوستان شما خیلی جاها دیدن همچین پشتوانه ی رنگارنگی ندارن و گاه به گاه مجبور میشن عکس دخترهایی که در حالت معمولی تکفرشون میکنن رو با عکس رهبری و احمدی نژاد نشون بدن و بگن ما همه ی مردمیم!!! دقیقا چیزی که نیستن! دقیقا چیزی مخالف آنچه که ما همه میدونیم که یک قشر خاص با اندک بالا پایین طرفدار حکومت هست

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۸:

    بله بله، خوانندگان عزیز توجه داشته باشن که خود این حکومت فاسد منافقین (یا همون فوق قهرمان) رو ساخته و به مریم رجوی هم گفته از جنبش حمایت می‌کنی و تلوزیونت ۲۴ ساعت تبلیغ بده برای زمان راهپیمایی ها ….
    اوج منطق مهرداد خان

    [پاسخ]

  36. مهرداد گفت:

    برای یکی مثه رجوی و سلطنت طلب و انواع و اقسام دیگه چه چیز بهتر از این آب گل آلود که شما درست کردید نه ما برای ماهی گرفتن!؟؟؟

    ما از همون اول روشن کرده بودیم که ما معترضیم، و این یه مساله داخلی هست:

    میرحسن بیانیه نهم:

    “”ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.””

    این خامی که چه عرض کنم، این زرنگی را شما کردید و داستان را خارجی کردید و چه چیز بهتر برای رجوی ها که از قبر بیرون بیایند و پز دهند و داد بیداد کنن و شما هم برای فرار از اصل قصه داد بیداد اونها رو بکنید تو بلندگو با همه بشنون!

    فراموش نکنید که میرحسین گفت:

    بیانیه چهاردهم:

    “””ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند .”””

    روشن تر از این اگر شما روشی دارید بفرمایید تا ما بگوییم میر محصور اعلام کنند!!!

    نکند شما انتظار دارید میرحسین هرچه شما گفتید بگوید چشم و لیست بدهد که ما با مسعود رجوی، رضا پهلوی، اکبر، ممد، تقی، حسن و …. مخالفیم و به ما ربطی ندارن؟ بعد بنویسه این لیست آپدیت میشه؟

    با همین دو جمله ای که بالا گفتم و با همه ی چیزهایی که میدونیم از کشته شده هایی مثه محسن روح الامینی ها و مصطفی غنیان ها بد نیست که در ذهن خود این دروغ را پاک کنیم که اعلام برائت از خارجی ها نشد!

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۹:

    من هم بیانیه خواهم داد که به هیچ عنوان خواستار دخالت کشورهای بیگانه و تروریست های در جنبش خود نیستم.
    الان این شد مخالفت ؟؟؟؟؟؟؟ این شد انزجار؟؟؟؟؟؟؟
    به حرف نیست، به عمل است.
    باید دید چه کار کردیم که فریاد هوراااااا از دشمنان کد دار و شناخته شده و ثابت شده ی سی ساله این نظام بلند شد.

    [پاسخ]

  37. مهرداد گفت:

    میرحسین موسوی:

    “””تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .”””

    زیباتر از این؟ قشنگ تر از این؟ انصاف بدهید دوست من، این میر ِ پیر ِ محصور ِ با کدام کلمه باید بگوید که چون شمایی راضی شوید؟

    [پاسخ]

  38. مهرداد گفت:

    دیروز جناب خوشچهره مصاحبه ای داشتند که فرارو چاپ کرده بود، لینکش اینجاست:

    http://www.fararu.com/vdcgzx97.ak9zu4prra.html

    http://www.fararu.com/vdcaumn0.49noa15kk4.html

    جناب توکلی هم از دوستان شماست:

    http://www.fararu.com/vdciy5av.t1auu2bcct.html

    نگویید همه نقد دارند، ما هم میدانیم همه نقد دارند اما انصاف دهید که از چه زمانی چیزی به نام آمار در این مملکت به لجن کشیده شد؟

    نمودار فلاکت را یادتان هست؟ جناب رضایی دادند، حضرات رجا نیوزی به جای پاسخ گفتند این یک آمار صهیونیستی است!!!

    دوست من شما انگاری فراموش کرده اید همه ی این اتفاقات زمانی دارد رخ میدهد که در امد نفتی ما سرسام آور بوده!! دقیقا زمانی که باید جهش اقتصادی میداشتیم عمده ی کارشناسان اقتصادی ِ هم سو با تفکرات حاکمیت (معترضین به کنار) از مرگ اقتصاد میگویند!

    هشدارهای خوشچهره و توکلی تنها چند نمونه است

    دلتان مدتی به سلامت اقتصادی تیم دولت خوش بود که آن هم این روزها روشن است که چه خبر است!

    منافع دوستان که به خطر افتاده ناگهان فهمیده اند که تیم دولت غوطه ور در فساد است!!! آن از رحیمی اش و ان اسفندیارش! اینها را از محمود جدا نکنید که خیلی خنده دار میشود قصه!

    [پاسخ]

  39. مهرداد گفت:

    عزیز من

    یک بار دیگر هم اینجا نوشتم:

    از موضع قدرت سخن نگویید! نگویید همینی که هست هست! یا شورای نگهبان یا هیچ! هر قانونی با همه ملزم بودن به آن را میشود نقد کرد و درخواست داد برا عوض کردنش! این تنها راهی است که میشود نامش را گذاشت منطق! میرحسین به قانون ملتزم است، هنوز هم هست و این با اینکه بخواهد بخشهایی از این قانون را از ریشه بر کند هم هیچ تناقضی ندارد!

    قانون را میپذیرد در عین اینکه معتقد است قانون وحی منزل نیست و میتواند عوض شود!

    بله ناداوری زیاد میشود در فوتبال، منتها بحث بر سر این است که فیفا اگر بفهمد یک داور پول میگیرد و ناداروی میکند چه؟ فیفا آیا برای بازی ایران و امریکا داور ایرانی میگذارد؟ یا امریکایی؟

    فیفا آیا سعی نمی کند داور بی طرف بگذارد؟

    گیر سر این نیست که ما داوری را قبول نداریم! گیر سر این است که ما با وجود داور امریکایی با همه ی کراهت باز حاضر شده ایم با امریکا بازی کنیم و اما انتظار داریم این داور اگر کلی به نفع تیم کشورش سوت زده دیگر توپ از خط رده شده ی ما را گل به نفع حریف اعلام نکند!!! و اگر اعتراض کردیم نگوید میخواستید بازی نکیند هرچی من بگم همونه!!! این اسمش زورگویی میشه و به زور تکیه زدن!

    اتفاقا در بازی هایی اینچنینی بین تماشاچی ها هم دعوا میشه! چرا که نشه؟ میشه! منتها تماشاچی های معترض سکوت میکنن و میگن این دیگه نهایت بی انصافیه و از ورزشگاه بیرون نمیرن بعد بدون دادن پاسخی درست و تکرار بازی با اشک آور بهشون حمله میکنن ، اون معترضین آداب اعتراض رو در نهایت شکوه انجام دادن

    حقیقتا بیست و پنج خرداد در تاریخ صد سال آینده ما جزو افتخارات نه معترضین که فرهنگ ایرانی خواهد ماند…

    [پاسخ]

    مانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۵۵:

    ۲۵ خرداد در تاریخ صد سال آینده جزء افتخارات است، ولی نه دی سازماندهی شده و برای ساندیس و یک مشت انسان فریب خورده !!!!‌

    الله اکبر از این بی انصافی .
    باور قاطع دارم که بحث کردن با کسی که خودش را به خواب زده بی فایده اس

    [پاسخ]

  40. مهرداد گفت:

    جناب صفا

    تصور شما این است که چون مردم مثل مصر جلوی تانک وای نسادن پس براشون حرفاشون ارزش نداشته؟
    باطل بودن؟ الکی بودن؟

    ما یه بار یه انقلاب کردیم، فکر میکردیم میشه با منطق بتونیم قدرت رو بچرخونیم! الان هم زیاد نگران نباشید، اگر هم فکر میکنید هیچ اتفاقی نیوفتاده اندکی به اطراف نگاه کنید ببینید چطور یه تششیع جنازه هم میشه داستان برای شما!

    ان اعتبار و آبرویی که از حکومت ما به واسطه این اعتراضات رفته رو میشه ندید! آقای خامنه ای از اون تعبیر به هتک حرمت نظام کردن و من برای شما میگم که اسمش بود: بی آبرو کردن نظام! که اتفاقا کار حقی بود و باید هم انجام میشد!

    شاید شاه هیچ وقت فکر نمیکرد چطور یه انقلاب رشد میکنه و به وقوع میپیونده، نگران نباشید، فکر هم نکنید مصر یک شبه انقلاب کرد، تاریخ مصر رو بخونید، همین دیروز با یه مصری حرف میزدمف میگفت ما هر پونزده سال تقریبا درگیری داشتیم، و این به نتیجه رسیده، در دهه نود میلادی چندین بار درگیریهای عجیب غریب داشتن!

    شما فکر میکنی اما یهو گفتن نمی خوایم بعد ریختن تو خیابون و تموم!؟

    ته عزیز دل این مدل اتفاق برای ما همون سال چهل و دو افتاد و نتیج هاش پونزده سال بعد روشن شد، الان هم زیاد نگران نباشید، انبار نفرت تو مردم رو اگه نمی تونید ببینید ایرادی نیست، به همین روش ادامه بدید

    راستی حداقل با بزرگان خودتون هماهنگ باشید که همه گی جنبش سبز رو آتش زیر خاکستر میدونن!!

    [پاسخ]

  41. ناشناس گفت:

    آقای صفا شما که بیشتر چیزا رو گفتی اونی نیست که می خوای و جواب ندادی. وقتی شما می گی اسرائیل چرا دفاع کرده، ایشون با مصداق ثابت می کنه دفاع اسرائیل معنایی نداره، و اینکه رهبران جنبش سبز بارها اعلام استقلال کردن، و این برای شما جواب نیست، می شه یه راهنمایی بکنید چه جور چیزی جوابه؟
    اینم راه آسونیه واسه بحث کردن که هر چی طرف مقابل گفت بگیم این که هیچی جواب ندیم ها.

    دیگه هم اینکه می شه توضیح بدین چه جوری حرفهای آقای معینی مخالف ۱۱۷ اصله قانون اساسیه؟ چون من که قانون اساسی رو گذاشتم جلوم بازم متوجه نمی شم!!! به جای اینکه همینطوریه کلی بگیم، بگین چی دقیقا چرا مخالف چه اصلیه که ما هم بفهمیم.

    اگه نه رو هوا وکلی و بدون دلیلی که منم می گم “نه خیر نیست!” و اصلا مکالمه ای پیش نمیاد.

    [پاسخ]

    مانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۰۰:

    لطفاً اصل ۴ قانون اساسی که ۱۱۶ اصل دیگر از اون منبعث میشه رو برای من عیناً کامنت کن زیر همین

    [پاسخ]

    ز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۵۵:

    این اصل چهارمه و متاسفانه من بازم متوجه نمی شم.
    “کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگرحاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است.”

    مضاف بر اینکه خود این اصل بدون توجه به وظایف و شرایطی که برای شورای نگهبان (از جمله بی طرفی در انتخابات) مطرح شده کافی نیست.

    ولی حالا که بحث قانون اساسیه، و حالا که شما می گی قانون ملاکه، چند تا اصل دیگه رو هم این زیر “عینا” کپی می کنم صرفا جهت یادآوری. چون برای بعضی ممکنه سوال پیش بیاد که چطور یک گروه که خودشون این همه قانون رو نقض کردن، دم از قانون می زنن. به دلیل کمبود جا، سراغ جزئیات قانون انتخابات نرفتم و اینا فقط اصول قانون اساسیه:

    اصل سوم : دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد: ‏ تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.

    اصل بیست و دوم : حیثیت ، جان ، حقوق ، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.

    اصل بیست و سوم : تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.

    اصل بیست و چهارم : نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلامی یا حقوق عمومی باشد.
    تفصیل آن را قانون معین می کند.

    اصل بیست و هفتم : تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح ، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است .

    اصل سی و دوم : هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند. در صورت بازداشت ، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد.
    متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.

    اصل سی و هفتم : اصل، برائت است و هیچ کس از نظرقانون مجرم شناخته نمی شود، مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

    اصل سی و هشتم : هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است، اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است.
    متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.

    اصل سی و نهم : هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.

    اصل نود و یکم : به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها، شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل می شود:
    ‏۱‏ – شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز.

    [پاسخ]

  42. مهرداد گفت:

    میرحسین موسوی:

    “””

    جنبش سبز در عین تاکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای غیرملی وخارجی، در جستجوی راهی منزوی همراه با دگر ستیزی نبوده و اسیر گرایشات تعصب آلود نمیشود. عدالت، آزادی، استقلال، کرامت انسانی و معنویت ارزشهای جهانی هستند و تجربه آموزی از ملتهایی که برای دستیابی به این ارزشها تلاش کرده اند و همچنین استقبال از نقد و نظر مشفقانه همه آزدیخواهان و صلح طلبانی که برای رهایی نوع بشر و کرامت انسانها تلاش می کنند از دیگر راه کارهای جنبش است.

    جنبش سبز جنبشی ایرانی- اسلامی است که در جستجوی دستیابی به ایرانی آباد، آزاد و پیشرفته است. بر این اساس، هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید. جنبش “ایران را متعلق به همه ایرانیان می داند”.

    “””

    با همین گزیده ها از بیانیه های میرحسین انتظار میرود این پرسش از ذهنتان پاک شود که چرا مرز بندی نکرد!!

    و اساسا مبنای قضاوت را این بهانه ها قرار ندهید! یعنی یک مشکلی را خودتان نسازید و بعد بر سر آن مانور ندهید که چرا میر ِ شما مانند ما عمل نمیکند!

    [پاسخ]

  43. ناشناس گفت:

    آقای صفا
    امروز دیدم که شما سوالاتتان را به عنوان یک یادداشت در وبسایت الف منتشر کرده اید.می خواستم بدانم آیا قبل از اقدام به این کار، قول انتشار پاسخ های طرف مقابل را از این وبسایت گرفته اید؟

    ممنون

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۷:

    هر وقت من چیزی رو در جایی منتشر کردم، بیایید از من سوال بپرسید!

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۵۹:

    http://alef.ir/1388/content/view/106902/

    [پاسخ]

  44. مهرداد گفت:

    میرحسین موسوی:

    “””

    در نگاه فعالان جنبش سبز، مردم ایران همه خواهان ایرانی آباد سرفراز و سربلند هستند. جنبش سبز موافق تکثر ومخالف انحصارطلبی است. در نتیجه، دشمنی و کینه توزی با بدنه اجتماعی هیچ بخشی از جامعه جایی در جنبش ندارد. تلاش برای گفتگو و تعامل با رقبا و مخالفان در فضایی سالم و آگاهی بخشی درباره اهداف و اصول جنبش وظیفه همه افرادی است که خود را آگاهانه در زمره فعالان جنبش سبز می انگارند. ما همه ایرانی هستیم و ایران متعلق به همه ماست
    “”

    زیباتر از این سراغ دارید بگویید بخوانیم

    اضافه میکنم:

    رهبری هم حرفهای زیبا سالهاست که میزنند، اما سالهاست که دقیقا همان رفتارهای زشت تکرار میشود، از ترور فروهر ها بگیرید تا شکنجه در زندان ها و کهریزک!

    باز به شما یادآوری میکنم آن جمله آقای زائری را که میگفت:

    قاضی مرتضوی رسما به من میگفت دروغ بنویس!

    اگر کسی از گفته ی میرحسین تخطی کند عیبی بر او نیست که هیچ قدرتی در دست ندارد جز نوشتن و نهی کردن، اما تخطی از گفته رهبری را به سادگی نمیشود از کنارش گذشتف ایشان همه ی قدرت و تبلیغات را در دست دارد و به سادگی میتوانند هرکسی تخطی کرد در راستای منافع مردم مواخذه کند ! چیزی که ما همیشه عکسش را دیده ایم یعنی در حمله به کوی دانشگاه هم دانشجوها محکوم میشوند و یک سرباز ریش تراش دزد! نه رییسی و نه فرماندهی!!

    این نشان میدهد که سیاست بر این است که من حرفهای قشنگ میزنم و شعار میدهم، شما هرچه کردید بکنید فقط قدرت را حفظ کنید!

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۳:

    اضافه میکنم:

    اگر میرحسین قدرت داشت و از حرفهایش تخطی میکرد و فقط حرفهای قشنگ میزد و جلوی زشتی ها را در عمل نمیگرفت بر او میشوریدیم! من و شما!

    [پاسخ]

    مانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۰۳:

    مخالفت با هیچ کس در بدنه‌ی جنبش وجود ندارد . همه با هم از هم جنس باز گرفته تا علی رضا نوری زاده.
    از سلطنت طلب ها گرفته تا کوموله. همه با هم.
    واقعا چه جالب !

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۶:

    شما خیلی همجنس باز دیدی نه؟ تو خیابون ها پرشده بود نه؟
    .
    من هم اگر به جای نوری زاده بودم خودم رو میچسبوندم به جنبش سبز! برای یه ادم حقیری مثه ایشون چه چیز بهتر از قد کشیدن و بالا رفتن با جنبش سبز؟

    خیلی دوست داشتم میرحسن بر سر کار می بود تا می دیدی همین آدم که نام میبری چطور او را مزدور، عمله جمهوری اسلامی، حافظ اسلام ِ آخوندی و امثال این حرفها میخوند!
    منتها الان براش منفعت تو اینه که بگه جنبش سبز!!

    دوست من از شما بعیده به یکی از فرعی ترین مسائلی گیر بدی که نه میرحسین هیچ کس دیگه ای هم نمی توسن براش کاری کنه!

    مگر اینکه دهن نوری زاده رو قفل میزدند که به نفع خودش سوار ما نشه!

    اینجا چندین نقل از شخصی میرحسین گذاشتم در رد خارجی، انگلیسی، آمریکایی، و منافق بودن و …

    [پاسخ]

  45. مهرداد گفت:

    میرحسین موسوی:

    “”

    جنبش سبز، یک حرکت اجتماعی فراگیر است که هرگز خود را مبری از خطا نمی انگارد و با نفی هرگونه مطلق نگری شرک آلود، بر گسترش فضای نقد و گفتگو در درون و بیرون جنبش تاکید دارد. دیده بانی سیر حرکت و تحول جنبش از سوی همه فعالان و به خصوص صاحبان اندیشه و عمل امری حیاتی است که می تواند جنبش را از لغزش به ورطه تمامیت خواهی و فساد بر حذر دارد.
    “”

    سکوت میکنم و فقط از او میگوییم! به تنهایی به اندازه همه گفتنی دارد این میر محصور!

    [پاسخ]

  46. مهرداد گفت:

    میرحسین موسوی:

    “”حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.””

    چه چیز گویاتر از این؟ چه چیز عمیق تر از این؟ اینکه ما نفعی از وصل شدن به بیگانه نمی بریم که ما مردم را داریم! این بیگانگان هستند که گویی از وصل شدن به ما سود میبرند!

    ما مسوول خودمان هستیم نه آنچه که مسعود رجوی و مریم خانمش برای بزرگ کردن خود میگویند!

    این وصله را به میرحسین چسباندن انقدر سبک هست که برای حفظ شان خودتان بهتر از اینطور نکنید….

    [پاسخ]

  47. مهرداد گفت:

    میرحسین موسوی:

    “”
    برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم.
    “””

    حضرات حکومتی حفظ آرامش را به صلاح خود نمی دیدند هرچند به صلاح کشور باشد!

    میدانستند باید به خواسته ی یک جمعیت میلیونی در خیابان تن داد یا آنها را به آشوب کشاند و جمع کرد!

    همین است که بعد از اسرائیل دومین کشوری شد که در نماز جمعه اشک آور زد!

    من زیر سقف نماز جمعه چشمهایم میسوخت!!!!

    [پاسخ]

  48. مهرداد گفت:

    میرحسین موسوی:

    “”

    می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند.

    “”

    و ما ادریک ما الاعتراف؟

    [پاسخ]

  49. مهرداد گفت:

    میرحسین موسوی:

    “”

    ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد.

    “”

    به گمانم بهتر از هرکسی خود میرحسین پاسخهای شما را داده دوست من…. آنچه که مجمع دیوانگاه به تفصیل برای شما اینجا نوشته:

    http://divanesara2.blogspot.com/2011/06/blog-post_4485.html

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۵:

    رعایت قانون تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد.

    یعنی اگر پلیس راهنمایی رانندگی تخلفی کرد و مثلا ناجوانمردانه راننده ای رو جریمه کرد،چون بر خلاف قانون بود پس من به عنوان راننده ای که در حقم ظلم شده این حق رو برای خودم قائل میشم که قوانین راهنمایی رانندگی رو نقض کنم.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۸:

    واقعه ای مثل انتخابات که در ان همه کشور درگیر شده و ناگهان به مشکلی اینچنینی میخورد با یک قیاس بسیار ضعیف در ذهن شما معادل است با تخلف رانندگی برای شما!!!؟؟؟

    اگر دیدید پلیس راه افتاده و همه را الکی جریمه میکند حق دارید علیه او شکایت ببرید و اگر همزمان میدانید که از پلیس نمی شود به پلیش شکایت برد و به قرائن میدانستید که جواب روشن است میتواند علیه او دست به اعتراض بزنید و اعتراضتان را یا مانند ما با سکوت یا حتی با فریاد به او بفهمانید!

    شما اتفاقا معتقدم در عمل این کار را میکنید

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۴۷:

    نه عزیز شما از اون فرد که در لباس نیروی انتظامی بود به دادگاه صالح که هر دو طرف بهان اعتماد دارند شکایت می کیند و حق خودتون رو می گیرید
    منظور از دادگاه صالح چیه دادگاهی که مستقل باشه و توجیه گر حکومت (در این مورد نیروی انتظامی ) نباشه
    چطوری محقق می شه ؟؟ با کمک هیات منصفه که ۳۰ سال در قانون وجود داره ولی اجرا نمی شه
    حالا اگر دادگاه مستقلی نبود تکلیف چیه ؟ می گردید و دیگرانی که مثل شما ازن این بی قانونی و بی انصافی ضربه خوردند رو جمع می کنید در مورد این بی قانونی اطلاع رسانی می کنید و یک جنبش مدنی یا سیاسی رو برای برخورد با این بی عدالتی سازمان دهی می کنید
    این یک اصل عقلی در یک جامعه معقوله

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۵۴:

    شماره‌ی ماده‌ی قانونی هیات ریسه در قانون لطفاً .
    آخه چرا اینقدر دروغ می‌گید ؟

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۲:۲۱:

    در مثالی که من زدم عرض کردم حکومت های معقول دنیا و در شرایط عقلی . منضور من کشور های بود که نظام قضایی نسبتا موفقی و مستقلی دارند.
    ما دو تا بحث داریم یکی این که بخشی از قوانین ما ناقص و می تونه تکمیل بشه و بهتر بشه یعنیقانون اساسی وحی منزل نیست
    دوم این که قوانینی که هست اجرا نمی شه یعنی اجرای بدون تنازل قانون اساسی

    در مورد هیات منصفه ای که گفتم در قانون هست و اجرا نمی شه به اصل ۱۶۸ قانون اساسی مراجعه کنید :
    “رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون ر اساس موازین اسلامی معین می‌کند.”
    به بستن دسته جمعی مطبوعات به دست قاضی مرتضوی روجع کنید . انحلال غیرقانونی احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی رجوع کنید. به حصرخانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی و زهرا رهنورد و از همه مهم تر فاطمه کروبی (که هیچ گونه فعالیت سیاسی قابل توجه هم نداره ) مراجعه کنید نقض قوانین رو می بینید
    برای اطلاعات بیشتر :
    http://www.hawzah.net/per/magazine/mr/036/mr03605.asp
    عزیز من اتهام دروغگویی به دیگران زدن کار صحیحی نیست متاسفانه عادت بخشی از دوستان شده که یک طرفه به قاضی می رند و همیشه هم خوشحال و خندان برمی گردن

    [پاسخ]

  50. مهرداد گفت:

    میرحسین موسوی:

    “”

    به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.

    “”

    حرفی برای گفتن نمی ماند!

    [پاسخ]

  51. مهرداد گفت:

    میرحسین موسوی:

    “”
    به بهانه تخریب‌گریهای عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآنهای سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.””

    “”

    ۱- دشمن ساختن
    ۲- ان را به جای معترضین جا زدن،
    ۳- نقد ان دشمن خیالی و
    ۴- تسری نتایج آن به معترضین!!
    ۵- اقدام خشن برای برچیدن معترضین و تبلیغ منافق بودن آنها۱

    این یعنی: ماکیاولیسم یا روشهای معاویه ای!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۶:

    مهرداد عزیز؛
    خودت بهتر می‌دونی که حتی یک کامنت تایید نشده هم نداری، و روش من رو فهمیدی. اما دوستان خودم هم وقتی مکرر بدون توجه به ظرفیت وبلاگ کامنت می‌زارن، مورد تذکر و حتی حذف کامنتشون واقع میشن.
    برای بار آخر از شما تقاضا می‌کنم متوجه ظرفیت‌های وبلاگ باش. تا همیشه درب وبلاگ من به روی حرف غیرتوهین بازه، اجازه بده کاری از پیش بره .
    به هر جال برای بار چهارم تذکر دادم. اگر چیزی از شما تایید نشد از من دلگیر نشو

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۰۶:

    به روی چشم…

    البته به من نگفته بودین چیزی
    شایدم من ندیدم
    فقط گفته بودین بلند ننویس
    که سعی کردم ننویسم
    بازم کوتاهتر میکنیم

    [پاسخ]

  52. سلام علیکم
    همین الان رسیدم و صفحه را باز کردم و انبوه کامنتهای تایید شده را دیدم
    ضمن اینکه از آقای صفا ممنونم به خاطر ایجاد این فرصت و از همه دوستان هم ممنونم به خاطر شرکت در بحث ها، امیدورام آخر و عاقبت این بحثهای مجازی طوری باشه که اگر ما روزی در جایی چشم در چشم هم شدیم خجالتی در بین نباشه

    این البته یک آرزوی خیر برای همیشه هست نه صرف بحث در اینجا

    قطعا خوندن همه کامنتا اون هم با توجه زمان میبره/ پس حرفی ندارم که بزنم

    باز هم ممنون بابت این فرصت

    [پاسخ]

  53. ز گفت:

    پاسخ به سوال ۱:
    من اول با بخش آخر شروع می کنم چون به نظرم نوع نگاهی است که در میان همفکران شما رایج است. هر چند که همچنان برایم عجیب است کسی به چنین منقی باور داشته باشد!
    درباره حمایت های دیگران، اول از همه اینکه مستقل از همه اینها، آقای موسوی بارها بر استقلال جنبش سبز از قدرتهای خارجی و اعلام برائت از آنها در بیانیه هایش صحبت کرده. دوما کسی مسئول صحبتهای دیگران درباره اش نیست. سوما این روش روزنامه کیهان که بر اساس اظهارات دولت های خارجی برای نیروهای داخلی پاپوش درست می کند هیچ مبنای منطقی و عقلانی هم ندارد. آمریکایی ها هم اعلام کردند که جنبش مردم مصر و بحرین به حق است. اسرائیل هم از مردم لیبی در مقابل قذافی حمایت کرده. آیا این یعنی حتما ریگی به کفش این مردم بوده؟ به نظر شما اینجور استدلال وسیله ای دست این کشور ها نمی دهد که هر وقت هوس کردند جریانی را بکشند، از مخالفش حمایت کنند؟
    تا جایی که من یادگرفته ام حضرت علی (ع) فرموده اند :” حرف حق را حتی اگر از دشمنت شنیدی بپذیر و حرف ناحق را ولو از دوستت شنیدی نپذیر.” در نتیجه اینکه انسان معیار درستی و غلطی یک موضع را صرفا بگذارد روی اینکه چه کسی این حرف زده به نظر من کار منطقی نیست.

    ۱٫ به نظرمن جنبش سبز مجموعه متنوعی از شهروندان ایرانی است که بر پایه اعتراضشان به روند برگذاری انتخابات ریاست جمهور سال ۸۸، و تقلب در آن گرد هم آمدند تا حقوق از دست رفته خود را احقاق کنند و در طول مسیر ظرفیتهایی برای داشتنی ایرانی آزادتر و انتخاباتی سالم تر ایجاد کنند که در آن انسان ها حق اظهار نظر دارند و حق انتقاد و اعتراض و هیچ شخصی در ایران فرای قانون نیست. برخورد غیرمنطقی، غیر قانونی، و خشن حکومت با این جنبش مسالمت آمیز، و محدود کردن سران جنبش که همواره مردم را به آرامش دعوت می کردند منجر به این شده که خواسته های این جنبش فراتر از خواسته های اولیه رود. مثلا وقتی در دوسال اخیر این همه آدم بیگناه زندانی شدند، قاعدتا یکی از خواسته های امروز ما آزادی تمام آنهاست. همانطور که آقای موسوی و کروبی در منشور جنبش مطرح کردند، این جریان یک جریان مردمی است که همه اعضا آن در تعریف مواضع و خواسته ها می توانند نظرشان را اعلام کنند. ولی برای اطلاع دقیق تر از مواضع کنونی می توانید منشور جنبش – نسخه دوم را مطالعه کنید.
    کسی ممکن است از نظر اصولی با مفهوم ولی فقیه موافق نباشد ولی در این حرکت خواسته اش را محدود کند به خواسته حداقلی اجرای صحیح قانون اساسی و نظارت صحیح بر رهبری.کسی ممکن از با مفهموم ولی فقیه مخالف باشد ولی به نظرش اکثریت مردم ایران آن را قبول دارند پس خواسته هایش را محدود می کند به عملکرد صحیح رهبری. کسی هم ممکن اصل ولی فقیه را قبول داشته باشد ولی به نظرش آقای خامنه ای و مجلس خبرگان در اجرای قانون کوتاهی کرده اند و در سدد اصلاح باشد. این آدمها تا وقتی عملشان یکیست،از نظر حقوقی کسی حق ندارد بر اساس نیتشان یکی را متهم کند. در علم حقوق نه نیات افراد که اعمالشان است که باید مورد بررسی قرار گیرد.

    [پاسخ]

  54. ز گفت:

    پاسخ به سوال ۲:
    در فرایند انتخابات ۸۸ و بخصوص در روز انتخابات عملکرددولت و شورای نگهبان بر اساس قانون اساسی خود کشور غیر قانونی بود. ستاد های انتخاباتی آقای موسوی و کروبی تمام تلاششان را کردند که از این بی قانونی ها، که در روز انتخابات و در جریان مثلا شمارش به نهایت خود رسید جلوگیری کنند ولی مشخص شد که برنامه ریزی طرف مقابل برای اجرای برنامه تقلب به هر قیمت پشتیبانی سنگینی داشته. و بعد این کاندیدا ها شکایت کردند و با توجه به اینکه شورای نگهبان اولین شرط بی طرفی در انتخابات را برای رسیدگی به شکایت ها نداشت، خواستار تشکیل یک هیات بی طرف شدند. همنظران شما بارها از این اصطلاح “اثبات نشده” استفاده کرده اند. سازو کارهای نظارتی انتخابات در ایران برای این طراحی شده که هر کاندیدایی بتواند بر روند انتخابات و شمارش آرا نظارت کند و در نتیجه هر وقت لازم شد اعتراض کند. در اولین مرحله، اخراج ناظران کاندیداها از حوزه ها تقلب انتخاباتی است، منجر به باطل شدن آرا آن حوزه می شود، و پیگرد قانونی دارد. اخراج ناظران از اتاقهای شمارش آرا ها تقلب انتخاباتی است، منجر به باطل شدن آرا آن حوزه می شود، و پیگرد قانونی دارد. اخراج ناظران از اتاق تجمیع آرا ها تقلب انتخاباتی است، منجر به باطل شدن آرا آن حوزه می شود، و پیگرد قانونی دارد. اینکه چرا آقای موسوی از فلان حوزه مدرک ندارد هم بخاطر این است که ناظرانش اخراج شده اند. این مورد را من فقط به عنوان نمونه مطرح کردم وگرنه سندی که از طرف جنبش سبز برای توضیح موارد مختلف تقلب منتشر شده بسیاری موارد دیگر را هم روشن می کند.

    [پاسخ]

  55. ز گفت:

    پاسخ به سوال ۳:
    ۲٫ اشخاص مختلف برای رای دادن الویت های مختلف دارند. برای یکی ممکن است اقتصاد مهمترین نکته باشد برای یکی نه. اولا که موضوع اصلی در جنبش سبز این است که ما به هر دلیل که دلمان می خواست به هر کسی که دلمان می خواست رای دادیم. شما برای ما نمی توانی چنین تصمیمی بگیری. ثانیا همانطور که وضعیت اقتصادی مردم، تورم، نرخ بیکاری، و صندوق ذخیره ارزی نشان می دهد، وضع کشور در دوران اصلاحات از نظر اقتصادی بهتر بوده. ولی نکته مهمتر از همه این است که آقایان خاتمی و موسوی، تحمل شنیدن انتقاد، حرف مخالف، و نگاه کارشناسی را دارند. دولت خاتمی با همه مشکلات اقتصادی اش (در شرایطی که قیمت نفت به مراتب کمتر از دولت احمدی نژاد بود) حاضر بود به نظر کارشناسان گوش کند. موسسه برنامه و بودجه را منحل نکرد. آدمهایی را می گذاشت سر کار که سواد کارشان را داشتند و از ورزش به نیرو و از نیرو به نفت نمی رفتند. دزد نبودند. آقای موسوی این اعتماد را ایجاد کرد که اجازه می دهد کارشناسان نقدش کند. در طول دوران انتخابات نشان داد که حاضر است گوش کند، اصلاح کند، و یاد بگیرد. اینکه کارکرد اقتصادی کسی از آقای احمدی نژاد بهتر باشد کار سختی نیست. و ما با وجود همه مشکلات کسی را که بهتر بود، و مهمتر از همه بخاطر گوش شنوا داشتن و صدای مخالف را خفه نکردن، پاسخگو تر هم بود انتخاب کردیم.

    [پاسخ]

  56. ز گفت:

    پاسخ به سوال ۵:
    اولا ممنون می شم بگین تعداد شرکت کننده ها رو چه جوری حساب کردین (لطفا فقط کیهان رو به عنوان منبع معرفی نکنین چون سابقه اش باعث می شه منبع موثقی نباشه) که بر اساس همون روش تعداد شرکت کننده ها در راهپیمایی های هفته اول بعد انتخابات رو هم حساب کنیم. دوما مقایسه تعداد وقتی یه طرف صدا و سیما رو داره برای اطلاع رسانی، طرف مقابل هیچ رسانه ای نداره عجیب نیست؟ سوم اینکه به نظر من مقایسه تعداد ولی یک طرف باید ریسک کشته شدن و زندانی شدن و شکنجه رو بکنه، اون یکی تشویق هم می شه برای شرکت کمی ببی معنیه. چهارم اینکه چرا شما باید حق داشته باشین راهپیمایی بزگزار کنین برای بیان نظرتون ولی ما نه؟

    [پاسخ]

    مانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۵:

    اصلاً بحث مقایسه بود؟
    بحث سر اینه که شما نظرتون در مورد اون مردی که cnn گفت میلیونی چیه؟ اینا کی بودن؟ برای چی اومده بودن ؟ چیکار داشتن؟

    خواهرانه از شما خواهش میکنم به من و خانواده ام توهین نکنید که سازماندهی و این حرفهای زشت ….

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۲:

    خب آخه یه جورایی سازماندهی شده هستاااا
    ما هر سال با خانواده قرار میذاریم برای رفتن و شرکت در راهپیمایی
    اینکه ماشی ببریم یا مثلا با وسیله عمومی به مقصد برسیم
    از قبل برنامه اون روز زو خالی می کنیم و….
    حتی گاهی مثل نه دی که روز تعطیل نبود مرخصی میگیریم

    مسئله فقط اینجاست که این برنامه ریزی با آنچه دوستان در ذهن دارند متفاوته
    نظام جمهوری اسلامی تنها راه رو به ما نشان داده و اجرا یا عدم اجرا رو به عهده خود ما گذاشته
    حفظ نظام از اوجب واجبات است

    امیدوارم دوستان بحث آزادی و مانند اون رو به میان نکشن که همین بحثها ثابت میکنه که اعتقادی به حفظ این نظام ندارن

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۳۳:

    دوستان سازمان دهی یعنی اینکه از یک هفته قبل تلویزیون دیگه مردم رو ول نمیکنه، یعنی اینکه به خیلی جاها بخش نامه میشه، خیلی سربازها اورده میشن، برای راهپیمایان گوشه گوشه خیابون داربست زده میشه، بیلبورد ها پر میشه، اس ام اسی تبلیغ میشه، تو ادارات از نگرانی اینکه فردا حراست گیر بده کی اومد کی نیومد عده ای مجبور میشن و … اینها همه غیر از شمایی هستن که دوست دارید، علاقه مندید، دفاع از ولایت و … میدانید و شرکت میکنید، در حقیقت کسی به شما توهینی نمیکند با لفظ سازماندهی، به سیستمی اعتراض میکند که تدارکات را در حد انفجار انجام میدهد! این میزان از تدارکات برای کسانی مانند شما حاضرند مرخصی بگیرند و بروند نیست، برای کسانی است که اگر تههیج و تشویقشان نکنی شرکت نمیکنند، اگر گاه حتی نترسانی شان شرکت نمیکنند، اگر قصه را دینی نکنی و رنگ اخروی به آن ندهی شرکت نمی کنند، اگر با یک بخشنامه دستورشان ندهی شرکت نمیکنند و ….

    شما توهین به خودتان تلقی نکنید

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۳۵:

    مانی جان، اولا که شما موضعتون رو مشخص کنید. می شه به cnn ارجاع داد یا نه؟
    دوما اگه گزارش های همون سی ان ان رو بخونین، و یا گزارش ها رو بینین، می بینین که هی اعلام می کنه ما خودمون خبرنگار نداریم، و اخبار رو از خبرگزاری های ایران گرفتیم. پس در واقع منبع خبر ایسنا و ایرنا و صداسیما هستن نه سی ان ان. ثانیا من چند تا گزارش نگاه کردم همه اش گفت صدها هزار. من جایی ۹ میلیون ندیدم (که اگه من پیدا نکردم ممنون می شم برام بفرستین یا خودتون برین ببینین گزارش مستقل بوده یا باز خبر خبرگزاری های ایران رو دارن تکرار می کنن.)
    ثانیا، من منکر این نمی شم که یه سری آدمهایی که اون روز اونجا بودن (و نه همه اشون) صرفا به دلیل اعتقاد اومده بودن. هیچ وقت هم همچین چیزی رو انکار نکردم.

    ولی اگه مقایسه نیست پس چیه؟ ما که ادعا نکردیم تعداد شما ۱۰۰ نفره. شما این ادعا رو کردین در مورد ما. گفتن اینکه این راهپیمایی بزرگ بوده، غیر از مقایسه و به رخ کشیدن تعداد چه کارکرد دیگه ای داره؟ واقعا بگین شاید من منظور شما رو اشتباه فهمیدم.

    ولی تا وقتی هر دو طرف یه اندازه امکان تجمع ندارن، تا وقتی یک طرف ماجرا باید جونشو بزاره کف دستش و بیاد تو خیابون، طرف مقابل تشویق هم می شه، تا وقتی تمام ارگانهای دولتی از وزارتخونه ها تا صدا و سیما و پلیس و نیروی انتظامی تبلیغ می کنن و حمایت می کنن از یه گروه، گروه دیگه رو می گیرن و می بندن و می کشن و صداشو خفه می کنن و هیچ رسانه ای بهش نمی دن و روز تجمعشون شهر رو پر از گارد ضد شورش و پلیس و لباس شخصی می کنن، گفتن اینکه گروه اول چند نفرن هیچ چیزی رو نشون نمی ده.

    دوست من، سازماندهی راهپیمایی معنیش این نیست که هر کی اومده به زور اومده. معنیش اینه که مراسم برنامه ریز رسمی داشته، هماهنگ کننده داشته، صداوسیما پشتش بودن، نیروی انتظامی پشتش بوده، دولت پشتش بوده.
    شما هی یه حرفی رو می زارین تو دهن ما و بر اساسش به ما می گین بی انصاف. معلومه که یه سری آدم دلشون می خواسته در اون راهپیمایی شرکت کنن. همه حرف ما اینه که آدمها در ایران نظرات مختلف دارن. اعتقادات مختلف دارن. ما هیچوقت وجود شما رو زیر سوال نبردیم. ما هیچوقت اجازه اظهار نظر رو از شما نگرفتیم. ما هیچ وقت شما رو بخاطر دفاع از چیزی که بهش عقیده داری زندان نکردیم.
    چه جوریه که ما باید جواب پس بدیم بازم؟ جواب چی رو اصلا؟ خب شما راهپیمایی داشتین اصلا آفرین به شما. چرا ما حق نداریم همین کارو بکنیم؟

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۰۷:

    مانی شما گفتی نه (۹) میلیون؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ناشناس شما که خودت داری میگی گفتند ۹ میلیون :))

    [پاسخ]

    ز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۶:

    پاسخ به ن.خ.
    شما حالا هی این وسط مچ بگیر جواب سوال اصلی رو هم نده. آقای مانی داشتن سوال آقای صفا رو برای من توضیح می دادن، در نتیجه من موقع پاسخ اشتباهن عددی که آقای صفا گفته بود نوشتم. به هر حال من ندیدم جایی سی ان ان بگه میلیونی.
    بنده هم جایی همچین چیزی نگفتم. شما در حین اینکه داری از نوشته من اشکال می گیری که چرا ۹ رو اضافه کردم، چه جوری از توش یه جمله ای پیدا کردی که من هر چی می خونم پیدا نمی کنم؟!

    شما که احتمالا جواب سوالای اصلی رو نمی دی، بگردین تو همه حرفها اشکال های سطحی پیدا کنین، یه ادعایی رو هم خودتون بچسبونین توش، اسمش رو هم بزارین بحث. موفق باشید.

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۲۰:

    ثانیا من چند تا گزارش نگاه کردم همه اش گفت صدها هزار. من جایی ۹ میلیون ندیدم…
    رونوشت به جناب ز

    [پاسخ]

    ز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۰۲:

    من نوشتم من جایی ۹ میلیون ندیدم (که بعدم گفتم ۹ رو اشتباه نوشتم)، شما تو نظر قبلیتون نوشتین “شما که خودت داری میگی گفتند ۹ میلیون”.
    این دو تا که درست بر عکس همه!

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۵۱:

    ناشناس پاسخ در تاریخ خرداد ۲۱م, ۱۳۹۰ ۲۱:۳۵:

    Firefox 3.6.17 Windows XP

    مانی جان، اولا که شما موضعتون رو مشخص کنید. می شه به cnn ارجاع داد یا نه؟
    دوما اگه گزارش های همون سی ان ان رو بخونین، و یا گزارش ها رو بینین، می بینین که هی اعلام می کنه ما خودمون خبرنگار نداریم، و اخبار رو از خبرگزاری های ایران گرفتیم. پس در واقع منبع خبر ایسنا و ایرنا و صداسیما هستن نه سی ان ان. ثانیا من چند تا گزارش نگاه کردم همه اش گفت صدها هزار. من جایی ۹ میلیون ندیدم (که اگه من پیدا نکردم ممنون می شم برام بفرستین یا خودتون برین ببینین گزارش مستقل بوده یا باز خبر خبرگزاری های ایران رو دارن تکرار می کنن.)

    خیلی سخت نیست پیداکردنش ها.دو سه تا کامنت بالاتر تشریف ببرید میتونید پیداش کنید

    [پاسخ]

    ز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۰۷:۳۷:

    من: …من جایی ۹ میلیون ندیدم

    ن.خ.: ناشناس شما که خودت داری میگی گفتند ۹ میلیون :))

    من: من نوشتم من جایی ۹ میلیون ندیدم (که بعدم گفتم ۹ رو اشتباه نوشتم)،

    ن.خ. “[…] من جایی ۹ میلیون ندیدم[…] ”

    !

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۱۸:

    جناب ز
    فکر کنم این بحث داره لوس میشه.شما یا متوجه شدید منظور من چی بود یا واقعا متوجه نشدید.
    بنده گفتم مانی حرفی از عدد ۹ نیاورد،مخاطب من هم ناشناس بود که گویا خودتون هستید.عرض من این بود شما عدد ۹ میلیون رو از کجا پیدا کردید که بعد تکذیب کردید که من جایی ندیدم.بین این همه عدد چطور ۹ میلیون رو گفتید که بعد گفتید من جایی ندیدم …

    در مورد اینکه گفته بودید جواب سوالتون رو بدم هم عرض می کنم کاری از دستم برنمیاد برای کسی که جمعیت میلیونی ۹ دی و ۲۲ بهمن رو سازماندهی میخونه و شعور من و هموطن هام رو به سخره میگیره.هر چند اگر ادعای شما درست باشه باید به همچین حکومتی افتخار کرد که قدرت سازماندهی این جمیعت میلیونی رو در سراسر کشور داره.

    همونطور که ما جمعیت شما رو در ۲۳ خرداد و ۲۵ خرداد نادیده نگرفتیم و خیلی از اون جمعیت در تجمعات بعدی شرکت نکردند و واقعیات رو درک کردند.
    منتها جمعیتی که برای راه پیمایی درخواست مجوز نکرده (شاید هم اونی که هنوز قبل از پایان فرصت قانونی اعتراضات به نتایج مجوز نداده این حوادث و نفوذ عده ای رو بین جمعیت پیش بینی کرده بود که این اطلاعات به سمع و نظر مهندس و اطرافیانش هم رسیده بود) انتظار داره پلیس کاملا امنیت اونها رو فراهم کنه و اینکه چطور بین جمعیت معترض به نتایج یه سری آدم پیدا میشن که منافع خودشون رو همسو با اونها میدونند و دست به آشوب میزنند؟ و البته اینکه تکلیف پلیس برای تفکیک آشوبگر و معترض جوگیر با معترض واقعی که قصد آشوب نداره در حالی که علم غیب و چشم بصیرت نداره که مثل بعضی ها که هنوز شمارش آرا آغاز نشده با وجود ادعای قطع بودن راههای ارتباطی با ناظران در سراسر کشور ,خودش رو برنده بدونه چیه؟

    اگر ادعای ثابت نشده مهندس نبود،نه ۲۵ خردادی بود و نه ندایی که کشته بشه و نه کهریزکی که ما هم اون رو محکوم میکنیم.حرف من واضحه، البته اگر شما کمی انصاف داشته باشید به اینکه خود مهندس و اطرافیان ایشون خیلی خیلی خیلی خوب میدونستند که طبعات این ادعا و تجمعات همین خواهد بود که تر و خشک با هم بسوزند.مهندس و اطرافیانش یا اینقدر باهوش نبودند که این اتفاقات رو پیش بینی کنند که باید تاسف خورد.مهندس موسوی شما و اطرافیان ایشون جز سیستم همین حکومت بودند و خودشون خیلی خوب میدوستند که برخورد با اونها چطور خواهد بود
    آقا یا خانم ز
    اطرافیان ایشون جز مسئولین وزارت کشور در وقایع ۱۸ تیر هم بودند و بهتر از همه میدونستند که وظیفه مامورین چه خواهد بود.اما دانسته جوانان و هم میهنان من رو از هر دو طرف ماجرا به کام مرگ فرستادند و ۸ ماه با اعصاب و روان و امنیت این مردم بازی کردند

    موفق باشید
    والسلام

    [پاسخ]

    ز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۲۴:

    فرق من و شما اینه که من شما رو و کسانی رو که از روی اعتقادشون روز ۹ دی اومدن تظاهرات نادیده نمی گیرم. هیچوقت هم نگرفتم.
    تو تمام نظراتم هم برید ببنید هیچ وقت نگفتم همه به زور اومده بودم. منظورم از سازماندهی و بی خطر بودن تظاهرات رو، هم من هم بقیه دوستان، چند بار توضیح دادن.

    شمایید که حضور ما رو نادیده می گیرید. و حق ابراز عقیده رو از ما می گیرید و برای خودتون محفوظ دارید و بهش افتخار هم می کنید.

    تمام تفاوتهای ما از همینجا ناشی می شه. از اینکه ما قبول داریم وجود نظرات مختلف رو در ایران. و به نظرمون باید حق داشته باشن اظهار عقیده کنن. و راهپیمایی بر گزار کنن.
    ولی شما نه.

    بحث هم به نظر میاد داره تبدیل می شه به تکرار حرفها و فایده ای نداره زیاد. اگه کسی بخواد نظر مقابل رو بدونه به نظرم به اندازه کافی تا اینجا نوشته شده.

    [پاسخ]

  57. مهرداد گفت:

    برای بسیاری میگفتم که تجدید انتخابات بازی برد برد است!

    اگر محمود رای می آورد که برای خودش و رهبری نور علی نور بود!
    اگر رای نمی اورد باز برای رهبری نور علی نور بود که همه میگفتند رهبری با دخالتش رای مردم را پس گرفت!

    خود رهبری نظری داشتند که به گمان من بسیار ضعیف بود، ایشان استدلال میکردند که با ابطال انتخابات سنگ رو سنگ دیگه بند نمیشه و از فردا هرکی رای نیاره میگه ابطال!

    جواب این حرف خیلی ساده اس! شما وقتی سیستم انتخابات رو اونقدر محکم بچینی و مرحله به مرحله اینقدر دقیق پیش بری که حقیقتا تایید همه گروههای درگیر رو بگیری عملا کسی به خودش جسارت اعتراض رو نمیده! یعنی اگر انتخابات ابطال میشد که گفتم در هر صورت به نفع مردم و ایران بود (چه محمود اگه واقعا رای داشت چه هرکس دیگه) و بعد سیستم انتخابات هم ترمیم میشد اساسا مشکل ادعای تقلب از ریشه حل شده بود و بعد از اون دیگه کسی اساسا ادعایی نداشت که اگه رای نیاورد بگه ابطال کنید!

    یه مسابقه وقتی پشت در بسته انجام بشه و یه نفر قهرمان اعلام بشه البته سوال ایجاد میکنه! اما وقتی اون نتیجه ابطال شد و جلو چشم همه مسابقه برگزار شد دیگه کسی حرف نمیزنه و هر حرفی هم خنده داره!

    یاد قیامت افتادم و سبک خدا در رسیدن به حساب بنده ها:

    و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه و نخرج له یوم القیامه کتابا یلقاه منشورا….

    وقتی عمل بنده رو خدا میذاره جلوش فقط میتونه سربلند باشه یا سربه زیر، جایی برای اعتراض نمی مونه اساسا!

    آقایون تا شنیدن محسن رضایی پیشنهاد کمیسیون ملی انتخابات داد از ترس زهره ترک شدن و شروع کردن حمله کردن به اون!

    معلومه که همیشه باب اعتراض و تقلب اینطوری باز میمونه!! همین آقایونی که تا دیروز میگفتن اساسا در انتخابات ما تقلب ممکن نیست امروز نگران دخالت دولت تو انتخابات مجلس بعدی هستن!!!

    دروغگو کم حافظه میشه اما اینقدر؟

    [پاسخ]

  58. سجاد گفت:

    چرا اینقدر خودتون رو همه فرض می کنید؟
    چرا اینقدر راحت هر چی رو که فکر می کنید درسته به همه تعمیم می دید؟

    اتفاقاً اگر انتخابات ابطال می شد ، همین ما معترض بودیم. چون از نظر ما همین سیستم درسته و ما برنده ی این انتخابات بودیم .

    می بری و می دوزی یه جوری که انگار نماینده ی تک تک ایرانی هایی

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۲۳:

    اگر برنده بودید آن هم با اختلاف یازده میلیون باز برنده میشدید دوست من، من آن بالا نوشته ام، یا شما باز رای می آوردید یا نه! فکر میکردم معنی این روشن باشد.

    فقط زحمت یک بار دیگر، اتفاقا محکمتر از قبل پای صندوق رفتن می ماند…. اگر حق بودید که خب تکرار میشد، اگر نه ان گاه اگر منصف بودید باید خوشحال میشدید که حق به حق دار رسیده…

    کسی که میگوید یا شما یا ما، خودش را همه فرض نمیکند. من نوشتم یا محمود رای می آورد یا نمی آورد…. امیدوار بودم منظور این جمله روشن باشد

    [پاسخ]

  59. ن.خ گفت:

    هر کدوام از دوستان جنبش سبز که به پاراگراف اول کامنت من اعتقاد دارند ،لطفا پاسخ گویند.

    **اینکه جنبش متکثر است و از باحجاب گرفته تا بی حجاب و از دینی گرفته تا غیر دینی توش جا میشه و همین موضوع هم باعث افتخار است.**

    به نظرتون رهبری همچین جنبشی چطور خواهد بود؟
    فرض کنید که جنبشی که شما به آن مفتخر هستید برنده انتخابات می شد،به نظرتون پست های حکومتی چطور تقسیم میشد؟
    قانون اساسی شما بر اساس خواسته دین داران بود یا بی دینان؟
    بهایی و شیعه رو چطور می خواستید در حکومت دخیل کنید؟
    قوه قضاییه شما بر اساس کدوم قشر جنبش حکم میدهد؟
    به هر حال باید مثل الان که مذهب رسمی کشور شیعه است و دینش هم اسلام،مبنایی داشته باشید.چطور می خواهید در این حکومت بهایی را هم راضی نگه دارید؟اگر یهودی خواست دین خود را به عنوان دین رسمی کشور معرفی کند واکنش مسیحی و شیعه و سنی و بهایی و زرتشتی و … چه خواهد بود؟
    بالاخره در بین کشمکش های بین سران قوه ها و نزاع های سیاسی یکی باید باشد که حرفش فصل الخطاب باشد.در همین انتخاب دین و مذهب رسمی کشور چه کسی حرف آخر را خواهد زد؟

    تایید یا عدم تایید این کامنت به عهده آقای صفا است.نتیجه هر چه باشد برای من محترم است.

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۶:

    آقا مهرداد و دوستان محترم این کامنت جواب نداره ؟؟؟!

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۳:

    ما فرانسه و …. را محکوم میکنیم که چرا نمیگذارید مردم آزاد باشند و حجاب داشته باشند بعد بر سر مردم خودمان میکوبیم که حق ندارید حجاب نداشته باشید!
    شما نگاهی به ترکیه، مالزی، سنگاپور، اندونزی و امثال اونا که امیخته ای از اسلام و دیگر ادیان هستن نگاه بندازید، دارن زندگی میکنن، هر اعتقادی بنا بر وزن اجتماعی خودش در قدرت سهم دارهف کم یا زیاد!

    قانون اساسی ما برای دین های دیگر آزادی رو پیش بینی کرده و ما هم بر اساس همون زندگی میکنیم،

    در دنیا فقط ما نیاز به فصل الخطاب داریم؟ بقیه دنیا که فصل الخطاب به سبک ما ندارند زندگی نمی کنند؟ سامان ندارند؟ فروپاشیده اند؟ اساسا چه فصل الخطابی بالاتر از قانون و شوراهای قضایی و حقوقی مفسر قانون ِ مستقل!؟

    مجلس و دولت اختلاف دارند؟ چه نیازی به فصل الخطاب؟ مگه مردم عقلشون نمیرسه؟ نمی فهمن؟ مگه مثلا دادستانی و دیوان عدالت و سازمانهایی از این دست نیستن که رای بدن؟ گیر سر اینه که عزیز من وقتی اینها همه در کشور ما گوش به فرمان هستن البته که از اعتبار می افتن! دیگه کسی جایگاه قدرتمند دادستانی که تو کشورهای دیگه هست را نمی تونه درک کنه!

    دیگه کسی درک نمیکنه چطور رییس صندوق بین المللی پول رو که داره میره سوار هواپیما بشه با صدر اعظم آلمان جلسه داشته باشه بگیرن به خخاطر شکایت یه خدمتکار یک هتل به اتهام تجاوز و ببرنش زندان تا درست حکم داده بشه و رای صادر بشه!

    ما که فصل الخطاب داریم همه چیزمون خوبه؟ بقیه دنیا دارن میلنگن؟

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۴۰:

    همینه که میگم مغلطه میکنی.
    یک سری آیتم‌های کذب رو کنار هم قرار میدی و نتیجه گیری میکنی.
    وقتی امیرعلی در جواب از قانون اساسی حرف میزنه واسه همین جاهاست ولی شما عادت کردید به بحث الکی و همینجوری رو هوا.

    اصل ۵ قانون اساسی میگه که تمامی امورات کشور بر اساس موازین اسلامی هست.
    شما میشه دقیقا بگی این اصل چه نسبتی با این حرف شمایی که دم از اجرای بدون تنازل قانون اساسی می زنید داره؟
    چرا راست و رک حرفتون رو نمیزنید؟
    چرا اونجوری که هستید بیان نمی کنید؟

    اصل ۱۰۷ قانون اساسی رو خوندی؟ اصل ۱۱۰ رو چی؟ ۱۱۱ رو ؟

    آخه شمایی که این تفکرت هست در مورد فصل الخطاب چجوری میگی ما فکر کردیم میشه در داخل همین سیستم و با یه کم منطق قدرت رو بپیچونیم.

    مگر همین میر اسیر محصور شما نمیگه بازگشت به آرمانهای امام راحل. این تفکرات شما چه نسبتی با ارمان های امام راحل داره؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۰۱:

    رهبری در زمان رهبر شدن با قانون اساسی ای رهبر شدن که اعلم بودن و مرجع بودن رو شرط رهبری میدونست! ایشون نه اعلم بود اون موقع و نه مرجع!

    مگر ما گفتیم موازین غیر اسلامی؟ موازین اسلامی باشد، آیا برای غیر مسلمان ها هم باید موازین اسلامی باشد؟

    دوست عزیز همین اصل صد و هفت رو جناب مهدوی کنی چند روز پیش و بسیاری دوستان شما مانند آقای مصباح و علم الهدی غیر مستقیم رد کردن: گفتن رهبری “منخب” نیست، ما رهبر را انتخاب نمی کنیم، او را “کشف” میکنیم! رهبری را خدا انتخاب میکند! ما هم “ناظر” رهبری نیستیم! حافظ اوییم!

    آقای دستغیب به رهبری اعتراض داشته اند! تا حد اخراج او پیش رفتند دوستان شما! بعد هم دعوتش نکردند برای جلسات بعد!

    به گمانم اگر انصاف دهیم و به همین ها دقت کنیم روشن میشود که اساسا کسی که دارد خبرگان و رهبری را بی اعتبار میکند خود خبرگان و رهبری هستند! اگر رهبری با شورای نگهبان هماهنگ با خودش خبرگان را طوری بچیند که همه بله قربان بگویند چه باید کرد؟ باید به استناد قانونی که رهبری با همین کار آن را از اعتبار انداخته به ان تن داد؟

    مساله ی آقای دستغیب را برای من روشن کنید!

    نگفتم قدرت رو بپیچونیم، گفتم بچرخونیم، هر کسی بیشتر بود قدرت ماله اونه، مگه امام نود و هشت درصد رای نیورد؟ اگه نود و هشت درصد نه می یورد حساب چی میشد؟ همین یعنی اعتبار با رای اکثریته!

    من در مورد فصل الخطاب نظر خودم رو دارم میگم، از نظر من امام هم اشتباهاتی داشته که میتونیم اصلاحش کنیم، مگر اینکه شما به عصمت ایشون رای داشته باشین.

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۴۶:

    اولا بگم که مطمئن باش امیرعلی خیلی برای شما داره پارتی بازی میکنه چون هنوز یک بارم ندیدیم کامنتی که حاوی اخبار کذب باشه و تایید کرده باشه.

    بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸ یعنی آخرین سال زندگی امام انجام شد که شما و دوستانتون اصرار دارید به دروغ بگید بعد از ارتحال بوده و امام از اون بی خبر! که البته به هر طریق فرقی در نفاقتون نداره،
    اگر ولایت و سیستم رو قبول دارید چه اصراری به این حرفها و اگر ندارید چه به دروغ از امام مایه می زارید؟

    یاد اون تابلو افتادم که نوشته بود
    موسوی …… خوردیم بهت رای دادیم!

    بسیاری رو میشناسم که انتقاد داشتن به این حکومت ولی به مبانی هم معتقد بودن و وقتی دیدن میرحسین هم اینجوری هست بهش رای دادن.
    اما بعدا فهمیدن میرحسین سرشون کلاه گذاشته و اصلا چیزی رو که گفته بعداً انجام نداده.

    [پاسخ]

  60. محسن گفت:

    سلام دادا

    متن رو خوندم. میخوام بگم به کامنت ها زیاد توجه نکن. مهم منطق متبلور شده و آشکار توئه در مقابل فرافکنی ها…

    احسنت!

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۹:

    اوج منطق شما هم معلوم شد:

    به کامنت ها زیاد توجه نکن!!!

    شما اینطوری دین رو پذیرفتید؟ روالتون همینه؟ اینطوری مقابل خدا پاسخگو میخواید باشید نه؟

    با توجه نکردن؟!

    قبول باشه!

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۸:

    دوست عزیز چه زود آب و روغن قاط میزنی. منظورم اینه که بیننده ها خودشون قضاوت میکنن کی منطقی تر جواب داده. حالا دو هزار نفر هم بیان و به بی منطقی متهم کنن آدم رو اما بیننده ها قضاوت درستی خواهند کرد. مثل گفتگوی دیشب علی معلم و فراستی توی برنامه هفت. شونصد نفر توی کافه سینما طرف علی معلمو گرفتن اما یقین کن ملتی که برنامه رو دیدن خودشون میفهمن که حرف داشت و کی حرف میزد…

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۶:

    بله شما مینویسی به کامنت ها توجه نکن، تو منطق داری، بقیه فرافکنی میکنن بعد که من اعتراض میکنم به این سطح از استدلال شما میشم اب روغن قاطی کرده!

    حالا شما نگران آقای صفا نباش
    ما هم خودمون میخونیم هم دیگه رو
    همه هم خودشون هستن و انصافشون
    تذکر قانون اساسی شما نمی دونم این وسط اونم با عبارت توجه نکن چه جایگاهی داره؟
    غروب شنبه ی شما به خیر!

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۴۷:

    دوست من یک لیوان آب خنک میل بفرمایید تا حرارتتون کمی فروکش کنه. به هر حال شما درست میگی!!

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۰۷:

    دوست عزیز
    ما هم بچه ی همین سرزمینیم
    این سبک شما خیلی قدیمی شده
    اینقدر نخ نما هست که در ذوق بزند

    خوش باشید

    [پاسخ]

  61. دوستان موافقید کمی فرصت تنفس به هم بدیم؟
    من مطمئن هستم که تا زمانی که مبنا بر گفتگوی سالم باشه آقای صفا همه کامنتا رو تایید می کنن( البته با لحاظ تذکراتی که دادن)
    برای منی که از ابتدا با بحث نبودم الان همه چیز نامنظم شده
    این کامنتای طولانی هم زمان میبره خوندنش خووووو :-)

    [پاسخ]

  62. ز گفت:

    آقای صفا، شما به جای حمله سریع السیر به جوابهای آقای معینی، اگر کمی با دقت نوشته ایشان را بخوانی می بینی که جایی ننوشته “شرکت کنندگان سازماندهی شدند.” ایشان نوشته راهپیمایی سازماندهی رسمی شده بود به این معنی که همه هماهنگی های آن توسط ارگانهای رسمی انجام گرفت. صداسیمای دولتی برای آن تبلیغ کرد. ارگانهای دولتی ازش حمایت کردند. من ندیدم اینجا کسی منکر این بشود که یک سری از شرکت کنندگان آن راهپیمایی ها هم به دلیل اعتقادشان شرکت کردند. می شود بگویید کدام جمله به نظر شما توهین به “شرکت کنندگان” بوده که می گویید کاش “برخی” استفاده کرده بود ؟
    تنها جمله ای که من می بینم که در آن ایشان درباره شرکت کنندگان راهپیمایی گفتند این بود که خطرات و موانعی که جنبش سبز برای تظاهرات داشتند آنها نداشتند. شما این را هم منکر می شوید؟

    [پاسخ]

    مانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۴:

    راهپیمایی سازماندهی شده، هیچ تفاوتی به شرکت کنندگان سازماندهی شده نداره،‌به هر حال چیزی که این وسط دیده نشد شعور، درخواست و حرفی بود که مردم زدند.
    وقتی امیر میپرسه نظر شما چیست؟‌ یعنی نظر شما درباره شرکت کنندها چیه و درخواستها و اهداف و انگیزه هاشون رو چی میدونی. نه اینکه شما در جواب سوال مطرح کنی که مقایسه باشه بین جنبش سبز و نه دی !!!! یه خورده انصاف

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۸:

    “به هر حال چیزی که این وسط دیده نشد شعور، درخواست و حرفی بود که مردم زدند.”

    .
    .
    .
    .
    .

    ممنون که بی شعوری ما رو به همه ثابت کردی

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۱۳:

    سوتی دادم به گمونم! خودی رو زدم!

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۴۰:

    :))))

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۱:

    راهپیمایی سازماندهی شده، همونطور که هم من نوشتم هم بقیه، حداقل در گفتمان ما، یعنی اینکه سازمانهای دولتی و نظامی و صدا و سیما در برگزاریش نقش داشتن، براش تبلیغ کردن، و ازش حمایت کردن.
    دوما که ایشون پرسیده نظر شما چیه. ما فرض کردیم باید نظرمون رو بدیم. نمی دونستیم “نظرتون چیه” اینقدر معنای جزئی داره که شما خوشبختانه ترجمه کردین.

    انگیزه ها و ارزشهای اونایی که بر اساس اعتقادشون اومدن هم احتمالا مثل انگیزه ها و ارزشهای شماست. حالا نتیجه این حرف چیه؟

    شما هی تعداد آدمها رو می نویسی بعد می گی قصد مقایسه نیست. اگه قصد مقایسه نیست هی ۹میلیون ۹میلیون کردن شما هدفش چیه؟ غیر از اینه که بگی زیاد بودن؟ که باز برمیگردیم به همون بحث مقایسه.
    عزیزان من شمایید که هی ادعا می کنید جنبش سبز چیزی نیست و ۵۰ نفرن و ۱۰۰ نفرن و میکروبن و گوساله ان و خس و خاشاکن. کسانی که شا ازشون طرفداری می کنین می ریزن تو تجمع ها و ختم ها و تشییع جنازه های ما مردم رو می زنن و می بندن و می برن و می کشن.
    ما چه بدهکاری به شما بابت ۹ دی داریم که هی می گی نه دی رو چی می گی؟ چی باید بگم من؟
    اگه مقایسه نیست من دقیقا چه جور چیزی باید درباره ۹ دی بگم؟
    ما وجود هیچ عقیده ای رو در ایران انکار نکردیم که حالا بخوایم جواب شما رو بدیم. حق اظهار نظر از هیچ عقیده ای رو هم نگرفتیم. شمایین که دارین حق ابراز وجود رو از بقیه می گیرین.

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۲:۳۶:

    برجک خودتون رو زد :دی
    از شوخی گذشته
    عزیز دلم کسی به شعور شما توهین نکرد اصلا شما با شعور و انتخاب خودتون رفتید و از عقیدتون دفاع کردید که بسیار محترم
    مشکل کجاست ؟
    مساله اول این که شما این حق رو دارید که در روزی مثل ۹ دی با خیال راحت برید و تظاهرات کنید و از حق مسلم خودتون دفاع کنید ولی ما این حق رو نداریم اگر از حقوق انسانی خودمون که در مصرح در قانون اساسی بخوایم استفاده کنیم جوابمون زندان ، محدودیت و خشنونت هست در حالی که حکومت برای شما هیچ گونه محدودیت قائل نمی شه به شما امکانات هم می ده
    ساندیس معروف یا اتوبوس های مذکور هم روی همین نکته دست می زاره شما نه تنها تهدیدی نمی شید پذیرایی هم می شید که این به خودی خود جرم نیست و بد هم نیست و کسی هم ادعا نمی کنه برای ساندیس می روید
    ولی سهم طرف مقابل چیه ؟ حالا شما انصاف داشته باش
    مساله دیگه ای هم در مورد راهپیمایی های موافقان مطرح که فعلا خیلی مهم نیست همین رو جواب بدی کافیه

    [پاسخ]

  63. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام و عرض ادب.
    خدا قوت.

    یا حق

    [پاسخ]

  64. سجاد گفت:

    به مهرداد :‌
    لطفاً بحث مقایسه رو بزار کنار و دقیقاً بگو در مورد مردم ۹ دی چی فکر می کنی؟
    درخواستشون چی بود؟

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۲:۴۷:

    به نظر من بحث سر خود ۹ دی نیست و محتوای چ
    چرا ؟ چون قاعدتا باید تصدیق کنی که ۹ دی بخشی از مردم حضور داشتند و هر خواسته ای هم داشتن مورد احترام ولی مردم گروه های دیگه رو هم تشکیل می دن با خواست های متفاوت و گاها متضاد .
    هر کسی که در ۹ دی هر درخواستی داشته محترم کسی با خود ۹ دی یا تظاهران مشابه مشکلی نداره .
    حتی اگر فرض رو بر این بگیریم که اکثریت جامعه رو تشکیل بدن ( که شخصا این طور فکر نمی کنم ) باز هم حق ندارن حقوق اقلیت رو زیر پا بزارن اگر قانون اساسی برای اون ها حق دفاع از عقایدشون در تجمعات رو قائل شده برای گروه های فکری دیگه جز در مواردی که مخل مبانی اسلام ( که مشخصه ) یا همراه با سلاح گرم حقوق مشابه ای در نظر گرفته حتی اگر در اقلیت باشن

    مگر این که شما فکر کنید تمام مردم کسایی هستند که ۹ دی با رغبت خودشون در خیابون بودن یا مثل اونا فکر می کنن باقی یا فریب خورده اند یا دشمن که در این صورت قضیه فرق می کنه می شه کیهان که می گه ۵۰ میلیون نفر در یک تظاهراتی شرکت کردن و کلا جای بحث نمی مونه

    [پاسخ]

  65. یه ایرانی گفت:

    سلام آقای صفا،
    خیلی خوسحال شدم که باب گفتگویی باز کردید:
    من مبخواهم پرسشهای شما رو خیلی کوتاه جواب بدم:
    ۱٫به نظر من جنبش سبز شامل اقشار معترض که قائل به عدم خشونت هستند میشود.
    ۲٫این سوال رو من نمیتونم جواب بدمو آقای موسوی یا نماینده ایشون این صلاحیت رو دارن. متأسّفانه نتانیاهو و صهیونیستا در صدا و سیمای ما تصویر و صداشون پخش میشه ولی میرحسین حتّی فرصت پاسخگویی به ابهامات رو هم نداره.
    ۳٫کاملاً با شما موافقم، اقتصاد در این مملکت مثل خیلی چیزهای دیگه فلّه ای است، تنها کسی که با کمک کارشناسان برنامه درست حسابی برای اقتصاد داره میرحسین هست به نظر من.
    ۴٫خیر، این نمود بارز عدم جایگاه مردمی این جنبش در بین مردم نیست.
    بلکه هم جنبش حرب الله جایگاه مردمی داره هم جنبش سبز، ما نباید همدیگرو نفی کنیم، بلکه باید به تعامل برسیم، راه رسیدن به تعامل هم خشونت و زور نیست.
    ۵٫قیام میلیونی ایرانیان بر علیه جنبش سبز در ۹ دی و ۲۲ بهمن؟
    احساسات رو باید از منطق اظهار نظرهامون جدا کنیم. این جمله مثل جملات کسانی میمونه که تظاهرات میلیونی ۲۵ خرداد رو با این عبارات مینویسند:
    تظاهرات میلیونی ملّت بر علیه اسلام…یا
    تظاهرات میلیونی سرنگونی ولی فقیه و …
    ولی واقعیّت تظاهرات میلیونی در اعتراض به نتایج انتخابات بود.
    جملتون رو مجدّداً عاری از احساسات بنویسین تا بشه راجع به اش نظر داد.
    با تشکّر
    درود بر احترام به عقاید یکدیگر و دوری از خشونت

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۴۶:

    و علیکم الســـلام هموطن
    باور کنید بسیار خوشحال شدم از خوندن کامنت بسیار منطقی تر شما.

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۴۸:

    سوال ۵ رو من اینجوری میگم

    نظرتون در مورد جمعیت بسیار انبوهی که در نه دی به خیابون ها اومدن چیه و به نظرتون درخواستشون چی بود؟

    [پاسخ]

    یه ایرانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۵:۲۵:

    خب حالا من از دو منظر میتونم جواب شما رو بدم،
    ۱٫ صرفاً کمیّتی:
    از این دیدگاه بله درسته جمعیّت انبوهی در این تظاهرات شرکت کردند و اکثراً هم شعارهای لیدر هایی رو که با بلندگو بیان میشد مبنی بر مقابله با رهبران جنبش سبز و برخورد با فتنه گران بود تکرار و تأئید میکردند.
    ۲٫منظر کیفیّتی:
    اینکه هزاران نفر با امکانات رایگان دولتی از اقصی نقاط کشور به تهران آورده بشن و به جای گاز اشک آور، باطوم، «اسزاهای ناموسی و احیاناً گلوله نسیبشان کیک و نوشیدنی رایگان از بیت المال بشه رو من صرفاً کلّ اون جمعیت نمیدونم، بلکه بخشی از اون به هر حال میشه، و فکر هم نکنم خیلی امر مخفی ای باشه. وقتی از بعضی شهرستانیهای دوست داشتنی و با صداقت میپرسیدی داداش امروز چه خبره این جنبش سبز چیه نخست وزیر امام جریانش چیه، بنده خداها واقعاً نمیدونستن چی بگن، یکی میگفت منافقین حمله کردن رهبرو بکشن اومدیم دفا کنیم، یکی میگفت قراره بمب بترکونن، یگی خیلی صادقانه میگفت اومدیم تهران گردش…
    ببخشید روده درازی کردم، به حر حال در کثرت جمعیت شبهه ای نیست قربان

    [پاسخ]

  66. مهرداد گفت:

    من مردم نه دی رو چند دسته میدونم:

    ۱- کسانی که معتقد به نظام، رهبری و … هستن، نظرشون اینه که ایشون از همه بهتره و …. سر این حرف هم هستن، احساس کردن که باید شرکت کنن و شرکت کردن

    ۲- کسایی که از نظر اداری و سازمانی و رسمی مجبور به شرکت هستن، فرض اینکه تو سازمان و اداره رسمی کوچولوی ما یکی شرکت نکنه و در اتوبوس زمان راه افتادن جاش خالی باشه میتونه براش عواقب کاری داشته باشه فرضیه که باعث شرکت یه گروه بشه، نمونه بخش نامه های این نوع شرکت رو من به شخصه کم ندیدم

    در کنار این
    من ۹ دی رو بر امده از یک فریب هم میدونم، به تبلیغات رسانه ای قبل از اون نگاه کنید، بعد از عاشورا، رسانه ما در بوق کرده بود که عده ای اومدن و به مقدسات توهین کردن، هلهله کردن و جشن گرفتن! برای خیلی مردم معمولی هم این کفایت میکنه برای راهپیمایی کردن

    ضمن اینکه: یه بار دیگه هم گفتم: اساسا ۹ دی را به رخ کسی میکشند که توان انجام راهپیمایی نداشته باشد! نه کسی که هر بار درخواست کرده به او مجوز نداده اند! نه کسی که چندین و چند راهپیمایی شورانگیز، بدون هیچ امکان تبلیغی، با اینترنت فیلتر شده، یا جی میل بسته! با اس ام اس قطع، بدون رادیو تلویزیون و بسیج اداره و نیروهای نظامی و سرباز! به همراه نگرانی از بازداشت،
    کشته شدن، تیرخوردن، اشک آور خوردن، بازداشت و کهریزک! داشته و از آخرین انها هنوز چند ماه بیشتر نگذشته!

    دوست من ، من منکر شما نیستم! آنگونه که گویی شما سعی در انکار من دارید! من تنها و تنها میگویم اگر شما اینقدر زیادید چرا باید ما ادعای انتخابات آزاد کنیم و شما از زیر بار آن فرار؟

    بد نیست از همین فردا علیه آقای جنتی بیانیه بنویسید که آقای جنتی شما نگران نباش ما خیلی زیادیم، بیا و انتخابات ازاد بدون شک و شبهه برگزار کنن و این بهانه را از دست این جلبک ها بگیر! ها؟ بهتر نیست؟ آن موقع من و شما هر دو برای انتخابات آزاد تلاش میکنیم و بعد از آن اف بر کسی که تاب تحمل مخالف ِ در اکثریتش را نداشته باشد!

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۵۲:

    این شد
    ببخشید که دوباره سوال میکنم ها یه موقع نگی این بی منطقی هست ولی نفرمودی چی میخواستن ؟‌ و چی تقاضا کرده بودن؟

    البته منم مثل باقی دوستان این رو توهین به شعور ملت می دونم که بگی حکومت تونست مردم رو فریب بده. چرا حکومت نتونست شما رو فریب بده؟‌چون شما شهروند درچه یک هستید و باقی که حامی حکومت عقب افتاده و بدون سواد و دسترسی آزاد به اطلاعات؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۱۶:

    به نظرم تو همون جواب وقتی دسته بندی کردم این رو هم جواب دادم:

    عده ای که من کم هم نمی دونمشون رهبری و نظام رو میخواستن
    عده ای مرگ بر هاشمی گفتنف میخواستن میرحسین و کروبی و خاتمی اعدام بشن!

    اون عده ی دیگه هم که اساسا از نظر من مجبور به حضور بودن کلا مهم نیست چی گفته باشن یا نگفته باشن که هرچی بوده از سر اعتقاد نبوده!

    من به شعور ملت توهین نکردم، حکومت عده ای رو مجبور میکنه به راهپیمایی، عده ای رو هم (دقت کنید بازم: عده ای) گول میزنه! وگرنه چه نیازی بود بر طبل اهانت به امام حسین بکوبه؟ و بگه یه عده اومدن پایکوبی و هلهله کردن؟ من از این فریب رو میفهمم! اون عده که گول این حرف رو میخورن اگه امکان روشن کردن قصه براشون بود این گول رو نمی خوردن، کسی بهشون نبود بگه یه فیلم از این هلهله نشون بدید ما هم ببینیمف وگرنه اونا گول نمی خوردن، اینقدر شعور داشتن که گول نخورن… تاکید میکنم من این دسته رو فقط یه عده میدونم و اون را تعمیم به ملت ایران ندادم!

    به نظرم اگر دقت میکردین نوشته بودم که این راهپیمایی رو به رخ کسی میکشن که خودش نتونه مردم رو جمع کنه اونم با شرایط نابرابر در همه چیز….

    تکرار میکنم:
    من شما را نادیده نگرفتم دوست عزیز
    گیر بر سر اقبال عمومی تر و بیشتره
    این رو تنها یه انتخابات دقیق میتونه نشون بده
    که متاسفانه دوستای شما نمی ذارن
    و تا موقعی هم که نذارن عقل ناقص من میگه این معنی اش اینه که هراس دارن…

    امیدوارم درست منظور رو رسونده باشم

    راستی خیلی های دیگه معتقدن نظارت استصوابی هم توهین به شعور ملته! میشه توضیح بدین؟

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۱۳:

    یعنی شما قبول ندارید عده ای با نمادهای سبز -حالا یا واقعا سبز بودند یا سبزنما!- روز عاشورا سوت و کف زدن؟ لابد فیلمهایی که مکرر از صدا و سیما پخش شد هم ساختگی بود؟! و لابد بنده هم که شخصا ظهر عاشورا وسط خیابونهای ولیعصر بودم و این صحنه ها رو دیدم خواب زده شده بودم!
    کاش می گفتید ربط دادن این پایکوبی ها به جنبش سبز فریب! بوده نه اینکه اساسا منکر چنین قضیه ای بشید.

    هی می خوام بحثهای حاشیه ای نکنم نمیشه:)

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۱:

    یکی از اون فیلمها رو از روی هر سایتی که دوست دارید به من نشون بدید…
    الفتقریبا همه فیلمها رو میذاشت

    تنها چیزی که صداسیما پخش کرد جیغ و سوت زدن مردمی بود که وسط بزن بزن با دوستان شما اونا رو فراری دادن (اطراف پل کالج) و بعد از فرار کردن اونا جیغ زدن و سوت

    غیر از این هرچی دارید به من نشون بدید

    شما اگه از این هلهله میفهمید حق با شماست! اگه این اسمش پایکوبی هست بازم خق باشماست!

    میشه قصه رو از وسط برید، تیراندازی دوستان شما رو نشون نداد، با ماشین از رو جنازه رد شدن رو نشون نداد و چند ثانیه از سوت و جیغ زدن مردمی رو که نیروهای تفنگ به دست رو فراری دادن رو زد به حساب پایکوبی!

    هرکس برای باور حقیقت یه استانداردهایی داره
    من به استاندارد شما اشکال نمیگیرم

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۰:

    چرا شما نمی‌فهمید؟ ها. با ماشین از سر مردم رد شدن، مردم هم ناراحت شدن یهو دست زدن ، سوت کف. بالا پایین.
    ابنا اصلا واسه‌ی این نبود که تابلوی سردر بسیج رو کندن ها؟ این سوت زدن ها مربوط به این نبود که عکس بنر همین ولایت فقیه‌ی که شهدا براش رفتن شهید شدن رو پاره کرده بودن ها.
    متاسفانه ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که تو چشای آدم زل می‌زنه و کامنت دروغ می‌زاره . (به قول میراسیر محصور)

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۱۷:

    در مورد ۲۲ بهمن هم می تونید موارد ۲ و ۳ رو به مردم نسبت بدید؟
    من از هیچ کدوم از اطرافیان (که همه شون هم کارمند دولت هستند) نشنیدم به اجبار ۹دی تظاهرات کرده باشند، اما بر فرض که عده ای هم به قول شما به اجبار رفته باشند، روز جمعه ۲۲ بهمن هم میشه کارمندان رو سرشماری کرد؟!

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۰۶:

    دوست من انگار منظور هم رو متوجه نمیشیم
    بلند تر بگم؟
    من وجود شما رو نفی نمیکنم! بلند تر از این نمی تونم بگم.
    درست شد؟

    شما چرا من رو نفی میکنی؟

    چند بار باید به همین روشنی بگم که:

    این جنبش سیز هست که با راهپیمایی ای مانند بیست و پنج خرداد و چندین و چند راهپیمایی شبیه اون در روزهای بعد ثابت کرده که در عرض دو روز جمعیت آنچنانی رو تو خیابون جمع کنه… این دو راهپیمایی قابل قیاس نیستن با هم چرا که یکی در اوج تبلبغات و در امنیت کامل و تجهیز برگزار شده و اون یکی لابه لای تحریم و بستن کانال های ارتباطی.

    دوستان شما از همه ی اون راهپیمایی ها با هلی کوپتر فیلم دارن، میتونن نشون بدن بگن رقمی نبوده!

    پس خلاصه کنیم:

    شما در نه دی، بیست و دوم بهمن دو تا راهپیمایی بزرگ داشتید، ما معتقدیم تعداد راهپیمایی هایی که ما برگزار کردیم از شما بیشتر بوده، همه اش هم با دستگیری، اشک آور و محروم شدن همراه بوده و در قطع ارتباط رخ داده، و بر همین مبنا شما باید این رو از خودتون بپرسید که برای چنین شرایطی چه باید کرد؟

    آیا من (شما) باید با خیال راحت بیام شعار بدم و برم؟ و مخالف من که میتونه دوست نزدیک من هم بوده باشه باید باتوم بخوره و اشک آور؟ این مخالفی که اینقدر از نظر تعداد زیاد هست که آنچنان راهپیمایی میکنه چه باید بکنه؟

    و شمایی که آنقدر زیاد هستید آیا با تعدادتان و شکوه جمعیتتان باید دهان ما را ببندید یا با زور تفنگتان؟ کدام بهتر است و متقاعد کننده تر؟

    خوب که به این حرف دقت کنیم چیزی جز یک انتخابات بدون شبهه نمی ماند وسط! نفرمایید انتخابات بدون شبهه آن است که ما برنده شویم و گرنه هیچ چیز را قبول نداریم. شما در هر مرحله از انتخابات تایید طرفین را بگیر بعد هرکس حرف زد به او بخند!

    همین است که میگویم انصاف شما باید حکم کند به اینکه اگر نه دی بوده و بیست و دو بهمن و هرچیز دیگری مخالفان من هم به راهپیمایی های مکرر داشته اند، پس این ها ملاک نمیشوند! ملاک این میشود که شما هم از فردا آقای جنتی را که هم گروه شماست محکوم کنی به عدم اجازه برای روشن شدن! باید حقیقتا از خودتان بپرسید چرا با وجود جمعیت هایی مانند نه دی و …. سران فکری من نگران انتخابات آزادند و در مقابل این حرف مقاومت میکنند؟

    امیدوارم هربار که نه دی یا چیزی شبیه آن به خاطرتان آمد در کنارش به خاطر بیاورید که مخالفان شما بیشتر و پرتعدادتر از شما اگر راهپیمایی نداشته باشند کمتر و کم تعداد تر از شما نداشته اند! آنگاه مبنای قضاوت هایتان اندکی فرق خواهد کرد

    [پاسخ]

  67. بسم الله الرحمن الرحیم
    تا جایی که من متوجه شدم باز هم همان اشکال اساسی بحثها در متن قبلی اینجا هم حاکمه
    در جایی که بحث نظرات شخصی هست و اعلام زاویه دید، دوستان که الان برای پاسخگویی به سوالات آقای صفا اینجا هستن هم چنان به طرز فکر خودشون چسبیدن و سعی نمیکنن کمی در تحلیل به نظرات طرف دیگر بحث نزدیک بشن/ این در حالی هست که توی متن قبلی ایرادی میگرفتید که حرفهای ما رو نمیشنوین و …
    در مورد بحثهای مبنایی هم به نظرم یک اختلاف عقیده خیلی جدی میان ما وجود داره/ که این هم در کامنتای متن قبلی مشهود بود
    اون هم عدم اعتقاد دوستان به ضرورت وجود حکومت دینی هست
    ======
    صرفا برای اینکه ذهن خود منظم بشه میخوام بدونم که چند نفر از بزرگوارانی که در حمایت از جنبش سبز در اینجا کامنت گذاشتن به ******لزوم وجود جمهوری اسلامی به عنوان یک روش حکومت داری اعتقاد دارند****** ینی میخوام بدونم چند درصد شما معتقدید که جمهوری ایرانی باید باشه و نه جمهوری اسلامی
    ====
    ممنون میشم اگر برای پرهیز از اطناب صرفا با بله و خیر جواب بدید
    اگر این سوال ذهنی من برطرف بشه در مورد سایر مصادیق هم اگر نظری داشته باشم با شما به اشتراک میذارم

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۲۶:

    تقریبا همه نظرها حول و حوش حرفهای آقای صفاست

    ۱- جنبش سبز تعریف شده، از میرحسین برای تعریف اون نوشته اورده شده، در مورد عدم مرز بندی میرحسین از بیانیه های اون سند اورده شده، در مورد راهپیمایی ها حرف زده شده و در مورد اقتصاد هرچند کمتر اما باز نظر داده شده ( من به شخصه در مورد همه به گمانم نظر داده ام و دیگران هم همینطور)

    ۲- فرمایشی، سازماندهی یا اعتقادی و خودجوش و … هرچه باشد نه دی داشته ایم، این را بارها شنیده ایم، نامش را قیام گذاشته اید، باید لحاظ کنید که حالا تکلیف شما و موضع شما در مقابل راهپیمایی های رقیب چیست؟ این راهپیمایی ها اینقدر درخشان بوده که رهبر هرچند با لفظ منفی اما آن را لشکر کشی خیابانی بنامد! چطور برای شما قیام است ما لشکر کشی؟ و اساسا در مقابل این گونه اعتراضات خیایانی چه باید کرد؟ اعتراضاتی که با سکوت همراه است، با طلب حق تضییع شده. محترمانه، بدون خشونت

    ۳- عمده ی خشونت های جنبش سبز در راهیپمایی ها عکس العمل بوده نه عمل! واکنش بوده نه کنش! حتی شعاری مانند نه غزه نه لبنان هم همین بوده! هرچند دقیقا شعار هم غزه هم لبنان همان روز باز هم از زبان خود معترضین که با آن شعار مخالف بودند طرح شد، اما همان شعار هم یک واکنش بود به کسانی که دم از دفاع از مظلوم میزنند در غزه و لبنان اما به روی مردم خود اتش میگشایند، آن شعار غزه و لبنان را نفی نمیکرد، از زبان مردم در یک نشست معمولی و پشت میزهای فکر بیرون نیامده بود، آن شعار زیر اشک آور و باتوم خلق شد! و بیشتر از انکه بخواهد غزه را نفی کند میخواست دروغگویی برخی را به رخ بکشد!

    ۴- به گمان من به شخصه لفظ جمهوری برازنده تر به مملکت میتونه باشه، هرچند میرحسین میگفت ما خواهان حفظ جمهوری اسلامی هستیم اما میشه با خود میرحسین هم بحث کرد سر این مساله، من برام مقبول تره یک جمهوری داشته باشیم که هرکس از مسلمان و غیر مسلمان بتونن قدرت رو به دست بگیرن، و هرکس هم در قدرت نبود بتونه برای ترویج اندیشه خودش تبلیغ کنه، هرچند اساسا در ذهنتان اینگونه جای ندهید که اینها اسلام نمی خواهند و مسلمان نیستند، ما هم اگر خدا قبول کند مسلمانیم

    ۵- رفراندوم اول انقلاب به نظر من معیوب بود، بیشتر از تاثیر گذار بودن امام نشات گرفت تا یک منطق جامع الاطراف

    ۶- در کنار جمهوری ایرانی که شده چماق بر سر معترضین و هیچ فرصت پاسخگویی هم ندارن فراموش نکنید که همین معترضین مرگ بر چین و روسیه هم میگفتن! چینی که مردم مسلمون ایغور رو اونطور به خاک و خون کشید و حکومت ما سکوت کرد و آخرش با فشار مردم یک بیانیه ی آبکی داد

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۸:

    مهرداد جان ،‌
    حالا که تکلیف همه چی رو روشن کردی، یادت باشه حکومت که برگشت پارتی ما باشی ها.
    باشه ؟ :)‌
    البته در دولت عدالت محور میرحسین و یاران فکر نکنم پارتی بازی باشه، به هر حال یه فکری واسه من کن هزار و یک آرزو دارم هنوز.

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۵:

    پاسخ به رهرو شهدا:

    مردمی که الان به این شرایط معترضن، از همه قشرهای جامعه هستن با عقاید مختلف. در یک حرکت احتماعی هم هدف حرکته. که هدف جنبش سبز براندازی نظام جمهوری اسلامی نیست. هیچوقت هم نبوده. در تمام بیانیه ها و منشور ها هم صراحتا و به کرار این موضوع مطرح شده که ما می خوایم در چارچوب این نظام اصلاح کنیم. اینکه فرد فرد افراد تو تک تک موارد به چی اعتقاد دارن به چی ندارن هیچ تاثیری در هیچ چی نمی زاره و هیچ برخوردی رو توجیه نمی کنه. در قانون اساسی ما اومده که هیچکس رو بر اساس عقیده اش نمی شه متهم کرد. شما می تونی از ما هدف جنبش سبز ایجاد جمهوری ایرانی به جای جمهوری اسلامیه که بنده صراحتا عرض می کنم نه. آقای موسوی از روز اول تا به امروز در مورد اعتقاد قلبی اشون به این نظام با مردم صادق بودن، در مورد علاقه و ارادتشون به امام هم با مردم صادق بودن، و کسی از ایشون انتظار اینکه زیر این اصولشون بزنن نداره. اینکه آدمها دنیای ایده آل به نظرشون چه جوریه هم هیچ ربطی به هیچ کسی نداره تا وقتی که نمود علنی پیدا نکنه.
    به نظر ما افراد در جمهوری اسلامی فرای قانون نیستند و می شه به هی شخصی اعتراض کرد و انتقاد کرد و همچنان در چارچوب قانون بود. از آقای خامنه ای گرفته تا همسایه بقلی.

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۱۲:

    شماها بهتره تکلیف خودتون را با جمهوری ایرانی یا اسلامی مشخص کنید
    یکی میگه جمهوری یکی میگه اسلامی

    [پاسخ]

    ز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۴:

    پاسخ به ن.خ.
    اینطور که به نظرمیا شما کلا در اکثر کامنت هاتون به جای اینکه جواب بحث روب دین، یه حتی به جواب هایی که دوستان به سوالهاتون بدن واکنش نشون بدین،صرفا یه اشکال لغتی پیدا می کنید و هر چقدر هم آدم توضیح بده سر اصل مطلب نمی رید هیچ وقت خودتون رو درمقام پاسخگویی نمی زارید.
    متاسفانه آدم کمی احساس توهین و اتلاف وقت بهش دست می ده. من به شخصه ترجیح می دم اگه وقتی اینجا می زارم در پاسخ به دوستانی باشه که بحث رو جدی گرفتن.

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۰۴:

    رونوشت به جناب ز
    شما هم بهتره نگاهی به کامنتهای بنده بندازید.سوال بالا هم اشکال لغوی نیست. اضافه یا کم کردن کلمه اسلام به جمهوری از نظر من اشکال لغوی نیست که شما احساساتتون جریحه دار شده.
    یه نگاهی به نظرات دوستانتون بندازید هم بد نیست.یکی میگه جمهوری ایرانی یکی دیگه میگه جمهوری اسلامی
    به نظر شما این صرفا اشکال لغتیه؟

    [پاسخ]

  68. عبدالله گفت:

    یا وارث
    این روزها پیشخوان حزب الله هم دیدنی شده است…
    حسینیه ای که دائم پر و خالی می شود…
    واقعا f5 زدن سخت شده پس من کوتاه می کنم…
    آینده از آن حزب الله است.
    یا حق

    [پاسخ]

  69. مهاجر گفت:

    سلام بر اهالی خوب حزب الله
    واقعاً بهتون تبریک میگم اقای صفا بابت این ابتکار عملتون. گرچه موفق نشدم نوشته ها رو کامل بخونم اما مطمئنم که به امید خدا موفق خواهید بود در این مسیر
    چقدر بر حال خودم تاسف میخورم که کمتر میتوننم سر بزنم . از محتوایب غنی اینجا استفاده کامل ببرم
    موید باشید

    [پاسخ]

  70. محسن گفت:

    دوستان من میرم نهار بخورم(ساعت ۷ عصر!)
    سوالاتتون رو مکتوب کنید وقتی برگشتم اگه حسش بود در حد بلی یا خیر جواب میدم. امیدورام راهگشا باشه

    [پاسخ]

  71. کسی به سوالم جواب نداد
    پس من بر مبنای عقیده خودم و در حد فهم خودم مطالبی رو ذکر میکنم
    من معتقدم که واضح و مبرهن هست که هیچ راهی به جز حکوت دینی راه نجات نیست. و تنها راه سعادت بشر دین است و دین خاتم که اسلام باشد
    باز هم معتقدم که انصاف حکم میکنه که بدانیم و بگوییم جمهوری اسلامی ایران در ظلمات خودپرستی و خودبینی چند قرن اخیر تلاش مخلصانه ای بود که توسط خمینی کبیر صورت گرفت برای کمک به تحقق وعده الهی/ ایمان دارم که تلاش برای بهتر شدن و رسیدن به هدف نهایی هرگز متوقف نشده اما هنوز هم فاصله با وضعیت مطلوب خیلی خیلی خیلی زیاد هست
    ========
    باور دارم که حرکت در سایه حزب خدا قواعدی دارد و یکی از آنها حساسیت نسبت به سرنوشت مردم است در اقصی نقاط جهان/ پس بر خلاف گفته عده ای از دوستان که مسئله فلسطین را صرفا یک مسئله داخلی و مربوط به خودشان می دانند من از مهمترین وظایف حکومت را رسیدگی به مسئله فلسطین میدانم/ چرا که قدس شریف به مثابه حقی از مسلمانان است که غصب شده/ خانه هایی که اشغال شده و حقوقی که نادیده گرفته شده
    ======
    معتقدم که حدود الهی برای اداه حکوت کاملا مشخص هست و البته حقوق انسانی محترم. اسلام دین رحماء بینهم و اشداء علی الکفار است. بر این مبنا تمام کسانی که در جغرافیای یک کشورند حق مشروع زندگی دارند/ مثل عزیزان ما در اقلیتهای دینی/ که البته تا جایی که میدانم نمایندگانی در نهادهای تصمیم گیری دارند و هموراه حقوقشان محترم بوده ، هست و خواهد بود/و البته به نظرم فرقه های انحرافی که به قصد ضربه زدن به ایمان مردمان و ایجاد تفرقه توسط کشورهای استعمارگر ایجاد شده اند قطعا در این فهرست جایی ندارند و یا کسانی که رد خون آلود تصمیماتشان هنوز که هنوز است در صفحه های تاریخ این کشور به چشم میخورد
    **** چنین عقیده ای باعث می شود متعجب شوم از دوستان بزرگوارم که می گویند نمی شود مانع از حضور منافقین و … شد چون جنبش متعلق به همه ای است که معترضند…
    =====

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۱:

    شما بر عقیده خود باشید و حکومت دینی را تنها راه نجات بدانید، هیچ کس حق ندارد به شما چیزی بگوید، آیا شما به بقیه این حق را میدهید مانند شما فکر نکنند؟

    شما با عزیزان اقلیت های دینی بیشتر اگر بنشینید می بینید که همچین محترم هم نبودن، با سنی هامون اندکی بحث کنید، همین. آقای دانشمند بالای منبر میروند و بیخ تا بیخ به همه کس آنها بد و بیراه میگوید، همین جناب پناهیان بارها از زبانش بد وبیراه شنیده ام در جمع های مختلف علیه سنی مذهب ها و … هنوز آنها اجازه یک مسجد درست و حسابی و نماز جمعه در تهران و بسیاری شهرها ندارند! این اگر احترام است حرفی ندارم

    حدود الهی برای حکومت مشخص نیست دوست من، اگر مشخص بود این همه درگیری بین بزرگان دینی در این مساله نبود، شما اختلاف نظرات آقای منتظری با حکومت رو نگاه کنید، همین آقای صادقی تهرانی که توسط حکومت در محدودیت تمام بود رو مطالعه بفرمایید بعد بنا بر آنچه که نگاه رسمی ترویج کرده به همین راحتی نمی گویید حدود الهی مشخص است

    دوست من این “بینهم” و “کفار” رو کی مشخص میکنه؟ جناب مصباح؟ آقای جنتی؟
    به همین سادگی اختلافات شروع میشه، شما دوستدار جناب مصباح من معتقد به راستی سروش، بعد شما چون قدرت دارید سروش را فراری میدهید و انگ کفار و مرتد و .. بر او میزنید و قصه شروع میشود!

    همین است که میگویم خیلی خیلی ساده انگاری است اینکه میگویید حدود الهی روشنه روشن است!

    شعار دادن راحت است، حرف زدن و قشنگ زدن ساده است، امان از هنگامه ی عمل که امیرمومنان میگفت عدل چه میدان فراخی است در کلام و چه معبر تنگی است در عمل!

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۶:

    اینکه اقلیت ها راضی هستند یا نه رو بهتره از یکی بپرسید که اطرافش از این ادم ها پیدا بشه.از فقیر تا غنی
    به عنوان شخصی که دارم بین گروهی از این اقلیت ها زندگی میکنه و با اونها حشر و نشر داره به هیچ عنوان موافق نیستم

    [پاسخ]

  72. ن.خ گفت:

    سلام و خداقوت اساااااااااااسی خدمت مدیریت محترم
    نه خسته دلاور

    [پاسخ]

  73. مانی گفت:

    میشه یکی به من بگه چرا در مورد برخی از جواب های امیرعلی هیچ حرفی زده نمیشه؟

    اون که موسوی خط قرمزش رو شهدا می‌دونسته و بعداً حرفهایی میزنه که اصلا ربطی به شهدا ندارن یعنی چی؟

    اصلاً میدونید چیه؟
    به نظرم این میرحسین بود که در انتخابات تخلف کرد! چرا؟
    چون حرفهایی رو قبل از انتخابات زد و گفت به یه چیزهایی اعتقاد داره که بعداً معلوم شد اصلا به این چیزها اعتقاد نداره ! یعنی همون ۱۳ میلیون نفر هم واقعاً رای کامل میرحسین نبود چون من اطرافیان خودم رو میدونم که میگفتن اگر می دونستیم میرحسین این کارها رو میخواد بکنه غلط می کردیم بهش رای بدیم !!!!!

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۴:

    فراموش نکنید که از خانواده های شهدا، سرداران جنگ و بسیاری دیگر در طیف معترضین و به اصطلاح جنبش سبز بودند و هستند

    دوم اینکه شما بفرمایید میرحسین کجا و علیه کدام نظر شهدا حرف زده و به انها خیانت کرده؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۵:

    داداش شما زیاد ناراحت نشو. این مانی و اینا که متوجه نیستن، احتمالاً این شهدا بودن که به میرحسین خیانت کردن.
    کلا مگه قراره کسی تو این بحث‌ها چیزی رو هم قبول کنه؟‌ ها . نه اصلا و ابداً

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۶:

    برادر عزیزم،اول می شه ازتون درخواست کنم حرف های موسوی رو که به نظر شما اصلا ربطی به شهدا نداره رو از بیانیه یا مصاحبه هاش با منبع ذکر کنید؟
    آقای صفا آمار ۹۹% در مورد وصیت نامه شهدا رو از چه منبعی ذکر می کنید؟ من به عنوان کسی که پدرم جانبازه و عمو و دایی ام از شهدا هستند و بهشون افتخار هم می کنم، می دونم که نه اونها برای ولایت فقیه جنگیدند نه پدرم. برای حفظ تمامیت ارضی ایران و البته بر اساس توصیه های دینی که جهاد رو واجب می دونه رفتن و جنگیدند. شاید اینها جز همون ۱ درصد مد نظر شما باشند اما من اعتقادم اینه که این تعداد بیشتر از یک درصده. حالا چه راهی برای نشان دادن این عقیده برای من عضو خانواده شهید هست؟ همین من (فرض کنید همین یک نفر)، که برای نظام جوون های خانواده ام کشته شدند، فرض کنید به این نتیجه می رسم که انتخابات برگزار شده ناعادلانه بوده و داوری شورای نگهبان بی طرفانه نبوده. هم به نظام معتقدم، هم به قانون اساسی و در نتیجه به ولایت فقیه. دور و برم هم چند نفر دیگه می شناسم که همین طور فکر می کنند. قصد براندازی هم ندارم. همانطور که قبلا جوان های خانواده ام خون دادند لازم باشه باز هم خون خواهیم داد برای ایران و برای دین. فقط می خوام مخالفت خودم رو اعلام کنم با این روش برگزاری انتخابات، تا اگر همفکرهای من زیاد بودند درخواست کنیم از این به بعد (این انتخابات که قانونا تایید شده و تمامه)، تغییراتی در سیستم انتخابات داده بشه که این شک و تردید ها در ما نسبت به نظام ایجاد نشه. چطور دور هم جمع بشیم، به اعتراضمون فکر کنیم و در نهایت اعتراض کنیم که سر از اوین در نیاریم؟

    [پاسخ]

  74. آذرخش گفت:

    جناب آقای معینی تنها امید ما رو برای وجود یک آدم منطقی و منصف در جنبش سبز ناامید کردید.
    دریغ از یک نکته جدید و منطقی در پاسخ های شما. چرا به جای سفسطه و بازتکرار حرف های خنده دار تقریبا همه جنبش سبزی ها به دنبال جواب های قانع کننده و واقعی نبودید؟
    اگر شما این راهپیمایی ها را سازماندهی شده می دانید چرا فقط برای یک بار خودتان در این راهپیمایی ها به خیابان نمی آیید یا از پنجره منزل بیرون را تماشا نمی کنید تا به دور از خزعبلات رسانه های غربی برای کوچک جلوه دادن حضور مردم خودتان به چشم ببینید حکومتی که قادر است با کیک و ساندیس جمعیت میلیونی به خیابان بیاورد پس قوی ترین حکومت دنیاست.
    کمی چشم خود را باز کنید و از لاک خود بیرون بیایید.
    به امید باز شدن گره کور منطق در شما.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۵۱:

    برای چند نفر اینجا نوشتم برای شما مختصرا تکرار میکنم:

    زنی را فرض کنید که خود دو بچه دارد و در زمان بارداری بهترین مراقبت ها را شده و آرامش داشته، و به اندازه کاقی دکتر رفته و معاینه شده و در بهترین بیمارستان بچه زاییده

    زنی دیگر را هم که در لابه لای تنهایی و غربت، لابه لای بی کسی، در ترس و نگرانی ِ مردن از گشنگی و هزار مشکل و بلا چندین و چند بچه دارد

    به نظر شما خنده دار نیست که زن اول به دومی فخر بفروشد که ببین من چقدر خوب بلدم بچه بزایم؟!!

    بار دیگر تکرار میکنم: فخر فروختن بابت نه دی و امثال آن زمانی تامل برانگیز و منطقی میشود که رقیب شما عقیم باشد! نه اینکه در کوچکترین فرصت ها راهپیمایی های آنچنانی داشته باشد

    کسی شما را ندید نگرفت، دیگران را ندید نگیرید

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۴:

    خوب پس در این بحثی نیست که تعداد حامیان دولت کمه. مسئله سر اینه که چرا ما راحت راهپیمایی می کنیم و شما خیر. این یه کم منطقی تره.
    نمی خوام حرف تکراری بزنم و بگم حامیان جنبش سبز اگه همون روز اول توی تظاهرات وحشیانه خودشون رو خراب نکرده بودن شاید وضع فرق می کرد.
    می خوام بگم که شما به نتیجه انتخابات اعتراض نداشتید. شما قصد انقلاب داشتید و دارید. کسی نمی تونه منکر این بشه.
    حالا به من بگید ببینم با توجه به اینکه شما بیشمارید چرا به قول خودتون از باتوم می ترسید و در فراخوان های خودتون از خونه هاتون بیرون نمیاید اما مردم مصر و یمن و لیبی و تونس خودشون و بچه هاشون رو جلوی تانک و گلوله و نه “باتوم” انداختن و با خون خودشون انقلاب کردن؟ یعنی اونا از شما بیشمارتر بودن؟
    اگه واقعا هدف درست و حسابی داشتید و واقعا بیشمار بودید از هیچ چیزی هراس نداشتید. حتی اگه دولت احمدی نژاد شما رو با تانک توی خیابون ها یا خونه های خودتون له می کرد.

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۱:

    خوب ما که قصد براندازی نداریم، فقط می خوایم بگیم به انتخابات قبل مشکوکیم و می خوایم از این به بعد این شک بر طرف بشه که پیروزی شما که اکثریت هم هستید حداقل به کامتون تلخ نشه، چرا نباید بتونیم مسالمت آمیز تظاهرات کنیم؟ این حرفهایی که شما می زنید برای کسیه که قصد براندازی داره. که باید اگر با تانک هم اومدن روش نترسه. من به همین نظام و قانون اساسی معتقدم فقط یه اعتراض ساده دارم، چرا باید باتوم بخورم؟
    اگر شما از همین حق ساده باتوم نخوردن انسان معترض دفاع کنید خیلی از اونهایی که الان قصد براندازی دارند هم به اصلاحات و فعالیت در همین نظام برخواهند گشت. چرا مخالف رو به بر انداز تبدیل کنیم به جای جذب؟

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۱:

    نیت خوانی با منطق نمی خونه آذرخش جان، قبول؟ اینجا هم که قراره همه با منطق وارد بشند.
    اگر هیچ کس حتی خود ما سبزها نمی تونیم منکر بشیم قصد انقلاب داریم که دیگه واقعا دست مریزاد! با دوستان ما در دادگاهها هم همین طور برخورد می شه که اون حکم ها براشون میاد؟
    در منشور جنبش ذکر شده که هدف جنبش سبز اجرای بدون تنازل قانون اساسیه. ما چه جوری باید بگیم قصد انقلاب نداریم؟

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۷:

    اجرای بدون تنازل قانون اساسی البته بدون اصول مربوط به ولایت فقیه،‌ شورای نگهبان، مجلس خبرگان و…..

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۵:

    نه، اجرای قانون اساسی با همه اصولش. من به عنوان یک سبز بر اساس منشور جنبش می گم که طبق منشور خواسته ما اجرای قانون اساسی با همه اصولشه. از جمله حق برگزاری تجمعات مسالمت آمیز و انتخابات آزاد، و البته با اصول ولایت فقیه و شورای نگهبان و …. که امروز اکثریت مردم باهاشون موافق هستند.

    اگر هم روزی موافق نبودند نیازی به انقلاب نیست، چون از طریق نمایندگان مجلس طبق همین قانون می شه اصول مورد اعتراض رو تغییر داد. من این اصرار شما بر برانداز و انقلابی بودن جنبش معترض سبز رو یکی از مشکلاتی می دونم که جامعه رو دوقطبی و از هم متنفر می کنه. وقتی می گیم به قانون اساسی معتقدیم باید تک تک اصول رو هم نام ببریم؟

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۹:

    و جالب اینجاست که کامنت های همین دوستان سبز هم میگه بخشی از قانون اساسی رو قبول ندارند و می خوان تغییرش بدن.
    به نظرم یکی از اساسی ترین مشکلات جنبش سبز همینه که به صراحت حرفشو نمی زنه.

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۵۶:

    آقای رضوی عزیز،
    خوب بخوان تغییر بدن. قصد انقلاب که ندارند برادر، اگر در مجلس رای آوردند و اکثریت داشتند قانون اساسی رو هم می تونن تغییر بدن. شما هم که قانون اساسی رو کامل قبول دارید مگر غیر از اینه؟
    جنبش سبز اتفاقا حرفش رو صریح می زنه. اما اگر عده ای از داخل نظام ۲ ساله اصرار می کنند بگن قصدش براندازیه در حالی که خود جنبش می گه این طور نیست، از بی تدبیری این مسئولینه که اصرار دارند معترضین درون نظام رو برانداز معرفی کنند.

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۲۳:

    یه چیزی بگم؟ فقط به عنوان زنگ تفریح!
    برام جالبه هروقت کسی حرف سیاسی می زنه همه پیش فرضشون اینه که طرف آقاست نه خانم:)))

    ببینید ما جنبش سبز رو اولین بار از شعارهای خودشون شناختیم، قبل از اینکه کار به جایی برسه که از رسانه ها اعلام کنن سبزها قصد براندازی دارن.
    من شخصا جنبش سبز رو قبل از اینکه از کیهان و فارس و رسانه ملی و اینها بشناسم، از شعار “جمهوری ایرانی” که در تجمعاتشون در دانشگاه می دادند و از مقالاتی که علیه نظام ولایت فقیه در نشریات دانشجویی می نوشتند شناختم.

    اگه جنبش به یه گوشه ای از یه قانون فرعی مشکل داشت حرفی نبود، اما اگه جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و اسلامی بودنش رو ازش بگیریم رسما چی می مونه ازش؟ می شه براندازیِ مودبانه!!

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۴:

    :)) خوب برای اینکه بیشتر بخندین می گم که من خانمم اما دیدم اینجا جو خیلی مردونه است اسم مردونه گذاشتم!

    خوب دوست عزیزم (حالا نگفتین خانم یا آقا؟) من با اجازه تون به شما اعتراض می کنم که از شعار یک تجمع جنبش سبز رو تعریف کردید. من باز هم می گم تعریف جنبش سبز حول منشور جنبش سبزه. سبزها یعنی کسانی که به این منشور معتقدند. مخالفین یا براندازان یا هر کس دیگه ای اگر با این منشور موافق نیست سبز نیست. اگر به سایت های سبز (نه بالاترین! جنبش راه سبز، کلمه) در سال ۸۸ نگاه بندازید می بینید جقدر بحث و اعتراض بود به شعار جمهوری ایرانی، چون مفهوم براندازانه داشت در حالی که ما چنین قصدی نداشتیم، و از همون موقع به بعد این شعار هم حذف شد.

    جنبش همون طور که می دونید خیلی متکثره. و فعلا بحث سر تغییز قانون اساسی و اینها نیست. همون مجلس خبرگان قانون اساسی هم که همگی به همه اصول رای مثبت ندادند. فعلا جنبش سبز تقاضاش اچرای همه اصول قانون اساسیه. هم اصولی که به ولایت فقیه می پردازه هم اصولی که به حقوق مردم. بله ما ولی فقیه رو یک مقام آسمانی نمی دونیم. یک مقام تعریف شده در قانون اساسی می دونیم و قبولش هم داریم. قصد براندازی هم نداریم. اگر روزی همه مردم ولی فقیه نخواستند که نظرشون در نماینده ها منعکس می شه و این قانون هم عوض می شه. اما الان که چنین روزی نیست، ما هم همچین درخواستی نداریم، چرا به ما برچسب برانداز می زنید؟

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۳:

    برادر من تشکیک به انتخابات قبل منسوخ شد.
    از عصر حجر بیرون بیاید. منظور شما ایراد به انتخابات نبود. به هیچ عنوان. شما قصد براندازی داشته و دارید.
    چرا حتی هدف خودتون رو هم پنهان می کنید؟ یا قبولش ندارید و می دونید بی فایده اس یا اینقدر مضحک دارید در راستاش عمل می کنید که خودتون هم خجالت می کشید.
    بارها و بارها ارابابای شما اعلام کردن که قصد ساقط کردن نظام اسلامی رو دارن. خوب بسم الله.

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۷:

    من می تونم از صاحب وبلاگ تقاضا کنم به کمک من بشتابند..نحن ابنا الدلیل پس چی شد دوست من؟
    من نمی دونم شاید شما من رو با رجوی یا نوریزاده یا امثالهم اشتباه گرقتید. اگر این طوره تقصیر از منه که معرفی نکردم. من یکی از سبزها هستم. متعلق به جنبشی که منشورش منتشر شده. این جنبش در منشور خودش رو معرفی کرده. اربابی هم نداره. قصد ما بررسی مجدد انتخابات بود، تا زمانی که قانونا ممکن بود.و الان هم اصلاح قانون انتخاباته. اگر در منشور جنبش سبز یا گفته های موسوی خلاف این هست الان با لینک بگذارید تا من از این براندازها اعلام برائت کنم. اما اگر نیست برچسبی رو که لایق خارج نشین هاییه که برای این آب و خاک نقشه ها دارند به جنبش سبز نچسبونید.
    ما قصد ساقط کردن نظام نداریم، بسم االله تون پیشکش منافقین و ارباب های خارجی شون.
    ما می خوایم انتخابات طوری برگزار بشه که حتی این قدرت های دشمن خارجی هم نتونن عیب روش بذارن،
    آذرخش جان، ما هم مثل شما به فکر آبروی این نظام اسلامی هستیم. شما که نمی تونی بگی حرف ما چیه. حرف ما رو باید از زبون ما بشنوید برادر!

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۱۱:

    چه تعریفهای متفاوتی از جنبش سبز میشه! شما اولین نفر از جنبش سبز هستید که می بینم فقط به “بررسی مجدد انتخابات” راضی هستید!
    در کامنتهای همین پست جناب مهرداد حرف اصلیشون اینه که یه انتخابات آزاد برگزار بشه برای تعیین نوع حکومت.
    یعنی همه ی هیاهوی جنبش سبز فقط برای اصلاح قانون انتخاباته؟ خوب این که این همه جار و جنجال نیاز نداره برادر من، با یه ارائه ی طرح و لایحه به مجلس حل میشه و نمایندگان محترم هم اگه امکانش باشه تصویبش می کنن.

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۶:

    دوست عزیزم، الان دارم می بینم چطور بین ماها فقط به خاطر برداشت نادرست از هم اختلاف می افته و حتی به جایی می رسیم که عده ای از همفکران شما ما رو دشمن می دونند و عده ای ازماها شما رو قاتل و آدمکش.
    شما حرف من رو اشتباه فهمیدیدو من تقاضای بررسی مجدد انتخابات ۸۸ رو هم ندارم. اون که تموم شد و دیگه زمانش گذشته.
    جنبش سبز از بیانیه نهم آقای موسوی به بعد تقاضای بررسی مجدد انتخابات رو نداشت. شاخ درنیارید! برید بیانیه رو بخونید. دیگه راه قانونی برای بررسی انتخابات نبود، بنابراین اهداف جنبش تغییر کرد به ایجاد ساز و کارهایی که انتخابات آزاد در کشور برگزار بشه از این به بعد
    راهش هم همینه که شما می فرمایید. مجلس و لایحه. پس برای چی ما میایم توی خیابون؟
    برای اینکه عده ای بحران دوست یا اصرار دارند بگن کسی با این افکار وجود نداره، یا می گن اینها همه دشمن و براندازند.
    در نتیجه من منتقد که فقط هدفم اصلاح قانونه انتخاباته، با این هدف که آبروی نظام و کشورم دیگه اینجوری نره، حتی نماینده ام تایید صلاحیت نمیشه چه رسه به اینکه من بتونم بهش رای بدم و وزن واقعی افکارم توی جامعه رو بسنجم.
    اگر ما اینجوری اعتراض می کنیم برای اینه که اجازه انتخاب شدن توسط افکار عمومی رو به ما هم بدن. نماینده های اصلاح طلب سبز، ملتزم به قانون اساسی، اگر تایید بشوند ما از طریق مجلس تلاش می کنیم. تبلیغ می کنیم تا یه روزی اونقدر رای بیاریم که بتونیم قانون انتخابات رو اصلاح کنیم. اما از مجلس هقتم به بعد چنین امکانی نداشتیم دوست عزیزم. ما فقط می خوایم حاکمیت به این بخش مسلمان منتقد هم اجازه اظهار نظر و شرکت در انتخابات بده. اگر شما از متون جنبش سبز (منشور، سخنان موسوی) چیزی خلاف این پیدا کردید من از این جنبش جدا می شم و خودم این راه رو ادامه می دم. اما تا جایی که من می دونم جنبش هم هدفش همینه و بارها هم این رو به زبون آورده، و حاکمیت هم با هرکسی که بخواد حرفی غیر از حرف خودشون رو بزنه همین برخورد رو می کنه. اسمش سبز باشه یا منتقد یا اصلاح طلب فرقی نمی کنه.

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۲۲:

    قصد ما بررسی مجدد انتخابات بود، تا زمانی که قانونا ممکن بود. ww
    از اون حرفها بودها!شما وقت دادید تو مهلت قانونی بررسی بشه؟
    مهلت قانونی از نظر شما کمتر از ۲۴ ساعت است دیگه؟چون ۲۳ خرداد تو خیابون بودید.اون هم با درخواست ابطال کامل انتخابات!!!!

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۲۱:

    خوب دوست عزیزم، مگر پیام تبریک رهبری ۲۳ خرداد منتشر نشد؟ اگر نتیجه انتخابات هنوز تایید نشده بود بهتر نبود ایشون صبر می کردند؟ضمن اینکه افرادی که ۲۳ خرداد آمدند بیرون خودجوش اومدند. اما از ۲۵ ام ما با درخواست آقای موسوی و آقای کروبی اومدیم بیرون. حق باشماست. اما نه با قصد ابطال. با قصد بررسی صادقانه شکایت ها، که متاسفانه انجام هم نشد و زمانش گذشت. الان هم ما، سبزها می گیم درخواست مشترکمون برگزاری انتخابات آزاده، طبق تمام متون سبز (منشور و سخنان موسوی). حالا اجازه داریم تا زمانی که اجازه ورود نماینده های ما به مجلس داده نمیشه مسالمت آمیز برای درخواست این حق تظاهرات کنیم؟
    نمی دونم چرا شما اصرار دارید نیت ما رو معلوم کنید اما نیت ما معلومه. درخواست برگزاری انتخابات آزاد. اگر هرگونه جمله براندازانه ای از منشور و حرفهای آقای موسوی به من نشون بدین من همینجا از سبزها جدا حواهم شد.

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۵۱:

    الان ملاک شما منشور هست یا قانون اساسی؟

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۳۸:

    ملاک جنبش سبز منشوره، جنبش سبز بخشی از مردم ایران رو تشکیل میده و ملاکی که مورد قبول همه ایرانیان باشه نیست طبیعتا، مرامنامه یک گروه، سبزها. بنابر این اگر در مورد سبزها و عقاید و اهدافشون صحبت می کنیم ملاک من منشوره.

    اما هدف جنبش سبز طبق منشور، اجرای بدون تنازل قانون اساسی با تمومی اصولشه. اعتراض ما به حاکمیت هم نادیده گرفتن بخشهایی از قانون اساسیه. خودمون رو بهش کاملا ملتزم و قانون اساسی رو ملاک عمل می دونیم. باور کنید ما دوست داریم برادریمون رو ثابت کنیم، اما بعضی ها از داخل نظام دوست دارند ما نباشیم، چراش رو هم خدا داند.

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۴:۲۳:

    خیلی کامنت خوبی بودی فکر کنم بسیاری از بحث های ما به خاطر سوتفاهم و عدم درک یکدیگر هست

    در مورد سازماندهی شده کامنت های بالا دوستان به تفضیل بحث کردن دیگه تکرارش بسیار خسته کننده می شه ولی کوتاه اگر بگم کسی منکر افرادی که ۹ دی یا روز های مشابه اومدن نیست مساله اینجاست که شما می تونید بیاید بیرون و حرفتون رو بزنید ولی بنده نمی تونم بدون درگیری دستگیر شدن باتوم خوردن و محدود شدن حرف خودم رو بزنم

    در مورد تظاهرات وحشیانه یا از کم اطلاعی شماست یا از بی انصافی شما فقط برید عکس های منتشر شده از تظاهرات رو یک بار دیگه ببینید تظاهرات سکوت جنبش رو دره مون هفته اول ببیند تظاهرات ۲۵ خرداد رو ببیند در مقابل رفتار نیروی های نظامی و انتظامی و لباس شخصی رو هم ببیند بگید وحشیانه کدوم هست
    اگر در مورد خسارت به اموال عمومی می گید بهتر برید عکس ها و فیلم های منتشر شده از نیروی یگان ویژه ور ببیند که شیشه ماشین های پارک شده می شکنه یا به سمت شیشه خونه ها سنگ می ندازن
    البته قصدم این نیست که بگم همه خسارت هایی که وارد شده (با این که واقعا مقدار چشمگیری هم نبوده )کار نیروی های انتظامی ولی این باعث می شه که در صداقت دوستان در مورد خسارت ها شک کنیم
    در ضمن مگه ما مالیات می دیم برای چی ؟ پول نفت برای چی خرج می شه ؟ حقوق نیروی انتظامی برای چی پرداخت می شه ؟ نیروی انتظامی به جای انی که با باتوم دنبال مردم بکنن وظیفش اینه که از تظاهرات کنندگان محافظت کنه از اموال مردم محافظت کنه اگر کسی هم قانون شکنی کرد طبق قانون باهاش برخورد کنه (کتک زدن و باتوم زدن قانونی نیست جدا از این که دینی و انسانی هم نیست ) همون طور که کشور های دموکراتیک تا حدود زیاد این کار رو می کنن
    شما دارید صورت مساله رو پاک می کنید به اجای این که بگید چرا نیرو های انتظامی از مردم و اموال مردم محافظت نمی کنه می گید گه چرا مردم تظاهرات می کنن این اوج بی انصافی

    این که ما قصد انقلاب داشتیم یا اصلاح
    یک که نیت خوانی کار درستی نیست و نمی شه ازش نتیجه گیری کرد اول فرضی رو گرفتی که بقیه قبول ندارن بعد هم از نتیجه گرفتید قضاوت می کنید
    اگر مردم قصد انقلاب داشتند عقلانی نبود که همه بیان و تو انتخابات شرکت کنند که خود انتخابات اگر با برخورد های ناصواب حکومت همراه نمی شد خودش مشروعیت به حکومت می داد در حالت عادی

    این که جنبش سبز می خاود انقلاب کنه و دروغ می گه با نفاق بر خورد می کنه اهداف اصلیش رو مخفی می کنه از یه طرف خیلی از سبز ها حرف از انقلاب و اصلاح ناپذیری حکومت می زنن خیلی ها ولایت فقیه یا حتی اسلام رو قبول ندارن بعد هم می گن بر انداز نیستیم ما دم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس رو . { این تحلیل شما و اکثر همفکراتون که سبز رو محارب برانداز و ضد انقلاب می دونید و این از نظر من یک سو تفاهم بزرگ و یک کج فهمی اشکاره }
    نگاه عزیزم جنبش سبز یک جنبش متکثر مبتنی بر خواست های حداقلی هست . این یعنی چی متکثر یعنی این که شامل افرادی می شه که ولایت فقیه چیز های از ای قبیل رو قبول دارن تا کسایی ولایت فقیه که سهله اسلام که هیچی خدا رو هم قبول ندارند .
    سوال : این چه سنخیتی با هم دارن چرا می گن بپس رانداز نیستند ؟
    نکته مشترکشون خواست حداقلی این هاست یعنی این ها کف خواست هاشون رسمیت شناختن اقلیت های فکری ، فصل الخطاب بود صندوق رای ، انتخابات ازاد و سالم در همه مراحل اجرای بدون تنازل قانون اساسی و باقی مسائلی که در بیانیه ها و منشور جنبش سبز امده هستند .
    سوال : کسایی که این نظام رو قبول ندارند رو کجا خودشون جا می کنن ؟
    این مسائلی که مطرح شد کف خواسته های سبز هاست اگر قانون اساسی بدون تنازل یعنی اصل ولایت فقیه کنار حقوق مردم با هم اجرا بشه ارزش های که در بطن انقلاب بود تا حدودی در قانون اساسی منعکس شد محترم شمرده بشه
    یعنی یک: اصول اجرا نشده قانون اساسی اجرا بشه
    دو : وعده های اول انقلاب و سخنان خود ایت الله خمینی مبنی بر این که پدران ما حق نداشتند که برای ما تصمیم بگیرند هر تصمیمی گرفتند برای خودشان گرفتند
    سوم : کمونیست ها در بیان عقیده ازادند ( یعنی ولایت فقیه رو که قبول ندارند هیچی ، اسلام رو که قبول ندارند هیچی خدا رو هم قبول ندارن ولی ازاد هستند )
    سوال : نتیجه چی می شه ؟
    نتیجه این می شه کسایی که اصل نظام رو قبول ندارند حزب تشکیل می دن و رسانه ازاد خودشون رو خواهند داشت و نظرتشون رو تبلیغ می کنند اگر اکثریت مردم رو تشکیل دادن بنا به نظر ایت الله خمینی می تونن حکومت مطلوب خودشون رو سرکار بیارن اگر هم اکثریت نبودند از انی نظر که انسان هستند و ایرانی یک حقوق اولیه دارند که حق تعرض به اون ها رو نداریم حتی اگر با اون ها موافق نباشیم
    این رو هم عقل می پذیره هم شرع می پذیره هم عرف
    سوال : تشویق به اننقلاب و انقلابی گری با این منش در تضاد نیست ؟
    هکسایی که سبز هستند و انقلاب رو به اصلاح ترجیح می دن هم در اصل سخنشون بحث بالا رو رد نمی کنن اکثریت مطلق ( بخشی از اپوزیسیون خارج نشین و مجاهدین تا وقتی که محاکمه نشدن جدا هستند از این اکثریت) خواهان رجوع مستقیم به صندوق رای هستند همون چیزی که در انقلاب اسلامی اتفاق افتاد یعنی به صندوق رای مجدد مراجعه کنیم که ببینیم مردم سلطنت می خوان یا جمهوری دموکراتیک می خوان یا ولایت فقیه . با این تفاوت که جمهوری اسلامی به طور عادی مخالفان رو به حساب نمیاره ابتدا کاملا خلع صلاحش کنیم بعد به صندوق مراجعه کنیم اگر مردم دوباهر ولایت فقیه رو انتخاب کردن ما به عنوان یک اقلیت از حقوق قانونی برخوردار می شیم و محارب و دشمن هم نمی شویم و در اصل همون سخن ایت الله خمینی هست حتی اگر خودشون انکار کنند یا ایت الله خمینی رو قبول نداشته باشند

    به نظر من ضد انقلاب ، دشمن داخلی ، جنگ نرم تکیه کلام کسایی هست که منطق ندارند یا می دونن که اکثریت نیستند یا رای اکثریت رو قبول ندارند و گرنه اگر شما بر عقیدتون اطمیان دارید حتما می تونید اکثریت رو از طریق گفت گو قانع کنید
    مثل تمامی کشور ها دموکراتیک که انارشیست ها چپ ها هم تا حد خیلی زیادی ازادند

    طولانی شد ولی باز سوالی مونده ؟ امیدوارم که این سو تفاهم بزرگ حل شده باشه

    نمی دونم این منطق تشویق به انقلاب و خشونت شما روی چه حسابی النا به نظر شما صادقانه لطفا جواب بدید اگر جنبشسبزی وجود نداشت و بعد از انتخابات اون اتفاقات نمی افتاد کشور در جایگاه بهتری در جهان بود یا الان کم توهین شنیدیم تو این دوسال ؟
    بر مبنای اعلام رسمی سال ۴۲ شروع انقلاب اسلامی بود تا چند ماه منتهی به انقلاب اسلامی هم تظاهرات خاصی رو شاهد نیودیم با این استدلال شما یعنی خواسته انقلابیون بر حق نبود ؟ اکثریت نبودن ؟ وجود نداشتند ؟
    چرا راه دور بریم اینن بحرین که ورد زبان ماست الان نه تظاهراتی هست نه اعتراضاتی جدی ال خلیفه هم سخت مشغول سرکوب مردم چون اونا مردم ور سرکوب کردن پس بحرینی ها چرت می گفتن ؟ خواستشون به حق نبود ؟ کم بودن ؟
    تحلیلاتون اکثر به مغالطه نزدیک تر اول استدلالتون رو برای شرایط دیگه بکار ببرید که نقیض گفتار شما نشه
    عزیزم چطور از جمهوری اسلامی حرف می زنید ولی می گید که حکومت می تونه تانک بیاره شما هم می تونید جلوش رو بگیرید اگر براندازی باشه اون شمایید با این حرفتون مگه قانون اساسی انی حق رو نمی ده حتا اگر با سبز ها مخالف هم باشی حداقلش این که از قانون اساسی جمهوری اسلامی دفاع کنی از روی حب به جمهوری اسلامی دارید تیشه به ریشش می زنید

    پست رو ویرایش نکردم به بزرگی خودتون می بخشید

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۲:۲۸:

    پاسخ به آذرخش:
    اینکه ما به انتخابات اعتراض نداشتیم تصورات شماس و جو سازی های سیستم. شما می خواید چشمتون رو به واقعیت ببندین ببندین. اون همه آدم در سکوت راهپیمایی کردن و تنها حرفشون “رای من کو” بود با تفنگ و باتوم گاز اشکاور و گارد و لباس شخصی و نیروز نظامی مواجه شدن. رهبر مملکت اومده می گه بازشماری هم بشه نتیجه عوض نمی شه. این دقیقا یعنی چی؟ انتظار دارین مردم همینطور کشته بشن و کتک بخورن و برن زندان و صداشون در نیاد؟

    شما می فهمین چی دارین می گین؟ یعنی اگر یه وقتی %۴۹ مردم این کشور به یه چیزی اعتراض داشتن، خواستن از اصل صریح قانون اساسی که می گه مردم اجازه تجمع دارن استفاده کنن، شما مشکلی ندارین که حکومت با تفنگ بهشون حمله کنه؟
    یعنی شاه ایران تا بهمن ۵۷ حق داشت مردم رو بکشه و اون کارایی رو که کرد بکنه چون اگه مردم اکثریت بودن برنده می شدن؟ یعنی نمی شه به شاه اعتراض کرد که چرا در خرداد ۴۲ مردم رو کشت چون اقلیت بودن؟ یعنی تمام دیکتاتور های تاریخ تا ماه آخر حکومتشون حق داشتن هرکاری کردن بکنن چون اگه مخالفشون اکثریت بود برنده می شد؟
    این مملکت قانون داره. شهروندان این کشور، هر چقدر کم یا هرچقدر زیاد حق تجمع دارن. حق انتقاد دارن. حق اعتراض دارن. حکومت حق نداره بکشتشون، حق نداره زندانیشون کنه، حق نداره تو خیابون بهشون حمله کنه، حق نداره لباس شخصی ها رو بفرسته هر بلایی سر مردم بیارن.

    [پاسخ]

  75. آذرخش گفت:

    در ضمن شما می گویید میرحسین موسوی راه اعتراض به انتخابات رو رفت و نتیجه نگرفت بنابراین بر دری که زنگش خراب است مشت کوفت.
    چطور ممکن است یک روزه ایشان متوجه شوند از اعتراض نتیجه نگرفته و روز ۲۳ خرداد به طور وحشیانه ای طرفداران خود را به خیابان بخوانند؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۵۷:

    حمله به ستاد مرکزی ایشان کفایت نمیکرد؟

    دوست من شما هم اندکی نزدیک تر بودید به رده های بالای سیاست از خیلی چیزها به موقع تر خبردار میشدید…

    خیلی پیچیده نیست، از صبح پای صندوق بوده اند، بسیار پیش از آ بر سر تعدا برگه های رای چاپ شده مشکل داشته اند، کمیته ی صیانت از آرا در اوج محدودیت قرار گرفت، من شهادت میدهم که تلفن های ستاد سهروردی قطع شد و ارتباط با ناظرانی هم که بودند ممکن نبود، اس ام اس قطع شد، به ستاد قیطریه با ان وضع در روز روشن و قبل از تاریکی هوا حمله شد! و بسیاری احتمالا حرف و حدیث های بالای حکومتی که من و تو خبر نداریم: اینها برای این بوده که بروند شما تفریح! یا مثلا آماده شوند برای خوردن چایی؟

    من از اینها یک اتفاق عجیب می فهمم همان چیزی که میرحسین نامش را گذاشته بود صحنه آرایی خطرناک

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۹:

    http://alef.ir/1388/content/view/84571/

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۷:

    دوست عزیز فکر می کنم شما یک فرد کاملا ناآگاه هستید و حتی بیشتر از من از رده های بالای خودتون بی خبرید.
    این ادعایی که شما مطرح کردید الان باعث خنده خود میرحسین و دوستانش می شه. چرا حرف مضحک رو تکرار می کنید؟
    چرا یه کم فکر نمی کنید؟

    [پاسخ]

  76. ن.خ گفت:

    برداشت شخصی منه از پرسش و پاسخ ها :
    اینکه ولی فقیه حاضر در جامعه پشتوانه اکثریت مردم رو نداره و به همین خاطر باید یه جورایی رفراندوم (حالا با هر اسم و نام دیگر) گذاشته شود برای پذیرش ولایت فقیه و طبق گفته و نظر جنبش مطمئنا نتیجه منفی است و رای اکثریت ولایت فقیه را رد میکند
    اگر برداشت من اشتباهه ممنون میشم صرفا با بله یا خیر جواب بدن.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۵۶:

    این بحث در متن قبل هم به شکل دیگر مطرح شد
    دوستان دقیقا به حرف شما معتقدند. علتش هم حضور بی سابقه مردم در خیابان های تهران و چند شهر دیگه است تحت لوای جنبش سبز
    اما متاسفانه چون به هیچ یک از نهادهای مسئول داخلی اعتماد ندارند رفراندوم رو هم طبعا به عنوان راه برون رفت از مشکل نمی پذیرن
    به سادگی حضور عجیب مردم در قیام عظیم نه دی رو نادیده میگیرن و میگن ما ( یعنی خودشون) زیادیم پس درست میگیم/ پس رهبری باید بره
    بعد هم چون پیش فرضهایی مثل قدرت و فساد مترتب بر آن رو در ذهن دارن میگن این رهبری که ما میشناسیم نمیره
    کاری هم به این ندارن که چقدر حرفشون از اساس منطقیه یا نه؟ و جالبتر اینکه وقتی استدلال می کنیم که حرکت دینی قائم به فرد نیست و اگر هر کس اشتباه کنه برکنار میشه حتی رهبری میگن شما اول ثابت کن که ما میتونیم ( رهبری رو حتی) سالم و صالح تشخیص دادن ما سکوت می کنیم….همه چیز برمیگرده به انتخابات
    همان بازی ای که یک بار واردش شدن و بعد قوانینش رو نقض کردن… همون حکایت زنگ خراب و …

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۴:۴۶:

    برگزاری رفراندوم ک مورد اعتماد همه باشه بسیار بسیار ساده هست همون کاری که چند ماه پیش ترکیه کردن و باقی کشور های دموکراتیک که از خودشون اطمیان دارند می کنن استفاده از ناظر های خارجی . نیاز هم نیست حتما غربی باشن ترکیه حتی از ایران هم دعوت کرده بود برای نظارت بر انتخاباتشون بعد هم حزب اسلامگرا به نتیجه مطلوبش رسید با صدای بلند همه جا پوزش رو داد هیچ چیزی هم زیر سوال نرفت همه هم مجبور به تواضع در مقابلش شدند
    ناظر داخلی هم ممکنه ولی شروط مشخص داره نباید در کارشون داخلت بشه و عملکردشون محدود بشه نوار سردار مشفق رو گوش کردید ؟ رسما اعتراف می کنه به دخالت در انتخابات و مختل کردن کار ستاد صیانت از ارا هیچ وقت هم تکذیب نشد حرف های اون نوار
    عزیزم می شه بگی اس ام اس ها روز انتخابات و شمارش ارا چرا قطع بود ؟؟؟ همین یک سوال نتیجه رو مشخص می کنه . کدوم مسئول مجوز این کار رو داده بود ؟؟ روز انتخابات که هیچ گونه تظاهرات و برنامه ای برای تظاهرات بود ملت فقط می رفتن و رای خودشون رو می دادن

    هیچ کس ۹ دی یا مشابه اون رو نادیده نگرفت هزار بار دوستان بالا توضیح دادن و گفتنن مشکلشون کجاست مگر این که شما بخواید به زور خودتون رو در موضع مظلوم قرار بدید :D

    می دونی چرا یا حرف شما مشکل دارند چون چرخه انتخاب رهبری یه چرخه معیوب
    جدا از انتخاب رهبر که غیر قانونی بوده (بحثش بالا هست و ایت الله خامنه ای هنوز مجتهد نشده بود و قانون هم یکی دو ماه بعد عوض شد ) بحث اصلی سر چرخه انتخاب رهبر هست
    نگاه عزیز وظیفه نظارت و انتخاب رهبری بر عهده مجلس خبرگان هست مجلس خبرگان رو هم مردم انتخاب می کنن درسته
    پس مشکل کجاست ؟ شورای نگهابان
    چطور ؟ از ۱۲ نفر شورای نگهبان ۶ نفر رو رهبر انتخاب می کنه ۶ نفر باقی مونده رو رییس قوه قضایی که رهبر اون رو انتخاب می کنه معرفی می کنه به مجلس ( که قبلا شورای نگهبان اون رو دستچین کرده و یه سری از نماینده ها رو کلا حذف کرده) پس رهبر خودش اکثریت شورای نگهبان رو در دست داره حالا وقتی شورای نگهبان مجلس خبرگان رو فیلتکر می کنه یعنی رهبر این اختیار رو داره که فقط نمایندگان که خودش دوست داره رو در معرض انتخاب بزاره ممکن از نظر شما اقای خامنه ای خیلی ادم خوبی باشه و این کار رو نکنه ولی از نظر یه عده ادم بدی این کار رو می کنه از عقل سلیم هم اگر اقای خامنه ای این کار رو نکنه همیشه ممکن رهبری به دست ادم نااهل یا یا منافق یا هر چی که اسمش رو می زارید بیوفته که این کار رو انجام بده .
    در این صورت تکلیف چیه ؟ این دیگه ربطی به اعتقاد یا عدم اتعقاد به ولایت فقیه هم نداره یک حفره قانونی که حتی اگر با شما هم همنظر باشیم باز این مشکل در قانون اساسی جمهوری اسلامی رو تهدید می کنه اگر سبز هم نباشید باید برای حل این مشکل تلاش کنید

    زنگ خراب رو بی خیال سوالی مونده باز ؟

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۴:۵۰:

    در ضمن تبدیل نظارت استصوابی به نظارت اطلاعی هم چیز غریبی نیست و هیچ کجای اسلام رو تهدید نیم کنه فقط رفع صلاحیت ها رو منطقی و روشن می کنه و از اعمال سلیقه جلوگیری می کنه
    اگر یه مقدار انصاف داشته باشید و عدالت با چنین چیزی مخالفت نمی کنید و بسیاریی از مشکلات رفع می شه
    اینجا رو ببنین
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۰۰:

    من نظر شخصی خودم رو میدم:

    بله

    اگر یک انخابات آزاد برگزار بشه، یک رفراندوم دیگه با شرایط مشخص و این سیستم حکومتی به رای گذاشته بشه من معتقدم رای نمی یاره،

    شما میتونید معتقد باشید میاره اما تا برگزار نشه نه من نه شما هیچ حرفی نمی تونیم بزنیم، منتها باید یه چیزهایی دقیق رعایت بشه…..

    [پاسخ]

  77. مانی گفت:

    فراوان لایک به کامنت دوم آذرخش

    لطفا یک سبز به منم پاسخ بده

    در ضمن شما می گویید میرحسین موسوی راه اعتراض به انتخابات رو رفت و نتیجه نگرفت بنابراین بر دری که زنگش خراب است مشت کوفت.
    چطور ممکن است یک روزه ایشان متوجه شوند از اعتراض نتیجه نگرفته و روز ۲۳ خرداد به طور وحشیانه ای طرفداران خود را به خیابان بخوانند؟

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۳۸:

    و اینکه چطور یک روزه مصرانه خواهان ابطال کامل آرا شدند؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۰۷:

    احتمالا چیزی که میرحسین تو خشت خام دید شما و خیلی ها ندیدید.. پاسخ دوستمون رو در حد عقل خودم دادم

    این گسست اجتماعی میان مردم ما رو شما میتونی انگار کنی، اینکه حکومت ما با این همه اقتدار نگران یه تشییع جنازه فسقلی میشه اگر برای شما جای تاملی نداره برای چون منی خیلی معنا داره!

    پیامبر تحدی میکرد، مباهله میکرد!!! چرا؟ چون ایمان داشت، به انچه که دارد، به راهی که میرود، به حرفی که میزند!

    با این همه محمود خان ما میرود و درجواب سوالی مبنی بر حکم سنگسار سکینه محمدی “دروغ” میگوید! “دروغ”! چرا؟ چون حرفی برای دفاع ندارد، نمی تواند چیزی بگوید، از اساس و از ریشه قصه را میزند! این دروغ و امثال آن نمای یک حکومت اسلامی اس؟

    ابطال یک روزه عجیب است اما تتبریک همراه با تایید یک روزه رهبری خیر؟

    ابطال یک روزه بعید است و اما خبر فارس قبل از ساعت دوازده شب خیر؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۰:

    قبل از اعلام ! میرحسین قانون مدار : “برنده قطعی، برنده قطعی انتخابات با آرای بالا اینجانب هستم.”

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۹:

    علی لاریجانی هنوز هم درست و حسابی تبریک عصرگاهی رو تکذیب نکرده امیر جان!

    این تبریک رو اولین بار رجا زد که لاریجانی رو خراب کنه و تنها بعد از نوشته یک سایت و روزنامه امریکایی بود که همین رو کرد سند تقلب

    میگفت علی لاریجانی بقال سرکوچه ما نیست که الکی حرف بزنه، رییس مجلسه!
    اطلاعات رسمی و غیر مستقیم داره….

    فقط و فقط بعد از کلی بیخ پیدا کردن موضوع و اعلام دار زدن میرحسین اونم خیلی خیلی تلویحی یه نیمچه ای گفت نه ما نگفتیم!

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۳:

    مهرداد بفهم. باقی مردم هم آدم هستن. شما نیستی که تنها به سایت ها سر میزنی و می‌خونی.
    باور کن فقط داری خودت رو خراب میکنی.

    http://www.absarnews.com/fa/pages/?cid=3288

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۰:

    بزرگوار چطور شما یک روزه متوجه می شید که اعتراضات شما نتیجه ای نداره. و قبل از اون میرحسین به خودش تبریک می گه و قبل تر از اون حتی پیش از انتخابات عفت عزیز شما ضمن پیش بینی تقلب شما رو دعوت می کنه به خیابون بریزید.
    اما ما نمی تونیم به خودمون تبریک بگیم؟
    خیلی با حالید. منطقتون رو عشق است.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۶:

    چند بار باید اینو گفت:

    شما از این همه حمله به ستاد، قطع و اختلال اینترنت، قطع اس ام اس چی میفهمید؟ میشه به من بگید؟

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۵:

    این چیزایی که می فرمایید کی ثابت شد؟ وقتی که خود مسئولای ستاد تکذیب کردن این چیزا رو.
    لابد تحت فشار و شکنجه و تجاوز بودن که این حرفا رو زدن.
    آقا مهرداد چشمت رو باز کن. خیلی وضعت خراب تر از اون چیزیه که فکر می کردیم. یه کم منطق بنده خدا.

    [پاسخ]

    ز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۰۹:

    من در جوابی که به سوالات آقای صفا دادم این نکته رو نوشتم ولی مثل اینکه نظرات زیاد شده و بعضی از ما نظر های قبلی رو نمی خونی. تقلب ها و قانون شکنی هایی که در روز انتخابات از طرف دولت و هوادارانش صورت گرفته شامل اخراج ناظران کاندیداها از سر صندوق ها، اخراج ناظرین کاندیداها از اتاقهای شمارش آرا، اخراج ناظرین کاندیداها از اتاق تجمیع آرا، بستن حوزه ها در حالیکه هنوز مردم توی صف بودن، حمله به ستاد های انتخاباتی موسوی، و اخلال در خطوط تلفن ارتباطی ستاد ها و ناظرانش بوده. هر کدام از این تحلفات به تنهایی از لحاظ قانونی باید منجر به ابطال آراء حوزه و تکرار انتخابات بشه. باید پیگرد قضایی بشه. کسی این کارها رو می کنه که بدونه در غیر این صورت پیروز میدان نیست. و بعد از همه اتفاقات روزهای منتهی به انتخابات و بخصوص خود روز انتخابات بود که میرحسین موسوی اون بیانیه رو داد.
    تا ابد هم هی ما رو مسخره کنید که “چشمت رو باز کن” و” منطقت کجا رفته” تاریخ رو نمی تونید عوض کنید. ماجرا ها رو می شه با تیکه تیکه کردن یه جور دیگه نشون داد، ولی واقعیت چیزی نیست که بشه به این راحتی با چند تا جمله تمسخر آمیز نادیده اش گرفت.

    [پاسخ]

    ز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۲۴:

    برای توضیح دقیق تر همراه با مرجع گفته ها نوشته مجمع دیوانگان به نظر بسیار مفید است. حیف که وبلاگشان فیلتر است. هرچند به نظر می رسد شما هم برای انجام این بحث با وبلاگ راز سر به مهر، و کلا با دعوت از وبلاگ نویسان سبز، از مطالبی که دسترسی بهشان بر اساس تفسیر این دولت و این مجلس خلاف قانون است استفاده می کنید .

    http://divanesara2.blogspot.com/2011/06/blog-post_4485.html

    [پاسخ]

  78. مجتبی گفت:

    با سلام و تشکر از آقای صفا
    در مورد قیام ۹ دی باید بگم وقتی یک جمعیت گرد هم جمع می شوند باید حقیقت آن را پذیرفت حالا به هر وسیله ای و یا به هر نیتی مهم این هست که جمعیتی جمع شده است.
    سوال من اینست که شما به پشتوانه پایگاه اجتماعی خود این حق را در خود می بینید که سهمی در حکومت داشته باشید و کاملا هم درست هست.
    حالا مشکل بنده اینست که جنبش سبز که حداقل ۱۳ میلیون نفر طرفدار دارد چه سهمی در قدرت دارد. نه در قوه مجریه، نه در قضائیه و نه در قوه مقننه چرا که وقتی نمایندگان مجلس مرگ بر موسوی و خاتمی و کروبی گفتند نمایندگان به اصطلاح اصلاح طلب کوچکترین اعتراضی نکردند در نتیجه آنها هم نمایندگان جنبش سبز نیستند.
    جنبش حتی یک روزنامه رسمی هم ندارد. شخصیت های برجسته آن زندانی هستند و سایتهای آن فیلتر شده است.
    بنده شخصا تایید می کنم که پایگاه اجتماعی دارید و حق دارید در قدرت سهمی داشته باشید. آیا شما هم همین حق را به ما می دهید؟ لطفا پاسخ دهید.

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۳:

    اشتباه نکنید:
    “جنبش سبز حداقل ۱۳ میلیون نفر طرفدار دارد”
    ۱۳ میلیون رایی بود که توی انتخابات آوردید. از فردا انتخابات تا الان خود من شخصا حداقل صد نفر رو می تونم بهتون معرفی کنم که از ای خودشون برگشتن. نمی گم طرفدار نظام یا دولت حاضر شدن. اما به هیچ عنوان هم حاضر نیستن با شما یکی بشن.
    جنبش سبز الان نهایتا در کل دنیا خیلی خوشبینانه بخوایم ببینیم یه جنبش ۵ میلیون نفریه. با اپوزیسون خارج نشین و منافقین طرفدارای اسرائیلی ایرانی تبار می گیم ۷ میلیون.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۴:

    ما پنجاه هزار نفر بیشتر نیستیم

    انتخابات آزاد بزارید دوستم!

    خیلی ها جدیدا سخنرانی میکنن و زور میزنن جایگاه ولایت فقیه رو هی برای مردم تبیین کنن!

    مننطقا باید گفت که احتمالا یه سیزده میلیونی که شما میگی معتقد نبودن که اونا هم فهمیدن و الان همه هستن! برای کی این همه از این همه تریبون زور میزنن؟

    الان بهترین وقته
    انتخابات آزاد
    از فردا به جنتی همه نامه بنوسید
    پست بزارید
    ایمیل راه بندازید
    کمپین مخالفت با انتخابات این مدلی و استصوابی داشته باشید، ما خیلی کم هستیم بهترین فرصته!

    [پاسخ]

    کیان پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۲۰:

    من هزاران نفر رو می شناسم که از رای شون به احمدی نژاد برگشتن می خوای کد ملی بدم؟

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۴۷:

    منم میتونم ده ها هزار نفر رو با کدملی و ادرس منزل براتون بنویسم که از رایشون به موسوی برگشتند.
    این که نشد.دقت نکردی چی شدها؟
    ۱۳ میلیون رای اورد ولی همه اون ۱۳ میلیون معتقد نبودند تقلب شده و خواهان اون لشکرکشی های تو خیابون نبودند.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۳:

    سلام و شبتون خوش
    اجازه میدید من در ازاء این سوالتون یه سوال بپرسم؟
    یا بذارید اینطوری دیدگاهم رو مطرح کنم

    درصدش رو نمیدونم اما بخشی از کسانی که در ۲۲ خرداد ۸۸ به آقای مهندس موسوی رای دادند ایشون رو بخشی از بدنه نظام میدونستن و یک کاندیدای تایید صلاحیت شده که مورد قبول شورای نگهبان بود
    درصدی از این افراد که میگم شاید بعد از ماجراهای بعد از انتخابات به خاطر باور به فرایند انتخابات و … کنار رفتن از این ۱۳ میلیون
    درصدی هم بعد از ماجرای عاشورا و حتک حرمت عزلی امام حسین(ع)/ که متاسفانه سران جنبش نسبت به این اتفاقات موضعی نگرفتن
    نه دی در واقع موضع گیری در برابر یک کاندیدای بازنده نبود، تجدید پیمان بود با همه ارزشهایی که جمهوری اسلامی ایران بر مبنای اون بنا شده و البته کسانی که به هر ۴ کاندیدا رای داده بودن در این جمعیت بودن
    امیدورام منظورم رو رسونده باشم

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۱:

    میشه بگید کدوم هتک حرمت؟

    شما نمی تونید به این راحتی مثه خبرگزاری های رسمی حرف بزنید، به من دقیقا بفهمونید کدوم هتک حرمت!

    منظورتون کشتن مردم توسط مامورای شماست؟ منظورتون رد شدن از روی جنازه معترضینه؟

    ما برای همه اینا فیلم داریم! با موبایل! شما با اون همه دوربین خیابونی که خبر دقیق دارم از شهرداری که سپاه میومده و همه رو تحت کنترل میگرفته یه فیلم به من نشون بدین از هتک حرمت از امام حسین!

    وقتی مقدمه اتون ناقصه قطعا منظور نرسیده!

    هتک حرمت عاشورا؟! امام حسین؟
    خیلی منصفید! اینا رو که ضرغامی دهها هزار بار گفته، از شما انتظار میره اگه قراره بحث کنید یه چیزی مستند هم ارئه بدید!

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۰:

    امیر دو بار به شوخی گفت ظاهراً نگرفتی. اینجوری بخوای حقایق رو نادیده بگیری و هیچ چیزی رو قبول نکنی، نه شما سودی می‌بری از این بحث‌ها و نه دیگران. دیگه داره رسماً حالم بهم می خوره.
    مهمتر از این بحث‌ها و نتایجش انصاف خود ماست. باور کن دیگران هم آدم هستن. چیزهایی بوده که با چشم خودشون دیدن. یعنی واقعاً اینهمه فیلم رو ندیدی؟ پرچم روز عاشورا رو سوزندن ندیدی؟
    کف و سوت و هورا زدن رو ندیدی؟ در زیر پل از پشت به نمازگزاران سنگ انداختن رو ندیدی ؟ بابا انصاف داشته باش.
    یه چیزی رو لااقل که همه قبول دارن، مثل برخی از دوستانتون قبول کن،‌که آدم بتونه به باقی حرفهات هم اعتماد کنه

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۰:

    آقا جان
    عزیز دل من
    چشم بندی که نیست
    شما از این همه فیلم یکی رو نمی تونی به من نشون بدی؟!

    سخته؟

    چرا برای انصاف داد بیداد میکنید؟ فیلم نشون من بدید؟ واقعا ندیدم، نشونم بدید خوب!

    اینم شلوغ کردن داره؟ یه لینک گذاشتن اینقد سخته؟
    نشون بدید منم ببینم اون موقع حرف میزنیم

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۴:

    http://ahestan.wordpress.com/2010/01/09/001/

    http://www.ahestan.ir/?p=4915

    http://fars.tv/videos/2592/%D8%B8%D9%87%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7-88-%D9%88-%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2

    مهرداد از نظر من بحث منطقی با شخص شما دیگه به انتها رسیده .

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۳۵:

    من برای شما لینک فیلم گذاشته بودم!!

    تایید نکردین مثه اینکه و حذف شده نه؟

    دلیل خاصی داشته؟

    شاید فکر میکردید اون فیلم باطل کننده فیلم شماست ….

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۳:

    مهرداد، اون لینکی که شما گذاشته بودی مال قبل از لخت کردن بسیجی و عکس گرفتن با بدن برهنه‌اش بود؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۰۶:

    دوست من شما نگران نباش
    مردم ما به قول شما اینقدر با شعور هستن که بتونن قضاوت کنن برای کی بوده برای کی نبوده!

    البته لطف دارید و منتشر میکنید اما نمی دونم چرا اون فیلمها اینقدر نگرانتون کرده که حذفشون کردید؟!

    انتظار میره شما که برای لخت کردن کسی اینقدر دلتون به تاب افتاده در قبال کشتن مردم و با ماشین از روشون رد شدن بیشتر مناثر بشید ! نمی دونم چرا حساسیت سنج شما اندکی بد داره کار میکنه!

    لخت کردن رو تاب ندارید اما کشتن هیچ نگرانی در شما ایجاد نمکنه!
    کشتن در میدان که هیچ، کشتن در زندان هم شما رو دگرگون نکرده!!
    کشته شدن جوان دکتر پزشک کهریزک هم به شما تکونی نداده! انشا الله مسموم شده!

    کشته شدن فجیع در قتلهای زنجیره ای شما رو تکون نمیده!
    حمله به سخنرانی خاتمی در شب تاسوعا ناراحتتون نمیکنه و توهین به حسن علیه السلام محسوب نمیشه!

    شما فیلم ها رو تایید کن نگران مردم و نفهمیدن قبل و بعد نباش دوست من

    [پاسخ]

  79. یکی گفت:

    و اینکه دوست دارم کسی جواب این سوال رو بده که چرا اجازه داده نشد که موسوی و کروبی از صدا و سیما یا رادیو یا روزنامه حرف های خود را کامل بزنند.

    [پاسخ]

    مانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۷:

    داداش ، عزیز، برادر
    میرحسین اصلاً اجازه دادن؟
    انگار کلاً حافظه‌ی شما به یغما رفته ها. هنوز انتخابات تموم نشده میراسیرمحصور قانون مدار شما به نطق آمد که برنده‌ی قطعی انتخابات به نسبت بالا اینجانب هستم.
    علم غیب داشتن؟ از کل ایران هم که خبر داشته باشند، باز ادب و قانون و البته عقل حکم می‌کند منتظر اعلام نتایج باشند.
    شب ۲۲ خرداد ، هنوز هیچی نشده ریختید و زدید و درب و داغون کردید. (نگو نکردید که با چشم خودم همون شب روسای ستاد میرحسین رو دیدم)
    هنوز فرصت دادید که بررسی بشه یا نشه؟ اجازه‌ی حرف داده بشه یا نشه ؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۴:

    فارس نیوز اوایل شب نتیجه اعلام کرد
    .
    .
    دانشجو تا ساعت سه صبح آرا رو که اعلام میکرد مجموع آرای چهار نماینده میشد برابر کل آرای ماخوذه!!! بیچاره ها یادشان رفته بود که بابا آرای باطله هم داریم!

    تا سه صبح رای باطله نمی دادند! ان شاء الله گربه بوده!

    [پاسخ]

    مانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۸:

    فقط میرحسین می‌تونه قبل از اعلام ،‌نتیجه اعلام کنه؟ آهان اوکی

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۸:

    لایک به جناب مانی

    به نظرم علت اینه که ایشون رای ممتاز دارن و رایشون با من و شمای مردم عادی فرق داره بزرگوار

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۸:

    نه نه، شما هم میتونید کما اینکه کردید، زودتر از میرحسین

    اتفاقا اون به عکس العمل حرکات شما چنان کرد
    .
    .
    .

    [پاسخ]

    ز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۴۳:

    پاسخ به مانی:

    شما به میرحسین اعتراض داری که چرا بعد از اینکه ناظرینش رو ازصندوقها اخراج کردن، از اتاق های را اخراج کردن، خطوط ارتباط تلفنی و اینترنتی شون روقطع کردن، اس ام اس رو قطع کردم، و با گاز اشک آور حمله کردن به ستاد هاش اعتراض کرد؟

    شما اگه کاندیدا بودی می تونی ازحق قانونی ات بگذری و نکنی. ولی در قانون ماتک تک این کارا منجر به ابطال آرا حوزه می شه و پیگردقانونی داره.

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۵:۱۸:

    عزیزم می شه از اختشاش ۲۲ خرداد ( نه قبل نه بعد ) لینک عکسی فیلمی بزاری ؟
    اصلا حرف شما کاملا درست میرحسین موسوی اعلام کرد برنده انتخاباتم با توجه به خبر هایی که از صندوق ها از طریق ناظرین نصف نیمه ای که داشت کجا به شما مجوز می ده که روزنامش رو ببندید یا بهش تهمت بزنید ولی اجازه دفاع ندید ؟
    اصلا عده ۲۲ خرداد اختشاش کردند شما می دونید پلیس هم حتما می دونه چه دخلی به بقیه ادم ها داره / اگر کسی به اموال دیگران اسیب زد قانون داره مملکت دادگاه تشکیل می شه طبق قانون ؟ نه دادگاه های دسته جمعی و با کیفر خواست عمومی که واقعا طنز بود و نقض اشکار قانون کشور .
    موسوی تخلف کرده بود ؟ دادگاه دادگاه دادگاه تخلف کسی که می کنه رو نمی شه تو خونش زندانی کرد عزیزم بخدا این رو هم قانون شرع می گه هم قانون اساسی .
    حالا بگو اون خودشون ، خودشون رو زندانی کردن

    هر ادمی مسئول کار های خودش این که بر فرض ( که من قبول هم ندارمش ) افرادی ۲۲ خرداد کار اشتباهی کردن چرا روزنامه کلمه سبز رو از انتظارش جلوگیری کردن . چرا مطالب روزنامه ها رو قبل از انتشار سانسور کردن ( نگو نه که واقعا توهین به خودت اول بعد من ) احمدی زید ابادی برفرض کدام عمل مجرمانه رو ۲۲ خرداد انجام داد که زندانی شد ؟ هنوز حتی اعتراض های خیابونی هم شکل نگرفته بود

    مطمئن باشید کسایی که از اصل ای نظام رو قوبل ندارن نه از این حرکات شما ناراحت می شن نه از این انکار حقیقت و توجیه های شما این شمایید که برای منافع کوتاه مدت داارید کل حکومت رو به فدا می کنید همون احمدی نژادی که این طوری خود زنی کردید به خاطرش ببینید چقدر انحرافی شد :D

    یه جمله اخر هم بگم در یک نظام عقلانی دادگاه بر طبق قانون متهم رو محاکمه می کنه پس تا دادگاهی تشکیل نشده باشه هچ مجرمی در کار نیست اگر هم جرمی اتفاق نیوفتاده باشه پس نمی شه سایت ها رو فیلتکر کرد نیم شه روزنامه ها ور بست . برای بستن روزنامه دادگاه نیازه با هیات منصفه نه قبل از انتشار نیم شه روزنامه رو سانسور کرد حرمت امامزاده به متولیش وقتی خودتون از قانون دفاع نمی کیند انتظار نداشته باشید که دیگران بهش احترام بزارن

    [پاسخ]

  80. مهرداد گفت:

    بسیار از دوستان شنیده ام که اصل رهبری را بهترین اصل قانون اساسی میدانند! البته ریشه های تبلیغی و سیاسی را میشود به راحتی در این مساله دید، اما، به تایید بسیاری نخبه گان دنیا:

    مترقی ترین اصل در هر قانون اساسی آن است که چطور میتوان این قانون را عوض کرد؟! چطور میتوان ان را تغییر داد؟

    به گمانم نزدیک ترین بند در قانون اساسی ما به این مساله همان اصل بیست و هفتم است که به استناد آن معترضین راهپیمایی میکردند!
    چرا چنین است؟ چون در نظر من این اصل متضمن سپردن سرنوشت مردم به خود آنهاست، سپردن سرنوشت به جمهور مردم، به بیشترین میزان از مقبولیت

    آموزه های قرانی به ما میگوید هرکسی میتواند هر لحظه در معرض سقوط باشد، شما فرض کنید (فرض که اشکالی ندارد) نفر اول مملکت به هر دلیلی از شایستگی عدول کند، همزمان خبرگان و نگهبان و بقیه را هم طوری چیده باشد که کسی اساسا جلودارش نباشد (مثال دستغیب را به یاد بیاورید) نیروهای نظامی و تبلیغی را هم که دارد، چه میتوان کرد؟ باید به استناد اصل صدو ده بگوییم ایشان فصل الخطاب اند؟؟؟ اگر تا اینجا درست فرض کرده باشید پاسخ روشن است. نه!

    همه مسیرهای قانونی ناگهان بسته میشود اما به دست که؟ دقیقا به دست همان رهبری که همه را به رنگ خود در آورده!

    تنها چیزی که باز می ماند همین اصل بیست و هفت است! مردم میتوانند بدون اجازه از هرکسی راهپیمایی کنند و اعتراض!

    این اصل اینقدر عمومیت دارد که فوق دیگر اصل ها حرکت میکند، یک جوری هر اصلی اگر به بن بست بخورد این همیشه باز است… همین است که اگر طبق همان آموزه های قرانی ولی فقیه هم سقوط کرد و در عمل همه چیز را به دست گروه و عده ای خاص سپرد و تنها همه مسیرها را به خود منتهی کرد مردم میتوانند از اجرای بی تنازل قانون اساسی حرف بزنند و در عین حال با همین اصل بیست و هفت که اجازه حضور میدهد بروند به سمت اصلاح قانون….

    [پاسخ]

    مانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۹:

    خدا رو شکر اونقدر به این حرفهای بی اساس پاسخ دادیم که دیگه فقط یه لینک کفایت میکنه …

    http://alef.ir/1388/content/view/73801

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۱:

    شما وقتی خودت رو اسلام بدونیم البته ما میشیم مخل مبانی اسلام!

    لینک تکراری و ساده انگارانه ای بود دوست من

    به دوستان سپاهی بگویید این همه فیلم از دوربین های شهری دارند، یک فیلم، فقط یک فیلم نشان دهند که معترضین اقدام به “شروع” درگیری کرده باشند! فقط یک فیلم و نه بیشتر!

    چند بار اینجا گفتم: حکومت اگر درگیری نمی انداخت که امروز به این بهانه مردم را قلع و قمع نمی کرد! به بهانه ی دفاع از امنیت عمومی!

    در بازار عده ای هستند که برای فرار از چک و قسط و قرض هایشان مغازه اشان را آتش میزنند و از بیمه پول میگرند و طلبکارها را به بهانه ی اتش گرفتن مغازه جواب میکنند و سالها بعد شاید قرضشان را بدهند!!

    حکومت ما اینکار را خوب بلد بود! درگیری درست کن، بکشان به دعوا و بعد رسانه را پر کن از آتش زدن سطل آشغال توسط معترضین بعد بگو اینا منافق ان و …. تا ته قصه را همه بلدیم….

    آن یک فیلم را نشانم دهیم ممون شما شوم

    فقط یک فیلم که معترضین دعوا را شروع کرده باشند!

    یک فیلم از هلهله کشیدن از عاشورا!!!!

    یک فیلم از پاره کردن عکس امام!!!!

    و ….

    بحث محکوم کردن همدیگر اگر بود کسی اینجا وقت نمی گذاشت، کاش در دل خود هم به سوالها جواب دهیم

    همه بهانه ی شما برای اصل بیست و هفت را رد کردن دعواهایی است که خودتان شروع کننده اش بوده اید!!! :)

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۵:

    بابا مهرداد ، چقدر شما بحث می‌کنی با اینا. نمی‌فهمن خو. هر کسی کشته شده و هر کار بدی که شده، حکومت بوده.
    جنبش ما پاک پاکه .

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۶:

    از هرکسی میشد انتظار داشت این مدل حرف زدن رو جز شما که صاحب وبلاگ اید!!!!

    نه حکومت بنده خدا که کسی رو نکشته
    عمرشون سر اومده بوده

    راستی یه بنده خدایی از داستان مروه گفت و ندا! بد نیست یادآوری کنیم برای هم که قاتل مروه به حبس ابد (شدیدترین حکم قضایی آلمان در اینگونه موارد) محکوم شد اما دوستان شما همچنان موندن که ندا خودش خودشو کشت؟ فواد حجازی اونو کشت؟ ترور شد؟ تو ماشین؟ پمپ خود بود؟ معلوم نیست کی اونو کشته؟ و …. ادامه میدن!!!

    ما انصافمون دقیقا همین قدره!

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۸:

    مثل اینکه در قضیه ندا و مروه و ایات به مساله اصلی دقت نکردید.مقایسه واکنش های بین المللی و تفاوت این واکنش ها بود

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۵:۳۵:

    لینک انصافا خنده داری بود

    در مورد استدلال یک که از همه بدتر بود

    اصل ۲۷ قانون اسای کاملا مشخص
    تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.‏‏

    هیچ قیدی و توضیحی که دوست عزیزمون در سایت الف دادن رو من نمی بینم در سالگرد انتخابات در ۲۲ خرداد پارسال هم کروبی و اعتماد ملی دقیقا درخواست مجوز برای راهپیمایی در روز ۲۲ خرداد برای پاسداشت حضور مردم در ۲۲ خرداد کرده بودند که کل این تحلیل شما زیر سوال می ره . صددرصد شما حق نیات خوانی ندارید که درقبلشون چی می گذره

    مرجع رسیدگی شورای نگهبان هست و قانون کشور این ور تایید می کنه نظام اسلامی هم که مترادف با اسلما هست طبق بند دوم .
    یک کشوری در دنیا وجود داره به نام بحرین اونجا هم فصل الخطاب خلیفه هست . که حجت خدا روی زمین هم هست . یک سری رفتند شلوغ کردند و به خاک خون کشیده شدن برای این که عبرت برای بقیه بشه شما چرا از این خس خاشاک عرب حمایت کردید ؟؟

    اگر شما ظاهر قانون حجت هست و اگر هم اجرا نشد نشد که صدام سین هم کلی دموکرات بود تو هر انتخابات ۹۹ درصد مردم بهش رای می دادن پس مشکلمون با این فرد چی بود

    مشکل شما جایی شروغ می شه که استاندار دوگانه دارید همه انی تحلیل ها هم بر این استاندارد سوار تو ایران مردم نمیفهمن و خارجی تو سوریه نمی فهمن و خارجی تو بحرین همه می فهمن و مردم شریفن تو عربستان هم مردم شریفند و می فهمند و تظاهرات می کنن
    اگر قانون ولو این که درست انجام نشه و به دیکتاتوری دامن بزنه هم باید اجرا بشه پس باید قویا حرکت های تمام منطقه رو مکوم کنید و انقلاب اسلامی رو هم و امام خمینی ور هم به خاطر نامه های نصیحت گونهش به شما قبل از خرداد۴۲

    نمی تونید ایران امروز یه جور تحلیل کنید بحرین یا حکومت شاه رو یه جور

    [پاسخ]

  81. ن.خ گفت:

    سلام و خسته نباشید خدمت دوستان و مدیریت محترم

    با توجه به پاسخ آقای مهرداد

    اگر رفراندوم آزاد از نظر شما برگزار شد دو حالت پیش خواهد امد:
    ۱- نظر مردم نسبت به ولی فقیه مثبته
    ۲- نظر مردم منفیه
    فرض میکنیم گزینه دو اتفاق افتاد.
    در اولین انتخابات یا مشکلی که برای کشور پیش بیاد من و دوستانم بریزیم تو خیابون و بگیم تقلب شده و اگر ولی فقیه بود این مشکل پیش نمیومد.
    بگیم خلاف قانون عمل شده و اینطور نباید بشه
    به نظرتون واکنش شما و دوستانتون چه خواهد بود؟
    بین این جمعیت دوستان من که میان تو خیابون عده ای هم باشند که خرابکاری میکنند،اغتشاش میکنند،آسایش و امنیت مردم رو سلب میکنند.
    من و دوستانم هم معتقدیم در اکثریت هستیم و باید رفراندوم برگزار بشه و …
    فکر نمیکنید اگر با این استدلال پیش بریم باید هر چند سال یکبار وقت و هزینه مملکت رو صرف برگزاری رفراندوم برای پذیرش ولایت فقیه بکنیم؟
    تازه وقت و هزینه ای که صرف تغییر قانون اساسی ای که مبناش بر اصل ولایت فقیه تاکید میکنه بماند.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۴:

    دوست من اگر ما انتخابات برگزار کردیم
    و خودمون شدیم داور
    و در عمل طرفداری از یک کاندیدا نشون دادیم
    با کمیته ی صیانت از آرای شما مخالفت کردیم
    پیامک هاتون رو بستیم
    به ستادتون حمله کردیم
    و به درخواست های دیگه اتون پاسخ درست ندادیم
    بله شما حق دارید بیاید بیرون و اعتراض کنید
    .
    .
    .
    منتها من بالا اگر خوانده بودید مفصل تر جواب شما را داده بودم:

    اگر ما سیستم انتخابات رو طوری قوی و بی شیله پیله بچینیم و در هر مرحله کار را با به تایید دیگران رساندن جلو ببریم و اساسا مردم حقیقتا از نظر ما که داور مسابقه ایم خبر نداشته باشند (این را میشود با یک کمیته ی دائمی برای انتخابات از همه جناح ها به انجام رساند) انگاه خود انتخابات اینقدر شفاف برگزار خواهد شد که اساسا کسی تقلب را مدعی نشود و بیرون نریزد
    .
    .
    بالاتر برای یکی از دوستان نوشته ام میتوانید بخوانید.
    گیر بر سر این نیست که ما رای نیوردیم ما بریزیم، شما نیووردی شما بریزی، نه ما احمقیم نه شما، این کار احمقان است که الکی بریزن بیرون! و بیخودی اعتراض کنن!

    منتها وقتی سلامت انتخابات از نظر یه عده ی زیادی از بین رفته بوده و شورای نگهبان هم یکه تاز دفاع از محمود بوده اندکی قصه فرق کرده!

    بنابراین اگر با همین استدلال پیش برویم مشکلی پیش نخواهد آمد، و اگر انتخابات اینقدر آزاد باشد و سیستم اجازه چرخش صحیح قدرت را بدهد اساسا بر سر اصل سیستم هیچ گاه رفراندومی نخواهد بود

    گاهی سیستم های ویروس زده را میشود با انتی ویروس ردیف کردف گاهی اما بهترین کار تعویض ویندوز است! بد نیست حتی گاهی از ویندوز به لینوکس ارتقای سیستم عامل داد که اساسا چیزی به نام ویروس در لینوکس خیلی معنی ندارد!

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۰:

    داریم حرف میزنیم دیگه
    فرض کنیم از نظر شما انتخابات کاملا درست برگزار شده.ما هم معتقد هستیم که تخلف جز جدایی ناپذیر یک انتخابات است ولی تقلب خیر.
    من و دوستان من بعد از برگزاری انتخابات معتقدیم تقلب شده.حالا شما هر چقدر بگویی نه.ولی ما به این نتیجه رسیدیم که تقلب شده.
    این افرادی هم که در اون کمیته ی دائمی هستند به هر حال سوابقشون مشخصه دیگه.ما ایمان داریم که اکثر اعضای این کمیته مخالف عقاید ما هستند
    اقا جان!من به نتیجه انتخابات اعتراض دارم.فردای انتخابات هم چون معتقدم تقلب شده میریزم تو خیابون.
    دوباره تاکید میکنم که بین تجمع ما افرادی هم وارد میشن که سو استفاده میکنند.
    میشه لطفا بدون تکرار حرفهای گذشته بگید واکنش حکومت چه خواهد بود؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۱:

    چرا اعضای اون کمیته باید مخالف شما باشن وقتی اون کمیته رو میشه مستقل تشکیل داد و هر گروهی با نماینده و اختیارات برابر توش حضور داشته باشه و همه کارها رو گروهی جلو ببرن؟

    من هرکی هرکی حرف نزدم که بگید هرکی رای نیورد بریزه تو خیابون!!

    اگر ما ایرانی ها اینقدر شعور نداریم که همه در تیم برگزار کننده نماینده داشته باشیم و اون نماینده از روند برگزاری به استناد همه جلسات و صحبت ها رضایت داشته باشه آره اون موقع هرکی رای نیورد میریزه بیرون!!!

    من برای بیرون نریختن الکی دارم یه سیستم پیشنهاد میدم
    شما همون حرف اول رو بزن

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۲:

    خب چرا من و دوستام باید بریزیم تو خیابون؟
    از نظر شما گروه برگزار کننده انتخابات کارش رو درست انجام داده،هر گروه یا کاندیدا هم نماینده داشته و معتقدید که نماینده هر کاندیدا حضور داشته.به روند برگزاری و شمارش نظارت داشته.(طبق آماری که از جانب دوستان من تایید هم شده در بیشتر صندوق ها ناظران طیف من حضور داشتند و ناظر بودند.)
    این حرفهایی که شما تاکید دارید انجام شده و روند انتخابات درست بوده ولی من و طیف من همچنان میگیم تقلب شده.
    میریزیم تو خیابون.با ما هم عده ای هستند که سو استفاده میکنند.
    شما چه کار میکنید؟

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۴۴:

    اولین کاری که می تونم بکنم اینه که بین شما و سو استفاده کنند ها فرق می گذارم. وگناه اونها رو پای شمای معترض نمی نویسم.

    دوم اینکه شمای مخالف باید قبول داشته باشی روند انتخابات درسته، برنده که معلومه اعتراضی نداره. اگر پیشنهاد قابل اجرا، مثل تشکیل شورای حکمیت، باز شماری با حضور نماینده ها از همه صندوق ها،داشته باشید، اجرا می کنم.

    یک کمیته هم تشکیل می دهیم با حضور نمایندگان هر دو طرف برای اصلاح قانون انتخابات به نحوی که ایراداتی که باعث ایجاد شبهه در ذهن شما و طرفدارانتون شده برطرف بشه.

    به نظر شما من با این سه راهکار امنیت کشورم رو به هم می ریزم یا با دشمن خواندن همه شما معترضین و به زندان انداختن رهبرانتان و کشتنتان در خیابان و با سو استفاده گر ها یکی دونستنتون؟

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۰۰:

    خب آقایان عارف و مهرداد
    قدم اولتون تفکیک بین من و سواستفاده کنندگان است.
    میشه توضیح بدید چطور؟
    من و دوستام فردای انتخابات ریختیم تو خیابون.راهپیماییمون در حال سکوت داشت انجام میشد.این وسط یه سری سواستفاده کننده به قول معروف جو دادند.کاری رو کردند که ما قصد انجامش رو نداشتیم.منتها من و یه سری از دوستان متاسفانه وارد این جو شدیم و شروع کردیم به شکستن شیشه و اتیش زدن اموال عمومی و سلب امنیت و آسایش مردم
    من به عنوان مخالف به هیچ عنوان قبول نمیکنم که روند درست بوده و حاضر هم نیستم قبول کنم. برای اون پیشنهادات شورای حکمیت و باز شماری ارا با نمایندگان کاندیداها در حضور دوربین های تلویزیونی هم شرکت نمیکنم.
    برای تشکیل کمیته هم مهلتی به شما نمیدم چون با حضور های خیابانی و حضور سو استفاده کنندگان و جوگیری من و دوستام و البته با توجه به شرایط و تهدیدات و دشمنانی که در مرزهای کشورم حضور دارند ،فرصت و تجازه هم چین کاری رو هم نمیدیم
    یه مساله مهم این وسط پیش میاد.شما به عنوان نیروی حافظ امنیت و جان و مال مردم چطو رمیخوای فرق بین معترض واقعی و معترضی که جوگیر شده و سو استفاده کننده رو تشخیص بدی؟؟؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۲:۴۶:

    اون موقع شما حقیقتا مشکل داری
    فک نکنم دوستای شما اینقدر مشکل داشته باشن که وقتی درست و حسابی در همه مراحل نماینده داشتن و دارو هم بیطرف بوده بخوان بریزن بیرون… اون موقع همه به شما میخندن! و جمعیت واقعی رای داده خود به خود شما رو مسکوت میکنه که اساسا هیچ جمعیت کمی توان ایجاد بحران در این سطح تو یه مملکت رو نداره…

    لج بازی کردن ساده اس
    لج بازی کنید در برابر حرف من

    هرچه من بگویم که اعتراض بچه بازی نیست از یک جایی نشات میگیرد.. شما هی بگو من رای نیارم میریزم تو خیابون

    بریز

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۱۹:

    آقای مهرداد !
    دوستان من هر چقدر که با دلیل و مدرک برایشان اثبات میکنند که نظرتان اشتباه است و روند برگزاری و شمارش درست بوده ، زیر بار نمیروند.
    هر چقدر برایشان مدرک میاورند که اسناد ارائه شده توسط شما در حد تخلفات انتخاباتی است که تخلف هم به ۱۱ میلیون نمیرسد،گوش نمیکنند.
    شما بگویید من به دوستانم چه بگویم که دست از لجبازی به زعم شما بردارند و باعث خنده شما و دوستانتان نشوند.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۲۳:

    کلا بیخیال.
    فیلم لخت کردن یک بسیجی رو براش می‌زارم، در جواب می‌گه شما تیکه تیکه فیلم ها می‌زارید و قبل از اون هلهله ها با ماشین از سر مردم رد شدن!

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۳۶:

    آقای صفا کمی منطقی فکر کنید لطفا
    من و دوستانم چرا باید هلهله و شادی و دست و سوت و جیغ و هورا بکشیم وقتی با ماشین از روی مردم هموطن من رد شدند؟
    اون هلهله و کف و سوت و جیغ و هورا و سوزاندن خیمه که از شبکه های بین المللی هم پخش شد کار من و دوستانم نبود.
    وقتی منبع خبری شما صرفا صدا و سیمای ملی باشد همین میشود دیگر.
    تازه شانس اوردید رسانه ملی تمام اون شادی ها و هلهله های روز عاشورا را پخش نکرد
    اساسا بی بی سی و فاکس نیوز و فرنس ۲۴ و سی ان ان همه راست میگویند و صدا و سیمای ملی همه اش دروغ میگوید

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۹:

    دوست من این دوستان ترجیح میدن فیلم ها رم نبینن چرا که دقیقا فیلم ها اساس نتیجه گیری هاشون رو بهم میریزه
    .
    ترجیح میدن یه چیز خیالی درست کنن به نام هلهله و سوت و شادی و توهین به حسین ابن علی و لینک کنن به صحرای کربلا

    بعد که میگی عده ای تو نه دی سر این مساله گول خوردن و کلی تلویزیون تبلیغ میکرد که اینا به امام حسین توهین کردن میگن به شعور ملت توهین نکن!

    مثه یه مرز میمونه، اینور مرز حقیقت وایساده و تایید کشتار و حمله به مردم ، اونور مرز فریب وایساده و ترویج دروغ سوت و هلهله!

    به محض اینکه در ذهن بخوان هلهله رو بذارن کنار اساس فکری دوستان دگرگون میشه

    همینه که از فیلمی هم که توش هلهله نیست هلهله میشنون!!

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۷:

    آقای مهرداد!
    شاید خیلی از دوستان من وقایع عاشورا رو از صدا و سیمای ایران دیده باشند ولی من به واسطه سفر و جایی که حضور داشتم از طریق شبکه های خارجی دنبال میکردم.
    میتونم ادرس و شماره تلفن چند تا شاهد عینی رو هم بدم که از دوستانم هستند و بر خلاف خیلی شاهدان عینی که پشت سیستم نشستند،شاهد و ناظر بودند.
    اونجایی که هلهله میکردند و خیابان رو با پارتی های شبانه اشتباه گرفته بودند ،مطمئنا شما نبودید.اونجایی که خانمها روسری ها رو از سر گرفتند و دست در دست دوست پسرشان به مهر مشغول رقص بودند مطمئنا شما نبودید.
    اونجایی که وسط خیابون آتیش روشن کردند و به ماشین هایی که روی شیشه ها شعار یا حسین نوشته بودند میگفتند این همه حسین حسین کردی بیا از اتیش رد شو که همون حسین نجاتت میده شما مطمئنا نبودی.
    صد البته اونجا که خیمه عزای حسین (ع) رو به آتش کشیدند و پرچم ها و تابلوهای اون رو تو اتیش سوزوندند شما نبودی

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۹:

    راستی هلهله از نظر شما چه معنی ای میده؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۹:

    شما می تونی خیلی مثالهای دیگه بزنی، از لخت شدن مردم و …. منتها این همه به گمان من اسمش میشه حرف های غیر قابل اثبات، شما برای اثبات این مساله نیازمند این هستید که فیلمهای اون شبکه خارجی رو که قطعا باید دوستان شما داشته باشن پخش کنید!

    اساسا کدوم شبکه خارجی دوربین تو خیابونهای تهران و … داشت که بخواد پخش کنه؟ هرچی هست یا موبایل مردمه که اومده رو اینترنت که میتونید به من نشون بدید، یا دوستان خود شما با دوربین های شهری پخش کردن که بازم منبعش موجوده و میشه به مردم نشون داد

    منتها جناب صفا با همه تلاشی هم که داشتن و شاید هنوز هم داشته باشن و دیگر دوستان هم داشته باشن هنوز یه فیلم از این همه ادعا ندارن، حتی به عکس!

    دوست عزیز من با شما لجبازی نمیکنم، شما یک فیلم از این فضیحت نشان من بدهید من حقیقتا در خودم تجدید نظر میکنم، منتها من برای شما چندین لینک فیلم گذاشتم اتفاقا که میتوان شروع درگیری را در آنها دید، جناب صفا که البته نظرات من رو همگی منتشر کردن نمی دونم از دیدن اون فیلم ها توسط بقیه چه احساس نگرانی داشتن؟!

    هرچند اساسا هر انسان منصفی که میخواد در باب سیاست حرف بزنه طبیعتا باید همه ی اونا رو دیده باشه وگرنه شاید اصلا شایستگی حرف زدن نداشته باشه چون داده هاش برای حرف زدن بسیار ناقص هست…

    خلاصه کنیم: تنها چیزی که مستمسک دوستان شما شد جیغ و سوت عده ای از مردمی بود که نه به هلهله و شاید برای وهن امام حسین که به شور فراری دادن نیروهای تفنگ به دست سر دادن… هرچیز دیگه ای بود به من نشون بدین…

    فراموش نکنیم: رسانه ما رقص یک زن برهنه رو در کنفرانس برلین سالها پیش که این مسائل خیلی هنوز تابوش نشکسته بود تو تلویزیون نشون داد! یعنی فکر نکنید اگه چیزی داشتن به خاطر رقص بودنش نشون نمی دادن….

    [پاسخ]

    ز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۳۵:

    پاسخ به امیرعلی و ن. خ.
    شما پاسخ دادید اخراج ناظران از سر صندوقها، از شمارش آرا، از اتاق تجمیع، حمله به ستادها در همان روز انتخابات، قطع ارتباطات تلفنی و اینترنتی ستاد ها در همان روز انتخابات، قطع اس ام اس ها، و چه و چه و چه که بر اساس قانون منجرا به ابطال آرا می شود و پیگیری قانونی دارد چه شد؟
    تخلف منجر به ابطال می شود. یعنی چی تعدادش به ۱۱ میلیون نمی رسید؟
    در ضمن، به ۱۱ میلیون لازم نبود برسد. ۶ میلیون را جابجا شده باشد نتیجه عوض می شد (از یکی کم می شود به دیگری اضافه).
    جالب است که به همه چیز فقط ما باید پاسخ بدهیم.

    اینکه چند نفر آدم در یکی از روزهای تظاهرات یک کاری کرده اند که بر خلاف عقاید ما و شماست یعنی باید هر کسی را گرفت به باد کتک و کشت و زندان کرد؟ من نمی دانم قبل و بعد آن هلهله چه بوده. به هر حال به اعتقادات شما توهین شده.
    ولی خب به ما حق بدهید برایمان عجیب باشد وقتی زنان و دختران مردم را توی خیابان به باد کتک می گیرند به اعتقادات شما توهین نمی شود. وقتی مردم بی گناه را تحقیر می کنند و زندانی می کنند. وقتی آدمهای بی گناه کشته می شوند.
    آن همه آدم در هفته های بعد انتخابات در سکوت خیابان ها را پر کردند شما یک کلمه درباره اش حرف نمی زنید فقط تمرکز می کنید روی چند نفری که یک کاری کرده اند و پلیس وظیفه داشته کنترلشان کند به جایش هزینه اش را همه مردمی باید بدهند که دست از پا خطا نکرده اند؟
    یک عده ریخته اند به یک بانکی حمله کرده اند. بسیار بسیار کار اشتباهی کرده اند. این یعنی تمام مردمی که اعتراض دارند مجرمند؟
    پلیس ممکلت نمی تواند سلاح های مملکت رو کنترل کند هی می گوید نیروی خودسر، بعد مردم مسئول هر کاری هر کسی یک روز توی خیابان کرده هستند چون آن روز توی خیابان بوده اند؟نمی شود قانون را انتخابی اجرا کرد. قبول کنید حس عجیبی است که آدم می بیند هیچ نیروی خودسری هیچوقت به دام قانون نمی افتد. نیروی انتظامی هیچ وقت پاسخگو نیست. گارد ضد شورش مواخذه نمی شود.
    قانون فقط برای ضعیف قانون است؟ برای کسی که اسلحه دارد باد هواست؟ برای نیروهای “خودسر” و برای لباس شخصی ها باد هواست؟
    انتظار دارید مردم جلوی تیراندازی از خودشان دفاع نکنند؟ وقتی یک گردان سیاهپوش با باتوم می ریزند سرشان عکس العمل نشان ندهند؟

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۲:

    شما اگه کامنت ها رو درست می خوندی جوابت رو هم میگرفتی.دوستتون اقا مهرداد یه جوابی داد که خیلی جای تامل داره.اونجای که میگه

    اون موقع شما حقیقتا مشکل داری و…
    یه جایی هم میگه اعتراض بچه بازی نیست

    در ضمن چند تا سوال پرسیدم خوشحال میشم جواب شما رو هم بخونیم.
    چند تا کامنت پایین تر برید میبینید.دوستتون عارف هم جواب داده.
    دوباره تاکید میکنم ادعای تقلب ۱۱ میلیونی مدرک و اسنادی میخواد که ۱۱ میلیون بیارزه. تخلف هم با تقلب فرق میکنه.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۵:

    هلهله؟ بازم گفتید هلهله؟

    به خاطر همین فیلمهایی که گذاشتم براتون رو حذف کردید؟

    من وقتی لخت کردن بسیجی رو می بینم مگه دیوونه ام بگم نه لختش نکردن؟

    منتها شما دوست نداری قصه رو از اول ببینی چون به ضررت میشه!

    با استدلال شما بچه های جنگ همه قاتل ان! چون عراقی کشتن؟
    ها؟

    دوست من، براتون فیلم گذاشتم
    نیروی انتظامی و بسیج و دوستان شما وقتی شعار دادن و راهیمایی رو به درگیری میکشونن دیگه خیلی خنده داره که بگن چرا من رو زدید؟ لخت کردید؟ کتک زدید؟ موتور آتیش زدید؟ بله که آتیش میزنن، دوستان شما البته تو خیابون کسی رو لخت نکردند، حوصله نداشتن، ترجیح دادن با گلوله کارش رو تموم کن، بازم این سبزهای لجنی مرام داشتن به لخت کردن قناعت کردن و البته عده ای همونجا هم میگن این کار رو نکنید، یه عده میزنن یه عده مخالفت میکنن چون دقیقا افراد احساسات مختلف و تفکرات مختلف دارن

    یه حرف بی اساس رو به ما من نسبت نده و خودت نبر و ندوز که من پرت و پلا گفتم

    به استناد همون تک فیلم دوستان شما حدود ده یازده صبح درگیری راه انداختن

    دیگه گله از لخت کردن خیلی خنده داره!

    راستی راستی این انکار شما اما برام جالبه! یادتون حضرات نیروی انتظامی میگفتن نه اون ماشین ما نبود از رو جنازه رد شد؟

    هنوز هم میگم اون فیلم بریده شده اس و اون سوت و جیغ اسمش هلهله نیست و جز دوستان شما که در روز عاشورا آدم کشتن کسی به هیچ مقدسی توهین نکرد…

    به ما نمی خواد بگید
    پیش خودتون
    تو دل خودتون اما درک میکنید
    مگه میشه نکنید؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۴:

    قال مهرداد :
    هر کس بهش ظلم شد، اجازه داره در جایی دیگه یک رهگذر رو فقط بخاطر ظاهر بسیجی داشتن، لخت کرده و باهاش فیلم بگیره

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۸:

    در جای دیگه؟؟؟!!!

    یه رهگذر؟؟؟؟!!

    دوست من شما خود بنده رو ببینی فکر میکنی رییس بسیج مسجد محلتونم! کسی هم ما رو کتک نزد! اونم در جای دیگه!!! رهگذر!!!

    لخت کرده و باهاش فیلم بگیره؟؟؟ باهاش؟ یعنی مراسم رسمی فیلم گرفتن درست کنه؟ یعنی تماشاچی دعوت کنه فیلم بگیره مثه این شکارچی های گوزن و شیر؟
    اصراری دارید نوع دیگه ای نشون بدین یه قصه رو؟ یه درگیری که از اون درگیری فیلم هست رو تعبیر میکنید به لخت کردن یه رهگذر به خاطر ظاهرش و فیلم گرفتن یادگاری از اون؟!!

    فمن اعتدی علیکم فعتدوا علیه….. فکر میکردم با این حداقل های قرانی آشنا هستیم همه….

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۳۳:

    مهرداد شما فیلم رو دیدی اصلا؟ لخت مادر زاد کردن رو درگیری دیدی؟ اینه بود واقعاً .
    فمن اعتدی علیکم فعتدوا علیه بمثله معتدی علیه یعنی هرج و مرج و بی‌قانونی؟ یعنی یه رهگذر رو که فقط ظاهر بسیجی داره بجای اون که باتوم زده به سرت بگیری لخت کنی و با دوربین فیلم بگیری ازش؟‌
    یعنی یه مادر و یه فرزند رو درب مهدکودک بکشی چرا؟ چون حجاب داشتن؟ یعنی حسین کبیری رو با ماشین پراید مشکی زیر بگیری به ازای اون که با ماشین زیر گرفته شده؟‌

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۰۲:

    البته که نه! فقط بسیجی ها حق دارن حتی وقتی بهشون ظلمی هم نشده، با ماشین از روی بدن آدم ها رد بشن، کسی را از روی پل به پایین پرت کنن (که این یکی را خودم شاهد بودم)، و در صورت لزوم خشاب گلوله های ساچمه ایشان را توی صورت کسی خالی کنند.
    جان آدم که ارزشی ندارد. فقط بسیجی لخت نماند

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۸:

    ظاهراً در منطق شما اگر یک نفر کاری اشتباه کرد، حق دارید تمامی هم‌ظاهری‌های اون رو لخت مادر زاد کنید !
    البته مثل انسان‌های عهد غار نشینی هم به خودتون حق می‌دید اینجوری روش بریزید فقط به جرم اینکه می‌گه عکس کسی رو زیر ماشین‌ها نذارید
    http://alef.ir/1388/content/view/95864/

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۰۰:

    فقط به جرم اینکه میگه عکس کسی رو زیر ماشین ها نذارید :)

    مثلا مثه اینکه یه روز تو خیابون یه بنده خدا داشته میرفته و عکس یکی رو زیر ماشین ها گذاشته بودن و اون یکی گفته نذارید و بقیه زدنش!

    میگم که شما یقینا با این استدلال هاتون باید بچه های جنگ که هیچ پیامبر و امیرمومنان رو هم آدمکش به حساب بیارید…

    اون بنده خدایی که اینجا کتک میخوره خدا رو شکر زنده اس، هرچند کلا دل آدم میگیره از این صحنه ها که برای مردمش داره رخ میده، اما کاش دوست من اگه میخواستی شماره ای و امتیازی هم حساب کنی امتیاز میدادی! مثه فوتبال: یک هیچ، یک یک، دو یک، دو دو، ده ده، سی سی، بعد میدیدی تو دیگه چیزی نداری بشماری، اما دوستان من همینطوری دارن میشمارن! رسیدن به یه عددی که اگه انصاف وسط بود نه دهنیت ها! اون موقع شاید شما هم با این همه مخالفت در کتک زدن کسی نظراتتون اندکی عوض میشد!!!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۱:

    عزت آدمی در رها کردن جدل است!

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۰۶:۳۹:

    خیلی برای من جالب است که تن برهنه یک بسیجی برای شما این همه گران تمام شده اما خون ریخته شده سایرین نه! واقعا انصاف و عدالتتان را به رخ می کشید!
    کسی اینجا مهر تایید بر حرکت کسانی که لباس بسیجی را در آوردند نزد! من و خیلی از دوستانم این حرکت را اشتباه می دانیم و تا جایی که برایمان مقدور باشد در بین اطافیانمان سعی می کنیم عدم خشونت را ترویج کنیم.
    اما آیا شما هم حاضری کشته شدن ملت بی گناه توسط جماعتی از همین بسیجی ها را زیر سوال ببری و بگویی چرا هیچ احدی در این مملکت پاسخگوی رفتار شنیع اینان نیست؟

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۱۹:

    اگر در مورد یک مثال فرضی صحبت می کنید که همه شرایطش مطابق میل شما تفسیر بشه و نهایتا هم همه معترضین رو برانداز می دونید که من حرفی ندارم.
    اما اگر در مورد شورای حکمیت حرف می زنید که پیشنهادش رو خود آقای موسوی داد، نه اینکه حکومت بده و موسوی قبول نکنه.
    در مورد بازشماری هم آقای موسوی درخواست بازشماری کل آرا با حصور نماینده ها رو داشت. اما گفتند فقط بعضی از صندوق ها رو خودمون بازشماری می کنیم. چه اشکالی پیش می اومد اگر بازشماری کل آرا دوباره انجام می شد در حضور نماینده های هر دو طرف؟
    و اما، شما توی هیچ کدوم از این تاریخ ها احتمالا به خیابون نیومدین یه نگاهی به معترضین بندازید. فرق معترض واقعی با جوگیر از کاری که می کنه معلوم می شه. کسی که داره راه میره و شعار میده معترض عادیه. خانم ها معترض عادی اند. پیرمرد ها و پیرزن ها معترض واقعی اند. اما من چند تا صحنه از باتوم زدن وحشیانه به خانم ها یا پیرمردها دیده باشم خوبه؟ این رو که دیگه برادران حافظ امنیت می تونستن تشخیص بدن که از دست این پیرمرد توی این خیابون فرعی هیچ سو استفاده ای بر نمیاد دوست عزیز. بله قبول دارم به صورت واکنشی ما هم گاهی شعارهای تندی دادیم که درست نبود. اما کسی که برای مقابله با اشک آور اتش روشن می کنه قصدش تخریب اموال عمومی نیست دوست من. قصدش نفس کشیدنه. چرا باید توی خیابونی که مردم توش فقط راه می روند اشک آور زد؟
    من برای حفظ امنیت همین لشکر کشی رو هم که انجام می دادم، کسی رو که راه می ره کتک نمی زدم. بله هرکی دستش به سمت شیشه بانک و ماشینهای مردم می رفت می گرفتم اما به بقیه کاری نداشتم. اشک آور هم نمی زدم. تیر هم شلیک نمی کردم. چه اشکالی به وجود می آمد با این کار مدبرانه من؟ نه دشمنی ایجاد می شد نه امنیت به خطر می افتاد.

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۱۰:

    بنده در این مثال خودم و دوستانم رو خواهان براندازی نخواندم.خواندم؟
    این خود شما بودید که در این مثال من و دوستانم رو برانداز خواندید.
    مثل اینکه الان جای من و شما عوض شده.
    من هنوز جواب سوالم رو نگرفتم.
    کاندیدای دلخواه من خواهان بازشماری کل آرا شده است.برای این هم وقت قانونی برای اعتراض در نظر گرفته شده است منتها کاندیدای من فردای انتخابات خواهان ابطال ان میشود بدون گذراندن حتی مراحل اعتراض قانونی و اجازه تصمیم گیری در مورد پیشنهاد ایشون مبنی بر بازشماری.ادعای ما هم تقلب ۱۱ میلیونی است.ادعای تقلب ۱۱ میلیونی یعنی ارائه سند در حد ادعای ان یعنی ۱۱ میلیون.نه تخلفات.بحث بر سر تقلب است نه تخلف.آن هم ۱۱ میلیون !!!

    در مورد برخورد حافظان جان و مال و امنیت مردم باز هم شما جواب من رو ندادید.چطور میخواهید بین معترضی که جوگیر شده و سو استفاده کننده تفکیک قائل شوید؟
    و ذکر یک نکته که من به عنوان معترض واقعی هیچ عمل جدی ای در مواجهه با سواستفاده کنندگان و معترضانی که جو گیر شدند انجام نمیدهم.

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۳۰:

    :) من هم بودم نمی تونستم بین معترض جوگیر و سوء استفاده کننده فرق بگذارم، در مثالم هم گفتم من به عنوان نیروی امنیتی هر کسی که داشت به اموال عمومی آسیب می زد و شیشه می شکست و .. رو دستگیر می کردم. اما قطعا به کسی تیر نمی زدم. معترضی رو که نه قصد سو استفاده داشت نه جوگیر شده بود رو هم نمی زدم همین. مثل هر تظاهراتی. مگردر ۲۲ بهمن امکان سوء استفاده نیست، مگر نیروی انتظامی برای حفظ امنیت حضور نداره؟ چه دلیلی داره مردم عادی رو در حال راهپیمایی کتک بزنه و بین عابران پیاده اشک آور بزنه؟

    در مورد تقلب هم من یادم نمیاد آقای موسوی عددی گفته باشند، عدد تقلب ۱۱ میلیونی رو من در نمازجمعه شنیدم. تا بررسی نمی شد که نمیشد عدد داد.
    حالا این کاندیدا با جوگیری فرض کنیم داشت جو می داد. ما نمی تونستیم با بازشماری آرا طوری که حداقل رضایی قبولش داشته باشه، نشون بدیم این آقا قصدش خیانته؟
    در ضمن همه این ها گذشته دوست خوبم. الان من سبز بدون قصد براندازی می خوام توی مجلس نماینده داشته باشم. بر اساس وزن جمعیتی ام. اما این حق من ازم سلب شده. برای همین طبق آیات قرآن صدام رو بلند می کنم تا هر انسان باانصافی که می تونه به من در راه رسیدن به حقم کمک کنه صدام رو بشنوه.

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۰۰:

    :)
    ببین عارف بزرگوار
    شما به عنوان مامور امنیتی وقتی بین جمعیت معترض کسی با سلاح گرم ایجاد ناامنی کند و جان مردم رو به خطر بندازه،باهاش چیکار میکنی؟
    یه توضیحی در پایین همین نکته در مورد معترض واقعی و غیرواقعی گفتم.
    در ۲۲ بهمن دوستان شما(طبق فرض بالا من جز معترضین هستم)
    اجازه سواستفاده نمیدهند.چون اگر بین اون همه جمعیت اگر کسی بخواد سواستفاده کنه خود مردم جلوش رو میگیرن .در ضمن ۲۲ بهمن برای دفاع از نظام و تجدید بیعت با ولی فقیه، شما میای راهپیمایی و مطمئنا اون سواستفاده کنندگانی که در جمعیت من و دوستام به عنوان معترض برای ضربه زدن به نظام نفوز میکنند جرات این کار رو ندارند.

    طبق ادعای من که میگم پیروز انتخابات هستیم اختلاف کاندیدای بازنده و برنده ۱۱ میلیون است.مشکل من و شما هم بر سر همین ۱۱ میلیون است که من معتقدم حق کاندیدای من است و شما میگی نه نتایج درست بوده

    اقای رضایی خودش بهتر از همه میدونست که رایش همینه.بیشتر از این خودش رو ضایع نکرد

    طبق عرف و قانون کشوری که داریم توش زندگی میکنیم،یک سری از نماینده های طیف من به عنوان معترض از دید شما امنیت و ارامش کشورم رو تهدید کردند.نشون دادند که به اصل ولایت فقیه به عنوان التزام شرکت در انتخابات و همه موراد قانون اساسی حاضر، پایبند نیستند.شما با این نماینده ها چه میکنید؟
    من هم به عنوان معترض دنبال یک نماینده ای خواهم بود که از من برای رسیدن به اهداف شخصی و قدرت طلبی اش استفاده نکنه.به نماینده ای اعتماد میکنم که شرایط رو طوری نکنه که من بیام و اعتراض کنم و بعد این وسط هم عده ای بیان سواستفاده کنند.نماینده ای که نتونه این پیش بینی رو بکنه که با یک ادعای ثابت نشده چطور مملکت رو چند ماه به ناامنی میکشونه به در من و طیف من نمیخوره

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۳۸:

    از بحث انتخابات ۸۸بگذریم برادر، همه می دونند که آقای احمدی نژاد الان رییس جمهوره ایرانه. والسلام.

    اما نماینده های ما هیچ کدوم نگفتند ما به ولی فقیه ملتزم نیستیم. از موسوی بگیر تا آخر. مثل بحث دوستان شماست که اصرار دارند جنبش سبز براندازه، اصرار دارند کل اصلاح طلبها، سبزها و هر منتقدی به ولی فقیه ملتزم نیست و به همین بهانه راه ورودشون رو به مجلس می بندند. به هرحال من به عنوان بخشی از جامعه تا وقتی حس نکنم می تونم نماینده داشته باشم در حاکمیت، که از طریق مجلس ممکنه، از اعتراض دست بر نمی دارم چون این حق منه طبق قانون اساسی. توقع دارم شما دوستان هم از این حق ما حمایت کنید، باور کنید ماها همه مون کنار هم باشیم بهتره تا روبروی هم.

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۰:

    بذارید نکته اخر رو اینطور توضیح بدم که من به عنوان یک معترض واقعی عمل یا حرکتی انجام نمیدم که اون معترضی که جوگیر شده و اونی که داره سواستفاده میکنه راحت تر توسط پلیس قابل شناسایی باشند.یعنی اونها بین جمع ما وارد میشن و در کنار ما مشغول سنگ پراکنی و شکستن شیشه ها میشن.من به عنوان یک معترض واقعی باید چه کاری انجام بدم که شما بتونی من رو از بقیه تفکیک کنی؟

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۳۱:

    دوست عزیزم، جای بحث بسیاره و من نگرانم که دوستمون آقای صفا از پرحرفی ما برنجن. صمن اینکه متوحه نمی شم پاسخ من به این سوال خاص چه کمکی می کنه، به هر حال برای این که بی ادبانه بحث رو ترک نکرده باشم جواب می دم:
    من نه کنار اون جماعت می ایستم، نه باهاشون همراهی می کنم. اگر ببینم نصیحت فایده داره ازشون خواهش می کنم این کار رو نکنند. بیشتر از این از من بی دفاع آموزش ندیده کاری بر نمیاد. نیروی انتظامی دقیقا به همین دلیل وظیفه حفظ امنیت تجمعات رو داره که از این آشوب ها جلوگیری کنه. شما هم کافیه بایستی و نگاه کنی. تفکیک کسی که داره سنگ می زنه و شیشه می شکنه از کسی که داره راه میره سخت نیست!

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۰۱:

    هدف از پرسیدن این سوال ها و فرضیه ها کاملا مشخص بود.
    تا هر حرفی میشه بحث برخورد با جنبش رو میکشن وسط .
    فکر میکنم پاسخ های شما دلیل برخوردها و مقابله ها رو بیان کرد
    قضاوت به عهده خواننده منصف!
    تشکر از حضورت و البته برخورد محترمانه ات
    موفق باشی

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۵۳:

    دوست عزیز این تجمع و نشست و حضور خیابونی قبل از انتخابات بود چرا کسی کشته نمیشد و درگیری نمیشد؟

    فرض ساده ایه

    پلیس اگه به جای تمرکز بر کشتن مردم سعی کنه امنیت معمولی برقرار کنه خود معترضین بلدن با هرکسی که شلوغ کرد برخورد کنن

    از راه آهن تا تجریش اون همه ادم جمع شد از دماغ کسی خون نیومد!!!

    دوستان شما اگه به معترضین حمله نمیکردن حتی بدون پلیس هم مشکلی رخ نمی داد

    چندبار تکرار کردم: دوستان شما از درگیری سود میبردن، نه ما!

    [پاسخ]

  82. محسن گفت:

    دوستان خواهشا کامنت های بیخودی نذارن تا صفحه بهتر لود بشه

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۱:

    آدم باید اول از خودش شروع کنه. چشم کامنت بیخودی نمیذاریم

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۵:

    خدا خیرت بده

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۲:

    سلام جناب محسن
    ممنون از زنگ تفریحاتون:)))

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۴:

    هییییییییییییی روزگار
    ۴ تا کامنت بسیار ارزشمندن اینا

    ممنون بابت زنگ تفریح به قول م.رضوی بزرگوار

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۹:

    و علیکم و رحمه الله

    یکسال پیش چنین شبایی وبلاگ نابودگر… زود گذشت…. بزرگ شدیم. یکی موزون و یکی ناموزون و یکی هم البته کوچیک شد!

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۹:

    سلام بزرگوار
    توی جمع ما هیچ کس کوچیک نشد.
    هر کس در مسیر خودش رشد کرد و بزرگ شد.
    انتخاب خودمون بود.

    [پاسخ]

  83. محسن گفت:

    ممنون میشم اگه هر کدوم از دوستان چه موافق چه مخالف نفری یه دونه کامنت بیخودی نذارن

    [پاسخ]

  84. مانی گفت:

    خنده‌ام می‌گیره وقتی می‌بینم اون چیزهایی رو که دوست دارن جواب می‌دن ، مابقی رو یوخ !

    اصلا فقط برخی جاهای سایت رو می‌بینن دوستان سبز

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۶:

    به کدوم صحبت توجهی نشده؟
    کدوم نوشتتون بی پاسخ مونده؟!

    [پاسخ]

    ز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۵۸:

    چون شما تمام سوالهای ما را جواب می دهی، و هیچ پرسشی را بی پاسخ نمی گذاری، این اعتراضت به جاست؟
    برای من جالب است که شما هیچ کدام احساس نیاز نمی کند نسبت به کشته شدن و زندانی شدن و کتک خوردن مردم بی گناه موضع بگیرید و اقدام عملی در اعتراض بهش بکنید، و اینجا شده صرفا محل سوال کردن شما و بی توجهیتان به سوال های ما.
    من دوبار تا به حال پرسش هایی را که بی پاسخ گذاشته شده (از بین سوالها خودم فقط) اینجا گذاشته ام. یک بار دیگر این کار را می کنم. و منتظر جواب می مانم تا بحث را ادامه دهم:
    آمریکایی ها هم اعلام کردند که جنبش مردم مصر و بحرین به حق است. اسرائیل هم از مردم لیبی در مقابل قذافی حمایت کرده. آیا این یعنی حتما ریگی به کفش این مردم بوده؟ به نظر شما اینجور استدلال وسیله ای دست این کشور ها نمی دهد که هر وقت هوس کردند جریانی را بکشند، از مخالفش حمایت کنند؟ این حرف حضرت علی که حرف حق را حتی از دشمنت بپذیر پس چه معنایی دارد؟

    موضع شما نسبت به اخراج ناظران موسوی و کروبی از سر صندوقها هنگام رای گیری، از اتاق شمارش آرا، از اتاق تجمیع آرا، قطع اس ام اس ها، قطع ارتباط تلفنی ستاد ها با ناظر ها، و حمله به ستادهای اتخاباتی موسوی، همه در روز انتخابات چیست؟

    بر اساس نظر شما تمام دیکتاتور های تاریخ در تمام دوران حکومتشون غیر از ۱ ماه آخر مقبول اکثریت بوده اند؟ یعنی رضا شاه در تمام دوران حکومتش و محمد رضا شاه تا بهمن ۵۷ حکومتهای مقبول اکثریت بوده اند و تمام کارهایی که کردند در برخورد با مخالفان اشکالی نداشته؟

    چرا شما باید حق داشته باشین راهپیمایی بزگزار کنین برای بیان نظرتون ولی ما نه؟

    [پاسخ]

  85. ایمان گفت:

    بسم الله
    سلام داداش جان
    علی آقا! جان من سرسام نگرفتی این همه ادله چرتو خوندی؟؟؟
    من که همه دوستا به عنوان عاشق بحث و سیاست می شناسنم کم اوردم اساسی. چی میگن اینا؟ خداییش اگه یه کم منطق تو رفتارشون بود تا الان متاسفانه می تونستن به یه چیزهایی برسن.

    شرمنده وارد بحث ها نمی شم. وسط درس ها که سر می زنم منطق اینا رو میبینم اصلا رغبتی پیدا نمی کنم. البته قطعا این اشکال منه.
    دعامون کن حاجی جون . مخلصیم
    صدهاهزار بار شکر که ما از معتقدین به ولایت فقیه هستیم. خدا جونم ممنون.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۸:

    علیکم الســــلام ایمان عزیز
    عین حسی که شما دارید رو من هم دارم …

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۶:

    متاسفانه توجهی به صحبتهای ما نمی کنن
    برای خودشون می برن و میدوزن
    من انتظار داشتم آقای معینی به نقد های شما جواب بدن
    ولی انگار ندادن

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۲۵:

    ممنون که با ندیده گرفتن و بی پاسخ گذاشتن سوالهای ما و بعضی دوستان دیگر، و ادعاهای اینچنینی، به منطق و نظرات مایی که آمده ایم اینجا صحبت کنیم بی احترامی می کنید. ممنون که به جای پاسخ صرفا را با گفتن “جان من سرسام نگرفتی این همه ادله چرتو خوندی؟؟؟” به ما توهین می کنید و بعد هم به جای دعوت یکدیگر به احترام ،با هم موافقت می کنید.
    ممنون که این همه افراد آمدند نوشتند ما حضور شما را قبول داریم شما چرا ما را رد می کنید، و شما جوابهایتان همچنان این است که “یعنی ما فقط دروغ می گیم شما راست می گین”، “یعنی همه مملکت شمایین..”

    ما که دو سال است عادت داریم.
    بیخود گاهی خودمان را امیدوار می کنیم به فضاهای اینچنینی.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۳۰:

    دوست عزیز،‌ یعنی انتظار داری من به عین بیش از ۲۰۰ کامنت پاسخ بدم؟
    یک وبسایت به من نشون بدید که به تک تک کامنت‌هاش جواب میده بعد لطفاً

    ضمناً در انصاف من همین بس که توهین‌ها و فحاشی‌های بسیار رکیک همفکران شما رو جهت نمایش تایید نمی‌کنم،‌ فقط به احترام اینکه بحث شما تحت تاثیر قرار نگیره.
    شما بحثتون اقناع ذهنی من هست یا بیان حرفهایی که همه بخونن و هر کس دوست داشت قبول کنه هر کسی دوست نداشت قبول نکنه …
    یه خورده انصاف لطفا

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۵۹:

    نمی خواد پاسخ بدین
    اما وقتی دوستت میگه “چرت” میتونی تایید نکنی حرفش رو و بهش تذکر بدی! و نشون بدید که معنای گفتگوی دو طرفه رو هرچند مخالف خوب درک میکنید

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۵:

    اگر این یک کلمه شما رو ناراحت کرد، من عذر می‌خوام در مقابل شما هم از دوستانت بخواه اندکی از شدت فحاشی به خواهر و مادر و همسر من کم کنن چون بعید می‌دونم بتونن ترک کنن.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۴:

    کافی بود یه کامنت نیمچه قابل انتشار توهین آمیز منتشر کنید
    تا من رسما از طرف خودم عذر خواهی کنم
    .
    .
    این بحث توهین متاسفانه همیشه و همه جا به صورت دوطرفه هم هست… موضع ماست که در قبالش مهمه
    .
    .
    من چند نمونه فیلم گذاشتم براتون که یه عده فحش میدن و در عین حال یه عده دارن جلوی فحش ها و کتک زدن رقیبی که تا همین چند لحظه پیش با باتوم، سیم و حتی تفنگ و موتور حمله میکرده رو میگیرن…

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۴:

    جناب ناشناس در قسمت کامنتهای وبلاگ آقای معینی درسته که یکی از دوستانتون گفتند آقای صفا معمولا به کامنت ها پاسخ میده ولی نگفته بود به تمام کامنت ها.

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۵:

    نه آقای صفا
    من از شما انتظار ندارم به همه پرسش ها پاسخ دهی. همینکه وقت می گذاری کامنت ها را می خوانی که منتظر کنی هم ممنونم ازتان.

    ولی از شما و دوستانی که اینجا ما را متهم می کنند به بی پاسخ گذاشتن سوالها و بی توجهی، انتظار دارم برای ما و خودتان از یک معیار استفاده کنید. نه اینکه پاسخ ندادن شمابخاطر کمبود وقت باشد پاسخ ندادن ما بخاطر جواب نداشتن. من هم سوال بی پاسخ زیاد دارم. چندین بار هم بدون هیچ توهینی همه را تکرار کردم.
    من فقط تعجب کردم که چرا جواب ندادن به یکی از سوالهای شما از طرف ما نشانه بی توجهی و خود همه بینی است، ولی اگر سوالهای ما بی جواب بماندصرفا بخاطر کمبود وقت شماست.

    کسانی که آمده اند هر جور پیغام توهین آمیزی برای شما گذاشته اند، کار بسیار بسیار خطایی کرده اند. من ذره ای از چنین برخورد هایی دفاع نمی کنم. و به نظرم این کار شرم آور است.

    از شما هم راستش انتظاری ندارم. یعنی اینحا وبلاگ شماست. انتظاری نمی شود داشت. ولی به عنوان صاحبخانه، رسمش نیست وقتی دعوت به صحبت محترمانه کرده اید، به کسی که صحبتهای ما را “ادله چرند”، می خواند بگویید “من هم عین حس شما را دارم.” همانطور که هر کدام از ما اگر توهینی به شما و دوستان بکنیم خطا کرده ایم.

    به نظرم بی انصافی نکردم. فقط خواستم هر دو طرف ماجرا را با یک میزان بسنجیم….

    [پاسخ]

  86. ن.خ گفت:

    گویا تنها کسی که جز خانواده شهدا حساب نمیشود خود شهدا هستند

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۳:

    قبول دارم
    این باعث میشه اسم شهدا از رسم شهدا مهم تر بشه

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۲:

    بله
    در این مملکت رسم پسر نوح بودن خیلی دم دسته
    همه پسر نوح هستن مگر شما رو بخوان!

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۴۲:

    بین سیصد هزار شهید دفاع مقدس خانواده چند سرداری که نامی پر آوازه دارند از جنبش شما حمایت کردند. (که البته شما مثلا شهامت ندارین بگین همسر یونسی وزیر اطلاعات و میگین همسر شهید فلانی)منتها این خانواده ای که به خاطر وجود خود شهید نامی شده و شناخته شده، اتفاقا پشت کرد به محتوا و متن وصیت نامه خود شهید.
    حالا مگر فرقی هم میکند که نوح چه گفت و با توجه به وصیت نوح پسر نوح چه کرده؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۵۰:

    به علاوه
    اگر دغدغه شهدا برای شما وجود داشت از حرف ما چنین برداشتی نمی کردید شاید ناراحت می شدید از این جفا
    این حرف شما مصداق اینه که معترفید خانواده شهدایی که در حیطه جنبش شما قرار می گیرند در جهت خلاف ارزش شهدا عمل می کنن

    میدونین که
    پسر نوح با بدان بنشست….خاندان نبوتش گم شد

    [پاسخ]

  87. دوستِ محسن!! گفت:

    سلام. خسته نباشید جمیعا و رحمه الله!!
    چه خبره اینجا امیر علی؟
    سر گیجه گرفتم از خوندن جوابهای بی در و پیکر این سبزها.
    بحث با سبزها هیچ وقت به نتیجه نمیرسه.
    یه جمله هم شخصی بگم؟
    آقا محسن خوبی شما؟

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۱۵:

    سلام. سریعا خودافشایی کنید وگرنه با تسلطی که به علوم غریبه داریم افشایتان می کنیم

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۳۱:

    جناب دوست محسن!!
    دوستتون تذکر دادند کامنت بیخودی نگذارید که صفحه بهتر لود شه:)))

    اعتراف می کنم که به شدت دلم تنگ شده بود برای کامنتهای این جناب ناپیدا:)

    [پاسخ]

  88. یه ایرانی گفت:

    آقا حالا وسط این قیل و قال ها و توهین های ایرانی ها به هم دیگر، یکی این سوال منو جواب بده:
    چرا انتخابات کامپیوتری انجام نشد؟ با این همه پیشرفت تکنولوژی؟
    دیگه از سهمیه بندی بنزین و کارت بنزین و واریز یارانه ها و … که سخت تر نبود تازه با کارت ملّی امکان تقلّب هم خیلی کم و غیر قابل اصطکاک میشد…
    هر چه میکشیم از غیر حرفه ای عمل کردنمونه،
    چلیس غیر حرفه ای دولت غیر حرفه ای، و …
    این لینک جالبیه از سرنوشت تجربه انتخابات رایانه ای در ایران…
    http://www.magiran.com/official/5370/view.asp?ID=620323

    [پاسخ]

  89. سعید حقی گفت:

    سلام
    شما که اینقدر به پشتوانه مردمی حکومت اطمینان دارید چرا از راهپیمایی آزادانه طرفداران جنبش سبز جمایت نمی کنید یا اندک بودنشان آشکار شود؟ تا سیه روش شود هر که در او غش باشد.

    ۲) استناد می کنید که چون جنایت های حکومت در ایران منجر به فیام عمومی و سرنگونی نشده پس این ادعاها نادرستند. می پرسم حتما در بحرین و عربستان هم جنایتی نشده چون مردم که دیگر در خیابانها نیستند و حکومتشان هم سرنگون نشده?

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۰۲:

    بسیاری فکر میکنند که مصر یک شبه انقلاب کرد!!

    مصری ها سالهاست که درگیری دارند، مصری ها در اواخر دهه هشتاد درگیری داشتند، در دهه نود حداقل دو درگیری داشتند از جنس اعتراض ، قصه ی درگیری های مصر سابقه طولانی دارد

    شاید چیزی شبیه انقلاب خود ما در ۵۷

    دوستان متاسفانه از موضع منفی ِ قدرت حرف میزنند! یک جورهایی تفنگشان را به رخ معترضین میکشند!

    [پاسخ]

  90. سعید حقی گفت:

    سلام محدد
    گفته اید که اسراییل از جنبش سبز حمایت کرده و اینرا دلیلی بر ناحق بودن حنبش سبز گرقته اید. صرف نظر از درستی اید ادعا میپرسم که با منطق شما پس تعریف اهل سنت ار امامان شیعه هم دلیلی بر ناحق بودن امامان است؟

    [پاسخ]

  91. کیان گفت:

    شما با یک جمله “من منطقی هستم و شما خیر” نقد های جالب و خارج از چارچوب به سئوالات و توهین آمیز می دهید
    ۱) انصاف را رعایت کنید
    ۲)به دیگران که در خط فکری شما نیستند احترام بگذارید

    [پاسخ]

  92. فطرس ملک گفت:

    سلام جناب صفا

    واااااااااااای اینجا چه خبره
    چند روز غیبت داشتم ۳ تا پست با حدود ۴۰۰ کامنت
    حالا چند روز طول میکشه کامنتارو بخونم :cry:
    از صبح فقط یک پست را خوندم با حدود ۵۰ تا کامنت
    باید همه کارارو زمین بذارم و برم سراغ کامنت خونی
    :cry:

    [پاسخ]

  93. بابک گفت:

    و همچنان که ما سبز ها سرگرم بی بصیرتی و افکار چرتمان بودیم هدی صابر هم مرده شد .
    عکس العمل از سر بصیرت :
    ۱_ از کجا معلوم ؟
    ۲_ ضمن محکوم کردن این گونه حرکت ها …

    [پاسخ]

  94. ن.خ گفت:

    سلام
    دوستان محترم در جنبش سبز
    لطفا تکلیف خودتون رو مشخص کنید و خواهشا شفاف جواب بدید.آسمون و ریسمون نبافید.

    ۱-جمهوری ایرانی یا جمهوری اسلامی؟

    ۲–ملاک خانواده شهید است یا وصیت نامه شهید؟

    ۳-بالاخره ولایت فقیه رو قبول دارید یا خیر؟ چون بعضی گفتند که طبق قانون اساسی ولایت فقیه رو قبول داریم ولی بعضی هم گفتند که خیر قبول نداریم

    ۴-چرا موسوی شب قبل از انتخابات و حتی قبل از تبریک آقای خامنه ای اعلام کرد که پیروز انتخابات است؟

    ۵-اگر تلفن ها و اسم ام اس ها قطع بود ایشون چطور شب انتخابات به این نتیجه رسیدند که پیروز هستند؟چطور هنوز شمارش شروع نشده از ارا سراسر کشور مطلع شدند و خودشون رو برنده اعلام کردند؟

    ۶-چرا اجازه دادی عده ای از احساسات پاک و اعتراضات شما سواستفاده کنند و دست به آشوب و اغتشاش بزنند؟چرا شما که خودتون رومعترض واقعی میدونید با اونها برخورد جدی نکردید؟

    ۷-انتخابات سال ۸۴ که اقای کروبی و هاشمی معتقد بودند که تقلب شده و دولت اصلاحات و وزارت کشوری که در همین دوره اخیر با شما بودند مسئول برگزاری ان بود ، چرا اعتراضی نداشتید؟

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۵۴:

    ۱- جمهوری اسلامی، تا زمانی که اکثر مردم ایران خواستار همین نظام باشند. (به نظر شخصی من شرکت مردم تا سال ۸۸ در انتخابات ها نشون میده خواستار همین نظام هستند، با وجود این هر وقت اکثریت مردم هم این حکومت رو نخوان طبق همین قانون اساسی فعلی در صورت اجرای کامل، می تونند نظرشون رو به عمل برسونند.)

    ۲-هیچ کدام. هیچ شخصی ملاک نیست. ملاک ما بر اساس گفته علی (ع)، حقه. در دست هرکس که باشد.

    ۳-ما ملتزم به قانون اساسی هستیم. یعنی صرف نظر از عقاید، به قانون اساسی عمل می کنیم. بنابراین مطابق قانون فعلی به ولایت فقیه هم ملتزم هستیم. اگرچه عقاید متعددی در این مورد در جنبش وجود داره اما التزام عملی به قانون اساسی از اصول جنبش سبزه.

    ۴،۵: ما سبز هستیم، اما سخنگوی آقای موسوی که نیستیم. این سوالات شما رو ایشون یا نماینده شون باید فرصت داشته باشند و پاسخ بدهند.

    ۶- من اجازه ندادم کسی با احساسات من دست به آشوب بزنه. متوجه منظورتون از این سوال نمی شم. ما راهپیمایی کردیم، و حفظ امنیت هر نوع راهپیمایی (از جمله ۲۲ بهمن، ۹ دی، تجمعات جلوی سفارت ها و…)بر عهده نیروی انتظامیه. اگر سو استفاده یا آشوبی صورت گرفته پلیس باید باهاش برخورد می کرد. برخورد هم به معنی تیراندازی در خیابان، باتوم زدن به رهگذران و پرتاب اشک آور نیست.

    ۷- چون در جامعه بودم و احساس می کردم این آقایون اونقدر رای نداشتند که تقلب تاثیر شگفتی ایجاد کرده باشه. اما در سال ۸۸ بر اساس مشاهداتی مشابه همون که ۸۴ داشتم حس می کردم آقای موسوی بیشتر از این رای داشته ( هیچ عددی رو هم نمی دونم.). مشکوک بودم اما هیچوقت مطمئن نیستم به تقلب و ابعادش. و ناراضی ام البته، که نمی تونم جلوی سودجویان و فرصت طلبان خارحی با قاطعیت بایستم و بگم انتخابات ما با شفافیت کامل برگزار شد. در حالی که با برخورد کمی مدبرانه نظام امروز خود ما می تونستیم جلوی اون ها بایستیم و فرصت طلبی شون رو مهار کنیم.

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۵۰:

    عارف بزرگوار!
    در مورد اول که من و شما با هم اختلافی نداریم ولی گویا باقی دوستانتان به حرف شما اعتقاد ندارند.

    سوال دوم رو پیرو بحث هایی که در همین پست در رابطه با وصیت شهدا و خانواده شهید شده بود پرسیدم.

    در مورد سوال سوم هم مشکلی بین ما نیست.چون ما هم معتقد به همه اصول قانون اساسی هستیم منتها دوستان شما در جنبش در این موضوع با شما تفاهم ندارند.(اجرای همه اصول قانون اساسی که تکلیف ولی فقیه رو هم مشخص کرده)

    در مورد سوال ۶ من و شما مفصل در کامنتهای بالاتر بحث کردیم و توضیحات لازم داده شد.بیشتر می خواستم پاسخ دوستان دیگرتون رو بشنوم

    در مورد سوال ۴ و ۵ هم بسی نشاط رفت.فکر کنم نیاز به توضیح نباشه.البته اگر دوستان شما هم در این دو سوال همچین نظری داشته باشند که …

    در مورد سوال اخر که الحمدالله یک نفر هم پیدا شد که بگه شک داره و مطمئن نیست که تقلب شده.من هم طبق مشاهداتی که داشتم معتقدم تقلبی صورت نگرفته و برنده واقعی اعلام شد.اما دوست عزیز مشاهدات من و شما محدود است و نمیشه به کل کشور تعمیم داد. در مورد برخورد مدبرانه تر نظام تا حدودی با شما موافقم ولی مطمئن باشید اگر کاملا کاملا کاملا مدبرانه هم عمل میشد اوضاع همون بود

    راستی عارف بزرگوار در جنبش سبز چه چیز متمایزی دیدید که خودتون رو جز این جنبش میدونید؟

    البته خیلی دلم میخواست جواب دوستان شما رو هم بدونم

    [پاسخ]

    عارف پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۲:

    دوست عزیزم در مورد سوال ۴ و ۵ خوشحالم که شاد شدید :دی ولی برای نامه تبریک رهبر در ۲۳ خرداد من هیچوقت از شما جواب نمی خوام که چرا ایشون نامه رو داد، به همین جهت خودم رو هم سخنگوی موسوی نو همه آنچه که کرده نمی دونم. من در منشور جنبش سبز و بیانیه های ایشون باهاش اتحاد نظر دارم.

    در مورد سوال سوم هم موسوی، هم متن منشور همین حرف من رو ذکر کرده. جنبش هم حول منشور تعریف می شه پس نظر جنبش اینه، نظر هر فردی به خودش مربوطه.

    اما در جنبش سبز چه می بینم. خیلی جواب می شه داد به این سوال.

    اما به طور خلاصه اولی ترین دلیل من، حمایت جنبش سبز از برگزاری انتخابات آزاد، و اصلاح طلبانه بودن جنبشه. وگرنه خارج نشین با ادعای دموکراسی و آزادی و ..کم نیست. اما من اعتقاد دارم ایران رو باید ایرانیان داخلی بسازند و جنبش سبز و حامیان موسوی در انتخابات رو افرادی می دیدم که از داخل به آزادی انتخابات، آزادی بیان و البته آزادی پس از بیان، حق بیان عقاید مخالف و امثال این معتقدند در حالی که در جناح مقابل این رو نمی بینم.
    همین جا من چند بار اعلام کردم خواسته ما داشتن نماینده در مجلسه، چه جنبش اصلاح طلبی در درون کشور به جز جنبش سبز هست که این حق رو برای من به رسمیت بشناسه؟

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۶:

    البته ناگفته نماند که پیام تبریک بعد از شمارش آرا بود نه شب انتخابات و قبل از شمارش آرا !!!!

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۳۳:

    بعد از شمارش ارا و قبل از تایید صحت انتخابات از طرف شورای نگهبان
    این تبریک یعنی نظر من بالاتر از نظر شورای نگهبان است و من یک انسان فراقانونی هستم

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۳۳:

    و البته اعلام پیروزی در شب انتخابات و قبل از شمارش آرا یعنی من علم غیب دارم و اینا دیگه!!!!!!!!
    چشم بصیرت میخواست که گویا اقای موسوی داشتند و خودشون رو برنده اعلام کردند :D
    منتها نمیدونم چرا چشم بصیرت و علم غیبش به کمکش نیومد که بعد اون رو هم جمع و جور کنه.

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۴۳:

    آقا بابک نظرت در مورد سوالهای ۴ و ۵و ۶ و ۷ چیه؟

    [پاسخ]

    یه ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۵۹:

    ۱٫ جمهوری مردمی / اسلامی یا ایرانی مهم نیست
    ۲٫ ملاک هردوی آنهاست، جه بسا اگر شهدا الان زنده بودند مواضعشان دچار تغییر میشد. مگر نمیگویید میرحسین تغییر کرده؟ از نخست وزیر محبوب امام به فتنه گر پلشت تغییر یافته؟ شهدا هم جائزالتغییر بودند.
    ۳٫ جوابش در اصل منوط به شماره ۱٫ میشود، ولی اگر منظور در این لحظه و با این مختصّات هست، خیر
    ۴٫ این سوال رو باید از خود ایشان یا موکّل قانونیشون بپرسید.
    ۵٫ ایضاً
    ۶٫ شما چرا اجازه میدی عدّه ای از احساسات پاکت استفاده کنن یه سری رو بکشن یا بزنن یا بهشون توهین کنن، معمولاً در ابعاد بزرگ هزارانی یا ملیونی، هر طیفی حضور داره. مهم اینه که آدم بتونه تفکیک کنه، و همه رو با یه چوب نزنه. لا ضاربوا العامّه مع الجوب الواحد یا اخوی.ن شو
    ۷٫ من دلایل شخصی دارم براش، چون در اون سال رای ندادم و هیچ کدام رو واجد شرایط نمیدونستم. ولی اون سال تقلّبی هم اگر بوده ناچیز بوده چون رایها نزدیک بودن همه حول و حوش ۴-۵ ملیون، ولی این دوره تقلّب چندین ملیونی بوده.

    [پاسخ]

    یه ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۶:

    ***حالا یه نکته ای بگم، خیلیا میگن چرا مردم هی میگن ما متمئنیم تقلّب شده خیلی تابلوئه.
    ببینید دو خرداد من یادمه همین جو در جامعه بود همه میگفتن با این شور و حال خاتمی با اکثریت آرا انتخاب میشه، چون مردم میدیدن همه جا بحثش بود از فامیلاشون تو شهرستانا میشنیدن، شور بود شعف بود، حسّ آزادی دوباره بود، خودم چه شبایی که نمیخوابیدم و رو پوسترهای ناطق دوباره پوسترهای خاتمی میچسبوندم، همه بودن همه جا میشنیدی حس میکردی، ورد زبونها هم بود خدا کنه تقلب نکنن خاتمی بتونه انتخاب بشه، ترس از تقلب رو وقتی احساس میکنی وقتی که می فهمی طرف چقدر محبوبه و بدون تقلب به راحتی انتخاب میشه،… میر حسین همه جا بود، بسیجی، مذهبی، ملی، سکولار، لاییک، بچه سوسول، روشنفکر، بقال، کارگر، فقیر، پولدار، دانشجو، حوزوی، از همه میشنیدی، حجم خیلی زیاد بود، باور نکردنی بود، شهرستانا چه غوغایی بود ، شناسنامه سفیدا …
    همون جو به هیچ وجه ۸۴ نبود ولی ۸۸ بود، خیلی بیشترم بود این دفعه، میر حسین همه جا بود، بسیجی، مذهبی، ملی، سکولار، لاییک، بچه سوسول، روشنفکر، بقال، کارگر، فقیر، پولدار، دانشجو، حوزوی، از همه میشنیدی، حجم خیلی زیاد بود، باور نکردنی بود، شهرستانا چه غوغایی بود ، شناسنامه سفیدا …
    ۲۳ خرداد همه مطمئن بودن تقلب شده، …
    تقلب شد اعتراض شد به شدت سرکوب شد
    این است سرنوشت محتوم ما جهان سومیها
    خدا به خیر کنه انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری رو که حالا متحدین سابق هم هر کدوم در صدد تقلبند و این دور باطل ادامه داره…

    [پاسخ]

    یه ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۱:

    —– تصحیح:
    آخر شماره ۶ اضافیست: ن شو
    پست دوم به خاطر عدم تسلط به کیبورد فارسی: مطمئنیم درسته

    [پاسخ]

  95. عارف گفت:

    آقای صفا با تشکر فراوان از این پیشنهاد قشنگ و مدبرانه در اوضاع نابسامان کنونی،

    به هر حال شما صاحبخونه اینجایید. هر وقت احساس کردید داریم خیلی سرتون رو درد میاریم اعلام کنید ما هم جمع می کنیم و مزاحم شما نخواهیم شد.

    ارادت قلبی من رو هم به خودتون صمیمانه بپذیرید!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۰۶:

    تشکر عارف جان.
    فقط بپذیر که یک روزه و یک شبه نمیشه.
    در خلال پست‌های بعدی وبلاگ هم میشه حرف زد و این یه فرایند و روند باشه نه یه حرکت تهاجمی و تدافعی.

    [پاسخ]

  96. سعید گفت:

    سلام
    فردا امتحان دارم ولی به خاطر شما دوست عزیز چند سطری بنویسم.باور کنی یا نه من خیلی وقته چیزی ننوشتم.نیازی هم نیست برای شما از جنبش سبز دفاع کرد.ولی من فقط به خاطر شما نوشتم چون دوست دارم تو هم سبز باشی.
    ج۱)
    من که …. جنبش سبز هم نیستم ولی جونم برات بگه که جنبش سبز که یه حزبی چیزی نیست یه آدم هایی هست مثل خودت که به وضع موجود اعتراض داشتن و دارن و نکته ی مهم اینکه با وجود نظرات و ایدیولوژی های مختلف پذیرفتن که به رای اکثریت سر خم کنن.
    تنها کسانی که به رای اکثریت قائل نیستن و میگن تنها ایدئولوژی ما درسته و باید حاکم باشه سبز نیستن.بقیه همه سبزن.
    خب فکر کن شاید شما هم سبز باشی.
    میرحسین که نگفت اسرائیل خوبه یا از این حرف ها گفت که ما باید به ملت خودمون برسیم.گفت چراغی که به خانه رواست به مجلس حرامه.
    در همین جا میگم از طرف خودم اسرائیل چیز بدیه ما حمایتت رو نمی خوایم ای اسرائیل بد نامرد دزد تروریست.خوبه؟
    راستش ما هر کدوم نظر خودمون رو داریم و نظرمون هم مهمه.چشممون به دهن رئیسمون نیست اون چی میگه.افتاد عزیز؟
    میرحسین و افرادی مثل بنده امام رو قبول داریم و از میرحسین عاشق تر امام سراغ داری؟ به نظر من اکثریت هیچ مشکلی با امام و ولی فقیه ندارن.ولی هستن کسانی هم که مشکل دارن نظرشون هم محترمه و متاسفانه شما دارید با کارهاتون زیادشون می کنید.همه جوره داریم.نظر غالب میخوای زمینه انتخابات آزاد فراهم کن.
    کلا از ذهنت در بیار که نظرات متفاوت بده اتفاقا خیلی چیز خوبیه ولی تا وقتی که به اکثریت همه احترام بذارن.

    [پاسخ]

  97. سعید گفت:

    فرایند انتخابات در ایران از ابتدا هم مشکل داشت.عدم نظارت مستقل و رد صلاحیت های گسترده از مشکلات جدی انتخابات بود.و از سوی اصلاح طلب ها گوشزد شد.که آقا شخصا فرمودن که مشکلی ایجاد نمیشه.همیشه بر سر شرکت وتحریم انتخابات بحث بوده بین اصلاح طلب ها و به نظر اکثر دوستان باید شرکت می شد در انتخابات ۸۸ که شد.
    من از روش شما که تا چیزی میشه خودتون رو با امام علی مقایسه می کنید مثال می زنید خوشم نمیاد وگرنه می گفتم مگه امام حسین (ع) نمی دونست که علی اصغر رو تیر به گردنش می زنن و رقیه سه سالش رو روی خار میدونن؟پس چرا به کربلا رفت؟
    به نظر میرسه که شرکت میرحسین بهتر از تحریم انتخابات بود در اون مقطع.حالا غصه هم نخورین بعدی شرکت نمی کنیم.تازه آقا دوستمون نداره راهمون نمیده.

    [پاسخ]

  98. سعید گفت:

    ج۲)
    فرایند انتخابات در ایران از ابتدا هم مشکل داشت.عدم نظارت مستقل و رد صلاحیت های گسترده از مشکلات جدی انتخابات بود.و از سوی اصلاح طلب ها گوشزد شد.که آقا شخصا فرمودن که مشکلی ایجاد نمیشه.همیشه بر سر شرکت وتحریم انتخابات بحث بوده بین اصلاح طلب ها و به نظر اکثر دوستان باید شرکت می شد در انتخابات ۸۸ که شد.
    من از روش شما که تا چیزی میشه خودتون رو با امام علی مقایسه می کنید مثال می زنید خوشم نمیاد وگرنه می گفتم مگه امام حسین (ع) نمی دونست که علی اصغر رو تیر به گردنش می زنن و رقیه سه سالش رو روی خار میدونن؟پس چرا به کربلا رفت؟
    به نظر میرسه که شرکت میرحسین بهتر از تحریم انتخابات بود در اون مقطع.حالا غصه هم نخورین بعدی شرکت نمی کنیم.تازه آقا دوستمون نداره راهمون نمیده.

    [پاسخ]

  99. سعید گفت:

    یادمه زمان خاتمی همه میگفتن اقتصاد ولی الآن دیگه کسی توی فکر بچه های روستایی وگرسنه نیست دیگه.دیگه کسی فریاد وا مصیبتا سرنمیده.وضع موجود خیلی بده.رجوع کن به نامه های اقتصاد دانان به احمدی در سه سال اول دوره قبل.گفتم من چیز جنبش هم نیستم ولی به عنوان یه انسانی که توی شهرستان زندگی می کنه بهت بگم زمان خاتمی به نسبت اینکه ۱۰ سال پیش بود هم کارها حساب کتاب بیشتر و بهتری داشت هم پیشرفت احساس می شد.الآن ما ازپس گرد وخاک هم بر نمی آییم دوست عزیز.ملت خفه شدن با خاک ها.همش ادعا می کنه دولت برو اسفالت خیابون ها رو ببین.سر دلمون رو باز نکن.ما سکوتیم فعلا.
    میگم مگه ما میگیم حالا زمان خاتمی خوب بوده یا چی؟میگیم این خیلی ناجوره.نظرات علمی و کارشناسانه بیاد سر کار.این که اصلا همین جوری الکی الکی صبح یه تصمیم عصر یه تصمیم دیگه اس.ماشا الله مشایی واره

    [پاسخ]

  100. سعید گفت:

    ما دوست نداریم بهم بریزه ولی شما انگار بدت نمیاد داداش؟هان؟
    احساس کردم واقعا می بینی که کم نیستن سبزها ولی واقعا برات سواله پس چرا کاری نمی کنن.خب اول برات بگم که سبز همه جوره داریم اکثرا خودمونیم.خیلی هامون مسجد رفتیم.خیلی هامون برادر یا اقوام شهید داره.خیلی هامون بچه مسلمون.معتقد.شما ببین شهید روح الامینی رو.خیلی هامون هنوز توی ته دلمون آقا رو میخوایم ولی دیگه نمیگیم دیگه.
    شما جریان ۲۵ خرداد ۸۸ رو می دونی احتمالا.اون همه جمعیت.ولی بعد از سخنرانی آقا توی نماز جماعت تعداد کمتر شد.چون ملت اون وقت فقط میخواستن احمدی بره.میگفتن که ما این رو نخواستیم. پس می بینی که خیلی ها عزت گذاشتن.شما مطمئن باش اگه آقا نبود بنه ی خیلی چیزها الآن کنده بود رفته بود پی کارش.گفتم که البته این پیش رونده اس.یه زمانی آقا خودشون رو سپر ایشون کردن.یه زمانی برای نفی حضور سبزها از محرم و امام حسین مایه گذاشته شد و حالا که رفتارهای کسانی که خودشون رو به دین و حکومت پیوند زدن کار رو به جایی رسونده که خیلی از جوون ها از دین گریزان شدن.تا کجا باید برای ادامه خودمون از دین وهمه چی خرج کنیم؟
    البته که بعضی ها چقدر هم نمک نشناس هستن.وجدانا این احمدی چقدر روش هست؟

    [پاسخ]

  101. سعید گفت:

    ج۵ )
    من رو ببخش که نظرم رو راحت میگم من توی شهرمون از محل این راهپیمایی ۹ دی که داشتم رد میشدم بلندگوهای بزرگ رو روی ماشین های یه ارگان دولتی آماده از ۲ ساعت پیش دیدم.در ضمن خیلی از کسایی که شرکت کردن برای حتک حرمت روز عاشورا بود که گفتین انجام شده بوده.حقیقتش من برای تظاهرات سبزها خیلی بیشتر از راهپیمایی شما احترام قائلم.ضمن اینکه بنده به تظاهرات و راهپیمایی اعتقادی ندارم.خوبه ولی نشون دهنده ی چیزی نیست.واسه همین هم هیچ وقت توی راهپیمایی سبزها شرکت نکردم.ازتون دعوت می کنم که شما هم به مایی بپیوندی که خواستار برگزاری یه رفراندوم هستیم البته با نظارت کافی و بین المللی.آقا این همه هزینه واسه چی؟یه بار دیگه یه آری یا نه بذارید.خیال هم ما هم خودتون رو راحت کنین.

    [پاسخ]

  102. کیان گفت:

    چرا کامنت ها رو حذف می کنید؟
    ظاهرا خیلی منطق دارید؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۳۵:

    آقای کیان، حالت خوبه؟ خوشی ؟ سلامتی؟
    الان بالای ۲۰۰ تا کامنت رو نمی‌بینی؟

    [پاسخ]

    کیان پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۵۲:

    عجب جواب منطقی دادی:
    می گم چرا کامنت رو حذف می کنی؟
    می گی این کامنت هارو نمی بینی؟
    چه منطق جالبی

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۳۳:

    دوباره هم می‌گم ، کامنت‌ها رو ندیدی/ یعنی اون همه حرف زده شد مشکلی نبود، فقط یه حرف شما مشکل ساز می‌شد؟
    خوب یه خورده باخودت فکر کن، شاید حذفی در کار نبوده و صرفاً یه مشکل وردپرس کامنت از بین رفته باشه. من که اگر بنای بر حذف داشتم چرا اینهمه رو تایید کردم ؟
    التبه برخی از شما‌ها دیگه شورش رو درآوردین. آدم یاد اون منشی سریال “ساختمان پزشکان” میوفته.

    [پاسخ]

    کیان پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۳:

    شورشو در اوردین یعنی چی؟
    این هم جزو منطقت هست؟
    برای اینکه توهین کنی متوسل به سریال می شی؟
    البته بنده نه تلویزیون نگاه می کنم نه ماهواره
    فقط فکر کردم جائی داره یک بحث منطقی شروع می شه
    البته شروعش خوب بود ولی باز شد یه چیز دیگه
    فقط امیدوارم مردم بتونن باهم حرف بزنن نه همدیگر رو بزنن

    [پاسخ]

  103. یکی گفت:

    آقای صفا

    فکر می کردم در اینجا فضایی به جز صدا و سیما حاکم است. نظری گذاشتم مبنی بر اینکه به یکی از سوالات شما وبلاگی جوابی داده است و در ادامه سوال دیگری پرسیدم که حتی” و ” اول آن مشخص کننده آن است. از چه ترسیدید؟

    که این جماعت که در حال بحثند با خواندن آن مطلب شاید نظرشان عوض شد؟

    باز هم این لینک را می گذارم….

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۶:

    دوست عزیز شما همیشه اینقدر بی انصاف هستید؟
    یعنی اینهمه حرف را تایید کردم مشکلی نبود، مانده بود همین یک لینک شما از وبلاگ “مجمع دیوانگان” که با آن مشکل داشته باشم؟
    لازمه هزار بار توضیح بدم لینک دراز نذارید چون باعث بهم ریختن قالب سایت میشه؟ همون لینک رو با استفاده از ابزار کوتاه کنید و بزارید ببینید تایید میشه یا نه؟ جداً در عجبم از شما که اینقدر بد قضاوت می‌کنید .

    [پاسخ]

    یکی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۴۹:

    بی توجهی از من بود

    عذر می خوام

    [پاسخ]

  104. خورشید شاه گفت:

    تمام شب مطالب را پیگیری کردم.چند نکته نظرم را جلب کرد : جناب صفای بزرگوار ضمن شناختن قدر و منزلت اقدام مبارک شما مبنی به باز کردن در بروی مخالف و نشر افکار مختلف که فی النفسه فضیلتیست و بلقوه امکان گشایش در ان است ، گله ای دوستانه دارم: مخاطب اصلی شما درین مبحث جناب معینیست الالخصوص که در بخش نظرات کمتر دخالت کرده و فضای سخن را برای دوستان نهادید . در نتیجه بندۀ مخاطب انتظار داشتم شما را بیشتر در جایگاه قاضی و ناظر بیطرف ببینم . والله اعلم بالصواب

    دو اینکه برای جلوگیری از پراکندگیِ بحث پیشنهاد بنده این است که دوستان مواضع را جداگانه و ریشه ای جلو ببرند و از روش بازگشت مداوم به صورت مسأله استفاده کنند ، که این کار از تکرار و ملال و تیرگی میکاهد و منطقِ هر کس را (گاه حتی برای خود نویسنده) روشن میسازد. نیازی نیست هر چه درد در دل داریم بر سر هم بکوبیم ، نیازی نیست در نتیجۀ گفت و گو لاجرم دیدگاه کسی پیروز میدان باشد . پیروزی از ان کسیست که حتی شاید بر نظر خویش استوارتر گردد . من ارزو دارم نظر مخالفم به شیرینی بر من بچربد تا نظر من به تلخی بر او.انگه چیزی نکو یافته ام: حلاوت او نصیبی نیز برای من دارد.

    از عارف و مخصوصا مهرداد عزیز به خاطر پیگیری پر حوصله منتهای امتنان را دارم.
    همچنین از شیوۀ ی بزرگوار بسیار لذت بردم و ان را بیشتر مطابق با اصول ایجاز و استدلال یافتم.

    خداوندگارا ارواح ما را ساعد بفرما افکار ما را صافی بگردان و به نور جلی خویش جان ما بستان آمین

    [پاسخ]

    خورشید شاه پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۱۴:

    در خط اخر منظور دوست عزیز ز میباشند که نامشان از قلم افتاد.

    [پاسخ]

  105. بابک گفت:

    جنبش سبز بخشی از جنبش اعتراضی ایران است
    پدر بزرگ من نمیدونه جنبش سبز چیه ولی به حکومت معتزضه
    ببینید ما یک حکومت می خواهیم عین ترکیه که حزب سکولار با حزب اسلامی با هم رقیب باشن
    ا

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۸:

    دوست من و بابابزرگش هم یه حکومت می‌خوان عین زمان رضاشاه.

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۹:

    جواب قشنگی دادی
    نمی دونم هدف شما ها چیه
    ما صبر می کنیم و صبر می کنیم
    بلاخره تو این مملکت انتخابات برگزار میشه
    من تا الان تو تمام انتخاباته شرکت کردم ولی دیگه شرکت نمی کنم
    می خوام ببینم وقتی اون ۸۵ درصدی که شما بهش افتخار می کنین
    به چند درصد میرسه ۶۰ درصد ۵۰ درصد….
    از بابت تقلب هم خیالم راحته چون دوستان شما تو مجلس میگن
    نباید بزاریم تقلب بشه دارن از همین حالا کمیته تشکیل میدن و…

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۵۲:

    چرا وقتی حرف از دفاع از نظام میشه بعضی ها فکر میکنند اینجا مدینه فاضله ایه که اصلا مشکل نداره؟

    [پاسخ]

  106. سلام آقا امیرعلی
    من نمیدونم این آقایون طرفدار جنبش سبز احساس میکنن ما نمیفهمیم؟؟؟؟
    یه جوری میگن جنایت و برخورد بد که انگار خودشون هیچ کاری نکردن
    آقای صفا چرا اسامی شهدای بسیجو اعلام نمیکنید؟البته حداقل سه برابر اعلام رسمیه
    آقایون یادشون رفته آتیش زدن مسجد لولاگر رو
    حمله به حوزه ۱۱۷ نینوا رو و تلاش برای خلع سلاح کردن رو
    ۲۵ بهمن خود سبزی ها تو وبلاگاشون از جنایاتشون حرف زدن برید بخونید
    یکی از رفقا ی خودمون رو با نارنجک زدن تو صورتش شهید شد تو میدون امام حسن مجتبی. امیرحسین صابری

    [پاسخ]

  107. کدوم تقلب؟ انقدر به خودتون القا کردید تقلب که خودتونم باورتون شده؟ مثل قضیه تجاوز کروبی بود که انقدر گفته بود باورش شده بود
    آقای صفا میدونید چرا اغتشاش اینا زود تموم شد؟
    یه دلیل ساده داره چون اکثرشون برای تفریح میومدن
    میشناسم که این. میگم
    به آقایون میگی چرا اسرائیل و آمریکا از شما حمایت میکنه میگن چرا شما از حماس حمایت میکنید جالبه
    جالبه آقایون من پدرم کارمنده ولی واسه راهپیمایی یادم نمیاد به من گفته باشه تو ادارمون زور بوده باشه
    اینا یه سری نظر شاذه مثل ساندیس و چلو و مرغ وامثالهم
    یکم فضای اطرافتتون رو بیشتر ببینید دنیا اینترنت نیست آقایون سبزی

    [پاسخ]

  108. میگن شما درگیری رو شروع میکردید اینو باید به یکی بگید که تو این اغتشاشات نبوده باشه
    آقایون تمام لیدرشاون چزو منافق های درجه یک
    تا دلتون بخواد گرفته بودیم جوری تحریک میکردن که انگار آقایون خوره دیدن
    تو خیابون آزادی یه زنه جوری با اجر خوابوند تو سر بسیجی بیچاره که طرف ضربه مغزی شد
    میگن فرآیند انتخابات مشکل داشته
    اگر فرآیند انتخابات مشکل داشته اصلا چرا تو انتخابات شرکت کردید و رای دادید؟چرا نامزد های مورد نظرتون تو انتخابات شرکت کردن؟
    آقا مهردادی که میگی خانواده های شهدا و. ………تو طیف سبزا بودن شما منظورتو همسر پیشین شهید باکریه دیگه؟ایشون که با آقای یونسی ازدواج کردن پس کدوم خانواده شهید؟
    جواب ایشون رو یکی از سردارهای سپاه تو خیابون داد

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۲:

    پوریا جان بیا کامنت‌های پست بعدی وبلاگ

    [پاسخ]

  109. ولی میگم بازم بیایید ما بچه بسیجی ها هستیم حالا هر اسمی میخواهید رومون بزارید
    این بی آبروی های سه شنبه های آخر سالتون هنوز خشک نشده که هرچقدر هم زور زدید ۱۰۰نفر هم جمع نشد
    چجوری حرف از رفراندوم میزنید در حالی که قبول دارید اقلیت هستید؟
    اگه باطل کردن انتخابات به همین راحتیه اگه موسوی برنده میشد ما میگفتیم انتخابات رو باطل کنید چی میگفتید؟
    اگه بخواهیم به حرف هر کس یه کاری بکنیم که سنگ رو سنگ بند نمیشه

    [پاسخ]

  110. Nima گفت:

    آقای امیرعلی صفا
    خیلی مونده تا بفهمی
    اگه واقعاً به این چیزایی که میگی اعتقاد داری انشاءالله وقتی اعتقادتو از دست دادی و با واقعیت ها روبرو شدی بنویس ما هم بدونیم
    اگرم که نداری که نمی شه کسی رو که خودشو زده به خواب بیدار کرد.

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: