وکیلانه » ارتحال امام
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها ارتحال امام

امسال ۱۴ خرداد به قاهره نگاه کنید

خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۱ دسته انقلاب اسلامی, ره‌بر حکیم انقلاب | ۱۰۴ دیدگاه »

اولین تصورم از امام خمینی بسیار بد بود. کودکی چند‌ساله بودم که تنها ذهنیتم از امام به یک تصویر و این‌که بتوانم از روی عکس‌ش بشناسم‌ش و بدانم به این می‌گویند امام خمینی خلاصه می‌شد. تصویر و عکسی که هر گاه روی صفحه‌ی تلوزیون نقش می‌بست باید شاهد گریه‌ی پدرم می‌بودم؛ و چه چیز در این دنیا سخت‌تر از این‌که یک پسربچه شاهد گریه‌ی پدرش باشد؟

هیچ‌وقت اشک بابا را ندیده بودم بجز اوقاتی که تصویر امام از تلوزیون پخش می‌شد؛ آنقدر هم بچه بودم که نمی‌فهمیدم چند سال بیشتر نیست امام رحلت کرده و اشک پدرم، اشکِ دلتنگی‌ست. تنها چیزی که می‌فهمیدم این بود: "وای باز تلوزیون این مرد رو نشون داد و بابا الان گریه می‌کنه."

بعدها ذهنیت و برداشتم از امام کم‌کم بیشتر شد‌ و متوجه شدم که خمینی فقط یک "مرد" نیست بلکه خمینی "یک سبکِ زندگی" است. یک سبک از زندگی که جوانانِ فراوانی هم‌چون پدرم وقتی آن‌را یافتند، حاضر شدند از تمام خوشی‌ها و لذت‌های جوانی دست برکشند. حتی خمینی فقط یک مسلمان نیست، بلکه "یک سبکِ مسلمانی" است. نوعی مسلمانی که بعد از شهادت امام سومِ شیعیان قرار بود دیگر از این نوع مسلمان‌های خطرناک پیدا نشود!

خمینی فقط یک آخوند هم نبود، بلکه نوعی روحانی بود که در پی تحقق "اسلامِ شیرین و با افتخار" تلاش می‌کرد. اسلامی که کامِ بسیاری از جوانانِ دیروز از جمله پدرِ من تشنه‌ی آن بودند. اسلامِ غرور آفرین.

رحلت امام خمینی

ظهورِ امام خمینی با آن نوع تفکرات، تمام معادلاتِ دنیا را تحت تاثیر قرار داد و این واقعیتی است مورد اتفاقِ نظرِ موافقان و مخالفان. اصلاً اغراق نیست که بگوییم "آقا‌ روح‌الله" یک نقطه‌ی عطف در تاریخِ بشریت بود و شاید بسیار هم‌چون امام خمینی بوده‌اند که در تاریخ تاثیر گذاشته‌اند اما بعد از مرگ‌شان رفته رفته تاثیراتشان کم‌رنگ شده، اما امام خمینی تاثیرش فقط به دلیل شخصیت‌ش نبود، بلکه به علت "تفکرات‌ش" بود!  و همین باعث شد خمینی همچنان در زمان سیال باشد.

حالا امسال به نظرم با توجه به حوادثِ کشورهای  جهان و موج بیداری اسلامی، بسیار به‌جاست که به جایگاه "ره‌بر" بودن امام بیشتر توجه کنیم. مثلآً به مصر نگاه کنیم که با گذشت بیش از یک‌سال از انقلاب و این‌همه هزینه، همچنان درجا می‌زند. در این بیش از یک‌سال هر وقت به حوادث مصر دقت کردم، نیاز فوری به یک خمینی را با تمام وجود احساس می‌کردم. نیاز به یک راه‌بر. راه‌بری که خطرات را گوشزد کند، راه‌بری که نگهبان باشد، راه‌بری که در مواقع ضروری بتواند همه‌ی نیروهای انقلاب را بسیج کند.
من انقلاب ۵۷ را ندیده‌ام اما هر وقت به مصر نگاه می‌کنم، شکر گذار خدا می‌شوم که انقلابِ پدران‌مان یک "خمینی‌" داشت.