وکیلانه » انرژی هسته ای
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها انرژی هسته ای

تواضعِ آقای ظریف

اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۴ دسته روزانه نوشت | ۱ دیدگاه »

وزیر امور خارجه‌ تو فیس‌بوک‌ش یه شعر از سهراب سپهری نوشته.  یک نفر کامنت گذاشته: ” و بخش سانسور شده‌ی همین شعر: جای مردان سیاست بنشانید درخت، تا هوا تازه شود”. ایشون جواب داده: “سلام. تمام شعر از سایت گنجور (گنجور رومیزی) کپی شده است. بدون سانسور. بنده هم گرچه “مرد سیاست” نیستم، اما آماده امتثال امر شما هستم.”

به نظرم البته دکتر ظریف بسیار تواضع بخرج دادن. ایشون بسیار هم “مرد سیاست”هستند.  که مگر سیاست بجز این هست که شما مثلاً  آنقدر جوِ راحتی با مردم داشته باشی که اینجور جواب بدی،  یک نفر هم  کامنت بذاره : “توافق کنید می‌خوام زن بستونم”. کلی هم لایک بگیره. دیگری هم کامنت بذاره که :”دکتر دیگه وقتشه اون ریش پرفسوری‌ت رو بذاری”. یعنی این حد از خودمانی بودن با مردم ولی  طلبِ قانونی مجلس در خصوص نظارت بر مذاکرات به کنار، حتی حاضر نباشی متنِ پیش‌توافق‌ت رو هم  به همین مردم اعلام کنی! مگر سیاست چیزی غیر از اینه؟ پس شکسته نفسی نفرمایید جنابِ ظریف! (تصاویر در پلاس + )

فراموش نکنیم؛ کدخدا لخت است!

فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۴ دسته انقلاب اسلامی, سیاست خارجی | ۱۱ دیدگاه »

این نوشتار به دنبال مخالفت با اصل مذاکرات هسته ای نیست. همچنین تحلیلی برای رسیدن به یک هدف سیاسی هم نیست؛ و نیز به علت رعایت اصل انصاف و عدم قضاوت زودهنگام به دنبال تقبیح یا تقدیس ماحصل مذاکرات هم نیست. این نوشتار، صرفاً یک‌ یادآوری است. یک تذکر.

۱) هرچند سخت است در این روزها از این زاویه بخواهیم به مذاکرات هسته‌ای نگاه کنیم. در روزهایی که اکثر فضای رسانه‌ای کشور به دو قطب تقسیم شده است. گروهی صرفاً به دفاع از “هرآنچه ” مربوط به مذاکرات هسته‌ای است می‌پردازند و گروهی دیگر به مخالفت با “هرآنچه ” مربوط به مذاکرات است؛ و جالب این‌که در بسیاری اوقات، خودِ مذاکرات هم دیگر مهم نیست و این دو گروه صرفاً مشغول تبادل آتش فی‌مابین هم هستند.
البته این فضا یک فرصت هم هست. فرصتی برای محک زدن “تقوای سیاسی ” یا سنجش میزان “وطن دوستی “. همه‌ی ما می‌توانیم در چنین فضا و چنین روزهایی به عمق قلبمان مراجعه کنیم و با وجدانمان به قضاوت بنشینیم که علی‌رغم تفاوت نظرات با دولت، آیا یک توافق مثبت به سود مردمان کشورمان، ما را آزرده خاطر می‌کند؟ چون توسط این دولت به دست آمده؟ یا اینکه ببینیم علی‌رغم وابستگی فکری به دولت و مذاکره‌کننده‌گان راضی به هر توافقی ولو به ضرر مردمان کشورمان می‌شویم؟ در کل آیا حاضریم واقعیت را بپذیریم یا از همان قبل از اعلام نتایج، بر اساس قبیله‌گرایی تصمیمان را گرفته‌ایم؟

۲) نکته‌ی دیگری که ذکر آن در ایام فروردین و سالگردِ رأی به جمهوری اسلامی خالی از لطف نیست مقایسه‌ی این روزهای برخی افراد بین مذاکره‌ کنندگان فعلی و دوره‌ی قبل است. فرای از ماهیتِ این مقایسه، نفس این تفاوت بیانگر عمق “جمهوریت ” نظام اسلامی ایران است. عمق نفوذ آرای مردم در نظام اسلامی ایران تا مهم‌ترین و حساس‌ترین مسائل، کاربرد دارد؛ و هرکسی آرای مردم را داشته باشد با حمایت قاطع رهبر انقلاب قادر به تصمیم‌گیری در هر زمینه‌ای‌ست.

۳) اما از این‌ها گذشته، حالا که با تدبیر رهبر انقلاب این فضای دو قطبی به شدت تعدیل شده است، موقعیت خوبی است برای تذکّر برخی نکات. بهترین موقعیت است برای اینکه زیر بمباران خبرهای ریز و درشتی که می‌رود واضح‌ترین مسائل را نه تنها در افکار عمومی جهان، بلکه در کشور خودمان هم زیر آواری از “خبر و تحلیل ” مدفون کند بشویم کودک قصه‌ی معروف “کریستیان آندرسن ” و فریاد بزنیم: “پادشاه لخت است “!

چرا که واقعیت همین است. ما هرگز نباید فراموش کنیم، ایرانِ فاقد سلاح هسته‌ای در حال مذاکره با دولت‌های دارنده و استفاده کننده از سلاح هسته‌ای است، برای اینکه به این دولت‌ها اطمینان بدهد هرگز خطرِ هسته‌ای برای اسرائیلی که از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کند نیست. دارندگان و استفاده کنندگان از بمب اتم دارند با ما مذاکره می‌کنند برای اطمینان خاطر عربستانی که دارد شبیه‌تر از هر زمان به همتای عبری خود می‌شود و بی‌هیچگونه حیایی اردوگاه آوارگان را هدف قرار می‌دهد.

رسانه‌های ما باید قوی‌تر از هر زمان فریاد بزنند: “کدخدای خودخوانده‌ی جهان، لخت است!” کدخدای خودخوانده رسواست وقتی رئیس‌جمهورش واضح و روشن می‌گوید ما برای خاطر صلح جهانی از ایران خواسته‌ایم پروتکل الحاقی را امضاء کند تا من بتوانم با نخست‌وزیر اسرائیلی (که هرگز حاضر به پیوستن حتی به ان‌پی‌تی هم نیست) تماس تلفنی برقرار کنم و به او اطمینان خاطر بدهم ایران خطری برای صلح خاورمیانه نیست.

آری، ما هرگز نباید فراموش کنیم که علی‌رغم اقتدار، مظلومانه در حال مذاکره با ظالمان عالم هستیم. ظالمانی که اگر توان کاری غیر از مذاکره و تحریم را داشتند در نابودی ما حتی لحظه‌ای هم تردید به خود راه نمی‌دادند.

این مطلب برای سایت الف نوشته شده است (اینجا)

کشورهایی که ما باید حُسن نیت‌مان را به آن‌ها نشان بدهیم!

تیر ۲۴ام, ۱۳۹۱ دسته انقلاب اسلامی, سیاست خارجی | ۶۸ دیدگاه »

۱) “داگان”، رییس سابق موساد در گفتگو با شبکه تلوزیونی “سی بی اس” علناً و رسماً می‌گوید: “از «تمیزی» اجرای مأموریت‌های عملیاتی شده در ایران رضایت کامل دارد، چون بدون هیچ سرنخی، هیچ رد انگشتی، حتی یک موتورسیکلت هم از این مأموریت‌ها بر جا نمانده‌ است. با چنین اوصافی مقام‌های ایران تنها می‌توانستند برای یافتن عامل یا عاملان این حملات که در روز روشن در قلب پایتختشان اتفاق افتاد، به حدس و گمان بسنده کنند.” (+)

۲) روزنامه دیلی تلگراف در گزارش خود در روز جمعه ۱۳ ژوئیه ( ۲۳ تیرماه) می‌نویسد: “جان ساورز”، رئیس سرویس اطلاعات خارجی بریتانیا (MI۶ ) در سخنرانی بی سابقه خود در جمع حدود ۱۰۰ نفر از مقامات ارشد دولتی در لندن گفته است که “ماموران بریتانیایی چهار سال پیش تلاش های ایران را برای دستیابی به سلاح هسته ای خنثی کرده اند.” بر اساس این گزارش وی هیچ اشاره‌ای به نحوه‌ی جلوگیری از دست‌یابی ایران به آنچه او سلاح هسته‌ای می‌خواند نکرده است. (+)

۳) “بارونس اشتون او آپهولاند؛ کاترین مارگارت اشتون” یا همان کاترین اشتونِ خودمان در هر اظهار نظر راجع به ایران تاکید می‌کند: “ایران موجب نگرانی جامعه‌ی جهانی شده است! ایران باید حُسن نیت خودش را برای جامعه‌ی جهانی به  اثبات برساند!” 

مطالب مرتبط :
  سیلی محکمی که اروپا “از همین حسینیه” خورد !
خانم دکتر رایس، چه خبر از درد زایمان خاورمیانه‌ی جدید؟!
هاشمی رفسنجانی از “پانه‌تا” یا “پانه‌تا” از هاشمی رفسنجانی ؟!
مشکل اصلی اسرائیل “مادر شهید مصطفی احمدی” است
حادثه نروژ، رونمایی از واقعیت

۲۴ سال بعد از شلیک به یک ملت، حالا یک شلیکِ شیک!

تیر ۱۱ام, ۱۳۹۱ دسته انقلاب اسلامی, زیربنایی, سیاست خارجی | ۴۲ دیدگاه »

۲۴ سال پیش در دوازدهم تیرماه ایالات متحده‌ی امریکا، تشخیص داد که حق دارد به روی مردان، زنان و کودکانِ بی‌گناه‌ ایرانی در هواپیمای ایرباس شلیک کند ولی بعد از آن دیگر دنیا به گونه‌ای شد که کشورِ ابرقدرتِ امریکا باید به یک شلیک شیک و باکلاس فکر می‌کرد.

به کدامین گناه؟

تحریم‌های تازه!! این عنوانی‌ است که هر از چند گاهی روی زبان‌ها می‌افتد و بنابرآن، موتورِ یک جریانِ عظیم رسانه‌ای شروع به کار می‌کند. البته اخیراً دقیقاً هم‌زمان با بروز پدیده‌ی “تحریم‌های تازه” و تبلیغات پیرامون آن، در همان روزها قیمت یک جنسِ خاص هم به طرز وحشتناکی بالا می‌رود، حکمت روزگار! مثلاً  اولین نمونه‌ایی که به ذهن‌م می‌رسد گوجه(!) بود و آخرین‌ش هم قیمت مرغ.

حالا علت گرانی‌ها هرچیزی که باشد، وظیفه‌ی مسولان است که با آن مقابله کنند و همین‌که گرانی وجود داشته باشد یعنی یک جای کار می‌لنگد. در خصوص تحریم‌ها هم و این‌که چیز تازه‌ای هستند یا خیر و چگونگی تاثیرگذاری آن‌ها توصیه می‌کنم این لینک را بخوانید: پرونده «تحریم نفت ایران»؛ به زبان ساده

اما حرفی که معمولاً در گیرودار تاثیر یا عدم تاثیر تحریم‌ها پنهان می‌ماند، علت تحریم‌هاست. چرا ایران باید تحریم بشود؟ به نظرم باید خیلی جدی‌تر روی این سوال فکر کنیم. اساساً به نظرم حتی فکر کردن به خودِ واژه‌ی “تحریم” هم مهم است. در خودِ واژه‌ی تحریم هزارویک حرف نهفته‌ است. اگر دقیق نگاه کنیم این واژه دقیقاً نقطه‌ی مقابل آزادی بیان و آزادی اراده‌ی ملت‌هاست. تحریم یعنی دنیا مالِ یک عده‌ی خاص است و هرچه آن‌ها گفتند باید بشود.

تحریم یعنی مردمِ کشورِ تحریم شونده “نفهم” هستند و درک نمی‌کنند چه چیز به سود و چه چیز به زیان آن‌‌هاست، پس کشورهای فهمیده باید هم‌چون چوپان، چند روزی آب و علف را از “ملت تحریم شونده” بگیرند تا ولو شده به زور “بفهمند” چیزی که آنها می‌گویند به سودشان است و به مسولانِ کشورشان فشار بیاورند.

اوباما در حال امضاء تحریم‌های تازه! شلیک‌های تازه!

از روزی که بیشتر به واژه‌ی تحریم فکر کرده‌ام برایم خیلی عجیب است که مدعیان تمدن چگونه به این راحتی از این واژه سخن می‌گویند؟ مگر نه به قول خودشان لیبرال دمکراسی؟ پس چرا تحریم؟‌ من تحریمِ مسولان و دارایی‌های مسولانِ یک کشور را می‌فهمم، اما تحریمِ یک ملت چگونه و در چهارچوبِ چه منطقی قابل هضم است؟

من حتی تحریم یک ملت توسط یک کشورِ دیگر را هم می‌فهمم، اما این‌که روابطِ دو کشور‌ باید طبق خواست یک کشور دیگر باشد آیا عین زورگویی و دیکتاتوری جهانی نیست؟

و این وسط همان جریانِ تبلیغاتِ پیرامونِ تحریم‌ها مدام تلاش می‌کند این بخشِ زورگو بودن تحریم‌ها را مخفی کند و عادی جلوه دهد و تحریم را به عنوانِ یک اهرم مشروع جا بزند، در عین حال به گونه ای جلوه دهد که تحریم به خاطر سیاست‌ خارجی غلطی است که اتخاذ می‌شود.

حرف من اما بالاتر از این‌هاست. من می‌گویم حتی اگر سیاست‌های خارجی غلط هم باشد، وقتی ما می‌گویم “تحریم‌ها نتیجه‌ی سیاست‌های نادرست است” در ضمن آن سلطه پذیر بودن را پذیرفته‌ایم و پذیرفته‌ایم که هرگاه سیاستی غلط بود حقِ سلطه‌گران است که از بیرون به ما فشار بیاورند!

در مجموع به نظرم تبلیغاتِ روانی پیرامون تحریم‌ها از خودِ تحریم‌ها مهم‌تر است و نشان داده شده لااقل در کوتاه مدت از خودِ تحریم‌ها هم اثرگذارتر است، لااقل بر روی قیمت‌ها. پس درمقابل لازم است بیشتر از این‌که در پی القاء عدم تاثیر تحریم‌ها باشیم در پی نشان دادن نامشروع بودنِ اهرمی به نام تحریم باشیم.

همان‌گونه که روزگاری استفاده از تسلیحاتِ کشتار جمعی حقِ کشورِ دارنده بود ولی به مرور “منع استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی” راه افتاد باید در خصوص نامشروع بودنِ “تحریم” هم چنین روشنگری صورت بگیرد. تا معلوم شود کشورِ تحریم شونده‌ یک “خاطی” نیست بلکه یک‌ “مظلوم” است. یک ملتِ “مظلوم” که البته گاهی مثل ایران یک “مظلومِ گلوگیر” خواهد بود!

صفحه 1 از 3123