وکیلانه » بی بی سی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها بی بی سی

توهمی به نام فتنه ی عظیم جریان انحرافی

خرداد ۸ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب‌های خاورمیانه, وقایع اتفاقیه | ۹۸ دیدگاه »

بدین وسیله اینجانب؛ از تمامی عمارها؛ دلسوزان؛ مرتبطین با بروبچز بالا؛ با بصیرتان و اساتید محترم خواهشمندم در جهت امر مهم و حیاتی روشنگری؛ به چند سوال ذیل که توسط شخص بی بصیرت و از همه جا بی خبری تهیه شده پاسخ دهند و جمعی را از ورطه ی هلاک بار ضلالت خارج نمایند.
بدیهی است پیشاپیش خودم به خودم لقب ننگین “مشایی چی” بودن را اعطا می نمایم تا از زحمت شما در پاسخ دادن قدری کاسته شود و با فراغ بال به هدایت بنده اهتمام بورزید.
حالا بریم سراغ سوالات؟

۱- لطفا با توجه به مفهوم “جریان” که دارای یک عقبه؛ موخره و مقدمه و اساس هست بفرمایید بر اساس کدام ملاک یک نفر که اگر رئیس جمهور دماغش را بگیرد خفه خواهد شد و همه‌ی عمرش تا زمانی است که آقای احمدی‌نژاد ریئس‌جمهور باشد و بعد از آن تمام خواهد شد؛ را جریان می نامید؟ 

۲- با توجه به مفهوم “فتنه” و کلمه ی “عظیم ترین” به فرض “جریان” بودن این گروه ؛ بفرمایید طبق کدام معیار و ملاک آنرا بزرگترین فتنه ی از صدر  اسلام تا کنون می نامید؟

۳- آیا اینکه بگوییم رئیس جمهوری که لااقل بخشی از کارهایش مورد حمایت رهبری است سحر شده؛ توهین به رهبر انقلاب هست یا نیست؟

۴- لطفا دقیقا بفرمایید مخاطب این جملات رهبر انقلاب کیست؟ ” عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى که در داخل با مسائل تبلیغاتى سر و کار دارند، این است که سعى کنند به این آشفتگى کمک نکنند. این که تحلیل بگذارند، یکى از آن طرف، یکى از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، براى هیچ و پوچ، چه لزومى دارد؟

۵- عاقبت احمدی نژاد بنی صدر است” را که اولین بار دلسوزترین فرد انقلاب جناب  هاشمی رفسنجانی گفته بود؛ “بالاخره با روحانیت در خواهد افتاد” را هم که آقای ساکت پیش بینی کرده بود؛ “دولت رمال و جن گیر” را هم که حاج آقای میرحسین موسوی و دیگر ذخایر انقلاب در شب مناظره گوش زد کردند (هرچند رهبر انقلاب که با بچه های بالا در ارتباط نیست صراحتاً آنرا رد کرد)، لطفاً بفرمایید چگونه است که یکی یکی دارد عین پیشبینی های کسانی که در آغوش امریکا به رقص آمده بودند؛ تحقق پیدا می کند؟

۶- این یکی را لطفا فرمانده محترم سپاه پاسخ دهند که چگونه حرف دیروز افقه فقها شیخ مهدی کروبی “پول دادن برای خرید رای” امروز از زبان شما شنیده می شود؟ و اگر مدرکی دارید چرا بجای ارائه به مراجع ذی صلاح جهت جلوگیری از شرکت آنها در انتخابات ذهن مردم را مغشوش می کنید؟

۷- با توجه به عمق خطری که ذکر می کنید ؛ چرا تا کنون کوچک ترین اشاره ای از سوی رهبر انقلاب مبنی بر لزوم مقابله با این امر صادر نشده و هر چه هم می فرمایند مبنی بر فرعی بودن این مسائل است؟

۸- چگونه است که حرف شما تابع النعل بالنعل همان حرف کارشناسان بی بی سی و صدای آمریکاست؟ و چرا صدای شکنجه ی “آیات” در بحرین زیر خروارها حرف سست ِ هیچ و پوچ شما و بی بی سی مدفون می شود؟

۹- همانگونه که می دانیم سالهاست بحثی به نام مشایی در کشور جاری است؛ با توجه به اوضاع جهانی و انقلابهایی که تا قلب اروپا پیشرفت کرده؛ چرا این روزها یک هو مشایی می شود فتنه ی عظیم و سراسر وقت نخبگان را به خود اختصاص می دهد؟ و این اصلی کردن معضلی به نام مشایی؛ به نفع کیست؟ و چگونه شد که روزگاری نه چندان دور ؛ آرزوی ما رسانیدن ولو کوچکترین توشه ای به غزه بود؛ ولی  امروز که مرز رفح باز می شود ما در توهم “جریان انحرافی” دست و پا می زنیم؟

۱۰- با توجه به اینکه امریکا با کمک به ۳۲ کشور جهان نتوانست ذره ای به این نظام ضربه بزند؛ آیا خاک بر سر مملکتی که عظیم ترین فتنه اش میخواهد با کمک به “لیلا” و “الناز” و “مهناز” به مقابله با نظام بلند شود ؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
“بیشتر از خیلى از منتقدین، بنده کمبودها را میدانم؛ منتها راه رفع کمبودها، این چیزهائى که تصور میشود، نیست که حالا بیا اعلام کن که مثلاً فلان جا فلان‌جور چه جورى است؛ نه، خیلى چیزها با اعلام درست نمیشود، با کار درست میشود. با حرف درست نمیشود؛ حرف، جنجال‌سازىِ تبلیغاتى و لفاظى هیچ کمکى به حل مشکلات نمیکند
“ایجاد فضاى آشفته‌ى ذهنى با لفاظى‌ها هیچ کمکى به پیشرفت کشور نمیکند. شما تجربه‌ى این پدر پیرتان را در این زمینه داشته باشید …”
“به قول رائج بین جوانها، جوگیر نشوید
. “بحث درست بکنید، بحث منطقى بکنید سخنى را بشنوید، سخنى را بگوئید؛ بعد بنشینید فکر کنید”.”والّا فضاى جنجال درست کردن، همین میشود که دیدید. جنجالِ قبل از انتخابات، بعد از انتخابات، انعکاسش میشود این؛ بخصوص وقتى دست بیگانه هم دخالت دارد.

وضعیت واقعی زندان‌ها در ایران

اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت, ضدانقلاب‌های فراری | ۱۶ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

# به عنوان یک وکیل که حداقل سه روز از هفته به زندان‌های مختلف رفت و آمد دارد، می‌خواستم از مشاهدات شخصی خودم بنویسم، اما دیدم بازار به قول بی‌بی‌سی “شاهدان عینی” حسابی داغ است و در این مقوله چیزی که زیاد است “شاهد عینی” که تا هم فیها خالدون زندان‌های انفرادی را هم می‌بینند. حالا بماند حرفهای  مثبت ۱۸ آنها که بیشتر به درد سایت‌های …… می‌خورد. یعنی واقعاً دیگر ضروری است که برخی‌ سایت‌ها نظیر “کلمه” و “تحول سبز” یا مثلا تلوزیون “رسا‌ تی‌وی” آرم +۱۸ را در لوگوی خود درج کنند :)
هر چند به نظرم می‌توانست این مشاهداتم بسیار مفید و جذاب و  مقایسه‌ی مصداقی آن با زندان‌ در کشورهای اروپایی حاوی نکات جالبی باشد، اما صلاح دیدم چیزی ننویسم که امکان صدق و کذب در آن باشد چون کلاً مطالب غیر مستند در فضای وبلاگ‌نویسی صرفاً به درد عشق و عاشقی و تهیچ احساسات می‌خورد که هیچ دردی را هم دوا نخواهد کرد.

بنابراین کل حرفم را در ۲ سوال خلاصه می‌کنم:
۱ـ
خوشبختانه هر نوع اذیت و آزار چه روحی و چه جسمی؛ با مراجعه به پزشک قابل تشخیص و مستند‌ کردن است. سوال ساده و واضح این است که مدارک پزشکی یک مورد از موارد مورد ادعای ضد انقلاب کجاست؟ با توجه به اینکه ادعا می‌کنند موارد فراوان است، آیا میان اینهمه فراوانی یک مورد قابل استناد پیدا نمی‌شود؟
بارها و بارها با افراد مختلفی مصاحبه می‌شود که ادعاهایی دارند، آیا نمی‌شود مدارک پزشکی ضمیمه‌ی این مصاحبه‌ها شود؟

۲ـ چیزی که اخیراً باب شده و هر بار روی آن جنجالی تازه درست می‌شود، بحث نامه‌نگاری‌های سرگشاده‌ است. سوال ساده و مختصر اینکه :‌ چگونه کسی که ادعا می‌شود حتی با خانواده‌اش هم ممنوع الملاقات است از میان زندان ِ باز به قول شما انفرادی و تحت شدیدترین شکنجه‌ها، نامه‌ای اینگونه‌ایی می‌نویسد و اول از همه هم سر از سایت‌های خارج از کشور درمی‌آورد؟

# در این مقوله سوال‌های بی‌شمار دیگری هم قابل ذکر است، اما بی‌پاسخ ماندن همین دو سوال، واقعیت را برای آنها که طالبش هستند مشخص می‌کند. و برای نمونه هم بدون هیچ توضیحی توصیه می‌کنم این مطلب را از متفکر سبزها جناب دکتر مهدی خزعلی بخوانید : اشباح سلول انفرادی!

# سطور بالا نمایانگر تنها یک بخش بسیار کوچک از تناقضات جنبشکی برخواسته از یک دروغ است که این روزها دارد پوست اندازی کرده و چهره‌ی واقعی خودش را بیشتر می‌نمایاند.
مردان خداجوی موسوی بجای اینکه بروند فکری به حال رهبرشان که ۹۱ روز است اسیر دست رژیم شده بکنند،‌ نشسته‌اند به تمسخر عقاید ملت ایران و دارند با دست خودشان اثبات می‌کنند حرفهایی را که دو سال قبل ما می‌گفتیم و آنها به رگ غیرتشان برمی‌خورد.

خودکوچک پنداری ، معضل حزب اللهی ها

آذر ۱ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۰۶ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

۱) اواسط دهه ی ۷۰ ،  تازه کبوتر جلد مسجد شده بودیم . جمعی از رفقای نوجوان  بودیم که هر شب بلا استثنا نماز جماعت و بعد جلسه ی قرائت قرآن و ما بقی مسائل !
شوق  حضور به گونه ای بود که غیبت که جای خود ، حتی تاخیر یک روزه ی یک نفر هم به چشم می آمد . سه چهار روزی می شد که سیدمحمد ، رضا و عظیم بی خبر غیبشان زده بود . یعنی کار از آنجا مشکوک شد که فهمیدم علاوه بر نیامدن به مسجد خود را هم از چشم ما مخفی می کنند !
این قضیه برایمان مهم شده بود و در پی علت آن بودیم که نا گهان  روزی پدررضا  آمد و گفت : ” رضا می خواهد برود لندن !”. دیگر صبر جائز نبود و باید علت را می یافتیم . با توسل به زور نوجوانانه ! سیدمحمد علت را لو داد .
آری هر سه جذب سازمان منافقین شده بودند !
قصه ی پر غصه ی آن فراوان است و اینکه چگونه هر سه زندگیشان را باختند و هفته ی پیش خبر یافتم   که بجز سیدمحمد که عاقل تر بود و برگشت آن دو معتاد شده اند . اما اشاره ی من به شیوه ی جذب آنهاست . در عالم نوجوانی  به آنها گفته بودند شما رقم زننده ی تحولات جهان هستید !   چگونه ؟ کل جهان در گرو خاورمیانه است و از کل خاورمیانه ایران تعیین کننده ترین کشور است و از کل ایران خوزستان سرزمین تاریخ ساز است و در کل خوزستان دزفول شهر کلیدی است ونقطه ی مرکزی دزفول خیابان آفرینش است و شما سه نفر مسوئل بررسی خبرهای خیابان آفرینش هستید !!!! مقداری هم تجهیزات داده بودند دستشان .
این  خود مهم پنداری، که از قضا در مبارزه بسیار مهم هم هست  را داشته باشید تا بگویم شرح ماجرایی دیگر

۲ ) دیروز در پی یک پرونده  رفته بودم پزشکی قانونی . مدیر آنجا پزشکی است حقوق خوان که هم دانشکده ای بنده بوده و فی الحال  استاد دانشگاه است . همانند بسیاری از دوستان شغل دومش کور کردن چشم و چال فتنه گران است با لباس مقدس شخصی ! همیشه در ارتباط با کارهای فرهنگی با هم مشورت می کنیم .البته خبر از جهاد مجازی بنده ندارند  و بنده هم از فعالیت سایبری ایشان بی اطلاع بودم . اما نکته ای عجیب دیروز برایم رقم خورد که فهمیدم بالاشک اکثر قریب به اتفاق دوستان ارزشی دچار معضل خودکوچک پنداری هستیم. و اساسا کارهای عظیم و پر اثر خود را هیچ می پنداریم .
شاهد مثالم نه فقط این ماجرا که هزاران ماجرا همانند همین هست . اما جهت نمونه عرض می کنم که  ضمن بررسی یک پرونده ی ضرب و جرح ، در خصوص مسائل روز هم گفتگو میکردیم و صحبت از آنجا شروع شد که  گفت  نمی دانم چرا با اینکه جناب ضرغامی همشهری هستند ، از آق وحید یامین پور که باز هم همشهری هستند حمایت درست و حسابی نکرده  و اینکه این روزها کلا بروبچه های دزفول از حاج صادق آهنگران گرفته تا جناب مخبر  که چهره ی ماندگار هم شده ، کم پیدا شده اند . ضمن این صحبت ها بود که  من نمی دانم چرا یهو از او پرسیدم قطعه ۲۶ را می شناسی ؟
اصلا انتظار نداشتم پاسخ مثبت بشنوم اما شناخت او تا آنجایی بود که حدود یکساعت  در خصوص آن به گفتگو نشستیم . کلیت را رها می کنم که چه ها گفتیم. فقط اینکه  بگویم سید احمد را هم می شناخت ، حتی حواسش به این علامت های مورد علاقه ی سید احمد هم بود ” (!) این را می گویم”.   که آخر هر جمله اش می گذارد .
و از آن جالبتر  اینکه می گفت روزی در کلاس ، دانشجویی در جواب سوالی پاسخ داده : ” صحیح آیا !؟”. و بعد کل کلاس منفجر شده از خنده و بعد از خنده ها ،  بسیاری از دانشجویان رو به هم متعجبانه ی می پرسیدند تو هم  اول آیاهای آذرخش در قطعه ی ۲۶ را دیده ای ؟!

تنها جزئیات را گفتم تا حساب کلیات دستمان بیاید . و اینکه آخر حرفهایمان چیزی روی کاغذ نوشت و گفت  سر بزن سایت خوبی است . نگاه کردم دیدم نوشته : www.24tir .ir !
یعنی هم من فعال هم او فعال اما نمی دانستیم رفیق مجازی هم بوده ایم . و از این ماجراها هم او داشت و هم من . اما هر دو سوال  برایمان پیش آمده بود که چرا خود را کوچک و فعالیتمان را اندک می شماریم !؟

۳) آری دوستان . خم و نی بر دست و بازوی  حزب اللهی  بوسه زده و امام روح الله الموسوی الخمینی تنها جای آن بوسه را نشان داد . اینهمه bbc و voa و الجزیره و العربیه و فارسی وان و یورو نیوز و ۲۷۰۰ شبکه ی ماهواره ای دیگر تنها بخشی از  واکنشی است به اقدامات ما . ما در موضع انفعال نیستیم ،  بلکه  میدان  در دست ماست . کاغذ پاره های آقای چیز که شماره ی ارقامش در این سطور نمی گنجد برآمده از داغی است که ما بر قلب منافقین زده ایم . نمی خواهد پاسخگوی بالاترین باشیم چرا که اساسا اگر ما نبودیم بالاترینی نبود .
آری این ما هستیم که عظمت  دشمن زیر گام های ماست ! جبروتهم تحت اقدام حزب الله . خود را کم نپنداریم . کارهای خود را کوچک نبینیم .  با انقلابمان زلزله ی ۱۱ ریشتری انداخته ایم بر اندام استکبار و ایمان داشته باشیم ما زمینه سازان ظهور مولاییم پس پیش بسوی پرچم رساندن به موعود تحت ولایت سیدعلی الحسینی الخامنه ای .

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:
عکسهایی از شرهانی / عرفه ی ۸۹
عکس هایی از  غروب فتح المبین و خاکریز و سنگر دلربایش