وکیلانه » ابراهیم اصغر زاده
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها ابراهیم اصغر زاده

آیا سفارت امریکا را یک مشت جوانِ جوگیر تسخیر کردند ؟!

آبان ۱۲ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, بریده‌های روزنومه‌ایی, سیاست خارجی | ۹۴ دیدگاه »

 

چه بخواهیم چه نخواهیم،  اتفاقی که در ۱۳ آبان ۵۸ افتاد، تاثیر بسیار زیادی در سرنوشت ما ایرانی‌‌ها داشت و دارد و به نظر شخص من اگر این اتفاق نمی‌افتاد و پای امریکایی‌ها از ایران کنده نمی‌شد، چه بسا سرنوشت انقلاب ۵۷ هم به گونه‌ایی دیگر رقم می‌خورد. در خصوص "13 آبان" حرفهای کلیشه‌ایی فراوانی گفته شده و متاسفانه این اتفاق هم به‌مانند خیلی اتفاق‌های دیگر، سال‌های سال است که خلاصه شده در یک‌سری تصاویر و سرودهای تکراری(البته بجز "یاردبستانی من+" که هرگز تکراری نمی‌شود!)  و بنر‌های بی‌خاصیت و مقداری زیر‌نویس، اما دریغ از یک فیلم فاخر! یک مستند جوندار یا… بگذریم.

به دلیل همین سهل‌انگاری‌ها این اتفاق با ۲ تحریف بسیار بزرگ مواجه شده. اولاً اینکه بسیاری خیال می‌کنند اشغال سفارتِ سوپر اَبر قدرتی به نام ایالات متحده، کار یک مشت جوان جوگیر بوده و ناشی از عصبانیت و احساسات که نظام را در یک کار انجام شده قرار داده. در ثانی این‌گونه انگاشته می‌شود که آن جوانان هم یک عده‌ی محدود و انگشت شماری  بوده‌‌اند که نماد دختران آنها خانم "معصومه ابتکار" است و نماد پسران آنها هم آقای "ابراهیم اصغر زاده"، که خوب همین ها هم امروز پشیمان از آن کار هستند،‌ پس هیچی به هیچی!‌

تصویری بسیار گویا و بدون شرح از ۱۳ آبان ۵۸ :)

اول پاسخی به تحریف دوم، برای اطلاع از لیست نسبتاً کاملی از اسامی و عکس پسران دانشجوی پیرو خط امام به اینجا رجوع کنید و برای اطلاع از اسامی و عکس دختران دانشجوی پیرو خط امام به اینجا رجوع کنید. آنگاه خود حساب و کتاب کنید عده‌ی پشیمانان را به نسبت تعداد کل افراد! به اسامی ۳۱ شهید+ و افرادی همچون سردار جعفری یا آقای ضرغامی و… توجه کنید.

اما، آیا همین جوانان، یک‌هویی جوگیر شده و از دیوار سفارت بالا رفته‌اند؟‌ یا نه؛ این کار در واقع انفجار بغض فروخفته‌ی ملت بود و دارای پیشینه‌ی قوی؟ واقعه‌ی تسخیر سفارت امریکا، ۹ ماه بعد از پیروزی انقلاب ایران اتفاق افتاد، اما در این نه ماه چه چیزی روی داده بود که منجر به تسخیر سفارت شد؟

واقعیت این است که هم ملت و هم رهبرِ انقلاب ۵۷ ایران، شاه را تنها یک آلت دست می‌دانستند و مشکل اصلی آنها با امریکا بود و بغض فروخفته‌ی بزرگی از امریکایی‌ها به دل داشتند.  و به همین دلیل بود که تنها ۳ روز پس از پیروزی انقلاب و ۹ ماه قبل از ۱۳ آبان یعنی درصبح  25 بهمن ۵۷ عده ایی از انقلابیون به صورت مسلحانه به خیابان تخت جمشید و سفارت امریکا حمله کردند. سفیر امریکا ویلیام سالیوان به تفنگداران دریایی محافظ سفارتخانه دستور می‌دهد تا تیراندازی کنند و برای پراکنده کردن چریک‌هایی که اقدام به بالا رفتن از دیوارها کرده بودند، از گاز اشک‌آور استفاده نمایند.

ظاهراً با وخیم تر شدن اوضاع، سالیوان با دولت موقت تماس حاصل کرده و از آنها کمک می‌خواهد. کارکنان سفارت سپس همگی خود را در اتاق گنبدی شکل مخابره خبر حبس کرده و اقدام به از بین بردن اسناد می‌کنند.  پس از آنکه مهاجمان، کارکنان سفارت را به مرگ و آتش زدن اتاق مخابره خبر تهدید کردند، به دستور سالیوان، آنان همگی تسلیم می‌شوند و پس از گذشت ساعاتی، نیروهای کمیته انقلاب وارد درگیری شده و موفق می‌شوند چریک‌ها را به ترک سفارت ترغیب کنند، به این ترتیب در ساعت دوازده ظهر ۲۵ بهمن ۵۷ یعنی ۹ ماه قبل از ۱۳ آبان ۵۸، کنترل سفارت آمریکا به دست مقامات دولت موقت می‌افتد.شرح ماجرا در اطلاعات+ (البته بعد از مدت کوتاهی دوباره سفارت شروع به کار می‌کند)

برای مشاهده‌ی تصاویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر روی آنها کلیک کنید

کمتر از دو هفته‌ی بعد در ۱۰ اسفند ۵۷  اتفاق مهم  دیگری می‌افتد و کمیته‌ی انقلاب موفق به کشف و اشغال یک پایگاه جاسوسی امریکا در شمال ایران می‌شود. +

شاید همین دو اتفاق و البته تسخیر چند پایگاه دیگر در سایر شهرهای ایران باعث می‌شود که تنها ۶ روز بعد امریکا به فکر بیفتد، و به همین دلیل تحرکاتی را ۱۶ اسفند ۵۷ در خلیج فارس جهت ارعاب انقلابیون آغاز می‌کند.

این امر باعث واکنش شدید مردم انقلابی شده و دانشجویانِ گوش به فرمان هشدار‌های رهبر انقلاب در اکثر شهرهای ایران و تهران دست به راهپیمایی گسترده می‌زنند.

رهبر انقلاب ایران در همان روزها با ذکاوت نسبت به تحریکات تفرقه برانگیز عُمال امریکا هشدار داده بودند و زمان زیادی نگذشت که فردی به نام "شان‌من" توسط انقلابیون کشف و از ایران اخراج شد. شانمن کسی بود که سال‌ها بر روی کار در جهت منافع امریکا در کشورهای تازه انقلاب شده کار کرده بود.+

این‌ها تنها گوشه‌ایی از حوادثِ یک‌ماه از آن ۹ ماهِ قبل از ۱۳ آبان بود که به خوبی نحوه‌ی فعالیت و واکنش‌های متقابل و بسیار شدید ملتی که در حیات خلوت امن امریکا انقلاب کرده بودند را نشان می‌دهد. در این نه ماهِ قبل از ۱۳ آبان،  بسیار فراوان از این دست حوادث می‌‌توان مشاهده کرد که حکایت از رویارویی انقلابیون و امریکایی‌ها دارد.

نتیجه‌ایی که از مرور این حوادث می‌توان گرفت اینکه ۱۳ آبان ۵۸ نه یک عمل احساساتی و محدود به چند نفر، که بلکه در واقع انفجار بغض فروخفته‌ی یک ملت بود  در واکنش به دخالت‌ها و ایستادگی امریکا در مقابل انقلابشان که جرقه‌ی آن پذیرش شاه توسط امریکا بود و البته هنوز خیلی مانده تا ما بفهمیم پدران انقلابی‌مان چه کار بزرگی کردند و چگونه سوپر اَبر قدرتی به نام ایالات متحده امریکا را به تمام معنا تحقیر کردند!

بعد از اینها و پس از شکست حمله طبس اما دیگر نوبت آن بود که امریکا حداقل برای حفظ  پرستیژ خود رابطه اش را در ۱۹ فروردین سال ۵۹ به طور رسمی قطع کند. در مقابل حضرت امام(ره) ضمن صدور پیامی از این اتفاق مبارک چنین یاد می‌کند:
((اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح این ملت مظلوم است همین قطع رابطه با ایران است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می‌گیریم، چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید دولت آمریکا از ایران است. ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را که ابرقدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه، یعنی خاتمه دادن به چپاولگری ها کرده اگر جشن بگیرد حق دارد.))

اصلاحات به روایت اصلاح‌طلبان

مرداد ۲ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, وقایع اتفاقیه | ۵۰ دیدگاه »

 

سعید حجاریان (تئورسین اصلاحات) :
“شعارهای دوم خرداد کاملاً پوپولیستی بود”. “مشکل ما مجلس و شورای نگهبان نیست و با همین ها هم می‌توان کار کرد. مشکل اصلاح‌طلبان پایگاه اجتماعی آنهاست” +

محمد خاتمی (نماد اصلاحات) :
“باندبازی، سطحی نگری و قوم بازی، خسارت‌های بزرگی به اصلاحات زد و تا حد تحریف اصلاحات پیش رفت.” +

مهدی کروبی (شیخ اصلاحات) :
“کدام جبهه؟ اگر جبهه‌ایی وجود داشت که کار به اینجا نمی‌کشید. جبهه کجا بود؟ یک عده ورشکسته دور هم جمع شده‌‌ایم و می‌گوییم جبهه. لطیف صفری می‌گفت جبهه دوم خرداد ۱۸ گروه‌ند ولی ۱۲ نفرند!” +

• دکتر صادق زیبا کلام:
” اصلاح طلبان فاقد طرح، برنامه و استراتژی در حوزه های اقتصادی، سیاسی و خارجی بودند، ما اصلاح طلبان به دنبال ایده آل ها و آرمان ها و آرزوهایی بودیم، بدون اینکه طرح و برنامهای داشته باشیم” (رسالت ۲۳/۸/۸۲، ۱)

جمیله کدیور :
“خاتمی در دوره اول کاندیدا شدن خود فکر نمیکرد که رئیس جمهور شود، بنابراین برنامه جدی نداشت و دوره دوم هم گفت:که به اصرار دوستانش آمده است و باز هم برنامه مدونی نداشت. مشکل جدی دولت خاتمی فقدان برنامه و استراتژی مشخص بود به طوری که کابینه دوم او از جمله ضعیفترین کابینه های دولت پس از انقلاب است .” (روزنامه شرق ۶/ ۵/ ۸۴ ص ۶)
“جریان اصلاح طلب در چند سالی که در رأس قدرت بودند، نه برنامه مشخص و دقیقی داشتند و نه استراتژی شان برای ادامه فعالیت ها تعریف شده و نه تعریف مشخصی از خود ارائه داده اند.” (کیهان، ۲۲/۱/۸۳)
” طیف هایی از اصلاح طلبان که به شعارهایشان اعتقاد نداشتند در ظاهر با انحصار طلبی مخالفت و مبارزه می کردند، اما خودشان گرفتار انحصار طلبی، شعار زدگی و خویشاوندگرایی بودند و نقد از درون جبهه دوم خرداد را نمی پذیرفتند.” (کیهان، ۵/۳/۸۱)

ابراهیم اصغر زاده :
“به علت عملکرد بد اصلاح طلبان و ناتوانی سیاستمداران اصلاح‌طلب در سالهای گذشته مردم نسبت به احزاب بی اعتماد هستند.” (روزنامه شرق ۱۳/۲/۸۴ ص۲)
” مردم تا کی می توانند امیدوار باشند که اصلاح طلبان برای رفع مشکلات فرمول ارائه خواهند کرد، اصلاح طلبان برای ساده ترین مسایل مردم چه کار کردند؟ چشم پوشیده اند. کنار گذاشته اند و یا دور زده اند! اصلاح‌طلبان باید میان خود و مردم آشتی ایجاد کنند” (کیهان، ۱۴/۵/۸۰، ص۱۴)
” اصلاح طلبان به قدرت فکر کردند نه مردم” (کیهان، آذر ۸۳، شماره۱۲/۱۸)

محمد نعیمی پور: (رئیس و سخنگوی فراکسیون مشارکت مجلس)
” از نظر این فراکسیون مشکل اصلی مردم آزادی و مردم سالاری است و جناح اصلاح طلب دغدغه و مشکل اصلی مردم را آزادی و مردم سالاری میداند!  و جناح مخالف اصلاحات مشکلات اصلی مردم را وجود فقر و تبعیض و فساد میداند” (رسالت و ایران ۲۵/۲/۸۰)

دکتر کوزه گر: (نماینده مجلس و عضو فراکسیون مشارکت )
” کابینه موجود اگر ضعیفترین کابینه بعد از انقلاب نباشد یکی از ضعیفترین کابینه‌ هاست و مجلس نیز لوایحی را در اولویت قرار میدهد که بوی سیاسی بیشتری دارد و متاسفانه لوایحی که کارگشای مسائل اجتماعی و مردم است کمتر مورد توجه فراکسیونهاست.” (کیهان ۹/۲/۸۱ ص ۲)
” مردم معتقدند که از جریان اصلاح طلبی خیر چندانی ندیده اند.” (رسالت، ۲۸/۲/۸۱، ص۲)

ابوالقاسم حکیمی پور : (دکترای مدیریت توسعه از دانشگاه کالیفرنیا)
” آنها از نظر فکری هارمونی ندارند در همین دوره اخیر، نمازی وزیر امور اقتصاد دارایی در کنار نوربخش رئیس بانک مرکزی بود. کیست که نداند این دو نفر تا چه اندازه در مباحث اقتصادی مقابل هم بوده اند بنابراین شورای اقتصاد با وجود این دو نفر چگونه می توانست مثلاً در مورد نرخ بهره به رای صحیح برسد؟” (روزنامه ایران، ۸ مرداد ۸۰، ص ۵)

حرف‌هایی از این جنس در میان خود اصلاح‌طلبان ، بسیار زیاد است و این‌ها فقط از باب نمونه ذکر شد. بدون توجه به انتقادات و اتهامات بسیار جدی‌تری که متوجه اصلاح‌طلبان است و فقط  با توجه به این مسائل، سوال این است که اصلاح‌طلبان واقعیتی موجود هستند یا اقلیتی موهوم؟