وکیلانه » » افزایش درصد دختران دانشجو نسبت به پسران مثبت یا منفی؟
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
افزایش درصد دختران دانشجو نسبت به پسران مثبت یا منفی؟
۳۰ام, خرداد ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۴۹]

# بر اساس آمار از سال ۱۳۸۲ به بعد، تعداد متقاضیان آموزش عالی سیر نزولی داشته و البته این نه به علت عدم تمایل به آموزش عالی که بلکه معلول دو علت است. اول: افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو؛ دوم: سیر نزولی هرم سنی این گروه. بر اساس همین آمار از همان سال متناوباً دختران حدود ۱۰ درصدی بیشتر از پسران متقاضی آموزش عالی بوده و طبیعتاً در خروجی هم تعداد دختران دانشجو بیشتر از پسران شده است. البته این صرفاً یک آمار نیست و با دقت در اطراف خودمان هم به این مساله پی خواهیم برد.

# اما نکته اینجاست که باید دید آیا این افزایش دختران دانشجو مثبت و در جهت آرمان‌های دینی و انقلابی است یا برعکس؟ قطعا از نظر آیتم‌های رشد یک جامعه این افزایش نشانه‌ی پیشرفت است اما اگر بخواهیم عمقی‌تر به قضیه نگاه کنیم  باز به این نتیجه خواهیم رسید که صرف افزایش دختران دانشجو نسبت به پسران، در جهت اهداف متعالی اسلام و نقش و جایگاهی است که اسلام برای زن و مردم با توجه به تفاوت‌های آنان قرار داده و این افزایش در واقع باید تقویت؛ تشویق، گسترده تر و جهت‌دار شود و در یک جامعه‌ی اسلامی زن باید بیشتر از مردم دارای علم باشد.چرا؟ ادامه‌ی نوشته را بخوانید

# توضیح بیشتر اینکه: اکثر پسران به جهت افزایش شانس اشتغال شروع به تحصیل می‌کنند و در نهایت هدفشان مابه‌ازاء اقتصادی تحصیل است و مشاهده می‌کنیم بارها پسران می‌گویند “آخر این دانشگاه رفتن که چی؟” یعنی هدف به دست آوردن یا ارتقاء جایگاه شغلی است و هر گاه این هدف با خدشه روبرو شود دقیقا در میزان اشتیاق به تحصیل پسران موثر است. (می‌توانید اهتمام به تحصیل دانشجویان پسر شاغل که مدرک در حقوق آنان تاثیر دارد را با اهتمام به تحصیل دانشجویان بی‌کار مقایسه کنید).
از آن سو اما دختران بیشتر به جهت دست‌یابی به هویت بیشتر، به تحصیل می‌پردازند و مشخصاً تحصیل را نوعی امتیاز تلقی می‌کنند و به همین دلیل، ترس از بیکاری مانع تحصیل آنان و یا تاثیری در اهتمام آنان به تحصیل ندارد و یا خیلی کم دارد.(نمرات دانشجویان دختر و پسر را با هم مقایسه کنید)

# اما این چه ربطی به اسلام دارد ؟
ببینید در اسلام و بر اساس نقشی که خداوند برای زن در نظر گرفته، او را “رب البیت” یا خدای خانه نامیده. یعنی به نوعی شغل اول زن از منظر اسلام خدای خانه بودن و تربیت و پرورش نسل آینده و نه صرفاً خانه‌داری است! و بعد از آن اشتغال در جامعه به عنوان فرع بر اصل است و هر گاه این اشتغال به کار بیرون، زن را از وظیفه‌ی اصلی او دور کند، ناپسند تلقی می‌شود. حال اگر بناست نسل آینده تحت تربیت مستقیم زن قرار گیرد و مسولیت اصلی تربیت بر عهده‌ی زن باشد، آیا هرچه زن عالم‌تر و مشتاق‌تر به تحصیل باشد، به سود جامعه‌ی اسلامی است یا به ضرر؟ و با این حساب ضرورت تحصیل آقایان بیشتر است یا بانوان؟ علاوه‌ی بر این  هر چه مسولیت‌های کاری و اجرایی، بیشتر بر عده‌ی آقایان باشد و در مقابل فکر سازی بیشتر بر عهده‌ی زن، آیا این تکریم جایگاه واقعی زن نیست؟ البته طبیعتاً این نوشته در صورتی است که دانشجو بودن مترادف با عالم‌تر بودن باشد!

# به هر حال هدف از این نوشته این بود که باید در همه‌ی امور بدون التقاط و ارعاب از غرب،‌دقیقاً بر اساس مبانی اسلامی آیتم‌هایی که می‌تواند جایگاه جامعه‌ی اسلامی و به خصوص خانواده به عنوان رکن اصلی این جامعه را استحکام بخشد تقویت کرد و به شدت از امر به منکر (جلوگیری از تحصیل دختران) و نهی از معروف (جلوگیری از اشتغال بجای تحصیل پسران) خودداری کرد.



۴۹ دیدگاه برای “افزایش درصد دختران دانشجو نسبت به پسران مثبت یا منفی؟”

  1. سلام خداقوت
    این نگاه شما البته قابل تقدیر هست ولی همین سبقت گرفتن زنان از مردان در تحصیلات تکمیلی می تواند آفاتی هم داشته باشد. مثلا برای خانمها در زمینه انتخاب همسر توقع ایجاد کند و به عنوان مثال خانمی که دانشجوی ترم یک کارشناسی ارشد هست حاضر نباشد مردی با مدرک لیسانس را به همسری بپذیرد و…..
    امیدوارم که در حوزه تصمیمات فردی و اجتماعی به جایی برسیم که در کنار ظاهر و لایه بیرونی هر چیز باطن و ماهیت آن هم مورد توجه قرار دهیم. در این صورت قطعا موضوعی مثل تحصیل تنها آثار جانبی مثبت خواهد داشت و لاغیر

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۰۳:

    سلام
    درسته طبیعتاً این موضوع هم مصون از آسیب نیست و برای همین بود که عرض کردم باید جهت‌دار بشه.
    یعنی باید تلاش بشه، عالم بودن اهمیت داشته باشه، نه صرف مدرک.
    و در خصوص ازدواج هم صرف مدرک نباشه و ضمن حفظ احساس تسلط مرد که لازمه‌ی زندگی هست، میشه اون مدرک هم حل بشه.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۰۷:

    به نظرم خیلی باید روی این جهت دار بودن کار بشه
    وقتی صرفا برای کسب مدرک به دانشگاه بری با دقت درس نمی خونی و نمی دونم این عبارتی که میگم چقدر درسته ولی درس خوندن صرفا باعث کسب علم میشه نه معرفت
    در حالی که این معرفت هست که می تونه در رب البیت بودن خانمها نقش اساسی داشته باشه

    [پاسخ]

  2. عبدالله گفت:

    حالا مثلا درس مهندسی چه ربطی به پرورش اندیشه داره ؟ منظورم کلان درس های تخصصی هست. حتی پزشکی یا جامعه شناسی؟ دانشگاه به معنای امروزش محصول غرب هست. فلسفه آن هم ایجاد تخصص برای بازار کار و انگیزه های اقتصادی بوده. یک قسمتی از آن هم برای پیشرفته علوم بوده که مستقیما به اقتصاد رابط دارد. این بحثی که شما مطرح کردی در این مقال نمیگنجه یا بهتره بگم احتیاج به باز نگری در کل ماجرای دانشگاه داره. البته شاید به اندازه ای خواسته را برآورده کند اما با هدف اصلی شما خیلی فاصله دارد.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۰۰:

    اولاً هر علمی، صرف علم بودن ورزش عقل هست و باعث باز شدن فکر می‌شه. در ثانی عرض کردم این بحث در صورتی هست که دانشگاه‌ رو محلی برای کسب معرفت بدونیم.
    اما دانشگاه به هیچ عنوان محصول غرب نیست، بلکه یک امر کاملاً شرقی و بویژه ایرانی است. به قول خود دانشمندان غربی :”آن زمان که پدران ما در صورت قحطی همدیگر رو می‌خوردن، ایرانی ها در جندی شاپور دانشگاه داشتند”.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۰۷:

    اگر اشتباه نکنم امام می فرمودند
    دانشگاه کارخانه آدم سازی است و این همان روح کلی این متن هست

    اما خب به نظرم فاصله بین آنچه هست و آنچه باید باشد قابل توجه هست و تاکید بر بومی سازی علوم و جنبش نرم افزاری از سوی مقام معظم رهبری قطعا بر همین مبناست

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۵۴:

    من هم تذکر دادم دانشگاه به معنای امروز. و دانشگاه های ما امروزی است نه جندی شاپوری،. در ثانی من هم با ورزش عقل موافقم و گفتم که به اندازه ای خواسته را برآورده می کند، اما بهتر نیست این ورزش به درستی انتخاب شود؟ تا بجای آنکه درصد کمی از انرژی به صرف رسیدن به هدف شود، همه آن کمک به نیل به مقصود کند؟ و سوما پس اول باید بگویی دانشگاه های امروز ما ( نه جندی شاپور) اصولا محلی برای کسب معرفت هست یا نه؟ که در غیر کل بحث بی مورد است.

    [پاسخ]

  3. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    چه بحث خوب و جالبی است.
    اما اگر علم همان باشد در دانشگاه است.
    اگر نشود جز آنجا علم را به دست آورد.
    اگر بتوان با آن تربیت هم آموخت.
    اگر بتوان رب البیت هم بود.
    اگر رفتن بر نرفتن ارجحیت داشته باشد.
    فکر می کنم اگرها زیاد باشند.
    شاید مشکل خیلی ها آنجاست که نمیدانند چرا به دانشگاه آمدند.
    یک جور اجبار اجتماع بر دانشگاه رفتن همه و بر خوردن افراد میان انتخاب هایی که نه علاقه معلوم است و نه هدف.
    گاهی هدف گنگ می شود و رفت و آمدها اتلاف وقت.
    یا حق

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۴۴:

    سلام بر شما
    روزانه نوشت امروزتون بسیار عالی بود

    بسی نشاط رفت :mrgreen:

    [پاسخ]

  4. سربازةٌ گفت:

    سلام وخدا قوت.
    خوشحالم از پرداختن به این موضوع.
    هم نگاه مثبت شما به تحصیل زنان و نقش مثبت آن در پرورش نسل اینده وهم دیدگاه جناب عبدالله نسبت به رفت و آمدها و تشبیه ان ها به اتلاف وقت در جایگاه خود حائز اهمیت است.
    مشتاقم تا نظر جنابعالی را در جهت انتخاب رشته های فنی ومهندسی برای دختران در راستای اهداف اصیل اسلام وانقلاب بدانم؟ و اینکه آیا می تواند منافاتی هم داشته باشد یا خیر؟ منافات که عرض می کنم بعضی از خطوط قرمز که کاملا مبرهن است، منظور ینده از منافات دقیقا نسبت این قبیل رشته ها با جایگاه و نقش اصلی زن در اسلام، خانه وخانواده است.
    گاهی اوقات نمی توان از راه رفته بازگشت وتنها یک راه آن هم در پیش رو وبرای رفتن وجود دارد.خوب در این حین چه باید کرد؟ یعنی اگر روزی شخصی در هنگام تحصیل دچار همچون نگرانی ای شد، احتیاج مبرم به یک انگیزه دارد. انگیزه ای که مورد تایید اسلام هم باشد. این را شما معرفی کنید؟ لطفاً. هم پسر و هم دختر ممکن است دچار همچون افکاری در حین فراگیری علم شود. همچنان که خود شما ذکر کردید که بعضا آقا پسرها می گویند”حالا که چی بشه. هی درس بخونی. آخرش به کجا می خوای برسی”.
    خواسته ی من بیش از این ها در خصوص دقیقا رشته های فنی برای دختران است. در معنای عامه همان “اوکیِ کار”.. حالا در قالب انگیزه دادن به دانشجوی دختر فنی ای که در میان تحصیل دچار تزلزل می شود. خوب این در ادامه ی مسیر هم تاثیر می گذارد. این را شما چه برداشتی دارید. جوابگو باشید .ممنون میشم.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۳۱:

    علیکم الســـلام
    ببینید یکسری رشته‌ها، تقریباً عمومی است. یکسری رشته‌ها مخصوص دختران و یکسری رشته ها هم مخصوص پسران. پس تا حدودی جلوگیری شده از تحصیل پسر یا دختر در رشته‌ای که مخالف با جایگاه‌ش باشد. هر چند امروزه به دلیل همان دوری از فرهنگ اسلامی، دوستان صدا و سیما رانندگی اتوبوس برای زن را به عنوان الگو و امتیاز معرفی می‌کنند، اما فی‌الواقع باید قبول کرد که برخی رشته ها و مشاغل مخالف جایگاه زن است و هیچ جوری نمی‌شود برای آنها توجیهی تراشید.
    اما در خصوص کلیت رشته‌های فنی عرض کردم صرف علم بودن، و درگیری ذهن با مسائل، ورزشی است برای ذهن و موجب بازشدن فکر می‌شود و البته فواید دیگری هم قطعاً دارد که باید مصداقی مورد بررسی قرار بگیرید اما پژوهش و تحقیق در هر علمی، ارائه‌ی راهکار برای گره‌گشایی از مشکلات جامعه، و چه بسا فعالیت شعلی در همان رشته، و همان ورزش ذهن موجب تعالی روح همزمان زن و اجتماع می‌شود، نمود بارز آن در رشته‌ی آی‌تی مشخص است و البته سایر رشته‌ها هم با همین دلایلی که گفتم می‌تواند مقدس باشد.
    مطالعه‌ی این سه لینک هم فکر می‌کنم مفید باشد :
    http://yasenabi2.blogfa.com/post-206.aspx
    http://www.shia-online.ir/article.asp?id=17464
    http://www.jahannews.com/vdcgxx93.ak9tw4prra.html

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۰:

    یا وارث
    اگر دانش را ورزش ذهن هم در نظر بگیریم چه میزان از وقت باید صرف این امر شود؟
    مسلما پاس کردن واحدها با فهم عمیق آنها خیلی متفاوت است و نیاز به وقت و انرژی متفاوتی هم دارد.
    میان این ورزش یا کسب معرفت واجب و اوجب کدام است؟
    اگر قرار بر تولید علم باشد مثلا در همین رشته ی آی تی چگونه تعریف می شود؟
    بسیار ممنون میشم از پاسخهایتان.
    یا حق

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۶:

    اولاً که معرفت و علم در طول هم هستند نه در عرض پس بنابراین هم میشه واحد پاس کرد هم میشه فراتر رفت و تولید علم کرد.
    برخی رشته‌ها مثل همین آی‌تی ذاتاً وارداتی هستن و به نظرم مهمتر از تولید علم ، بومی سازی و تطبیق اون با فرهنگ ایرانی اسلامی هست.

    [پاسخ]

    سربازةٌ پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۲:

    بسیار ممنون و سپاسگزار من باب لینک ها. خصوصا لینک آخر.آدرسش را ذخیره کردم.
    استفاده کردم وبه بسیاری از جواب هایم رسیدم.
    ان شاءالله خداوند کمکمان کند که در راه رضایش قدم برداریم و به عنوان یک زن مسلمان در این اوضاع واحوالات جوامع وظایفمان را به نحو احسن انجام دهیم. باز هم ممنون.

    [پاسخ]

  5. م.رضوی گفت:

    سلام بر همگی
    داغ دلمو تازه کردین آقای صفا:(
    این پست رو می خواستم بعدا بگذارم، مطلب شما رو که دیدم گذاشتمش.!
    http://mosafer1389.parsiblog.com/category/%D8%B2%D9%86/
    حرف زیاد هست درباره تحصیل خانمها… و بعضی تعصبهای بیجا…

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۵۳:

    سلام و عرض ادب
    این فرمایشات حضرت آقا بسیار عالی بود که قرار داده بودین.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۵۷:

    من هم از شما ممنونم

    و با شنیدن اسم این طرح مغزم سوت میکشه سوت کشیدنی:)

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۲۰:

    می دونی رهرو جان، مشکل فقط این نیست که امسال علم و صنعت برای ارشد خانم نمی گیره، مشکل اینجاست که کلا می خوان تو رشته های فنی خانمی نمونه. البته این تحلیل منه با توجه به اتفاقات این چند سال اخیر، مثل ندادن خوابگاه به دخترا، به شدت کم کردن ظرفیت خانمها -چه کارشناسی چه ارشد- در همه ی دانشگاه ها…
    دفترچه رو نگاه می کردم دیدم صنعتی اصفهان هم در بعضی رشته های فنی ظرفیتها رو جدا کرده. مثلا ۱۰ تا پسر، ۲تا دختر!
    هییییییی! بخوام همه شکواییه هامو بنویسم طولانی میشه:)

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۶:

    اهم
    واقعا نمی دونم این نگاه از کجا میاد

    خیلی وقته که اوضاع علوم انسانی رو نمی دونم چجوریه، شاید حتی اونجا هم همین دیدگاه حاکم باشه
    بگذریم…..

    صد سال اولش سخته؛ صد سال بعدش سخت تره :mrgreen:

    [پاسخ]

  6. م.رضوی گفت:

    درباره رشته های فنی که سربازه بزرگوار فرمودند، با اجازه نظرمو میگم.
    حقیقتش من تفاوت چندانی بین رشته های فنی با رشته های علوم پایه و تجربی و حتی انسانی نمی بینم.
    بعضی ها میگن خانمها یه درسی بخونن که اگه بعدا شاغل نشدن به دردشون بخوره. اگه بخوایم این طوری فکر کنیم خانمها فقط باید برن چند تا رشته ی انسانی مثل روانشناسی و علوم تربیتی. همون طور که برق و عمران و مواد به درد خانم خونه دار نمی خوره، ریاضی و داروسازی و حقوق هم نمی خوره.
    تنها مشکلی به نظرم شاید وجود داشته باشه اینه که اگه بعدا خانم مهندسی شاغل بشه باید تو فضای نسبتا مردونه کار کنه. یعنی اغلب همکاراش آقا هستن. وگرنه خود رشته های فنی خصوصیت خاصی ندارن که بخوان مردونه یا زنونه باشن.

    [پاسخ]

    سربازةٌ پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۹:

    دوست عزیز!
    منظور من هم دقیقا همان بند سومی است که شما فرمودید. که با لینک آقای صفا از جهان نیوز به جوابم رسیدم.

    “ایشان(رهبر معظم انقلاب) این واقعیت که بعضى از کارها باب زنان نیست را دلیلی بر عدم امکان حضور زنان در عرصه فعالیت های اجتماعی نمی دانند و با اشاره به حدودی که اسلام در خصوص اختلاط زن و مرد مشخص کرده می فرمایند:«براى این‌که آن اختلاطى که قبلاً گفتم، پیش نیاید و حدود اخلاقى حفظ شود، اسلام براى زن حجاب را معیّن کرده است.»”

    البته پاسخ چیزی که فرمودید از نظر من همین بخشی است که قرار دادم!

    [پاسخ]

    سربازةٌ پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۵۶:

    البته. ببخشید. من الآن دیدم. لینکی که از وبلاگ خودتان گذاشتید. سخنان جامع تر ی بود. یعنی همین سخنان. کامل ترش.
    ممنون.بیشتر استفاده بردم.

    [پاسخ]

  7. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    ممنون از موضوع خوبی که انتخاب کردید…

    [پاسخ]

  8. ناشناس گفت:

    سلام استاد
    ناشناس متنhttp://24tir.ir/?p=4330#comments
    هستم برای پرسدن سوال دوستم و شبهاتی که داشت
    خیلی ممنون جوابامو گرفتم
    درضمن اون ناشناسی که کلی باهاتون بحث کرده و وقت شما و دوستانتونو گرفتم زیر کامنتم من نبودم!
    بازم ممنون

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۹:

    سلام و عرض ادب بزرگوار
    خوشحالم که پاسخ مفید واقع شده.

    [پاسخ]

  9. ادامه نیایش ۳۱
    اى خداوند من،چنین بنده‏اى اگر به عدل خود عقوبتش کنى زبان‏به انکار نمى‏گشاید و اگر عفوش کنى و بر او رحمت آورى عفوو رحمتت را در برابر عظمتت بزرگ نشمارد.زیرا تو آن پروردگارکریمى هستى که آمرزش گناهان بزرگ را بزرگ نمى‏شمرى.

    اى خداوند،این منم که به سوى تو آمده‏ام،مطیع فرمان توام آنجا که‏فرمان داده‏اى که بندگانت دست به دعا بر دارند.اینک خواهم به آن‏وعده اجابت که داده‏اى وفا کنى،که تو خود گفته‏اى :بخوانید مرا تا شمارا اجابت کنم.#(۱)

    بار خدایا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و آن سان که من دربرابر تو به گناه خود اعتراف کرده‏ام،تو نیز به آمرزش خود مرا بپذیر.وآن سان که خود را در برابر تو پست گردانیده‏ام مرا از لغزشگاههاى‏گناه برگیر و آن سان که در انتقام گرفتن از من درنگ کرده‏اى،مرا درپرده رحمت خویش مستور دار.

    بار خدایا،قصد مرا در اطاعت خویش پایدارى بخش و بصیرتم را در پرستشت قوى گردان و مرا توفیق کارهایى ده که با آن از آلودگى‏گناه شست و شویم دهى،و چون بمیرانى بر آیین خود و آیین پیامبرت‏محمدـعلیه السلامـبمیران.

    اى خداوند،در همین مکان که ایستاده‏ام،از گناهان خرد و کلان‏خود،از بدیهاى پنهان و آشکار خود،از لغزشهاى گذشته و حال خود به‏درگاه تو توبه مى‏کنم،چونان توبه کسى که از آن پس حتى با خود سخن‏از گناه نگوید و در خاطر نگذراند که خطاى پیشین از سر گیرد.

    اى خداوند من،تو خود در کتاب محکمت گفته‏اى که توبه بندگانت‏را مى‏پذیرى و گناهانشان را عفو مى‏کنى‏#(۲)و توبه کنندگان را دوست‏مى‏دارى‏#(۳)،پس همچنان که وعده داده‏اى توبه من بپذیر و همچنان که برعهده گرفته‏اى از خطاهاى من درگذر و آن سان که شرط کرده‏اى‏محبت خود نصیب من ساز.
    ===
    پى‏نوشتها

    ۱٫ادعونى استجب لکم.(سوره ۴۰/آیه ۶۰

    ۲٫و هو الذى یقبل التوبه عن عباده و یعفو عن السیئات و یعلم ما تفعلون.(سوره ۴۲/آیه ۲۵)

    ۳٫ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین.(سوره ۲/آیه ۲۲۲)

    [پاسخ]

  10. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام بر اهالی باصفای حزب الله.
    اینکه هر کس بخواهد در رشته ای تحصیل کند نیازمند شناسایی استعداد است و این شناسایی از چه راهی به دست می آید؟
    علاقه انگیزه ایجاد می کند اما خود این علاقه هم شاید یک جوری گول زدن خودمان باشد و رفتن در مسیری شاید اشتباه.
    یا حق

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۱:

    سلام
    اگه جواب گرفتید به منم بگید:)
    تقریبا یک ساله دارم به تغییر رشته فکر می کنم و هنوز به نتیجه نرسیدم :mrgreen:

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۴:

    یاالله
    ببخشید پابرهنه
    میگما این فرمانده ما که حقوق خونده. من هم الکترونیک خوندم . دوستان اگر امکان داره بگن چی خوندن :oops:

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۷:

    ان الله مع الصابرین

    من هم در حوزه علوم انسانی خوندم
    هیششششششششششکی هم نمیدونه رشته م چیه :mrgreen: :mrgreen:
    هر کی میدونه دستاش بالا :mrgreen:

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۴۰:

    بگم؟ بگم؟ :mrgreen:

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۴۲:

    بفرما! بفرما!

    در مورد تغییر رشته هم میگم که محکم بچسب رشته ت رو جانم :-)

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۵۲:

    اقتصاد خوندن رهرو جان:)
    حوزه هم خوبه ها:(

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۵۷:

    بعله دقیقا

    اول اینکه اگه خوبه چرا ناراحت پس؟

    بعد هم دوستی می گفت حوزه وقتی خوبه که استاد خوب باشه
    باید دنبال استاد خوب بگردی پس

    اما در مورد تغییر رشته و مثلا ورود به حوزه علوم انسانی باید بگم به نظر من این یه اجحاف بزرگ در حق علوم انسانی هست که میشه از سایر رشته ها هم بهش وارد شد و البته خبر موثق دارم که حضرت آقا هم از این همه ورودی دانشجو( در مقاطع مختلف و چه از خود رشته ها چه از سایر رشته ها) راضی نیستند

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۷:

    عمران

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۴۰:

    یا وارث
    بنده هم کامپیوتر.
    دنبال جواب این سوال هم زیاد گشتم اما…
    بزرگان کمک…
    یا حق

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۴۵:

    اولاً جناب رضا فرمانده باباته. این از این
    اما در پاسخ به عبدالله بزرگوار
    به نظرم قبل از شناسایی استعداد باید دید هدف چیه. دوستی بعد از یک ترم معماری رفتن تربیت بدنی خوندن و اون رو هم رها کرده رفتن الان اون ور پزشکی می‌خونن. یعنی هیچ ربطی به استعداد نداشته انتخابشون و هر زمانی هدفش عوض شده به فکر تغییر رشته هم افتاده.
    پس اول تعیین هدف مهمه به نظرم.
    البته خیلی خوب می‌دونم بسیاری از ما، انتخاب نداشتیم بلکه یه جور اجبار بوده و در این میان اونهایی که شانس داشتن بعد از اجبار علاقه مند هم شدن .

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۴۷:

    یادش بخیر
    استادی داشتیم که همیشه می گفتن شاید اولش رشته شما رو انتخاب کرده باشه اما حالا که اومدید و دانشجو شدید شما رشته رو انتخاب کنین…

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۵۷:

    یا وارث
    ممنون از پاسخ ها.
    فکر کنم هدف ها باید ریز شوند تا بتوان مطمئن تصمیم گرفت.
    و اینکه نیاز است که شخصی با چونان ویژگی هایی کجا باشد؟!
    یا حق

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۱۸:

    سلام
    منم سیکل دارم.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۹:

    @ آذرخش
    خدا قبول کنه :mrgreen:

    [پاسخ]

  11. پیک صبح گفت:

    سلام
    خوبید ؟
    متاسفانه وقتی حرف از تساوی حقوق زن و مرد نقل زبون هر بازیگری توی تلویزیون میشه و به خانومها این تلقین رو میکنه که خانومها هیچ از آقایون کم ندارند و توی تلویزیون اخبار شبانگاهی و رزگاهی و نیمروزی و وسط روزی نشون میده که یه خانومی برای اینکه خ.دش رو اثبات کنه رفته کامیوندار شده یا فلان خانم برای کمک به همسرش راننده اتوبس شده و … دیگه چه انتظاری دارید از دختر خانومهای جامعه
    وقتی آنها فکر کنند عدالت در برابر مردان یعنی تصاحب شغل آنان و یا بیخیالی نسبت به فرزندان و هزار تا مسئله که ذاتا و طبیعتا حق خانومهاست ولی خودشون این حق رو از خودشون دریغ می کنند هرگز به آرامش نخواهند رسید و همیشه از مردها طلبکار تر خواهند بود .
    هیچ خانمی در دنیا ذاتا حاضر نیست حس زیبا و آرامش بخش مادری رو با کامیونداری و مهندسی عمران و معماری و … عوض کنه مگه اینکه قاطی کرده باشه !

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۱:

    سلام
    یکی از مهمترین خطرات همین فیمینیستی است که داره ترویج میشه، اخیراً لفظ اسلامی هم بهش دادن و می‌گن “فیمینیست اسلامی”!!!!!
    به دروغ می‌گن ایجاد تساوی بین زن و مرد در حالی که این از بین بردن و پاک صورت مساله‌ایی به نام “تفاوت زن و مرد” هست که تقریباً غیرقابل انکاره. کنوانسیون ۳۰ ماده‌ایی که تصویب شده دقیقا داره تفاوت‌ها رو نادیده می‌گیره و در موادی صریحاً ذکر می‌کنه که لفظ مادر و پدری بی معنی هست!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۴:

    عجب!!!!!
    “فیمینیست اسلامی”!!!!!
    این دیگه چیه؟ آیا؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۹:

    کاملا از جایگاه دین در بین توده‌های مردم خبر دارن، و می‌دونن هر چیزی بخواد جای پا باز کنه باید یک رنگ دینی داشته باشه و بر اساس همین تئوری به فمینیسم اسلامی رسیدن.
    در صورتی که فمینیسم کاملا ضد دینی و الحادی هست، چجوری اسلامی بشه؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۱:

    خب من هم دقیقا منظورم همینه

    و اینجا یک سوال پیش میاد برای من
    چرا این تفکرات الحادی به درستی معرفی نمیشن و حتی در رسانه ملی هم یک تصویر صرفا طنزگونه ازش نمایش داده میشه و اونوقت در چنین شرایطی به سادگی رنگ دینی به خودش میگیره؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۴:

    در متن یه اشاره‌ی کوچیکی کردم و البته ۴ شنبه بیشتر توضیح می‌دم.
    مشکل از دو جاست ۱- التقاط (یعنی به واقع برخی گمان می‌کنن در این گونه تفکرات یه چیزای خوبی هست که با مخلوط کردنش با اسلام میشه یه چیزی درآورد) ۲ـ ارعاب از غرب . بلاشک برخی ها می‌ترسن صریح در مقابل موضوعاتی موضع بگیرن، حالا یا چون سواد علمی مقابله با اون رو ندارن و یا بیم دارن متهم به عقب‌موندگی بشن. یه جورایی همرنگ جماعت میشن.
    در این خصوص حتما بیشتر توضیح می‌دم.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۶:

    بعله
    همون ضرب المثل بی ربط ” خواهی نشوی رسوا….”

    به شدت منتظر توضیحات شما هستیم

    [پاسخ]

  12. بی خاصیت گفت:

    سلام به همگی
    همین … فقط میخواستم بگم منم هستم :D

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: