وکیلانه » تحریم ایران
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها تحریم ایران

۲۴ سال بعد از شلیک به یک ملت، حالا یک شلیکِ شیک!

تیر ۱۱ام, ۱۳۹۱ دسته انقلاب اسلامی, زیربنایی, سیاست خارجی | ۴۲ دیدگاه »

۲۴ سال پیش در دوازدهم تیرماه ایالات متحده‌ی امریکا، تشخیص داد که حق دارد به روی مردان، زنان و کودکانِ بی‌گناه‌ ایرانی در هواپیمای ایرباس شلیک کند ولی بعد از آن دیگر دنیا به گونه‌ای شد که کشورِ ابرقدرتِ امریکا باید به یک شلیک شیک و باکلاس فکر می‌کرد.

به کدامین گناه؟

تحریم‌های تازه!! این عنوانی‌ است که هر از چند گاهی روی زبان‌ها می‌افتد و بنابرآن، موتورِ یک جریانِ عظیم رسانه‌ای شروع به کار می‌کند. البته اخیراً دقیقاً هم‌زمان با بروز پدیده‌ی “تحریم‌های تازه” و تبلیغات پیرامون آن، در همان روزها قیمت یک جنسِ خاص هم به طرز وحشتناکی بالا می‌رود، حکمت روزگار! مثلاً  اولین نمونه‌ایی که به ذهن‌م می‌رسد گوجه(!) بود و آخرین‌ش هم قیمت مرغ.

حالا علت گرانی‌ها هرچیزی که باشد، وظیفه‌ی مسولان است که با آن مقابله کنند و همین‌که گرانی وجود داشته باشد یعنی یک جای کار می‌لنگد. در خصوص تحریم‌ها هم و این‌که چیز تازه‌ای هستند یا خیر و چگونگی تاثیرگذاری آن‌ها توصیه می‌کنم این لینک را بخوانید: پرونده «تحریم نفت ایران»؛ به زبان ساده

اما حرفی که معمولاً در گیرودار تاثیر یا عدم تاثیر تحریم‌ها پنهان می‌ماند، علت تحریم‌هاست. چرا ایران باید تحریم بشود؟ به نظرم باید خیلی جدی‌تر روی این سوال فکر کنیم. اساساً به نظرم حتی فکر کردن به خودِ واژه‌ی “تحریم” هم مهم است. در خودِ واژه‌ی تحریم هزارویک حرف نهفته‌ است. اگر دقیق نگاه کنیم این واژه دقیقاً نقطه‌ی مقابل آزادی بیان و آزادی اراده‌ی ملت‌هاست. تحریم یعنی دنیا مالِ یک عده‌ی خاص است و هرچه آن‌ها گفتند باید بشود.

تحریم یعنی مردمِ کشورِ تحریم شونده “نفهم” هستند و درک نمی‌کنند چه چیز به سود و چه چیز به زیان آن‌‌هاست، پس کشورهای فهمیده باید هم‌چون چوپان، چند روزی آب و علف را از “ملت تحریم شونده” بگیرند تا ولو شده به زور “بفهمند” چیزی که آنها می‌گویند به سودشان است و به مسولانِ کشورشان فشار بیاورند.

اوباما در حال امضاء تحریم‌های تازه! شلیک‌های تازه!

از روزی که بیشتر به واژه‌ی تحریم فکر کرده‌ام برایم خیلی عجیب است که مدعیان تمدن چگونه به این راحتی از این واژه سخن می‌گویند؟ مگر نه به قول خودشان لیبرال دمکراسی؟ پس چرا تحریم؟‌ من تحریمِ مسولان و دارایی‌های مسولانِ یک کشور را می‌فهمم، اما تحریمِ یک ملت چگونه و در چهارچوبِ چه منطقی قابل هضم است؟

من حتی تحریم یک ملت توسط یک کشورِ دیگر را هم می‌فهمم، اما این‌که روابطِ دو کشور‌ باید طبق خواست یک کشور دیگر باشد آیا عین زورگویی و دیکتاتوری جهانی نیست؟

و این وسط همان جریانِ تبلیغاتِ پیرامونِ تحریم‌ها مدام تلاش می‌کند این بخشِ زورگو بودن تحریم‌ها را مخفی کند و عادی جلوه دهد و تحریم را به عنوانِ یک اهرم مشروع جا بزند، در عین حال به گونه ای جلوه دهد که تحریم به خاطر سیاست‌ خارجی غلطی است که اتخاذ می‌شود.

حرف من اما بالاتر از این‌هاست. من می‌گویم حتی اگر سیاست‌های خارجی غلط هم باشد، وقتی ما می‌گویم “تحریم‌ها نتیجه‌ی سیاست‌های نادرست است” در ضمن آن سلطه پذیر بودن را پذیرفته‌ایم و پذیرفته‌ایم که هرگاه سیاستی غلط بود حقِ سلطه‌گران است که از بیرون به ما فشار بیاورند!

در مجموع به نظرم تبلیغاتِ روانی پیرامون تحریم‌ها از خودِ تحریم‌ها مهم‌تر است و نشان داده شده لااقل در کوتاه مدت از خودِ تحریم‌ها هم اثرگذارتر است، لااقل بر روی قیمت‌ها. پس درمقابل لازم است بیشتر از این‌که در پی القاء عدم تاثیر تحریم‌ها باشیم در پی نشان دادن نامشروع بودنِ اهرمی به نام تحریم باشیم.

همان‌گونه که روزگاری استفاده از تسلیحاتِ کشتار جمعی حقِ کشورِ دارنده بود ولی به مرور “منع استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی” راه افتاد باید در خصوص نامشروع بودنِ “تحریم” هم چنین روشنگری صورت بگیرد. تا معلوم شود کشورِ تحریم شونده‌ یک “خاطی” نیست بلکه یک‌ “مظلوم” است. یک ملتِ “مظلوم” که البته گاهی مثل ایران یک “مظلومِ گلوگیر” خواهد بود!

چرا ما در خصوص تحریم‌ها “تنبان عثمان سازی” نمی‌کنیم ؟!!!

آبان ۲۰ام, ۱۳۹۰ دسته لبخند امیرعلی‌‌ | ۱۲۲ دیدگاه »

مخالفین جمهوری اسلامی کلاً ، یک خصوصیتی دارند که من بارها اعتراف کرده‌ام به این ویژگی‌ آنها غبطه می‌خورم. و آن چیزی نیست جز "اعتماد به نفس"! بله؛ مخالفین جمهوری اسلامی، علی‌الخصوص دوستان سبز از چنان اعتماد به نفس عمیقی برخوردار هستند که اساساً گمان نمی‌رود این موضوع در هیچ کجای دیگر لنگه داشته باشد.

این رفقای عزیز و دوست‌داشتنی، در کمترین زمان ممکنه از کوچک‌ترین کاه کوهی می‌سازند که بیا و ببین. حالا بعداً اگر گند موضوع هم درآمد که کی به کیه! خفیف‌ترین واکنش ممکنه را به درآمد گند موضوع هم از خود بروز نمی‌دهند که نمی‌دهند. یعنی خودمانی آن می‌شود اینکه استاد بلامنازع تنبان عثمان سازی هستند. "حالا شما لطفاً این وسط گیر ندهید، کلاً بین مورخین اختلاف وجود دارد که تنبان بوده یا پیراهن"

این موضوع به قدری واضح است که فکر نمی‌کنم نیازی باشد برای آن مصداقی ذکر کنیم. ولی از باب خالی نبودن عریضه می‌توان به‌ آخرین نمونه‌ی آن یعنی  پروسه‌ی "پیمان عارف" اشاره کرد. که جرس گلوی خودش را در اینجا، اینجا و اینجا جر داد که ایها‌الناس چه نشسته‌اید که یک دانشجوی بی‌گناه را به جرم توهین به رئیس جمهور شلاق زده اند خفناً خفنا، و بعد طبیعتاً به دنبال آن وبلاگ‌ها و فعالین در شبکه‌‌های اجتماعی جنبش، به جنب و جوش آمدند و تنبان جمهوری اسلامی را رسماً روی برج ایفل به احتزاز(اهتزاز؟) درآوردند که ای جمهوری اسلامی جنایت کار! (حالا بماند دشمنان خونی دکتر احمدی، تحلیل ارائه دادند که قوه‌ی قضاییه برای بدنام کردم رئیس جمهور، شلاق می‌زند! + )

کمتر از دو هفته‌ی بعد سایت بولتن نیوز، تصویری از حکم دادگاه پیمان عارف را منتشر کرد(+) که نشان می‌داد، علت اجرای حکم  قهرمان جنبش سبز نه  توهین به ریس جمهور بلکه  حمل  11.85 گرم حشیش بوده! و بله، گند قضیه درآمد، اما! قشنگی کار اینجاست، رفقایی که شب و روز در زشتی دروغگویی مطلب می‌نویسند و آخرش هم یادی از میراسیر می‌کنند که "ما با پدیده‌ایی مواجه هستیم که در تلویزیون زل می‌زند و دروغ می‌گوید!" حتی یک ذره، به روی مبارک خود نیاوردند که نیاورند!

حالا حرف من این است، وقتی مخالفین جمهوری اسلامی از کاخ سفید نشین‌ها، تا دست‌بند سبز به دست‌ها، از کوچک‌ترین اتفاقِ حتی دروغ، علیه جمهوری اسلامی جنجال سازی می‌کنند، چرا ما در خصوص مهمترین موضوع این روزها یعنی تحریم‌ها، "تنبان عثمان سازی نمی‌کنیم" و نشان نمی‌دهیم علی‌رغم ادعای غرب، تحریم‌ها دقیقا چه کسی را هدف قرار داده؟

اگر متوجه منظور من نشده‌اید بگذارید مشخصاً مصداق بیاورم:
ببینید در روزهای گذشته دو اتفاق بسیار مهم رخ داد که صددرصد قابلیت "تنبان سازی" داشتند ولی ما از کنار آنها به راحتی گذشتیم. اول خبر موفقیت خلبان شهبازی در مهار مشکل به وجود آمده برای چرخ‌های جلوی هواپیما بود ( + ؛ + ؛ +)، و دیگری خبر نشت بنزین از بال هواپیمای ایران ایر.
برخی معتقدند چون ما گفته‌ایم تحریم‌ها اثری نداشته، پس زیاد نباید روی این نوع خبرها مانور بدهیم. در صورتی که این حرف از اساس اشتباه است. ما معتقدیم تحریم‌ها اثر مورد نظر غرب را نداشته واِلا مگر می‌شود اثری نداشته باشد. اثرش همین است که بجای تحت فشار قرار دادن حاکمیت ایران، جان ملت ایران را به خطر می‌اندازد.
من می‌گویم ما باید بر اساس همین دو اتفاق چهره‌ایی تروریستی از موافقان تحریم علیه ایران، برای داخل و خارج ترسیم می‌کردیم؛ کسانی که کوچک‌ترین اهمیتی برای جان ملت‌ها قائل نیستند!

اصلاً  این بازی با جان یک ملت به کنار،‌ مثلا برداشته‌اند شامپو "هداندشولدرز" را تحریم کرده‌اند! خوب که چه؟ مثلا اگر ملت سدرصحت بزنند و تاس بشوند، حاکمیت ایران دست از برنامه‌ی هسته‌ای برمی‌دارد؟
یا مثلاً محصولات "ژیلت" را بگو. مرد حسابی! این آخوند‌ها خودشان دارند می‌گویند زدن ریش با تیغ حرام است، شما برداشته‌اید "ژیلت" را تحریم می‌کنید که مثلاً هر صبح به صبح حاکمان ایران با مشکل مواجه بشوند؟ یا مثلاً هواپیمایی ایران را تحریم کرده‌اند تا کسی نتواند بجز از طریق سفارت ایران، یا نمایندگی‌ها مستقیم ایران برای ورود به ایران بلیت تهیه کند! 

اگر سری به لیست تحریم‌ها، یا نه! چرا جای دور، سری به بقال سرکوچه‌تان بزنید، متوجه خواهید شد تحریم‌ها دقیقاً چه کسی را هدف قرار داده! و ما دست روی دست گذاشته‌ایم و نشسته‌ایم، دریغ از یک تنبان سازی درست و حسابی!