وکیلانه » آیت الله خامنه ای
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها آیت الله خامنه ای

نماز جمعه ایی با طعم انقلاب

بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, انقلاب‌های خاورمیانه, برای بحرین, ره‌بر حکیم انقلاب, قبله‌ی اولمان! | ۴۴ دیدگاه »

از زبان بسیاری از کسانی که به مقتضای سن‌شان فضای زمان انقلاب و پیش از آن را درک کرده‌اند راجع به مهارت آیت الله خامنه‌ای در سخنرانی حرف‌هایی شنیده ام حتی کسانی که مخالفِ کلیت نظام هم بوده اند به این امر صحه گذاشته اند. بعد از شهادت استاد مطهری هم گروه‌هایی به حضرت امام مراجعه می‌کنند برای جایگزین کسی که جای خالی شهید مطهری را پر کند و امام به دانشگاهیان آیت الله خامنه ای را معرفی می‌کنند. در موارد متعددی هم در صحیفه، حضرت امام خمینی(ره) تعبیراتی در خصوص ایشان دارند. از جمله :

شما اگر گمان بکنید که در تمام دنیا، رئیس جمهورها و سلاطین و امثال اینها، یک نفر را مثل آقاى خامنه ‏اى پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى‏‌اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى‏ کنید. ایشان را من سالهاى طولانى مى‏ شناسم، و در آن زمانى که اوّل نهضت بود ایشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پیامها تشریف مى‏ بردند، و بعد از این هم که این انقلاب به اوج خودش رسید، ایشان حاضر واقعه بود همه جا، تا آخر و حالا هم هست. یک نعمت خدا به ما، این است که داده .. 
صحیفه امام، ج‏۱۷، ص:
۲۷۳

به نظرم دو ویژگی بارز ره‌بر انقلاب در سخنرانی‌ها بخصوص خطبه‌های نماز جمعه، یکی لحن بیان شیوا و صریح و دیگری بیان مفاهیم مهم در قالب کلمات ساده است. در مورد ویژگی اول خوب شاید کسانی دیگر هم باشند که سخنانشان چنین خصوصیتی داشته باشند اما معمولاً صراحت و شیوایی ممکن است باعث شود مفاهیم سطح پایین‌تری بیان شود. اما سخنرانی‌های آیت الله خامنه ای در عین شیوایی و صراحت دارای عمق هست. به طوری که معمولاً بعد از سخنرانی‌های نماز‌جمعه بسیاری از گره‌های مبهم مطرح شده باز شده و خط و مشی شفافی عرضه می‌شود و در عین حال پیام‌های مهمی به دشمنان رسانده می‌شود.

همانطوری که انتظار هم می‌رفت خطبه‌‌های امروز جمعه ۹۰/۱۱/۱۴ (+) هم دارای تمامی این خصوصیات بود و البته بعلاوه‌ی ویژگی‌ همیشگی ره‌بر ایران یعنی طراوت و نشاط ! از خدا پنهان نیست از شما هم چه پنهان بعد از اجلاس بیداری اسلامی و جوانان به حال و هوای جوانان انقلابی دیگر کشورهای اسلامی غبطه می‌خوردم. اما امروز به خوبی فهمیدم اگر ما جوانان، مسولین، و تمامی سخنرانان و ائمه‌ی جمعه در حال و هوای فکری نشاط آور ره‌بر انقلاب قرار بگیریم دیگر شاهد چنین غبطه‌هایی نخواهم بود!
در چند جا در همین خطبه‌ها هم ره‌بر انقلاب اشاره داشتند به عدم توجه به اتحاد و همدلی و مشغول شدن به فرعیات، و گله کردند از اینکه برخی مسائل که نشان از پیشرفت دارد مطرح نمی‌شود. به نظرم بسیاری از ما و مسولین و خطباء مدت‌هاست به این آفات گرفتار شده‌ایم و این است که احساس نشاطی که باید بشود، نمی‌شود. امیدوارم از ما جوانان گرفته تا روزنامه نگاران تا سیاسیون و خطباء با الگو گیری از ایشان سعی کنیم بیشتر فضای نشاط و امید را گسترش دهیم.

نماز جمعه تهران

اما در مورد محتوای بیانات ره‌برمان حرف‌های گفتنی زیاد است. از اینکه ایشان برای دومین بار علاوه بر پیشرفت‌ها به ضعف‌ها هم اشاره داشتند و تاکید کردند نباید ضعف‌ها را انکار کرد که این کار به "نهادینه شدن" ضعف‌ها خواهد انجامید.  از اینکه صراحتاً به دنیا طلبی مسولین اشاره داشتند و از عدم رسیدن به عدالت مد نظر اسلام گله کردند. از نامه‌ی "اوباما" و پاسخ به آن سخن گفتند. در خصوص انتخابات هم درباره ردصلاحیت‌‌ و تایید صلاحیت‌ها اشاراتی داشتند که آنرا قبلاً هم بارها به شورای محترم نگهبان تذکر داده بودند و البته در آخر هم تاکید دوباره بر اینکه "قانون" حرف آخر را می‌زند. 

اشاره به این نکته‌ی مهم که مسولین ضعف‌ها را گردن هم نیاندازند و این تواضعِ البته عین واقعیت که ره‌بری هم اگر اشتباهی داشت می‌پذیرید و بیان آن که الگویی برای سایر مسولین باشد. در مورد تحریم‌ها و تاثیر آن بر افکار عمومی هم نکته‌ی جالبی بود اینکه وقتی آنرا در بوق و کرنا کنند که می‌خواهیم ایران را وادار به عقب‌نشینی کنیم و ایران هم که عقب‌نشینی نمی‌کند، باعث تحقیر در چشم ملت‌های خودشان می‌شوند.

و به نظرم اوج سخنان آنجایی بود که به قضیه‌ی بحرین اشاره فرمودند:

"ایران هرجا دخالت کند صریحاً اعلام می‌کند. برای مثال ما در ضدیت رژیم صهیونیستی دخالت کردیم که نتیجه آن هم پیروزی در جنگ‌های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه شد. بعد از اینهم هر کس با رژیم صهیونیستی مخالفت کند پشتیبان او هستیم و کمکش می‌کنیم.  اینکه حاکم جزیره بحرین اعلام میکند که ما در این کشور دخالت می‌کنیم حرف نادرستی است  چرا که اگر در قضیه بحرین دخالت می‌کردیم ماجرا جور دیگری می‌شد."

بیان چنین سخنان و تهدید صریحی را باید در چارچوب فضای کنونی جهان و در مقابل تهدیدات مضحک اسرائیل تحلیل کرد. فی‌الواقع وقتی ره‌بر انقلاب چنین صریح از نابودی اسرائیل سخن می‌گویند و رسماً اعلام می‌کنند ما حمایت می‌کنیم از مبارزان با اسرائیل یعنی رشته شدن تمام پنبه‌های رسانه‌های آنان و اینکه این هم ته حرفی که شما می‌خواهیید بگویید را خودمان گفتیم، حالا هرکاری می‌توانید بکنید، بکنید! و این نشان از اشراف ره‌بر انقلاب از اوضاع و احوال و بلوف زنی‌های کودک زشت منطقه دارد که قطعاً در چند روز آینده شاهد گسترش بازتاب‌های وسیعی که از همین‌حالا هم شروع شده خواهیم بود. و البته "آل خلیفه" را هم یکی با کاردک از روی زمین جمع کند لطفاً :)‌

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 • عکس، تصویری است که خبرگزاری رویترز برای بازتاب بیانات ره‌بر انقلاب استفاده کرده است و مربوط به همین جمعه می‌باشد(+) از رویترز بعید بود چنین عکس گویا و پر از مفهومی را قرار بدهد. ولی خوب دمش گرم؛ عکس عالیه!

وقتی ره‌بر جامعه‌ی اسلامی بجای دیگران از مخالف‌ش عذرخواهی کرد !

دی ۱۲ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, بریده‌های روزنومه‌ایی, ره‌بر حکیم انقلاب | ۸۸ دیدگاه »

تابستان سال ۱۳۶۹ است. هنوز اولین سالگرد ارتحالِ امام خمینی فرا نرسیده. عطاالله مهاجرانی که معاون پارلمانی رئیس جمهور وقت است در صفحه‌ی ۲ روزنامه‌ی اطلاعات مورخ ۶ اردیبهشت مقاله‌ایی می‌نویسد با عنوانِ "مذاکره‌ی مستقیم" و در آن ایستادگی در برابر کاخ سفید را شعارگرایی خوانده و خواستار پایان آن می‌شود. ایشان در بخش‌هایی از این مقاله‌ی جنجالی می‌نویسند :

«جیمز بیکر، وزیر امور خارجه آمریکا در روز یکشنبه گذشته (۳۰ فروردین ۱۳۶۹) اعلام کرد که آمریکا آماده است با مقامات ایرانی مستقیماً مذاکره نماید. ممکن است بگوئیم به همین دلیل، فتنه ای در کار وتوطئه ای برپاست والا چگونه است که «بیکر» پیشنهاد مذاکره مستقیم را داده است. درهرحال این خود شیوه ای است که صرف نظر از سنجش سخن و موضوع، صرفاً به همین اعتبار که گوینده چه کسی است، می توان به سخن خط بطلان کشید و در پس هر حرفی، توطئه ای را کشف کرد. به گمانم می توان از زاویه ای دیگر نیز، مذاکره مستقیم را سنجید و بین مذاکره مستقیم و غیرمستقیم طرف بهتر و یا لااقل آن که شرش کمتر است را برگزینیم…
به گمانم اگر درشرایط ویژه ای که هستیم، مصلحت های کشور و انقلاب را بر سایر امور ترجیح ندهیم، بهره اش از دست رفتن فرصت ها برای انقلاب و کشور و ملتی خواهد بود که دشمنانش می خواهند فرصت های او را بگیرند وسال ها پس ازسال ها بگذرد و ما در وادی بازی با شعار، مثل بازی با یخ متوقف بمانیم.»

کسانی که بهار ۶۹ را درک کرده باشند با همین یک پاراگراف به راحتی خواهند فهمید که این مقاله چه جنجالی را به دنبال خواهد داشت و همین طور هم شد. واکنش بسیار شدید گروه‌ها و جریانات سیاسی باعث شد عطاءالله مهاجرانی مقاله‌ایی دیگر بنویسید اما چه نوشت؟!! :

"این جانب، مقاله مذاکره مستقیم را، یکی از نقاط برجسته نویسندگی و کار مطبوعاتی و سیاسی خود می دانم و به یمن عنایت خدای سبحان، وقتی غبار ره نشست، پیرو پیمان، از خجالت منتقدین محترم بیرون می آیم، کم وکیف مذاکره مستقیم را تبیین می کنم و علاوه بر آن، به لحاظ روان شناسی اجتماعی، به کالبدشکافی بیماری جوزدگی و عوام زدگی می پردازم."

 و آتش معرکه بالا گرفت و نوشته در جواب نوشته و عملاً این موضوع به یکی از داغ‌ترین موضوعات آن روزها تبدیل شد. تا اینکه نهایتاً ره‌بر انقلاب در یکی از سخنرانی‌‌هایشان به این بحث روز در جامعه اشاره می‌کنند و می‌فرمایند:

"و اما مسئله ای که این روزها در سطح جمعی از اهل فکر و اهل نظر در جریان است، مذاکره کردن ومذاکره نکردن است. بعضی حرفی می زنند، بعضی حرف دیگری می زنند. اینها چیزی می نویسند، آنهاچیز دیگری می نویسند. راجع به این موضوع، من باید جمله کوتاهی را خیرخواهانه ودلسوزانه عرض بکنم. قبلاً به این نکته هم اشاره بکنم که من از اظهارنظر کسی که نظر سیاسی خودش را بیان بکند، نگرانی ندارم…
و اما مذاکره. من معتقدم، آن کسانی که فکر می کنند ما باید با رأس استکبار- یعنی آمریکا- مذاکره کنیم، یا دچار ساده لوحی هستند، یا مرعوبند. من بارها این نکته را عرض کرده ام که استکبار، بیش از این که نان قدرت و توانایی خودش را بخورد، نان هیبت و تشر خودش را می خورد. اصلاً استکبار، با تشر و ابهت و شکلک درآوردن و ترساندن این و آن، زنده است.
مذاکره، یعنی چه؟ صرف این که شما بروید با آمریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل می شود؟ این طوری که نیست. مذاکره در عرف سیاسی، یعنی معامله، مذاکره با آمریکا، یعنی معامله با آمریکا. معامله، یعنی داد و ستد؛ یعنی چیزی بگیر، چیزی بده. تو از انقلاب اسلامی، به آمریکا چه می خواهی بدهی، تا چیزی از او بگیری؟ آن چیزی که شما می خواهید به آمریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزی بگیرید، چیست؟ ما چه می توانیم به آمریکا بدهیم؟ او از ما چه می خواهد؟ آیا می دانید که او چه می خواهد؟ « و ما نقموا منهم الا ان یؤمنوا بالله العزیز الحمید». والله که آمریکا از هیچ چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمدی، ناراحت نیست. او می خواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او می خواهد شما این گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛ حاضرید؟"

مثل همیشه عده ایی جاهل این وسط از نظر ره‌بر انقلاب سوء استفاده کرده و موجی از فشار شدید را بر روی شخص مهاجرانی وارد می‌آوردند. اما؛ به شب نمی‌کشد که ره‌بر جامعه‌ی اسلامی وارد عمل می‌شوند و رسماً  به عطاء الله مهاجرانی نامه ایی می‌نویسند. بدون هیچ‌گونه توضیح اضافه از ایـــنجا نامه‌ی بزرگوارانه‌ی ره‌بر حکیم انقلاب را بخوانید.
در این روزهایی که برخی‌ ورشکستگان سیاسی دست‌ها را بالا برده اند تا به آفتابِ ولایت خاکستر بپاشند خواستم  بگویم این فقط یک نمونه از برخورد کریمانه‌ی راه‌بر انقلاب با مخالفانِ مظلوم و نه ظالم‌ش است، و ملت حافظه‌اش بهتر از شماست، با خاکستر پاشی به آفتاب، فقط خود را سیاه می‌کنید!

مطالب مرتبط :
سیلی محکمی که اروپا از همین حسینه خورد!
سری گفتگوهای من با محمد نوری‌زاد
نامه‌ی سرگشاده‌ی یک طلبه به احمد منتظری