وکیلانه » احمد توکلی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها احمد توکلی

“شریعتمداری” ، “توکلی” پیوندتان مبارک !!

بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, درون گفتمانی | ۴۶ دیدگاه »

جناب آقای توکلی و بخصوص حاج حسین شریعتمداری را به عنوان کسانی که دلشان برای انقلاب می‌تپد و دلسوز هستند قبول دارم و منکر فعالیت‌ها و تلاش هیچیک از این بزرگواران نمی‌شوم. در عین حال ذهنم به گونه‌ایی پروش یافته که هیچ‌کس را وحی منزل نداند و حرف حق را از گوینده‌ی "زشت" بپذیرد و نسبت به حرف ناحق از گوینده‌ی "زیبا" اِرور بدهد.  امیدوارم همین دو خط و اطلاع از سوابق تفکراتی من، این نوشته را بی‌نیاز کند از مقدمه‌ایی طولانی‌ برای توضیح اینکه تذکر اشتباه یکسری افراد انکار سایر فعالیت‌هایشان نیست.

اما قصه چیست؟‌
امروز جناب آقای شریعتمداری در یادداشت روز کیهان(+)، و تیم جناب آقای توکلی در مطلبی در سایت‌ منصوب به ایشان،(+) در واکنش به افزایش نرخ سکه و ارز مشترکاً نتیجه ایی را به خواننده القاء کردند که به نظر شخصی من به عنوان یک مخاطب به شعبده‌بازی شبیه است تا تحلیل!!

چیکده‌ی این دو مطلب این‌ است که: "جریان انحرافی معتقد است کشور در شرایط "شعب ابی‌طالب" قرار دارد و باید با امریکا مذاکره کند به همین دلیل تعمداً با بالابردن ناگهانی نرخ سکه و ارز قصد دارد تا نظام را وادار به مذاکره با امریکا کند!!"

در این خصوص چند نکته به ذهنم می‌رسد:
۱) علی‌القاعده برای بیان هر اتهام و یا فرضیه‌ایی باید مستندات یا اِلمان‌هایی لااقل برای اقناع ذهن مخاطب بیان شود. اما ظاهراً برادارن توکلی و شریعتمداری در بستن اتهام به ریشِ سفیدِ ریس جمهور قانونی این مملکت خود را بی‌نیاز از هر دلیل می‌بینند و همین‌که در ذهن ایشان فرضیه‌ایی مطرح شود آنرا به عنوان اصل به مخاطب خود قالب می‌کنند. بدون توجه به اینکه خود همین دوستان تا پیش از این دولت را به خاطر بیان امریکا در حال فروپاشی است و ایران در حال رشد در نیویورک، متهم به توهم می‌کردند!

۲) آقای حسین شریعتمداری دلیلشان را گفته‌ی آقای بهمنی می‌دانند که قبل از فرمایشات ره‌بر انقلاب گفته بود. "باید جامعه را به نحوی اداره کنیم که بتوانیم دو سال خود را حفظ کنیم گویا در شعب ابیطالب گرفتار شده ایم"(+) و به راحتی یک آب خوردن ره‌بر انقلاب را مصادره به مطلوب کرده و فرمایش ایشان که صراحتاً بیانی است در تقابل با "روسیاهان بدمحاسبه‌گر" مبتنی بر بدر و خیبری بودن شرایط را تقابل و واکنش ره‌بر انقلاب به این تفکر  در دولت (!) می‌انگارند و باقی ماجرا را تا تعمدی بودن بالابردن نرخ ارز و سکه کش می‌دهند.  اگر بنا به این دودوتاهشت‌تای آقای شریعتمداری باشد که بارها و بارها از زبان بسیاری از دلسوزان نظام از جمله آقای جنتی در واکنش به تحریم‌ها یادآوری سختی‌های "شعب ابی‌طالب" مطرح بوده است! پس همگی آن دلسوزان در بالابردن نرخ سکه و ارز دستی دارند لابد؟! (+)

۳) تیم جناب آقای توکلی هم سکوت(!) دولت را دستمایه قرار داده و نتیجه گرفته اند گروه انحرافی تعمداً قیمت‌ها را بالا برده. از اینکه آقایان سکوت رسانه ایی را با عدم فعالیت برای کاهش قیمت یکی دانسته اند اگر بگذریم، من هم به عنوان یک شهروند سکوت رسانه ایی را عامل نگرانی بیشتر مردم می‌دانم. اما در عین حال درصدی در ذهن خود احتمالی را فرض می‌کنم مبنی بر اینکه دولت تمام تلاش خود را دارد انجام می‌دهد (+)(+) اما به دلیل مظلومیت مطلق دولت در رسانه های  داخل و خارج، شاید هرگونه بیانی به تشنج بیشتر بیانجامد. و از این‌هم اگر بگذریم بنا بر چه اساسی آقایان معتقدند هرکس در مورد کاری سکوت کرده باشد پس نتیجه می‌گیریم خودش آنرا انجام داده؟

۴) فرض اینکه دولت از افزایش نرخ طلا و ارز سود می‌کند درست مثل این است که بازپرس یک قتل به عنوان یک فرضیه مطرح کند چون پدر از کشته شدن پسر کاملاً عزیزش مقداری ناچیز دیه از بیمه نصیب‌ش می‌شود پس لابد پدر قاتل است!!
آقایان چگونه چشم خود را می‌بندند بر تضرر هزاران برابر بیشتری دولت از این افزایش؟ ضربه به تولید کنندگان، جنبه‌ی روانی این افزایش قیمت‌ها نزد مردم، کاهش سرمایه گذاری‌ها، افزایش هزینه‌ی واردات و.. و.. و (بحث تخصصی عدم این ارتباط را در اینجا بخوانید)

۵) در حالی که همه‌ی ناظران منتظر ادامه‌ی افزایش شدید قیمت‌ها در روز چهارشنبه بودند، نه تنها افزایشی در کار نبود، بلکه قیمت سکه به سرعت در حال پایین آمدن است(+) و جناب آقای بهمنی هم وعده‌ی تک نرخی شدن دلار در ۴۸ ساعت آینده را داده اند.(+). من فکر نمی‌کنم اوضاع گل و بلبل شده فقط می‌دانم رشته‌های آقایان پنبه شد!! واکنش امروز کیهان و الف من را یاد یادداشت آن روزنامه‌ایی انداخت که چند سال قبل سخنرانی انجام نشده‌ی دکتر احمدی نژاد را نقد کرده بود! لابد آقایان به فکرشان هم خطور نمی‌کرد که علیرغم همه‌ی پیش‌بینی‌ها مبنی بر ادامه‌ی روند افزایش قیمت‌ها، چهارشنبه چنین اتفاقی بیفتد.

۶) حدیثی هست که "دوست داشتن بیش از حد یک چیز انسان را کر و کور می‌کند" حتماً برعکس آن هم صادق است که دشمنی بیش از حد هم کور و کر می‌کند.  خدایی هست!! قیامتی هست، سوال و جوابی هست. ایکاش برخی‌ها این را بفهمند.

۷) تیتر؛ مقابله به مثلی است به سبک خود آقایان. بازنشر این مطلب در رسانه‌های پاک کننده‌ی آقای مشایی حرام است!

مطالب مرتبط :
پاسخ به ۵ سوال مرتبط با تحریم نفت ایران
  بغضی که باز هم سایت “الف” را وادار به بی‌اخلاقی رسانه‌ایی کرد

حب و بغض شخصی ، شایع‌ترین عامل سقوط

اسفند ۱۴ام, ۱۳۸۹ دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت | ۱۶۴ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

نقل است که “ورود شرک‌خفی به قلب، همانند حرکت مورچه‌ای سیاه، روی سنگی سیاه، در سیاهی شب است!‌“. حالا که خوب فکر می‌کنم می‌بینم همین تشبیه ‌را در ورود حب و بغض شخصی، در اظهار نظر‌های سیاسیون، صاحب‌نظران، روزنامه‌نگاران، وبلاگ‌نویسان و به طور کلی خواص می‌شود مشاهده کرد.
عامیانه‌اش می‌شود این‌ : “از بغض علی، به عُمر پیوستن”.

واقعیت این است که بغض‌ ِ از سرباز ولایت دکتر احمدی‌نژاد عزیز، بسیاری را به بیراهه‌های خطرناک برده و یا دارد می‌برد. هر چند این یک تحلیل به‌شدت خوش‌بینانه است اما در تحلیل سکوت سال قبل برخی خواص در مقابل فتنه هم می‌شود این امر را رَصد کرد. برخی خواص بی‌بصیرت چون عقل‌شان به شدت دنیا زده شده بود و چشمشان کور، خیال می‌کردند فتنه۸۸ جریانی است در مقابل دولت، و برای همین از بغض علی به عُمر پیوستند و یا لاقل سکوت کردند.
علل زیادی برای خروج هاشمی از صراط مستقیم قابل ذکر است اما نباید از تاثیر بغض وی  در مقابل احمدی‌نژاد غافل بود. همانگونه که نباید از تاثیر عشق ابن‌ملجم به قطام در قتل علی غافل بود!
(نکته‌ی دوم در انتهای همین متن دقیقا درمان همین‌درد است)
اما
هنوز هم هستند کسانی که دارند از ناحیه‌ی بغضی که از احمدی‌نژاد دارند، به حیثیت خودشان ضربه می‌زنند. نامه‌ای که اخیراً‌ دکتر توکلی خطاب به رئیس جمهور نوشته مصداق بارز همین امر است. نماینده‌ی اقتصاد‌دان مجلس که هم‌اکنون باید در تب و تاب تصویب بودجه‌ی مملکت باشد، می‌نشیند و از گفتگوی تلوزیونی رئیس جمهور ایراد بنی‌اسرائیلی می‌گیرد که چرا ۴۵ بار واژه‌ی ایران را تکرار کرده‌اید و این نشان از همان مکتب ایرانی دارد! و یا مشائی را تُنبان عثمان کرده و با تمسک به آن رئیس جمهور را می‌کوبد.
غرض از نوشتن این پست، نقد نامه‌ی احمد توکلی نیست، که دانشطلب در اینــــجا این کار را انجام داده، بلکه هدف من از این نوشته تذکر جدی است به همه‌ی صاحب‌نظران به‌ویژه خود ما وبلاگ‌نویسان است که نقد در همه جا، حتی همین فضای سایبر  هم عامل پیشرفت است اما حب و بغض شخصی در کمین ما نشسته‌ است تا از کوچک‌ترین فرصتی استفاده کرده و به اظهار‌نظرهای ما رسوخ کند و حُب کسی، ما را از نوشتن اشکالش منع کند و گرفتار افراط شویم و یا بغض کسی باعث شود یک‌اشکال را علم یزید کرده و بکوبیم بر سرش و از وادی تفریط بیفتیم.
جنگ سختی‌است این جنگ نرم. لازمه‌ی هر جهادی این است که تو اول از سیم‌خاردار نَفست عبور کنی، اما در جنگ نرم تو بیشتر در خلوت‌ می‌جنگی و چه چیزی بهتر از خلوت برای جولان دادن شیطان.
اندکی به هوای نفس مهلت بدهی کار خودش را کرده و تو را به هلاکت می‌رساند. شیطان است، دشمن قسم‌خورده‌ی ما، شوخی که با کسی ندارد.

و برای همین است که مولای مطهرمان، اولین خط قرمز ورود ما به فضای سیاسی را اینگونه تشریح می‌فرمایند:”بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسى کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیرى شما استفاده کند. این، اصل اول و یک “خط قرمز” است.

یک باری گفتم که ای خاک بر سر آن قلمی که تعداد نوشته‌‌هایش درباره‌ی مشایی بیشتر از نوشته‌هایش در بیان فضایل دولت باشد و حالا هم می‌گویم ای خاک بر سر آن کیبوردی که نوشته‌هایش در بیان غیرت عباسی و دفاع از فضایل بی‌شمار حزب‌الله  لااقل صد‌برابر نوشته‌هایش در نقد برخی‌ اشکالات نباشد!
من نمی‌خواهم الان به وادی مصداق یابی بیفتم، فلذا پایان ببرم این نوشته را با ذکر دو راه‌کار جهت جلوگیری از ورود حب و بغض شخصی در موضع‌گیری‌ها:

اول: تقویت روزانه‌ی اصلی‌ترین فرع دین یعنی تولی و تبری!
یعنی روزانه چک‌کنیم دوست‌داشتن‌هایمان و دشمن‌داشتن‌هایمان را که آیا برای خداست یا برای هواست؟! (قطعا منظورم از دشمنی، دشمنی با امریکا نیست و یا حتی مثلا سران فتنه ، بلکه همین دوست و دشمنی‌های ریز را می‌گویم!)

دوم: خلاص شدن از خامی!
هر کس روزانه مدتی در برابر خورشید بایستد بلاشک پخته خواهد شد. چرا اینهمه تاکید بر زیارت معصومین با آن سلام‌های گاها طولانی شده؟ آیا جز این است که ما مدت بیشتری در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار بگیریم؟
و البته کیست که نداند زیارت  روزانه‌ی فرمایشات و فرامین مولای مطهرمان خامنه‌ای اگر بالاتر از زیارت حرم معصومین نباشد هرگز کمتر از آن نیست!

آقایان هاشمی/علی‌لاریجانی/توکلی، ما می‌فهمیم!

بهمن ۷ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۵۲ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

خطاب به خودمان نوشت! :

قبل از شروع نوشته لازم است چند خطی خطاب به خودمان بنویسم. این خودمان که می‌گویم منظور هر آنکسی است که دستی در روشنگری دارد و در حال مبارزه در جنگ نرم است و البته لزوماً قشر خاصی از رزمندگان را شامل نمی‌شود. بلکه علی الظاهر همه‌ی ما اینگونه هستیم که به دفاع بیشتر آشنایی داریم تا حمله!
اساسا قابلیت‌های ما در وقت دفاع نمایان می‌شود، حتی با اندکی مسامحه شاید بتوان گفت که فکر می‌کنیم ما برای دفاع آفریده شده‌ایم! یک باری هم نوشته بودم “خودکوچک پنداری ، معضل حزب اللهی ها
کلهم غافل هستیم از اینکه بهترین دفاع حمله است و قانون نانوشته‌ی جنگ این است که اگر گل نزنی، قطعا گُل خواهی خورد!
چیز سختی نیست، کاملا واضح است و بدیهی که وقتی به اندازه‌ی بال مگسی هم موفقیت‌های خود را نبینیم باید بیاییم به حرفهای نامربوط آقایان جواب بدهیم! بجای اینکه ما حمله کننده باشیم، باید بیایم در مقام دفاع قرار بگیریم!
“تونس” توانست زلزله‌ای در جهان عرب راه بیندازد. مصر، یمن و بسیاری از کشورهای عربی دیگر برخواسته‌اند برای قیام. و آیا این همان صدور انقلاب ما نیست؟ چرا در برابر آن ساکت مانده ایم؟ چرا روشنگری نمی‌کنیم؟ آیا اینها صدای پای ظهور نیست؟
مسائل خارجی را بی‌خیال. چَشم. به وظیفه‌ی داخلی خود عمل کرده ایم؟
آقایان، روزنامه نویسان، بلاگرها، جناب رسانه‌ی ملی،‌‌ آیا برای شما کسر شان دارد دو کلمه بگویید از موفیقت بی‌نظیر دولت  در خصوص طرح هدفمند کردن یارانه ها؟‌ دیگر موفیقت‌های دولت را چه؟ بیان کرده ایم؟
شخص دکتر احمدی‌نژاد این سرباز پابرهنه و جان برکف سیدعلی  را چه ؟‌ تجلیل کرده ایم؟ آقایانی که گلو چاک می‌دهید برای عزل جناب متکی ، دو کلمه هم در بیان فضایل بیشمار شخص دکتر احمدی‌نژاد، این مظلوم‌ترین ریئس جمهور بنویسید والله بجایی برنمی‌خورد. نکند دیگر کسر شان دارد برایتان که ستاد مردمی مردی از جنس مردم باشید!!!
و حالا که در برابر این همه عظمت انقلاب چه در داخل و چه در خارج سکوت کرده ایم، نوش جانمان ، حق‌مان است، که هاشمی نطقش باز شود و پافشاری کند بر افکار لیبرالیستیش در نماز جمعه و  توکلی هم نفهمد رطب خورده کی تواند منع رطب کند و بیاید به هشدار دادن به خادم ملت که کشمکش سیاسی جدید راه نینداز و از آن سو نیز جناب علی لاریجانی تکمیل پازل کند.
کوتاه کنم :
ای خاک بر سر آن قلمی که تعداد نوشته‌‌هایش در نقد مشایی بیشتر از نوشته‌هایش در بیان فضایل دولت باشد! و همان قلم‌های غافل هستند که اجازه بازی با افکار را به امثال احمد توکلی می‌دهند!

تفکرات مرحوم علی شریعتی را نمی‌پسندم اما ایشان جمله‌ای دارد که عجیب به کار این روزها می‌آید : ”علت اصلی را باید در درون جستجو کرد.تا لانه نباشد استعمار در آن نمی تواند تخم بکند!

و این روزها آقایان خواسته یا ناخواسته لانه می‌سازند برای استعمار! هاشمی رفسنجای این مغضوب ملت، این تاجر سیاسی ورشکسته بجای اینکه برگردد به باغ پسته آمده به رجز خوانی برای ما. چه ‌می‌دانم، شاید هوس سیلی کرده که می‌گوید بر سخنان خود در نمازجمعه ایستاده!
چون سخنانش در نماز جمعه بیشتر از هر چیز بوی تعفن لیبرالیسم می‌داد تا بوی اسلام ناب محمدی!
و این روزها که فتنه خاموش شده اگر نگاهی دوباره بیندازیم به آن خطبه‌ی کذایی خواهیم دانست که عمل به راهکارهای او ما را به چه ورطه‌ای از هلاکت می‌رساند. المنت لله که ما راه‌بری علوی تبار داریم!

آقای هاشمی، بابای مهدی و فائزه!‌
شما بر سخنان خود تاکید کن و ما هم بر حرف خود تاکید می‌کنیم که سخنانتان در آن جمعه، رقص مکارانه‌ی شما بود به ساز غرب و در آن جمعه ‌بی‌بی‌سی پرشن بجای هاتبرد ،ترانسپوندر ۷۷، برنامه‌های خود را از تریبون نماز جمعه پخش کرد!‍

ادامه دارد….

خودعمار پندار گرامی، هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

دی ۲۲ام, ۱۳۸۹ دسته پاسخ به شبهات, سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | ۹۵ دیدگاه »

 

به نام خدای زهرا

معتقدم در این زمانه ، به هیچ عنوان صرف داشتن نیت خوب منجر به اعمال نیکو و شایسته نمی‌شود بلکه بی‌گمان این روزها تیزبینی و مداقّه، چاشنی بصیرت است. پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: “المؤمن کیّس فطن حذر”؛ مؤمن هوشیار و دقیق و محتاط است!
مولای مطهر ما نیز در جمع دانشجویان به یک نکته‌ی کلیدی اشاره فرمودند که :”بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسى کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیرى شما استفاده کند. این، اصل اول و یک “خط قرمز” است.”

با توجه به این امور دو گروه زیر، چه بخواهند و چه نخواهند حتی با نیت صالح، جزء‌ بی بصیرت ها محسوب خواهند شد.

اول) آنانکه دیر تصمیم بگیرند !
در فتنه های پیچیده؛ مسئله‌ی زمان و وقت، بسیار کلیدی است. برخی با هر زحمتی حق را بالاخره تشخیص می دهند امّا دیر! اینگونه افراد مصداق “نوشدارو بعد از مرگ سهراب” می شوند و “حنایشان برای ملت رنگی ندارد” چرا که حق را تشخیص داده و وارد عمل می شوند اما زمانی که سر مولایشان بالای نیزه ها رفته! و کار از کار گذشته.
این توابین حتی اگر در راه حسین شهید شده و جانشان را هم تقدیم کنند فایده ندارد و تا همیشه‌ی تاریخ چوب بی بصیرتی بر سر آنهاست.
گفتم فدا شدن جان تا برخی بدانند که باارزش ترین متاع خود را هم که تقدیم کنی باز ننگ بی بصیرتی از دامان تو پاک نمی شود،‌چه رسد به کسی که انتظار دارد با یک موضعگیری و یا سخنرانی ملت فراموش کنند سکوت او را در هنگامه‌‌ی فتنه.

با توجه به اینکه با اینهمه بینه و دلیل و نیز  سیل خروشان ملت هیچ عذری جهت تصمیم گیری دیر پذیرفته شده نیست! نکته ی مهمی به ذهن متبادر می شود و آن اینکه گاهی سکوت برخی ناشی از آن است که ایستاده اند تا ببینند ورق بر کدامین سو برمیگردد تا  هم رنگ آن شوند!

دوم) کسانی که فاصله‌ی میان بد و بدتر را تشخیص نمی دهند.

تشخیص زشت از زیبا، کار شاقی نیست. بلکه هنر آن است که بین دو بد بدانی کدام در اولویت  نهی از منکر است. با توجه به معنی کلمه‌ی “عدل” یعنی “قرار دادن هر چیزی در جای خودش”‌ به گمانم مورد نظر مولایمان از اصلی و فرعی کردن مسائل نیز همین گفتن هر حرف در جا و مکان خودش باشد. نه سکوت!
دکترین هر ملتی نهفته شده در ضرب المثل های آن. می‌گویند: ” جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت.” و یا “هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.”
تشخیص اینکه “آقای دکتر اگر تهمت و گفتن حرفی که در دادگاه معلوم نشده بد است، چرا خودتان مرتکب شدید” و یا اینکه مثلا “فساد اقتصادی بد است در هر کجا که می خواهد باشد”‌ نیاز به هنرمندی و تیزبینی زیادی ندارد.
بلکه بصیرت اینجاست که بدانی گفتن این حرف در شرایط موجود منافع چه کسی را تامین می کند؟! و آب در آسیاب کدامین فتنه گر می ریزد؟! و قبح زدایی از کار کدام دسیسه ساز است؟‍!

جناب آقای احمد توکلی و سایت منصوب به ایشان و نیز ایضا دوستان وبلاگ نویسی که آهسته آهسته!  خط قرمز ها را رد کرده و به سمت این پرتگاه می روند خوب است مروری بر بیانات مقام معظم رهبری داشته باشند/.

معظم له فرمودند:‌” گاهى اوقات، دشمن کار را به گونه‏اى ترتیب مى‏دهد که حرف حقى، از زبان یک نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا مى‏خواهد این حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون مى‏خواهد پازل خودش را کامل کند. این پازل از صد یا دویست قطعه تشکیل شده؛ یک قطعه‏اش هم همین حرف حقى است که آن شخص باید بزند تا این پازل را کامل کند! اینجا این حرف حق را نباید زد. پازل دشمن را کامل نباید کرد. در این حد هوشیارى لازم است! بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسى کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیرى شما استفاده کند. این، اصل اول و یک “خط قرمز” است.

به حکم “المومن یکفی بالاشاره” فکر نمی کنم حرفی نگفته باقی مانده باشد! اگر در خانه کس است یک حرف بس است. البته آن حرف لزوما “الف” نیست!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
بعدانوشت:>
۱)
در همین خصوص مقداری صریح تر بخوانید :
از “الف فتنه” تا “فتنه الف”