وکیلانه » انرژی هسته ای
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها انرژی هسته ای

ابتکار هسته‌ایی ایران و ۳ اتفاق مهم

فروردین ۱۸ام, ۱۳۹۱ دسته انقلاب اسلامی, ره‌بر حکیم انقلاب, سیاست خارجی | ۴۷ دیدگاه »

"ایران به دنبال بمب هسته‌ایی"؛ "افزایش نگرانی‌ها از برنامه‌ی هسته‌ایی ایران"؛ "برنامه‌ی هسته‌ایی ایران تهدیدی برای جهان"؛ "بلند‌پروازی‌های هسته‌ایی ایران" و بسیاری دیگر از گزاره‌های اینچنینی عباراتی آشنا و البته کسل‌کننده‌ هستند که روزی نیست در رسانه‌های خبری دنیا از آنها استفاده نشود. امریکا و هم‌پیمانانش فضا را به‌گونه‌ایی طراحی می‌کنند کاَنه ایران مثل شاگرد مدرسه‌ایی‌های تخس از پشت میز فراری است و  دائماً فریاد می‌زنند که "ایران باید به پای میزِ مذاکره برگردد". در حالی که جمهوری اسلامی ضمن همکاری‌های بسیار فراتر از تعهداتش با مرکز تخصصی هسته‌ایی بین‌المللی همیشه اعلام کرده که با روی باز آماده‌ی نه مذاکره به معنای معامله که بلکه گفتگو برای رفع نگرانی‌ها و اعتماد سازی جهانی هست.

جمهوری اسلامی با نگاهی به آینده معتقد است دستیابی و استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ایی به مثابه‌ی یک حقِ غیرقابل انکار به هیچ‌عنوان قابل معامله نیست ولی داوطلبانه حاضر است با کشورهایی که خود بمب اتم دارند و حتی از آن استفاده هم کرده اند گفتگوی اطمینان بخش کند.

آخرین نمونه‌ای آن رضایت به گفتگو با پنجِ بعلاوه‌ی یکِ "هیچ‌کاره" (!) است. ابتدئاً قرار بود این گفتگوهادر "ترکیه" انجام شود ولی ایران با اقدامی پیش‌دستانه تشخیص داد که این مذاکرات در جایی دیگر بجز "استانبول" انجام شود. و این نظر را رسماً اعلام کرد و گزینه‌ی جایگزین استانبول را هم "بغداد" پیشنهاد داد و بلافاصله عراق تمایل خود را برای میزبانی این مذاکرات علنی کرد.

در این میان به نظرم دست‌کم ۳ اتفاق مهم افتاده است:

۱) رو شدن دست امریکا و هم‌پیمانان‌ش
افکار عمومی ملت‌ها چیزی نیست که مثل نظرِ دولت‌ها با تهدید یا تطمیع قابل تغییر باشد و بر اساس مشاهداتِ مردم از خبرهای روزانه شکل می‌گیرد. هم‌اکنون این سوال مطرح است که مگر نه غرب اصرار داشت و دارد ایران به پای میز مذاکره برگردد و هدف از مذاکرات را هم رفع نگرانی‌ها در خصوص برنامه‌ی هسته‌ایی ایران قلمداد می‌کرد؟ پس اگر بناست "مذاکرات"، مذاکره باشند و نه "معامله بر سر حقِ مشروع ایران" چه تفاوتی می‌کند این گفتگو‌ها در چه محلی انجام شود؟ مگر میزبان قرار است حکمِ داور یا به طور واضح‌تر "دلال" را ایفا کند؟‌
اگر بنا بر ادعا و ژستِ غرب قرار است سوالات و ابهامات پاسخ‌ داده شوند چه در "استانبول" چه در "بغداد"؟! وقتی ایران داوطبانه پذیرفته برای چندمین بار با "هیچ‌کاره‌ها" وارد گفتگو شود تا اگر نگرانی‌ دارند رفع کند، خودداری غرب از مذاکره در بغداد چه مفهومی را به جهان مخابره می‌کند؟ چرا برای غرب مکان مذاکره مهم‌تر از خودِ مذاکره است؟ آیا این خودداری تایید نمی‌کند که ادعاهای غرب دروغ بوده و در مذاکرات قبلی هم بحثِ نگرانی‌ها مطرح نبوده و بلکه بحثِ معامله‌ایی در کار بوده که ایران زیر بار نرفته؟

 

۲) رکب ایران به پسرِ زرنگِ منطقه
عثمانیِ کوچک یا همان ترکیه‌ی خودمان که تا همین چند سال پیش ملتمسانه پشت درب ورودی اتحادیه‌ی اروپا زانو زده بود؛ حالا چند صباحی است به دنبال رویای بازسازی امپراطوری عثمانی افتاده و یک‌بار با ژستِ حمله‌ی لفظی به اسرائیل؛ دیگر بار با ادعای مشمئز کننده‌ی نگ
ذاریم کربلا در بحرین اتفاق بیفتد، و بار دیگر با ژستِ میانجی‌گری برای ایران و غرب می‌خواهد در منطقه "آقایی" کند. غافل از اینکه ملت‌ها می‌بینند حجم فوق‌العاده‌ی معامله‌ی سلاح با رژیم صهیونیستی‌ش را؛ و می‌بینند پالس‌های "در بحرین خبر خاصی هم نیست" فرستادنش به غرب را و دیگر بازی‌های دوگانه‌اش را. و حالا؛‌ وقت آن بود تا طعمِ نوازش‌های(!) جمهوری اسلامی را بچشد! تا بداند ایران بازی‌دوگانه را تا حدی تحمل می‌کند اما از حد که گذشت؛ جمهوری اسلامی گزینه‌های زیادی برای تلافی روی میز دارد…

۳) میوه‌ایی که در عراق چیده نشد
اوائل لشکر‌کشی امریکا به عراق، مقامات ایالات متحده در پاسخ به منتقدان جنگ جمله‌ی معروفی داشتند که "ما در حال کاشتن بذری در عراق هستیم که میوه‌ی آنرا در آینده در جایی دیگر خواهیم چید" و بسیاری از کارشناسان این جایی دیگر را "ایران" تعبییر می‌کردند. اما حالا بعد از گذشت نزدیک به یک دهه از جنگ و بعد از صرفِ هزینه‌های سرسام‌آوری که یکی از علت‌های بدهی‌های وحشتناکِ امریکاست؛ جا داشت هم اکنون نه که میوه لااقل این بذر کاشته شده سری از خاک درمی‌آورد و مثلاً درست در چنین موقعیتی عراق مخالفتِ خود را با میزبانی مذاکرات اعلام می‌کرد تا ایران بماند پادرهوا!!

اما می‌بینم عراقِ‌ قُرق شده‌ی امریکا با سرانگشتِ‌ اشاره‌ی جمهوری اسلامی بلافاصله و در کوتاه‌ترین زمان مشتاقانه تمایل خود را برای میزبانی مذاکرات اعلام می‌کند تا توپِ بازی نفس‌گیر و طولانیِ‌  کشمکش هسته‌ایی ایران بار دیگر به زمین غرب بیفتد! و حالا باید منتظر بود و دید که این‌بار غرب چگونه می‌خواهد از این مخمصه بیرون بیاید؟!

مطالب مرتبط :
ترکیه بهشت سبزهای ایرانی است نه الگوی انقلابیون منطقه !
“مهار نشده” دقیقاً‌ همان اتفاقی است که باید در سیما بیفتد نه در سینما
5 دلیل برای "نه" گفتن به ورود بازرس حقوق بشر به ایران
خانم دکتر رایس، چه خبر از درد زایمان خاورمیانه‌ی جدید؟!

چهار پیشنهاد برای استقبال از بازرسان آژانس

بهمن ۸ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی | ۳۴ دیدگاه »

اگر چنانچه به مجموعه‌ى دشمن به چشم یک جبهه‌ى مستمرى که وظائف را تقسیم کردند، نگاه کنیم، آن وقت احساس مسئولیت ما در هر قضیه‌اى شکل تازه‌اى به خودش میگیرد. حالا در همین قضیه‌ى این ترورها، من عقیده‌ام این است که بچه‌هاى تشکلهاى دانشجوئى در این قضیه کوتاه آمدند؛ یعنى کم‌عملى نشان دادند. باید این قضیه را بزرگ میکردید. البته نه اینکه بزرگ کنید – چون خودش بزرگ است – همان جور که هست، منعکس میکردید. ما حتّى ندیدیم تشکلهاى ما پوستر این شهدا را هم چاپ کنند، منتشر کنند، پخش کنند، یادمان اینها را نگه دارند. نه، این موضوع اصلاً نباید فراموش شود؛ این کار کوچکى نیست.
مقام معظم رهبری ۹۰/۵/۱۹

تجربه‌ی شخصی و برداشت من از این دنیا می‌گوید در این روزگار اگر شخص یا گروه یا جامعه‌ای حساب‌ش پاک باشد و بخواهد در مواجهه با اتهامات از موضع انفعال برخورد کند، کلاهش پس معرکه خواهد بود! تا قیام قیامت اتهام به او زده می‌شود و تا قیام قیامت هم باید پاسخگوی اتهامات باشد و این یک تسلسل نامتناهی خواهد شد. بنابراین چه در موارد شخصی چه در موارد جمعی بهترین دفاع حمله است! البته حمله‌ی معقولانه.

همانطور که شاید بدانید بامداد فردا هیات عالی‌رتبه ایی از بازرسان آژانس انرژی اتمی به ریاست "هرمان ناکارتس" وارد ایران می‌شوند.(+) در رابطه با این سفر چند پیشنهاد در راستای دیپلماسی عمومی با اذهان مردم جهان به ذهن می‌رسد:

۱) می‌شود خانواده، بخصوص فرزندان شُهدای هسته ای، به عنوان نماینده‌ی مردم ایران با دسته گل و عکس شهدایشان با نوشته‌ ترجمه‌ شده‌ی "به کدامین گناه کشته شده اند؟" و "قاتل پدرانمان کیست؟" یا نوشته هایی با این مضمون به استقبال رسمی این هیات بروند!! طبیعتاً نیاز به هیچ سخن دیگری نیست و پخش چنین تصاویری از شبکه های خبری کاملاً گویا خواهد بود.

۲) می‌شود دانشجویان ایرانی پلاکاردهایی حاوی نوشته‌های مفهومی و عکس شهدای هسته ای و واکنش مقامات خارجی در دست داشته باشند و بسیار محترمانه و برنامه ریزی شده درب محل اقامت این بازرسان تجمعی آرام صورت بدهند.

۳) در ایامی که این بازرسان در ایران حضور دارند می‌شود دانشجویان زنجیره‌های انسانی دورتادور برخی‌ نیروگاه‌های هسته ای داشته باشند. بازتاب این نوع حرکت در گذشته در رسانه های مختلف نشان از تاثیرگذار بودن این کار دارد.

۴) گروه‌های دانشجویی می‌توانند به صورت رسمی نامه هایی حاوی دعوت از این بازرسان برای شرکت در جلسه‌ی پرسش و پاسخ با دانشجویان  ارائه بدهند. جلساتی که در آن سوالات متعددی باید پاسخ داده شوند. در صورت عدم پاسخ به چنین دعوت‌هایی که کاملاً قابل پیش‌بینی هم هست، می‌توان لیستی از سوالات دانشجویان را در نامه ای سرگشاده از طریق مقامات به دست هیات بازرسی کننده ارائه کرد.

شاید مقداری دیر شده باشد و تصور اجرایی برخی از این گزاره‌ها دور از ذهن باشد. اما می‌توانیم با نوشتن در وبلاگ‌هایمان یا بازنشر چنین مطالب و خواسته‌هایی مشابه آن در شبکه‌های اجتماعی، به جهان و مسولین کشورمان بگوییم ما چنین درخواستی داریم و انتظار داریم از این فرصت‌ها به بهترین نحو استفاده بشود.

# ایده‌ی اولیه‌ی  این کار توسط برادر خوبم مجید بذرافکن ارائه شد.(اینجا)

دانشجوی یکی از بهترین دانشگاه‌های کشور

دی ۲۶ام, ۱۳۹۰ دسته از لابلای کتاب‌هایمـ ـ ـ ـ | بدون دیدگاه »

آقا مصطفی هیچ وقت به ما نمی‌گفت پول نیاز دارم. ایام دانشجویی روزهای تعطیل می‌رفت ترمنیال بارهای مسافرین را جابجا می‌کرد…..

(پدر شهید احمدی روشن)

مشکل اصلی اسرائیل “مادر شهید مصطفی احمدی” است

دی ۲۵ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, وقایع اتفاقیه | ۲۷ دیدگاه »

# وقتی بعد از یکی دو روز عدم دسترسی به نت، سراغ مجازستان بیایی و با انبوه خبرها و مطالب روبرو بشوی با خودت می گویی "اووووووه چقدر عقب موندم!!" و بعد احساس می کنی که انگار از یک سیاره ی دیگر به این زمین پرت شده ایی که از همه چیز پرتی. اما وقتی این بازه ی زمانیِ عدم دسترسی به نت می شود یک هفته کمی اوضاع فرق میکند. انگار آن یکی دو روز کم بوده باشد اما در یک هفته حباب مجازستان می ترکد و همه چیز را واقعی ببینی. می روی بین مردم، قاطی ملت و انگار زندگی برایت شیرین تر می شود. غم ها واقعا غم می شود و شادی ها واقعاً شادی و دغدغه ها واقعاً دغدغه. بعد از یک هفته دوباره رجوع به نت که می کنی قشنگ برایت عیان می شود که در این مجازستان همه چیز بیش از حد بزرگ نمایی می شود. چیزهایی دغدغه می شود که فی الواقع دغدغه نبوده و نیست بلکه نشخوار های ذهنی آشفته پشت یک سیستم است که به شدت اگزجره شده و جای دغدغه های ملت قالب می شود. و آنجاست که الحق بجای مجازستان می شود به اینجا فریبستان گفت؛ توهمستان حتی! مِنبعدازاین قبل از روشن کردن لب تابم حتماً زیر لب دعا می کنم اللهم احفظنی من التوهم.

# زیاد دور نبودم؛ آنقدر که حتی صدای انفجار را هم شنیدم و راستش بلافاصله بعد از اینکه علت انفجار معلوم شد پرپر شدن یک جوان دیگر ایرانی بوده زیرلب گفتم دمت گرم دشمن! باز هم حماقتت در خوب موقعیتی به داد ما رسید.

# معمولاً وقتی می خواستیم  فشارهای زورگویان بر ایران عزیزمان را تحلیل کنیم سراغ "شعب ابی طالب" می رفتیم اما ره بر انقلاب در دیدار با مردم قم زاویه ی دید را از "شعب ابی طالب" به سمت بدر و خیبر بردند. جایی که می توان به جرات آنرا اوج اسلام نامید. و این تغییر زاویه قبل از همه چیز تلنگری بود برای خود ما که فریب حباب های مجازی را نخوریم و واقع نگر باشیم. به دور از بمباران های خبری و بدون هراس از سرزنش ملامت کنندگان سرمان را بالا بگیریم و از موضع اقتدار حرف بزنیم.

دقیقاً در همین حال و احوال دشمنی که لااقل در یک قرن گذشته هرگز اینقدر ضعیف نبوده و در عین حال هم هرگز اینقدر شاخ و شانه نکشیده کارش به جایی می رسد که دست به ترور کور می زند. حباب مجازی "تحریم نفت" و "تحریم بانک ملی" می تند اما منفعلانه و از موضع شکست؛ ترور کور و جوجه تروریستی انجام می دهد. عملیاتی که کلاس کاری ش برای منافقینِ بخت برگشته هم اُفت دارد. اما خوب، چه کند دشمن؟ کاری بجز این از دستش برنمیآید. و همین نمیچه کار هم صددرصد جواب معکوس برای ش داشت.

# خیلی مزمزه کردم که این حرف را بگویم یا نه؛ اما دل را به دریا می زنم و ضمن تشکر از طراحان این ترور می خواهم عرض کنم به نظرم خون مصطفی ده ها برابر بیشتر از خود مصطفی برای ایران مفید واقع شد. پمپاژ کرد روحیه ی شهادت طلبی را. اثبات کرد "خیبری بودن" ایران را و در موضع ضعف قرار داشتن دشمنانش را علیرغم اینهمه هاف و تروفشان. اثبات کرد مضحک بودن "سازمان ملل متحده" بخوانید "دول متحده" را. اثبات کرد کثیف بودن شیشه های لنز آژانس انرژی اتمی را. اثبات کرد نجابت ایران را در عدم مقابله به مثل و اثبات کرد خیلی مسائل دیگر را. البته طبیعتاً نه برای آنها که هنوز گرفتار حباب دور خودشان هستند.

آهان داشت یادم می رفت؛ حرف های مادر شهید احمدی روشن را شنیدید؟ مشکل اصلی بد خواهان این مملکت، نه علم و چند قلم خرید های شهید احمدی روشن، بلکه تفکرات مادر مصطفی است و لاغیر.

مادر شهید احمدی روشن

صفحه 2 از 3123