وکیلانه » جایگاه زن در اسلام
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها جایگاه زن در اسلام

افزایش درصد دختران دانشجو نسبت به پسران مثبت یا منفی؟

خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ دسته اجتماعی | ۴۹ دیدگاه »

# بر اساس آمار از سال ۱۳۸۲ به بعد، تعداد متقاضیان آموزش عالی سیر نزولی داشته و البته این نه به علت عدم تمایل به آموزش عالی که بلکه معلول دو علت است. اول: افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو؛ دوم: سیر نزولی هرم سنی این گروه. بر اساس همین آمار از همان سال متناوباً دختران حدود ۱۰ درصدی بیشتر از پسران متقاضی آموزش عالی بوده و طبیعتاً در خروجی هم تعداد دختران دانشجو بیشتر از پسران شده است. البته این صرفاً یک آمار نیست و با دقت در اطراف خودمان هم به این مساله پی خواهیم برد.

# اما نکته اینجاست که باید دید آیا این افزایش دختران دانشجو مثبت و در جهت آرمان‌های دینی و انقلابی است یا برعکس؟ قطعا از نظر آیتم‌های رشد یک جامعه این افزایش نشانه‌ی پیشرفت است اما اگر بخواهیم عمقی‌تر به قضیه نگاه کنیم  باز به این نتیجه خواهیم رسید که صرف افزایش دختران دانشجو نسبت به پسران، در جهت اهداف متعالی اسلام و نقش و جایگاهی است که اسلام برای زن و مردم با توجه به تفاوت‌های آنان قرار داده و این افزایش در واقع باید تقویت؛ تشویق، گسترده تر و جهت‌دار شود و در یک جامعه‌ی اسلامی زن باید بیشتر از مردم دارای علم باشد.چرا؟ ادامه‌ی نوشته را بخوانید

# توضیح بیشتر اینکه: اکثر پسران به جهت افزایش شانس اشتغال شروع به تحصیل می‌کنند و در نهایت هدفشان مابه‌ازاء اقتصادی تحصیل است و مشاهده می‌کنیم بارها پسران می‌گویند “آخر این دانشگاه رفتن که چی؟” یعنی هدف به دست آوردن یا ارتقاء جایگاه شغلی است و هر گاه این هدف با خدشه روبرو شود دقیقا در میزان اشتیاق به تحصیل پسران موثر است. (می‌توانید اهتمام به تحصیل دانشجویان پسر شاغل که مدرک در حقوق آنان تاثیر دارد را با اهتمام به تحصیل دانشجویان بی‌کار مقایسه کنید).
از آن سو اما دختران بیشتر به جهت دست‌یابی به هویت بیشتر، به تحصیل می‌پردازند و مشخصاً تحصیل را نوعی امتیاز تلقی می‌کنند و به همین دلیل، ترس از بیکاری مانع تحصیل آنان و یا تاثیری در اهتمام آنان به تحصیل ندارد و یا خیلی کم دارد.(نمرات دانشجویان دختر و پسر را با هم مقایسه کنید)

# اما این چه ربطی به اسلام دارد ؟
ببینید در اسلام و بر اساس نقشی که خداوند برای زن در نظر گرفته، او را “رب البیت” یا خدای خانه نامیده. یعنی به نوعی شغل اول زن از منظر اسلام خدای خانه بودن و تربیت و پرورش نسل آینده و نه صرفاً خانه‌داری است! و بعد از آن اشتغال در جامعه به عنوان فرع بر اصل است و هر گاه این اشتغال به کار بیرون، زن را از وظیفه‌ی اصلی او دور کند، ناپسند تلقی می‌شود. حال اگر بناست نسل آینده تحت تربیت مستقیم زن قرار گیرد و مسولیت اصلی تربیت بر عهده‌ی زن باشد، آیا هرچه زن عالم‌تر و مشتاق‌تر به تحصیل باشد، به سود جامعه‌ی اسلامی است یا به ضرر؟ و با این حساب ضرورت تحصیل آقایان بیشتر است یا بانوان؟ علاوه‌ی بر این  هر چه مسولیت‌های کاری و اجرایی، بیشتر بر عده‌ی آقایان باشد و در مقابل فکر سازی بیشتر بر عهده‌ی زن، آیا این تکریم جایگاه واقعی زن نیست؟ البته طبیعتاً این نوشته در صورتی است که دانشجو بودن مترادف با عالم‌تر بودن باشد!

# به هر حال هدف از این نوشته این بود که باید در همه‌ی امور بدون التقاط و ارعاب از غرب،‌دقیقاً بر اساس مبانی اسلامی آیتم‌هایی که می‌تواند جایگاه جامعه‌ی اسلامی و به خصوص خانواده به عنوان رکن اصلی این جامعه را استحکام بخشد تقویت کرد و به شدت از امر به منکر (جلوگیری از تحصیل دختران) و نهی از معروف (جلوگیری از اشتغال بجای تحصیل پسران) خودداری کرد.