وکیلانه » اصلاح طلبان
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها اصلاح طلبان

وقتي اصلاح‌طلبان مي‌گويند “انتخابات”، دقيقاً از چه چيزي حرف مي‌زنند؟

آوریل 17th, 2013 دسته اجتماعی, احمدی‌نژادی نوشت, از مجلسی که ما داریم!, اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی | 11 دیدگاه »

 1- به نظرم يكي از مهمترين علل بقاي نامِ اصلاح‌طلبان در ايران “متلوّن” (!) بودن آنهاست. بنا به گفته خود‍ِ اصلاح‌طلبان، اصلاح‌طلبي تعريف خاص و مشخصي ندارد و همين امر باعث مي‌شود بنا به اقتضاي شرايط حدودِ آرمان‌ها، اهداف و رفتارهاي اطلاح‌طلبان تنگ و گشاد شود. گاهي كفِ خواسته‌هاي آنان مي‌شود تغيير بنيادين در مسائلي مثل اختيارات ولايت فقيه و حذف شوراي نگهبان و گاهي سقفِ خواسته‌هاي آنان مي‌شود تاييد يك نامزد در انتخابات!
اما جالب‌ اينجاست كه شعار تغييرات بنيادين در قانون اساسي را همزمان با “اجراي بدون تنازل قانون اساسي” مطرح مي‌كنند و تقاضا براي حضور در انتخابات را همزمان با كودتا، دزدي آراء و مهندسي انتخابات خواندنِ انتخابات قبلي.

..

..

2- حالا که برای حضور در انتخابات شرطی گفته نشده است. ولی “شروط خاتمي براي شركت در انتخابات” اين تيتر يادتان مي‌آيد؟ و قبل‌تر از آن هم عدم شركت در هيچ انتخاباتي و كمي قبل‌تر از آن‌هم ديگر اصلاحات در ايران به بن‌بست رسيده  و بايد با نافرماني مدني كاري كرد.

3- من از سران و نامداران اصلاحات تعجب نمي‌كنم چرا كه لازمه‌ي بقاي آنان چنين متغير بودني‌ست.  اما برايم عجيب است وبلاگ‌نويسان و جوانانِ‌ هوادار اصلاحات با وجود چنين نظریاتی درباره کلیت حاکمیت و مثلاً وجود پُست‌هاي آموزش نافرماني مدني در وبلاگ‌هایشان چگونه از حضور در انتخابات دم مي‌زننند و آنرا بديهي(!) مي‌دانند؟ مگر اين همان حكومتی نيست كه از شما دزدي كرد؟ و مگر سازوكار انتخابات همان ساز و كار قبلي نيست؟ مگر این انتخابات را دولت کودتا برگزار نمی‌کند؟ و مگر “ميرِ اسير” شما هنوز در بند نيست؟ و مگر قرار نبود ايران قيامت بشود؟ قيامت نشد؟ اشكال ندارد ولي همزمان حضور در انتخابات خيانت به خون  امثالِ‌ “ندا” و “سهراب” نيست؟ 

4- بارها با دوستان مخالف نظام كه گفتگو كرده‌ام در آخرين جمله گفته‌ام هرگاه در يكي از انتخابات‌ مجلس يا رياست جمهوري فقط يك‌درصد كمتر از 50‌درصد مردم شركت كردند من ديگر ضرورتي براي ادامه چنين نظامي نميبینم و آنرا غيرمردمي تلقي مي‌كنم. چرا اصلاح طلبان و هواداران آنها چنين راهي را نمي‌روند؟ مثلاً فكر كنيد در انتخابات آتي فقط 40 درصد مردم شركت كنند. آن‌وقت حرفي براي گفتن باقي مي‌ماند؟
آيا اين راه كم‌هزينه‌تر، واقعي‌تر و سهل‌الوصول‌تر نيست؟ پس چرا دنبال نمي‌شود؟ 

5- در پاسخ گفته مي‌شود شما از حق حضور مردم در انتخابات مي‌ترسيد و مي‌خواهيد مردم را پس بزنيد. اولاً‌ كه اصلا‌حات مردم نيست! در ثاني عزيزِ من؛ عقلاً پذيرفته نيست شما پول‌هاي خود را در شركتي سرمايه‌گذاري كنيد كه آنرا دزد و جنايتكار مي‌دانيد. سرمايه‌گذاري شما در چنين شركتي متناقض با ادعاهاي شماست نه درخواستِ‌ ما !

پنج و نیم- اگر تا اینجای متن فرصت نکردید روی لینک‌های موجود کلیک کنید برای نمونه دست کم این دو را از یک وبلاگ‌نویس سبز باز کنید.:
قبلاً : ترویج و آموزش نافرمانی مدنی از جمله تحریم انتخابات (+)
حالا:  “این بدیهیات ساده که همچنان درگیرشان هستیم” (+) منظور شرکت در انتخابات. به همین سادگی به همین خوشمزگی :)
بعداً: ؟!

سرانجام دکتر “خ” ضمن توهین به ایرانیان اعتراف هم کرد !

اکتبر 21st, 2011 دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت | 127 دیدگاه »

 

در اولین روز از سفر ره‌بر‌ انقلاب به کرمانشاه روی یکی از عکس‌های استقبال مردمی نوشتم : "تمام مشکل سبزها اینه که فکر می‌کنن بیشتر از این مردم می‌فهمن، بیشتر از این مردم ایرانی هستن، بیشتر از این مردم در جریان امورن، این مردم نمی‌دونن، بی‌اطلاع‌ن و…"

آقای ضرغامی‌درست می‌گفت، میزان استقبال‌ها در قاب هیچ تصویری نمی‌گنجد اما کلیک روی تصویر زیر توصیه می‌شود!

اینکه کسی مخالف یک نظام باشد یا حتی در قالب اپوزسیون آن فعالیت منطقی داشته باشد هیچ اشکالی ندارد. اینکه کسی مدعی غیردمکراتیک بودن یک نظام هم باشد هیچ مشکلی ندارد. اما مشکل دقیقاً از آنجایی شروع می‌شود که یک گروه فکری یا افرادی از یک گروه فکری خود را "مردم" ب‌انگارند و یا خود را نماینده‌ی دائم و غیرقابل عزل مردم بدانند.

اتفاقی که بعد از دوم خرداد 76 برای طیف فکری اصلاح‌طلبان افتاد! در آن زمان مردم به آنها رای دادند و آنها را انتخاب کردند ولی آنان خیال کردند که مردم آنها را به عنوان کسانی که بیشتر می‌فهمند! برای سرپرستی و آقابالاسری دائم العمر خود برگزیده‌اند و از این رو اولاً همیشه از موضع بالا و برتر به مردم نگاه کردند(+) و در ثانی به هیچ عنوان "نــه"ِ مردم را تاب نمی‌آوردند(+). از همان انتخابات شورای شهر که مردم به آنها نه گفتند شروع به جرزنی‌های بچه‌گانه کردند و هر چه پیش رفت و آنها با نه بزرگ‌تر مردم مواجه می‌شدند بیشتر برآشفته شدند تا در خرداد 88 عملاً وارد مقابله مستقیم با رای مردم شدند.

با این وجود در میان این‌ها باز هم می‌شد و می‌شود افرادی را پیدا کرد که واقعاً‌ تصور می‌کنند حرفشان بر حق است و اکثریت مردم هم با آنها هستند و در راه احقاق حقی که آنرا متصورند تلاش می‌کنند.

اما افرادی وجود دارد که خودشان بهتر از همه می‌دانند در راه باطل و خلاف جهت مردم هستند و به همین دلیل، معمولا در نوشته‌های‌شان "گاف‌های" عجیب و بزرگی می‌دهند که اگر اعتقاد و باور قلبی به آن چیزی که ادعا می‌کنند، وجود داشت، هرگز و هرگز چنین گافهایی نمی‌توانستند بدهند! چون از کوزه برون همان تراود که در اوست…

نمونه‌ی بارز این افراد آقای دکتر "مهدی خزعلی‌" است. بدون هیچ توضیح بیشتری با هم نوشته‌ی اخیر ایشان‌(+) را می‌خوانیم:

از چرچیل می پرسند: " چرا تا آنسوی اقیانوس هند می روید و دولت استعماری هند شرقی را درست می کنید! اما بیخ گوشتان، ایرلند شمالی را نمی توانید تحت سلطه درآورید؟"

چرچیل می گوید: " ما دو ابزار مهم نیاز داریم که در ایرلند نداریم! "

می گویند آن دو چیست؟

چرچیل پاسخ می دهد: " اکثریت نادان و اقلیت خائن! "

* بحمدلله ما هر دو را داریم……!

1390/7/25. مهدی خزعلی (+)

با این نوشته ایشان علاوه بر توهین به ایرانیان، هم به در اقلیت بودن خودشان اقرار کرده‌اند، هم به خائن بودن دوستانشان و هم به خیلی چیزهای دیگر.

مطالب مرتبط:

افکار سبزها خنده‌دارتر است یا جوک‌های راجع به سن آقای جنتی؟

 

اصلاحات به روایت اصلاح‌طلبان

جولای 24th, 2011 دسته اندر احوالات جنبش سبز, وقایع اتفاقیه | 50 دیدگاه »

 

سعید حجاریان (تئورسین اصلاحات) :
“شعارهاي دوم خرداد كاملاً پوپوليستي بود”. “مشکل ما مجلس و شورای نگهبان نیست و با همین ها هم می‌توان کار کرد. مشکل اصلاح‌طلبان پایگاه اجتماعی آنهاست” +

محمد خاتمی (نماد اصلاحات) :
“باندبازي، سطحي نگري و قوم بازي، خسارت‌هاي بزرگي به اصلاحات زد و تا حد تحريف اصلاحات پيش رفت.” +

مهدی کروبی (شیخ اصلاحات) :
“کدام جبهه؟ اگر جبهه‌ایی وجود داشت که کار به اینجا نمی‌کشید. جبهه کجا بود؟ یک عده ورشکسته دور هم جمع شده‌‌ایم و می‌گوییم جبهه. لطیف صفری می‌گفت جبهه دوم خرداد 18 گروه‌ند ولی 12 نفرند!” +

• دکتر صادق زیبا کلام:
” اصلاح طلبان فاقد طرح، برنامه و استراتژي در حوزه هاي اقتصادي، سياسي و خارجي بودند، ما اصلاح طلبان به دنبال ايده آل ها و آرمان ها و آرزوهايي بوديم، بدون اينکه طرح و برنامهاي داشته باشيم” (رسالت 23/8/82، 1)

جمیله کدیور :
“خاتمي در دوره اول کانديدا شدن خود فکر نميکرد که رئيس جمهور شود، بنابراين برنامه جدي نداشت و دوره دوم هم گفت:که به اصرار دوستانش آمده است و باز هم برنامه مدوني نداشت. مشکل جدي دولت خاتمي فقدان برنامه و استراتژي مشخص بود به طوري که کابينه دوم او از جمله ضعيفترين کابينه هاي دولت پس از انقلاب است .” (روزنامه شرق 6/ 5/ 84 ص 6)
“جريان اصلاح طلب در چند سالي كه در رأس قدرت بودند، نه برنامه مشخص و دقيقي داشتند و نه استراتژي شان براي ادامه فعاليت ها تعريف شده و نه تعريف مشخصي از خود ارائه داده اند.” (كيهان، 22/1/83)
” طيف هايي از اصلاح طلبان كه به شعارهايشان اعتقاد نداشتند در ظاهر با انحصار طلبي مخالفت و مبارزه مي كردند، اما خودشان گرفتار انحصار طلبي، شعار زدگي و خويشاوندگرايي بودند و نقد از درون جبهه دوم خرداد را نمي پذيرفتند.” (كيهان، 5/3/81)

ابراهيم اصغر زاده :
“به علت عملکرد بد اصلاح طلبان و ناتواني سياستمداران اصلاح‌طلب در سالهاي گذشته مردم نسبت به احزاب بي اعتماد هستند.” (روزنامه شرق 13/2/84 ص2)
” مردم تا کي مي توانند اميدوار باشند که اصلاح طلبان براي رفع مشکلات فرمول ارائه خواهند کرد، اصلاح طلبان براي ساده ترين مسايل مردم چه کار کردند؟ چشم پوشيده اند. کنار گذاشته اند و يا دور زده اند! اصلاح‌طلبان باید میان خود و مردم آشتی ایجاد کنند” (کيهان، 14/5/80، ص14)
” اصلاح طلبان به قدرت فكر كردند نه مردم” (كيهان، آذر 83، شماره12/18)

محمد نعيمی پور: (رئيس و سخنگوي فراکسيون مشارکت مجلس)
” از نظر اين فراکسيون مشکل اصلي مردم آزادي و مردم سالاري است و جناح اصلاح طلب دغدغه و مشکل اصلي مردم را آزادي و مردم سالاري ميداند!  و جناح مخالف اصلاحات مشکلات اصلي مردم را وجود فقر و تبعيض و فساد ميداند” (رسالت و ايران 25/2/80)

دکتر کوزه گر: (نماينده مجلس و عضو فراکسيون مشارکت )
” کابينه موجود اگر ضعيفترين کابينه بعد از انقلاب نباشد يکي از ضعيفترين کابينه‌ هاست و مجلس نيز لوايحي را در اولويت قرار ميدهد که بوي سياسي بيشتري دارد و متاسفانه لوايحي که کارگشاي مسائل اجتماعي و مردم است کمتر مورد توجه فراکسيونهاست.” (کيهان 9/2/81 ص 2)
” مردم معتقدند كه از جريان اصلاح طلبي خير چنداني نديده اند.” (رسالت، 28/2/81، ص2)

ابوالقاسم حكيمي پور : (دكتراي مديريت توسعه از دانشگاه كاليفرنيا)
” آنها از نظر فكري هارموني ندارند در همين دوره اخير، نمازي وزير امور اقتصاد دارايي در كنار نوربخش رئيس بانك مركزي بود. كيست كه نداند اين دو نفر تا چه اندازه در مباحث اقتصادي مقابل هم بوده اند بنابراين شوراي اقتصاد با وجود اين دو نفر چگونه مي توانست مثلاً در مورد نرخ بهره به راي صحيح برسد؟” (روزنامه ايران، 8 مرداد 80، ص 5)

حرف‌هایی از این جنس در میان خود اصلاح‌طلبان ، بسیار زیاد است و این‌ها فقط از باب نمونه ذکر شد. بدون توجه به انتقادات و اتهامات بسیار جدی‌تری که متوجه اصلاح‌طلبان است و فقط  با توجه به این مسائل، سوال این است که اصلاح‌طلبان واقعیتی موجود هستند یا اقلیتی موهوم؟

علت اصلی بی‌توجهی به “جهاد اقتصادی”

جولای 22nd, 2011 دسته درون گفتمانی, زیربنایی | 29 دیدگاه »

1) می‌گویند بعد از سفر از یک خارجی پرسیدند ایران را چگونه دیدی؟ او جواب داده: هر وقت درد جسمی یا روحی داشته باشی، همه دکتر و روانشناس می‌شوند. هر وقت دعوا باشد، هم قاضی می‌شوند و هر وقت تصادف، همه مامور راهنمایی و رانندگی! :)

شاید بر اساس همین روحیه‌ی ما باشد که گریز به مسائل اقتصادی با طعم انتقاد و ناله، پای ثابت همه محافل شده. در اینکه مسائل اقتصادی در پایداری یک حکومت یا حتی دین‌ نقش بسیار مهمی دارد هیچ شکی نیست و حدیث هم داریم که "فقر بسیار نزدیک به کفر است" در همین راستا، راه‌بر حکیم انقلاب بر اساس یک پروسه چندین ساله، امسال را "سال جهاد اقتصادی" نامیدند تا یکی از اهداف مهم انقلاب57 با شتاب بیشتری دنبال شود و البته کشور هم از آسیب انسان‌های خاکستری صرفاً دنیایی مصون بماند.

2) اما نکته اینجاست که "مخالفین عقیدتی جمهوری اسلامی"، این ابراز انتقادات صرفاً اقتصادی مردم را که شاید هم زیاد اتفاق می‌افتد و کاملاً ملموس است تعبیر به مخالفت با نظام کرده و مردمی که فقط دغدغه اقتصادی دارند را یاران عقیدتی خود می‌بینند و همین امر باعث می‌شود تا شعار بدهند "ما بیشماریم"!، در حالی که توجه ندارند این ملت بارها اثبات کرده که رگ و ریشه‌اش، پیوند عمیقی با اهالی شعب ابی‌طالب دارد و دین‌ش برای‌ش از همه‌ چیز مهمتر است و البته خوب هم می‌داند که حتی دنیا هم در گرو همین دین است و الزاماً دنیای هیچ کس به صرف کنار گذاشتن دین‌ش آباد نمی‌شود!

3) در سال‌های قبل به صرف قمپز در کردن هم که شده مسئولین یکسری فعالیت‌ها تحت عنوان سال و در جهت آن انجام داده و در ویترین بیلان‌کاریشان قرار می‌دادند. اما امسال با گذشت 123 روز از سال، حتی شاهد همان قمپز در کردن‌های ساده هم نیستیم و برای من جای سوال جدی بود که  چرا خبری از جهاد اقتصادی نیست؟

بعد از مطالعه چند آیه رشک برانگیز از قرآن پیرامون ثواب جهاد (که به دروغ فقط جنگ تفسیر می‌شود) دریافتم "مجاهدت اقتصادی دُر گرانی است به هر کس ندهندش!" و علاوه بر اینکه مشغول شدن به حواشی، برخی‌ها را از توجه به جهش اقتصادی بازداشته، اساساً برخی‌ها سعادت و توفیق "مجاهدت اقتصادی" ندارند. بلاشک تلاش برای بهبود وضع معیشت مردمانی که از مردم عصر حجاز در زمان رسول الله هم بالاتر هستند، اجری فوق‌العاده عظیم دارد و ممکن نیست اجر عظیم الهی نصیب هرکسی شود .

صفحه 1 از 212