وکیلانه » توکلی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها توکلی

سوالاتِ مسخره، پاسخ‌های بعضاً مسخره‌تر؛ بیچاره ملت

اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, از مجلسی که ما داریم!, درون گفتمانی | ۴۳ دیدگاه »

سرانجام پس از کش‌و‌قوس‌های فراوان طرحِ بحثِ قانونیِ سوالِ نمایندگان از رئیس جمهور امروز در صحن علنی مجلس شورای اسلامی مطرح شد.(+) طرحی که برای اولین بار در تمامی ادوار مجلس عملی گردید. در خصوص این موضوع چند نکته به ذهنم می‌رسد:

۱) فرای از جایگاه‌ِ مصداقی و صرفاً با توجه به جایگاه حقوقی، اصلِ هشتاد‌وهشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران(+)، یکی از اصول مترقیِ چارچوب حقوقی ایران است که باید به احترامِ مقنین آن کلاه از سر برداشت. چرا که در بسیاری از کشورهای‌ مدعی تمدن وضعیت عکس است. یعنی بر اساس قانون، این شخصِ رئیس‌جمهور است که حق انحلال دائم یا موقتِ مجلس یا مجلسین را داراست و مروری بر تاریخ به خوبی مضرات فراوان این اختیارِ‌ بزرگ و بی‌وجه به رئیس جمهور را نمایان می‌کند. اما در جمهوری اسلامی هیچ شخصِ یا نهادی حتی رهبری هم حق انحلالِ مجلس را ندارد.

۲) با توجه به تاکیداتِ مکرر امام خمینی و ره‌بر انقلاب مبنی بر قانون پذیری ولو در عین علم به نادرستی قانون؛ و ارجحیتِ قانون بد نسبت به بی‌قانونی، صرفِ اینکه مجلس شورای اسلامی از اختیار قانونی خود برای سوال از رئیس جمهور استفاده کرده نه تنها جای انتقاد ندارد که بلکه جای تقدیر و تشکر هم دارد. من به عنوان یک نفر ایرانی بسیار مسرور می‌شوم از اینکه ببینم رئیس‌جمهور کشورم هم حتی مصون از مواخذه نیست و اگر به نظر نمایندگانِ کشورم جایی قدم اشتباهی برداشته؛ باید پاسخگو باشد.

۳) حالا می‌رسیم به مصداق. وقتی بناست یکی از مترقی‌ترین اصول قانون اساسی برای اولین بار عملی شود و وقتی مدت‌هاست برای عملی شدن این طرح به انحاء مختلف تلاش می‌شود، انتظار می‌رود نمایندگان مجلس به عنوان صدای ملت اصلی‌ترین دغدغه‌های ملت را تیزبینانه موشکافی‌ کرده و دقیق و واضح و کارشناسانه و مستند به اسنادِ‌ غیرقابل خدشه در سوالات قید کنند به مثابه‌ یک دادستان و به گونه‌ایی که قاطبه‌ی ملت پس از مطالعه‌ی متن سوالات به ذهنشان برسد که چه جالب! اینها سوالاتِ من هم بود. اما متاسفانه از بین ۱۰ سوال مطرح شده از رئیس جمهوری می‌توان ریشه‌ی اکثر سوالات را در انتقام گیری یا گروکشی و یا نهایتاً روکم‌کنی یافت. سوالاتی سطح پایین که به فرض پاسخ‌گویی هم گِرهی از مشکلات نخواهد گشود. و چیزی که این میان گُم است؛ دغدغه‌ی مردم بود!! (البته بجز یکی دو سوال)

۴) از آن سو و در بیانِ مقام پاسخگو یعنی دکتر احمدی‌نژاد، اولاً رئیس جمهور حقِ هیچگونه به اصطلاح منت‌گذاری را نداشته و ندارد چرا که قانوناً موظف بوده و هست که در این مرحله‌ در صحن علنی مجلس پاسخگوی سوالاتِ قانونی ولو سطحِ پایینِ نمایندگان باشد. درثانی درست یا غلط بخشِ اعظمِ  توانِ رسانه‌ایی کشور دست کم در دو سال گذشته صرفِ القاء و بیان مطالبی از جنس همین ده سوال بوده است و تقریباً هیچ تریبونی برای پاسخ‌گویی به این سوالات و شبهات وجود نداشته. انتظار می‌رفت آقای رئیس جمهور حالا و پس از گذشت اینهمه زمان از فرصتِ یک ساعته‌ی خود نهایت استفاده را نموده و یک‌بار برای همیشه پاسخِ‌ تک تک سوالات را بسیار واضح و روشن بدهند و حتی از دیگر مطالبی که در این سال‌های گذشته مطرح شده بود رفع اشکال کنند.
اگر به یاد بیاوریم در انتخابات سال ۸۸ هم رقبای آقای احمدی‌نژاد انواع و اقسام تهمت‌ها و شبهات را نسبت به دولت ایشان مطرح نمودند اما دکتر با قاطعیت از فرصتِ مناظره‌ها نهایت استفاده را نمود و مستدل و منطقی به بسیاری از سوالات پاسخ گفت.
اساساً برای یک مظلوم اگر حقیقتاً مظلوم باشد، هیچ چیز بهتر از تریبونِ محکمه نیست! و اگر متهم مجرم نباشد برای روزِ دادگاه لحظه‌ شماری می‌کند و حتی یک ثانیه از وقتی را که دادگاه در اختیارش قرار می‌دهد را هدر نمی‌کند!

۵) نمی‌خواهم بزرگ‌نمایی کنم اما نسبت به آرمان‌های انقلاب، اتفاقی که امروز در مجلس شورای اسلامی افتاد یک افتضاح بود. افتضاحی به تمام معنا. سوالات مسخره و پاسخ‌های مضحک! سوالاتی برای انتقام و پاسخ‌هایی برای دست انداختن. به وضوح می‌شد زیر شعله‌های امروزِ مجلس، خاکسترِ پاشیده‌ شده روی مشکلاتِ‌ اصلی مردم را دید!

و روا نبود امروز از نجابت مردمی که با عشق و شور و شعور در ۱۲ اسفند بیگانگان را ناامید کرده بودند و حضورِ همیشگی خود را پای کار برا‌ی آبادانی ایران اسلامی به اثبات رسانیده بودند سوءاستفاده شود و هرکسی اسبِ نفسِ خویش را براند. سوالاتِ‌ نمایندگان و پاسخ‌های دکتر احمدی‌نژاد نه هوشمندانه بود و نه هیج چیز دیگر، فقط با عذرخواهی تمام می‌توان نام هردوی آنها را بچگی گذاشت…

البته پاسخ دکتر احمدی‌نژاد به سوالات در خصوص عفاف و حجاب، و سوال در خصوص وزارت ورزش و سوال درباره‌‌ی بودجه‌ی مترو منطقی و قانع کننده بود و این نشان می‌داد نحوه‌ی پاسخ؛ رابطه‌ی مستقیمی به سطحِ‌ سوالات داشته است.

ولایتمدارانی که بیشتر از “ولی” می‌فهمند ؟!

اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۰ دسته ره‌بر حکیم انقلاب, سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | ۴۹ دیدگاه »

# وقتی به زندگی علی(ع) می‌نگریم، انگار این استاد بلامنازع سخن، در زمان رسول خدا حتی صحبت کردن هم بلد نبوده!
در تمام تاریخ حتی
یک مورد هم نمی‌توان یافت که  علی(ع) قبل از رسول خدا اعلام خطر کرده باشد و یا مثلا فرموده باشد که اسلام از فلان جبهه در خطر است، یا برای این امر بهتر است این کار را بکنیم و یا مثلا خوب است مراقب فلان گروه باشیم تا به اسلام ضربه نزنند. تاکید دارم حتی یک کلمه هم نمی‌توان یافت، اما دوست و دشمن معترفند که بالاترین همیار رسول خدا، پسر ابی‌طالب بوده.

# از مدینه تا کربلا و از اول محرم تا ظهر عاشورا را که بنگری، حتی یک جمله نمی‌توانی بیابی که عباس(ع) قبل از حسین(ع) اعلام خطر کرده باشد و یا مثلا قمر‌بنی هاشم به پسر فاطمه(س) پیشنهاد داده باشد که فلان کار را کنیم یا مثلاً در جنگ مراقب فلان قسمت هم باشیم! اما همه می‌دانند که عباس بهترین یاور حسین بوده.

# اما متاسفانه در این زمان ما با ولایت‌مدارانی مواجه هستیم که ظاهراً بیشتر از "ولی" دلسوز اسلام و نظام هستند و حتی گمان می‌رود در مواردی بیشتر از "ولی" می‌فهمند. خوب طبیعی است ، ولی‌فقیه که از همه جا با خبر نیست(!) فقط برخی‌ها با ارتباطاتی که با بچه‌های بالا دارند و اخبار را می‌دانند، می‌توانند برخی‌ چیزها را بفهمند ولی فقیه که در اوضاع و احوال نیست و صرفا برای دلخوشی ملت بوده که گفته: آرامش را حفظ کنید و مساله‌ی مهمی نیست. (ای …. بر سر کسی که اینگونه فکر می‌کند)

# مساله کاملا واضح است، دکتر احمدی‌نژاد، با خانه نشینی مرتکب اشتباهی شده که با هیچ دلیلی قابل توجیه نیست و تاوان این اشتباه هم کم شدن اعتمادی بود که به او می‌شد. اما باقی حرفها برای چیست؟
همانطور که عقب ماندن مذموم است قطعا جلو رفتن هم زشت است. آیا نمی‌فهمند یا خود را به نفهمی زده‌اند که ضد ولایت فقیه یعنی کسی که قبل از "ولی" اعلام روئیت فتنه کند؟ این کدامین نوع از ولایت‌مداری است که موضوعی که  "ولی" آن را حرف‌های سستِ هیچ و پوچ می‌داند شما فتنه می‌نامید؟ فتنه‌ی دروغینی که بر پایه‌ی آن اهداف خود را می‌رانید یا "جهالت محض" است و یا "خیانت محض"!

# حساب امثال توکلی و سایر تجدید‌شدگان در فتنه‌ی سال قبل و خصومتشان با دولت که مشخص است و به نظر من اشتباه حاج حسین شریعتمداری (تخته گاز رفتن در له کردن دولت)، آیت‌الله جنتی(تهمت به دولت)، حاج آقای صدیقی(حرف بی‌جای اذن طلاق همسر) و برخی‌های دیگر هم قابل قبول‌ است، چرا که دستی در سیاست دارند و ممکن الاشتباه، اما در عالم طلبگی کمی پررویی کرده و صریحاً بگویم برای همچون منی ابداً قابل درک نیست بیانات اخیر منتسب به آیت الله مصباح یزدی +
آیا این تهمت‌ها که معظم‌له خود بیان می‌دارند حاصل گوش است و نه چشم (!!!!!!) و به فرض صحت ، بیان این حرفها در جامعه، حاصلی جز ضربه زدن به نظام را در پی دارد؟ آیا تهمت بزرگی مثل سحر شدن رئیس جمهور قانونی کشور، خلاف منویات صریح رهبر انقلاب و زیر سوال بردن تمامی ارکان و اهداف نظام اسلامی  نیست؟ بگذارید کمی صریح تر بگویم، آیا اینگونه حرف‌ها، توهین به ولی‌فقیه که زمام‌دار این کشور و حامی لااقل بخشی از اقدامات همین رئیس جمهور است، نمی‌باشد ؟

# در تمام تاریخ انقلاب هر‌گاه کسی عامل تضعیف نظام شده، مورد حمایت ضد انقلاب قرار گرفته و در مقابل دلسوزانی که خواسته‌اند با آن عامل مقابله کنند مورد هجوم ضد انقلاب. حالا پیدا کنید پرتقال فروش را در این ایام؟ حرف‌های چه کسانی تابع النعل بنعل مطابق حرف‌های ضد انقلاب است؟

# و یک سخن آخر اینکه؛ امت دلش به رهبری خوش است و رهبری دلگرمی‌اش همین امت همیشه در صحنه است که خیلی خوب می‌فهمند در مواقع لزوم چه باید بکنند و هیج‌ کس هم نمی‌تواند بگوید که مثلا نه‌دی۸۸ حاصل چیزی جز پیوند عمیق رهبری و ملت بوده.
فلذا از خواص مورد نظر خواهش می‌شود مراقب کلاه خود باشند تا در فتنه‌ی ساخته و پرداخته شده‌ توسط  ذهن خود، از دشمن فرضی شکست نخورند!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در مثال هیچ‌مناقشه‌ای نیست اما قطعا در تاریخ صدر اسلام،‌بارها و بارها فقط با تغییر اسم البته این جملات توسط عوام تکرار شده : "یعنی ابوبکر، عایشه، طلحه، زبیر، عمر، عثمان و … اینا اشتباه می‌کنند و فقط سلمان و مقداد راست می‌گویند؟"

این حرف‌های سست ِ هیچ و پوچ

اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, ره‌بر حکیم انقلاب, سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | ۴۵ دیدگاه »

مفهوم این عکس خلاصه‌ی تمام حرف‌های متن است !

# یک مساله‌ای اتفاق می‌افتد که شاید به نظر عده‌ایی مهم باشد اما قطعا فرعی است،‌ یک‌هو همه احساس تکلیف می‌کنند که بیایند برای روشنگری.
آن یکی از ترس مرگ، دست به خودکشی می‌زند و این دیگری که پای خودش در عمل به را‌هبرد‌ها لنگ است،‌بهترین میدان را پیدا می‌کند برای خالی کردن بغض شخصی، دیگری برای اثبات تملق، دست به هر کاری می‌زند و آن دیگری هم شاید پیش خود می‌گوید اُفت دارد که من هم حرفی نزم، دیگری هم می‌‌گوید تکلیف دارم به روشنگری و  این وسط هم یک عده پُز دفاع از رئیس جمهوری را می‌دهند و آن دیگری هم سرکوفت ولایت ناپذیری  دولت را و … و … و …. ؛ خلاصه همه‌ جوگیر می‌شوند و غافل از گرگ در کمین ایستاده، آنقدر به سر و کول هم دیگر می‌زنند که  برای چندمین بار فقط نهیب پدر مهربان می‌تواند از هم جدایشان کند که من ! خود محکم ایستاده‌ام، شما خود را دریابید !

# حکایت این چند روزه آنقدر تلخ بود که اصلاً دستم به قلم نمی‌رفت تا در موردش بنویسم، چون فکرش را می‌کردم که باز هم باید پدر مهربان امت وارد قضیه شود.
و چقدر تلخ است این نوای “این‌ عمار” که هر بار به یک صورت جلوه می‌کند!
و این بار هم ترجمان آن این بود که :” دستگاه بحمداللَّه دستگاه مقتدرى است، مسئولین مشغول کارشان هستند، رهبرى هم که بنده‌ى حقیر هستم با همه‌ى حقارت، خداى متعال کمک کرده، ما در مواضع صحیحِ خودمان محکم ایستاده‌ایم.تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوى آرمانها ذره‌اى منحرف شود.

# و این همان است که یعنی شما خود را دریابید و  اصلاح خویش را مقدم بر اصلاح جامه بدانید!
من و ملت محکم پای آرمان‌ها ایستاده‌ایم. امت دلش به رهبری گرم است و رهبری دلش به امت. رابطه‌ای تنگاتنگ و صمیمانه و این میان تنها خواص هستند که هربار باید نهیبی بخورند :‌ “عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى که در داخل با مسائل تبلیغاتى سر و کار دارند، این است که سعى کنند به این آشفتگى کمک نکنند. این که تحلیل بگذارند، یکى از آن طرف، یکى از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، براى هیچ و پوچ، چه لزومى دارد؟” و او می‌داند که این‌ها خطری دارد یا ندارد …

# و اما حرف سنگین و هشداری مهم : «ماها – من یک جور، شما یک جور، آن دیگرى یک جور، چهارمى یک جور – اگر سراغ مسائل شخصى خودمان برویم و اهداف را فراموش کنیم، البته کمک الهى هم کم خواهد شد

«باید به خداى متعال پناه ببریم، نقصهاى خودمان را بشناسیم، آنها را کم کنیم؛ در کار عظیم این ملت بزرگ و این حرکت عظیمى که این ملت دارند، گره ایجاد نکنیم

و ایکاش باز هم از فردا این‌ حرف‌ها فقط سوژه‌ای برای سایت‌ها و وبلاگ‌ها و روزنامه‌ها نباشد و قبل از انتشار به عمل بیندیشیم که دوصد گفته چون نیم کردار نیست ..