وکیلانه » احمدی نژاد
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها احمدی نژاد

حب و بغض شخصی ، شایع‌ترین عامل سقوط

اسفند ۱۴ام, ۱۳۸۹ دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت | ۱۶۴ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

نقل است که “ورود شرک‌خفی به قلب، همانند حرکت مورچه‌ای سیاه، روی سنگی سیاه، در سیاهی شب است!‌“. حالا که خوب فکر می‌کنم می‌بینم همین تشبیه ‌را در ورود حب و بغض شخصی، در اظهار نظر‌های سیاسیون، صاحب‌نظران، روزنامه‌نگاران، وبلاگ‌نویسان و به طور کلی خواص می‌شود مشاهده کرد.
عامیانه‌اش می‌شود این‌ : “از بغض علی، به عُمر پیوستن”.

واقعیت این است که بغض‌ ِ از سرباز ولایت دکتر احمدی‌نژاد عزیز، بسیاری را به بیراهه‌های خطرناک برده و یا دارد می‌برد. هر چند این یک تحلیل به‌شدت خوش‌بینانه است اما در تحلیل سکوت سال قبل برخی خواص در مقابل فتنه هم می‌شود این امر را رَصد کرد. برخی خواص بی‌بصیرت چون عقل‌شان به شدت دنیا زده شده بود و چشمشان کور، خیال می‌کردند فتنه۸۸ جریانی است در مقابل دولت، و برای همین از بغض علی به عُمر پیوستند و یا لاقل سکوت کردند.
علل زیادی برای خروج هاشمی از صراط مستقیم قابل ذکر است اما نباید از تاثیر بغض وی  در مقابل احمدی‌نژاد غافل بود. همانگونه که نباید از تاثیر عشق ابن‌ملجم به قطام در قتل علی غافل بود!
(نکته‌ی دوم در انتهای همین متن دقیقا درمان همین‌درد است)
اما
هنوز هم هستند کسانی که دارند از ناحیه‌ی بغضی که از احمدی‌نژاد دارند، به حیثیت خودشان ضربه می‌زنند. نامه‌ای که اخیراً‌ دکتر توکلی خطاب به رئیس جمهور نوشته مصداق بارز همین امر است. نماینده‌ی اقتصاد‌دان مجلس که هم‌اکنون باید در تب و تاب تصویب بودجه‌ی مملکت باشد، می‌نشیند و از گفتگوی تلوزیونی رئیس جمهور ایراد بنی‌اسرائیلی می‌گیرد که چرا ۴۵ بار واژه‌ی ایران را تکرار کرده‌اید و این نشان از همان مکتب ایرانی دارد! و یا مشائی را تُنبان عثمان کرده و با تمسک به آن رئیس جمهور را می‌کوبد.
غرض از نوشتن این پست، نقد نامه‌ی احمد توکلی نیست، که دانشطلب در اینــــجا این کار را انجام داده، بلکه هدف من از این نوشته تذکر جدی است به همه‌ی صاحب‌نظران به‌ویژه خود ما وبلاگ‌نویسان است که نقد در همه جا، حتی همین فضای سایبر  هم عامل پیشرفت است اما حب و بغض شخصی در کمین ما نشسته‌ است تا از کوچک‌ترین فرصتی استفاده کرده و به اظهار‌نظرهای ما رسوخ کند و حُب کسی، ما را از نوشتن اشکالش منع کند و گرفتار افراط شویم و یا بغض کسی باعث شود یک‌اشکال را علم یزید کرده و بکوبیم بر سرش و از وادی تفریط بیفتیم.
جنگ سختی‌است این جنگ نرم. لازمه‌ی هر جهادی این است که تو اول از سیم‌خاردار نَفست عبور کنی، اما در جنگ نرم تو بیشتر در خلوت‌ می‌جنگی و چه چیزی بهتر از خلوت برای جولان دادن شیطان.
اندکی به هوای نفس مهلت بدهی کار خودش را کرده و تو را به هلاکت می‌رساند. شیطان است، دشمن قسم‌خورده‌ی ما، شوخی که با کسی ندارد.

و برای همین است که مولای مطهرمان، اولین خط قرمز ورود ما به فضای سیاسی را اینگونه تشریح می‌فرمایند:”بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسى کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیرى شما استفاده کند. این، اصل اول و یک “خط قرمز” است.

یک باری گفتم که ای خاک بر سر آن قلمی که تعداد نوشته‌‌هایش درباره‌ی مشایی بیشتر از نوشته‌هایش در بیان فضایل دولت باشد و حالا هم می‌گویم ای خاک بر سر آن کیبوردی که نوشته‌هایش در بیان غیرت عباسی و دفاع از فضایل بی‌شمار حزب‌الله  لااقل صد‌برابر نوشته‌هایش در نقد برخی‌ اشکالات نباشد!
من نمی‌خواهم الان به وادی مصداق یابی بیفتم، فلذا پایان ببرم این نوشته را با ذکر دو راه‌کار جهت جلوگیری از ورود حب و بغض شخصی در موضع‌گیری‌ها:

اول: تقویت روزانه‌ی اصلی‌ترین فرع دین یعنی تولی و تبری!
یعنی روزانه چک‌کنیم دوست‌داشتن‌هایمان و دشمن‌داشتن‌هایمان را که آیا برای خداست یا برای هواست؟! (قطعا منظورم از دشمنی، دشمنی با امریکا نیست و یا حتی مثلا سران فتنه ، بلکه همین دوست و دشمنی‌های ریز را می‌گویم!)

دوم: خلاص شدن از خامی!
هر کس روزانه مدتی در برابر خورشید بایستد بلاشک پخته خواهد شد. چرا اینهمه تاکید بر زیارت معصومین با آن سلام‌های گاها طولانی شده؟ آیا جز این است که ما مدت بیشتری در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار بگیریم؟
و البته کیست که نداند زیارت  روزانه‌ی فرمایشات و فرامین مولای مطهرمان خامنه‌ای اگر بالاتر از زیارت حرم معصومین نباشد هرگز کمتر از آن نیست!

چند نکته از هزار (پیرامون خطبه‌ی امروز “حضرت آقا”)

بهمن ۱۵ام, ۱۳۸۹ دسته ره‌بر حکیم انقلاب, سیاست خارجی | ۱۱۷ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

دلم شاد شاد است. سرشار از غرور. و چرا شاد نباشد که رهبری دارم از جنس نور، از تبار ظهور، و به قداست حضور. ودیعه الله است که خدا برای امت آخر الزمان نگه داشته. سلام بر تو ای خامنه‌ای.
ای هدیه‌ی خدا به ما. فدای سه ذکر کامل رکوعت مولا جان. خدا تو را نه فقط برای ما که برای مستضعفین جهان نگه داشته بود و تو چه خوش می‌درخشی ای خورشید آخر الزمان.
وقتی تو که نائبی این همه دلربایی و با دیدنت دل بیقرار اشک می‌بارد، چه می‌کند با دل ما ظهور منتقم زهراء

این روزها چقدر تشنه‌ی این خطبه‌ بودیم.
شکر که  آب حیات به ما لب تشنگان رسید. خدایا تو را هزاران بار شکر که راه‌بر داریم./



در خصوص خطبه‌ی امروز گفتنی‌ها زیاد است اما چند نکته‌ به ذهنم می‌رسد که عرض می‌کنم:‌

۱) اول از همه یک حرفی را می‌خواهم بگویم. آن اینکه بلاشک مولای مطهر ما فصیح‌ترین بیان و سدید‌ترین قول را دارند. از قبل از ولایتش اینگونه بود. حتی از پیش از انقلاب. همه ‌می‌دانند سخنران بلامناضع انقلاب آسیدعلی خامنه‌ای ، این عزیز دل خمینی بود. روشن، واضح، جامع و مانع سخن می‌فرماید. اما نکته‌ی شگفت انگیز امروز، اشراف و فصاحت بیان مولا در خطبه‌ی عربی بود. یاللعجب! هر کس به ادبیات عرب آشنایی دارد، می‌داند چه می‌گویم. بیان عربی مولا، شگفت انگیز بود و چه شیوا و بلیغ همچون جدش اسدالله الغالب سخن می‌راند. استفاده از بلیغ‌ترین کلمات و چینش آنها در کنار هم و ممزوج شدن این امر با ادای شیوای حروف و لغات دلبری می‌کرد.  این نکته بسیار برایم جالب بود.و خدا  چه خوب می‌داند ودیعه‌اش را در سینه‌ی پر سکینه‌ی چه کسی قرار دهد.

۲) مدتی قبل دکتر کوشکی در سایت الف حرفی را بیان کردند (اینجا) که به گمانم بیشتر از همه توهین به ملت‌های قیام کرده بود و ماحصل آن این جمله‌ی غلط که “مردم مصر و غیره می‌دانند چه نمی‌خواهند ولی نمی‌دانند چه می‌خواهند!” در حالی که ما می‌دیدیم که اول بار که مردم فضا پیدا کردند، نماز برپا کردند، حجاب استفاده کردند، شعار الله اکبر سر دادند. اصلی‌ترین مبارزان هم که  اسلام‌گرایان هستند.
امروز هم در جای جای فرمایشات، بویژه در بخش عربی، مولای مطهر تاکید فراوان داشتند بر انگیز‌های مقدس قیام ملت‌های عربی بویژه مصر. که این قیام‌ها،‌ انفجاری‌ست  در پاسخ به تحقیر شدن‌ها. و لایه‌های اسلامی آنرا نشان داده و فرمودند که از مساجد شروع شده. حتی در جایی به صراحت اشاره فرمودند که  برخی می‌خواهند آنرا محدود به مسائل اقتصادی کنند. و فرمودند :”
در تحلیلهای جهانی سعی می کنند عامل اصلی این قیامها ندیده گرفته شود…انگیزه اصلی اسلام خواهی ست…
خواستم بگویم ایکاش برخی‌ها از ژست دیپلماتیک خارج شده و به آرمان‌های انقلاب بازگردند نه اینکه خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن بریزند.

۳) بنا به مقتضیات؛ غالب فرمایشات معطوف به مسائل بین الملل بود. اما هر کجا از مسائل داخلی سخن به میان آمد و از ویژگی‌های انقلاب فرمودند،‌ می‌شد به وضوح جای پای دولت خدمتگزار را پیدا کرد. از خودکفایی در بنزین گرفته تا قضایای هسته‌ای و سهام عدالت و ساده زیستی مسولین و هدفمندکردن یارانه‌ ها.
خواستم عرض کنم به برخی‌ها که ایکاش بجای نقطه‌های ناچیز و غیرمهم، همچون مولا ، این  نکته‌ی مهمِ در راه ولایت  و آرمان‌های انقلاب بودن ِ دولت را ببینند. و اینکه این دولت و شخص دکتر احمدی‌نژاد عزیز، جان برکف‌ترین و مطیع‌ترین و کارآمدترین سرباز پابرهنه‌ی آقاست. برخی‌ها بیخودی رجز نخوانند که دلمان برای حمایت‌های آقا از دولت تنگ شده! لطف فرموده از مرکب غرور پایین آمده و  دلتان برای بصیرت و تواضع خودتان تنگ شود! تا شاید توفیق دفاع از ولایی ترین دولت انقلاب نصبیتان شود.

۴)‌ عادت همیشگی تبلیغات‌چی‌های دشمن است که با دست و پا زدن و تمسک بر هر مستمسکی حرف خود را جایگزین واقعیت کنند. و جالب اینجاست که گاهی آنقدر دستپاچه می‌شوند که تمام آبروی رسانه‌ای خود را مصروف می‌کنند.
سخنان روشنگرانه‌ی دیروز مقام معظم رهبری بسیار مورد توجه قرار گرفت. بخصوص بخش‌هایی که در مورد تغیر موضع کشورها‌ی غربی و امریکا در قبال دیکتاتورها بود. از جمله در ایـــــــنجا+
اما تبلیغات‌چی‌ها با بزرگ جلوه دادن موضوعاتی، کاری می‌کنند که بخش‌های اصلی سخنان دیده نشود.
قضیه‌ی دروغین بیانه‌ی اخوان المسلمین هم از این جمله است. نیم خط خبری که در یکی از سایت‌های وابسته به اخوان المسلمین بدون ذکر نقل کننده‌ی آن بیان شده ایــــــنجا+ را ترجمه‌ی دروغی کرده و در بوق و کرنا می‌کنند!
غافل از اینکه دیگر این حنای آنها رنگی ندارد. و کسی اسیر این ترفند‌ها نمی‌شود.
و
اکنون دیگر کیست که نداد این خبرسازی ها نشان دهنده عمق نگرانی آمریکا و صهیونیست ها از تاثیر تعیین کننده‌ی حمایت قاطع ایران اسلامی از انتفاضه مصر و در حکم آخرین ترفندهای عملیات روانی آنها برای حفظ مبارک است. اما نمی‌دانند که جا الحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقا…./ و قطعا این مکر آنها همانگونه که مولای مطهر اشاره فرمودند مانند قضایای هسته‌ای و غیره به خودشان باز خواهد گشت. و مکرو و مکرالله و الله خیر الماکرین…

آقایان هاشمی/علی‌لاریجانی/توکلی، ما می‌فهمیم!

بهمن ۷ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۵۲ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

خطاب به خودمان نوشت! :

قبل از شروع نوشته لازم است چند خطی خطاب به خودمان بنویسم. این خودمان که می‌گویم منظور هر آنکسی است که دستی در روشنگری دارد و در حال مبارزه در جنگ نرم است و البته لزوماً قشر خاصی از رزمندگان را شامل نمی‌شود. بلکه علی الظاهر همه‌ی ما اینگونه هستیم که به دفاع بیشتر آشنایی داریم تا حمله!
اساسا قابلیت‌های ما در وقت دفاع نمایان می‌شود، حتی با اندکی مسامحه شاید بتوان گفت که فکر می‌کنیم ما برای دفاع آفریده شده‌ایم! یک باری هم نوشته بودم “خودکوچک پنداری ، معضل حزب اللهی ها
کلهم غافل هستیم از اینکه بهترین دفاع حمله است و قانون نانوشته‌ی جنگ این است که اگر گل نزنی، قطعا گُل خواهی خورد!
چیز سختی نیست، کاملا واضح است و بدیهی که وقتی به اندازه‌ی بال مگسی هم موفقیت‌های خود را نبینیم باید بیاییم به حرفهای نامربوط آقایان جواب بدهیم! بجای اینکه ما حمله کننده باشیم، باید بیایم در مقام دفاع قرار بگیریم!
“تونس” توانست زلزله‌ای در جهان عرب راه بیندازد. مصر، یمن و بسیاری از کشورهای عربی دیگر برخواسته‌اند برای قیام. و آیا این همان صدور انقلاب ما نیست؟ چرا در برابر آن ساکت مانده ایم؟ چرا روشنگری نمی‌کنیم؟ آیا اینها صدای پای ظهور نیست؟
مسائل خارجی را بی‌خیال. چَشم. به وظیفه‌ی داخلی خود عمل کرده ایم؟
آقایان، روزنامه نویسان، بلاگرها، جناب رسانه‌ی ملی،‌‌ آیا برای شما کسر شان دارد دو کلمه بگویید از موفیقت بی‌نظیر دولت  در خصوص طرح هدفمند کردن یارانه ها؟‌ دیگر موفیقت‌های دولت را چه؟ بیان کرده ایم؟
شخص دکتر احمدی‌نژاد این سرباز پابرهنه و جان برکف سیدعلی  را چه ؟‌ تجلیل کرده ایم؟ آقایانی که گلو چاک می‌دهید برای عزل جناب متکی ، دو کلمه هم در بیان فضایل بیشمار شخص دکتر احمدی‌نژاد، این مظلوم‌ترین ریئس جمهور بنویسید والله بجایی برنمی‌خورد. نکند دیگر کسر شان دارد برایتان که ستاد مردمی مردی از جنس مردم باشید!!!
و حالا که در برابر این همه عظمت انقلاب چه در داخل و چه در خارج سکوت کرده ایم، نوش جانمان ، حق‌مان است، که هاشمی نطقش باز شود و پافشاری کند بر افکار لیبرالیستیش در نماز جمعه و  توکلی هم نفهمد رطب خورده کی تواند منع رطب کند و بیاید به هشدار دادن به خادم ملت که کشمکش سیاسی جدید راه نینداز و از آن سو نیز جناب علی لاریجانی تکمیل پازل کند.
کوتاه کنم :
ای خاک بر سر آن قلمی که تعداد نوشته‌‌هایش در نقد مشایی بیشتر از نوشته‌هایش در بیان فضایل دولت باشد! و همان قلم‌های غافل هستند که اجازه بازی با افکار را به امثال احمد توکلی می‌دهند!

تفکرات مرحوم علی شریعتی را نمی‌پسندم اما ایشان جمله‌ای دارد که عجیب به کار این روزها می‌آید : ”علت اصلی را باید در درون جستجو کرد.تا لانه نباشد استعمار در آن نمی تواند تخم بکند!

و این روزها آقایان خواسته یا ناخواسته لانه می‌سازند برای استعمار! هاشمی رفسنجای این مغضوب ملت، این تاجر سیاسی ورشکسته بجای اینکه برگردد به باغ پسته آمده به رجز خوانی برای ما. چه ‌می‌دانم، شاید هوس سیلی کرده که می‌گوید بر سخنان خود در نمازجمعه ایستاده!
چون سخنانش در نماز جمعه بیشتر از هر چیز بوی تعفن لیبرالیسم می‌داد تا بوی اسلام ناب محمدی!
و این روزها که فتنه خاموش شده اگر نگاهی دوباره بیندازیم به آن خطبه‌ی کذایی خواهیم دانست که عمل به راهکارهای او ما را به چه ورطه‌ای از هلاکت می‌رساند. المنت لله که ما راه‌بری علوی تبار داریم!

آقای هاشمی، بابای مهدی و فائزه!‌
شما بر سخنان خود تاکید کن و ما هم بر حرف خود تاکید می‌کنیم که سخنانتان در آن جمعه، رقص مکارانه‌ی شما بود به ساز غرب و در آن جمعه ‌بی‌بی‌سی پرشن بجای هاتبرد ،ترانسپوندر ۷۷، برنامه‌های خود را از تریبون نماز جمعه پخش کرد!‍

ادامه دارد….

آهای اصلاح طلب ،‌ ما منتقم بغض ۲۹ خرداد هستیم

دی ۲۵ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۶۹ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

اول نوشت:

من از سران فتنه بی‌زارم/ من از خواص بی‌بصیرت متنفرم/ من هیچ نسبتی با آن وبلاگ نویسانی که اخیرا قلمشان، زبان دیپلماسی شده ندارم./ من از دیپلماسی بازی بدم می آید.

من تشنه‌ی زبان رک پابرهنه هایم./ من خودم یک پابرهنه‌ی مستضعفم./ من کف پایم تاول زده از بس هروله کرده ام به عشق مولایم حسین./ من قلمم قلمه زده شده از رگ‌های خونین بازوان قلم عباس./ ابر غیرت بالای قلمم گریه می کند./ ادعایی ندارم /اما آنقدر مادر مادر مادر گفته‌ام که بوی خوش یاس گرفته‌ام./ علی اصغر قبول کند وبلاگم شده است شعبه‌ای از نهر علقمه/ و هدفش رسانیدن آب است به رقیه./ قلم که می‌زنم به هیچ چیز فکر نمی کنم الا چشمان منتظر رقیه./ ای اُف بر آنکسی که دکمه‌های کیبورد را بفشرد بدون نگاه به چهره‌ی منتظر آب رباب …..

تودهنی نوشت :

من رک هستم. حرفم را دندان نمی‌زنم. خاتمی و هر مفسد طلب بل هم اضل دیگری غلط کرده برای ما شرط می گذارد. اصلاح‌طلب به قبر گور به گور شده‌ی صدام خندیده که حرف از حق حضور در انتخابات آتی می‌زند. هرزه‌های وطن فروشی اصلاح طلب نام و مفسدطلب مسلک هیچ حقی در این مملکت ندارند. آنها حتی حق انتخاب نوع اعدام خویش را هم ندارند. چوبه‌ی طناب دار، تنها میز مذاکره‌ی ما با آنان است. من کاری به کار خواص بی‌بصیرت ندارم. به من ربطی ندارد آن وبلاگ نویسانی که اخیر دیپلمات شده‌اند و  آهسته آهسته خط قرمز‌ها را رد می کنند برای خود چه نوع تحلیل آبدوغ خیارکی می کنند. من به عنوان ارگان رسمی غیرتم و به نمایندگی از نهاد شرافتم خوب می دانم جواب این هرزه‌های سیاسی را بدهم. اگر بنای به مذاکره‌ای هم باشد اصلا طرف مذاکره کننده ما ملت هستیم نه یک مشت خواص بی‌بصیرت. شلاق‌های برخی‌ها را باد مصلحت آورده و اشتباهی بجای کمر رقاصه‌های سیاسی به کمر بچه‌های بسیجی خوابانده.

اما بدون عرض پوزش این یک قلم توفیر دارد. اگر بنای بر مذاکره باشد، بدون اجازه طرف مذاکره کننده ما ملت هستیم. فقط ما ملت. آخر ما ملت حسابی بدهکار این اصلاح طلب‌ها هستیم. نفری یک سیلی حیدری بیخ گوش اصلاح طلبان بدهکاری داریم. زشت است بیش از این وقفه افتد در وصول طلب. دست ما باید به صورت تک تک آنها آشنا شود. از مفسده‌ جویی های ۸ ساله‌ی آنان به اندازه‌ی سانت به سانت مانتوهای کوتاه شده‌ی دختران نجیب وطنم، ما به شخص محمد خاتمی سیلی بدهکاریم. به دلیل خوش رقاصی‌های سیاسی آنها نزد هیلاری نیز ما به آنها سیلی بدهکاریم. ما خیلی بدهکاریم. خیلی. من نشسته ام و همه را یکی یکی محاسبه کرده ام. من حقوق دان نیستم اما یک دهه از عمرم را حقوق خوانده ام. مجموع این سیلی ها روی هم فقط یک کلام است: اعدام با طناب دار. والســـلام.

آقایی که فردا میخواهی وبلاگ من را فیلتر کنی، قبل از فیلتر کردن به دوستان حقوقدانت بگو نگاهی به مواد ۵۱۳ تا ۵۱۸ قانون مجازات اسلامی، جرایم علیه امنیت ملی، بیاندازند. من به عنوان یکی از شاکیان این مفسدین فی الارض تنها تقاضای اشد مجازات کرده ام. البته اشد مجازات از منظر ما اعدام نیست. اعدام تنها پلی است که این خائنین را به آن دنیا نزد عمو عباس می فرستد! تنها دست حیدری عباس می تواند حساب آنها را تصفیه کند. این دنیا ظرفیت مجازات آنها را ندارد. من چون قلمم وصل است به صاحبان اصلی این انقلاب،  زاغه نشینان پابرهنه البته این را هم باید بگویم که اصلاح طلبان علاوه بر همه‌ی مفاسدشان به تک تک رقیه‌هایی که پا برهنه در صحرای فقر دویده اند هم باید جوابگو باشند!

آری محمد خاتمی و شرکا، این است وضعیت شما نزد ما ملت. شما چه بخواهید و چه نخواهید منفورترین اپوزسیون این نظام هستید. چندش آور ترین منافقانی که انقلاب به خود دیده.آیا باز هم هوس بازگشت به نظام را کرده اید؟‌ کدام نظام؟ همانی که طاغوت خواندیدش؟ کدام قانون اساسی؟ همانی که جُفت جُفت به آن جُفتک انداختید؟ کدام مردم؟ همانی که داغ جوانانشان را بر دلشان گذاشتید؟ کدام انتخابات؟‌ همانی که لجن مالش کردید؟ کدام رقابت؟ همان رقاصی های شما در ایام قبل از انتخابات؟ کدام سلامت انتخابات؟ کدام دموکراسی؟  همان نوع اعتراض شما به نتایج انتخابات که بیشتر به بربریت های عصر حجر و غارنشینی می ماند؟

نه آقای منافق، نه خانوم فتنه!
حقیقت این است که شما خیلی عقب هستید. شما ظاهرا از سگ اصحاب کهف هم بیشتر خوابیده اید. البته بلانسبت این حیوان نجیب که چند روزی پی آدم گرفت و آدم شد. شما اما هنوز قصد ندارید آدم شوید. خواب مانده اید و خبر ندارید که در انتخابات بعدی رقابت بین خادمان به این ملت است نه بین خائینان به ملت!‌ شما را چه به انتخابات مقدس نظام جمهوری اسلامی. شما جایگاه خود را در مزبله های تهوع آور اپوزوسیون مقدس ترین حکومت دنیا جستجو کنید. شاید کنار دست گوگوش و سروش جایی هم برای شما پیدا شد. آقای نفهم بفهم!  شما در هیچ کجای این انقلاب جایی ندارید. تنها جایگاه شما در این نظام بالای طناب دار است. ما عجله‌ای نداریم چون می‌گویند مصلحت نیست. اما هر موقع اراده کردید طناب دار ما آماده است، بسم الله …..

من وبلاگ نویس دیپلمات نیستم.من داغ خطبه‌های نائب المهدی به دل دارم. من منتقم بغض ۲۹ خردادم!‌ سوز روضه‌ی ۲۹ خرداد هنوز در گوشم هست. مادر من مادر یک شهید است. من منتقم اشک های مادرم هستم که ۲۹ خرداد ۸۸  همزمان با صدای مظلومیت نائب المهدی بر گونه هایش جاری شد.  پدر من بابای یک شهید است. بابای خواهرم مهدیه که گمنام و مظلوم به شهادت رسید. محال است فراموش کنم حال پدرم را  وقتی که مولا می فرمود: “ ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و درراه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد.
سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما؛ صاحب ما توئی؛صاحب این کشور توئی، صاحب این انقلاب توئی، پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعای خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانی بفرما.
“همین زمان مادرم اشک می ریخت و بابای مهدیه با دست به پیشانی می‌زد.  من آمده ام انتقام اصابت آن دست به پیشانی را بگیرم.  برای ما دم از بازگشت به نظام می‌زنید؟ زهی خیال باطل.  خیلی عقب هستید، خیلی. من  تا انتقام بغض ۲۹ خرداد را از تکاتک شما نستانم مرگ را هم برای شما آرزو نمی کنم . شما باید زجر کش بشوید. موسویین! خاتمی، و سایر شرکاء، ما این انتقام را از تکاتک شما خواهیم ستاند. اما تو ای کروبی،‌تو چندش آورترین انسانی هستی که من دیده ام. حالم از تو بهم میخورد.  تو حتی لایق خشم مقدس ما هم نیستی. تو تنها حق داری دلقک ما باشی. حرف بزن تا ما بخندیم. البته پشت این خنده ها نقره داغت می کنیم با بی توجهی!‌

تمامی اصلاح طلبان عرض تاریخ!‌به اندازه‌ی دکمه‌ی کاپشن دکتر احمدی نژاد عزیز هم به این ملت خدمت نکرده اند. دکمه‌ی کاپشن زیبای دکتر عزیز بیش از ۸۰ سفر پربرکت  استانی در کارنامه‌ی خود دارد اما نخ عبای وطن فروش شما چند سفر خائنانه‌ به مقصد جرج سورس و رفقا را در کارنامه دارد؟‌ برای ما دم از انتخابات نزنید که دندان تان را خُرد می کنیم.

حرف آخر یک کلام، تنها مذاکره‌ی ما ملت با آنکه قلب رهبرمان را شکسته این است که گردنش را خُرد کنیم. ما عجله‌ای برای این کار نداریم اما هر موقع شما اراده‌ی بازگشت به نظام کنید بازوان عباسی ما آماده است …. بسم الله ….

صفحه 4 از 41234