وکیلانه » » پاسخ ناخواسته‌ پدر معنوی اصلاحات به یک‌شبهه پیرامون ولایت فقیه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
پاسخ ناخواسته‌ پدر معنوی اصلاحات به یک‌شبهه پیرامون ولایت فقیه
۲۷ام, مرداد ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۴۱]

 

یکی از سوالات پیرامون “ولایت فقیه” بحث اختیاراتی است که در اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی به “ولی فقیه” اعطاء شده. سوال این است که این‌همه اختیارات برای چیست؟ و آیا این اختیارات باعث ایجاد دیکتاتوری نمی‌شود؟ آیا این اختیارات فراقانونی نیست؟
پاسخ‌های فراوانی برای این سوال وجود دارد، اما به اختصار اولاً در چرایی این اختیارات باید گفت که این اختیارات فراقانونی نیست چرا که بر اساس خود قانون اعطاء شده و در واقع به جهت اجرای بهتر هدف قانون و برای رهایی از بن بست در اداره کشور تعبیه شده، دقیقاً مانند مامور راهنمایی و رانندگی مستقر در چهار راه که هنگام ایجاد گره ترافیکی برای رفع آن ممکن است به شما دستور توقف پشت چراغ سبز را بدهد و این کار او کاملاً قانونی و برای اجرای هدف قانون است.

در ثانی این اختیارات، به صورت کاملاً دقیق با ۲ اهرم مهار شده:
۱) بوسیله مجلس خبرگان که منتخب مستقیم مردم هستند و با نظارت دقیق اگر مشاهده سوء استفاده و یا استفاده نادرست رهبری از این اختیارات را کردند، وارد عمل می‌شوند. (اصل ۱۱۱ قانون اساسی)
۲) بوسیله شرایطی که اصل ۱۰۹ قانون اساسی برای رهبر ذکر کرده. در صورت سوء استفاده رهبری از این اختیارات، بلافاصله و خود به خود شرایط رهبری را از دست داده و از همان لحظه از ولایت ساقط می‌شود.

پاسخ‌های مفصل دیگری هم ذکر شده، مثل ناشی بودن این اختیارات به جهت “مشروعیتی که برای ولی فقیه وجود دارد”.  اما آنچه اینجا می‌خواهم ذکر کنم پاسخ ناخواسته‌ای‌ست که جناب آقای سید محمد موسوی خوئنی ها، پدر معنوی جریان اصلاحات به این سوال داده اند.

ایشان که پشتیبان کامل جریان سبز و مرجع مورد وثوق آقایان موسوی و خاتمی جهت مشورت می‌باشند در وبسایت شخصی خود، ضمن مطلبی با عنوان “آیا امام نیز ملزم به رعایت قانون اساسی بود یا نه؟” که سایت جرس هم آنرا بازنشر داده در خصوص لزوم تبعیت رهبر از قانون مطالبی بیان می‌کند و در انتها می‌نویسد:

“امام مطیع‌ترین فرد در برابر قانون بود، لیکن با توجه به شرایط خاص کشور و جایگاهی که آن عزیز در جامعه داشتند، هرگاه احساس می‌کردند که نهال انقلاب (که ثمره سال‌ها مبارزه و تحمل رنج‌ها و مرارت‌ها بود و از فرزند و جانش برای او عزیزتر بود) در پیچ و خم قانون ممکن است دچار آسیب شود، به خود اجازه می‌داد که نجات انقلاب را بر رعایت قانون مقدم بدارد و این کار اگر برای هیچ کس جایز نباشد – که نیست – ولی مردم و نمایندگانشان در نهاد قانون‌گذاری، برای امام آن را مجاز می‌شمردند. ولی در همین حال با تأکیدات مکرر بر تبعیت از قانون اجازه نمی‌دادند که حریم و حرمت قانون شکسته شود. آری امام خود را ملزم به تبعیت از قانون می‌دانست و قانون اساسی نیز در ذیل اصل یکصد و هفتم تصریح کرده است که :…. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی هستند .”

شاید جناب آقای موسوی خوئنی‌ها و قطعاً سایت جرس قصد داشته‌اند تا با اثبات یک شیء،‌ نفی ماادا کنند و به زعم خود با اثبات امام، انتقاد خودشان را به ره‌بر انقلاب بیان کنند امــا ظاهراً متوجه نشده‌اند که با این بیان در واقع  پاسخی دقیق و زیبا به شبهه‌ی فراقانونی بودن رهبری داده اند.

ایشان ناخواسته اما به زیبایی “احتمال آسیب دیدن انقلاب در پیچ و تاب قانون” را به عنوان علت وجاهت اختیارات رهبری ذکر کرده و دو عامل “مردم” و “اجازه نمایندگان مردم در نهاد قانون‌گذاری” را به عنوان عامل قانونی و دمکراتیک این اختیارات بیان می‌کنند.

با توجه به استدلال ایشان، قرار گرفتن این سه گذاره کنار هم، به رهبری کاملاً حق و حتی تکلیف می‌دهد تا نگاه‌بان قانون و انقلاب مردم باشد. البته لازم به ذکر است با دقت در روند تاریخی “استفاده رهبری از این اختیارات” به خوبی می‌توان دریافت که چه فوایدی را برای مردم داشته است و چگونه به درستی مانع دیکتاتوری شده و هیچ منصفی نمی‌تواند مصداقی بیاورد که این اختیارات ناقض حقوق مردم بوده است.

به هر حال جا دارد همین‌جا و به نوبه‌ی خودم از جناب آقای محمد موسوی خوئنی‌ها که بعد از مدت‌ها پشت پرده بودن این‌گونه زیبا وارد میدان شده تشکر و قدردانی کنم :)



۴۱ دیدگاه برای “پاسخ ناخواسته‌ پدر معنوی اصلاحات به یک‌شبهه پیرامون ولایت فقیه”

  1. سلام
    اینجانب هم مراتب قدردانی خویش ر اعلام میدارم
    تا انشالله بعدا راجع به متن هم صحبت کنیم

    [پاسخ]

  2. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام علیکم
    طاعات و عبادات شما و سایر دوستان در ماه صیام مورد قبول حضرت رحیم ان شا ء الله
    به این میگن عدو شود سب خیر اگر خدا خواهد
    اصولا خدا کارش درسته

    راستی دیروز اولین جلسه توجیهی عتبات بود. افطار هم آش دادن
    یعنی اولین لقمه از سفره احسان الحسین علیه السلام
    جای همه ی دوستان خالی
    شاید فردا و پس فردا نباشم لذا از همین جا از دوستان خدا حافظی میکنم
    ان شا ء الله تا پایان ماه مبارک
    و خیلی خیلی التماس دعا دارم

    [پاسخ]

  3. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    ما هم مراتب تشکر خود را می رسانیم خدمتشان.
    یا حق

    [پاسخ]

  4. عبدالله گفت:

    یا وارث
    یادت هست دیروز گفتم می خواهم مسافر شوم؟
    اما یادم آمد پای من آبله دارد.
    پای رسیدنم به شما .
    چه ناتوان شده ام!
    ای خاتون ارباب راه بلدم می شوی؟
    هجدهمین روز می آید
    جمعه می آید
    دارد دیر می شود
    یا رقیه
    یا بنت الحسین

    یا حق

    [پاسخ]

  5. دیده ور گفت:

    سلام علیکم

    کلیپ/گزارش شبکه های ماهواره ای از اعتراضات انگلیس

    در این کلیپ گزارش شبکه بی بی سی و شبکه های ماهواره ای در مورد اعتراضات انگلیس می باشد .

    در این کلیپ نوری زاده و سازگارا از دروغ گویی سران انگلیس شکایت و مردم را به شرکت در راهپیمایی ها دعوت می کنند !!!
    در صورت تمایل لینک بفرمایید

    [پاسخ]

    دیده ور پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۰۳:۲۵:

    http://didevar.ir/?p=1843

    [پاسخ]

  6. هومن گفت:

    هیچ منصفی نمی‌تواند مصداقی بیاورد که این اختیارات ناقض حقوق مردم بوده است.
    ………………………………………………………..
    اقای صفا تلاشی را که جنابعالی می کنید برای اینی که سیستم اداره کشور مارادر دنیا یک مورد مردمی و رعایت کننده حقوق مردم نشان دهد …عالی است ولی شما خوب می دانید که بسیاری از ایرانیان با دینشان رابطه ای جدا نشدنی دارند و روحانیون هم در این رابطه برای انها یک ارزش هستند .همین افراد امروز وقتی انتقادی می کنند که رعایت عدالت در فلانجا نشد نباید انها را دین ستیز نامید .این یک اختلاف سیاسی است .اگر شما خودتان را در مقام اداره یک سازمان قرار دهید مسلما در معرض انتقادهم قرار می گیرید .ممکن است عده ای هم بگویند چون شما روحانی هستید نباید انتقاد کرد .و این به دین لطمه می زند !.
    برای مثال بنده در انتخابات گذشته دقیقا متوجه شدم که اصل بی طرفی مسولین نسبت به کاندیدها از دست رفته و علنا از یک فرد حمایت می شود و انتخاب او را عین نجات دین از تعرض دشمنان دین وانمود می کنند .
    حتی مشروعیت سیاسی را موردی دانستند که از عالم غیب می اید .
    خوب چگونه این اتفاق افتاد ؟کجا امکان داشت که در این مورد تحقیق شده باشد برای حفظ حقوق مردم و رای دهنده ها ؟ایا به جز این بود که هر انتقادیی با عکس العمل مواجه شد ؟
    از ان موقع انگار بیهوده شدم انگار کار کردن و فعالیت بیهوده و عبث است و ان دست خودم نیست .از یکی از دوستان جوانتر مورد را پرسیدم .و البته مسایل سیاسی را مطرح نکردم .او هم که هنوز فرزندی ندارد و باید هزاران امید را داشته باشد حرفهای من را تایید کرد .می گفت انگار معلق شدهام در فضایی که هیچکس نمی تواند کاری برای من بکند .
    خوب او که اهل سیاست نیست و از بی بی سی هم برایش پول نمی اید .
    ما انتظار داشتیم به عنوان شهروند شیعه ایرانی و پاسخی بدهند نه در قالب اینکه عده ای به مسخره مطالبی را مانند داماد لرستان مطرح می کنند !!!
    اینها جواب نیست .
    اگر قوانین ما دمکراتیک و متضمن حقوق ابتدایی مردم است چرا امروز گروهی از مردم ناراحتند و احساس می کنند که پاسخ لازم را نگرفته اند ؟اینها در تناقض است مگر اینکه شما بحث منطقی کنی و در ان منطق نتیجه عینی یک حرکت دمکراتیک که منجر به احساس سرخورده گی شده را از بحث حذف کنی و مثل چند مطلب قبلی خودتان بنویسید صورت مسله را و تنها جواب مورد نظر خودتان را هم ذکر کنید و همه چیز به خوبی وخوشی پایان پذیرد .

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۶:

    هومن جان
    تا اونجایی که من می‌دونم همون گروه معترض هم در همه‌ی حرفهاشون می‌گن “اجرای بدون تنازل قانون اساسی”. غیر از اینه که منم الان در مورد قانون اساسی حرف زدم؟
    شما ندیدی که هم می‌نویسن و هم می‌گن اجرای بدون تنازل قانون اساسی؟

    اما در یه مورد کاملاً با تو موافقم. متاسفانه متولیان فرهنگی ما و یا کسانی که داعیه دار کار فرهنگی هستن، خیلی خیلی کم به فکر ایجاد فضایی برای گفتگو و پاسخگویی به انتقاد‌های صریح هستن. یا شایدم اصلا به فکر نباشن. همه‌اش در جهت تقویت نیروهای فرهنگی موافق فکر می‌کنن و این مطلب رو در نظر نمی‌گیرن که این کارهای فرهنگی که هی می‌گن هدف‌ش کجاست و به کدوم سوال و مشکل یک جوان مخالف می‌خواد پاسخ بده؟
    ندیدم جایی در برنامه ریزی بگن ما این کار رو می‌کنیم که فضا ایجاد بشه برای مخالفین و مشکلات گفته بشه تا فکری بشه براش یا پاسخ داده بشه.(حتم دارم همین‌که آدم بدونه حرفش رو کسی گوش می‌ده و دیده میشه، حتی اگر اون مشکلات‌ش هم حل نشه ولی امیدوار و با نشاط میشه). از این جهت کاملاً درک می‌کنم حرف تو رو و به نظرم این که می‌گی سرخوردگی از این دیده نشدن و در معادلات فرهنگی جایی نداشتن نشات می‌گیره.

    [پاسخ]

  7. هومن گفت:

    به هر حال جا دارد همین‌جا و به نوبه‌ی خودم از جناب آقای محمد موسوی خوئنی‌ها که بعد از مدت‌ها پشت پرده بودن این‌گونه زیبا وارد میدان شده تشکر و قدردانی کنم
    ……………………………………………………………….
    چه زیبایی بهت از اینکه نظریات سیاسی ما را کسی تایید کند .و چه زشتی و مکری که کسی عقاید سیاسی ما را رد کند .

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۷:

    نگرفتی چی شد
    این طعنه بود :) به قولی از قضا سکنجبین صفرا فزود

    [پاسخ]

  8. اصلاح طلب گفت:

    د رمورد کارائی مجلس خبرگان قبلا نظر دادم و فکر میکنم تکرار مکررات ملال آور و بی ثمر هست.

    از این مطلب این طور برداشت میشه که “احتمال آسیب دیدن انقلاب در پیچ و تاب قانون” این اجازه رو به رهبر میده که “نجات انقلاب را بر رعایت قانون مقدم بدارد”.

    در انتها هم این رو یک موهبت شمردید اونجا که گفتید “با دقت در روند تاریخی “استفاده رهبری از این اختیارات” به خوبی می‌توان دریافت که چه فوایدی را برای مردم داشته است”.

    برای رسیدن به همچین نتیجه ای شما فرضی کردید که البته در متن نیاوردید. اون فرض هم این هست که رهبر مصون از اشتباه هست.

    برای عده ای که رهبر رو نماینده خدا و واسطه امام غایب روی زمین میدونن و جملات ساده اش رو در حد وحی تفسیر و تشریح میکنن شاید این فرض قابل قبول باشه ولی برای مردمی که رهبر رو یک انسان زمینی و جایزالخطا میدونن این فرض نه تنها غلط که توهین آمیز هست.

    وقتی شما به یک انسان جایزالخطا اجازه بدید که بنا بر تشخیص خودش رعایت قانون رو تعطیل کنه بی تعارف نظام سلطانی درست کردید.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۳:

    هیچ کس رهبر رو نماینده خدا و واسطه امام زمان نمی‌دونه، نمی‌دونم این برداشت رو از کجا آوردید که رهبر نماینده خدا و واسطه‌ی امام زمان هست.
    اگر بنا بود رهبر رو بدون اشتباه فرض کنیم، چه نیازی به مجلس خبرگان و اصل ۱۱۱ قانون اساسی؟ مشخصه که رهبر رو غیرمعصوم و ممکن‌الاشتباه فرض گرفتیم که سازوکار برکناری و نظارت براش قرار دادیم.
    به مثل دوباره دقت کنید، اون مامور راهنمایی و رانندگی دقیقاً گویاست به نظرم. اصلاً بحث تعطیل شدن قانون نیست، بحث اجرای بهتر قانونه.
    و از همه‌ی اینها گذشته این استدلال من نیست، حرف بزرگترین مرد اصلاحاته. کسی که حرفش برای رهبران جنبش سبز حکم طلا رو داره :)

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۶:

    اقای صفا شما موردی را بیاور که در جایی بر عملکرد ولایت فقیه نظارتی بوده ؟اینکه تمام کسانی که مسله ولایت فقیه را قبول می کنند بی چون چرا باید فرامین و تصمیم ها اجرا شود .و حتی معیار شده بر ضد ایشان یا موافق ایشان بودن .معلوم نیست کدام نظارت مطرح می گردد /؟ تنها حدسی که من می زنم این است که اگر برای مثال ولیه فقیه در ماجرای انتخابات به نفع معترضات حرفی می زد حتما انجا جناح سیاسی خاصی که الان تمام امورات را در دست دارد و نظارت بر ولیه فقیه است از ایشان روی بر می گرداندند .و این می شد نظارت .در غیر این صورت کدام نظارت ؟
    من از شما چند بار پرسیده ام اصل عدالت با طرف یک کاندید سیاسی را گرفتن از بین نمی رود ؟چگونه در ان شرایط عدالت و انصاف بین کسی که ادعا می کرد به او ظلم شده و فردی که پیروز از صندوق خارج شده بود …رعایت شد ؟ایا قاضی که از اول محاکمه فریاد بزند که طرفدار یکی از دو طرف است از شرط عدل خارج نشده ؟اینها بازی با کلمات یا سفسته و از این قبیل نیست .یک سوال اسن که روح و جان را می خورد .موضوع ساده ای نیست که گاهی دوستان ارزشی با شوخی پاسخ می دهند .

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۷:

    برای چندمین بار دارم می‌گم اول بحث مفهومیه. یعنی اینکه بفهمیم ساز و کار لازم در قانون ما وجود داره و بعد اینکه درست اجرا میشه یا نه بحث دوم هست.
    اما رهبر انقلاب نزدیک انتخاباتی که منجر به دومین دوره آقای خاتمی شد هم از ایشون دفاع خیلی جدی کردن و جمله‌ی معروفی رو فرمودن، همچنین همین قضیه برای آقای هاشمی بود. یعنی رهبر انقلاب همیشه برای تشریح لزوم حضور مردم در انتخابات به فعالیت‌های انجام شده اشاره می‌کنند،‌ چرا اونجا چنین برداشتی نشد که داره حمایت میشه و از این حرفا؟
    در مورد نظارت بر ولایت فقیه هم هر ۴ ماه یک‌بار اعضای مجلس خبرگان که منتخب مستقیم مردم هستن جلسه‌ی چندین روزه تشکیل می‌دن و مذاکرات فراوانی دارن و آخر هم جمع‌بندی خودشون رو اعلام می‌کنن.

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۰۲:۳۵:

    لوگوی این وب سایت این هست “تمام بود و نبودم فدای خامنه ای است” بعد می گید که از نظر شما خامنه ای یک انسان جائزالخطاست. چرا باید آدم تمام بود و نبودش رو فدای یک انسان جایزالخطا کنه؟!

    اون جمله ای هم که آقای سید محمد موسوی خوئنی ها گفتن نه تنها وجاهتی برای اختیارات رهبر دست و پا نمیکنه بلکه شاهدی هست بر ادعای اون افرادی که میگن خمینی هم برای قانون ارزشی قائل نبوده.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۰۳:۰۳:

    اون یک بحث شخصیه. جونم مال خودمه، حداقل به ۵ دلیل بسیار محکم، دوست دارم اونجوری خرجش کنم ولی چون هنوز در مبانی بحث به توافق نرسیدیم نیازی نیست یهویی شما بپری چند مرحله بعد و این بحث رو پیش بکشی و من هم مجبور باشم دلایل این حرف رو عرض کنم. البته هیچ اجباری هم نیست که دیگران در این مورد مثل من فکر کنن.
    به هر حال خودم با اختبار خودم دارم می‌گم ولی فقیه ممکن الخطاست، دقیقاً مثل همون پزشک فوق تخصصی که ممکن الخطاست ولی ما یک عمل جراحی رو به اون می‌سپاریم.

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۰۷:۴۲:

    البته هیچ اجباری هم نیست که دیگران در این مورد مثل من فکر کنن
    …………………………………………………………..
    ولی الان اصلاح طلبان متهم به فتنه شده اند ایا ماهم در صورت نوعی سلیقه که با شما تفاوت کند متهم می شویم ؟کجای دنیا از لفظ فتنه برای مخالفت سیاسی استفاده می کنند ؟
    در ضمن اقای احمدی نژاد اکنون مورد اقبال بسیاری از اصول گرایان نیست چرا بصیرتی که در مقابل فتنه وجود داشت این فرد را با حمایت همه جانبه بر سر کار اورد ؟ در این شرایط بصیرت دقیقا به چه جیزی اطلاق شده و ایا همانها هم مانند شما امروز می گویند من حق دارم جان خود را چگونه خرج کنم ؟ پس مردم چی ؟

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۰۹:

    فعلا که عمل جراحی را فرد دیگری انجام داد .من یادم می اید که یکی از جوانان ارزشی زنگ زد به تلویزیون امریکا :
    الو ..
    بفرمایید
    من از ایزان تماس می گیرم .می دانید که اقای احمدی نژاد دارند یارانه را قطع میکنند و ایران بزودی جز قدرت برتر اقتصادی منطقه می شود !
    بله .انشاالله ….
    دوباره
    الو
    بفرمایید
    من از اصفهان تماس می گیرم .می خوام بگم اقای احمدی نژاد یارانه را قطع میکنند و ایران بزودی قدرت اول اقتصادی منطقه می شود !
    چی ؟ ….
    دوباره الو ………
    و. این ۴ بار تکرار شد .شاید سال پیش بود .مدتهاست که من نمی توانم تلویزیون فارسی امریکا را ببینم.البته دوستان ارزشی به من یکی اتهام مراجعه به رسانه خارجی نزنند .اگر خواستند بزنند حتما بگویند که اینجانب در سال ۵۷ به رادیو بی بی سی گوش می کردم .و بفرمایند تفاوت ان موقع با الان چیست ؟که ان موقع کمک می کرد به انقلابی ها ولی الان فتنه است ؟اقای صفا ادرس یک تیمارستان مجهز را هم در سایت بگذارید .زیرا از خواند این مطالب عقل از سر می پرد .
    مردم ایران جنس خود را خوب می دانند ما مردمی هستیم که عادت به ظلم داریم .می می ریم برای ظلم .
    ببینید کدام کشور ملتش برای خرید یک اتوموبیل مثل پیکان چند دهه سرو دست می شکنند ؟
    کدام ملت پس از گران شدن کالایی تازه اشتیاق خرید پیدا می کنند ؟
    کدام ملت از فساد اداری اظهار رضایت می کنند ؟و دوست دارد مشکلات را با رشوه حل کند .
    چرا مردم ایران اینقدر زور دوست و ضعیف کشند ؟

    و سرانجام فکر کنید چرا می گویند عجم را گرسنه نگاهدار که بتوانی بر انها استیلا پیدا کنی ؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۲۱:

    و سرانجام فکر کنید چرا می گویند عجم را گرسنه نگاهدار که بتوانی بر انها استیلا پیدا کنی ؟

    این جمله که البته یادم نیست درباره عجم بود یا مردم از آغامحمدخان شنیدم….خداییش جناب هومن شاید در میان سلطنت طلبها هنوز کسانی باشند که به خاندان از هم پاشیده پهلوی ارادت داشته باشند اما آیا کسی هنوز به قاجار هم ارادت دارد؟

    ای کاش دست از این عقاید نخ نما شده بردارید. قرار نیست که همه ما مثل هم فکر کنیم اما باید برای یکدیگر سطحی از شعور را قائل شویم

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۰۳:۵۰:

    جناب!
    آقای خامنه ای و آقای خمینی

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۰۷:

    ن.خ.:
    این دومین باری هست که به خاطر نبردن لفظ آقا پیش از اسامی آقایان خامنه ای و خمینی تذکر میدید، لازم هست که توضیحی داده بشه.
    قصد من بی احترامی به آقایان خامنه ای و خمینی نیست. به سه دلیل:

    – این افراد احتمالا مطالب این وبسایت رو دنبال نمی کنن و بی احترامی من به اطلاع اونها نمیرسه
    – بی احترامی کردن جز تولید مفسده و نفرت هیچ نتیجه ای نداره
    – مهمتر از همه، این آقایان مستحق سرزنش نیستن و بی احترامی کردن به اونها بی انصافی هست. آقایان خامنه ای، خمینی، محمد رضا پهلوی، رضا پهلوی و همه دیکتاتورهای پیش از اونها محصول تملق، چاپلوسی، دروغگوئی، نادانی و مرید و مرادبازیهای پاک و البته پوک ما ایرانیها هستن و به اونها باید به چشم قربانیان روحیه حقیر و دیکتاتور پرور ایرانیها نگاه کرد نه یه مشت سلطان ظالم.

    قصد من از حذف لفظ آقا برقراری تعادل و توازن در فضائی هست که به لفظ آقا هم رضایت نمیدن و از کلمه امام برای ایشان استفاده میکنن.

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۸:

    البته اگر مثل شیخ ندونید که العربی به دول برمیگرده یا خلیج همین میشه دیگه. امام رو هر جور که دوست دارید برای خودتون معنی کنید.

    پهلوی ها دیکتاتور بودند، قبول.عرضه داشتیم و انقلاب کردیم .
    مبارک دیکتاتور بود، مصری ها عرضه داشتند و انقلاب کردند
    بن علی دیکتاتور بود، تونسی ها عرضه داشتند و انقلاب کردند
    حالا شما بشین فکر کن کی عرضه داره به قول شما این دیکتاتوری حاضر تو کشورمون رو با انقلاب نابود کنه.

    به کوری چشم بعضی ها، تا جون در بدن داریم قربون صدقه امام خامنه ای و امام خمینی میریم.تا کور بشه اونی که نمیتونه ببینه
    هر چی هم که میخوان اسمش رو بذارند.

    تمام بود و نبودم فدای امام خامنه ای
    تملق و چاپلوسی برای اوناییه که فقط حرف میزنند. ما جونمون رو هم برای امام خامنه ای میدیم.
    مثل بعضی ها نیستیم یکی رو تا عرش بردند بالا و میگفتند اگه فلانی دستگیر بشه ایران قیامت میشه.
    قربانی اونیه که حصر خونگی شده نه زندان اوین و جای دیگه ولی طرفدارهاش عرضه ندارند براش کاری کنند

    ما ثابت کردیم که جان و مال خود رو هم فدای امام خود میکنیم.به کوری چشم تنگ نظران و حسودان:
    چشم من و امر ولی
    جانم فدای خامنه ای

    اگر برات جا نیفتاد یه بار دیگه میگم: تمام بود و نبودم فدای خامنه ای

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۴۰:

    بسم الله
    خدمت اصلاح طلب بزرگوار.
    در مورد توضیحی که فرمودید ذکر چند نکته را لازم دیدم.
    اول اینکه پذیرش این فرض که شما قصد بی احترامی و یا توهین نداشتید کمی برای من مخاطب مشکل است. چون جز در مورد ذکر نام امام خمینی و امام خامنه ای در سایر موارد از لفظ آقا، آیت الله و یا سید استفاده کردید. و این مساله دو نکته را به ذهن میرساند: اول اینکه با فرض پذیرش دلیل اول شما مبنی بر دنبال نکردن این وبلاگ توسط امام خمینی و امام خامنه ای، این نکته برداشت میشود که افرادی چون جناب موسوی خویینی ها،آیت الله منتظری و غیره که شما با احترام تمام از آنها نام بردید این وبلاگ، مطالب و کامنتها را دقیق دنبال و پیگیری میکنند و این باعث شده که شما به استناد دلیل اول که ذکر کردید، نام ایشان را با احترام مطرح نمایید.که قبول این مساله کمی دور از ذهن است.حداقل درمورد آیت الله منتظری. و مساله دومی که ذهن میرسد تلاش زیرکانه اما کاملا مشخص شما برای توهین بوده است.
    اما با فرض قبول اینکه شما بدون قصد بی احترامی این کار را انجام داده اید باز ذکر نکاتی لازم به نظر میرسد.
    ۱- استفاده از کلمه آقا یا هرچیز دیگری که در فرهنگ فارسی زبانان یا مسلمانان برای اعلام و بیان احترام به فردی استفاده می شود هیچ نسبتی با حضور یا عدم حضور، آگاهی یا عدم آگاهی فرد مورد احترام ندارد.چه اگر چنین باشد به نوعی تملق یا حتا دورویی محسوب شده و در اسلام چنین رفتاری کاملا مطرود و مذموم است.
    ۲- استفاده کلمه آقا برای احترام است. کما اینکه بسیاری از ایرانیان قدیم پدر خانواده یا بزرگ جمع را با این لفظ خطاب قرار میدادند. در محیط کار همکاران رئیس موسسه یا محل کار را، در مدرسه معلم را، در دانشگاه مدرس را برای القای حس احترام با این پیشوند مورد خطاب قرار میدهند.(واین بدان معنی است که هر فرد مدعی اخلاق و ادب برخود لازم بداند که در زمان خطاب قرار دادن فردی که از خیلی جهات بر وی برتری دارد از این پیشوند استفاده نماید)
    ۳- استفاده کلمه آقا صرفا برای احترام بوده و عموما بار معنایی خاصی را در بر ندارد. لذا همفکران من به استفاده از این کلمه حداقلی برای ره بر حرکت بزرگ انقلاب اکتفا نکرده و کلمه امام به معنای پیشوا، جلودار، راهبر و راه آشنا را جایگیزین این لغت نمودیم. تا اعلام رسمی باشد بر اینکه من به عنوان یک شخص حقیقی که در یک جامعه زندگی میکنم و برایاعلام نظر شخصی ام آزادم، آگاهانه فردی را برای رهبری کشورم برگزیده و تا کنون به صلاحیت وی ایمان و ایقان دارم. (تاکید بر استمرار انتخاب آگاهانه) یعنی کلمه امام بر خلاف کلمه آقا بار مفهمومی و معنایی دارد. (والبته این به آن معنا نیست که دیگران ملزم به استفاده از این لغت هستند)
    ۴- اما در مورد توهینی که ظاهرا به ما اما باطنا به خودتان داشتید و کلا منش ایرانی را زیر سوال بردید: این که شما چطور به چنین نتیجه ای رسیدید احتمالا ریشه در دو مساله دارد ۱- عدم داشتن مطالعات تاریخی و بررسی رفتارشناسی ایرانیان، عربها و غربیها و نوع برخورد اینان با حاکمانشان (روحیه حقیر و دیکتاتور پرور ایرانیها) ۲- نوع نگرش شما به نظام هستی. یا عدم آگاهی شما از عوالم موجود ( طبیعت، مثال،حقیقت) یا عدم پذیرش این عوالم از جانب شما.
    که احتمالا با نظر به اینکه شما رضا و محمدرضا پهلوی را در منظر ایرانیان با امام خمینی و امام خامنه ای یکی می دانید، گزینه دوم قوی تر به نظر میرسد.

    در آخر از اینکه کامنت طولانی شد عذر خواهی میکنم. و تاکید میکنم اینکه ما از کلمه امام برای رهبرمان استفاده میکنیم، نه یک اشتباه تاریخی و نه یک انتخاب ناآگاهانه و نه یک لفظ متاثر از احساس است. این لغت به طور ایمانی و ایقانی ریشه در باورهای ما دارد. باورهایی که ریشه در کلام قرآن و به تعبیری وحی دارد. وحیی که توسط قلب ما شنیده شده نه گوش ما.
    والسلام

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۲۹:

    ادب .ادب. ادب. چقدر ادعا؟ چقدر؟
    آقای سید محمد موسوی خوئنی ها !! خامنه ای!!
    چقدر زیادند مدعیان.چقدر کمند عمل کنندگان.

    [پاسخ]

  9. عبدالله گفت:

    یا وارث
    جمعه و روزه و افطار دلم می سوزد
    آه از این دوری دلدار دلم می سوزد
    رمضان است و سر خوان خدا یار کجاست؟
    آه از این درد دل آزار دلم می سوزد

    اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج
    یا حق

    [پاسخ]

  10. حیران گفت:

    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.
    سلام علیکم مرتبط با استفتا شما از آقا نوشته شد. هرچند که مدتی بود ذهنم را مشغول کرده بود.
    “امروز ما کارهای عجیبی می‌کنیم! نهی از منکراتی که در باطن سبب امر به منکر است…”

    [پاسخ]

  11. سلام مجدد و یک سوال

    آیا مصادیقی از این دخالت فراقانونی حضرت روح الله سراغ دارید؟ یعنی بزرگمردی که می فرمود ” خلاف قانون خلاف شرع است” در چه شرایطی و بنا به چه ضرورتی از این حق محق رهبری نظام استفاده کرده اند؟
    و آیا این مصداق همان حکم حکومتی است؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۲:

    من که فراقانونی ندیدم . یا شاید دقت نکرده باشم.
    این آقایونی که ادعاش رو دارن باید مصداق بیارن .

    [پاسخ]

  12. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    از نوشته شما هم لذت بردم هم استفاده کردم. قرار دادن این پست، بعد از نوشتن پست قبلی بسیار خوب و مفید بود و به نوعی یک مطالعه تطبیقی محسوب میشد. ممنون که دانسته های خودتون رو انقدر خوب در اختیار ماهم قرار میدید.
    در این شبهای بینظیر و تکرار نشدنی از همه التماس دعا دارم.
    یاعلی

    [پاسخ]

  13. افق گفت:

    از جناب عبدالله هم به خاطر روزانه نوشت عالی و زیباشون بی نهایت تشکر میکنم

    [پاسخ]

  14. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    روضه ای که بر دل نشیند همیشه زنده است.
    امشب کوله بار سنگینم را به دوش گرفته ام و آواره ی کوچه های ماه خدا شده ام.
    و خاک بی پدر شد…
    http://www.24tir.mihanblog.com/post/51

    رفقا با کوچکی به یادتان هستم و بسیار محتاج دعایتان.
    یا حق

    [پاسخ]

  15. فطرس ملک گفت:

    ***جهاد با نفس وسائل الشیعه***

    باب استحباب کسب صفات پسندیده و به کار بردن آنها ذکر تعدادی از آنها
    امام باقر (ع) فرمود: رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود: ای علی! تو را درباره خودت به داشتن چند خصلت سفارش می کنم اینها را حفظ کن، سپس فرمود: خداوندا او را یاری کن. اما خصلت اوّل راستگویی است مبادا هرگز دروغی از دهان تو بیرون آید، دوّم پارسایی است مبادا هرگز بر خیانت نمودن دلیر گردی، سوّم ترس از خداست گوئیا تو او را می بینی، چهارم زیاد گریستن از خوفِ خدای عزّ و جلّ که به خاطر هر قطره اشکی خانه ای در بهشت برایت ساخته می شود، پنجم مال و جانت را در مقابل دینت عطا کنی، ششم در نماز و روزه و صدقه به سنّت من رفتار کنی اما نماز پنجاه رکعت در هر شبانه روز و اما روزه سه روز در هر ماه، پنجشنبه اوّل هر ماه و چهارشنبه وسط هر ماه و پنجشنبه آخر هر ماه، و اما صدقه تا می توانی در پرداخت آن بکوش تا جایی که گفته شود زیاده روی می کنی و تو زیاده روی مکن. بر تو باد به نماز شب، نماز شب، نماز شب و بر تو باد به نماز ظهر اوّل وقت و بر تو باد به قرائت قرآن در هر حال و بر تو باد به بالا بردن دستانت در نماز و برگرداندن دو کف به طریقه دعا و بر تو باد به مسواک زدن در هنگام هر نماز و بر تو باد به کسب اخلاق نیک و بر تو باد به دوری از اخلاق ناپسند، اگر این اموری را که بر تو برشمردم به جای نیاوردی پس جز خودت کسی را سرزنش مکن.

    [پاسخ]

  16. فطرس ملک گفت:

    **** مصباح الهدی ***

    *** خود را مهمان خدا دیدن ***

    ما در دنیا و آخرت میهمان خدا هستیم. آداب میهمانی را باید رعایت کرد. باید در بدو ورود صاحبخانه را ملاقات کرد، بعد هرجا که گفت بنشین نشست و هرچه پذیرایی کرد بهره برد و به صاحبخانه فرمان نداد و جز آنچه آماده کرده نخواست و دل به وسایل و منزل صاحبخانه نبست و آرزوی مالکیت آنها را نکرد.
    گزیده ای از سخنان مرحوم حاج اسماعیل دولابی در مجالس وعظ

    [پاسخ]

  17. حسين گفت:

    چه جالب که آن سایت معاند نیز مطلب را بازنشر کرده اگر همینطو پیش برود فکر کنم ما دیگر احتیاجی به تولید داخلی “بصیرت” نداشته باشیم بلکه دوستان معاند از انگلیس تا همین کنار گوش ما هستند که هرچند ناخواسته حرف های حق و بصیرت بخش می زنند.
    الحمدالله که دشمنان ما این گونه هستند.
    عالی بود. موفق باشید.
    یاعلی(ع)

    [پاسخ]

  18. افق گفت:

    اون یک بحث شخصیه. جونم مال خودمه، حداقل به ۵ دلیل بسیار محکم، دوست دارم اونجوری خرجش کنم..

    تمام بود و نبودم فدای خامنه ای

    [پاسخ]

  19. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    تمام این لحظه ها به نام توست مظلوم ترین بابا
    عبادت ها تنها با نام شماست که مهر قبولی می خورند.
    در کوچه های کوفه یتیمان صف کشیده اند
    تا چند صباح دگر بابا در بستر است؟

    یا امیر المومنین حیدر

    یا حق

    [پاسخ]

  20. رضا گفت:

    از همه دوستان میخوام جو نظرات رو به سمت خشک و عصبیت نبرن.
    هر کسی اعتقادات شخصیش مال خودشه. این حرفا دردی از ما دوا نمیکنه
    بهتر در مورد چیزی هایی که مفید می تونه باشه حرف بزنیم . راه گفتگو رو نبندیم.
    از همه این خواهش رو دارم که به اعتقادات همه دیگه احترام بگذارن تا راه گفتگو بسته نشه. چرا اینقدر سخته که گفتگو کنیم با هم و فوری به سمت جنگ و دعوا پیش میره ؟
    همه ما لااقل هم وطن هم هستیم . یه خورده مهربون تر لطفا

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۲۹:

    پیشنهاد بسیار خوبیه
    اما اجازه هست که در صورت نیاز این کامنت رو به خودتون یادآوری کنیم؟ : )

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۳۰:

    سلام
    کاملا با رهرو موافقم.این کامنت رو بنده هم به آقا رضا و دوستان یادآوزی می کنم :)))

    [پاسخ]

  21. خشتكار گفت:

    سلام برادر
    فکر می کنم منظورتون شورای خبرگان رهبری بود و به اشتباه نوشتید شورای نگهبان بر رهبری نظارت می کنند در بند ۱

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۳۹:

    ممنون از شما
    اصلاح شد

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: