وکیلانه » » سمیه توحیدلو؛ جنبش سبز ِدروغگو؛ قوه قضاییه‌ی زورگو ؟!
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
سمیه توحیدلو؛ جنبش سبز ِدروغگو؛ قوه قضاییه‌ی زورگو ؟!
۲۴ام, شهریور ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۱۵۵]

 

مثل هر روز صبح جی‌میل و گودر را باز می‌کنی، در صدر اخبار خبری وحشتناک با توصیفات آنچنانی باعث می‌شود برای چند لحظه چشمان‌ت  متحیرانه به یک نقطه خیره شود. خبر آنقدر مکرر و غلیظ است که جایی برای تردید باقی نمی‌گذارد. غیر ممکن است بتوان آن چند لحظه‌ی سهمگین را در قالب کلمات توصیف کرد.
کمی که می‌گذرد به خودت مسلط می‌شوی، با یک دست از روی گوشی شماره‌ها را مرور می‌کنی و با یک دست به وسیله‌ی موس صفحات را زیر و رو می‌کنی تا کسی را پیدا کنی برایت توضیح دهد دقیقاً چه خبر شده، که می‌رسی به نوشته‌ی خانم توحیدلو : “…. برای دوستانم که نگرانم شدند تنها بنویسم که اجرای حکم نمادین بود و به شیوه و شمایلی که در خاطر داشته اند و دارند نبوده است و لذا نگرانی بابت هیچگونه درد و رد فیزیکی نداشته باشند….”

حس خشم، اندکی خوشحالی، به همرا نفرت سراسر وجودت را فرا می‌گیرد. خدایا این سبزهای مدعی اخلاق و راستگویی، تا چه زمانی قرار است به این بی‌اخلاقی و دروغگویی ادامه بدهند؟! خدایا دو سال و اندی است با جماعتی طرف هستیم که به هر بهانه ایی ابتدا به سخیف‌ترین وجه ممکن دروغ می‌گویند و سپس بر اساس آن دروغ، حمله می‌کنند. خدایا! درست است عمار نیست، اما این خناس‌های هتاک به اسلام با چه رویی برای بیان مظلومیت از تشابه با مادر عمار دم می‌زنند؟
خدایا مگر اینان نمی‌بینید که این دروغگویی و تناقض، باعث می‌شود اصل قضیه هم تحت الشعاع قرار بگیرد؟ پس چه اصراری به دروغ دارند؟ عادت کرده اند به دروغ؟ حیات جنبش‌شان وابسته به دروغ است؟ یا؟ خدایا؛ هر چه که هست؛ به سبزها کمک کن این عادات زشت را ترک کنند. آمین

اما تو! آقای قوه‌ی قضاییه‌ی ضعیف کش ؟! تا کی قرار است سوءتدبیر افرادی از درون تو باعث بشود تنها نظام شیعی جهان، در موضع انفعال قرار بگیرد؟
از دو حال خارج نیست.  یا خانم توحید‌لو مرتکب جرمی شده که بر اساس قوانین، مجازات دارد، یا نشده. اگر شده، اداره کـــــل روابط عمومی و امور بین الملل‌ت باید در اینگونه موارد صریح و شفاف اطلاع رسانی کند که چرا و مستند به چه دلیلی؟ و اگر نمی‌کند گناه تمام اتهام‌هایی که به نظام اسلامی و قوانین اسلام زده می‌شود به گردن تو‌ و روابط عمومی به خواب رفته‌ی توست.

و از این گذشته، تویی که رافت و رحمت مشمئز کننده‌ات از دو امریکایی جاسوس تا فائزه‌ی هاشمی را شامل می‌شود، تویی که در مقابل توهین‌کنندگان بی ادبِ مثلاً مداح سکوت می‌کنی یا به همان دلیلی که این خانم دادگاهی شد، فائزه‌ی‌ هاشمی و دیگران را هم دادگاهی کن، یا به همان دلیلی که فائزه‌ی هاشمی و دیگران را دادگاهی نمی‌کنی، این یکی را هم بی‌خیال شو.

مرتبط :
نظامی که در شلاق هم تقلب کرد!

بله ، سمیه توحیدلو تحقیر شده است

سپاس و درود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 •
ظاهراً خانم توحیدلو در پاسخ به مطلب آقای دژاکام؛ چیزی نوشته‌اند (+) که دوستانی بر اساس آن نوشته به این متن بنده انتقاد می‌کنند! در حالی که این متن نه تاییدی است بر اجرای حکم و نه رد آن، صرفاً سه مطلب کاملاً واضح را بیان می‌کند: اول دروغ و تناقضاتی که برخی سبزها اول منتشر کردند و حرفهایی که برای آب و تاب بیشتر ماجرا بود و بعداً متوجه شدند چه اشتباهی کرده اند (البته همچنان تناقض‌گویی ادامه دارد)؛ دوم عدم اطلاع رسانی شفاف قوه قضاییه و سوم و مهمتر تبعیض این قوه در مورد اجرای این حکم و عدم اجرای حکم امثال فائزه هاشمی و سایرین. که همچنان بر هر سه موضوع تاکید دارم.



۱۵۵ دیدگاه برای “سمیه توحیدلو؛ جنبش سبز ِدروغگو؛ قوه قضاییه‌ی زورگو ؟!”

  1. سلام
    همه متن یک طرف و پاراگراف آخر یک طرف

    واقعا این از صبح که خبر را دیدم حرف دل من هم هست

    [پاسخ]

    آرمان پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۰۲:۳۹:

    کلیک جهت ارجاع به لینک

    دروغ چشمهایتان را پر کرده که همه را دروغگو میخوانید!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۴۳:

    جالبه
    ینی شما معتقدید که قوه قضا به همه مجرمین به یک اندازه می پردازد؟
    پس دیگه مشکل کجاست؟
    نهایتا حق به حق دار خواهد رسید
    ====
    البته گزینه دیگه ای هم هست. این که شما اصولا نمیخونین کی چی گفته. فقط حرف خودتون رو میزنین

    [پاسخ]

    آرمان پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۴۱:

    تیتر نوشته رو بازم بخونید! جنبش سبز دروغگو!
    حتما الان که خانم توحیدلو خبر کلمه رو تایید کردن بازم دوست ندارید اندکی شرم کنید!؟

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۰۲:

    دقیقا جنبش سبز دروغگو!
    مگر ندیدی که سایت جرس به دروغ نوشت به خاطر توهین به احمدی شلاق خورده و بعد بر اساس همین هزارتا تحلیل کردن و جو سازی کردن بعد که معلوم شد دروغ بوده و هیچ ربطی به توهین به رئیس جمهور نداشته فقط تیترش رو عوض کرد و حتی یک عذرخواهی کوچیک هم نکرد. این دروغ نیست؟‌

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۴:

    خب جناب آرمان
    تیتر چه ربطی به کامنت من داشت؟

    [پاسخ]

  2. افق گفت:

    سلام
    خب الحمدلله دست این جماعت هیچ وقت خالی نمیماند!! بالاخره از زیر سنگ هم شده یک چیزی پیدا میکنند.. اگر هم پیدا نشد شروع میکنند به گریه برای فقر و بدبختی و سیاهی زندگی مردم. دلسوزند دیگر. نگرانند ایران یکهو ناغافل از دست برود و اینها مسئول این از دست رفتن باشند با سکوتشان. لذا تا جان در بدن دارند هی حرف میزنند و هی نقد میکنندو هی حرف میزنند و هی حرف میزنند.

    [پاسخ]

  3. هومن گفت:

    خدایا این سبزهای مدعی اخلاق و راستگویی، تا چه زمانی قرار است به این بی‌اخلاقی و دروغگویی ادامه بدهند؟
    ………………………………………………………………
    شما برو در بطن جمله !!!!!واقعا دوران عقب رفت برای ایرانیان است ..اقلیتی که زورگویی می کند و تریبون در دست دارد قاعدتا نباید اطلاعی از ادبیات داشته باشد .نباید استعدادی داشته باشد .زیرا همیشه به این فکر می کنم اگر انسان چنین استعداد هایی داشته باشد هرگز به کسوت انها در نخواهد امد .برای همین است که هنرمندان و ایرانیان برجسته هر گز مثل انها نیستند .کسانی که برای بشر شان انسانی قایلند چنین نمی کنند .
    وقتی انسان قلبش روشن شد به زجر همنوعش منافع خود را رها می کند .و از خود می گذرد .این انسان صد در صد در استعداد هم بی نظیر است .
    شما نگاه کن …یکی می نویسد و دیگران تبریک می گویند به خاطر این نبوغ ……و هربار تا چند روز پس از هر عنوان …تبریک و تشکر است که می اید .
    الان هم در کنار این فضاحت فساد دوباره به یاد دفاع همیشگی شان افتادند و از فضایی که در ان اطلاع رسانی نمی شود استفاده می کنند و رقیب خود را که اعتراض به فساد دارد دروغگو می خوانند !!!!
    این جور در نمی اید ! چرا دروغ ؟ ببینید انتخاباتی برگزار می شود و میلیونها نفر در ان تزردید می کنند و لی شما این تردید میلیونی را برخاسته از یک دروغ می خوانید و این در حالی است که ابزار مهیا بود که درست پس از ان اعتراض رای های صندوق ها را با احراز هویت شمارش شود و دنیارا خاموش شود !ولی خود داری شد و مردم را زدند و سپس پیاده نظام تا اخر عمر معترضین را دروغگو می خواند! من که زیر بار نمی رم .

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۵۷:

    آقا هومن؛ عزیز من
    الان این چیزهایی که شما گفتی ربطی به تفکرات من داشت؟ اصلاً شما فهمیدی اصل متن در مورد چی هست؟

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۱۷:

    همان مورد همیشگی …این ربطی به متن من داشت ؟
    خیر به علت اشاره به اینکه کی دروغ گوست ؟ربطی نداشت !!!!
    وقتی کفگیر تفکر و تحلیل به ته دیگ می خورد …می شود این .
    الان زمانی است که باید پاسخ فساد را داد .
    حدود ۲ سال پیش یکی از اشنایان که کارخانه کنسرو سازی را در نزدیکی تهران بنا کرده بود و منتظر وام بود و در این میان بانک از دادن وام خود داری می کرد تا اینکه ایشان به یکی از مسولین دولتی شکایت می برند و درخواست رسیدگی می کنند و او هم پس از مدتی تلاش می گوید که پرداخت وامهای سنگین فقط با اطلاع اقای احمدی نژاد است .و الان امکانش نیست .و اگر ایشان در میان نبود امکان داشت .الان هم که این فرد اختلاس کرده از بانک …شما اینطور القا می کنیذ که دولت کاره ای نبوده .

    [پاسخ]

    آرمان پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۰۲:۴۰:

    کلیک جهت ارجاع به لینک

    باید که بعد از خواندن این توضیحات از جانب خود خانم توحیدلو خجالت بکشید! اگر با چیزی به نام خجالت آشنایید!

    [پاسخ]

  4. به تو ربطي نداره گفت:

    سلام

    خیلی زیبا و رندانه ماجرای حمله مداحان به شخصی خاص را در کنار نام فائزه هاشمی و دو جاسوس آمریکایی قرار داده و از جریان انحرافی دفاع کرده‌اید. شاید کمی دریافت این مطلب از متن شما سخت باشد اما برای آنان که اهل قلم هستند کاری دشوار نیست. با وجود امثال شما، آینده هرگز از آن حزب‌الله نخواهد بود.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۷:

    این ادب شماها خودش نشون دهنده همه چیز هست

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۰:

    چقدر که شخص شما و دوستان گرام لطیف هستند و مردم ایران (ازاده ها )می میرند برای جنابعالی !!!

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۰۴:

    عجب آقا هومن چی شد؟ شما که از ادب و احترام متفابل و اینها حرف می زدی حالا شدی موافق این جور ادبیات سخیفانه؟ یک بوم و چند هوا؟

    [پاسخ]

  5. محمد گفت:

    آقای صفا! مگر مجازاتی به نام شلاق نمادین هم وجود دارد ؟

    آیا ممکن است بخاطر آرام بودن ضربه ها، آنرا نمادین تصور کرده باشد ؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۳:

    این رو باید از کسی که گفته “شلاق نمادین” بپرسید نه از من

    [پاسخ]

  6. مهدی گفت:

    پاسخ خانم توحیدلو به تردید (افکنی‌ها؟)ی شما و دوستانتان:

    از همان ابتدا قصد نداشتم در این شرایط این موضوع را خبری نمایم. کما اینکه از زمان صدور حکم یک سال می گذرد و این مدت خبری از این موضوع درج نشده بوده است. بعد از اجرای حکم که برایم واقعا غیر قابل باور هم بود،‌تنها به نوشتن یک دلنوشته اکتفا کردم که تا زمانی که اصل خبر پخش نشد جز کسانی که از ماجرا مطلع بودند معنای آن را نمی دانستند.
    بعد از پخش خبر یا باید موضعی می گرفتم یا سکوت می کردم. سکوت برایم ارجح تر بود. مصالحی که مانع از نوشتنم می شد زیاد بود. شاید زمانی باشد و بشود که درباره این مصالح شخصی هم نوشت. اما وقتی دیدم دوستانی نگران شده اند و یا اینکه ناراحت جای ضربه های شلاقند خواستم کمی ماجرا آرام تر پیش برود. همین شد که از لفظ نمادین استفاده کردم. نمادین بودن به معنای عدم اجرای حکم نیست. متاسفانه علیرغم رویه، خصوصا درباره خانم ها این حکم اجرا شد. اما همین آرام تر بودن ضربات باعث شد از لفظ نمادین استفاده کنم. و درد این ماجرا دردی فراتر از درد فیزیکی بود که دوستان نگرانش بودند.
    اما دوستان و هم سفرهایمان بهتر بود بجای دروغین خواندن حرف ها پرسش از من می کردند. من جواب چند نفری را که این پرسش را کردند به شکل ایمیلی داده بودم. حتی خیلی دقیق تر. اخلاقی تر آن بود که بجای انتقادی اینچنین بابت تلاش من برای اخلاقی عمل کردن و آرام کردن فضایی که خودم در ایجادش نقشی نداشتم،‌به کم و کیف وقایعی چنین می پرداختیم.
    درباره حکم خواهم نوشت. اما واقعیت اینجاست که انتخاباتی اتفاق افتاد. شوری درگرفت. از فردای انتخابات بازداشت شدم و تنها نکته ای که در پرونده من بود فعالیت انتخاباتی بود که مطابق هیچ قانونی جرم نبود. مطابق روال- اول بازداشت و بعد اتهام تراشی- با من برخورد شد و برای مصداق به مواردی از وبلاگ استناد شد که گفتنش هم جای بسی درد دارد. تمام این حکم هرچند ظاهرش انتخاباتی بود ولی نهایتش از فعالیت ها و روابط مجازی اینجانب بود.
    تصریح می کنم که حکم من مغشوش تر از آن است که بتوان قانونی نوشت و از هم تفکیکش نمود. اما مجازات توهین به ریاست جمهوری در آن حکم ، معادل صدهزار تومان بوده است که پای زندان های رفته حسابش کردند که مبلغی هم طلبکار شدم.
    اما اگر ماجرا آنقدر ارزشمند بود که بخواهید بیشتر بدانید این نوشته بسیار به آنچه گذشت نزدیک است.
    http://www.kaleme.com/1390/06/24/klm-73196/
    ————————————————————–
    و این هم از من: کاش گوشها و چشمهایمان یه روز باز بشه.. روزی که برای “توجیه” اینهمه بی عدالتی و بی انصافی و ظلم آشکار، فرافکن نکنیم و لااقل “دوست منتقد و مصلح” حاکمان باشیم…

    [پاسخ]

  7. یه ایرانی گفت:

    آقا صفا،
    من هنوز حرف هیچ طرفی رو صد در صد قبول نکردم ولی نظر شما راجع به این نظر کلمه چیست؟
    http://www.kaleme.com/1390/06/24/klm-73196/
    و این سوال که آیا نباید برای مجازات جرمهایی که هیچ جای جهان جز ایران جرم نیستن پایان و یا تجدید نظر اساسی قائل شویم؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۷:

    دوست خوبم؛
    منم معترض به عدم شفاف سازی هستم. اگر مسائل شفاف باشه و روشن اونوقت اینجوری نمیشه که هرکسی به نقع خودش بخواد سوء استفاده کنه از یک قضیه

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۰۶:

    دوست خوبم؛
    منم معترض به عدم شفاف سازی هستم. اگر مسائل شفاف باشه و روشن اونوقت اینجوری نمیشه که هرکسی به نقع خودش بخواد سوء استفاده کنه از یک قضیه

    …………………………………………………………
    اقای صفا این شفاف سازی امکان نداره و تصور بنده اینه که … ما بیشتر شاهد ژستی از طرف برخی اقایان که می خواهند خود را مدرن نشان دهند ….هستیم .چگونه شفاف سازی شود و قتی مردم نامحرم هستند.فضا یی که شما عمدتا ترسیم می کنید کاملا امنیتی است ؟اجازه به شفاف سازی نمی دهد .
    .

    [پاسخ]

  8. آرمان گفت:

    کلیک جهت ارجاع به لینک

    سرکار خانم توحیدلو میگویند شلاق خورده اند! امیدوارم توضیحات کامل ایشون رو عینا زیر نوشته اتون بیارید!

    [پاسخ]

  9. داود گفت:

    ای داد بی داد پس شلاق رو نزده بودن فقط نمادین بوده چقدر این نظام مظلوم واقع شده واقعا فقط به سه نفر تجاوز می کنه و می کشه میگن به ۱۰۰ نفر فقط هدی صابر خودش مریض شد می گن …. هاله سحابی خودش رو به مردن زد… حالم از همه شما وطن فروشها بد می شه کسی که به مادر وطنش توهین میکنن و توجیه می کنه کسی که قاتل خواهر و برادراش رو عکسش رو بالای صفحه اش می زنه.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۰:

    هیچ کس دیکتاتور تر از شما سبزها نیست. انتظار دارید تمام مردم با پیش فرض های شما رفتار کنن و اونها رو قبول داشته باشند و اگر این کار رو نکنن به هزار و یک مطلب متهمشون میکنید.
    امثال تو افت این جامعه هستید. کسانی که جلوی منتقدان واقعی رو هم میگرن و فقط و فقط میخوان حرف خودشون رو بزنن. شما دشمن ایران و ایرانی هستید

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۱۴:

    هیچ کس دیکتاتور تر از شما سبزها نیست. انتظار دارید تمام مردم با پیش فرض های شما رفتار کنن و اونها رو قبول داشته باشند و اگر این کار رو نکنن به هزار و یک مطلب متهمشون میکنید.
    امثال تو افت این جامعه هستید. کسانی که جلوی منتقدان واقعی رو هم میگرن و فقط و فقط میخوان حرف خودشون رو بزنن. شما دشمن ایران و ایرانی هستید

    …………………………………………………………..
    باز اسم مردم امد !!!ایکاش سیستمی مورد اعتماد مردمی را که با شما موافق نیستند و راه بهشت را خودشان پیدا می کنند را …سرشماری می کرد .ان موقع مشخص می شد اطلاق دیکتاتوری به فردی که نشان از عقاید اکثریت دارد چقدر حقیقت دارد و ما چگونه میلیونها دیکتار داریم ؟!!!
    در ضمن منتقد واقعی کیست ؟

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۰۵:

    دیکتاتور کسی هست که بدون اطلاع دقیق از چیزی حرف میزنه و به هیچ عنوان هم نظری رو مخالف نظرش قبول نمیکنه.
    منتقد کسی هست که خواستار شفاف سازیه قبل از هر نظر دادنی و همینجوری روی هوا و بدون در نظر گرفتن واقعیت نظر نمیده

    [پاسخ]

  10. اصلاح طلب گفت:

    – آقای صفا دروغگو به کسی میگن که با علم به یک مطلب خلافش رو ادعا کنه. یک ایرانی از کجا باید بدونه که شلاقی که خانم توحیدلو خورده نمادین بوده. یه جور متن رو نوشتید که اگر کسی غیر ایرانی این مطلب رو بخونه فکر میکنه که در ایران اساسا شلاق زدنها نمادین هست. اگر قصدتون این بوده باشه شما مرتکب دروغ شدید.
    – خانم توحیدلو شلاق خورده و در این شکی نیست و اگر کسی شلاق خوردن ایشون رو بدون ذکر نحوه اجراش بیان کرده باشه مرتکب اشتباه شده نه دروغ.
    – یکی از دغدغه های جنبش سبز رواج دروغ در سطح مقامات بالای نظام بوده و یکی از شعارهای جنبش سبز قبل و بعد از انتخابات “دروغ ممنوع” بوده. تا اینجا جنبش سبز اشتباهاتی داشته ولی دروغگوئی هیچ وقت ابزار جنبش سبز نبوده.
    – اگر شما نگران دروغ هستید مسلما نمونه های خیلی نابی از دروغگوئی رو میتونید در مقامات ارشد نظام پیدا کنید و با نیت “نهی از منکر” اینجا بازتاب بدید. مثلا آقای لاریجانی قاضی القضات این مملکت که میگه در جریان اعتراضات بعد از انتخابات تنها یک نفر کشته شده به نظر شما دروغگو نیست. به نظر شما این فرد مهمترین شرط قضاوت یعنی صداقت رو از دست نداده.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۸:

    من نمی‌فهمم چرا تناقض گویی و مبهم گویی خانم توحیدلو رو دیگران باید پاسخ گو باشند؟ ایشون می‌تونستند سکوت کنن و یا حق داشتند تمام ماجرا رو بیان کنن ولی هیچ توجیهی برای تناقض گویی وجود نداره!

    ولی حرف شما:
    اگر کسی در مجلس ختم کسی شرکت کنه که زنده است، دروغ‌گو محسوب میشه یا نه؟
    اگر کسی لااقل هشت نفر آدم زنده رو مرده اعلام کنه و بعداً اینها خودشون اعتراض کنن که “بی‌انصاف‌‌ها زندگی ما رو بهم ریختن” این دروغ محسوب میشه یا نه؟
    اگر کسی ادعای وقوع تجاوز کنه و بعداً بگه با من تماس گرفته شد و گفته شد وقتی من رو داشتن دستگیر می‌کردن دستم رو گرفتن نشوندن تو ماشین و من منظورم از تجاوز این بوده، این دروغ محسوب می‌شه یا نه؟
    اگر کسانی بارها و بارها با فتوشاپ، تصاویری از طبیعت گرفته تا اجتماعات رقیب تا حوادث کشورهای دیگه رو سبز کنه و منتشر کنه، این دروغ محسوب میشه یا نه؟
    اینها و هزارن مورد دیگه رو نمیشه به حساب اشتباه گذاشت، اینها راهبرد هست. یعنی بخاطر تهیج احساسات دیگران و برای جبران قلت نفرات، از این شگرد‌ها استفاده میشه.

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۰:

    لطفا مصداقهای دروغ جنبش سبز رو مستندتر لیست کنید بتونم توضیح بدم.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۵:

    دوست خوبم؛ من از بین موارد متعدد، عمداً به اونهایی اشاره کردم که بسیار واضح و مشهور هستند و اگر کسی یک کم هم انصاف داشته باشه نمی‌تونه انکارشون کنه.
    یعنی باور کنم شما از اینها خبر نداری و دنبال اسناد‌شون می‌گردی؟

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۱:

    اینجا :
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=57064

    اینجا:
    http://mostafamobin.blogfa.com/post-315.aspx

    اینجا:
    http://alef.ir/1388/content/view/94776/

    اینجا:
    کلیک جهت ارجاع به لینک

    اینجا:
    http://roshangar88.blogfa.com/post-733.aspx

    اینجا:
    http://iran4best.persianblog.ir/post/23

    اینجا:
    http://goldencity.blogfa.com/post-160.aspx
    و ….

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۷:

    تنها موردی که قابل تامل هست مورد خانم سعیده پور آقایی هست که آقایان موسوی و کروبی به اشتباه خودشون اعتراف کردن و نشون دادن که دروغ گقتن راهبردشون نیست.
    چند تا موردی که عکس فتوشاپی یا مطلب دروغ از امام گذاشتید هیچ لینکی به سایتهای جنبش سبز نداره. دو تا عکس تو یک صفحه که یکی اصل هست یکی فتوشاپی که زیر عکس فتو شاپی نوشته شده مال جنبش سبز هست چیزی رو نشون نمیده. روش درستش اینه که عکس فتوشاپی رو با لینک بذارن که مثلا فلان سایت این عکس رو گذاشته و بگن که فتو شاپی هست. چند تا عکس فتو شاپی که گذاشتید همه بی معنی هستند و هیچ نشانه ای از ارتباط با جنبش سبز ندارن. یک مثال می زنم تا خوب بفهمید. من اگر بخوام عکس فتوشاپی از شما رو کنم باید یک لینک از وب سایتهای شما بذارم مثل این (روی عکس کلیک کنید تا فتوشاپی بودن عکس رو ببینید):
    http://24tir.ir/?p=6514
    نه این که تو سایت خودم دو تا عکس بذارم بعد زیر عکس فتوشاپی بنویسم مال بچه های حزب اللهی هست.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۹:

    عجب! این عکس ها در سراسر وب اون زمان پخش شده بود مثل این :
    http://alef.ir/1388/content/view/86696/
    اما بگذریم. پس قضیه ادعای تجاوز و بعد اون حرف رو گفتن آقای کروبی چی؟
    قضیه به دروغ تحریف کردن اینکه رئیس جمهور گفته خس و خاشاک پس چی؟ من که لینک هم قرار دادم برای شما.
    قضیه دروغی که درباره واکنش اخوان مصر به صحبت‌های رهبری گفتید و بعدش اینجور ضایع شدند چی؟
    http://www.youtube.com/watch?v=d0wWzwBwofk
    چندتا دیگه بگم….
    کی اقای کروبی و موسوی عذرخواهی کردن و یا به قول شما اعتراف؟
    با زندگی یک خانواده بازی کردن بعد به همین سادگی از کنارش رد شدن کار درستیه به نظر شما؟ شما نخوندی که اون دختر چی گفته بود؟ اون مهم رو رها کردی گیر دادی به یه مطب اونم اینجوری؟

    اون لینکت از مطلب آقای صفا نشون دهنده اوج انصاف شماست واقعاً :)
    آقا امیرعلی به خاطر ادب عکسی رو که باید قرار بده در اصل متن قرار نداده و گذاشته که اگر کلیک کنی بتونی ببینیش شما میگی فتوشاپی؟ کجاش فتوشاپه؟
    شما که اینقدر بی انصاف نبودی آقای اصلاح طلب!

    این یک قلم ۳۲ تا دروغ رو هم ببینی بد نیست:
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=53036

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۳۲:

    – از کی تا حالا الف سایت سبز هست؟!
    – ادعای تجاوز تکذیب نشده و بعدن افراد بیشتری که مورد تجاوز قرار گرفته بودن هم مصاحبه کردن و منتشر کردن. صحت و سقم مطلب رو من نمی تونم الان روشن کنم اما اتهام تجاوز هیچ وقت تکذیب نشد.
    – آقای احمدی نژاد مخالفین و معترضین خودشون رو خس و خاشاک نامیدن. ادعای شما اینه که منظور از مخالفین و معترضین سبزها نبودن. سوال من اینه که به غیر از سبزها مگر معترضی هم وجود داشت؟!!!
    – رهبر انقلاب گفتن که انقلاب مصر اسلامی هست اخوان المسلمین هم گفتن که خیر اسلامی نیست. اگر به شما چیزی غیر از این گفتن دروغ گفتن. یه لینک پنج ثانیه ای گذاشتی که توش تشکر کرده!!!! قبل و بعدش رو هم ببین.
    – آقای کروبی علنا گفتن که داستان سعیده پورآقایی دامی بود که از طرف نظام پهن شده بود. تو همون لینکهایی که گذاشته بودی هم هست.
    – روی عکس کلیک کنید، انگشتهای وسطی که کشیده شدن به وضوح فتوشاپی هستن. انگشت شستی هم روی دست آقای سمت راست کشیده شده به وضوح فتوشاپی هست.

    میشه شما هم دروغ آقای لاریجانی که گفته بود در جریان اعتراضات فقط یک نفر کشته شده رو توضیح بدید. البته برای من این موضوع از این بابت مهم هست که ایشون خیر سرش قاضی القضات ممکلت هست و گرنه ما که به شیندن دروغ عادت داریم.

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۷:

    ظاهرا کسی نیست که دروغگویی قاضی القضات منصوب رهبری رو توضیح بده.
    الحق و الانصاف که شما مطابق نص آیه شریفه “اشداء علی الکفار و رحماء بینهم” عمل می کنید. یعنی داد و بیداد کافران سبز به خاطر شلاق خوردن یک خانوم رو از زهر کامی های امت حزب الله قلمداد میکنید ولی دروغگوییهای قاضی القضات منصوب رهبری “احلی من عسل” هست.

    اون قران به غیر از اون یک آیه چند هزار آیه دیگه هم داره یکیش هم اینه که “لم تقولون ما لا تفعلون”

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۰۸:

    هیچ کس ادعا نکرده که نظام جمهوری اسلامی مصون و معصوم از خطاست.
    این هم یک خطایی که ممکنه در هرکجا رخ بده و چه بسا فقط کلامی بوده باشه یا اصلا یک خطای محض . اینها راهبردی نیست بلکه اشتباهاتی هست که در نظامی ممکنه رخ بده .
    شما بجای این به نقش راهبردی دروغ در جنبش که براش مصداق آوردم بپرداز و اونها رو جواب بده لطفا
    آقای اصلاح طلب این کار درستی نیست که وقتی کسی از شما سوالی پرسید فوری بگید چرا این جای نظام هم اینجوریه. یعنی همش سوا رو با فرافکنی پاسخ دادن زشته

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۰۳:۴۰:

    به روال سوال جواب در این مطلب نگاه کنید، می بینید که
    – اون کسی که اول سوال پرسید من بودم نه شما
    – اون کسی که به جای جواب دادن، سوال پرسید، شما بودید نه من
    – با این حال من سعی کردم آیتم به آیتم به سوالات شما جواب یدم
    – در نهایت دوباره سوال اول رو تکرار کردم، به جای این که جواب بدید من رو محکوم به فرافکنی می کنید

    پیدا کنید پرتقال فروش فرافکن رو!

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۰۳:۱۳:

    آقای احمدی نژاد در آخرین مصاحبه اعلام کرده که آقای موسوی و کروبی آزاد هستند و به زندگی معمولی خودشون مشغول هستند. عجبا به این همه وقاحت! بی دلیل نیست که رهبر گفته هر وقت ایشون میره خارج من خیالم راحت هست!

    [پاسخ]

  11. بیتا گفت:

    آقای صفا،
    یک لحظه با خودت فکر کردی “اجرای نمادین” یعنی چی دقیقا؟

    [پاسخ]

  12. بیتا گفت:

    خب به سلامتی این ماجرا هم که یک روز نگذشته روشن شد. اونقد امثال شما سوئ استفاده کردن که خانم توحید لو محبور شد توضیحی رو که نمی خواست بده. حکم اجرا شده آقای صفا.
    این هم توضیح خود خانم توحید لو:
    سمیه توحیدلو هم این را درجوابش نوشته. به نظرم به روشن‌تر شدن ماجرا کمک می‌کند:

    ممنون از نوشته آقای دژاکام
    از همان ابتدا قصد نداشتم در این شرایط این موضوع را خبری نمایم. کما اینکه از زمان صدور حکم یک سال می گذرد و این مدت خبری از این موضوع درج نشده بوده است. بعد از اجرای حکم که برایم واقعا غیر قابل باور هم بود،‌تنها به نوشتن یک دلنوشته اکتفا کردم که تا زمانی که اصل خبر پخش نشد جز کسانی که از ماجرا مطلع بودند معنای آن را نمی دانستند.
    بعد از پخش خبر یا باید موضعی می گرفتم یا سکوت می کردم. سکوت برایم ارجح تر بود. مصالحی که مانع از نوشتنم می شد زیاد بود. شاید زمانی باشد و بشود که درباره این مصالح شخصی هم نوشت. اما وقتی دیدم دوستانی نگران شده اند و یا اینکه ناراحت جای ضربه های شلاقند خواستم کمی ماجرا آرام تر پیش برود. همین شد که از لفظ نمادین استفاده کردم. نمادین بودن به معنای عدم اجرای حکم نیست. متاسفانه علیرغم رویه، خصوصا درباره خانم ها این حکم اجرا شد. اما همین آرام تر بودن ضربات باعث شد از لفظ نمادین استفاده کنم. و درد این ماجرا دردی فراتر از درد فیزیکی بود که دوستان نگرانش بودند.
    اما دوستان و هم سفرهایمان بهتر بود بجای دروغین خواندن حرف ها پرسش از من می کردند. من جواب چند نفری را که این پرسش را کردند به شکل ایمیلی داده بودم. حتی خیلی دقیق تر. اخلاقی تر آن بود که بجای انتقادی اینچنین بابت تلاش من برای اخلاقی عمل کردن و آرام کردن فضایی که خودم در ایجادش نقشی نداشتم،‌به کم و کیف وقایعی چنین می پرداختیم.
    درباره حکم خواهم نوشت. اما واقعیت اینجاست که انتخاباتی اتفاق افتاد. شوری درگرفت. از فردای انتخابات بازداشت شدم و تنها نکته ای که در پرونده من بود فعالیت انتخاباتی بود که مطابق هیچ قانونی جرم نبود. مطابق روال- اول بازداشت و بعد اتهام تراشی- با من برخورد شد و برای مصداق به مواردی از وبلاگ استناد شد که گفتنش هم جای بسی درد دارد. تمام این حکم هرچند ظاهرش انتخاباتی بود ولی نهایتش از فعالیت ها و روابط مجازی اینجانب بود.
    تصریح می کنم که حکم من مغشوش تر از آن است که بتوان قانونی نوشت و از هم تفکیکش نمود. اما مجازات توهین به ریاست جمهوری در آن حکم ، معادل صدهزار تومان بوده است که پای زندان های رفته حسابش کردند که مبلغی هم طلبکار شدم.
    اما اگر ماجرا آنقدر ارزشمند بود که بخواهید بیشتر بدانید این نوشته بسیار به آنچه گذشت نزدیک است.
    http://www.kaleme.com/1390/06/24/klm-73196/

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۰:

    توضیحات اضافه شده به متن رو بخونید لطفاً

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۵۳:

    توضیح اضافه شما عذر بد تر از گناهه آقای صفا. حکم اجرا شده. معلوم شده که رجا نیوز و امثالهم حرف بیخود زدن که سر و صدا بخوابه، بعد شما می گی سبز ها دروغ گفتن؟

    خجالت نمی کشین به جای اینکه به این همه شرایط غیر قانونی این ماجرا اعتراض کنین، صرفا به خاطر غیرتی که اینقدر همه اتون سنگش به سینه می زنین، باز دارین باهاش بازی حمله به سبزا می کنین؟

    واقعا روتون می شه الان تو صورت این خانم نگاه کنین بدون یک معذرت خواهی؟ حقش نبود تو وبلاگتون یک کلمه، فقط یک کلمه به خود این ماجرا اعتراض می کردین حالا که حقیقت معلوم شد؟

    و شما که دیروز سبزها رو متهم کردین به دروغگویی، چون بر اساس خبر اجرای حکم گفتن حکم اجرا شده، خودتون الان همون کاری رو که بهش متهمید نکردین؟ که بر اساس یه نوشته خصوصی که خانم توحیدلو برای دوستانشون نوشتن بریدین و دوختین و تهمت هاتون رو هم زدین؟

    به چی باید دلمون خوش باشه در دین و ایمان شما اگه همچین اتفاقی لحظه ای به فکر نندازتتون؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۱۳:

    من مگه از اجرای حکم دفاع کرده بودم؟ کجای این نوشته دفاع یا رد اجرای حکم هست؟ لطفا حتما بفرمایید کجای این نوشته دفاع یا رد هست.
    کسانی که خودشون صبح دیروز دروغ گفتن متوجه شدن و الان ساکت هستند اونوقت امثال مایی که به دروغگویی سبزها و تبعیض در قوه اعتراض کردیم شدیم متهم و دیو دو سر؟‌
    شما و امثال شما که به دروغ گفتید به خاطر توهین به رئیس جمهور بوده، الان باید معذرت خواهی کنید. شما و امثال شمایی که حتی نمی‌دونید ایشون کی هستند جرمشون چی بوده. سوابق دادگاهی و روند پروندشون چی بوده باید معذرت خواهی کنید.
    ما کوتاه میایم شما بی‌انصاف تر می‌شید؟ خانم توحید لو که متهم به نقض قانون کشور هستند باید پاسخگو باشند.
    متاسفانه وقتی احساس و هیجان سبزها فوران کنه دیگه هیچی جلودار بی‌منطقی‌شون نیست.

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۱:

    خانم توحید لو که متهم به نقض قانون کشور هستند باید پاسخگو باشند.
    …………………………………………………………..
    ما امیدواریم روزی برسد که حاکمیت قانون انقدر باشد که اکثریت مجرمان بدون اعمال سلیقه مجازات شوند .برای مثال فردی را که به دختر اقای هاشمی دشنام می داد و خود نویسنده دفاع مقدس بود …دیگر به اسانی تکرار نکند جرم خود را و به قول شما پاسخگو باشد .

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۸:

    چه دروغی گفتن صبح دیروز؟ حکم اجرا شده. این وسط یه امثال رجا نیوز خواستن جو رو عوض کنن و یه سری هم از یه نوشته خصوصی خانم توحید لو استفاده کردن یه چند ساعتی به نظر اومد ماجرا چیز دیگه بوده. بعد که معلوم شده راست می گفتن. چه دروغی رو می گین دقیقا؟

    من از چی باید معذرت خواهی کنم؟ ایشون فردای روز انتخابات بازداشت شده و آخر سر تنها چیزی که مونده توهین به رییس جمهور بوده. شما که با تاریخچه پرونده ایشون آشنایی بگو ببینم غیر از چند تا پست وبلاگ چی از ایشون به عنوان جرم باقی مونده؟

    هی یه حرفو تکرار می کنین فکر می کنین مردم کورن؟

    از چی کوتاه اومدین شما دقیقا؟ غیر از اینه که باز حمله اتون رو متوجه مظلوم این ماجرا کردین؟ حالا می خواین امتیاز هم بگیرین این وسط؟
    معلومه که شما باید پاسخگو باشین. وسط معرکه شروع کردین حمله به یه گروه آدم و هر چی دلتون خواسته گفتین، بعد که معلوم شده حرفشون درست بوده باز یه جوری مطرحش می کنین که اصل قضیه گم بشه؟

    طرف شلاق خورده آقای صفا. از دست یه مرد.

    احساس و هیجان فوران کرده؟

    برین به حال خودتون گریه کنین اگه همچین اتفاقی شما رو نمی لرزونه و اولین حرفی که در موردش می زنین دروغ سبز هاست.

    اونقدر اولویتها انسانی و اخلاقیتون رو گم کردین که از همچین چیزی اولین استفاده اتون تهمت و حمله به یه سری آدمیه که بهش اعتراض کردن.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۱۶:

    نمیدونم از کی تا حالا نوت‌های گوگل ریدر نوشته‌ی خصوصی محسوب میشه که شما دائما تکرار می‌فرمایید.
    و بعد چند بار باید یک جمله رو تکرار کنم. جرس و سایرین به دروغ گفتند به خاطر توهین به رئیس جمهور بوده و بعد معلوم شد این کذب محضه. بعد خانم توحیدلو بصورت قطره چکانی بعد از ساعت‌ها تهاجم رسانه ایی این رو تکذیب کردند. و بعد همچنان هم مبهم گویی می‌کنن به قول خودشون برای یک مصلحت هایی. چه مصلحتی؟ حکم که کامل اجرا شده به قول دوستانشون دیگه چه مصلحتی؟‌
    شما شاید بتونید بر اساس یک قضیه‌ی مبهم دیگرانی رو متهم کنید و تحلیل کنید ولی من اصلاً نمی‌تونم بر اساس یک موضوع مبهم نتیجه گیری کنم

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۵۰:

    اولا من از اول نگفتم شما دفاع کردین. گفتم تو یه همچین ماجرایی، اینکه اولویت شما حمله و تهمت به سبزهاست به نظر من معنی اش جابجای اصول انسانی و اخلاقیه. اینکه در شلاق خوردن یه خانم جوان توسط یه مرد، بخاطر اظهار عقیده، فردای انتخابات شما اولین موضوعی که بهش می پردازی حمله به دیگرانه و وقتی قضیه روشن شد هم انتقاد از خود مظلوم، به نظر من نشانه اینه که اولویت هاتون غلطه.

    این خانم رو فردای روز انتخابات دستگیر کردن. آخرم اتهام اصلی اظهار نظر و نوشتن در وبلاگ بوده.
    از جمله انتقاد از رییس جمهور. حالا اینکه کدوم تیکه اش تو تجدید نظر ( و بعد ۱ ماه زندان) عوض شده یا نشده موردیه که بعضی از ما اشتباه کردیم.
    ولی جرس هم وقتی فهمید اشتباه کرده خبر رو تصحیح کرد. شما از طرف دروغ های عمدی رجا نیوز که هیچ وقت هم اصلاح نمی شه معذرت خواستی یا مسئولشی که بخاطر همچین چیزی همه سبزا رو می بندی به باد فحش و تهمت؟ هر اصولگرایی هر اشتباهی بکنه شما مسئولشی که اینطوری به راحتی به یه جماعتی توهین می کنی به خاطر اینکه فکر می کنی یه وب سایت دروغ گفته؟ وبسایتی که خودش بعد درست کرده اشتباهشو؟ این همه عکسهایی که فارس نیوز با فتوشاپ درست می کنه و به خورد مردم می ده شما بابت دونه دونه اش معذرت خواهی می کنی؟ یا باید بکنی؟

    به نظر من به من و شما ربطی نداره یه آدم برای حرف زدن درباره مسئله به این خصوصی چه مصلحتی داره. خانم توحیدلو هم از اول این ماجرا رو رسانه ای کرده که بخواد جوابگو باشه.
    طرف دیروز شلاق خورده از دست یه مرد. یه کم انصاف داشته باشین بزارین دوروز نفس بکشه.
    یک لحظه خودتون رو بزارین جای ایشون (بگذریم که چون شما مردین به هر حال نمی تونین عمق این ماجرا رو بفهمین) و فرض کنین بخاطر نوشته های این وبلاگ و کمک به ستاد آقای احمدی نژاد، فردای روزی که تلاشهای شما باعث شده کلی از مردم تو انتخابات شرکت کنن، نصفه شب بریزن شما رو بگیرن بندازن زندان، دو سال بعد هم ببرنتون همونجا یه مرد وایسه بالاسر شما در حالیکه دارین قران می خونین شلاقتون بزنه، بعد بازم راحت می تونین بیاین اینجا این حرفا رو بزنین؟

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۰۶:

    راستی، شما در جواب نوشته اول من گفتید :”توضیحات اضافه شده رو بخونید”. اگه پی نوشت برای شما می شه جبران اشتباه، برای بقیه هم می شه. نمی شه بقیه ای که پی نوشت اضافه کردن به نوشته هاشون همه دروغگو باشن، شما ولی اشتباهتون رو بندازین گردن دیگران. شما هم وقتی این پست رو نوشتین نمی دونستین ماجرا دقیقا چی بوده. ولی با همون اطلاعات کم نشستین و تهمت ها رو زدین. نه به یک نفر، که به یه جماعتی بخاطر “دروغی” که فکر کردین یه عده گفتن.

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۱۷:

    خانم بیتا از این قلم تحسین می کنیم شما را .نگاه کنید به خواهران بیداری اسلامی ….طبق تئوری بنده حامیان دولتی مانند دولت نهم و دهم هرگز دارای استعداد خاصی نیستند .و اگر بودند که از این دولت حمایت نمی کردند .این خواهران بیداری فقط تشکر می کنند از مطالب .
    و در ضمن را جب اقای صفا و نوشتن مطلب …شما باید بدانید که اقای صفا در یک تایم معین باید موضوعی را تیتر کنند .تا ضمن پایان دادن به مبحث قبلی …خواننده گان را در این امار ثابت وبلاگ نگاهداری و حفاضت نمایند .پس باید این موضوعات جدید باشد و جذبه داشته باشد .

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۵۳:

    در ادامه این بحث، به نظرم خوندم این متن خانم توحید لو هم لازمه:
    http://smto.ir/?p=4794

    [پاسخ]

  13. سلام حاجی. درست میشه ایشالا.
    نگران نباش.
    خدا خیرت بده.

    [پاسخ]

  14. حسين گفت:

    حالا این بنده خدا کیه؟!!!!!!!!!!!!!!
    به نظرم خیلی موضوع مسخره‌ایی بود. اما اینکه به فائزه هاشمی و سایر مطالب پرداختید کمی موضوع از ابتذال درآمد.
    اصلا اهمیتی نداشت.
    موفق باشید.
    یاعلی(ع)

    [پاسخ]

  15. عبدالله گفت:

    یا وارث
    چه قدر حرف دلم را به جاده ها بزنم
    اجازه هست کمی حرف با شما بزنم؟
    اجازه هست کمی درد و دل کنم یا نه؟
    اجازه هست قید من و تو را بزنم؟
    بنا نبود نیایی خدا وکیل آقا
    چه قدر دست به دامان ندبه ها بزنم
    دلم قرار ندارد خودت که میدانی
    چه قدر مانده همین طور دست و پا بزنم؟
    خدا کند که بیایی وگرنه از سمت
    کدام پنجره باید تو را صدا بزنم؟
    به بازگشت من آقا دگر امیدی نیست
    مگر دوباره سری رو به کربلا بزنم
    ……….
    یا حق

    [پاسخ]

  16. غم نامه غربت امام عصر (عج)………درد و دل مظلومانه حضرت با جد مظلومش اباعبدالله الحسین(ع)……………………… حسین جان مهدی ام مهدی خسته / دلم از بی وفایی ها شکسته / حسین جان مانده ام تنهای تنها / شده کرب و بلایم کوه و صحرا / شما گفتی ولی یاران نرفتند / مرا یاران همه ، یک یک برفتند / حسین جان سال ها در انتظارم / هنوز حسرت به یاران تو دارم / حسین جان انتقام نگرفته ام من / به جای امّتم شرمنده ام من / هر آنچه عمه ام زینب(س) کشیده / بود هر صبح و شام در پیش دیده / ز قلبم میزند بیرون شراره / چه کاری سخت تر از انتظاره / حسین جان از شما شرمنده هستم /گناه امّتم بسته دو دستم /حسین جان امّتم بر تو بگریند / نمیدانند که خود با من چه کردند / هزارو یکصدو هفتادو پنج سال / چه کم آنکس که پرسیده زمن حال / هزارو یکصدو هفتادو پنج سال / چه میداند کسی دارم چه احوال / هزارو یکصدو هفتادو پنج سال / به دست و پای من زنجیر اعمال / توی کرب و بلای این زمونه / کسی قدر ابالفضل(ع) وندونه / توی کرب و بلای این زمونه / کسی وقت عمل باقی نمونه / توی کرب و بلای این زمونه / چه قدر تیر گنه سویم روونه / شما با آن مصیبت ها که دیدی / به امید ظهورم پر کشیدی / خدا داند چه قدر در انتظاری / ز خون باری چشمم بی قراری / اگر شیعه وفا میکرد به بیعت / نبود تاخیر به روی عصرغیبت / حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم / از بی وفایی ها شکسته.. ……………..

    [پاسخ]

  17. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    برای من بحثها خیلی جالب بود.
    همیشه از یک خبر یک موج درست میشه و یک عده سوارش میشوند.
    الان برای من یک سوال مطرح شده. اونم اینه که من اصلا این خانم رو نمیشناسم و نمیدونم چه کاره هست و حتا نمیدونم اصلا برای چی بازداشت،محاکمه و محکوم شده. اما چیزی که برای من سوال شده اینه که مگر وقتی محکوم میشه، نباید حکمش اجرا بشه؟ پس چرا اجرای این حکم انقدر با سروصدا و خبرسازی همراه بوده؟ چون خانم بوده؟!
    اینکه چون امثال فائزه هاشمی به دادگاه کشیده نشدن و محاکمه نشدن که دلیل نمیشه به بقیه هم رسیدگی نشه. مطالبه ما رسیدگی به جرائم همه است، نه اینکه چون به کار بعضیها رسیدگی نشده پس مملکت روی هوا. هرکی هرکاری دلش خواست بکنه. فکر کنید مثلا چون یک قاتلی داره ول میگرده و محاکمه و محکوم نشده، پس هرچی قاتله آزاد باشه و مشغول قتل و آدم کشی!!
    حالا چون فائزه هاشمی آزاده(هرچند اونم با همه گندگیش بالاخره مجبور شد بره دادگاه) پس سمیه توحیدلو هم باید برای خودش بگرده؟
    بازهم میگم من اصلا نمیدونم کی هست این خانم. من فقط به وبلاگش سر زدم و تصاویری ازش دیدم. اما چیزی در مورد عملکرد و جرمش نمیدونم. فقط میدونم که محکوم شده و باید حکمش اجرا میشده. غیر از اینه؟ واقعا معنی اینهمه سروصدا رو نفهمیدم.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۴۳:

    چیزی که من از کل این جریان میفهمم این هست که جنبش سبز برای بقا خودش رو محتاج موج سازی و موج سواری میدونه
    حالا ممکنه این موج تشبیه انقلاب های منطقه به جنبش سبز باشه یا مثلا حق دادن به استعمار پیر در برخی اتفاقات یا حتی ابراز نگرانی از عفو تعدادی از زندانیان به مناسبت عید فطر یا مثل الان اتفاقی که خودشون به دست خودشون تفاسیر متعددی ازش ارائه می دهند. که الیته انصاف حکم میکنه بگم که اگر مجالی برای این تفاسیر متعدد وجود داره بیش از هر چیز به علت عدم شفاف سازی نهاد های مسئول در این باره است

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۱:

    آفرین به نظام محکم و با جایگاه مردمی شما که برای بقای خودش لازم می دونه یک دانشجوی دکترای جامعه شناسی رو فردای روز انتخابات دستگیر کنه، یک ماه بندازتش زندان، و آخرم یا این فضاحت که هیچکس خاضر نشده حکم رو اجرا کنه شلاقش بزنه.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۲:

    علتش اینه که تاحالا بهانه هر اعتراض و انتقادی این بوده که “کو؟ کی؟ کجا؟ دروغ می گین”. حالا این بار که یه نفر به جرم نوشتن و عقیده اش واقعا شلاق خورده دیگه چون جوابی براش نیست تصمیم گرفتن کلا بزنن زیر قضیه. برا اینه که سر و صدا کرده.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۰:

    علت اینکه میگن یا به قول شما میگیم دروغ میگید اینه که خب دروغ میگن سران جنبش شما:)
    از کشته سازی بگیر تا خیلی ادعاهای دیگه
    مثل تلاش عجیبشون برای شلوغ و غیر قابل کنترل نشان دادن اوضاع در بعضی روزهای خاص
    در این مورد خاص هم متاسفانه رفتار قطره چکانی خود سرکار خانوم توحیدلو مشکل اصلی ماجراست
    از یک بانوی مسلمان دانشجوی دکترای جامعه شناسی دانشگاه تهران انتظار میره که حساب شده تر عمل بکنن.رفتارشون رو با اتفاقاتی که می افته تنظیم نکنن.بلکه طی یک رویه ثابت آنچه واقعا رخ داده رو بیان کنن تا هیچ کس نتونه در درستی ادعای ایشون شک بکنه
    در مورد کامنت بالایی که گفتید نظام برای بقا احتیاج به بعضی کارها داره باید بگم که نه فقط نظام جمهوری اسلامی که هر حکومتی برای بقا نیازمند برخورد با متخلفین هست. من چیزی از پرونده سرکار خانوم توحیدلو نمیدونم و حرفهای دوستان حقوق دانم و البته عقل حکم میکنه که قضاوتی نکنم راجع به برخورد قضایی با مجرمینی که پرونده قضایی مشخصی دارند
    با شناختی که از روحیه دوستان موج سبز دارم میدونم که به این قسمت حرفم ایراد می گیرند و از الان جوابم رو میدم
    دو حالت داره:
    یا شما به قانون به عنوان فصل الخطاب اعتماد دارید و کارکردش رو میپذیرید که در این صورت باید با برخورد با متخلف هم موافق باشید و
    یا قانون رو نمی پذیرید که در این صورت طبق نص صریح گفته های امام راحل که فرمایشات ایشون مانیفست سران سبز رو تشکیل میده رفتارتون به دیکتاتوری کنایه میزنه

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۸:

    به نظرم هم من هم بقیه به اندازه کافی درباره این نظرات شما حرف زدیم و جواب دادیم. اگه قرار به تکرار مکرراته، من ترجیح می دم وقتم رو تلف نکنم.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۱:

    خیلی عالیه:)
    ما الان به یه نقطه مشترک رسیدیم
    فقط با یک تفاوت

    ما از همون نه دی ۸۸ به نظرمون همه چی تموم شده بود و شما حالا اینطور میگید:)
    ولی باز هم خوبه.ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۵:

    این جواب نوشته من بود یا اشتباهی اینجا تایپ شد؟ چی تموم شده؟ اینکه شما چند نفر رو فایده چندانی نداره باهاتون بحث کردن چون هی یه چیز رو تکرار می کنین و هیچ راهی هم برای تغییر نظرتون نزاشتین چیزیه که شما از ۹ دی فهمیدین؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۰۶:

    ببین بزرگوار
    من اگر به دنبال بحث نبودم مثل خیلی های دیگهدر فضای مجازی ساکت میموندم، اما این کار رو نمی کنم/اما مسئله اینجاست که عقیده شخصی م رو از سر راه نیاوردم که تا کسی آمد حرفی زد نظرم عوض بشه
    و با وجود ارادت عمیقی که به آقای صفای بزرگوار دارم این طور نیست که صرفا مصرف کننده حرف های ایشون باشم. عقیده خودم رودارم که البته با عقاید ایشون یکی هست / پس علت صحبتم در اینجا همینه
    و اما در مورد سوال شما: که چی تموم شده / نه دی ثابت کرد
    زمان شعار نه غزه نه لبنان خیلی وقته سر آمده
    زمان فتنه انگیزی خیلی وقته تموم شده
    تا پیش از نه دی آقایون گمان میکردن که حداقل در تهران حداکثر مردم همراهشون هستن/ هر کاری بکنن
    هر چند این ادعا از اساس اشتباه بود اما حضور گسترده مردم در نه دی نشون داد که اکثریت مردم اونایی هستن که با تمام توان پای آرمانهای انقلاب ایستادن، به مهندس موسوی هم به عنوان یکی از کاندیداهای تایید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان رای دادند. اما رفتار ایشون و آقای کروبی طوری بود که مردم ( در همه جای ایران) بر خودشون لازم دیدن، از این کاندیداهای بازنده ای که قانون شکست رو نمیدونن اعلام برائت کنند
    نه فقط من که همه دنیا از نه دی فهمیدند که اکثریت غالب مردم ایران تا پای جان پای ارزشهای رفیع جمهوری اسلامی ایستادن و با قرار گرفتن زیر سایه ولایت و حفظ وحدت کلمه این ارزشها رو حفظ خواهند کرد

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۰۵:

    !!!!!!!
    من واقعا متوجه سیر منطقی این صحبتهای شما نمی شم.
    من نوشتم شما داری یه سری حرف رو تکرار می کنی من دیگه جوابم رو تکرار نمی کنم. شما اومدی نوشتی خب خوب شد به این نتیجه رسیدی همه چی تموم شده!!!!!!!!!!
    بعد من سوال می کنم چه جوری شما از حرف من به این نتیجه رسیدین که من گفتم تموم شده؟
    شما اومدی برای من درباره ۹ دی تئوری می دی؟؟؟؟

    اگه ارتباطی بین این سوال و جواب هست متاسفانه من نمی فهمم!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۰۶:

    بر فرض این که ناشناس همان بیتاست:)
    من گفتم که جریان سبز برای بقا به جریان سازی و موج سازی احتیاج داره و شما مثال اوردید که برخوردی که نظام با خانوم توحیدلو کرده ینی نظام برای بقا مجبوره با عده ای که حرفشون رو میزنن برخورد کنه و سوال کردید چرا به جنبش سبز لقب دروغگو میدیم؟
    من گفتم اول این لقب ناشی از رفتار خود آقایون هست و در ثانی بهتره سرکار خانوم توحیدلو به عنوان یک بانوی مسلمان دانشجوی مقطع دکترای جامعه شناسی دانشگاه تهران شفاف تر عمل کنند
    شما فرمودی که بحث با شما به نتیجه نمی رسه و من عرض کردم که خیلی وقته بحث درباره مقبولیت و مشروعیت خواسته های جنبش سبز بی معناست
    چرا که اگر تا پیش از نه دی این جنبش به پشتوانه مردمی خودش برای داشتن سهمی در اداره کشور استناد می کرد، حضور روشن مردم در نه دی ثابت کرد که اکثریت مردم اهمیتی به ارمان های جنبش سبز نمیدن و فاصله شون رو از جنبشی که ابایی از اعلام پشتوانه دشمنانه داشتن با جمهوری سلامی نداردند اعلام کردن
    تا جایی که من می دونم در همه جای دنیا مردم سالاری بر مبنای رای اکثریت مردم هست
    هر چند مردم یک بار در حماسه ۲۲ خرداد ۸۸ رای خودشون رو به وضوح اعلام کردند اما با شرکت در راهپیمایی عظیم نه دی امضای قطعی زدند به رایی یا بهتره بگم به رای هایی که در هر دوره از انتخابات به جمهوری اسلامی دادند
    اگر شما سیر منطقی در جملات من نمی بینید علتش بی منطقی حرف های من نیست. تفاوت در منطق بررسی هست
    منطق شما اینه:
    منطقی که در انتخابات به عنوان کاندیدا شرکت میکنه، از تمام امکانات رسانه ملی استفاده می کنه، چشم در چشم مردم رئیس جمهوری وقت کشور رو دروغگو و مانند این خطاب می کنه، شب انتخابات و پیش از اعلام نتایج چندین بار خودش رو رئیس جمهور منتخب مردم میدونه، بعد که رای مردم چیز دیگه میگه، ادعای تقلب میکنه و مدرکی ارائه نمیده. البته به جز ادعای عجیب و غریب داماد لرستان و فرزند آذربایجان. البته به این هم بسنده نمیکنه، با بیانیه های مختلف مردم رو به خیابون می کشونه و علیرغم فرصتی که نظام برای ارائه مدارک و غیره بهش میده هم چنان سکوت میکنه و نمیبینه که عده ای دارن به خاطر این قدرت طلبی کشته میشن و آسیب میبنین
    کشته سازی میکنه، به همه ارکان نظامی که قبلا کاندیدای انتخاباتش بوده توهین میکنه و……
    بین منطق من و شما تفاوت زیاده
    در منطق شما آنهایی که روز عاشورا بیرون میان و حتی حرمت خون خدا رو حفظ نمی کنن هم خداجو هستن
    اما من فقط آنهایی را واقعا خداجو میدانم که بعد از وقایع عاشورا و در نه دی ثابت کردند که پوزه هر منافق قدرت طلب فتنه گری را که با دشمنان اسلام هم پیاله بشه و پای سفره هر کس و ناکسی بنشینه رو به خاک خواهند مالید

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۵۱:

    شما فرمودی که بحث با شما به نتیجه نمی رسه و من عرض کردم که خیلی وقته بحث درباره مقبولیت و مشروعیت خواسته های جنبش سبز بی معناست
    ————
    معلوم شد قضیه چیه. شما خودتون رو به عنوان یه کلی در نظر می گیرید مثل اینکه.
    اینکه بحث با شما به نتیجه نمی رسه چه جوری معادل اینه که کلا بحث در این مورد بی معناس؟ یه کم خودتون رو دست بالا نگرفتین؟
    برعکس شما، من نه به مردم ، نه حتی به همفکران شما، این بی احترامی رو نمی کنم که با یک آدم مساوی شون کنم. شما اگه فکر می کنید نماینده همه مردمید، یا حتی نماینده همه اصولگرا ها، یا همه طرفداران احمدی نژاد، و اگه نشه با شما حرف زد یعنی نمی شه کلا درباره یه موضوعی حرف زد میل خودتونه.

    دوما، اینکه من می گم “بحث باشما نتیجه ای نداره” معادل این حرف شماس که “ما از همون نه دی ۸۸ به نظرمون همه چی تموم شده بود و شما حالا اینطور میگید:)”
    اول حرف می زارید تو دهن من بعدم توجیهش می کنید؟
    حالا الان میگید منظورتون بحث درباره اش بوده که البته خیلی فرق می کنه با چیزی که نوشتید.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۳۴:

    ینی میخواید بگید که شما نماینده یه طرز فکر نیستید؟
    ینی صرفا برای گذران وقت اینجایید تا از عقاید شخصی تون بگید؟
    خب اگر این طوره من دچار اشتباه شدم در فهم مقصود شما
    اگر نظر شخص من رو بخواید اینه:
    حصن حصین ولایت فقیه تنها راه نجات هست. مسئولینی که میخواهند در چارچوب نظام اسلامی فعالیت کنند باید تعهد خودشون رو به این فصل الخطاب اساسی نظام نشان دهند.
    به نظر شخص من بین اعلام عقیده شخصی یک وبلاگ نویس و سیاه نمایی و خراب کردن فضا فرق هست. واقعا نمیدونم جرم خانوم توحید لو چی بوده پس قضاوتی هم نمی کنم/ اما می دونم که از یک روایت ثابت چندین تفسیر در مدت کوتاهی شنیدم
    اما در مورد نه دی: باز هم سر حرف خودم هستم/ میزان رای ملت است
    رای گاهی بر کاغذ ثبت می شود و گاهی با قدم:)
    و حقیقتش رو بخواید من هم خیلی جدی معتقدم بحث با شما نتیجه ای نداره. اما شما الان مهمان این سایت هستید و ما همگی خودمون رو در اداره اون شریک می دونیم. برای همین هم دوستانه با شما و باقی دوستان صحبت می کنیم
    ای کاش شما و بقیه دوستان هم به جای اینکه با تصویرهای پیشین راجع به بچه های حزب اللهی به اینجا بیاید، بر طریق دوستی و آشنایی حرکت می کردید

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۰۶:۰۱:

    من نه ادعا کردم که نماینده کسیم، نه شما رو نماینده کسی می دونم.

    عقاید شخصی هم اگه برای شما وقت گذرانیه برای من اصل هدفمه. درک تنوع عقاید شخصی، احترام به عقیده شخصی، آزادی ابراز عقیده شخصی، و ایجاد فضایی برای تحمل عقاید شخصی. به نظرم همینجا اصل تفاوت دیدگاه های ما معلوم می شه.

    من در مودر ۹دی نه حرفی زدم نه نظری دادم. شما حرف بنده رو چرخوندی تبدیلش کردی به انکار موجودیت یه سری آدمهایی که هم نظر من هستن، منم گفتم من همچین چیزی نگفتم.

    اگر این تهمت ها و توهین های کلی به “جنبش دروغگو” و از بین رفته و بیمار خطاب کردن ما و هزار و یک چیز دیگه که من توی این مباحثات شنیدم از نظر شما برخورد دوستانه اس، من ترجیح می دم همین رویه خودم رو داشته باشم حتی اگه به نظر شما غیر دوستانه باشه.

    کسی رو هم ندیدم از رویه دوستی و آشنایی پای حرفهای من کامنت بزاره در نتیجه نمی دونم از چی حرف می زنید. انتظارش رو هم ندارم. من اینجا رو، و خیلی وبلاگهای دیگه همفکران شما رو می خونم، چون به نظرم فضایی الان تو کشور ایجاد شده که هدفش دو پاره کردن جامعه است و من به شخصه نمی خوام اونقدر از اون بخشی از جامعه که با من هم نظر نیست بی خبر بمونم که دیگه نفهممشون.

    برعکس شما، نه شما و همفکرانتون رو تحقیر می کنم، نه معتقدم همه دروغگویین، نه معتقدم جیره خور اجنبی هستید، نه بهتون می گم نا مسلمون، نه به وطن فروشی و هزار چیز دیگه محکومتون می کنم و نه، مهمتر از همه، همه اتون رو یه جور می بینم. اینکه گاهی اینجا می نویسم هم، با وجودی که بحث سر یه چیزایی که برام اصول اخلاقیه واقعا اعصاب خورد کنه، برای اینه که به نظرم مهمه شما هم بشنوید صداهای مختلف آدمهایی رو که نظراتشون با شما فرق می کنه. که شاید آدمها رو فله ای قضاوت نکنید، و از پشت این تبلیغات سازمان یافته برای “دشمن سازی” انسانیت و واقعیت آدمهایی رو که با شما مخالفن ببینین.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۸:

    من کی و کجا به شخص شما توهین کردم؟
    صرفا نظرم رو راجع به موجودیت یک جنبش گفتم( بخوانید جریان یا اتفاق سیاسی)
    اگر شما میگید که خودتون رو نماینده این جریان نمیدونین چرا از اظهار عقیده من راجع به اون نارحت شدید؟
    اتفاقا من به خاطر شانی که برای شما و دوستانتون قائلم نه در اینجا و نه در جای دیگر هرگز راجع به شخص افراد حرف نمی زنم. به نظرم شما باید تکلیف خودتون رو معلوم کنین که جزئی از یک اتفاقید یا خیر

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۰۸:

    من گفتم نماینده جنبش نیستم. نگفتم عضوش نیستم.

    همونطور که ایرانی هستم، ولی اعتقادات و نظراتم رو نماینده کلیت جامعه ایرانی نمی دونم. با اینهمه کسی که بگه “ایرانیان دزدن” یعنی به شخص من توهین کرده.

    من مسلمان هستم، ولی فکر نمی کنم نماینده همه مسلمانانم. ولی وقتی کسی می گه مسلمونا تروریستن یعنی به من توهین کرده.

    وقتی شما به یه گروه آدم به عنوان “جنبش سبز” توهین می کنید و تهمت می زنید، یعنی دارید به تک تک کسانی که خودشون رو عضو اون گروه می دونن توهین می کنید. اگه نه آدم بر فرضم که مثالی داره، می تونه از لفظ “بعضی افراد این گروه” استفاده کنه. اینطوریه که آدم برای فردیت افراد شان قائل می شه. اگه نه تهمت و فحش گروهی به یه مجموعه آدم که خودشون رو عضو یه گروه می دونن، خیلی برای من فرقی با توهین شخصی نداره. اینکه شما بیای تو روی من وایسی بگی تو دروغگویی یا بگی جنبش سبزی ها دروغگو ان واقعیتش از نظر من یکیه. در واقع یکی نیست. دومی بدتره. چون توهین جمعیه.

    تهمت “موج سوار” و “دروغ گو” و “بیمار” و “نامسلمون” و “وطن فروش” … تهمت ها و توهین های کمی نیست که در پاسخ هایی که به ما و دیگران (به عنوان اعضا جنبش سبز) داده می شه در این وبلاگ اینقدر راحت استفاده می شه.

    شما گفتید :”برای همین هم دوستانه با شما و باقی دوستان صحبت می کنیم” منم گفتم نه خیر اینطوری هم نیست. مثال هاش رو هم هم تو نوشته های خود شما می شه پیدا کرد هم تو پاسخ های بقیه ای که من فرض می کنم توی “ما” یی که شما گفتین می گنجن.

    به هر حال حرف آخر من اینه که من شما رو نماینده تمام آدمهایی که باهام مخالفن نمی دونم که بخوام بر اساس نتیجه دادن یا نتیجه ندادن بحث باهاتون رویه ام رو عوض کنم.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۸:

    باز هم به یک نقطه مشترک رسیدیم
    قرار نیست رویه مون عوض بشه
    متاسفم که نظر من راجع به جنبش سبز به همه تسری پیدا می کنه ولی من همچنان بر سر عقایدم درباره این جنبش هستم

    به نظرم ادامه صحبت تکرار مکررات هست و اتلاف وقت

    یه عالمه آروزی خوب رو برای شما از خدا طلب می کنم

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۳۳:

    ما دفعه پیش به یه نقطه مشترک نرسیده بودیم. شما حرف من رو چرخونده بودی که بشه شبیه حرف خودت.

    منظور من از رویه هم صحبت و بحث با آدمهایی که باهاشون مخالفم بود.

    ولی به هر حال.

    شما رو به خیر و ما رو به سلامت.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۰۹:

    به سلامت

    بر خلاف تندی لحن شما من حس خوبی از این بحث داشتم

    موفق و موید باشید

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۹:

    این بار که یه نفر به جرم نوشتن و عقیده اش واقعا شلاق خورده دیگه چون جوابی براش نیست تصمیم گرفتن کلا بزنن زیر قضیه. برا اینه که سر و صدا کرده.

    خب این خیلی طبیعی هست که وقتی چیزی برخلاف امنیت ملی باشه، به طور قانونی و بر طبق قانون اساسی اون کشور باهاش برخورد بشه. این چیزیه که همه جای دنیا هست و مختص به ایران نیست. در خیلی از کشورهای دنیا خط قرمز خیلی جلوتر از امنیت ملی قرار داره. یعنی خیلی قبل از اینکه امنیت ملی اون کشور به خطر بیفته، برخورد جدی میکنن با خاطی.
    باید دید عقاید این خانم که خیلی آزاد بیانش کردند چی بوده؟ مشکل اینجاست که خیلی از ما، چه اونهایی که موافق این قضیه بودیم، چه مخالفان و چه اونهایی که نظری ندارند اصلا نمیدونیم جریان کار این خانم چی بوده. و عموما جایی سروصدا ایجاد میشه که جهل حاصل از ابهام و پوشیدگی وجود داشته باشه. زمینه سوءاستفاده به سادگی فراهم میشه.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۷:

    خیر جناب. همه جای دنیا اینطوری نیست. اینقدر هی بیخود و رو هوا این جمله رو نندازین وسط نوشته هاتون.

    خیلی فرق می کنه که چه نوشته ای به نظر یه نظام تهدید امنیت باشه. نوشته ای که توش دستورالعمل بمب گذاشته آدرس داده برین فلان جا کار بزارین، یا نوشته ای که به عملکرد یه آدم دیگه عین خودش انتقاد کرده.

    در خیلی از کشورهای دنیا مردم در تلویزیون ها و رادیو ها و روزنامه های آزاد و مستقل و در وبلاگ هاشون از بالا تا پایین رو به باد انتقاد و حتی فحش می گیرن کسی حق نداره بهشون بگه بالای چشمت ابرو.
    فکر می کنین ما ار پشت کوه اومدیم با یه “همه جای دنیا” همه چی حل می شه؟
    بنده از قبل انتخابات وبلاگ ایشون رو می خونم. شما نمی دونی ایشون چی نوشته دلیل نمی شه هیچکس ندونه. اگه واقعا می خواین بفهمین می تونین برین بخونین.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۴:

    خب شما که هم این خانم و تفکراتش رو خوب میشناسی، هم با قوانین ایران کاملا آشنا هستی، هم قوانین کل دنیا رو میشناسی و دقیق میدونی که چی تهدید امنیت ملی هست و چی نیست دیگه حرفی نیست. حتما حق با شماست. ما اصولا همینطوری یه حرفی رو هوا میندازیم توی نوشته هامون. بنده از طرف همه کسانی که مثل شما جامع العلوم نیستند و روی هوا حرف میزنند عذر خواهی میکنم.
    فقط من این مسائل رو کمی که با همین اتفاقات اخیر انگلیس مقایسه میکنم، یه کم به تناقض میرسم.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۲:

    من ادعای عقل کلی نکردم . بیخود حرف تو دهن من نزارین که بر اساسش برا خودتون نتیجه گری کنین فکر کنین خیلی هنر کردین. شمایین که هی تئوری های کلی می دین بدون مدرک.

    “همه جای دنیا همینطوره” ادعای بزرگتریه یا منی که می گم یه جاهایی هم اینطوری نیست؟ کدوم اینا ادعای عقل کلیه؟

    شما که چون خودتون نوشته های خانم توحید لو رو نخوندین می گین هیچکی نمی دونه قضیه چیه ادعاتون سنگین تره یا منی که می گم من نوشته های ایشون رو خوندم می دونم چی گفتن؟

    شما که سالی صدها تظاهرات تو کشورهای دیگه در اعتراض به دولت ها رو که خون از دماغ کسی نمی آد ولی کردین، یه ماجرا رو تو یه کشور پیدا کردین شده براتون علم یزید حرفتون بی منطق تره که از روش نتیجه می گیرین “همه دنیا” یا منی که می گم اینقدر راحت این کلمه های “همه” و هیچ” رو استفاده نکنین؟

    راس می گن که “همه را به کیش خود پندارد.”
    شما چون با هر ذره اطلاعاتی احساس می کنین همه چیز رو فهمیدین و می تونین درباره کل دنیا نظر بدین، فکر می کنین منی که دارم درباره مثال های نقض تئوری شما حرف می زنم هم همچین ادعایی دارم.

    حمله راحتی هم هست. حرف من رو تبدیل می کنین به یه ادعای گزاف و بعد هم به مسخره ردش می کنین. چه کاری ساده تر از این.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۷:

    من به شما توصیه میکنم یکبار کامنت بنده و پاسخ خودتون رو مرور کنید. ببینید من کجا از کلمه “همه” استفاده کردم، بعد اینطور با هیجان جواب بدید.

    در ضمن اون تظاهراتی که شما میفرمایید خون از دماغ کسی نمیاد، اول برید ببینید در مورد چی هست بعد مقایسه اش کنید با تظاهراتی که میتونه امنیت یک کشور رو به خطر بندازه. بعد ببینید آیا در اون سبک تظاهرات هم خون از دماغ کسی نمیاد؟

    خیلی دوستانه به شما عرض میکنم که صرف اینکه کسی ” نوشته ای که توش دستورالعمل بمب گذاشته آدرس داده برین فلان جا کار بزارین،” بر علیه امنیت ملی یک کشور نیست، این ساده ترین نوع برخورد با امنیت یک کشور هست که من بی اطلاع و شمای مطلع هم متوجه میشیم، خیلی وقتها ” نوشته ای که به عملکرد یه آدم دیگه عین خودش انتقاد کرده.” هم بر ضد امنیت ملی میشه.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۱۹:

    این جمله شماست ” این چیزیه که همه جای دنیا هست و مختص به ایران نیست.”

    بله. اشکال شما اینه که فکر می کنید تشخیص اینکه یه چیزی ضد امنیت ملی هست یا نه با یه سری آدمه و ربطی به قانون نداره. در نتیجه هر تیکه قانون اساسی رو که مثال بزنیم، می تونین بعدش با چوب امنیت ملی نقضش کنین. ولتی تو قانون می نویسه:”آزادی تجمع” یعنی آزادی تجمع. نه اینکه آزادی به شرطی که یه نفر یه جا تصمیم بگیره خطرناک هست یا نه.

    تو همین لندنش برین ببینین قبل از اینکه حمله به مغازه ها و دزدی ها و آتش زدن ها شروع بشه چه خبر بوده. بعد بیاین اینقدر راحت مقایسه اش کنین با ایران.

    بنده خودم در کشور دیگه ای تظاهرات ضد دولت و مجلس شرکت کردم. البته با توجه به اینکه بر اساس منطق شما، شخص باید تصمیم بگیره چی ضد امنیت ملیه چی نه چون شما نبودین احتمالا قانع هم نمی شین.

    همین پاراگراف آخر شما نشون می ده شما چه نگاهی به آزادی های فردی و آزادی بیان دارین. قانون رو بزاریم تو تاقچه آبشو بخوریم، هر وقت لازم شد یه نفر که تشخیص می ده چی خطره چی نیست. ما هم چون نمی فهمیم می زاریم اونا هر کاری خواستن بکنن. شما متوجه هستین دارین با اینکار چه قدرت کنترل نشده ای به دست یه سری آدم می دین؟
    پس فردا همون نوشته قبلی آقای صفا در مورد سکوت آقای احمدی نژاد می تونه به نظر یه عده یهو تبدیل به تهدید بشه.
    به همین راحتی فضا می چرخه. فکر نکنین دفاع از تجاوز به خریم خصوصی و آزادی های مردم به بهانه “امنیت” همیشه به نفع منافع شما خواهد بود. جا افتادن این روال یعنی خطر برای تک تک افراد در مقابل یه قدرت بزرگتر که اسلحه داره و پول مملکت دستشه.

    فرق ایران با کشور هایی که من معتقدم این مشکل رو ندارن (و اونایی که خیلی کمتر دارن) همینه. اینکه توی یه کشور قانونی و آزاد ، شهروند اون کشور، می تونه از حق نوشتن خودش دفاع کنه و هیچکس نمی تونه به صرف اینکه تشخیص داده یه چیزی خطرناکه یا نه بگیره بندازتش زندان.
    آدمها می تونن بر اساس قانون بدونن چه کاری جرمه چه کاری جرم نیست. نه اینکه یه روز انتقاد از یه نفر قابل محاکمه باشه، پس فردا که مد شد و خودشون خواستن انتقاد کنن تبدیل بشه به دلسوزی.

    غیرقابل پیش بینی بودن نتایج کارها اولین نشانه بی قانونی و بی عدالتیه. و به نظر ارجاع به تشخیص های فردی به جای قانون و اصول انسانی، با این توجیه که “مای بی اطلاع و نمی فهمیم” خطرناکترین کاریه که می شه کرد.

    ما مثلا نمونه امام علی رو داریم. که گفته بود تا کسی شمشیر نکشیده باید آزاد حرفشو بزنه. شمشیر یعنی شمشیر. معنی اش یه کلمه ای که من احساس کنم خطرناکه نیست. چی می مونه از دینمون اگه بخوایم چنین الگو هایی رو هم فدای مصلحت های خود تشخیص داده ای بکنیم که داریم می بینیم مملکت رو به کجا داره می بره….

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۲۵:

    عجیبه ها!! ببخشید شما دقیقا یک جمله قیل از این جمله من که خودتون ذکر کردید رو بخونید بد نیست. “خب این خیلی طبیعی هست که وقتی چیزی برخلاف امنیت ملی باشه، به طور قانونی و بر طبق قانون اساسی اون کشور باهاش برخورد بشه. این چیزیه که همه جای دنیا هست و مختص به ایران نیست.” آیا این حرف من با این انشای شما تفاوتی داره؟ توی این جمله جایی من گفتم شخص باید تصمیم بگیره نه قانون؟!!! خیلی برام جالبه نوع برخوردتون! سر و ته جمله رو می زنید و اونطور که میخواهید برداشت میکنید!!

    اتفاقا من هم عرض کردم نوع تظاهراتی که خون از دماغ کسی نمیاد رو مقایسه کنید با تظاهراتی که برخورد امنیتی میشه.
    توی ایران کم جلوی مجلس تجمع هست؟ یک روز معلمها، یک روز بازنشسته ها، یک روز دانشجوها و هر کدام به دلیلی. اتفاقا از نمایندگان مجلس هم در جمعشون حاضر میشن و با اونها همراهی میکنند و ما هیچ برخوردی رو نمیبینیم. اما جریان وقتی به تخریب اموال عمومی، تعرض به مراکز مذهبی، توهین به اعتقادات مردم و حتا تهاجم به مراکز نظامی میرسه، اونوقت برخورد میشه.
    اگر شما در کشورهای دیگه در جمع تجمع کننده ها بودید، من در همین ایران در یک تجمع دانشجویی بودم، اتفاقا یکی از خیابانهای مهم تهران رو هم بسیتیم، شبکه خبر و بیست و سی هم خبر گرفتن، هیچ کس هم کاری به کارمون نداشت، حتا یک پلیس هم نیومد، فقط رئیس دانشگاه برامون صحبت کرد. این کار رو ما تا یک هفته هم ادامه دادیم تا طرفین به نتیجه رسیدیم.

    مقایسه ای هم بخواهیم برخورد کنیم، اتفاقاتی که سال ۸۸ در ایران افتاد با اینکه چندماه طول کشید، ما حتا یک تانک در خیابان ندیدیم، اما در همون انگلیس خیلی سریع تانکها در سرتاسر خیابانها آرایش گرفتند.
    یک مقدار به دور از تعصب و بدون قضاوت بحث کنید.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۰۶:۱۸:

    !!!!
    من اون جمله “همه جای دنیا همینطوره” رو با این جواب نقد کردم که همه جای دنیا اینطور نیست. تعریف خیلی از کشور ها از امنیت ملی و برخوردشون باهاش زمین تا آسمون با ایران فرق می کنه.

    برداشت شخصی رو در جواب این حرف شما گفتم که نوشتی ما نمی فهمیم ولی انتقاد می تونه امنیت ملی رو تهدید کنه، من گفتم ما قانون داریم که توش تجمع و انتقاد آزاده بدون حرف پس و پیش. قرار نیست کسی حق داشته باشه تشخیص بده اونا بر خلاف قانون هستن یا نه. و بعدم به ما بگه شما نمی فهمین.

    همون تجمع معلم ها جلوی مجلس یه بار که کمی بزرگ شده دستگیری ها هم شروع شد. سندیکای اتوبوس رانی که تجمعاشون بزرگ شده هنوز بعضی هاشون تو زندانن.

    چطور دو ساله اجازه تحمع به ما نمی دن؟ ضد نص صریح قانون اساسی؟

    شما نمی گفتین هم ما می دونستیم شما راحت تظاهرات برگزار می کنین و تلویزیون هم با کمال میل میاد گزارش تهیه می کنه. کل مشکل همینجاس. که یه سریا هر وقت بخوان هر تجمعی بخوان دارن، یه سریا مجلس ختمشون هم تبدیل به پادگان نظامی می شه.

    درباره اینکه در خرداد ۸۸ چه اتفاقی افتاد هم شما اگه تا الان هنوز اینطوری واقعیت رو انکار می کنین، فکر نمی کنم حرف من در چیزی تاثیری داشته باشه.

    حرفتون درباره تعصب و قضاوت هم جالب بود. خیلی خیلی جالب…

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۵۱:

    من گفتم “همه جای دنیا بر طبق قانون همون کشور عمل میشه” این غلطه؟

    شما گفتید من گفتم امنیت ملی و حدودش رو شخص مشخص میکنه. در صورتیکه من خیلی صریح نوشتم قانون مشخص میکنه. اینکه قانون یک کشور با کشور دیگه فرق میکنه، چیز عجیبیه به نظر شما؟

    این دو تا جمله ی خودتون رو هم لطفا باهم مقایسه کنید و در کنار چیزی که من گفته بودم قرار بدید..
    ۱- این جمله شماست ” این چیزیه که همه جای دنیا هست و مختص به ایران نیست.”

    بله. اشکال شما اینه که فکر می کنید تشخیص اینکه یه چیزی ضد امنیت ملی هست یا نه با یه سری آدمه و ربطی به قانون نداره. در نتیجه هر تیکه قانون اساسی رو که مثال بزنیم، می تونین بعدش با چوب امنیت ملی نقضش کنین. ولتی تو قانون می نویسه:”آزادی تجمع” یعنی آزادی تجمع. نه اینکه آزادی به شرطی که یه نفر یه جا تصمیم بگیره خطرناک هست یا نه.

    ۲- من اون جمله “همه جای دنیا همینطوره” رو با این جواب نقد کردم که همه جای دنیا اینطور نیست. تعریف خیلی از کشور ها از امنیت ملی و برخوردشون باهاش زمین تا آسمون با ایران فرق می کنه.

    خیلی چشم بسته قضاوت میکنید! از کجا میدونید تجمعی که من گفتم چه نوع تجمعی بود؟ ما کی هستیم، که هی میگید “شما””شما”؟؟ دانشکده هنرومعماری رو میشناسید؟ زمان ما تقاطع انقلاب و فلسطین بود! اگر خواستید تصاویر بچه هایی که کف خیابون تحصن کرده بودند رو براتون ارسال میکنم. اونوقت شاید از عجولانه قضاوت کردن خودتون کمی خجالت بکشید.
    فقط این جمله های خودتون رو بخونید..”شما نمی گفتین هم ما می دونستیم شما راحت تظاهرات برگزار می کنین و تلویزیون هم با کمال میل میاد گزارش تهیه می کنه. کل مشکل همینجاس. که یه سریا هر وقت بخوان هر تجمعی بخوان دارن، یه سریا مجلس ختمشون هم تبدیل به پادگان نظامی می شه.” از اینهمه کورکورانه نظردادن بدون اینکه حتا بدونید چیزی که من گفتم چی بوده، ناراحت نمیشید؟ این باعث نمیشه من به عنوان مخاطب شما، به تمام حرفهای شما شک کنم که همینطور قضاوت کردید و همینطور به نتیجه رسیدید؟!!
    شاید به همین دلیل هست که تشخیص حدود و خطوط قرمز امنیت ملی رو به امثال من و شما واگذار نکردند..

    من چه واقعیتی رو درمورد اتفاقات ۸۸ انکار کردم؟

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۱۵:

    شما خودتون موضوعات مختلف رو با پاراگراف جدا می کنین، بعد من که این کار رو می کنم می چسبونید به هم؟

    همونجوری که شما بر اساس نوشته های من فرض کردید که می دونید مرام سیاسی من چیه، منم بر اساس نوشته های شما فرض کردم مرام سیاسیتون رو. اگه اشتباه کردم معذرت می خوام.

    ولی من هنوزم سر اون حرفم هستم. اصل مشکل ما اینه که تو این کشور یه سری آدم راحت تجمع برگزار می کنن، یه سری حق برگزاری مراسم ختم هم ندارن. این ادعا هم توضیح نمی خواد. کسی مثل شما که به اخبار دنیا درسترسی داره اگه تا الان اینو ندیده، با حرفهای منم قانع نمی شه.

    در ضمن، شما به عنوان مخاطب آزادی هر برداشتی دوست داری از حرفهای من بکنی.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۹:

    مشی سیاسی من کاملا مشخصه. شما هم در مورد این اشتباه نکردید. اشتباه شما این بود که فکر کردید چون من از تجمع حرف زدم، یعنی تمام اونهایی که تحصن کردن، همفکر من بودن، درصورتیکه اصلا اینطور نبود. چه از لحاظ ظاهری، چه از لحاظ فکری همه نوع دانشجویی در تحصن بود. اشتباه شما این بود. که بعد از این اشتباه اینطور نتیجه گیری کردید که ” اصل مشکل ما اینه که تو این کشور یه سری آدم راحت تجمع برگزار می کنن، یه سری حق برگزاری مراسم ختم هم ندارن. این ادعا هم توضیح نمی خواد.”

    در ضمن من زیاد با برداشت آزاد از حرف یک گوینده موافق نیستم. من ترجیح میدم به شخص گوینده احترام بذارم و تلاش کنم هدفی که به اون دلیل صحبتی مطرح شده رو بفهمم. نه اینکه خودم رو راحت کنم و بی خیال گوینده بشم و هرچی دلم خواست از حرفش برداشت کنم.

    والبته این سوال من بی پاسخ موند: من چه واقعیتی رو درمورد اتفاقات ۸۸ انکار کردم؟

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۵۲:

    من بر اساس حرف شما نتیجه گیری نکردم که یکی از مشکلات اصلی کشور اینه که یه عده راحت تحمع می کنن یه عده نه. اصلا مگه می شه بر اساس یک تجربه یک نفر، حالا اون تحربه هر چی که می خواد باشه، درباره روال یک کشورنتیجه گیری کرد؟ من بر اساس زندگی خودم و خانواده ام و دوستام و این همه آدم و بلاهایی که تو این دو سال سرمون اومده و در مقابلش تصویر هایی که از همفکران شما توی رسانه های عمومی به راحتی پخش می شه این حرف رو زدم. تجربه این یک راهپیمایی شما هم هر چی باشه توی این همه اتفاقات این دوساله (و قبلش) گم می شه.
    من از یه منطق برای قضاوت درباره شرایط مختلف استفاده می کنم. اگه یه اتفاق در کشورهای دیگه برای من ملاک تصمیم
    گیری کلی نیست، در ایران هم نیست. همونطور که درباره کشورهای دیگه با یه دیدن یه ماجرا قضاوت نمی کنم، درباره ایران هم این کار رو نمی کنم.
    شما هم همونطوری که درباره تمام دنیا با یه مثال حرف می زنی، درباره ایران هم همین کا رو کردی به نظر من.

    احترام به گوینده ربطی به آزادی شنونده در برداشت نداره.آزادی در برداشت هم هیچ ربطی به “بی خیال گوینده شدن” نداره. هر کسی با پیش زمینه های فکری خودش به بحث میاد. همونطور که من یه بخش نوشته شما رو بخاطر این پیش زمینه شناختی از شما اشتباه فهمیدم، شما هم نوشته من رو جوری می خونی که با فرضت که من بی منطقم جور در بیاد. آخرش هم من به عنوان گوینده یا نویسنده کنترلی روی این ندارم. شمایی که تصمیم می گیری چی کار کنی.

    اینکه شما وقایع سال ۸۸ رو که به گفته یکی از همنظران خودتون در یک روزش فقط ۳ مسلیون آدم اومدن و در سکوت کامل اعتراضشون رو نشون دادن تا وقتی یه گوشه بهشون حمله شد همون شب کلی آدم کشته شدن و از بعد اون نیروهای لباس شخصی و نظامی و پلیس اونطوری که همه دنیا دیدن و من هم دیدم و شما انگار ندیدی چه بلایی سر مردم آوردن ، به عنوان خرابکاری معرفی می کنی و با اتفاقات لندن مقایسه اش می کنی، یعنی جایی برای حرف زدن در این مورد با شما نمونده. وقتی شما، حتی بر فرض که هیچی هم ندیده باشی، برات سوال پیش نمی اد که اینا چه جور خرابکارایین که این همه زندانیاشون و کشته هاشون دانشجو و دانشجو ی دکترا و زندان رفته های زمان شاه و مسئولیت همین کشور در سالهای قبلن، من دلیلی برای بحث نمی بینم.

    همین الان هم بگم من انرژی برای تلف کردن سر موضوعی که توضیح واضحاته ندارم. قصد هم ندارم نظر شما رو عوض کنم. اینی که نوشتم هم برای این بود که چند بار هی سوال کردین اگه نه ساکت مونده بودم.
    در نتیجه این بحث رو ادامه نمی دم. لطفا هی ننویسین چرا بی پاسخ موند.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۵:

    من هم به هیچ وجه قصد تغییرنظرشماوامثال شماروندارم.اماوقتی بحثی مطرح میشه باید پاسخ داده بشه.
    در مورد تجمع بذارید یه مثال بزنم وتمام. تجمعی که برای شما مثال زدم صرفا یک تجمع دانشجویی بود با دانشجویانی از هر طیف که با اینکه خیلی طول کشید بدون هیچ خشونتی تمام شد. تاکید میکنم که تجمع همفکران و همشکلان من نبود. اما در سال ۸۰ وقتی تجمعی در سالروز ۱۸ تیر برگزار شد در میدان انقلاب که هدف مشخصی داشت وبرگزارکنندگان آن هدفی واضح داشتند، حتا من با ظاهری که شما مجوز ما میدانید برای انجام هرکاری، اگر آقایی که حائل شد بین من و باتوم،نبود، حتما سرم شکسته بود!من باظاهرکاملا مذهبی هم به هردلیل بودنم در آن مکان غلط بود.
    شما اگر میخواهید بازهم اصرار کنید به خط فکر و شکل ظاهر.
    هموطن من!این دلیل یک تجمعه که اون رومجاز یا غیرمجاز میدونه،نه شکل ظاهر،نه مشی وخط فکر. شما تاصد سال دیگه هم اگر من رومتهم کنید به قضاوت از روی یک مثال و خودتون رو صاحب یک منطق بدونید، تاثیری در حقیقت نداره.

    در مورد برداشت آزاد از یک حرف هم فکر میکنم اگر کمی در مورد مبحث مولتی مینینگ و تاویل و مرگ مولف و.. مطالعه کنید، منظور بنده رو بهتر متوجه میشید.این که عرض کردم یک نظریه بود، نه نظر شخص من که تلاش برای رد کردنش دارید.

    اما در مورد انشای آخرتون! اگر تونستید ثایت کنید حمله به پایگاه نظامی یک راهپیمایی مسالمت آمیز و ساکته من باقی حرف شما رو چشم بسته قبول میکنم.

    در ضمن بنده هم انرژی اضافی ندارم، استاد دانشگاه هستم ومشغول مطالعه برای آزمون دکتری. اما انقدر ادب دارم که وقتی بحثی رو آغاز میکنم ویک نفر اون رو ادامه میده به احترامش و برای ارج نهادن به شخصیتش، وقت بذارم و پاسخش رو بنویسم.

    در آخر هم خیلی دوستانه از شما میخوام که کتاب “شوالیه های ناتوی فرهنگی” رو حتا با تعصب،قضاوت و هرطرز فکری که دارید مطالعه کنید.

    از بحث با شما استفاده کردم.
    در پناه خدا.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۵:

    آقا یا خانم محترم

    بحث ما در مورد خانم توحیدلو بود و من این وسط گفتم با شما درباره تظاهرات بعد انتخابات بحث نمی کنم. این چه ربطی به ادب بحث داره؟ اجبار که نیست. منم وسط بحث نگفتم دیگه ادامه نمی دم. از همون اول درباره این موضوع گفتم صحبت نمی کنم شما هی سوال کردید. به نظر شما اینکه من درباره یه موضوعی که ربطی به صحبت اولیه ما نداشته بحث نکنم بی ادبیه ولی اینکه شما اعتنایی به این حرف من نکنین ادبه؟

    درباره دلیل تظاهرات هم، ما قانون داریم. در قانون نوشته تجمع آزاده. تبصره ای هم براش نداره. هر شرط و شروطی که شما بزاری نقض قانونه.
    در ضمن من هیچوقت نگفتم محدودیت ها به شکل ظاهر بستگی داره. اتفاقا همه حرف من اینه که به حرفی که طرف می خواد بزنه بستگی داره. تا وقتی موضوع به نظر نظام (که دقیقا معلوم نیست یعنی نظر کی) خطرناک نباشه کاری ندارن. شما اگه بخواین می تونین به سفارت خونه یه کشور خارجی هم حمله کنین. کاری که از نظر رسم و رسوم بین المللی مثل حمله به خاک اون کشوره. ولی تا وقتی این کارتون در راستای برنامه های آقایون باشه، یا تا یه حدی براشون فایده داشته باشه، کاری به کارتون ندارن. هر چقدر هم هزینه ای که این کار برای بقیه مردم داره بالا باشه.
    یا حتی می تونین به آقای احمدی نژاد اعتراض کنین. ولی تا وقتی اونا بدونن خیلی جلو نمی رین. یا سریع قانع می شین.
    یا اگه تعدادتون به نظرشون زیاد نیست و کلا ازتون نترسن، تا یه حدی اعتراض هم ممکنه بکنین.
    ولی وای به روزی که یه اعتراض اساسی داشته باشین. اونوقته که تو خونه نشستن و گریه کردن دسته جمعیتون برای مرگ یه عزیز هم می شه اقدام علیه امنیت ملی.

    اگه به نظر شما این کارا اشکالی نداره، مشکلی نیست. بگین قانون اساسی کشکه و هر وقت لازم شد ما خودمون تصمیم می گیریم چی خطرناکه.حداقل آدم تکلیفش رو می دونه.
    نمی شه آدم هم خدا رو بخواد هم خرما رو. این حرف شما و این روش سیستم یعنی کار بر علیه قانون. نمی شه آدم هم ادعای قانون مداری داشته باشه، هم بر خلاف نص صریح قانون اساسی بگه اگه دلیل تجمع به نظر ما خطرناک باشه جلوشو می گیریم.

    درباره برداشت خواننده هم شما ورداشتین حرف من رو چرخوندین، من توضیح دادم که همچین چیزی نگفتم. آزادی خواننده در برداشت از متن ربطی به بی خیال شدن حرف نویسنده نداره. نظریه های برداشت متن تا جایی که من می دونم درباره محدودیت یا آزادی خواننده صحبت نمی کنن. درباره روشهای صحیح بررسی متن صحبت می کنن. یعنی نمی تونن کسی رو مجبور به پیروی از یه روش خاص بکنن.

    در ضمن سواد من از ادب مباحثه می گه منت گذاشتن سر طرف مقابل بابت زمانی که صرف این بحث کردین و از درس دادتون یا هر کار دیگه ای تون زدین خیلی کار درستی نیست. احباری نبود.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۲۲:

    اگر کامنت اول بنده رو ملاحظه بفرمایید که شما در پاسخ به اون، بحث فرمودید میبینید که اصلا در مورد شخص خانم توحیدلو نیست. این از این.

    دوم اینکه من در تمام صحبتهام حرفم رعایت قانون بود. و اینکه در همه جای دنیا اصل، قانون اون کشور هست. ولی شما هربار هر طور خواستید برداشت کردید و بحث رو ادامه دادید. ظاهرا شما زیادی به دنبال آزادی هستید. میشه به من بفرمایید کجا نوشتم قانون کشکه؟ آدرس بدید خودم هم برم بخونم!

    سوم میشه لطفا ماده قانونی که گفته هرنوع تجمعی آزاده بدون هیچ تبصره و شرط و شروطی رو بنویسید؟

    چهارم میشه لطفا یکی از موارد حمله به سفارتخانه رو در ایران ذکر بفرمایید؟

    پنجم شما ظاهرا در برداشت مباحث فلسفی هم دنبال آزادی هستید!

    ششم ااگر شما بفرمایید انرژی ندارید منت نیست، من بگم هست؟

    هفتم اینکه هموطن من تا کی قراره خودتون رو از بقیه جداکنید؟ شما، خودتون، آقایون،ارزشی،شما،شما،شما..خسته نشدید؟
    باور کنید توی این دوسال اگر یه عده به جای سیاه نمایی، انتقاد، بحثهای بی انتها، وقتشون رو صرف اصلاح یکی از مواردی که بهش انتقاد دارن کرده بودن، الان خیلی از مشکلات کشور حل شده بود.

    و در آخر باز هم توصیه میکنم کتاب “شوالیه های ناتوی فرهنگی” رو مطالعه کنید.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۸:

    جواب همه سوالهای غیر شخصی اتون با یه سرچ ساده گوگل پیدا می شه و من خیلی هاشون تا حالا چندین بار جواب دادم.

    “تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.‏‏”
    این نص قانونه. حرفی از خطر و احساس تهدید امنیت ملی و درخواست تظاهر کنندگان نیست. کسی نمی تونه بشینه یه جا بگه به نظر من فلان عزاداری خطرناکه برای نظام. کسی نمی تونه بگه به نظر من اعتراض به انتخابات تهدیده. کسی نمی تونه بگه بادبادک بازی جرمه.

    وقتی شما بر می گردی می گی “من و شما نمی فهمیم” یه عده دیگه باید تشخیص بدن چی خطرناکه یعنی زیر پا گذاشتن قانون.

    در کشورهای دیگه اگه بر اساس نص قانون کار خلافی نکرده باشی ۱۰۰ سال هم که یه جا تجمع کنی و شعار بدی کاریت نمی تونن بکنن. وقتهایی هم که یه کاری می کنن چنان سر و صدایی می شه که پلیس کارش می کشه به دادگاه. و تجمع کنندگان بدون مشکلی از قضیه خارج می شن.

    قانون مداری یعنی بر اساس قانون بشه گفت آقا اینجا نوشته این کار جرمه به این دلیل. و اگه کسی خلافش رفتار کرد، چه پلیس باشه، چه رییس بسیج منطقه، چه رهبر مملکت، بر اساسش بره دادگاه جواب پس بده. نه اینکه چون ما نفهمیم خودشون تشخیص بدن چی خطرناکه ممنوعش کنن.
    درباره ادب مباحثه هم من ادعاشو نکردم که بخوام پاسخگو باشم. شما ادعاشو کردین و به نظر من بعد این ادعا آدم باید کمی بیشتر مواظب باشم.
    برای بار دوم، طبق معمول، من درباره یک موضوع از اول گفتم صحبت نمی کنم و شما اصرار کردین. اجباره؟

    درباره اصلاح مشکلات هم، شما اول برین به دولت و رهبرتون بگین مردم رو بخاطر عقایدشون از کار بی کار نکنن و بدهی هاشون رو به شرکت های خصوصی که دارن تلاش می کنن یه کاری بکنن بدن که تیکه تیکه بخش خصوصی روز به روز ورشکست نشه، بعد ادعا کنین که ما کاری نمی کنیم.
    شما می دونین من چی کارم که ادعا می کنین تلاشی برای رفع مشکلات نکردم؟
    از این همه آدم هم عقیده من که تحت این همه تهدید و توهین همچنان دارن سعی می کنن به کارشون ادامه بدن خجالت نمی کشین؟ آدمهایی که از در زندان که می آن بیرون بر می گردن به کارهای خیریه ای که باز براشون خطر زندان رفتن داره؟ توهین هم حدی داره.

    من دلیلی نمی بینم به صحبت با شمایی که با این همه ادعا این همه راحت و بدون خجالت به این همه آدم بی احترامی می کنین ادامه بدم.

    شما هم برین با خیال راحت برای کنکورتون درس بخونین وقتتون بیشتر از این تلف نشه.

    [پاسخ]

  18. اکبر گفت:

    امیر علی جان
    تا کی میخوایم سرمونو زیر برف کنیم
    به هر حال کار بسیار اشتباهی شده و دفاعی هم نمیشه ازش کرد
    و آینده هم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۱۸:

    اکبر جان،
    شما دقیقاً از محتویات پرونده و جرم و میزان مجازات ایشون اطلاع دارید که به این راحتی به اشتباه یا درست بودن اون نظر می‌دید؟‌

    [پاسخ]

  19. هومن گفت:

    اقای صفا مخالفین سلیقه شما کم نیستند .موضوع این است که انها امیدوار نیستند که نوشتن نظریاتشان کاری صورت دهد .گاهی هم بیم امنیتی باعث می شود .خیلی ها هم مخالفند و لی علاقه ای به ورود به مباحث سیاسی ندارند .و این در حالی است که بخش بیداری …همیشه سعی می کند خودنمایی کند .
    مشکل امنیتی ندارد و حتی از این سو ابق سود هم می برد .
    اقای صف زندگی در کنار شما ملال اور است .من هر چند وقت این را یاد اوری می کنم . مردم شاد نیستند .انهاییکه تمکن مالی دارند به مسافرتهای خارجی می روند و مشکل مالی ندارند .تابستان که تمام می شود فرزندانشان در مدرسه انشاهای خوبی می نویسند و فرزندان ما هم از دعوای پدر مادر باید بنویسند .
    شما هرگز زندگی را چیزی نمی یابید که قرنها انسان برای ان زحمت کشیده .ارمانهایی را مطرح می کنید که حقیقت ندارد .انسانه خسته از زندگی در توهم …افسرده می شود .
    شما شادی را عین فساد می دانید .اگر می توانستید رنگ شاد پرنده گان را هم تیره می کردید .
    یک جوان ایرانی تا به سن پیری برسد بارها در معرض دستگیری است .
    من متوجه اخلاقی شدم که در ان عده ای بیداری همیشه در حال اثبات فریب کاری سازمان یافته در پشت ظاهر یک حرکت هستند واز افشاگری شادمان می شوند .این اخلاق توهمی انقدر پیش می رود که گاهی مقا لات مضحکی می خوانیم از این افراد .
    یادتان نرود تئوری بنده را که یک بیداری هر گز استعداد خاصی ندارد و گرفتار یک فقر ذهنی است .
    برای او مهم نیست سالها از زندگی مردم از بین برود .و برای انحراف اذهان و فرار رو به جلو دشمن های ساخته و اماده دارد .
    اقای صفا تنها راه رسیدن به یک ارامش در ایران اجرای کامل قانون در کنار انتخابات ازاد در این صورت قسم می خورم اگر بیداری ها با اختلاف کمی هم از غیربیداری ها ببرند ….ضمن خاتمه این درد و رنج و این پریشانی ناشی از ندید گرفتن مردم ….همین بیداری ها می توانند با خیال راحت و بدون انتقادات جدی به کار خود ادامه دهند تا انتخابات بعدی .
    این مشکلی نیست .وقتی می شنویم که حزب اسلامی ترکیه با رای واقعی مردم بر سر کار امده …انگاه تعجب نمی کنیم از موفقیت اقتصادی انها .تعجب نمی کنیم از موفقیت انها در سطح بین المللی .اقای صفا باید قبول کنی که دولتی که از انتخابات ازاد وارد صحنه می شه شکست نداره .مردم هم سر حال و قبراقند .کشور هم روبه جلو می ره .
    انچنان فضا را به میل خودتان از شادی و نیازهای روانی انسان دور کردید که کسی نمی تواند ازادانه از الزام شادی و جشن ها صحبت کند .انگار گناه کبیره می کند .
    این وضعیت فکر کنم فقط در بین جماعت طالبان مشابه داشته باشد .
    شما باید متوجه شده باشید بسیاری از رفتار جوانان و مردم از لج بازی شکل می گیرد .این نوعی ظلم است در حق انها .
    اقای صفا من نمی دانم چقدر طرفدار شفافیت هستید ولی متوجه هستید که مردم ما نمی دانند در امد نفت چه می شود .این عدم شفافیت هم دلیلی است بر افسرده گی فرا گیر .
    ببخشید این متن در ارتباط مستقیم با موضوع شما نبود .هر کدام از بیداری ها می خواهد لطفا پاسخ دهد به جز خواهران بیداری !

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۲۰:

    یک سری تهمت که از سال ۶۰ به بعد همینجوری داره روی هوا گفته میشه؟
    دیگه آدم نمیدونه چی بگه. مخالفت با شادی؟! ما بیشماریم؟ مردم غمگین هستند و ….
    کی میخواید از این حرفهای بی اساس و بدون دلیل و مدرک دست بردارید من نمیدونم

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۰۱:

    ۱- آقای صفا اگر زندگی در کنار امثال شما ملال آور است این جناب هومن چرا حتا یک شب اینجا آمدنشون قضا نمیشه؟
    ۲- آقای صفا این جناب هومن تا کی میخواد به گستاخی توهینشون به بچه های ارزشی به خصوص خانمهای ارزشی ادامه بده؟ توهین و بی احترامی کردن چیزیه که ایشون دنبالش هستند؟ چیزیه که به خاطرش میخوان انقلاب کنند؟ حق جلوه دادن حرفهای بی پایه و بی دلیلی که حتا برای یکی از اونها دلیل ارائه نمیدن چیزیه که مصرانه پیگیرش هستند؟ شعر سیاه گفتن از شب تا به صبح چیزیه که تلاش دارن بهش برسند؟
    از اون بار اولی که ایشون با بی شرمی تمام دختران مذهبی رو مورد خطاب قرار داد و به همه چیز متهمشون کرد من منتظر بودم یکی از آقایون یه اعتراضی داشته باشه. ولی چیزی ندیدم. از شما انتظار داشتم به تذکری حداقل ..به این مدعیان ادب یادآوری میکردید که ادب چیز خوبیه، گاهی داشته باشن بد نیست!!
    ۳- آقای صفا میشه از این جماعت از طرف من یه سوال بپرسید؟ میشه ازشون بخواهید یک دلیل فقط یک دلیل برای اثبات ادعای تقلب در انتخابات ارائه بدهند؟
    ۴- آقای صفا یک سوال دیگه. کشورهایی که مردمشون انتخابات به اصطلاح آزاد دارند، الان مردمشون راضی هستند و دارند کیف میکنند؟ میشه بپرسم این شورشها برای چی هست؟ طرحهای ریاضت اقتصادی که در منطقه یورو بعلاوه انگلیس داره اجرا میشه دلیلش چیه؟ اقتصاد پویا و فعال که در پی انتخابات آزاد شکل میگیره و در نهایت مردم رو راضی میکنه چرا منجر به اجرای طرح ریاضت اقتصادی شده؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۵:

    کاملاً حق باشماست و من بارها به ایشون تذکر دادم ولی ظاهراً توهین جزئی از تفکر ایشون هست و اگر در مقابل این کارشون سکوت می‌کنم بخاطر اینه که بهتر شخصیت‌ این نوع تفکرات به نمایش گذاشته بشه.

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۵۲:

    اقای صفا امروز کسی قسم می خورد که از بستگانشان در میان دستگیری های اعتراضات بوده و وقتی انها را به صف کردهاند رو به دیوار …شنیده که فردی می گفت که اینها را xxxxxx ؟و لی ان فرد ی که مسول رده بالاتر بودمی گه نه اینها کاره ای نیستند .
    اقای صفا ایراد در این است که شما و دوستانتان در فضایی مانند اینجا خود را در بخشی پاک از یک تنه نمایش می دهید .و اگر کسی بگوید که از تجاوز برای مقابله کردن با معترضین استفاده شده نه تنها شما را وادار به تحقیق در مورد این موضوع نمی کند بلکه ان را یک توهین و دروغ تصور می کنید و اگر هم ثابت گردد که اتفاقی افتاده و نتوانید ان را تکذیب کند …بلافاصله با اعلام کردن نفوذی بودن شخص خاطی ….مانند گرفتن ناخن ان را از بدنه پاک جدا می کنید .
    اقای صفا مطمن هستید که عقاید عمومی مردم در مورد امثال شما سوالی ندارد ؟ایا این ظلم نیست که ما حتی نمی دانیم کی نماینده این بدن پاک است ؟
    ایا اقای وحید یامین پور نماینده این جسم پاک است ؟ایشون صدا و سیما را فاسد معرفی می کند و به خاطر اینکه اجازه ندادند ان برنامه ادامه پیدا کند دایما به انها حمله می کند .ایشان مدافع افکار شبه سوسیالیستی هستند که دایما اشاره به شمال شهری دارد ولی مشخص است که این ابزاری است برای این فرد .سوال مهم این است که این افراد که به ارگانهای قانونی مانند صدا و سیما اعتراض دارند …نظرشان این است که فضا را به سمت شریعت و طالبانی شدن ببریم و همین قوانین اسلامی کفایت نمی کند ؟
    ایا اقای صفا نماینده این بدن پاک هستند ؟
    اقای صفا مطلبی ندارد که در ان مستقیم به دروغگویی سبزها نپردازد .و حتما این توهین نیست .اگر قلم دست من باشد می توانم هر فرد با شخصیتی را بی شخصیت نشان دهم .
    اقای صفا مطالب شما هم مخلوطی است از تبعیت و تایید از نظام ولی ژست انتقاد به خیلی چیزها .
    خوب این چگونه ممکن است ؟ایا نقش سوپاپ را دارید ؟
    اقای صفا گاهی از قدرت قلم جوانان مخالف شما حیرت می کنم .به نظرم این بر علیه شماست چگونه می توانم فکر کنم که جوانی که چنین متفکرانه می نویبسد به انحراف رفته ؟و کسی که دایما مابقی را دشمن و جاسوس می نامد نماینده یک حقیقت است ؟
    مسلما دفاعیات من شکل بدی پیدا می کند .و من باید عذر خواهی کنم .
    نمی توانم قبول کنم که یک انسان دلسوز و مذهبی حقوق دیگران را برسمیت نشناسد .

    [پاسخ]

  20. man گفت:

    rasti chera link hosein ghadiany ro to vebetun nemibinam?

    [پاسخ]

  21. 313 گفت:

    http://bachehayeghalam.ir/go.php?vid=17844

    سلام

    خداقوت

    مطلب این لینک رو بخونید لطفاً

    به نظر شما چه جوری میشه این مسئله رو درست کرد؟

    [پاسخ]

  22. سلام رزمنده……..
    عالی بود به ماهم سر بزن آپم من لینکت کردم

    [پاسخ]

  23. محمد گفت:

    مرد حسابی از صب تا شب از صدر تا زیل مسولان این کشور مثل آب خوردن به فضیلت دروغ میپردازن اونوقت از رجا برای من مثال میاری که موسوی گفت نمیدونم بسیجیها خوبند بعد که مردم زدند گفت نه بدند خب خندیدیم دم شما برو بچه ها گرم با این شیرین کاریهاتون راستی شما تشخیص نمیدین که اون عکس تو الف یه عکس تبلیغیه میتونید از یه گرافیست کمک بگیرید براتون توضیح بده که این عکس خبری نیست تبلیغیه و عکس تبلیغی جنبه های غلو امیز داره برای بروز ترین دروغها هم میتونید به خبرگزاری فارس مراجعه کنید خصوصا در مورد انگلستانش صدا وسیما بد نیست اگر حوصله اش داشته باشی
    زیاده عرضی نیست
    راستی یادت نره ما بیشماریم حتی تو سایتا وبلاگها ی شما

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۹:

    آره فقط یه ” شین” اضافه داره..

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۴۴:

    کسی که جواب درستی نداره معمولا مجبوره به فحش و اهانت بسنده کنه.

    [پاسخ]

  24. بیچک گفت:

    سلام
    این آقا هومن واقعا داره اصاب منو به هم میریزه
    درسته من کامنت نمیذارم ولی وقتی کامنتای این آقا رو میخونم ……………

    اومدم اینجا تا درگذشت پدربزرگتون رو بهتون تسلیت بگم
    انشا الله خداوند ایشون و سردار بادروج رو با سیدالشهدا محشور کنه

    خدا بهتون صبر بده:(

    یا علی

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۲:

    نشکر از لطف شما

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۵:

    سلام
    واقعا ناراحت شدم از دیدن این خبر

    تسلیت من رو پذیرا باشید

    ان شاء الله که الان مهمان دایی شهیدتون هستند

    [پاسخ]

  25. افق گفت:

    سلام
    آقای صفا پدربزرگ شما مرحوم شدند؟ واقعا تسلیت عرض میکنم. خدا بیامرزدشون. انشاالله غریق و قرین رحمت الهی باشند.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۳:

    انشالله.
    از لطف و دعای خیر شما هم متشکرم .

    [پاسخ]

  26. اصلاح طلب گفت:

    آقای صفا تسلیت عرض می کنم. خدا رحمتشون کنه.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۲۶:

    ممنونم از محبت شما دوست بزرگوارم.

    [پاسخ]

  27. بسم الله الرحمن الرحیم
    این یک اعتراف نامه است
    من در کمال آرامش خاطر ” با قلبی آرام و ضمیری امیدوار” اعتراف می کنم که از این لقب جدیدی که به هر علت به من نسبت داده شده نهایت لذت را می برم
    “خواهران بیداری” برای من نشانه ثبات قدم و رستگاری در ایمان و احوال است. حال با هر مقصودی که به کار برده شود
    بدین وسیله نهایت امتنان خود را از گوینده این عبارت شیرین اعلام می دارم
    باشد که این قدردانی به ایشان هم خوشایند باشد. چه اینکه بشر دوست دارد مورد تقدیر قرار گیرد
    : )

    [پاسخ]

  28. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    خداوند رحمت کند پدربزرگ بزرگوارتان را.
    ان شاالله بر سر سفره ی حضرت ارباب (ع) مهمان باشند.
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    یا حق

    [پاسخ]

  29. هومن گفت:

    لقب بیداری اسلامی …چیزی است شبیه ارزشی .و یا همان حزب الهی .
    من در این چند روز گذشته در اینتر نت خواندم که یکی از مسولین فرهنگی می فرمایند که بیداری اسلامی از سریال حضرت یوسف برای مردم کشورهای عربی …اخذ شده است و این داستان توانسته ان مردم را به سمت سقوط دیکتاتورهای غربی بروند .
    خوب ایشان نفرمودند که ایا قذافی با ان چادرش و افکار تروریستی ضد غربی …کجایش با غربی ها بوده ؟ایا در ایران فرهنگی به وجود امده که طی ان مردم ضمن دسترسی نداشتن به منابع ازاد خبری …می بایست با این اظهار نظر ها تغذیه شوند ؟

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۱:

    چند روز پیش، در تاکسی، وقتی راننده متوجه شد برای کاری به اداره راه و شهرسازی میروم، از من خواست کار ثبت نام مسکن مهرش را پیگیری کنم. بی نهایت از اینکه می تواند خانه دار شود راضی بود.

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۱۶:

    خدا رو شکر راننده خانم نبود. اگه نه می فهمید که حق خانه دار شدن نداره.

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۶:

    بله دیگه. واسه هر چیزی یه حرف و حدیثی داره قوم بنی اسرائیل.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹:

    من گفتم خانم نبود؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۳:

    اصن منم دیدمش خانوم بود

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۷:

    در ضمن جهت اطلاع شما بزرگوار
    برای بانوان سرپرست خانوار و خانم های بالای ۳۵ سال سند مسکن مهر به نام خودشون می خوره.
    خانم زیر ۳۵ سالی هم که سرپرست خانوار نیست گمون نمی کنم همچین واجب باشه مسکن مهر به نامش باشه.
    کمی بیشتر تحقیق کنید.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۲۰:

    خانمی که خودش اقدام کرده و تمام مراحل قبلی رو خودش انجام داده و تازه روز سند گرفتن متوجه شده به نامش نمی شه به نظر شما حقشه؟

    آقایون به طور طبیعی سرپرست خانوارن حتی اگه کار اصلی رو زن بکنه. فقط موارد از کار افتادگی و زندان و اعتیاده که به زن متاهل اجازه درخواست برای سرپرست خانوار شدن می ده. اشکال قانون رو به عنوان توجیه مشکلات دیگه استفاده نکنین لطفا.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۲۲:

    به طور طبیعی منظورم بر اساس فرضیات قانون ایران بود. اینکه “همچین واجبه یا نه” رو هم به نظرم آدم با یکی دوباره مراجعه به دادگاه های خانواده و دیدن وضع مردم می تونه بفهمه.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۶:

    آخرم بگم که من بعد شنیدن این خبر (اینکه خانم ها نتونستن بگیرن) خیلی عصبانی شدم و شاید جوابم یه کم تند بود.
    من با اینکه خود مسکن مهر پروژه خوبی بوده موافقم تا حدی که سواد اقتصادیم جواب می ده.
    ولی اینکه همیشه از یه گوشه ای یه چیزی باید در بیاد که آدم نتونه با خیال راحت خوشحال باشه خسته شدم.

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۴۹:

    خانم محترم جملاتتون خیلی بهم ریخته بود. اما در کل منظورتون رو متوجه شدم.
    منطق شما اصلا قابل قبول نیست.
    خانم زیر ۳۵ سالی که سرپرست خانوار نیست چه دلیلی داره بخواد خانه به نامش بشه. این قانون فقط در مورد خانم ها نیست. آقای زیر ۳۵ سالی هم که سرپرست خانوار نیست و داره با پدر و مادرش زندگی می کنه خونه به نامش نمی شه.
    اما در مورد افراد بالای ۳۵ سال فرقی نمی کنه.
    شما اگه یه فرد ۲۵ ساله هستی و خرجیت رو پدرت داره می ده و هنوز خانواده های خیلی زیادی بی خونه هستن چه دلیلی داره که بیان به شما خونه بدن و خونه به نامتون کنن؟
    کسی هم که سرپرست خانوار هست حالا به هر دلیل خوب حق داره خانه به نامش بشه و می شه.
    گرچه من هم بدم نمیاد ثبت نام کنم و یه خونه به نامم باشه. اما وقتی شرایط رو بالا و پایین می کنم هیچ منطقی پشت این قضیه نمی بینم.
    حالا خانمی همه مراحل رو خودش رفته باشه یا کس دیگه. چه فرقی می کنه.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۳۷:

    اصولا بخش مسکن چون زمینه مناسبی برای فعالیت بخش خصوصی فراهم می کنه، در زمره بخش هایی هست که دولت نباید در اون دخالت کنه:) البته نظارت که همیشه هست اما دخالت به معنای تأمین مسکن نه
    در همه حوزه های اقتصادی یک استثناء در این مورد هست و اون هم وجود رانته/ ینی عده ای به هر علت از موقعیت ویژه ای در یک بخش برخوردار باشند و موقعیت سایرین برای برخورداری سالم از امکانات رو از بین ببرند/ متاسفانه در دهه های اخیر به دلایل زیادی در بخش مسکن با این شرایط مواجه بودیم
    پس اینکه دولت بخشی از امکانات خودش رو که میتونه صرف خیلی کارهای دیگه بکنه در این حوزه کرده و اقشار کم درآمد و یا افرادی رو دستشون به جایی بند نیست هدف قرار داده قابل تحسینه. طبعا نه منطقی هست و نه شدنی که دولت بخواد به همه چنین امکانی بده
    و البته یقینا مسکن برای خانوارها یک کالای ضروری است. همان قدر که مثلا برای زن جوانی که سرپرست خانوار نیست میتونه کالای لوکس باشه

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۳:

    من با حرف شما موافقم که دولت باید الویت بندی کنه و هیچ جا هم نگفتم به مجرد های الویت بدن.
    قضیه اینه که شما دارین فرض می کنین در یک خانواده که بچه هم دارن، مرد سرپرست خانواره. همونطوری که قانون این فرض رو کرده.
    در حالیکه ممکنه اینطور نباشه.

    در قانون امروز ایران تنها حالتی که درش یه زن متاهل بچه دار می تونه سرپرست خانوار باشه اینه که شوهرش زندانی یا از کار افتاده یا معتاد باشه.
    در حالیکه در خیلی خانواده ها زن و مرد به یه اندازه زحمت می کشن و و در بعضی ها هم زن بیشتر. با این همه مزایای سرپرست خانواده بودن هیچ وقت به زن نمی رسه.
    به نظر شما این بی عدالتی نیست؟ خیلی خانواده ها هستن که توشون زن سرپرست واقعیه. خیلی مرد های معتاد حاضر نیستن سرپرستی خانوار رو واگذار کنن و زن اگه بخواد سر این قضیه بجنگه باید ریسک از دست دادن حضانت رو هم بکنه. این مسئله فرض سرپرست خانوار بودن مردهمین الان هم کلی تو دادگاه های خانواده مشکل سازه.

    بازم می گن. من حرفی درباره آدمهای مجرد نزدم. ولی این دو تا شرط بالای ۳۵ و سرپرست خانوار به شدت زنان متاهل بچه دار رو تحت ظلم قرار می ده به نظر من.

    و حالا که بحث اقتصاد شد اینم بگم که تحقیقات تو کشورهای در حال توسعه نشون داده که وقتی سد های جنسیتی رو بر می دارن و زنها می تونن سهم مساوی (یا حتی گاهی بیشتر) بگیرن از ین کمک ها تاثیر مثبت این برنامه ها در دراز مدت بیشتره.

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۰۰:

    دیدن وضع مردم و مراجعه به دادگاه های خانواده اتفاقا باید باعث بشه که شما پی ببرید خانواده هایی هستند که به شدت محتاج خانه هستن و هنوز سرپرستشون هم نتونسته خانه دار بشه.
    پس شخص مجرد یا فرد زیر ۳۵ سالی که تحت سرپرستی یک نفر دیگه است آیا منطقی و درسته که خانه دار بشه در حالی که خانواده های دیگه توی کرایه خونه شون موندن؟
    شما خودت حرف خودت رو نقض می کنی.
    از وضع مردم حرف می زنی اما بعد می گی به همه باید خونه بدن بدون در نظر گرفتن هیچگونه اولویتی.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۶:

    من نگفتم به همه خونه بدن. ولی به نظر من مرد و زن در شرایط مساوی باید در این مورد مساوی دیده بشن. منتها به دلیل مشکلات قانونی در تعریف “سرپرست خانوار” اینطوری نیست.
    شما چرا فرض می کنی توی همه خانواده ها مرد سرپرسته؟ همونطوری که قانون این فرض رو کرده و باعث کلی مشکل حتی قبل از این قضیه مسکن شده.

    من بازم حرفم رو تکرار می کنم.

    اشکالی که وجود داره اینه که زن های متاهل هر چقدر هم که در اقتصاد خانه سهیم باشم، یا حتی اگه نان آور اصلی باشن، نمی تونن سرپرست خانوار به حساب بیان مگر اینکه مرد زندان باشه یا از کار افتاده یا معتاد. و قضیه اعتیاد خیلی پیچیده است چون راضی کردن مرد معتاد به آزمایش دادن و واگذار کردن سرپرستی خودش کار شاقیه برای زن ها.

    منظور من از مسائل دادگاه های خانواده هم همین بود. این مسئله فرض گرفتن سرپرست بودن مرد خیلی جاهای دیگه هم مشکل سازه. حالا هم به نظر من این مشکل در مسکن مهر داره تکرار می شه.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۳:

    البته در حوزه مسکن مهر رو نمی دونم اما مثلا برای برخورداری از خدمات نهادی مثل بهزیستی گروهی هستند تحت عنوان زنان بدسرپرست
    و البته الویت بندی رو که گفتید خودش به خودی خود نشون میده که در توان وزارتخانه مثل وزارت مسکن نبوده که وضعیت بدسرپرستی افراد رو بررسی کنه

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۲۷:

    خب سوال من اینه که برای چی باید اصلا دولت تصمیم بگیره کدوم یکی از والدین سرپرسته خانواره؟
    به نظر من بهتر بودبه هر خانواده یک خانه تعلق میگرفت. حالا از اون خانواده چه مرد په زن هر کدوم مراحل قبلی رو انجام داده بودن خونه رو تحویل می گرفتن. یا حتی می تونستن به اسم دو نفر بکنن.

    روشهای الویت بندی زیادی هم وجود داره که تبعیضی بین زن و مرد قائل نمی شه. میزان نیازمندی، تعداد فرزندان، وضعیت زندگی قبل از مسکن مهر. به نظر من الویت زن و مردی، غیر از اینکه غیر انسانیه، می تونه موفقیت طرح رو هم محدود تر از اونی که می تونه باشه بکنه.

    درباره خانواده های بد سرپرست هم، به نظرم شما یه کمی دارین پیچیدگی های خانواده سنتی رو دست کم می گیرین. یه زن برای اینکه برای همچین چیزی اقدام کنه، باید مدرک ببره که شوهرش سرپرست بدیه و بعد هم به زندگی با اون مردم ادامه بده. این ریسکیه که خیلی از خانم ها نمی تونن بکنن. و اینکه قانون ما مجبورشون می کنه به نظر من ظلمو بی عدالتیه چون هیچ مردی هیچ وقت مجبور نیست همچین کاری بکنه.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۵۷:

    عجب
    بزرگوار!!!!
    شما اول اولویت بندی رو می پذیرید بعد میگید که به هر خانوار بدن؟
    فرض کنین که از لحاظ میزان درآمد و صورت ظاهری خانواده ای شرایط عالی داشته باشه( فقط فرض کنین) بعد هم خانوم خانه به خاطر همه اون پیچیدگی ها که گفتید مدرکی ارائه نده..آیا دولت باید علم غیب داشته باشه؟
    آیا این طبیعی نیست که اول خانه رو به زوج جوانی که قصد شروع زندگی دارند خونه بده؟ اگر کسی می خواد از امکانات بهره مند بشه باید واقعا محق باشه

    در مورد اولویت بندی هم اصل اساسی در انجام کار اطلاعاته. و بر میناب اطلاعات ساده ترین و کارامدترین روش احتمالا همن ارائه خانه به سرپرست هست

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۳۶:

    چرا هی حرف من رو می چرخونید شما؟

    من می گم این همه راه الویت یندی دیگه وجود داره.درست نیست الویت بندی جنسیتی باشه.

    نگفتم به همه خانواده ها بدن. گفتم واحد رو بکنن “خانواده” نه “مرد خانواده”. هر الویت بندی هم که قراره انجام بشه روی وضعیت خانواده انجام بشه نه روی جنسیت متقاضی.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۴۵:

    من کجا حرف شما رو پیچوندم؟
    :)
    من میگم که با توجه به نحوه دریافت اطلاعات و مخصوصا همین که شما میگید برخی خانواده ها حاضر به افشای شرایطشون نیستند، نمیشه تفکیک جنسیتی کرد
    و البته با توجه به نقش واقعی سرپرست در خانواده فرقی چندانی بین این دو روش نیست
    چون در یک خانواده سالم هر کس سرپرست باشه، از این مسکن برای بهبود شرایط خانواده استفاده می کنه

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۱۸:

    !!!!
    شما به من اعتراض می کنی که چرا گفتم به همه بدن در حالیکه من همچین حرفی نزدم گفتم الویت بندی رو روی هر خانواده بکنن نه بر اساس جنسیت متقاضی.

    منظورتون چیه “نمی شه تفکیک جنسیتی کرد؟” من می گم نباید تفکیک جنسیتی باشه ولی الان هست.
    خانم ها اجازه داشتن برای گرفتن مسکن اقدام کنن و تا اینجا همه مراحل رو طی کنن. یعنی مشکل اطلاعات اگه بود خیلی قبل از این باید برطرف می شد. الان که موقع سند شده یهو فهمیدن که نمی تونن خونه رو به نامشون کنن.

    “خانواده سالم” یعنی چی؟ کی تصمیم می گیره؟ کی می فهمه؟ همچین شرطی داشته سند دهی؟ الکی که نمی شه یه سری مشخصه اضافه کنیم و چشمامون رو به روی مشکلات ببندیم. همه خانواده ها شرایط ایده آل ندارن و مسئله مالکیت یکی از مسائلیه که تو قضیه طلاق که همینجوریش به شدت توش به زن ها ظلم می شه خیلی مهمه.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۰ ۰۶:۱۹:

    به نظرم مسئله اساسی اینجاست که نمیشه توی این صحبتهای ما میان نتیجه گیری مستدل و بحث احساسی حدی تعیین کرد
    حس می کنم که شما بین چیزی که فکر می کنین درسته و چیزی که احساسش می کنین معلقید
    خوب نتیجه گیری می کنین اما به دلیل اینکه با حستون نمیخونه به همش میزنین

    اینکه من و شما دوست داشته باشیم زن های بد سرپرست هم مشمول مسکن مهر بشن خیلی خوبه/ اما باید دید چقدر امکان پذیره
    یکی از مسائلی که کارامدی و اثربخشی هر سیاست اقتصادی رو تعیین می کنه اطلاعاته که خودتون تصریح می کنین در میان چنین خانواده هایی خودظهاری خیلی کم رخ میده
    در سایر قسمت ها هم که مسکن مهر داره ارائه میشه. بگذریم که هر خانواده رو با سرپرست و افراد تحت تکفلش میشناسن. پس ارائه خانه به سرپرست فرقی با ارائه اون به واحد خانواده نداره

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۸:

    من دقیقا نمی فهمم قضیه احساس این وسط چیه. یه امکان دولتی رو دارن به مرد ها می دن به زنها نمی دن. این احساس نیست. تبعیضه.

    یه بار گفتم بازم می گم، اطلاعات موقع ثبت نام برای مسکن مهر بررسی شده. اون موقع هم کسی به خانم ها نگفته نمی تونین ثبت نام کنین. موقع سند زدنه که یهو این ماجرا رو شده. اگه خانواده رو با سرپرستش می شناسن، موقع ثبت نام باید می گفتن سرپرست بیاد. وقتی این کار رو نکردن یعنی این مشکل جمع آوری اطلاعات که شما می گین وجود نداشته.

    این ساده انگاری شما هم که “مال خانواده اس فرقی نمی کنه” با چند ساعت صرفا نشستن در راهروهای دادگاه های خانواده فکر کنم عوض بشه. فرق می کنه خانم. اینکه در یک زندگی مشترک همه چی به اسم مردی باشه که حق طلاق داره و دولت هم هی زنی رو که خق طلاق نداره و در مورد حضانت بچه هاش هم مورد ظلمه بیشتر و بیشتر از حقوق مساوی محروم کنه زندگی رو نابرابر و مشکل دار می کنه.

    برا من جالبه که شما اینقدر در دفاع از یه تبعیض جنسی که خیلی راحت می تونست اتفاق نیافته و مشکل قانونی هم نداشت دفاع می کنین.

    من الان در سه کامنت قبل هی یه سری حرف رو تکرار کردم. فکر نمی کنم احتیاجی باشه هی این کار رو بکنم. اگه روشن نیست من چی می گم، روش بهتری برای توضیح بلد نیستم متاسفانه.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۳۱:

    سلام مجدد
    ببین خانم( مثل کلام خودتون)
    اولین و ساده ترین اصل اقتصاد وجود نیازهای بیشمار و امکانات محدوده

    نه من نه شما و نه هیچ کس دیگه نمیتونه ادعا کنه که با یک امکانات مشخص میتونه همه خواسته هاش رو براورده کنه/ پس خیلی خیلی طبیعیه که دولت نمیتونه به همه خونه بده. مجبوره به اونهایی بده که واقعا به این کمک احتیاج دارن
    به زنان سرپرست خانوار هم که میده.
    بحث دادگاه خانواده هم درست هست. اما وقتی ما داریم بحث می کنیم منظورمون نهاد خانواده است. خانواده ای که پابرجاست و به زندگی مشغوله
    شاید اگر می گفتم خانوار مشکل حل میشد
    من دارم با نگاهم با تحلیل اقتصادی جواب میدم و شما احتمال با نگاه یک ناظر عادی:)
    این تبعیض!!!! جنسیتی هم بر میگرده به نقش و کارکرد دولت و وظیفه ش برای ارائه خدمات به کسانی که نیازمندن/ ینی چیزی که خودتون چند کامنت بالاتر پذیرفتیدش

    و البته اگر منظورتون اینه که باید به هر خانومی که خواست حتتی اگر مجرد بود و صرفا میخواست خانه ای داشتهباشه باید خونه داد…باید بگم کمی غیرمعقوله/ این خانومها باید خودشون از طریق وام و غیره این خواسته شون رو تامین کنن
    کما اینکه من خیلی ها رو میشناسم که این کارو کردن
    :)

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۲۰:

    به نظرم میاد جوابی برای حرفهای من ندارین که بعد از خوندن این همه نوشته من باز می گین “اگه منظورتون اینه که به زنهای مجرد خونه بدن.”

    شایدم کلا نمی خونین من چی می گم فقط جواب می دین.

    در هر حال اینم از موفقیت های دولته که زنها از سیاستهای ضد زنش دفاع می کنن.

    موفق باشید.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۱۴:

    :)
    شما هم
    موفق و موید انشاء الله

    [پاسخ]

  30. هومن گفت:

    راستی ریس جمهو رتان در سازمان ملل باید دوباره از عدالت نام ببرد .و از دنیا بخواهد به عدالت توجه کنند .

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۹:

    دیروز داشتم اخبار تماشا می کردم
    مردم سومالی را نشان می داد و امکاناتی که هلال احمر به آن ها می دهد
    خوشحال شدم که تلاش مردانی از کشورم به آسودگی عده ای منجر شده است

    [پاسخ]

  31. محمد گفت:

    تسلیت میگم
    ان شاءالله در سایه ی مهربانی و لطف خداوند باشند…

    [پاسخ]

  32. داستانک گفت:

    تکاوران سنگررا به محاصره در آوردند.فرمانده باخشم فریادزد:

    – من اونو می خوام زنده دستگیرش کنید.

    اوکه گروهانی رامعطل خودش کردوفقط نیمی ازآن سالم وسرپا مانده بود.آرپی جی شلیک کرد ، باتیربارمثل برگ خزان سربازان بعثی رابرزمین ریخت.تمام خشاب های اسلحه اش راخالی کردودست آخربانارنجک ازخوددفاع کرده بود.راه داشت باسرنیزه به جان بقیه می افتاد.

    فرمانده که می دانست………………………………………
    http://dastanekotah.persianblog.ir

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۲۱:

    پاییز نزدیک است می ترسم ژاکت همشاگردیم را بر تن داشته باشم !(از موسیقی اقای چاووشی )
    به انهاییکه به کرامت انسانها ارزشی قائلند و برای هدف های خود دیگران را قربانی نمی کنند ….یاد اوری می کنم مهر است. دختران و پسران دانش اموز ایرانی که پدر انها بیکار است و یا فقر در منزلشان لانه کرده نیاز به همدردی دارند .بچه ها به نحوی عجیب خود را با هم سنشان مقایسه می کنند .یادم می اید که در اواخر سال سوم ریاست جمهوری پر بار اقای احمدی نژاد در دولت نهم … بیکار شدم و روزگار سختی را دیدم .با این حال دخترم همشاگردی داشت که مادرش با ترکیب قرص و نفت اقدام به خود کشی کرده بود .پدر او کارگر نجاری بود که اسم گرفته بود و انگشتانش هم قطع شده بود .
    ایمیلی زدم به سایت ریس جمهور محترم .و نوشتم که این خانم خودکشی کرده و انها حتی پول خرید دارو هم ندارند و تنها فرزند ذکور هم معاف نشده بود و اعزام شده بود به خدمت .مستاجرند و الان دنبال وامی هستند که به عنوان پول جلو بدهند صاحبخانه .
    دو روز بعد خانمی از یک تلفن چهار رقمی تماس گرفت و موضوع را پرسید .خوشحال شدم .گرفتاریهای خودم را از یاد بردم .ولی ان خانم هنگام خاتمه مکالمه گفت که به انها قولی نده !!!!
    .ان موقع گفتم اگر واقعا اقای ریس جمهور کمک کند به این خانواده من شخصا در اینترنت برایش تبلیغ می کنم برای انتخابات بعدی .
    ان خانم دیگر تماس نگرفت .ظاهرا ان موقع یک اقایی در جلوی مجلس اقدام به خودکشی کرده بود که بلافاصله گفتند معتاد بوده !!!و لذا انها دنبال کاهش این اتفاقات بودند .
    هر ماه ایمیلی می امد که پرونده شما در حال پیگیری است و هشت ماه این پیام ها امد .
    ولبی خبری نشد .من خودم برای انها کمک جمع کردم .دختر دانش اموز انها افسرده شده بود و گوشه گیر شده بود .
    ما در یک کشور نفتی زندگی می کنیم .در کنار مردانی که صبح تا شب ذکر می گویند .و جوانانی که انگشتر به دست دارند و دشنام به زور گویان می دهند .و خواهرانی که انواع جلسات عذا داری و مراسم مذهبی را دارند .بازاریانی که هر کدام در منزل ویلایشان یک فضای بزرگ برای جشن مذهبی و عزاداری دارند .
    نمی خواهم به نحوی تکراری و زننده ضجه بزنم از این داستان همیشگی …بلکه امید دارم از این راه …واقعا مسیر درست را بشناسید .
    چگونه امکان دارد ما برحق باشیم و مومن باشیم این هموطنان در این شرایط گرفتار ؟ جایی از کار اشکال دارد .
    ماهها پیش در همین اینترنت من به کاربران بیداری (ارزشی سابق ) با قاطعیت می گفتم بر قراری عدالتی که اقای احمدی نژاد مدعی است امکان ندارد مگر فساد بر چیده شود .
    اقای احمدی نژاد فردی است که تمام کارهایش تبلیغاتی است .مانند سایتش .این ماجرایی که نقل کردم را خودم از نزدیک لمس کردم و کسی برایم نقل نکرده .لذا شکی در نتیجه های ان نیست .
    یکی از انحرافات بیداری ها این است که تصور می کند همه به جز خودشان منحرف و فاسد هستند .و این واقعا شکاف بزرگی بین انها و مردم ایجاد می کند .شکافی واضح و اشکار .شکافی که هر روز بزرگتر می شود .

    [پاسخ]

  33. سلام.
    داشتم کامنت ها را می خوندم دیدم دوستان درگذشت پدر بزرگتان را تسلیت می گویند.
    تسلیت من را هم پذیرا باشید.
    در مورد این موضوع هم چیزی برای گفتن ندارم جز اینکه قوه ی قضاییه براش مهم نیست تو جامعه داره چه اتفاقی می افته نوک دماغشو گرفته و می ره!

    [پاسخ]

  34. پیک صبح گفت:

    سلام
    یه مطلب نوشتم تحت این عنوان : بسیج مدرسه عشق است . فقط .
    حتما نظر بذارید . نظرتون برام مهمه
    ممنون
    یاعلی

    [پاسخ]

  35. پیک صبح گفت:

    سلام
    تسلیت میگم . انشالله با امیرالمومنین محشور بشن .

    [پاسخ]

  36. فطرس ملک گفت:

    سلام جناب صفا

    با چند روز تاخیر درگذشت پدربزرگتان را صمیمانه تسلیت می گویم
    خداوند به شما و خانواده محترمتان صبر جمیل عطا کند.

    انشاالله با سیدالشهدا محشور شوند.

    برای شادی روحشان فاتحه ای می خوانیم

    [پاسخ]

  37. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    دیشب “عشقستان اسماعیل” از روبروی حرم حضرت عباس (علیه السلام) تماس گرفتند. پیغام دادند که برای همگی دعا کردند. گفتند صبح دیروز در حرم حضرت علی (علیه السلام) به نیابت از همگی بچه ها به یاد روزهای سه شنبه روضه، زیارت عاشورا خواندند و عصر در حرم حضرت عباس (علیه السلام) به نیابت همه، دعای توسل.
    برای همه سلام رساندند. دقیقا سر ساعت روضه مجازی تماس گرفتند که نامشان را در روضه ذکر کنم.

    [پاسخ]

  38. سلام رزمنده……..
    این ادرس جدید وبلاگمه گردان کمیل ۲۷۱۷سربزن (شهدای اینده)

    [پاسخ]

  39. بیتا گفت:

    حالا که حرف دروغگویی و راستگویی و جنبش سبز و اینهاست، این هم جالب است:

    محمود احمدی‌نژاد٬ رئیس‌جمهور ایران٬ که برای شرکت در شصت و ششمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل٬ در نیویورک به سر می‌برد در گفت‌وگو با شبکه خبری ای بی سی نیوز گفت: «موسوی و کروبی آزاد بوده‌اند و هم‌اکنون نیز آزاد هستند.»

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۱۸:

    شما اشتباه می کنید .مفهوم راستگویی سالهاست که عوض شده .اینکه اقای احمدی نژاد گفته اینها ازادند (اقایان کروبی -موسوی )اصلا تعجبی ندارد منظورش در یک فضای ۵ متری ازادند و کسی انها را با طناب نبسته به صندلیش .اگر این اصل را بپذیری که یک یک بیداری فکر میکنه بقیه هم مثل خودش هستند …درک مسایلی از این دست انقدر اسان می شه که نگو …ما باید وارد دنیای تفکر انها بشویم و ان موقع می بینیم که اصلا ایران مشکلی نداره و اگر داشته مربوط به قبل بوده .

    [پاسخ]

  40. م.طاهري گفت:

    سلام

    تسلیت می گویم درگذشت پدربزرگتان را
    خداوند به شما و خانواده محترمتان صبر عطا کند
    انشاالله روح این بزرگوار قرین رحمت و آرامش باشد

    خدا قوت

    [پاسخ]

  41. بیتا گفت:

    تسلیت می گم آقای صفا.

    [پاسخ]

  42. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    بغض این لحظه ها عجیب است.
    یعنی بار دیگر پرونده هایمان گیر است
    سخت است نرسیدن
    سخت است ندیدن
    سخت است نشنیدن
    سخت است گذر ثانیه های بی امام

    اللهم عجل لولیک الفرج
    یا حق

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۱:

    مولا
    متی ترانا و نراک؟

    اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: