وکیلانه » » شیعه بودن از “ادعا” تا “اعتقاد”
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
شیعه بودن از “ادعا” تا “اعتقاد”
۲۴ام, خرداد ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۱۰۵]

# به نظرم این خیلی خوب است که ما در ایران به دنیا آمده ایم و از همان ابتدا شناسنامه‌ای “شیعه” محسوب می‌شویم اما اگر تنبلی به خرج بدهیم همین “نعمت” تبدیل به “نقمت”‌ می‌شود. همانگونه که می‌دانید باید اعتقادات دینی را از طریق عقلی و منطقی برای خودمان اثبات کنیم. یعنی “اعتقاد به ولایت معصومین” چیزی نیست که بتوان گفت چون پدرانم معتقد بوده‌اند من هم اعتقاد پیدا کرده ام و اساساً نص صریح قرآن با این نوع بدست آوردن وراثتی اعتقادات مخالف است و این البته نمود بارز محکم بودن پایه‌های یک مکتب است که اعتقادات را بدون نفوذ عقلانی در مغز پیروانش مردود می‌شمرد.

# اما مهمتر از اینها، مشکلاتی است که از قبال پیروان شناسنامه‌ای بوجود می‌آید. آنها که اعتقاد قلبی دارند اما “تفقه” در اعتقادات خودشان نکرده اند! و نمی‌دانند دلایل  اعتقادی‌شان را. آنها که “محبت” که البته مقوله‌ی بسیار مهمی است دارند اما زمانی برای بررسی اعتقادات خودشان صرف نکرده اند و یا دقیق نفهمیده‌اند چرایی اعتقاداتشان را و همین امر باعث می‌شود تا فقط به مصداق ایمان داشته باشند نه به اصول ! و دقیقاً همین جاست که می‌بینیم “جانباز سپاه علی” می شود “قاتل حسین”. چرا؟ چون نفهمیده این “علی” فقط به دلیل تعاریفی که پیامبر از او کرده ” امام علی” نشده بلکه “امامت” یک ضرورت است برای ادامه‌ی حیات “شریعت نبی”!

# بگذارید مثالی بیاورم. بسیاری از  آنها که صرفاً به دلیل حضور فیزیکی در “حجاز” به پیامبر ایمان آورده بودند بعد از پیامبر دشمن “علی” شدند اما اکثر آنها که برای بدست آوردن تفکر اسلام‌شان تلاش کرده و با تدبر اسلام را پذیرفته بودند تا آخر یار علی ماندند. امثال “سلمان فارسی” را می‌گویم!

# اما همه‌ی اینها را گفتم که بگویم امروزه در برخورد با غیر معتقدان به “ولایت فقیه” مشاهده می‌کنیم آنها که از غیر از ایران و با تفقه “شیعه” شده‌اند و مبانی “تشیع” را هم به خوبی می‌دانند بسیار راحت تر “ولایت فقیه” را که در همان راستاست می‌پذیرند تا کسانی که با مبانی “تشیع” آشنایی ندارند. ادعای شیعه‌ی امیر المومنین بودن ، بدون اعتقاد به “ولایت فقیه” یک پاردوکس کامل و نشانه‌ای واضح از عدم درک صحیح مبانی تشیع است. زیرا همان ضرورتی که ایجاب می‌کند بعد از ختم نبوت، امامت باشد، همان ضرورت هم ایجاب می‌کند در زمان غیبت، ولی فقیه باشد.

# به نظرم ایام ولادت و شهادت هر کدام از معصومین، بهترین روزها برای تفقه در مبانی فکری ماست تا خدای نکرده مصداق فرمایش مولای غریبمان مهدی (عج) نباشیم که به محمّد بن على بن هلال کرخى فرموده‌اند : “نادانان و کم‌خردان شیعه و کسانى که بال پشه از دیندارى آنان محکمتر است، ما را آزردند.”

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز صبح، رفتم و از ایــــنجا برای زیارت نجف ثبت نام کردم، البته کمی زرنگ بازی درآورده و نوشتم : به نیابت از فاطمه‌ی زهرا (س)…..
چرا امت خمینی و خامنه‌ای مثل امت انبیا شکست نخورد؟



۱۰۵ دیدگاه برای “شیعه بودن از “ادعا” تا “اعتقاد””

  1. بابک گفت:

    من نفهمیدم
    باید به ولی فقیه اعتقاد داشت یا به ولایت وفقه
    یعنی از نظر شما من مسلمان شیعه نیستم؟ببخشید شما؟
    یعنی انقدر ادعای دین داری ولی انقدر درک نکردی
    انسان غیر معصوم دچار اشتباه میشه دچار هوای نفس میشه
    نمی شه بهش خیلی اعتماد کرد
    اگه میشد بهش انقدر اعتماد کرد هیچ وقت تو قانون اساسی برای کنترلش قانون نمی گزاشن
    ولی مثل این که اون قوانین هم درخدمت ولی وفقه هستند

    بحث و جدل با کسى که به جاى تعقل، دین را انتخاب کرده، مانند تجویز دارو به بدن یک مرده است(توماس ادیسون)

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۳:

    کجای اینجا نوشته شده باید به ولی فقیه بجای ولایت فقیه اعتقاد داشت؟
    کجای اینجا اسم شخص برده شده و براش عصمت قائل شده؟
    یعنی الان مثلاً خواستی بگی به ولایت فقیه اعتقاد داری ولی با مصداق مشکل داری. خو یا قسم حضرت عباس بخور یا دم خروس رو پنهون کن.
    خودت یه نقل قول آوردی که با مغلطه دینی که مدعی هستی رو زیر سوال می‌بره! اونوقت از من می‌پرسی آیا دین دار هستم یا نیستم؟
    ولی ازت ممنونم، چون بهم اثبات شد این پستی که نوشتم به شدت دقیق و کاربردی برای این‌روزهاست :)

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۴:

    اقای صفا
    لطفا پست منو حذف کنید
    من حرف مو پس میگیرم
    منتظر میمونم تا ظهور ببینم آقا چی در مورد شما میگه

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۹:

    نه اتفاقاٌ
    چرا؟ چرا از رو شدن افکار واقعی خودتون ترس دارید؟
    باور کنید هیچ چیزی بهتر از صداقت نیست، شما صریحاً دین‌دار رو مرده می‌دونید بعد برای ما “آقا” “آقا” می‌کنید ؟‌

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۵:

    حالا اگر رضایت من از وجود پست شرط نیست
    و به اینکه من راضی باشم یا نه اصلا برای شما مهم نیست باشه پست ها رو نگه دارید
    دین داری بدون تعقل بدرد نمی خوره حالا اگه به شما فشار اومده از حرفای من این به من هیچ ربطی نداره
    دوست داری نگه دار
    من دیگه جوابتو نمیدم
    همینکه این گفته من داره مغزتو قلقلک میده برام کافیه
    با کسی که اعتقاد داره با کشتن تو به بهشت میره نمیشه منطقی صحبت کرد

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۱:

    رضایت ؟
    اونوقت که گذاشتی که رضایت داشتی، حالا به من چه که بعدش متوجه شدی چه سوتی وحشتناکی دادی

    [پاسخ]

  2. آقای امیرعلی صفا !

    “ظهور نزدیک است” دوباره آباد شده …

    برو در u313u.com و از علی اصغر سیجانی بخاطر نوشتن اون پست کذایی حلالیت بخواه .

    ————————–

    از وقتی اون پست رو نوشتید مشتری دائم اینجا هستم و مطالبتون رو بسیار میپسندم ، اما نمیدونم چطور یک چنین آدمی باید در مورد برادر مومن خود چنان مطلبی را بنویسد .

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۷:

    دوست عزیزم، بسیار خوشحالم که مثل شمایی اینجا رو می‌خونه و از نظر من مقدس‌ترین انسان‌ها اونهایی هستن که در راه اعتلای فکر بشر تلاش می‌کنن.
    اما اگر دوباره اون پست رو بخونید متوجه می‌شید منظور من فقط این بوده که باید دین رو از راه فقها به مردم داد و اگر می‌خوایم افکار دینی رو به جامعه بدیم باید تحت نظارت فقها و مشخصاً مراجع تقلید به عنوان متخصصین این امر باشه. همونجوری که ما اجازه نداریم هیچ دارویی رو بدون تایید پزشک استفاده کنیم.

    [پاسخ]

  3. سعید گفت:

    سلام دوست عزیز.
    من با دوستان بسیجی و حزب الله ایم قبل از انتخابات خیلی بحث می کردم.ولی شبی که نتایج انتخابات اعلام شد.دیگه هر چقدر خواستن حرفی سیاسی بزنن گفتم دیگه حرفی نیست.به نظر می رسید که حرف اکثریت توی همه جا چیز پذیرفته شده ایه.همون طور که امام علی وقتی مردم نخواستن خونه نشست ولی وقتی به زعم ما توی نظر اکثریت تغلب شد دیگه در بحث وگفتگو بسته شد.یه عده تظاهرات کردن ویه عده مثل من از آقاشون فاصله گرفتن ولی وقتی آدم می بینه شخصی مثل شما حرف گفتگو رو میزنه و نظرات مخالف رو تحمل می کنه چطور می تونه بی تفاوت بگذره.من شخصا از شما تشکر می کنم هر چند جا داره از طعنه و سخن نیش دار در جواب به دوستان مخالف قدری صرف نظر کنید.هرچه باشه مهمان هستند.
    حالا از شما دوست عزیز (به حرمت همه شهدای انقلاب اسلامی و حق اکثریت و من حقیری که بعد از این همه مدت به حرمت شما که بوی غروب های روددز رو میدی اومدم و چند سوال رو جواب دادم) میخوام پنج سوال من رو با خلوص نیت و صداقت جواب بدین. اگه بقیه دوستان حزب الله ای هم جواب بدن خوشحال میشم.چند تا بحث نظری وتئوریک داشته باشیم از بحث روی مصادیق وموارد به جایی نمی رسید عزیزان هر دو طرف.

    ۱٫آیا ممکنه ولی فقیه و نظام اسلامی هم خطا کنه و از ملاک ها و صلاحیت های مورد اشاره توی قانون اساسی بیفته؟
    ۲٫ولی فقیه در قانون اساسی تعریف شده و در چهار چوب اونه یا از اون بالاتره؟
    ۳٫اگه نظام مخالفینش زیاد شدن و مثلا اکثریت بودن چطور نشون بدن این مطلب رو؟ بدون تظاهرات که به کسی آسیبی نرسه.
    ۴٫اگه نظام مخالفینش از موافق هاش بیشتر شد آیا خودش رو با گلوله و باتوم حفظ می کنه یا میره؟
    ۵٫آیا ما به عنوان یه بچه بسیجی حاضریم اگه بهمون گفتن(حتی خود رهبر) توی تظاهراتبی روی مخالفمون که توش اقوام خودمون رو هم مبینیم و میدونیم عامل بیگانه نیست شلیک کنیم؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۶:

    سلام و ممنون از بحث منطقی، چون هرچی شما بیشتر سوالات رو مطرح کنید مجال بیشتری برای رفع ابهام میشه. اما قبل از جواب دادن، شما به یک سوال من فقط پاسخ بدید تا من بر اساس اون حرف بزنم.

    آیا شما به ولایت فقیه، (جدای از جایگاهش در قانون اساسی) اعتقاد دارید یا خیر؟‌

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۳۸:

    بنده شخص آقا رو خیلی دوست دارم.به طوری که قدری پیش توی دوران دانشجوئی دوستی پرسید که چرا دستت رو توی قنوت اینجوری می گیری ومن متوجه شدم ناخودآگاه مثل آقاست.
    تیز هوشی آقا زرنگی و علمی که دارن.خلاصه کاش آقا دوست ما بود.
    ولی از لحاظ سیاسی و دینی نه نمی تونم ولایت فقیه رو بپذیرم.ضدش نیستم ولی قبول ندارم.وسوالم هم اینه که اگه کسانی اینجور سیستم رو نخواستن و مثل من نخواستن بیان بریزن توی خیابون که به اون حوادث دردناک بکشه چی کار باید بکنن؟
    دلایل شما رو هم خوندم توی اون پست درباره رد سکولاریسم.ولی با عرض ادب خدمتون باید بگم شما سکولاریسم رو درست درباره اش مطالعه نکردید.می تونیم نظام دموکراتیک سکولاریسمی داشته باشیم که لائیک و مسلمون و کمونیسم و همه و همه توش حزب داشته باشن.آقا هم یه حزب داشته باشن.که من اعتقادم اون وقت که این بحث ها رو می کردیم این بود که اون وقت هم حزب الله سر کار میاد.
    حالا اگه حکم تکفیرم داده نشه دوست دارم جواب هام رو بگیرم.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۴:

    خوب سعید جان، ببین من و شما بالاخره تابع یه مذهبی هستیم . درست؟‌
    “ولایت فقیه” طبق همین مذهب مورد قبول من و شما و اکثریت جمعیت ایران که شیعه‌ هست، کاملاً اثبات شده‌اس و اگر ندیده باشی یا قانع نشده باشی، میشه حرف زد که چطور اثبات میشه و اگر بتونی ثابت کنی که نه طبق این مذهب، ولایت فقیه اثبات نمیشه اونوقت حرفی. اما اینکه بگی من یک مذهب رو قبول دارم ولی برخی مسائل اون رو قبول نمی‌کنم ، نمیشه. “نومن ببعض و نکفر ببعض”
    از این هم که بگذریم، ولایت فقیه عقلاً‌ نیاز جامعه‌ی اسلامی هست. بازم می‌گم اگر بحث شما در مورد چرایی “عقلی” یا “نقلی” ولایت فقیه باشه، کاملا قابل بحث هست،‌اما اینکه بگی من قبول ندارم، خیر پذیرفته شده نیست باید دلیل بیاری که به چه علتی شمای مسلمون شیعه، قبول نداری.

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۶:

    پس قبول داری دو جور فکر می کنیم ولی اعتقادت اینه که من با مبانی و اعتقادات شما آشنا نیستم چون اگه به اندازه کافی آشنا بشم خواهم پذیرفت چون منطقی ان.درسته؟
    من خوشحالم به اطلاعتون برسونم که همه آدم ها دقیقا اینجوری فکر می کنن.نه من که مثل شما خدا و حضرت محمد و دوازده امام رو قبول دارم اون آدم لائیک و مسیحی و کمونیست و همه اینجور فکر می کنن.اعتقاد خود رو بر حق می دونن که پذیرفتنش دیگه.درست نیست همه بیان به همه بگن شما اشتباه می کنید فقط ما درست میگیم.همون طور که شما دوست نداری یه پروفسور مسیحی بیاد به شما بگه شما از نادانی مسلمون شدی که اگه بیاد بگه نشانه نادانی خودشه.همه افکار برای اون ها که بهشون اعتقاد دارن چیز پذیرفته و قابل احترامیه.
    امیر علی من به طرز تفکر خودم اعتقاد دارم ولی میگم من و مخالفم به یک اندازه حق داریم.اینجوری نیست که من حقم حکومت باشه واون ها نه.خب همه مکتب ها حکومت رو حق طرز تفکر خودشون می دونن؟پس جنگ وخونریزی کنن هر کی برنده شد؟
    شما میگید تنها شیعه ی اثنی عشری اون شاخه ای که به ولایت فقیه اعتقاد داره صحیح است و همه اشتباه ان.در واقع میگید فقط یه صراط مستقیم هست.نظر شما محترمه و من حتی نمیگم اشتباهه ولی آیا میشه به همه تحمیلش کرد؟
    (البته اینجور هم نیست که همه از شیعه برداشت شما رو کرده باشن. و همین کار شما دوستان که ولایت فقیه رو به اصل دین دوختین باعث میشه هر کی توی ولایت فقیه شک کرد توی دین هم شک کنه و هر کی ولایت فقیه رو غلط یافت دین رو هم غلط ببینه.شما میرید به این دوستانی که بر ضد امام مظلوممون هادی نوشتن فعالیت می کنن.من دست شما رو هم می بوسم ولی اصلا فکر می کنید چرا این اتفاق پیش میاد.خودتون میگید این افراد وجود دارن وحقیقی هستن.شما کاری کردید هرکی از ولایت فقیه سرخورده شد بشه کافر.آخه چرا باید جوون مملکت به یه هنجار و اعتقاد پذیرفته شده مثل ائمه توهین کنه.پیوند دادن اصل ولایت فقیه با اصل دین کار الآن نتیجه اش افزایش کفریه که می بینین. )
    حالا بر فرض، مسئله عینا اینچیزیه که شما میگی.عیبی نداره.دین=ولایت فقیه
    خب حالا اگه اون هایی که به نظر شما دینشون مثل من لنگ می زنه و کلا کسانی که مثل شما فکر نمی کنن زیاد شدن و توی اکثریت قرار گرفتن توی ایران (نگین فرض محاله.الآنش رو که شما قبول ندارین ولی شاید در آینده اتفاق افتاد.)چی کار می تونن کنن برای رسیدن به عقایدشون و حکومتی که برای اون ها باشه؟همون سوال ۳
    لطفا به ۵ سوالم پاسخ بدین.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۲:

    اون حرفی که شما نوشتی در مورد توهین به امامان کاملاً اشتباه هست. چرا؟ چون پس تفکر شیعه و امامت رو هم کنار بگذاریم که اگر کسی امام رو قبول نداشت کارش به توهین به خدا نکشه. منطقیه؟ پس حجاب رو هم کنار بزاریم تا مخالفان حجاب هم ضد دین نشن. روزه هم که سخته . حکم سنگسار و ارتداد هم که چهره‌ی اسلام رو خراب می‌کنن و … و … و. …. اصلا چیزی از دین می‌مونه . این از این
    اما پاسخ به سوالی که کردی اینکه ما شیعه هستیم دیگه ، درست؟
    برای حکومت دو فرض متصوریم. مقبولیت و مشروعیت ، هر کدوم نبود، فقیه خودش میره کنار. مثل امام علی. مثل امام حسن و ….

    جواب سوالاتت رو در کامنتی مستقل اون پایین میدم تا طولانی نشه

    [پاسخ]

  4. سعید گفت:

    ما که همش میرسیم تهش.حرفامون نشنیده و بی پاسخ می مونه.گفتم چون آخر پست قبلی بوده جواب ندادین دوباره اینجا زدم.اول اول ها.وجدانا دوست دارم بقیه بچه ها هم به نوبه خودشون جواب بدن.از صمیم قلب و واقعی.

    [پاسخ]

  5. سلام .. وبلاگتون عالیه …. منظورم سایتتون بود … میادله لینک کنیم …..

    [پاسخ]

  6. سعید گفت:

    http://karmandnews.ir/shownews.aspx?ID_News=18859
    امیدوارم خوشحالت کنه.دیدمش یاد شما افتادمگرفتارت شدیم دیگه.
    امیدوارم یه روزی قاتل شهدای سبزها هم هر کی هست پیش خدا که حتما روسواست پیش بنده های خدا هم رسوا بشه و در محکمه های همین نظام محاکمه بشه تا این احساسی که به شما دست میده به اون ها هم دست بده.به خدا اون ها هم حق داشتن این احساس رو دارن.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۷:

    http://www.google.com/reader/item/tag:google.com,2005:reader/item/d7cbba75a7ddec30

    [پاسخ]

  7. محسن گفت:

    سلام

    به حرمت رفاقتمان…

    به خاطر اقلا چند بار چراغداری این مجلس…

    دعا کنید برای کسی که در کماست…

    التماس دعا دارند خانواده اش…

    یا حق

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۴:

    امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو ء

    [پاسخ]

    همراز شقایق پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۱۷:

    امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو ء

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۳:

    امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو ء

    [پاسخ]

    بیچک پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۱۲:

    :cry:
    شفای عاجل انشا الله…

    [پاسخ]

    فرشته پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۵:

    ان شالله خدا شفا بده

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۳۲:

    امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو ء

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۰:

    امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو ء

    [پاسخ]

  8. فطرس ملک گفت:

    سلام جناب صفا

    ارائه دین از راه فقها ماننده ارائه نسخه پزشکی از راه پزشک متخصص است
    در این مورد شکی نیست
    هرکسی در حیطه تخصص خودش
    اینو اگه به عقل هم رجوع کنیم می فهمیم

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۵۷:

    و ایام عید میلاد پیشاپش بر شما و سایر دوستان، مبارک باشه انشالله

    [پاسخ]

    فطرس ملک پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۰۸:

    ممنون
    برشما هم مبارک

    راستی روز پدر و روز مرد به همه پدران و مردان این حسینیه مبارک باشه انشاءالله

    [پاسخ]

  9. فطرس ملک گفت:

    ***جهاد با نفس وسائل الشیعه***

    باب حقوق واجب و مستحبّی که قیام به آنها سزاوار است

    ادامه حدیث ۱۹ از امام سجاد (ع)
    و امّا حقّ کسی که پیش نماز توست این است که او سفیرِ بودن بین تو و پروردگارت را به عهده گرفته و سخنگوی توست و تو از جانب او سخن نمی گویی و دعا گویِ توست و تو دعایش نمی کنی و تو را از هول و هراس ایستادن در پیشگاه پروردگارت کفایت کرده است، اگر نقصی باشد به گردن اوست نه تو و اگر نمازش کامل و تمام باشد تو نیز با او شریک هستی و بر تو برتری ندارد. با سپرِ خود تو را نگاه داشته و با نمازِ خود نمازت را حافظ گشته پس باید به اندازه خوبی و خدمتی که به تو دارد قدردان و سپاسگذارِ وی باشی.
    سخن امام (ع) ادامه دارد که انشاء الله در روزهای آتی ادامه آن را در سایت قرار می دهم….

    [پاسخ]

  10. اولا سلام
    ثانیا عید مبارک
    ثالثا واقعا این روزها خیلی جای این بحث هاست
    رابعا خیلی پای صحبت تازه مسلمانها نشسته ام و یا خوانده ام. الحق و الانصاف آنها قدر داشته های مارا بیشتر از خودمان می دانند و وقتی برخی هایشان به ایران می‌آیند و با چه شوری از اعتقادات شان می گویند و اعمال ما را می بینند آدم از کم لطفی ایرانی ها خجالت زده می شود!

    [پاسخ]

  11. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    چه هدیه ی نابی.
    زیارت حضرت امیر(ع)
    اللهم الرزقنا…
    یا حق

    [پاسخ]

  12. سلام.
    تعقل در دین خوب است. تعقل کنیم و بدون اندیشه و صرفا شناسنامه ای شیعه نباشیم. خوب این خیلی خوبه اما آقای صفا اگر این اندیشه و تعقل کسی را از شیعه و اسلام برگرداند و مثلا به مسیحیت گرایش پیدا کرد می تواند نتیجه ی تعقلش را اعلام کند؟ در این صورت چه سرنوشتی در انتظار اوست؟!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۱۴:

    سلام/ خوبی؟
    سوال اینه که تعقل چطور ممکنه فردی رو از کاملترین دین ها به جای دیگه برسونه:)
    البته قطعا ان الدین عند الله الاسلام
    اما بقیه دین ها تحریف شدن. درسته؟

    [پاسخ]

    روان نویس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۲۰:

    سلام رهرو جان. مشکل همین جاست که شما از دریچه ی نگاه خودت به قضیه نگاه می کنی. این جمله ی کامل ترین دین را شما باور داری.

    شما من را قانع کن اسلام کامل ترین است.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۴:

    سلام مجدد عزیز
    من اسلام شناس نیستم و راستش تحقیق و تفحص زیرپوستی هم نمی دانم
    این درک شخصی منه:)
    ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی
    خدا در حق همه ما انسانها هدایت تکوینی و تشریعی رو جاری کرده
    هر چه بشر جلوتر رفته تعالیم حضرت حق برای زندگی هم جدی تر شده
    تنها ۵ پیامبر اولوالعزم داریم/ بقیه پیامبران از میان ۱۲۴۰۰۰ پیامبر بسط دهنده دستورات پیامبر صاحب کتاب قبل از خود بودند
    پس از خدایی که عالم و قادر مطلقه، از خدایی که حکمتش بر همه عالم سیطره داره، از خدایی که من و تو همه هستی رو آفریده و به نیازهای همه ما آگاهه، نعوذ بالله به دور است اگر چیز بهتری باشد و برای هدایت بشر عرضه نکند. پس امکان نداره مسیحیت دارای ارزشی باشه که اون ارزش در اسلام موجود نباشه. نمی‌گیم ادیان دیگه خوبی‌هایی ندارن، بلکه هیچ دینی دارای یک نوع خوبی مخصوص که اون در اسلام نباشه، نیست. می‌تونی به مصادیق مراجعه کنی. حالا بعلاوه‌ مجموع اون خوبی‌ها، اسلام دارای یک سری خوبی‌های اضافه تری هم هست و مهمتر از همه بدون تحریف.
    بعد از پیامبر خاتم(ص) ما ائمه معصومین رو داریم. که باز هم اگر اشتباه نکنم در قبال هدایت مردم وظیفه متفاوتی نسبت به پیامبران دارند. وظیفه دارند دست ما رو بگیرند و قدم به قدم به خدا برسونن
    پیامبر فرمود بعد از من به قرآن و سنت رجوع کنین. جبر زمانه و اقتضائات زمان باعث شد که به تدریج ائمه از زندگی میان مردم نهی بشن و ذهنیت مردم برای غایب بودن امام امادگی پیدا کنه و در این بین خود ائمه ما رو به مراجعه به روات حدیث رجوع کنیم و …
    همین جاست که ولایت فقیه رو در ادامه ولایت خدا و رسول و ائمه میدانیم
    همین جاست که پویایی فقه شیعه روشن میشه

    چقدر حرف زدم/ امیدورام که آقای صفای بزرگوار اشتباهات و کمبودهای توضیح من رو بر طرف کنند

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۲۱:

    علیکم الســـلام بزرگوار
    به هر حال یک روزی از ما خواهند پرسید سوالاتی رو که فقط در صورت اعتقاد واقعی می‌تونیم پاسخش رو بدیم و از اون طرف هم وظیفه داریم که اصول دین رو تحقیقی بپذیریم نه تقلیدی. پس ناگزیر از پژوهش و تفقه در دین هستیم.
    اما باید این مدآقه اولا واقعاً تفقه باشه نه سرسری خودن چند مورد، و در ثانی از منابع معتبر. هر گاه با این روش باز شبهه‌ای وجود داشت، باید به مرجع تقلید مراجعه کرد و با اون مطرح کرد و دید آیا واقعاً‌ اونم براش جوابی نداره؟
    و من همین جا عرض می‌کنم،از لحاظ تجربه‌ی شخصی، مراجع بزرگوار که جای خود، تا حالا کسی رو ندیدم که در مورد اسلام با من نیم‌وجبی، بحث داشته باشه و به لحاظ عقلی نتونسته باشم قانعش کنم.
    مثلا این خیلی واضح هست که چه تفاوت‌های فاحشی بین مثلاً اسلام و مسیحیتی که در توحید مشکل داره و از اون طرف هم حتی طلاق رو به رسمیت نمی‌شناسه وجود داره و هزاران مورد دیگه.
    پس اول تعقل، بعد از تعقل برای رفع شبهات مراجعه به اسلام شناس.

    [پاسخ]

    روان نویس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۲۹:

    پس در واقع این تحقیق و تفحص فقط برای این است که شخص به اعتقاد تشیع شناسنامه ای خودش اعتقاد محکم پیدا کند. به عبارتی انتخابی وجود ندارد. در این شرایط سرکشی های زیرپوستی و مدتی بعد آشکار نمایان می شود.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۴:

    ببینید، شما پیش قضاوت نداشته باش. روش کار اینه
    اول تفکر در دین خودت. بعد اگر به مشکلی برخورد کردی، مراجعه به اسلام شناس.
    اگر اسلام شناس شما رو قانع نکرد و بحث لج و لجبازی و صرفاً عقلانی بود، تحقیق در مورد دین جدید،‌ و مهمتر از اون بررسی این دین جدید با دین قدیم و بعد انتخاب .
    الان مشکلی پیش میاد؟ این اسمش انتخاب نیست؟

    [پاسخ]

  13. سلام علیکم
    تذکر کاملا به جایی بود و به نظرم ساده ترین راه رسیدن به این هدف بزرگ آمادگی همیشگی برای آموختن هست و البته پیگیری منابع درست برای آموختن. مراجعه به سیره ائمه و پیدا کردن مصادیق آن در زندگی امروز

    خدا همه ما رو از رهروان راستین ائمه معصومین قرار دهد ان شاء الله

    [پاسخ]

  14. امیرعلی صفا گفت:

    به سعید :
    اما جواب ۵ تا سوال خلاصه اینکه :
    ۱) بله هر غیر معصومی امکان خطا داره. اما مهم اینه که این امکان خطا مانع ولایتش نمیشه. مثل اینکه یک فوق تخصص قلب هم امکان خطا داره اما ما به این دلیل که شاید خطا کنه، از عمل منصرف نمی‌شیم و اجازه می‌دیم به بدنمون ولایت داشته باشه.

    ۲) ولی فقیه فراقانون هست، به همون دلیلی که امامان فراقانون بودن اما نکته اینجاست که همین فراقانونی بودن تحت شرایطی هست که در خود قانون صریح شده و در صورتی که اون شرایط نباشه، دیگه فراقانونی نیست، و این فراقانونی بودن فقط در مواقعی هست که قانون دیگه جواب نمیده و نیاز به گره گشایی هست. و این اصلاً به معنی ضد قانون نمیشه دیگه. بلکه فراقانونی برای حفظ هدف همون قانون. مثل همون پلیس راهنمایی و رانندگی که در مواقع ترافیک و گیر کار، میشه فراقانون تا بن بست ایجاد نشه! (فکر کنم مثال کاملا واضحی باشه)

    ۳) در ایران انتخابات‌های بسیار متعددی هست. بارها عرض کردم ساده‌ترین راه برای بیان نظر، عدم شرکت در انتخاباتی غیر روزمره به اسم مجلس خبرگان هست البته این راهکاری هست که در تمامی انتخابات‌ها هم میشه بکارش برد،اما ظاهرا دوستان شما اشکال می‌گیرن که باقی انتخابات‌ها ربط به سرنوشت ما دارن. خوب باشه، شما هر وقت خواستید تعداد مخالفین و موافقین رو بدونید به درصد شرکت کنندگان در انتخابات مجلس خبرگان مراجعه کنید. اوکی؟ تا الان هرگز کمتر از ۵۰ درصد نشده پس اکثریت مردم نظام ولایت فقیه رو می‌خوان.

    ۴) همون دیگه، وقتی مردم نخواستن و نشون داده شد که نمی‌خوان مثل امامان مظلوم کنار می‌رن و اساساً خودبه خود حکومت غیر‌مشروع هم میشه به دلیل عدم مقبولیت. برای تعین میزان مقبولیت به پاسخ ۳ مراجعه کنید

    ۵) پاسخ‌ش خیلی ساده‌اس. اگر العیاذ باالله پیامبر خدا فرمودن کفر بگو شما میگی؟

    [پاسخ]

    صادق پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۱۷:

    با سلام
    با عرض معذرت باید بگویم پاسخهایتان قانع کننده نیست
    در نقد پاسخ یک :
    شما در استدلالتان بین متخصص قلب و ولی فقیه مشابهت برقرار میکنید که صحیح نیست.
    اصلا تشابه ابزاری برای اثبات منطقی نیست..۱-
    ۲- شما اگر هم مجاز به برقراری تشابه(برای فهم بهتر نه اثبات) باشید باید بین فقیه و متخصص قلب مقایسه کنید نه ولی فقیه و متخصص قلب.چون امروزه این عنوان ولی فقیه شان حکومتی دارد ولی متخصص قلب خیر.بعبارتی ما داریم در مورد حوزه سیاست حرف میزنیم ..
    ۳- شما بین امکان خطا و وقوع خطا فاصله نمیگذارید.بله امکان خطا برای همه هست اما مهم این است که اگر خطا رخ داد چه باید کرد.اگر متخصص قلبی در چند موردبه علت خطا موجب مرگ کسی شد آیا شما حاضرید کماکان ولایت اورا بر بدن خود بپذیرید و تن به جراحی توسط ایشان بدهید؟یا ترجیح میدهید نزد متخصص دیگری بروید؟
    ۴- امکان خطا هیچ متخصصی را از انجام و اعمال تخصص خود منع نمیکند اما – و این اما مهم است- در صورت وقوع خطا آیا باز هم متخصص مذکور مثل گذشته قادر به عمل خواهد بود؟
    ۵- باز تاکید میکنم ما در حوزه سیاست بحث میکنیم که خطای حاکم ممکن است میلیونها نفر را متاثر کند یا اثرات عمیق سیاسی اجتماعی داشته باشد.در این صورت اگر ولی فقیه به عنوان حاکم و ولی مردم دچار خطا شد یا مردم از سیاستهای وی ناراضی بودند چگونه باید فرد بهتری را جایگزین کنند ؟
    پاسخ شما به سوال دو: درنقد
    شما با اعلام و یا قبول اینکه ولی فقیه فراقانون است بگمانم دچار خطائی مهلک میشوید و نشان میدهید که اساسا فلسفه وجود قانون را در سیاست مدرن نمیشناسید ویا میشناسید و آنرا قبول ندارید. دوست عزیز- مردم ما بیش از ۱۰۰ سال است که دارند فریاد حکومت قانون میزنند. این مردم خطابشان خودشان که نیستند- بلکه خطابشان حاکمان هستتند. چرا ؟ چون این حاکمان هستند که همواره قانون را ملعبه منافع خود کرده اند.
    با نگاهی سرسری به تاریخ معاصر براحتی شواهد بسیاری میتوان یافت که بیشترین بی قانونی و عدم رعایت قانون از سوی حکومت ها بوده است تا مردم کوچه و بازار. استبداد حاکمان ( که همواره خود را فرا قانون مینگاشتند) بزرگترین مانع در راه حکومت قانون بوده . گیرم یکی وراثت را بهانه میکرد و حال یکی فقاهت .
    قانون در سیاست مدرن( که تبلورش در قانون اساسی است) فقط و فقط برای محدود کردن قدرت حاکم(از طریق تفکیک قوا وا ایجاد ترتیبات مناسب در روابط بین قوا ) تدوین میشود و لا غیر.
    .یعنی همه تلاشهایی که مردم دنیا برای ایجاد حکومت قانون (با همه مخلفاتش مثل ایجاد احزاب و انتخابات و پارلمان و …) یا مبارزات پدران و مادران ما در ۱۰۰ سال گذشته و در سال ۵۷ برای این بوده که فردی را به عنوان فرا قانون بر خود مسلط کنند ؟
    درنقد پاسخ شما به سوال سه :
    برداشت من از سوالات دوستمان آقا سعید این نبوده که ایشان مدعی هستند که مردم مخالف ولی فقیه اند که شما میزان مشارکت در انتخابات خبرگان را دلیل میاورید .بنظرم ایشان میگویند در نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک سیستم چه مکانیسم هائی برای اعلام مخالفت مردم (در صورت وجود) تعبیه شده است ؟
    ضمن آنکه من میتوانم برداشتی کاملا متفاوت از شما در مورد میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس خبرگان عنوان کنم و بگویم این میزان مشارکت میتواند دلیلی بر این باشد که امر نظارت بر رهبر برای مردم حائز اهمیت است و آنها با مشارکت خود از نمایندگانشان میخواهند در انجام وظایف خود قصور نورزند. (اگر چه وجود انواع لوپ در نظام جمهوری اسلامی – خود حکایت دیگری است. )
    سوالات ۴ و ۵ را هم جواب نداده اید .
    باتشکر

    [پاسخ]

  15. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    سلام بر سه شنبه ها.
    سلام بر شب های روضه.

    از میلادت چیزی نگذشته و میلادت انگار روزشمار عاشوراست…
    یعنی شش ماه دگر محرم ارباب می آید؟؟؟
    عالمی در انتظار دعای دستان کوچکت است…

    یا حق

    [پاسخ]

  16. عبدالله گفت:

    یا وارث
    مولا جان در ماه خدا و از میلاد شما
    تا
    کوچه های کوفه و نماز صبح
    مهمانی خداست…
    فرصت برای آمدن ما است…
    چه خدای حکیمی
    پس بیا و یک یا علی (ع)بگو…
    یا حق

    [پاسخ]

  17. عبدالله گفت:

    یا وارث
    امشب آمده ایم
    مولا جان نظری به این دل ها کن
    مولا صدایت می زنیم
    آراممان کن ای دابه فی الارض

    ناد علی مظهر العجایب تجده عونا لک فی نوائب کل هم و غم سینجلی بعظمتک یا الله و بنبوتک یا محمد و بولایتک یا علی
    یا علی و یا علی و یا علی…

    یا حق

    [پاسخ]

  18. عبدالله گفت:

    یا وارث
    ای مولای متقیان
    به دخترتان نگاه کنید
    چیزی دگر نمانده به یک سال و نیم صبوری زینب(س)
    چه کرده اند با دخترتان ؟؟؟
    می رسد موعد دیدار…
    یا زینب (س)…

    یا حق

    [پاسخ]

  19. 1001 گفت:

    سلام
    رهبر براندازی ۴ ماه از حصرش گذشت و براندازان حتی در سالگرد انتخابات هم نتوانستند آزادش کنند. توهم آرای ۳۰ میلیونی و عقبه مردمی جنبش براندازی یک دروغ بزرگ بود.

    [پاسخ]

  20. نیایش بیست و نهم

    .دعاى آن حضرت است به هنگامى که روزى بر او تنگ مى‏شد.

    خداوندا،تو ما را آزمودى تا در کم و بیش روزیهایمان بدگمان شدیم‏و در مدت عمرمان به آرزوهاى دور و دراز گرفتار آمدیم،تا آنگاه که‏روزى خود از درگاه دیگر روزیخواران طلبیدیم و به عمرى دراز چون‏عمر پیران کهنسال طمع بستیم.

    بار خدایا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را به یقینى صادق‏برسان که ما را از رنج طلب معاش کفایت کند و اطمینانى خالص بخش‏که ما را از شدت تعب معاف دارد.

    خداوندا،آن وعده‏اى را که در وحى خود بر پیامبر(ص)بدان تصریح‏کرده‏اى و در قرآن بر آن سوگند خورده‏اى سبب قطع دلمشغولى ما به‏رزقى که خود آن را تکفل کرده‏اى قرار ده.

    خداوندا،تو خود گفته‏اى«روزى شما و هر چه به شما وعده شده درآسمان است.»#(۱) و در پى آن سوگند خورده‏اى که«سوگند به پروردگارآسمانها و زمین که این سخن آن چنان که سخن مى‏گویید حتمى‏است.»#(۲) اى خداوند گفته تو راست‏ترین گفته‏هاست و سوگند تودرست‏ترین و کامل‏ترین سوگندهاست.

    پى‏نوشتها

    ۱٫و فى السماء رزقکم و ما توعدون.(سوره ۵۱/آیه ۲۲)

    ۲٫فو رب السماء و الارض انه لحق مثل ما انکم تنطقون.(سوره ۵۱/آیه ۲۳)

    [پاسخ]

  21. عبدالله گفت:

    یا وارث
    نادانان و کم‌خردان شیعه و کسانى که بال پشه از دیندارى آنان محکمتر است، ما را آزردند.

    اماما عمری دویده ایم به امید نظری
    می خواهیم شیعه ی واقعی باشیم
    مبادا دلتان را بشکنیم…
    یا بن الزهرا(س)
    مبادا آزارتان دهیم…

    یا حق

    [پاسخ]

  22. عبدالله گفت:

    یا وارث
    اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج
    اللهم اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته
    اللهم انصر اسلام اهله و اخذل کفر و اهله

    یا حق

    [پاسخ]

  23. مهرداد گفت:

    استدلال ضعیفی است دوست من، بسیار ضعیف:
    فرموده اید:

    ” زیرا همان ضرورتی که ایجاب می‌کند بعد از ختم نبوت، امامت باشد، همان ضرورت هم ایجاب می‌کند در زمان غیبت، ولی فقیه باشد”

    ما پیامبر را معصوم میدانیم، امامان را هم، هرگونه ضرورتی که امامت را پیش آورده توانسته شرایطش را هم پیش آورد: عصمت!

    چطور این شرایط ناگهان به ولی فقیه که رسید عصمت را از دو برداشت؟! این چه ضرورتی بود که دقیقا به تعبیر شما همان ها که امامت را ایجاب کرد و امامان معصوم را به ما هدیه کرد دقیقا همان ها و همان ضرورت ها ولی فقیه غیر معصوم را به ما میدهد؟!

    این چیدمان ساده ی یک دو سه ی شما از نظر عقلی منطقی تنها زمانی درست میشد که ولی فقیه معصوم می بود!

    حالا که نیست (یعنی امیدوارم که شما معصوم ندانیدش!) پس قطعا همان ضرورت ها نبوده که اگر بود از همان ضرورت ها یک معصوم خلق میشد نه یک غیر معصوم!

    نقیض حرف شما دقیقا در نوشته هایتان هست: ولی فقیه معصوم نیست! وقتی به این اعتقاد دارید یعنی همان ضرورت ها نبوده که منجر به بودن ولی فقیه شده چون اگر همان ها بود باید که نتیجه ی همان ها هم می بود!

    تعمیم ساده ی خدا، پیامبر، امام، ولی فقیه! کاری بود که تنها برخی از مذهبی های ما و بزرگان ما کرده اند و برخی اعتقادی به آن نداشته اند! امیدوارم که آن برخی را که نداشته اند لااقل مسلمان بدانید! شیعه پیشکش!

    پس دو سوال شد:

    ۱- همان ضرورت ها چرا معصوم نیافرید؟
    ۲- چرا گروهی از بزرگان دینی ما چنین نتیجه ی ساده ای را نه فهمیدند و نه قبول داشتند؟ تکلیف دینداری آن بنده خدا ها با این قیامت برپا کردن شما و حکم فرمودن چه میشود؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۵۷:

    ۱) بعد از نبی وحی قطع شد، آیا نبود وحی در امامت باعث میشه ما امامت رو کنار بگذاریم؟
    وقتی من می‌گم باید بر روی مبانی تشیع کار بشه برای همین جاهاست. آیا چون امام، معصوم هست ما ولایتش رو پذیرفتیم، یا احکام اسلام به گونه‌ای هست که ناگزیر از وجود یک حاکم اسلامی برای اون هستیم؟

    ۲) باز زدی به جاده خاکی. لطفاً بفرما دقیقا کدوم بزرگ دینی و با چه دلیلی با ولایت فقها مخالف هست.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۵:

    رسما مغالطه میفرمایید قربان!

    ما امامان را کاملا متصل به عرش الهی می دونیم، شما اگر قبول نداری بگو ندارم، همین اتصال هست که مبنای عصمت اونها میشه، ما داریم از عصمت حرف میزنیم، اگر وحی قطع شده (که من اصلا معتقد به همچین چیزی نیستم و باورم بر اینه که وحی از ازل تا ابد بر انسان ها وارد میشه، دقیقا همونطور که خداوند رفتار زنبور رو وحی شده مینامه، انسان ها هم چیزی از جنس وحی همیشه باهاشون هست) با این همه حتی به فرض نظر شما که وحی قطع شده نتیجه این نمی شود که ما ولی فقیه را ایجاب شده بعد از امامت بدونیم، با چیدمان شما منطق میگه پس همون ضروریاتی که باعث بودن پیامبر شد باعث بودن امام نشد چون همون ضروریات باید وحی رو هم شامل میشد! اگر امام معصوم هست و وحی نداره (که من معتقدم داره با تعریفی مشخص) پس دلایل بودن اون با دلایل بودن پیامبر فرق داره! شما از چیدمان خودت باید به این برسی نه اینکه بری مرحله بعد و تعمیم بدی!

    پدیده ی عصمت رو کنار گذاشتن از یک انسان یعنی برداشتن اون از حالت مرجع و بی چون و چرا پذیرفتن! به محض اینکه این اتفاق می افته دیگه کسی به کسی برتری خاصی نداره مگر در تقوا!

    این پارامتر رو منحصر در تعداد اندکی میدونیم که دقیقا دلیل میشه ولایت داشتن به سبک علی گونه اش را هم منحصر در همون ها بدونیم

    اینگونه که شما استدلال میکنید این پارامتر باید اینقدر اساسی و مهم باشه که نپذیرفتنش طبق تعریف شما ما رو از شیعه درست و حسابی بودن خارج کنه:

    جناب آقای سیستانی
    سید صادق روحانی
    سید صادق شیرازی
    مهدی حائری یزدی (پسر بنیانگذار حوزه)
    جناب وحید خراسانی
    جناب صادقی تهرانی

    اساسا در رساله هایشان هیچ بحثی و هیچ حرفی در این باب نمی زنند، ولایت را تنها در امور دینی به معنای برگرده بودن امر و نهی های حلال و حرام محدود میکند جناب سیستانی و برای امور عمومی شرط و شروط میگذارد

    بر سر شکل اجرای آن هم بد نیست سری بزنید به مکاتبات قانون اساسی و نظر جناب مکارم شیرازی رو در بدو کار ببینید که عملا ایشون معتقد بودن این مدل از ولایت فقیه نباید اجرا بشه و اجرا شدنش به همه چیز ضربه میزنه (همین نشون میده که ایشون عملا به این سبک شما که ولایت فقیه رو وصل کردید به امامت و ولایتی اونگونه براش تعریف کردید مخالف بودن، اگر لینک پاک نمیکنید براتون لینک بذارم)

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۳:

    همونجوری که شما هم اشاره کردی، وحی به اون صورتی که بر پیامبر اسلام بوده بر امامان نبوده. و دقیقاً منظور من این نوع وحی بود نه کلیت وحی که شاید بر دل من و شما هم مثل مادر حضرت موسی خطور کنه.
    شما ضرورت رو با شرایط اشتباه گرفتی. ما ولی فقیه رو در حد امامت نمی‌دونیم، اما “ولایت فقیه” رو عین “ولایت رسول الله” می‌دونیم. یعنی بجز دو مورد خاص که تحت شونات نبی و امام هست (دستور به جهاد ابتدایی و امور حسبی)، ما بقی جایگاه دقیقاً همون هست. چرا ؟ چون در ذات روح احکام اسلامی نیاز به یک حاکم گنجانده شده، و اگر حکومت اسلامی رو رد کنیم مجبور می‌شویم بسیاری از احکام الهی رو در زمان غیبت تعطیل کنیم و این نقض غرض شارع مقدس میشه. ولایت فقیه “اصیل” نیست که بخواد معصوم باشه، بلکه جایگزینی برای اصیل که در غیبت هست محسوب می‌شه و یک نوع شرایط خاص هست، نه شرایط ایده آل.

    در مورد قسمت دوم حرف شما ، کامنت مستقل می‌زارم که اینجا طولانی نشه.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۳۱:

    بله شما ولایت فقیه رو عین ولایت رسول میدونی و من هم به شما میگم این کار اشتباه هست!

    رسول اگه به من بگه بمیر، می میرم، فقیه بگه بمیر میگم برای چی؟

    این تعمیم اساسا مریضه! شما میتونی بگی حکم معاون رییس در صورت نبود رییس عین خود رییسه چون هر دو غیر معصومن! دقیقا همونطور که رییس اشتباه میکنه معاونش هم اشتباه میکنه و …. اما هیچ وقت نمیتونی این مساله رو تعمیم بدی به یک رییس معصوم و یک معاون غیر معصوم!

    مابقی جایگاه دقیقا چطوری همون میشه! به واسطه ی این جمله ی شما؟!

    اون دستوراتی از اسلام که با نبود امام تغییر میکنه هیچ کدوم عموما اصالت ذاتی ندارن! حد و … اینها را میتوان همه در شکلهای دیگر داشت… شما یک دستور ذاتی و غیر قابل تغییر در اسلام مثال بزنید که بودن ولی فقیه با نبودن اون توش تاثیر بذاره!

    از حضرت امیر هست که در مرزهای اسلامی حد نزنید… همین یعنی حتی شکل حد هم مهم نیست، مهم تنبیه بوده برای خطا!

    این بسیاری احکام که میفرمایید در زمان غیبت تعطیل میشن رو یه تعدادی مثال بزنید بدونیم و بحث کنیم روشون که آیا این الزام میکنه که حتما فقیه بشینه برای حکومت؟ کما اینکه بسیاری زمان ها فقیه حکومت نکرده ولی احکام بر مبنای اسلام جاری بوده

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۸:

    من واقعاً موندم که دارم با یک آدم آگاه به امور دینی بحث می‌کنم یا یک دوست غیر آگاه.
    حضرت علی فرمودن در مرزهای اسلامی حد نزنید؟ پس خودشون چرا می‌زدن؟ این پوپولیستی گری نیست که بگیم مهم فقط تنبیه بوده؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۱۳:

    دوست من اول اینکه به این مدل حرفها پوپولیستی نمی گن! پوپولیستی دقیق نقطه ی عکس حرف من! بخوان به این مدل حرفها گیر بدن میگن پز روشنفکری!!!

    بعد اینکه حال اگه داشتید بفرمایید مطالعه کنید:

    “”” باب ۱۰ از ابواب مقدّمات الحدود وسائل الشّیعه””

    حدیثی با این مضمون:

    در نزدیکی سرزمین دشمن نباید حدّی بر کسی جاری شود، زیرا خوف آن هست که فرد مورد حد در اثر عصبیّت به دشمن ملحق شود.
    .

    بعد اینکه این مدل حرف زدنتان را ترک کنید و بیشتر جوابهای بنده را بدهید!

    پس چرا خودشان میزدند یعنی پیچاندن حرف من! من نگفتم حضرت علی حد نمیزد که در جواب من بگویید میزد! من حرفم را دقیق آن بالا نوشته بودم! سندش هم اینجا برای شما گذاشتم، مراجعه کنید ملاحظه بفرمایید.

    امیدوارم اما بعد از ملاحظه اندکی تکان بخورد برخی چیزها درون ذهن فیکس شده اتان! و هی طرف مقابل را به جای جواب تمسخر نکنید!!!
    .

    به جای به سرعت به جاده خاکی زدن جواب موردی بدهید!

    [پاسخ]

  24. سلام و صبح همگی به خیر.

    رهرو جان شما به عنوان یک شیعه باید قدری توانایی داشته باشی که توضیحی درباره ی مذهبت بدهی. ارجاع دادن شخص سئوال کننده از همان ابتدا به یک مرجع نه نشانه ی تواضع و وارد نشدنت به حوزه ی علمی مراجع است که نشان دهنده ی ضعف در ارائه مذهب تشیع است. توضیحاتی که به من دادی در حدی نبود که مرا راضی کند. لطفا توضیح بیشتری بده.

    آقای صفا. پیش زمینه ها گاهی آنقدر پررنگ است که نمی توان بی خیالش شد. پس همان نتیجه ی من درست است که شخصی که ناخواسته به عنوان یک مسلمان شیعه شناخته شده باید در نهایت در مذهب خود به یقین برسد نه در چیز دیگری.

    حالا یک سئوال دارم از همه:

    ما چند تا دین داریم؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۱:

    سلام و عرض ادب
    حرف من با دلیل بود، شما هم لطفا دلیل بیارید که اون حرف من رو نقض کنه. در مورد دین هم باید اول دید دین رو چی تعریف می‌کنید. بعد جواب این سوال رو بر اساس کدوم مکتب می‌خواید . پوپولیستی که می‌گه به اندازه‌ی تک تک انسان‌ها راه رسیدن به خدا وجود داره و به اندازه‌ی هر انسان یک دین، یا اسلام، یا چیز دیگه ای؟

    [پاسخ]

    روان نویس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۹:

    دلیل شما برای من عین بی دلیلی بود. شما جواب سئوال من را ندادید و از توضیحات شما همان نتیجه که گفتم بر می آید. شما گفتید تحقیق کند به یقین در اسلام می رسد. یعنی اجبار است که برسد. نرسد ایراد دارد.

    من کاری به پوپولیستی ندارم. آنچه که به عنوان دین معرفی شده چند تاست؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۵:

    بزرگوار، من سه مرحله‌ی دقیق رو هم ذکر کردم که و روش رو نشون دادم. فکر می‌کنم کاملاً قابل انتخاب هست نه اجبار.
    بعد هم مشکل بسیاری از ما اینه که نمی‌خواییم وقت بزاریم و دقیق بحث کنیم، یک سری پیش زمینه‌ی ذهنی داریم که می‌خواییم سریع به اون پیش زمینه‌های ذهنی برسیم.
    در مورد دین هم ابتدا مشخص کنید از منظر کی؟ کی چند تا دین معرفی کرده ؟ اصلا چه چیزی رو دین می‌دونید؟ یکسری دستورات کلی دین محسوب میشه؛ یا باید اتصال به آسمان هم داشته باشه و بسیاری سوال دیگر.
    شما مشخص بفرما بر چه اساسی تا بشه بحث کرد.
    فقط در هند بیش از ۴۰۰ دین وجود داره. در امریکای جنوبی باز بالای چند صد دین و … و .. و … اما در کلیت میشه به ۲ نوع توحیدی و غیر توحیدی تقسیم کرد ادیان رو . از یک منظر بشری و الهی باز میشه تقسیم کرد.
    از یک نگاه دیگه دارای پیامبر و بدون پیامبر. از یک نگاه دیگه معتقد به معاد و غیر معتقد به معاد و … و… و …
    به هر حال شما نتیجه‌ای که می‌خوایید از این سوال بگیرید رو بفرمایید

    [پاسخ]

    روان نویس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۰:

    آقای صفا! من سئوال پرسیدم کسی تمام مراحل را برود و به نتیجه ای که شما می گویید نرسد. تکلیف چیست؟ آیا این شخص می تواند اعلام کند؟! این سئوال اول من بود که بدون پاسخ ماند.

    پس شما معتقدید ادیان وجود دارند. یعنی دین ها داریم. ادیان الهی و ادیان غیر الهی! اصلا برویم سراغ تعریف دین. دین از دیدگاه شما چیست؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۴:

    اگر سه مرحله را برود، مشکلی نیست، اما اگر بدون این سه مرحله اعلام کند می‌شود مرتد.
    دین هم برابر است ‏با اعتقاد به آفریننده‏ ایى براى جهان و انسان و دستورات عملى متناسب با این عقاید

    [پاسخ]

    روان نویس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۸:

    پس شما معتقدید دین های متعدد داریم. بودا را یک دین و مسیحیت را هم یک دین می دانید با منشأهای متفاوت. یکی الهی است و دیگری غیر الهی؟ مسیحی یک دین است، یهودی یک دین است و بقیه هم به همین صورت.

    رهرو جان! من منتظر جواب شما هستم.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۶:

    :))) خیلی جالبه.
    دو ساعته داد می‌زنم بفرمایید از نظر چه مکتبی باید بگم چند تا دین داریم، شما حرفی نمی‌زنید. حالا که من در کلیت گفتم و نه از منظر اسلام، شما اینجوری می‌فرمایید. بحث منطقی یعنی دنبال حقیقت بودن، نه دنبال اثبات پیش فرض‌های ذهنی خودمون.
    ان الدین عند الله الاسلام یعنی تنها اسلام را خدا می‌پذیرید. نه یعنی تنها اسلام دین هست.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۷:

    سلام
    من قادر به گذاشتن کامنت طولانی نیستم
    میرسم خدمتت انشالله

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۵۰:

    سلام شعله عزیز
    شما گفتی که توضیح ندان من میتونه از سر تواضع باشه/ اما من معتقدم باید از اظهارنظر شخصی در حوزه دین خودداری کرد. مخصوصا در فضایی مثل اینجا که شعارش نحن ابناء الدلیل هست
    اگر رشته دانشگاهی م ربطی به این موضوع داشت حاضر بودم که ساعت ها باهات بحث کنم و حتی اگر یک جمع خودمونی دو نفره بود هم
    اما پرداختن به موضوع مهمی مثل تشیع توسط من اون هم در یک سایت که خیلی ها بهش سر میزنن خلاف عقله به نظرم/ نمی خوام درباره چیزی که در اون مصداق لیس لک به علم هستم حرفی بزنم/ البته حرف مستند و بر مبنی آیات و ورایات هست. ینی روایتی که بشه بهش استناد کرد رو الان در ذهن ندارم
    ======
    با این حال درک من به عنوان یک مسلمان شیعه از مسئله اینه:
    باز هم بر میگردم به همون هدایت تکوینی بشر در طول تاریخ، بعثت پیامبران اولوالعزم و پیامبرانی که مبلغ آن ها بودند
    و بعد بعثت خاتم النبیین حضرت محمد مصطفی(ص)
    معجزه این پیامبر خاتم (ص) قران هست. که ما به معجزه بودن آن و وحیانی بودنش ایمان و باور داریم و اینکه هیچ کس نمیتونه آیه ای مانند آیات قرآن بیاره
    در همین قرآن به پیامبر دستور داده میشه بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل لما بلغت رسالته
    اگر اشتباه نکنم در این لما نوعی حالت تاکید هست. یعنی اگر این پیام رو به پیروانت ابلاغ نکنی به هیچ عنوان رسالتت رو انجام ندادی. در حالیکه تا اینجا رسالت ۲۳ ساله رسول خدا پر بوده از مجاهدت و تلاش برای گسترش دین اسلام و افراشتن پرچم توحید( برپایی کلمه توحید یقینا اولین هدف ار بعثت ائمه است) پس این پیام مهم چیه که همه تلاش پیامبر به ابلاغ اون مربوطه:
    واقعه غدیر و اعلام امیرالمومنین علی (ع) به وصایت و امامت بعد از پیامبر(ص)
    بعد هم حدیث ثقیلن رو داریم که بر مبنای نص صریح حدیث قرآن و سنت تا روز محشر از هم جدا نخواهند شد و این یعنی که زمین هرگز از حجت خدا خالی نخواهد بود
    در واقع امامت و تعیین امام بعد از شهادت امام بعدی موید همین مطلبه. تعینن امام هم با دستور خداست و نه تشخیص بندگان خدا
    هر چند سیره ائمه واحد است و بر مبنای تعالیم حضرت حق اما از آنجا که ائمه در تمام دوره ها مامور به حفظ ثبات اجتماعی بودند این اجام وظیفه اشکال متفاوتی به خودش گرفته
    زمانی سکوت مولا علی، زمانی صلح اما حسن(ع)، زمانی قیام مولایمان حسین(ع)، زمانی نشر تعالیم در قالب مناجات های زیبای صحیفه سجادیه، و زمانی هم زندگی در محدودیت و حصری که حکام زمان برای ائمه ایجاد می کردند و البته ائمه به تدریج شیعیان رو برای غایب بودن امام از میان مردم آماده می کردند.
    و حالا ما در عصر غیبت زندگی می کنیم. هر چند زمین از حجت خدا خالی نیست اما این حجت الهی همچون خورشید پشت ابر است و …
    ولایت فقیه در دوران غیبت همان حصن حصین الهی است که به شیعیان فرصت می دهد در دوران غیبت معصوم به ائمه دینی و ولایت فقیه مراجعه کنند که البته سازوکارهای خودش را دارد

    چقدر حرف زدم…
    آقای صفای بزرگوار لطف اصلاح کنین اشتباهاتم رو

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۰:

    سلام
    چندتایی اشتباه لپی دارم:
    تعیین امام بعد از شهادت امام قبلی
    برپایی کلمه توحید یقینا اولین هدف ار بعثت انبیا
    لما بلغت رسالتک

    باید ببخشید
    موقع تایپ سرم شلوغ بود

    [پاسخ]

  25. امیرعلی صفا گفت:

    به مهرداد :

    شما از یکسری افراد اسم بردید بدون ذکر دلیلشون . من بیشتر دوست دارم اینجا بحث منطقی مطرح بشه نه بحث شخصی و نقلی. شما مثلا بفرمایید به این دلیل مشکل داره ولایت فقیه(حالا با استفاده از نظراتی که دیدی) و من در حد خودم جواب بدم. اما به هر حال مگر در رساله‌ی حضرت امام در مورد ولایت فقیه حرفی زده شده ؟ اصلا مگر در این نوع موارد در رساله عملیه حرف می‌زنن.واقعاً این حرف از شما بعید بود.
    اما
    اولی رو که متوجه نشدم منظور شما کدوم آیت الله سیستانی هست . اما اگر آیت الله سیستانی که مرجع هستن رو می‌گید
    اینجا رو مطالعه کنید :
    http://www.porseman.org/q/show.aspx?id=95428
    در مورد باقی هم باید بگم شما وقتی ذکر می کنید بزرگان دینی، باید قبول کنیم بحث در مورد مجتهدین مسلم هست و کسانی که منبع هستن ملاک قرار می‌گیرن والا اگر بنای به اینجوری باشه که نظرات بسیاری متفاوتی در سایر ابواب فقه هم وجود داره .
    پس اول منابعی مورد وثوق اکثریت که این نوع دیدگاه رو دارن :

    »صاحب جواهر (قرن ۱۳ ه ق ) : «کسى که در ولایت فقیه تردید کند، طعم فقه را نچشیده و رمز کلمات ائمه معصومین(ع) را نفهمیده است.» (جواهر الکلام ج۲۱ ص ۳۹۵ )

    »محقق اردبیلی : فقیه جامع الشرایط ، خلیفه و جانشین امام معصوم است .
    »آیت الله بروجردی : «ما فقیه را در قدرت و اختیار، تالی تلو (جانشین بسیار نزدیک) امام معصوم علیه السلام می دانیم.»

    »شیخ مفید : «هرگاه سلطان عادل (امام معصوم) غایب باشد، فقیهان عادل ـ که دانشمند، با فضیلت و دوراندیش باشند ـ همانند امام علیه‏السلام ولایت دارند.» (مقنعه، ص ۶۷۶)

    »آیت الله العظمی بروجردی (ره) : «اگر کسی ولایت فقیه را مردود بداند، نه تنها منکر فقه تشیع بلکه منکر ضروری فقه اسلام است .» ( ولایت فقیه،احمد آذری قمی ص ۲ )

    و بعد مجتهدین مسلم که من نمی‌‌دونم چجوری شما با جسارت از آیت الله مکارم اسم میارید. اینکه من رو بجای حرفهای کاملا واضح الان ایشون به مکاتبات مجلس خبرگان رفرنس می‌دید خیلی عجیبه. یعنی ایشون الان العیاذ بالله تحت تاثیر هستن؟ خوب درسته من هم بگم شما هم مراجعه کنید به دفاعیات جناب صانعی در اول انقلاب از ولایت فقیه!!!

    بعد سایر مراجع مسلم مثل حضرت امام، آیت الله اراکی، آیت الله فاضل لنکرانی، مرحوم ‌ایت الله بهجت، حضرت آقای مکارم شیرازی و … که کاملاً واضح هست نظرشون.

    اما جناب وحید خراسانی ، فکر می‌کنم بعد از اون سخن این بزرگوار که حفظ نظام از اوجب واجبات است، دیگه جایی برای بحث نمی‌مونه. (همین جمله رو با اسم ایشون سرچ کنید) و کاملاً واضحه نظر ایشون در مورد ولایت فقیه چی هست. به همون لینکی که بالا دادم مراجعه کنید.

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۱۳:

    حضرت آقا
    اینقد بعد از هر حرف بنده یه تبصره نزنید که منطقی بود یا نبود!
    بذارید خود خواننده هاتون قضاوت میکنن
    اینقد حرف تو دهن کسی نذارید

    ۱- شما هنوز جوابهای بنده رو ندادید! مساله عصمت امام و پیامبر و معصوم نبودن هرکسی جز آنها را چرا درست پاسخ نمیدهید؟ چطور میشود ولایت (به آن معنی که شما تبعیت محض میشمارید نه به معنی رجوع به کارشناسان دین در صورت نبود نبی و امام) همان ولایت رسول الله باشد در صورتی که غیر رسول معصوم نیست؟

    ۲- عمده ی نظراتی که نوشتید از بزرگان دینی ناظر به ولایت فقیه است اما شما گویی یک چیز را به خطا میروید، آن ولایت فقیه که آنجاست با اینکه ما امروز میشناسیم تفاوت بسیار دارد دوست من! سرپرستی و مرجع بودن فقها بعد از عصمت امری معقول است، چرا که آنها کارشناسان دین هستند و رجوع به نظر انها منطقی است، بیرون کشیدن آنچه که ما از ولایت فقیه میفهمیم با آنچه امثال صاحب جواهر حتی در همین جمله گفته اند نشدنی است. یک خلط کلامی است، یک عنوان با دو معنای ماهوی متفاوت!

    ۳- انچه که عموم بزرگان بر آن تاکید داشته اند این است که بعد از نبی و امام باب فقهات و فهم دین بسته نیست و فقیه این کار را انجام میدهد، منتها شما حکومت فقیه را از ولایت فقیه بیرون میکشید و آن را دقیقا با ولایت فقیه یکی میگیرید!

    ۴- وقتی جناب مکارم شیرازی استدلال میکند که این حکم به این صورت در قانون به بد جاهایی ختم میشود (به گمانم صدق گفتارشان امروز مشهود است!) دقیقا یعنی اینکه این تئوری یک تئوری تنها و تنها برای حکومت اسلامی است، نه دخلی به ذات دین دارد، نه ربطی به استمرار ماهوی امام در ولی فقیه!

    ۵- در مورد شعار دوستانتان مبنی بر مرگ بر ضد ولایت فقیه در حضور جناب وحید خراسانی حرف نزدید؟ اساسا وقتی چند فقیه به اینگونه در هم میروند که طرفداران یکی در جلسه دیگری شعار مرگ سر میدهند چگونه است که این اصل هم میشود اصل مسلم دینی و هم آن فقیه که به اقرار همه و شما البته که شیخ الفقهاست متهم است به غیر آن؟! جناب شریعتمداری و رهبری نصیحتشان میکنند؟ اگر بفرمایید که ایشان گول خورده بودند و دروغ را باور کرده بودند که اساسا اینقدر با این حرف تیشه به نظرات خود زده اید که حد ندارد! فقیهی بزرگ مانند جناب وحید به همین راحتی گول میخورد؟

    ۶- وقتی به فرض صحت همه حرفهای شما این پایگاه این قدر عظیم الشان و جزو مبتدیات دینی است چطور میشود که توضیح نمی دهید رهبری حال حاضر چرا در سال شصت و هشت غیر قانونی و بدون داشتن شرط مرجعیت رهبر شدند؟ اصل فقاهت مهم نبود؟

    ۷- شما میتونید از دفاع آقای صانعی بگید اما این گفتن به نفع بنده است نه خودتون! چرا که همین چرخشهای طبیعی در این مساله نشون از مسلم نبودن اون داره که اتفاقا همه بزرگان دینی میدونن که این مساله بسیار قابل بحث بوده و هیچ گاه هیچ چیز مسلمی محسوب نمیشده و امروز تنها به لطف قدرت داشتن آقایون اینقدر پر رنگ شده

    ۸- اتفاقا لینک پرسمانی که گذاشته اید دقیقا موید نظرات بنده است اما شما گویی همان را هم خوب به معنای موشکافانه نمی خوانید! دقیقا آقایان سیستانی و … دارند میگویند که اگر بنا بر نظر کسی که حکومت در دست دارد قوام جامعه حفظ میشود باید به ان گوش کرد! این دقیقا یعنی هدف قوام جامعه است، نه تبعیت محض از یک نفر! این به این معنی است که میشود با آن مخالف بود اما به دلیل حفظ اجتماع رعایت کرد! کجا همچین چیزی را با ولایت رسول یکی میکنید؟ حتی قئام جامعه را میتوان از طریق دیگری هم کسب کرد، کما اینکه خود جناب سیستانی امروز راه دیگری میروند و نیازی به بودن در راس حکومت نمی بینند!

    ۹- دوست من، شما میتونی بگی من این تئوری رو قبول دارم یا ندارم، اما وقتی اون رو به ذات دین بردی دیگه میشه یه مساله دینی و اتفاقا حرف نزدن مراجع از اون تو رساله هاشون به همین معنی هست به نظر من که این مساله خیلی فرعی و جنبی هست و ماحسب شرایط زمان و روز تغییر میکنه، نه اصلی در دین هست و نه حتی فرعی، یک روش برای جامعه داری دین داران است….

    ۱۰- مجددا یادآوری کنم که در بسیاری نقل قول ها با ادبیات مراجع اگر آشنا باشیم یقینا به این خواهیم رسید که این ولایت فقیه که ما امروز می فهمیم و بر سرش بحث میکنیم به معنای همان جملات معروف ماست سیاه است و هرچی در هر زمینه ای آقا بگه، هیچگاه تو نظر بزرگان دینی نبوده…

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۲:

    :)
    ۱) هرگز کسی قائل به این نیست که “جانشین” دارای تمامی ابعاد یک “اصیل” هست. چرا که اگر می‌بود دیگر چه تفاوتی میان اصیل و جانشین. اما جایگاه جانشین همان جایگاه اصیل هست. و اساساً جانشین برای پر کردن خلاء ناشی از نبود “اصیل” هست و برای تدام راه و یک امر ناگزیری است و باز تاکید می‌کنم نه یک امر ایده آل.

    ۲و ۳) ایکاش همانگونه که از کلی بودن اطلاق ولایت فقیه گفتید، به صراحت کلام محقق و شیخ مفید و آیت الله بروجردی هم توجه می‌کردید. عین کلام ایشون رو بخونید دوباره. دقیقاً همون چیزی هست که من دارم می‌گم.

    ۴) عین کلام محقق و شیخ مفید و سایرین و عین کلام الان جناب مکارم مهم نیستن ولی کلامی که قبلاً آقای مکارم گفتن مهم میشه؟ یا ایشون رو قبول دارید که دارید استتناد می‌کنید یا خیر. اگر دارید که باید الان هم برای شما ملاک باشه، اگر نه اساس استناد کردن شما به ایشون بی ربط هست. شما هر وقت حرفی موافق با فکرتون بود می‌پذیرید وقتی نبود خیر. در مورد صانعی هم همچنین. قبلاً‌نش رو براتون مهم نیست و الانش مهم میشه.

    ۵) نمی‌دونم شمایی که رگه‌های قوی از عدم سطحی نگری در کلامتون دیدیم چرا یهویی می‌زنید به سطحی نگری. اینکه در یک جایی افرادی اشتباهی کردن دلیل میشه؟

    ۶) وقتی شما تفاوت “اجتهاد” رو با “مرجعیت” نمی‌دونید من در مورد چی با شما بحث کنم.

    ۷) به پاسخ ۴ مراجعه کنید

    ۸ ) یعنی الان شما بحث ولایت فقیه رو قبول کردید و فقط بحثتون سر “مطلقه” بودن یا نبودنش هست که به نظرات مراجع مخالف بحث مطلقه بودن ولی فقیه استناد می‌کنید؟ اگر به همون هم استناد بکنید متوجه می‌شید که می‌گن در صورت برقراری حکومت دینی وظیفه‌ی ما دفاع و حفظ اون هست.

    ۹) مهرداد جان، عزیز دلم ، یعنی واقعاً شما نمی‌دونی رساله‌ی عملیه فقط حاوی چه چیزهایی هست که استناد می‌‌کنی چرا ولایت فقیه در رساله ها آورده نشده ؟ اتفاقاً چون اعتقادی هست در رساله آورده نشده و اساساً نظرات که جای خود مگر حتی همه‌ی فتاوای یک مجتهد در رساله‌اش آورده میشه.

    ۱۰) عجب ! این جمله‌ی شیخ مفید “هرگاه سلطان عادل (امام معصوم) غایب باشد، فقیهان عادل ـ که دانشمند، با فضیلت و دوراندیش باشند ـ همانند امام علیه‏السلام ولایت دارند” و این جمله‌ی جناب بروجردی :”ما فقیه را در قدرت و اختیار، تالی تلو (جانشین بسیار نزدیک) امام معصوم علیه السلام می دانیم” در قبال چیزی که الان وجود داره ، مصادق ماست سیاه هست میشه؟

    [پاسخ]

  26. با عرض ادب و احترام خدمت شما

    سایت زیبایی دارید خوشحال می شویم با هم تبادل لینک داشته باشیم

    آدرس ما: http://www.alghameh133.ir

    چنانچه با تبادل لینک موافق بودید ما را با نام پایگاه اینترنتی علقمه لینک کنید و خبرمان کنید تا در اولین فرصت لینکتان کنیم در کمتر از ۲۴ ساعت لینک خواهید شد در صورت قبول تبادل لینک

    موفق باشید

    یا علی

    التماس دعا

    [پاسخ]

  27. م.طاهري گفت:

    سلام بزرگوار

    خیلی التماس دعا

    [پاسخ]

  28. مهرداد گفت:

    چند سوال:

    ۱- شما قائل به نظریه کشف هستید یا نصب؟

    ۲- کارکرد مجلس خبرگان چیست؟ سپر رهبری بودن یا ناظر رهبری؟ اگر ناظر است که چرا رییس ان میگوید حافظ رهبری هستیم؟

    ۳- اگر فقیه به هر دلیل سقوط کرد به واسطه این همه قدرتی که در دست دارد حق اعتراض و امکان اعتراض را از دیگر فقها و مردم گرفت چه باید کرد؟

    ۴- اساسا چطور باید تشخیص داد فقیه سقوط کرده؟ و اگر مرجعی به عنوان مثال آقای دستغیب، منتظری، صانعی، بیات تشخیص دادن که فقیه بر مدار دین نمیرود چه باید کرد؟

    ۵- تکلیف دینداری کسی مانند جناب وحید که با ولی فقیه دیدار نمیکند چیست؟ ایشان دین را نمیفهمند یا ولی فقیه را؟ مشکل کجاست؟

    ۶- آیا گمان نمیکنید بسیاری جملات مانند حفظ نظام و …. به دلیل حفظ دین است نه ولایت فقیه؟ آیا فکر نمیکنید این نظام اینقدر خود را با دین گره زده و اینقدر بافته و در هم تنیده که رفتن ان اساسا ضربه جدی به دین میزند و این به معنای خوب بودن الزامی ان نیست؟

    ۷- چرا فکر میکنید حکومت دینی همان دین است؟ آیا به صرف مثلا جاری کردن حد که خود میتواند شکلهای تنبیه گونه ی دیگری داشته باشد حکومت دینی برابر خود دین میشود؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۰۹:

    ۱) شما به اساس ولایت فقیه اعتقاد داری که من بگم کشف هست یا نصب؟

    ۲) سپر ولایت فقیه بودن وظیفه‌ی مجلس خبرگان هست. (البته هنوز شما در بحث مبنایی قبول نکردی که ما وارد قانون اساسی بشیم)

    ۳) اولا چنین فقیهی دیگر فقیه نیست و خود به خود از ولایت ساقط می‌شود. در ثانی در اون موضع شخص من همپای تو تا حد مسلحانه مقابله می‌کنیم ولی فعلا مردم توهمی رو که امثال شماها در ذهن دارید خنثی کردن با حضور اکثریتی در پای صندوق‌های رای مجلس خبرگان که بازم شما اشاره نمی کنی در این مورد

    ۴) بحث در مورد مبنا رو هنوز به جایی نرسوندی وارد قانون شدی اما اینکه مرجعی سقوط کرده یا خیر، به عهده‌ی شورای نگهبان و یا اجماع فقهاست! هر موقع اجماع داشتن بسم الله بیا بگو تا ما هم مقابل وایسیم. اما فعلا هم مردم مقبولیت رو تایید می‌کنن . هم مجلس خبرگان و اجماع فقها مشروعیت رو

    ۵) شما نیازی نیست توهمات خودتون و بی‌بی سی و قضایای محسن خراسانی رو به پای حضرت استاد بگذارید. اگر منظور جناب خراسانی هست که در واقعیت وجود داره ،‌در مورد نظام حرفهای کاملا واضحی دارن از جمله حفظ نظام رو اوجب واجبات می‌دونن و آخرین جمله‌ی ایشون راجع به شخص امام خامنه ای رو هم از اینجا می‌تونید ببینید:
    http://rovatehadis.com/archives/7487

    ۶و ۷) بازم می‌گم برای سنجش میزان یک چیزی باید به معیار مورد وثوق مراجعه کرد. یا اجماع فقها ، یا مقبولیت مردمی. نه شخص تو معیار اسلام هستی و نه شخص صانعی که بر خلاف اکثر فقهای شیعه نظرات شاذ‌ دیگری هم دارن و نه هیچ شخص دیگه.
    اینکه این حکومت از نظر اسلامی الان چطوری هست، با مراجعه به اجماع فقها میشه تشخیص داده بشه. که کاملا توضیح دادم اجماع الان روی چی هست
    http://www.ahestan.ir/?p=6830

    [پاسخ]

  29. مهرداد گفت:

    یک بار دیگر حرفی که از شیخ مفید گذاشته اید را بخوانید! آن جمله داخل پرانتز هم که یا خودتان اضافه کرده اید یا هر کس دیگر حذف کنید! بعد روشن تر میشود که این جمله هم دقیقا تایید حرف بنده است! یعنی جناب شیخ مفید تصریح میکنند اگر سلطان عادل نبود فقیه عادل و با فضیلت میتواند حکومت کند ، کاری که جناب سیستانی در عراق هم میکنند بسیار شبیه همین است وگرنه ایشان اینقدر طرفدار دارند که بخواهند اقدام کنند برای حکومت رسمی…

    جدایش بین امام و سلطان را خود شیخ مفید انجام دادن و نیازی نیست کسی اون پرانتز اضافی رو به جمله پیوند بزنه و معنی رو عوض کنه….

    شیخ مفید رسما داره میگه حکومت کردن نکردن فقیه در درجه اعتبار اولیه نیست، همین یعنی یک چیز کاملا بسته به شرایط روز دارد، نه ذاتی در دین دارد و نه بسیاری اوقات نیازی به آن است….

    حالا بنده خدا شیخ مفید نیستند که ببینند اساسا امروز ولایت فقیه ترجمه میشود به حرف حرف منه! هرچی من بگم! هرکی علیه من حرفی بزنه جایگاهش در دوزخ است! دوزخ دنیا و عقبی! دنیایش را خودمان ردیف میکنیم با اوین! به دفتر بقیه حمله میکنیم! هرکه تعریف کرد میشود آیت الله العظمی هرکه گله کرد میشود شیخ!

    نیستند ببینند یکی مثل دستغیب چه بلایی سرش می آید و چطور به مدرسه اش حمله میشود و قفل میشود و حتی یک مسجد هم در تهران که اندکی خط سیاسی دینی اش متفاوت است توسط نیروهای ولی فقیه فتح میشود!!!! حتما از جریانات مسجد امام صادق صادقیه خبر دارید….

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۵۵:

    مهرداد اگر بخوای وارد مصداق‌ها بشی منم مجبورم به برخی وحشی‌گری‌های شاگردان دستغیب اشاره کنم. مصادیق رو بی‌خیال. چون هر دوی ما قبول داریم هر تندروی محکوم هست.
    اینکه ولایت فقیه امروز به چی ترجمه می‌شه رو شما در حد نیستی که بتونی تشخیص بدی. منم در این حد نیستم. مردم تشخیص می‌دن که در پای صندوق‌های رای مجلس خبرگان نشون داده شده اکثریت موافق ولایت فقیه هستن. (که نمی‌دونم چرا شما ترجیح می‌دی اصلا در این مورد حرفی نزنی)

    در مورد شیخ مفید هم یا شما بسیار زیرکانه بحث مقبولیت و مشروعیت ولایت فقیه و ارتباطش با سلطان عادل رو نادیده می‌گیری یا اصلاً متوجه نیستی که این بحث داره چی می‌گه./
    توضیح کوتاه اینکه سلطان عادل تنها کسی هست که به حلال و حرام دین آگاه باشه و الا چجور می‌خواد عدالت رو اجرا کنه پس نوعی از سلطان عادل همون ولی فقیه هست که البته نیاز به مقبولیت مردمی هم داره والا میشه مثل آقای سیستانی در عراف. در ثانی این بحث برای زمانی بوده که اصلاً تصور نمی‌شده بتونن ولایت فقیه رو حاکم کنن. (به پی‌نوشت دوم همین پست مراجعه کن)

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۰:

    بله شما تشخیص میدی ما دیگه چیکاره ایم!!!

    شیخ مفید هم خیلی روشن داره حرفش رو میزنه! من خیلی خنگ اینقدر زیرک نیستم! حرف ایشون اینقدر روشن هست که نیاز به زیرکی نداشته باشه!

    داره در مورد سه تا چیز حرف میزنه: سلطان عادل! فقیه! امام!

    آهان: حالا شد “نوعی” از سلطان عادل همون ولی فقیه هست؟! تا الان که به جای سلطان عادل تو پرانتز نوشته بودی( امام معصوم!!!)

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۲:

    سلطان عادل ستم نمیکنه، مالیات و خراج زیادی نمیگیره، خون مردم رو تو شیشه نمیکنه، ستمگرها رو اجازه میدون داری نمیده، به حقوق فقرا رسیدگی میکنه، دعواهای مردم رو درست رسیدگی میکنه و ….

    اینا نیازی به دیندار بودن نبودنش هم آنچنان نداره، دیندار بود بود نبود نبود….

    اسم این میشه سلطان عادل…

    شما دوست داری یه چیز دیگه بخونی خودت میدونی اما شیخ مفید خیلی روشن داره حرف میزنه

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۳:

    عجب ! طبق حرف شما امکان داره که یک سلطان عادلی وجود داشته باشه که حتی دین هم نداشته باشه.
    انوقت عدالت تعریفش چی هست دقیقاً ؟ والا تا اونجایی که ما خبر داریم عدالت در اسلام یعنی “عدم گناه کبیره و عدم اصرار بر گناه صغیره‌”

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۹:

    شما در پیچاندن حرفها تبحر دارید
    تبریک میگویم!

    العدل اساس الملک!

    حتما شنیده اید! چه معنایی از آن برداشت میکنید! اینکه اساس ملک آن است که گناه کبیره نکنیم و به صغیره اصرار نکنیم؟!

    دوست من، مانند ماهی ِ لیز! از زیر بحث فرار میکنید! تا چند لحظه پیش در نوشته خودتان سلطان عادل را ترجمه کرده بودید امام معصوم! بعد که دیدید این نقل با نوشته ی من به ضررتان میشود! ترجمه اش کردید به نوعی از ولی فقیه! بعد که میگوم مگر بنده خدا بلد نبود خودش حرف بزند و مگر به این روشنی خودش نگفته که حرف در دهانش میگذارید میگویید سلطان عادل کیست؟ میگویم فلان کس سلطان عادل محسوب میشود، حالا به فرض هزار گناه ضخصی هم داشته باشد، خودش میداند و خدای خودش، شما که در دل و جان کسی نیستید که کبیره صغیره اش را بسنجید!!!! می ماند نحوه ی سلوک او با مردم زیر دست، عموم سلطان ها هم در گذشته همچین بی گناه نبودن و شیخ مفید خودش خوب میدونه که معنی عدالت اینجا چی هست و دقیقا میشه فهمید که منظور نوع رفتار با مردم هست! حالا به فرض سلطان عادل گاه شرابخوار هم باشد! مشکلی ایجاد نمیکند در زمانه ای که سلطان ها شرابخوارند و عده ای از آن ها خون مردم را هم در شیشه میکنند! همین که با مردم مهربان باشی نامش را میگذاشتند سلطان عادل! یه چیز در حد همین رییس جمهور و امثال اون در زمان ما… قدیس نیستن اما میشه مدیریت کنن!

    با این همه عملا به نتیجه رسیدم که بحثهامان به بن بست رسیده..

    بیشتر از این مزاحم نمیشوم
    با اجازه

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۰۶:

    من بحث رو به بن بست رسیده نمی‌‌دونم. ولی شما برو یه خورده فکر کن ببین معنی گناه چیه و از نظر اسلام وسعت گناه به چه حدی‌است و به اجتماعی و شخصی تقسیم میشه یا نمیشه. بعد با خودت مرور کن این کامنتت رو .
    دقیقا معنی عدل همین است : “گناه کبیره نکردن و عدم اصرار بر گناه صغیره”. و سلطان عادل یعنی کسی که اینگونه باشه.
    خوب شما اگر در استدلال کم آوردی مشکلی نیست، به بحث ادامه نده ولی با خودت مرور کن مطالب رو

    [پاسخ]

    ... پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۵۱:

    آقای صفای عزیز ، خوب است برای درک معنای عدالت نگاهی به نظر استاد شهید مطهری هم بیندازیم :
    “این بود که دو دسته در میان علماى اسلامى‏ به وجود آمدند، یک دسته طرفدار حسن و قبح عقلى شدند و گفتند فرمان شارع تابع حسن و قبح و صلاح و فساد واقعى اشیاءاست، و دسته دیگر منکر حسن و قبح عقلى اشیاء شدند و گفتند حسن و قبح اشیاء تابع دستور شرعى است.
    درباره عدل وظلم هم که مربوط به حقوق و حدود مردم است و یک موضوع اجتماعى‏است این حساب پیش آمد.مطابق نظر عدلیه، در واقع و نفس الامر حقى هست‏و ذى حقى، و ذى حق بودن و ذى حق نبودن خودش یک واقعیتى است، قبل از آن هم که دستور اسلام برسد حقى و ذى حقى بود،یکى به حق واقعى خود مى‏رسید و یکى محروم مى‏ماند، اسلام آمد و دستورهاى خود را طورى تنظیم کرد که هر حقى بهذى حق خودبرسد، اسلام دستورهاى خود را مطابق حق و عدالت تنظیم کرد.عدالت‏یعنى‏«اعطاء کل ذى حق حقه‏» .حق و عدالت امرى است که اگراسلام هم دستور نمى‏داد باز حقیقتى بود و حقیقت بودنش طورى نمى‏ شد …
    …یک سبب گمراهى مردم جاهلیت همین بودکه قوه درک خوبى و بدى از آنها سلب شده بود و هر قبیح و زشتى را تحت عنوان دین قبول مى‏کردند و نام امر دینى و شرعى ‏روى آن مى‏گذاشتند.قرآن کریم این جهت را از آنها انتقاد مى‏کند و مى‏گوید شما باید اینقدر بفهمید که کارهاى‏زشت در ذات خود زشتند و ممکن نیست‏خداوند کار زشتى را تجویز کند و به او دستور دهد.زشتى یک چیز کافى است براى اینکه شما بفهمیدخداوند به آن امر نمى‏کند.مى‏فرماید: «و اذا فعلوا فاحشه قالوا وجدنا علیها آبائنا و الله امرنا بها قل ان الله‏لا یامر بالفحشاء اتقولون على الله ما لا تعلمون، قل امر ربى”
    دوست عزیز طبق این نظر خوبی و بدی وجودی مستقل از دین دارند ، در نتیجه انسان قائل به خوبی و بدی و فاعل به آن هم می تواند وجودی مستقل از دین داشته باشد ، چه که اصل دین هم در حقیقت تحقق عملی آنست نه اعتراف زبانی ! بنابراین ، دوست خوب من بله ، شخص بی دین هم می تواند عادل باشد ! در اینجا منظور من از دین اسلام است ، اگرچه می توان ان را تعمیم داد !
    با تشکر از صبر و تحمل بالایتان و مهمان نوازیتان

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۰:

    بله اون زمان ولی فقیه نمی تونسته حاکم بشه

    شیخ مفید اما نمیگه سلطان عادل غلط کرده نشسته اون بالا، میگه اگه سلطان عادل نبود فقیه میشینه….

    میتونست بگه حق با فقیه هست، الا و بلا باید فقیه حکومت کنه و سلطان عادل یا غیر عادل حق اون رو غصب کرده و غلط کرده که غصب کرده!

    حرف تو دهن من که هیچ تو دهن شیخ مفیدم میذاری!

    بنده خدا خودش روشن گفته تو هی بپیچون

    ضمن اینکه اگه بخوایم تغییر شرایط رو ملاک بذاریم همونطور که گفتم همه ی اون نقل قول ها بنا بر طبیعت کلی معنای فقیه اون چیزی که ما امروز از ولایت فقیه رو با گرایش بسیار پر رنگ در حکومت داری آن هم با دخالت در ریزترین شوون حکومت معنی نمیداده… منظور حضرات گذشته صرف مرجع بودن امور دینی میشده و ولایت رو به معنای نافذ بودن امر فقیه در دین میدونستن… دقیقا از نقل قولهای شما هم این بر میاد

    جناب سیستانی بارها گفتن که از همه حمایت میکنن و آرامش عراق رو میخوان و …. نمی تونستن خودشون قیام کنن؟ اتفاقا ایشون بسیار هم مقبول هستن تو عراق! بسیار هم متنفذ!

    چرا ایشون تو هیچ انتخاباتی شرکت نکردن که معلوم بشه مقبولیت دارن یا نه؟

    چرا اساسا در باب این مساله به این عظمت که وصل به خدا میشه ایشون هیچ بحث منتشر شده ی مکتوب مستدلی ندارن و عموم نقل قول ها هم از ایشون بر خلاف چیزی هست که ما داریم؟

    ایشون بلد نیستن به وظیفه عمل کنن؟ هیچ سعی نکرده اند برای حکومت!!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۸:

    حالا دیگه فقهای ایران که بحثی توش نموند،‌برو سراغ عراق .
    شما جواب بده به من چه جوری یه سلطان عادل می‌‌تونه غیردین‌دار باشه ؟

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۵۸:

    برایتان مثال زدم:

    مانند ماهی لیز که در دست لیز میخورد، در بحث لیز میخورید…. از هر دری به دری دیگر ….

    شما بمانید و دوستان
    بنده بیشتر از این ها مزاحم نمیشوم

    شبها که سر بر بالین میگذارید
    بار دیگر باخود بیاندیشید:

    آیا در عاشورا کسی هلهله کرد؟
    آیا من که میدانم آن فیلم را نصفه میگذارم تا نتایج دلخواهم را بگیرم و نه اینکه حقیقت را کشف کنم بر راه صلاحم؟ به خاطر دنیای که اینگونه چشم بر اغاز ها بسته ام؟ خدای را چه پاسخی دارم دقیقا بر سر همین واقعیاتی که جلوی چششم از آنها فیلم هست؟
    با خود فکر کنید چرا دوستان من باید به دستغیب حمله کنند؟ و بعد از دفاع هوادارن دستغیب چرا من باید دفاع و سنگ زدن آنها را بکنم اصل قصه و نه فرع قصه؟ تنها برای خوشایند دوستانم؟ برای کدام حقیقت؟ برای خدا در قبال همین کار چه دارم که بگویم؟

    آیا این حق نیست که میپوشانم؟
    آیا انکار بسیاری چیزها که از آن فیلم هست برای دنیای من است یا عقبی؟

    با خود بگو دوست من
    بعد از این نوشته هم بیا و به من بگو تو خودت اینکارا رو بکن
    باشه منم این کار رو میکنم

    منتها فیلم ها رو کسی نمیتونه عوض کنه!

    الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون

    قران اشاره میکند که: ما کذب الفواد ما رای….

    یک معنایش هم همین است، دل تکذیب نمیکند آنچه را که می بیند!

    شاید زبان تکذیب کند، دل را اما چه کنیم! شبها از دل بپرس بر سر همه فیلم ها! همه را بار دیگر ببین! نخواه که دهنیت ها و زبانت جواب بدهد! بگذار دلت حرفت بزند!

    یا علی

    بابت هر حرف تندی عذر میخوام

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۳:

    من عرض کردم هر کسی ابتدا برخورد تند کرده محکوم هست ولی شما اصرار داری که در هیچ اتفاقی نیوفتاده و واکنش سبزها فقط عکس العملی بوده در مقابل
    اما روز عاشورا یک بسیجی توسط سبزها دقیقا مثل ارباب بسیجی‌ها مولا حسین برهنه شد …
    اینم فیلم
    http://cry25.persianblog.ir/post/15

    و این وحشی گری‌هایی که دوستان شما و همه‌ی ما با چشمان خودمون دیدیم، سبزها انجام دادن
    http://www.ahestan.ir/?p=3165

    حالا شما از بحث ولی فقیه کم میاری دوباره می‌ری به بحث دو تا مامور نیروی انتظامی که طبیعتاً در فضای آشوب ممکنه خطایی هم ازشون سر بزنه ، دیگه اون برمیگرده به شما نه من !

    [پاسخ]

  30. مصطفی گفت:

    سلام دوست عزیز و بزرگوار
    امیدوارم حالتون خوب باشه و ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید.
    ولادت حضرت علی(علیه السلام)رو به همه ی پدران خوب و مهربون و بعد خدمت شما تبریک عرض میکنم.

    اگه خدا بخواد و توفیق باشه امشب راهی اعتکاف و ملتمس دعای همه ی شما خوبان هستم.

    با پست(ای کعبه!)منتظر حضور و نظرهای گرمتون هستم.

    اللهم عجل لولیک الفرج

    ایشالله شهید شی.
    شهادت بنده ی حقیر
    التماس دعا

    [پاسخ]

  31. از شما جناب آقای صفا و شما دوست خوبم رهرو جان تشکر که بنده را تحمل کردید. می دونم حسابی رو اعصاب شما لی لی رفتم. :mrgreen:

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۸:

    من که اعصابم از فولاده
    آقای صفا رو نمیدونم

    تازه لی لی مگه بده؟ نوستالژی داره
    مثه قایم موشک و اون نمایش عروسکی که ترب رو از زمین می کشیدن بیرون:) یادته که؟ :mrgreen:

    بعد هم بالاخره با این شکلکه آشتی کردی :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen:

    [پاسخ]

  32. مهرداد گفت:

    شاگردان دستغیب بهشون حمله شد و اونا هم در دفاع سنگ زدند و …. برای بار چندم میگویم:

    اتفاقات را از ابتدا نگاه کنید نه از وسط!

    اون جمعیت با اون تشکیلات دم در مسجد جناب دستغین رفته بودن سلام بدن خدمت حضرت ایشون؟

    از وحشی گری شاگردان ایشان گفتن شما دقیقا مانند سند فیلم اوردن شماست از روز عاشورا!!!

    لینک فیلمهایی که در آن به وضوح شروع کننده درگیری مشخصه رو حذف میکنی و بعد میگی چرا پاسخ متقابل داده شده!!!

    اسمش رو هم میذاری وحشی گری!!

    این فهم شما از وحشی گری فقط در پاسخ متقابل به یک حمله به کار می یوفته!!

    با تعبیر شما ما هم در جنگ قاتل بودیم که عراقی میکشتیم؟ بمب میزیدیم؟ به همین روال حضرت امیر و رسول هم ….. ها؟

    بابا میشه گفت دوستای من اشتباه کردن که به فرمان نماینده آقا تشریف بردن که جرثومه ی فساد آقای دستغیب رو به جرم اعتراض به رهبری بر بکنن!! اینطوری میتونیم بهتر حرف بزنیم!

    چرا دوستان من هرجایی سنگ میندازن به صورت ناگهانی گروه گروه دوستای شما وایسادن پس؟؟؟؟؟

    عجیب نیست برا شما؟

    [پاسخ]

  33. مهرداد گفت:

    حرفها و سخنرانی پر تب و تاب جناب ولدان پشت در مسجد جناب دستغیب رو دوست ندارید به یادتون بیارم نه؟

    اگه حذف نمیکنید فیلم بذارم! لینک فیلم!

    http://www.youtube.com/watch?v=G_3Yovz94kA

    اینا اومدن ماهیگیری؟
    بنده خدا ها داشتن رد میشدن که سنگ خوردن؟؟؟؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۴:

    عرض کردم هر برخورد تندروانه‌ای غلط هست ولی شما این عکسها رو هم ببین.
    اگر یه کاری اشتباه هست که هست، واکنش همون نوع به اون کار هم اشتباه هست

    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=60604
    و این فیلم رو هم
    http://zelzeleclip.mihanblog.com/post/119

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۰۱:

    کار غلط!!! :))))

    چقدر کاریکاتور گونه حرف میزنید دوست من!

    حمله وحشیانیه ی به معنی واقعی اوباش رو با لفظ بسیار بسیار محترمانه “کار غلط” تعبیر میکنید! بعد دفاع اون مردم رو از خودشون معادل همون کار غلط میدونید!!
    میگم که از نگاه شما همه سردارهای جنگ ما قاتل هستن!
    حسین ابن علی
    نیز هم
    امیر مومنان با ان شمشیر زنی بی بدیل هم
    حمزه سید الشهدا هم

    بگذریم

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۷:

    همون خودبرترپنداری هست دیگه. اونایی که شعار می‌دن (به اشتباه یا درست) در مقابل کسی که به اعتقاداتشون توهین کرده میشن غیر مردم و وحشی
    اما یه عده که ادعای طلبه بودن هم دارن با سنگ و چوب و غیره از اون بالا می‌زنن تو سر ملت و میشن مردم ! که چرا نزدیک اینجا شدید/.
    اوف بر کسی که بسیجیانی که بنا بر غیرت دینی (به اشتباه یا درست) کاری کردن رو همپای دشمنان امام حسین می‌دونه …

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۱:

    چه گهرهایی میریزید::

    ۱- اهانت به اعتقاد یا حرف و نظر؟
    من هم میتونم برم دم خونه آقای خامنه ای از اینکار ها بکنم؟ نظرم رو بگم؟

    ۲- چرا اینجا جمع شدید؟ :)))

    احسنت بر تفسیر شما!

    .
    .
    .
    بله اوف، اوف بر کسی که امام حسین رو همپای حمله کنندگان به در خونه یه مرجع تقلید میدونه!

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۰۸:

    اگه همیشه تو این حالت بودید بازم بد نبود

    چون تا قبل از اینکه کن فیلم نذارم

    و در موردش حرف نزنم

    شما اساسا کار غلط !!! دوستان اصلا یادتون نمی یاد! همش در مورد عکس العمل های مورد حمله قرار گرفته شده ها حرف میزنید!!!

    اول عکس العمل رو محکوم میکنید
    بعد اگه زبونم لال کسی اعتراض کرد که آهای چرا اصل عمل رو چیزی نمیگید میگید:: بله بلهف صد البته کار بد خیلی بد هست! ما اساسا نباید کار بد بکنیم! در اسلام هم آمده که کار بد بد هست! و ماست مالی میکنید بره!

    یه بار دیگه یادتون بیاد:

    فمن اعتدی علیکم فعتدوا علیه بمثل ….

    حواستون نیست که اون حرفها قشنگ قشنگ شما جاش اینجا نیست! اونو موقعی میگن که مثلا دوست شما حالا یه غیبتی کرده پشت سر شما بله درست نیست کار بده اون رو با غیبت متقابل جواب بدی!
    اما وقتی کسی با لگد در خونت میکوبه هم نباید از خودت دفاع کنی؟!!! معنی دقیق تعدی رو میدونید دوست من؟

    وااااااای از نخواستن شما برای تدقیق در ان چه چشمهاتان می بیند!!!

    واااای!

    [پاسخ]

  34. دیده ور گفت:

    سلام علیکم
    دوست گرامی در صورت تمایل به عضویت در نشریه سایبری فرهنگی سیاسی «دیده ور» آمادگی خود را در سایت DIDEVAR.IR و در قسمت نظرات اعلام بفرمایید .
    لازم به یاد آوری است که فعالیت نشریه در فصل تا بستان به طور مستمر پی گرفته می شود و سایر نکات و هماهنگی ها در جلسات سایبری گروه به بحث و مشورت گذاشته می شود .
    با تشکر
    DIDEVAR.IR
    DIDEVARGROUPE@YMAIL.COM

    [پاسخ]

  35. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام بر رهروان حضرت حیدر(ع)
    عید بر همگی مبارک.
    سلام بر مهمانان ویژه ی مهمانی خدا
    گوارایتان باشد لحظه ی ناب بندگی
    کوچیک کوچیک حزب الله محتاج دعای شماست.
    یا حق

    [پاسخ]

  36. سعید گفت:

    سلام.خب.خوشحالم که چواب من رو دادی.و خوشحالم از اینکه لااقل در سخن از مکتب شما استبداد شنیده نمیشه و این خیلی هم خوبه و امیدوار کننده.
    فقط یه نکته.
    امیدوارم یه روزی فضایی باشه که ما(منظور عموم علاقه مندان به عقاید این وری و اون وری) بتونیم با هم بیشتر و راحتر سخن بگیم نه توی فضای تنگ کامنت های یه وبلاگ بلکه توی سایت های میلیونی.و شرایط مساوی باشه.شما به آزادی اعتقاد داشتی که گذاشتی همچین بحثی باشه توی نظرات وبلاگتون.ولی خودت می دونی خیلی از حرف هایی که توی کامنت ها مطرح شد توی فضای نت جاش توی فیلتره.عدالت نیست که شما آزاد باشید ونظر مخالف فیلتر.
    یک زمانی احساس میشد امثال شما زیاد نیست توی نت.خب بچه مسجدی ها و بسیجی ها زیاد مخالف ندیده بودن و سعی در عمق بخشیدن به عقایدشون با مطالعه و کار روی مباحث نمی کردن.ولی به نظر میرسه الآن خیلی زیادتر شده اید واین خیلی خوبه.اگه فیس بوک و سایت های اجتماعی رو آزاد کنید جا برای بحث خیلی باز میشه.
    حتی برای سبزها هم خوبه.شما رسانه ای مثل بالاترین رو ببینید.(اگه نگید مال اسرائیله).یک زمانی همه می تونستن برن توش.ونظرات خیلی به عموم مردم نزدیک بود.ولی از زمانی که فیلتر شد روز به روز از جامعه دورتر شد و رادیکال تر.اصولا تبادل فکر آزادانه برای هر دو طرف خوبه.شما هم که به فکر و کثرت خودتون اعتقاد دارین پس سعی کنین برسونین به بالا فیلتر رو بردارن چون خیلی زشته.
    یه خواهش دیگه اینکه ما به سراغ کتب شما میاییم،بنده کتب آقای مصباح رو خودندم و همین نظریاتی رو که گفتین دقیقا بر طبق اون ها دیدم و به همین خاطر می دونم با آدم مطالعه کرده ای طرفم.از شما هم خواهش دارم شما هم برای خودتون نه ما وقت کردید کتبی مثل قبض وبسط شریعت و سایر کتب آقای سروش رو بخونید.برای ما هم به آقای مصباح وصله ها زدند.اسیر وصله ها نشید خودتون بخونید.نگین این کافر مشوش الفکره کتاب هاش رو نمی خونیم و سخنرانی هاش رو گوش نمیدیم.بخونید با نگاه نقادانه هم بخونید.انشالله همیشه آزاد وسربلند وسبز وموفق باشید.

    [پاسخ]

  37. م.طاهري گفت:

    عیدتون مبارک
    علی یارتون

    [پاسخ]

  38. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    آری امشب همین جا بودم.
    در حسینیه ی حزب الله.
    به یاد تمام لحظه هایی که عاشقان مولا در میدان بودند.
    یا علی و یا علی و یا علی

    یا حق

    [پاسخ]

  39. ستاره ستاره مهره
    سلام
    عـــــــــــــــیدتون مبارک (:
    امیدوارم شما و خانواده محترم تون خوب و سلامت باشید ….
    این روزا مهره ای ک اضافه ست رو هم یاد کنید !
    التماس دعا
    ممنون ک هستین (:

    [پاسخ]

  40. […] هم باز یک مسلمان می‌بودم، اما همیشه سعی کرده‌ام بجز اجبارِ سجلی‌م دلیل دیگری برای اعتقاداتم به دین رسولِ مهربانی حضرت […]

  41. این روایت هدیه به شما:

    المتعبد بغیر علم کحمار الطاحونه، یدور و لا یبرح من مکانه…
    کسی که بدون علم پیروی می کند، مثل الاغ آسیابان است، می چرخد و هیچ گاه به مقصد نمی رسد..

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: