وکیلانه » استعفای مصلحی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها استعفای مصلحی

و اینگونه است که احمدی‌نژادی بودن، افتخار دارد

اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, ره‌بر حکیم انقلاب, لبخند امیرعلی‌‌ | ۴۰ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء


# شاه تعداد زیادی از قل‌چماق‌هایش را به مدرسه فیضه فرستاده بود تا به قصد برهم زدن نظم و جلوگیری از مراسم، میان سخنرانی انقلابیون، مکرراً بر محمد و آل محمد صلوات بفرستند. کیست که بتواند فضیلت فوق‌العاده‌ی صلوات را انکار کند؟
حتماً همان زمان که این عده عمداً با صلوات بر محمد می‌خواستند تیشه به ریشه‌ی دین محمد بزنند، گروهی هم پیدا می‌شد که ناخواسته و صرفاً بنا به شنیدن نام پیامبر و جهت ثواب، در این صلوات فرستادن همراه می‌شدند که نیتشان خیر بوده ولی ….

# حالا قضیه‌ی ولایت‌مداری برخی‌ها و سینه‌ چاک کردنشان برای دفاع از ولایت در جریانات اخیر،‌ قصه‌ی همان صلوات بود. کلمه‌ی حقی که از آن اراده‌ی باطل می‌شود! بلاشک عقده‌های فروخفته‌ی بسیاری، که پایشان در بدهیات ولایت‌پذیری لنگ بود، مجال پیدا کردند تا عرض اندامی کنند و در این میان دوستانی با احساسات و نیت پاک، علی رغم تاکید ۴ باره‌ی رهبر انقلاب دنباله‌ رو همان صلوات فرست‌ها شدند.

# به نظرم یکی از مهمترین فواید فتنه‌ی ۸۸، برملا شدن جریانات اصلاح‌طلب بود. یعنی ما سال‌های سال باید کار می‌کردیم تا شاید ، چهره‌ی خبیث این نوکران استعمار به این صورتی که الان هست نمایان شود.  قضایای اخیر هم، همینگونه بود. هر چند از همان ابتدا هم، کاملا قابل پیش‌بینی بود سیلی محکم دکتر به گوش فرصت طلبان و نقش بر‌آب شدن نقشه‌هایشان؛ اما عده‌ای آنچنان از هول حلیم در دیگ افتادند که  یادشان رفت به هر حال زمستان خواهد رفت و روسیاهی به ذغال می‌ماند!

# البته من واقع بین هستم. از اول هم برای احمدی نژاد ادعای عصمت نکرده بودم که حالا مثلا با فرض یک خطا، ان قلتی به آن وارد شود. اما خوشحالم که باز اثبات شد :  شاید احمدی نژاد کامل‌ترین نباشد اما قطعا بالاترین است! چیز دیگری هم که اثبات شد این بود:‌ اینگونه احمدی‌نژادی بودن افتخار دارد!
البته اینکه می‌بینید روی اسم “احمدی‌نژاد” تاکید می‌شود از آن جهت است که برخی‌های به اسم ِ اسم، می‌خواهند رسم را بکوبند!

# از دیگر موارد هم اثبات این قضیه بود که خوشحالی دشمن از اعمال و گفتار هر کس، مهمترین نشانه برای باطل بودن ‌آن است و در عجبم از کسانی که صدای هورا و کف مرتب بی‌بی‌سی و صدای آمریکا را نشنیدند و تخته گاز تا آخرش رفتند.

# و نکته‌ی آخر هم اینکه، هر کس پشتیبان ولی باشد و درست جایی بایستد که ولی می‌خواهد،‌ همیشه سرافراز است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در روزهای اخیر مادرم مدام می‌فرمود: من از سیاست سر در نمی‌آورم اما خوب می‌‌دانم خدا دست کسی که اینهمه دعای خیر فقرا دنبالش است را خواهد گرفت!

ایکاش برای چند روز اینترنت قطع شود

اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۰ دسته ره‌بر حکیم انقلاب, سایبر نوشت, همینجوری نوشت | ۲۶ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

# معمولا آخر شب تا قبل از خواب را محو در فضای سایبر هستم. از آن سو مقتضیات شغلم  اما ایجاب می‌کند که صبح خیلی زود از خانه بیرون بروم و بنا به مقتضیات مجبور هستم مکان‌های بسیاری را سر بزنم و در آغاز روز مردم بسیاری را هم می‌بینم. تا قبل از ساعت ۱۰ صبح هم به دفترم نمی‌روم و طبیعتا از فضای رسانه دور هستم.

# به دلیل همین وقفه‌ای که بین حضورم در فضای سایبر ایجاد می‌شود،‌به خوبی می‌توانم تفاوت آشکار بین فضای مجازی و فضای واقعی را مشاهده کنم.
مردم با نشاط و امیدوار کوچه و بازار کجا،‌ مردم تنگ‌نظر و خودپرست سایبر کجا ؟ البته این عمومیت دارد اما کلیت ندارد. خوب شاید هم طبیعی باشد چون تعداد و ضریب نفوذ آنانکه از راه سایبر نان می‌خورند بسیار بیشتر است از آنانکه از طریق سایبر آرمان‌هایشان را دنبال می‌کنند ! و وقتی مثلا کلید واژه‌ی “احمدی نژاد” باعث ایجاد موج می‌شود نان برخی‌ها در دامن زدن به این موج است.


#
القصه؛ امروز بعد از بررسی فضای رسانه‌ای فقط به یک نتیجه‌ رسیدم و آن اینکه ایکاش اینترنت برای چند روز قطع شود و وقفه‌ای ایجاد گردد تا بعضی‌ها از روی ناچاری‌ هم که شده مجبور شوند بین مردم بروند تا شاید کله‌هایشان بادی بخورد و بفهمند دنیا فقط خلاصه در موسسه‌ی آنها نمی‌شود و گاهی بجای درد و دل این موس با کیبورد باید پای درد و دل مردم نشست تا فهمید دغدغه‌ی آنها چیز دیگری است …

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
“عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى که در داخل با مسائل تبلیغاتى سر و کار دارند، این است که سعى کنند به این آشفتگى کمک نکنند. این که تحلیل بگذارند، یکى از آن طرف، یکى از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، براى هیچ و پوچ، چه لزومى دارد؟”

این حرف‌های سست ِ هیچ و پوچ

اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, ره‌بر حکیم انقلاب, سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | ۴۵ دیدگاه »

مفهوم این عکس خلاصه‌ی تمام حرف‌های متن است !

# یک مساله‌ای اتفاق می‌افتد که شاید به نظر عده‌ایی مهم باشد اما قطعا فرعی است،‌ یک‌هو همه احساس تکلیف می‌کنند که بیایند برای روشنگری.
آن یکی از ترس مرگ، دست به خودکشی می‌زند و این دیگری که پای خودش در عمل به را‌هبرد‌ها لنگ است،‌بهترین میدان را پیدا می‌کند برای خالی کردن بغض شخصی، دیگری برای اثبات تملق، دست به هر کاری می‌زند و آن دیگری هم شاید پیش خود می‌گوید اُفت دارد که من هم حرفی نزم، دیگری هم می‌‌گوید تکلیف دارم به روشنگری و  این وسط هم یک عده پُز دفاع از رئیس جمهوری را می‌دهند و آن دیگری هم سرکوفت ولایت ناپذیری  دولت را و … و … و …. ؛ خلاصه همه‌ جوگیر می‌شوند و غافل از گرگ در کمین ایستاده، آنقدر به سر و کول هم دیگر می‌زنند که  برای چندمین بار فقط نهیب پدر مهربان می‌تواند از هم جدایشان کند که من ! خود محکم ایستاده‌ام، شما خود را دریابید !

# حکایت این چند روزه آنقدر تلخ بود که اصلاً دستم به قلم نمی‌رفت تا در موردش بنویسم، چون فکرش را می‌کردم که باز هم باید پدر مهربان امت وارد قضیه شود.
و چقدر تلخ است این نوای “این‌ عمار” که هر بار به یک صورت جلوه می‌کند!
و این بار هم ترجمان آن این بود که :” دستگاه بحمداللَّه دستگاه مقتدرى است، مسئولین مشغول کارشان هستند، رهبرى هم که بنده‌ى حقیر هستم با همه‌ى حقارت، خداى متعال کمک کرده، ما در مواضع صحیحِ خودمان محکم ایستاده‌ایم.تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوى آرمانها ذره‌اى منحرف شود.

# و این همان است که یعنی شما خود را دریابید و  اصلاح خویش را مقدم بر اصلاح جامه بدانید!
من و ملت محکم پای آرمان‌ها ایستاده‌ایم. امت دلش به رهبری گرم است و رهبری دلش به امت. رابطه‌ای تنگاتنگ و صمیمانه و این میان تنها خواص هستند که هربار باید نهیبی بخورند :‌ “عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى که در داخل با مسائل تبلیغاتى سر و کار دارند، این است که سعى کنند به این آشفتگى کمک نکنند. این که تحلیل بگذارند، یکى از آن طرف، یکى از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، براى هیچ و پوچ، چه لزومى دارد؟” و او می‌داند که این‌ها خطری دارد یا ندارد …

# و اما حرف سنگین و هشداری مهم : «ماها – من یک جور، شما یک جور، آن دیگرى یک جور، چهارمى یک جور – اگر سراغ مسائل شخصى خودمان برویم و اهداف را فراموش کنیم، البته کمک الهى هم کم خواهد شد

«باید به خداى متعال پناه ببریم، نقصهاى خودمان را بشناسیم، آنها را کم کنیم؛ در کار عظیم این ملت بزرگ و این حرکت عظیمى که این ملت دارند، گره ایجاد نکنیم

و ایکاش باز هم از فردا این‌ حرف‌ها فقط سوژه‌ای برای سایت‌ها و وبلاگ‌ها و روزنامه‌ها نباشد و قبل از انتشار به عمل بیندیشیم که دوصد گفته چون نیم کردار نیست ..