وکیلانه » انرژی هسته ای
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها انرژی هسته ای

آیا ساختمان انگلیس در تهران یک سفارت‌خانه بود؟ اسناد غیرقابل انکار !

آذر ۱۰ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی, سیاست خارجی | ۸۱ دیدگاه »

در دو روز گذشته در خصوص اعتراض شدید دانشجویان ایرانی به موجودیت روابط با دولت بریتانیا، در پست قبلی وبلاگم و بخش نظرات آن و جاهای دیگر به تفصیل گفتگو کردیم. اما جدای از آن اقدام در این نوشته قصد دارم بررسی کنیم که آیا اَعمال و رفتار دیپلمات‌های انگلستان در قبال ایران رفتار‌های دیپلماتیک بوده؟ آیا دیپلمات‌های انگلیس در تهران در چارچوپ همان کنوانسیون‌های بین‌المللی که دو روز است وِرد زبان همه شده، مشغول به فعالیت بوده‌اند؟ یا این ساختمان در واقع پایگاهی امن در پوشش دیپلماتیک، ولی در جهت دست‌اندازی صریح به منافع ملی ایران است؟

خوشبختانه(!) برای بررسی این موضوع نیازی نیست از جای خود کوچک‌ترین تکانی بخورید. با هم همراه می‌شویم و فقط برای نمونه با هم گشتی در وب‌سایت سفارت بریتانیا در ایران می‌زنیم! فقط در حین مطالعه توجه داشته باشید که این یک صفحه‌ نه یک‌وسایت خبری تحلیلی، نه یک صفحه‌ی شخصی، و نه یک محل برای تهیه‌ی گزارش که بلکه صفحه‌ی رسمی و علنی  دیپلمات‌هایی است که چارچوب وظایف‌ محدودشان به صراحت در قوانین ذکر شده و فقط مجاز به ابراز رفتار‌های دیپلماتیک در حدود مشخص‌ شده بین دو کشور هست که به شدت از خروج از این محدوده هم نهی شده‌اند:

۱) اگر اینجا کلیک کنید در مانی‌فست و اساس رفتاری و اولین معرفی، بخش "روابط بریتانیا با ایران" در پاراگراف سوم به صراحت می‌خوانید:
"بریتانیا و بسیاری کشورهای دیگر نگرانیهایی جدی درباره رفتار حکومت ایران دارند: بلندپروازیهای اتمی آن، حمایت از تروریزم و تلاش برای بی ثبات ساختن منطقه، برعلاوه نقض دوامدار حقوق شهروندان خود"
نمی‌دانم در قبال این گستاخی علنی و رسمی چه باید گفت!

۲) اگر لطف کنید و اینجا کلیک بفرمایید  در بخش سیاست‌های بریتانیا در قبال ایران، بخش حقوق بشر! ضمن مشاهده‌ی یک تصویر زیبا می‌بینید که در یک متن کوتاه به صراحت نوشته شده :
"وضعیت حقوق بشر در ایران در سال ۲۰۰۹ بدنبال پاسخ توام با خشونت دولت به اعتراضات گسترده بعد از انتخابات قابل بحث ریاست جمهوری مورد توجه خاص قرار گرفت.  آزادی اجتماع کاهش یافت و شرکت کنندگان در اعتراضات مسالمت آمیز و فعالان سیاسی در معرض بد رفتاری های مکرر و به اثبات رسیده قرار گرفتند.  با وجود گذشت یکسال بعد از آن، دولت کماکان محدودیت های شدیدی بر آزادی بیان و اجتماع اعمال می نماید."

البته این متن ادامه دارد و حتما بخوانید‌ش ولی سعی کنید آنرا با "بالاترین و جرس" اشتباه نگیرید!

خیلی روشن است که  بحث، بحثِ  تایید تا تکذیب هیچ‌کدام از این موارد نیست بلکه بحث وقاحت پوشیده شده در زرورق دیپلماتیک یک کشور است که علناً از حدود وظایف قانونی خود بسیار فراتر رفته و صراحتاً اتهامات بسیار خطرناک و کاملاً دروغی  به کشور میزبان وارده کرده، به دخالت مستقیم در امور داخلی کشور میزبان پرداخته و رسماً در نقش اپوزسیون کشور میزبان ظاهر می‌شوند در حالی که عرف و قوانین بین‌المللی هیچ جای دنیا چنین چیزی را نمی‌پذیرد و امکان ندارد آنرا تحمل کند!

لازم می‌دانم  بازم هم تاکید کنم که بیان این موضوعات فرای از اصل‌ آنها، از طرف یک سایت رسمی دیپلماتیک  دهن‌کجی کامل و زیرسوال بردن استقلال یک کشور است.  به نظرم همین دو نمونه که صراحتاً در مانی‌فست و معرفی این مکان، ذکر شده برای آزاداندیشانی که دنبال حقیقت هستند کافی است و البته اینها اسناد کاملاً علنی و رسمی است و اینکه در خفا چه می‌گذشته و چه روابطی وجود داشته را باید بعدها تاریخ مشخص کند.

در عین حال این سفارت‌خانه به این دو مورد اکتفا نکرده و پا را فراتر از این‌ها گذاشته و مکرراً، تاکید می‌کنم مکراراً حتی به صورت مصداقی هم در امور داخلی کشور میزبان دخالت نموده است. از جمله اقدامات صورت‌گرفته توسط این به اصطلاح دیپلمات‌ها حتی به دخالت در امور داخلی قوه‌ی قضایه  که برای هر کشوری یکی از خطوط قرمز بسیار مهم تلقی می‌شود هم می‌توان اشاره کرد. برای نمونه می‌توانید اینجا(+) و اینجا(+) را کلیک کنید که به صراحت درخواست آزادی مجرمان محکوم شده‌ی دادگاه‌های ایران را می‌نمایند! 

و البته موردی دیگر از دخالت در امور داخلی ایران (+)

مطالب مرتبط :
حمله به سفارت انگلیس یعنی: هرکس باد کاشت طوفان درو می‌کند !
سیلی محکمی که اروپا “از همین حسینیه” خورد !
ِ
  ماجرای قطع رابطه ایران و انگلیس در سال ۳۱
حمله به سفارت انگلیس، آری یا خیر؟!
روشهای غیرمرسوم و غیردیپلماتیک
نگاهی به همه اتفاقات تسخیر سفارت انگلستان توسط دانشجویان و حواشی آن(شک نکنید از این کامل‌تر پیدا نمی‌کنید)

“مهار نشده” دقیقاً‌ همان اتفاقی است که باید در سیما بیفتد نه در سینما

آبان ۱۶ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, سیاست خارجی, سینما نوشتنی‌ها | ۵۵ دیدگاه »

 

بگذارید همین اول سنگ‌هایمان را باهم وا بکنیم، قصد داشتم تیتر این نوشته را "مهار نشده ببینید تا احساس غرور کنید" قرار بدهم. یعنی که در این قحطی کار اصولی و حرفه‌ایی مستند "مهار نشده" قطعاً یک غنیمت است که باید از آن حمایت شود و برای آن تبلیغ. و من به عنوان یک موافق یا کسی که از دیدن این مستند خوشش آمده یا یک چیزی توی همین مایه‌ها دارم این خطوط را می‌نویسم. پس من طرفدار "مهارنشده" هستم اما حرف‌م چیز دیگری است. اوکی؟

اما "مهارنشده" چیست؟
"مهارنشده"( Uncontained) مستندی است ۶۴ دقیقه‌ایی به زبان انگلیسی، کاری از همان گروهی که "یزدان تفنگ ندارد" را در خصوص حوادث پس از انتخابات ساخته بودند. حکایت دانشجوی پاکستانی است که در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ در خصوص پرونده‌ی هسته‌ای ایران تحقیق می‌کند و به نظر من کل مستند در جستجوی پاسخی است برای این سوال که چرا موطن "محتشم" دانشجوی پاکستانی با دارا بودن سلاح هسته‌ای مورد توجه قرار نمی‌گیرد اما ایران صرفاً به دلیل اینکه امکان دارد بخواهد در جهت دستیابی به سلاح هسته‌ای قدم بردارد این‌همه مورد توجه قرار گرفته؟
پاسخ به این سوال در قالب مروری بسیار سریع بر چیستی انقلاب اسلامی ایران، اتفاق می‌افتد و همچنین مصاحبه با مردم عادی و نیز یکی از مخالفین پرونده‌ی هسته‌ای ایران جناب آقای شیرزاد، نماینده‌ی جنجالی مجلس ششم و چند نفر دیگر.

خوب؛ چه چیز خاصی در "مهار نشده" وجود دارد؟
اولین چیزی که به چشم می‌خورد کیفت بسیار قابل قبول تدوین و ساخت و صدا‌گذاری آن است که وقتی در نظر بگیریم تیم سازنده‌ی آن،  گروهی از دانشجویان دانشگاه شریف هستند که تخصص خاصی در فیلم‌سازی ندارند، حد کیفیت بسیار ملموس‌تر می‌شود.(اینجا کلیک کنید و بخشی از این مستند را ببیند و خودتان قضاوت کنید"تیزر اول"). به عنوان مثال در بخشی از مستند تصاویری از استقبال مردم از امام خمینی در تهران پخش می‌شود که هم بسیار بجا‌ استفاده شده و هم با موسیقی زیبایی همراه شده که به خوبی بر دل می‌نشیند و من موقع دیدن آن ضمن دریافت یک حس خوش، داشتم به این فکر می‌کردم که به راستی چرا تا کنون این استقبال مردم از امام، به عنوان بخشی از تاریخ‌ این کشور مورد توجه درستی قرار نگرفته؟

نکته‌ی دوم، توجه‌ قابل قبولی است که روند مستند به اصلی‌ترین عنصر‌ حرفه‌ایی گریی یعنی رعایت اصل "بی‌طرفی" دارد. ببینید من به هیچ عنوان دلم نمی‌خواهد ساده لوح باشم و بگویم که یک مستندساز یا  یک گزارش‌گر یا خبرنگار باید بی‌طرف باشد، چون امکان ندارد. لااقل در این زمانی که ما داریم در آن زندگی می‌کنیم غیرممکن است یک انسان عاقل نسبت به موضوعات مهم بی‌طرف باشد. در خوش‌بینانه‌ترین فرض "بی‌طرفی" حمل بر موافقت می‌شود. هرکس هم بگوید من یک گزارش‌گر یا مستند‌ساز یا خبرنگار بی‌طرف هستم بدون شک دروغ‌ می‌گوید. نمی‌تواند بی‌طرف باشد. اما در اینجا "رعایت اصل بی‌طرفی" یعنی رعایت حقوق بیننده و اینکه نخواهیم چیزی را به او القاء و تحمیل کنیم. بلکه با جمع‌آوری و چینش یک‌سری اطلاعات به بیننده اجازه بدهیم خودش نتیجه‌گیری کنید.

کاری که "مهارنشده" به خوبی آنرا انجام داده. رفتن به سراغ یک نماینده‌‌ی مجلس که مخالف برنامه‌ی هسته‌ ای ایران است! پرسیدن سوالات فراوان از مردم عادی کوچه و بازار مانند این سوال که "انرژی هسته‌ای تنها ۲ درصد برق ایران را تامین می‌کنید، آیا می‌ارزد برای این ۲ درصد اینهمه هزینه داد؟" و پخش پاسخ‌های متنوع آنها.  سر زدن به قبرستان و رفتن بر سر مزار یک شهید عراقی که حاضر شده برعلیه کشور خودش، در دفاع مقدس شرکت کند! پرس‌وجو در خصوص لشکر ۹بدر که متشکل از عراقی‌ها بوده، سرزدن به هیات سینه‌زنی "عبدالرضا هلالی" و بسیاری دیگر از این دست و ارتباط آن‌ها با پرونده‌ی هسته‌ای ایران، قطعات پازلی هستند که "محتشم" آنها را کنار هم قرار می‌دهد تا به پاسخ سوال خودش برسد.

مورد بعدی ایجاد سوال در ذهن مخاطب است، مثلا در جایی با اشاره به تاریخ جنگ ایران و عراق و اینکه رهبر ایران در بدترین شرایط، از موشک‌باران متقابل شهرهای عراقی به دلیل صدمه‌دیدن غیرنظامی‌ها، جلوگیری کرده، این سوال را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که پس اکنون چگونه ممکن است همین کشور بخواهد سلاح کشتار جمعی تولید کند؟! یا به خوبی این سوال را ایجاد می کند که دستیابی به انرژی هسته‌ای "مهار شده" یک پله بعد از دست‌یابی به انرژی هسته‌ای "مهارنشده" است و کسی که توان برق‌گیری از اتم را داشته باشد، توان ساخت کلاهک هسته‌ای را هم دارد و اساساً "سلاح هسته‌ای، سلاح نزدن است"؛ پس چرا وقتی دیگران دارند و ادعا می‌کنند ظرفیت داشتن آنرا دارند، ایران نداشته باشد؟‌

و ویژگی آخر "مهارنشده" پایان بندی مناسب است. "محتشم" بعد از مرور چیستی انقلاب اسلامی و چرایی اهمیت پرونده‌ی هسته‌ای آن، با تکیه بر واکاوی عنصر "شهادت طلبی" شیعیان، برای مخاطب این تصور را ایجاد می‌کند که "مهارنشده" نه کلاهک هسته ای که بلکه همین قدرت نرم ایران برای بسیج مردم کشور‌ش در مقابله با دشمن است که اگر این نوع نگاه به دیگر کشورها را رسوخ پیدا کند مقابله با آن برای کشورهای غربی ناممکن خواهد شد. جایی که از یک نفر در راهپیمایی می‌پرسد آیا ایران سلاح هسته‌ای دارد؟ و او جواب می‌دهد بله که دارد؛ دوربین‌تان را به سمت جمعیت بگیرید و ببینید انرژی مهارنشده‌ی ایران، همین مردم حاضر در صحنه هستند!

اما هدف اصلی من از نوشتن این خطوط این بود که عرض کنم، جایگاه "مهارنشده" در سینما نیست بلکه در سیماست. تلویزیون ما باید تمام گزارش‌هایشان به سبک و سیاق مهارنشده "با کیفیت" و با "ژست بی‌طرفی" باشد و در هفته لااقل ۳ گزارش در خصوص مسائل روز ایران و جهان، به همین سبک داشته باشیم. همان کاری که غرب در مقابل ما انجام می‌دهد! همان روش بمباران خبری مخاطب.  همان کاری که بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان و فاکس و الجزیره انجام می‌دهند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 •
من مستند را در سینما سپیده(خیابان انقلاب) دیدم و ظاهراً در سانس‌های فرد، همچنان رایگان می‌شود آنرا دید؛ به زودی به شبکه‌ی خانگی هم می‌آید.

راهکارهای مقابله با مشکل کوچکی بنام مشایی + ۲ نکته دیگر

بهمن ۲ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۲۲۵ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

نکته‌ی اول : چرایی حرف نزدن در خصوص دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته‌ای


گه گاهی این سوال در ذهنم و شاید ذهن برخی‌های دیگر بوجود می‌آید که از مردم عادی گرفته تا حتی خود ما بلاگرهای ارزشی نویس، دیگر کمتر به مسئله‌ی دستیابی انقلاب(!) به  انرژی صلح آمیز هسته‌ای می‌پردازیم؟و کمتر از آن سخن می‌گوییم؟ و آیا این بد است؟

پاسخ اما ساده است.
به گمان نگارنده دو علت مهم برای آن می‌توان متصور بود که با در نظر گرفتن آن دو علت به خوبی می توان دریافت که  این موضوع، اتفاقا علت مبارکی دارد .
علت اول اما اینکه :‌ دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته‌ای مدت هاست که دیگر نه فقط در شعار که در ذهن و فکر همه‌ی ملت به عنوان یک حق مسلم و غیر قابل بحث درآمده و اساسا آنقدر موضوع واضح است که کسی نیازی نمی‌بیند در خصوص بدیهیات سخن بگوید. و ماجرا از آن سو شده که اگر کسی این‌را انکار کند جای تعجب دارد.

علت دوم اینکه:‌ به دلیل سوابق بسیار درخشان، ملت اعتماد و اطمینان بسیار محکمی به نمایندگان خود در این خصوص دارد و هیچ شکی ندارد که نمایندگانش به بهترین نحو از حقوق حقه‌ی کشور دفاع می‌کنند. یعنی آن نگرانی که در زمان اصلاحات بود و بیم وطن فروشی! می‌رفت به هیج عنوان وجود ندارد و حتی مخالفان داخلی دولت هم به دیپلماسی فعال و مبتکرانه‌ی آن اعتماد کامل دارند. از این رو به نظر می‌رسد همین خبرهای مذاکرات و غیره کفایت می‌کند و البته اگر هم قرار باشد سخنی گفته شود چیزی بجز تقدیر به ذهن نمی‌آید!

مثلا کیست که نداند کم آورده فیس و افاده‌های(!) سیاستمدار کنه کاری همچون “کاترین اشتون” در برابر معنویت جوانی حزب اللهی همچون ” سعید جلیلی”! و کیست که از دیدن این مذاکره کننده‌ی به خود نبالد؟

×××××××××××××××××××××

نکته‌ی دوم : مسولین مقتدر امنیتی لطفا بیش از پیش مراقب باشند!

وعده‌ی الهی این است که “ان مع العسر یسر”. و این روزها را شاید بتوان مصداق تحقق این وعده‌ی الهی دانست. بعد از حوادث تلخ سال گذشته شاهد آرامش کاملا مستقر و واقعی در جریان امور کشور هستیم.
و این در حالی است که همزمان حداقل ۳ موضوع بسیار مهم در حال انجام است . یکی بزرگترین طرح اقتصادی یعنی هدفمند سازی. دوم تحریم های بسیار شدید و سوم مبارزه و روشنگری در خصوص فتنه‌ی سال گذشته و دیگری نیز مذاکرات برای دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای. آرامش کاملا پایدار و دشمن کور کن اجرای این امور را در کنار موفقیت های علمی و بویژه امنیتی اطلاعاتی؛ به دست آمده قرار دهید و آنگاه حال و روز دشمن را تصور کنید‍!
آری دشمن در همه‌ی جبهه‌ها به بن بست مطلق رسیده و شدیدا زخم خورده است.
و اینک اما نکته‌ی مهم اینکه تجربه و سیر تاریخ این را نشان می‌دهد که دشمن هیچ گاه دست از دشمنی با ما برنمی‌دارد و در این مواقع معمولا سراغ کثیف‌ترین روشهای خود یعنی حذف فیزیکی می‌رود . همان که برای دانشمندان هسته‌ای ما انجام داد و البته شاید در حد و اندازه‌ای بزرگتر!‌
که البته تنها تسکینی است برای دل خودش و الا نیک می‌داند که خون شهید علیمحمدی ها بیشتر از علمشان برای این ملت نافع است!

اما به هر حال مسولین مقتدر و سخت کوش امنیتی و اطلاعاتی باید بسیار مراقب باشند. و مردم نیز در این امر به بهترین نحو کمک رسانی کنند و موارد مشکوک را سریعا اطلاع دهند. ( خیلی جنایی شد؟)

×××××××××××××××××××××

راهکارهای عملی(!) مقابله با مشکل کوچکی بنام مشایی


نه آنقدر غرق در سایبر و خبرها شده ام که از فضای جامعه بی‌خبر باشم و ندانم که در متن جامعه از هر ۱۰ نفر ۸ نفر حتی اسم مشایی را هم نشنیده اند و نه آنقدر از موضوعات بی‌خبر که ندانم چه دردی می‌کشند اصولگرایان از دست این میرزا بنویس دولت!
از آن سو نیز مخالفت شدید دارم با کسانی که مشایی را در حد یک فتنه و جریان بالا می‌برند و فریاد وامصیبتا سر می‌دهند. واقع بینانه و دقیق که نگاه می‌کنم مشایی فقط یک مشکل کوچک است! فقط .
حد و اندازه‌های او بسیار کوچک‌تر از آن است که فتنه باشد. او فقط یک نخود ناپز(!) است در میان اینهمه خدمات ارزنده‌ی دولت. مشایی منهای احمدی‌نژاد هیچ است!
و چه بخواهد و یا نخواهد نهایتا سه سال دیگر از صحنه‌ی سیاسی کشور محو می‌شود. و بنده از خدا می‌خواهم کسی به مشایی تقلبی نرساند و او کاندید انتخابات ریاست جمهوری آینده شود تا بفهمد حد و اندازه‌های خویش را!
اساس راه مقابله با این فرد نادان چسبیده به دکتر محبوب ما، این است که او را یکی از فرعی‌ترین فرعیات بدانیم! و چند نکته بر اساس همین اصل به ذهنم متبادر می‌شود جهت مقابله با ایشان. البته نه از آن جهت که دفع خطر او کرده باشیم که کوچک‌تر از آن است که خطر باشد، بلکه از آن رو که بداند کسی هست که جوابش را بدهد و نشان دهیم حتی اگر محبوب‌ترین ریس جمهور به خطا اصرار بر حمایت از کسی داشته باشد ما جوانان می‌توانیم او را حذف کنیم.

۱) چون یک طلبه هستم اقدامات دخالتی او را کاری ندارم، بلکه بیشتر این روی مخ من است که وی اصرار دارد پا در کفش ما طلبه ها کند. بهترین راه مقابله با حرف های غیر تخصصی او این است که یکی از طلبه‌های مطرح و خوش‌فکر دائم او را به مناظره فرا بخواند. تاکید دارم بر دائم بودن! و هر بار که طفره برود تیتر یک این باشد :‌مشایی از مناظره فرار کرد!
و باورم است که این عمل قطعا کارآمدتر از آن است که پست‌های وبلاگ و سوتیترهای سایتهای خبرگزاریمان را حرام این چنین شخصیتی کنیم که سکولارها و مفتخرین به حکومت رضاشاه قلدر، حامی او هستند.

۲) سوالات زیادی چه از عملکرد و چه از نوع تفکر ایشان در ذهن ما هست. چه خوب می‌شود اگر یک مصاحبه کننده‌ی خبره با سوالات صریح و شفاف او را محاصره کند! البته با توجه به اینکه اخیرا برای برخی بدنامی بهتر از گمنامی است این مصاحبه کننده باید دقیق و حساب شده وارد عمل شود!

۳) همین سوالات پیش رو را فارغ از پاسخ‌هایی که او می‌خواهد بدهد، می‌توان در وبلاگی مخصوص این کار جمع آوری کرد.

سخن آخر اینکه شاید فکرم اشتباه باشد اما به شدت مخالفم با این حرف که مشایی می‌خواهد دکتر را از ولایت فقیه دور کند یا مثلا مشایی می‌خواهد بدون ولایت فقیه به امام زمان برساند. یا مثلا این حرف اشتباه که چرا دکتر احمدی‌نژاد بعد از ولایت کلمه‌ی فقیه را نمی‌گوید!‌
معتقدم این حرف‌ها بیشتر از هر چیز توهین به شعور و درک خودمان و سپس دکتر احمدی‌نژاد است. مولای مطهر ما تا کنون سربازی جان بر کف و مطیع‌تر از احمدی‌نژاد نداشته. ما باید عملکرد یک نفر را بنگریم یا نکته گیریکنیم؟‍!
“احمدی نژاد سرباز پابرهنه‌ی ولایت است” و این پابرهنه بودنش آیا کنایه از این نیست که خیلی‌ها در دام میرزا بنویسی بنام مشایی افتاده و دست از حمایت دولت کشیده‌اند؟ و یا مثلا دون شان خود می‌دانند که به قلمی یا قدمی یا سخنرانی یا پیامکی یا ایمیلی یا پست وبلاگی دفاع از دولت کنند؟!
بهترین راه‌ مقابله با مشایی دفاع از دولت و بی‌توجهی به مشایی است!

فیزیک و معرفت به هم رسید؛ بابا خون هسته‌ای داد

آذر ۹ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۹۳ دیدگاه »

به نام خدای زهرا(س)

سنگ گودال قتلگاه؛ هنوز هم بوی خون می دهد ….

ضربان قلب زمین این روزها تندتر می زند. زمان به سوگ ثانیه ها نشسته است. تاریخ قلمی برداشته و روایت این جنگ را می نویسد. اشک هایش بر صفحه ها می چکد و فکر می کند به جریان ها و انسانها. به اشرف مخلوقات و پیشانی های شکسته؛ به کوچه ها و سیلی ها؛ به درب سوخته و  محسن ها؛ به نخلستان ها و  غربت ها؛ به محرابها و فرق سرها؛ به سکوت ها  و جام زهرها؛ به اکبر و قاسم ها؛ به آب و عباس ها؛ به رباب و اصغرها؛ به “جوُن” و لیاقت ها؛ به گودی ها و سنگ ها، به امتداد نگاه در آخرین لحظه و غارت خیمه ها؛ به سه ساله ها و گوشواره ها؛ به بازار شام و زینب ها،به زینت عبادت کنندگان و زنجیرها؛ و  عجب  صبری خدا دارد ….

تاریخ ورق هایش می رسد به یک خیابان. حوالی دانشگاه شهید بهشتی؛ شکوه نقش ایمان در علم مستش می کند تاریخ را. به ناگه ورق هایش می سوزند در بی قراری یک روح . سری تکان می دهد بر خواری کفر؛  فریاد حق و عدالت می زند اما آرام نمی شود. دوباره زمزمه می کند “کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا” . دوباره نوحه می خواند و دم می گیرد با ذکر حسین(ع) ؛ نفس هایش را تنظیم می کند بر گام های کاروان کرب و بلا و برای فرزندانش روضه می خواند.

روضه ی چشم انتظاری مولای غریب بر حبیب. روضه ی خط کوفی و عهد برادری. روضه شرمساری آب بر چشمان عباس(ع). روضه ی وداع؛روضه ی اکبر، روضه ی قاسم؛ روضه ی طفل رباب؛ روضه ی دایی عباس گفتن فرزندان زینیب ، روضه ی بابا بابا گفتن های رقیه ؛ روضه ؛ نه ، اندکی صبر و مگر این تاریخ چقدر طاقت دارد .  ورق ها یش تر شده اند/ خیس اشک شده  سطر به سطر آن .  اما باز هم نه ؛ در امتداد نگاه تاریخ گردی به پا شده در افق ؛ گویی سواری می رسد و تاریخ  دوباره جان می گیرد با ذکر یا مهدی ادرکنی!
اما دگر تاب نوشتن قصه ی پر غصه ی دل یوسف زهرا را ندارد. تاریخ فقط هر صبح و شام با او خون می گرید و ناله می زند که ای کاش برگردی بر زمین.قرار دلهای بی قراری ، تو تنها غم گساری.شیعه را امیدی.تو همه نور و صفایی.
این محرم خبر از آمدنت می دهد آقا . بیا و برایمان روضه بخوان.بیا و پیروزی حق را بر تاریخ بنگار.
بیا مولا جان… بیا

نوشته شده به قلم : عبدالله

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:
از برکه ی غدیر تا گودی قتلگاه فاصله ای جز بعیت با مولا نیست!

مراسم روضه آنلاین : امشب  ساعت ۲۲:۳۰ الی۲۳:۳۰

جدول سهم تلاوت قرآن این هفته

صفحه 3 از 3123