وکیلانه » جریان انحرافی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها جریان انحرافی

صداقت یک عدد احمدی نژاد

تیر ۲۲ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت | ۱۰۰ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

«واقعا مشکل مردم ما الان شکل موی بچه های ماست؟ خوب، بچه ها دوست دارند شکل موهاشون را هر جوری که دوست دارند بزارن، به من و تو چه ربطی داره؟ من و تو بیاییم به مشکل اساسی کشور برسیم… دولت باید امنیت روانی ایجاد کنه… پشتیبانی کنه از مردم… دولت خدمتگزار همس، چرا مردمو کوچیک می کنیم؟ یعنی مشکل مهم جوونای ما اینه که الان جوونا دوس دارن شکل موهاشون را چه جوری بزارن و دولت نمی زاره؟ شان دولت اینه؟ شان مردم اینه؟ اینه واقعا؟ مشکل ما مثلا اینه که فلان دختر ما فلان لباسو پوشید؟ یعنی مشکل کشور ما اینه؟ مشکل مردم ما اینه؟!»

این سخنان را یک منتقد حکومت مطرح نکرده، اینها متن سخنان دکتر احمدی نژاد، پیش از انتخابات است. هر چند معتقدم حرف دکتر روی روش‌ها و اهمیت موضوع است نه خود قضیه‌، اما در اینجا کاری به درست یا غلط بودن این امر ندارم، بلکه می‌خواهم کمی در خصوص صداقت “یک مظلوم” سخن بگویم که برعکس تمام آنها که وعده انتخاباتی می‌دهند و بعد از پاستور نشین‌شدن، یا مفتضحانه شکست خوردن، فراموش می‌کنند روزگاری از جایگاه مقام دروغین “نخست وزیر امام” به مردم گفتند “خط قرمز ما خون شهداست” و یا “آمده‌ایم تا قانون‌مدار باشیم” و “اصل برای بنده، ولایت فقیه است” (+) ، هنوز روی حرف خود مانده.

احمدی نژاد قبل از انتخاب شدن در مقابل تمام تهمت‌ها این حرفها را گفت، در دوره اول و حدود ۴ سال قبل در خصوص این قضیه مخالفت خود را اعلام کرد، و اکنون بعد از گذشت ۶ سال هم دوباره در جایی که می‌داند گرگ‌های نامطهر دندان تیز کرده تا تیکه پاره‌اش کنند، با شهامت نامه رسمی می‌نویسد و با طرح تفکیک جنسیتی مخالفت میکند.

البته این فقط یک گوشه از صداقت “مردی مظلوم” به نام احمدی نژاد است. اجرای طرح “مسکن مهر“، “طرح عظیم ساماندهی سوخت”، بیش از هفتاد و هفت بار عمل به وعده “سفر‌های استانی”، “سیاست خارجی بر مبنای عزت ملی” که ملت و راه‌بر حکیم انقلاب به آن احسنت گفتند.
اجرای “هدفمند سازی یارانه‌ها”، طرح “صندوق مهر امام رضا”، و پروژه‌هایی که هر روز خبر افتتاح آن می‌آید، و در نهایت “ساده زیست ماندن” تنها بخشی از صداقت و وفای به عهد مردی است که این روزها شاید روی زمین افتاده باشد و هر کس می‌رسد ضربه‌ای به پیکرش می‌زند…

۶ سال پیش ؛ همین روزها

تیر ۴ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, وقایع اتفاقیه | ۱۶ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

گذشت آن زمانى که یک پاسبان بر ما حکومت مى کرد، گذشت آن زمان که یک استاندار بر مـا حـکـومـت مـى کـرد، گذشت آن زمانى که یک ستاره دار بر ما حکومت مى کرد. امروز همه در خدمت شما هستند، در خدمت اسلام هستند“.
# یکی ماندگار‌ترین جملات حضرت امام در ذهنم، همین سطور بالاست که همیشه با صدای روح‌الله تصورش می‌کنم. این بیانات مربوط به ۱۱ اسفند ۵۷ است! و نشان دهنده‌ی اینکه یکی از دغدغه‌های امام و امت، همین حس تکبری بود که در مسولین زمان شاه وجود داشت، و مثلا فرماندار یک شهر، رسماً بر مردم شهر خدایی می‌کرد و همینطور سلسله مراتب اداری به بالا همان منش خان‌‌ها بود! و بر همین اساس “تحول اداری” در کشور بعد از انقلاب به عنوان یکی از مهمترین آرمان‌ها تلقی می‌شد.

# اگر هدف انقلاب را، سازندگی در همه‌ی زمینه‌ها بدانیم، نه روش مدیریتی غرب بود که می‌توانست ما را کمک کند و نه حتی مدیرت ژاپنی! هر کدام را که پیش می‌گرفتیم، تازه در ابتدای راهی قدم می‌گذاشتیم که غرب و شرق، در اواخر آن بودند و امکان نداشت با راه خودشان، به آنها رسیده و از آنها جلو بزنیم. بر اساس همین تفکر نه غربی و نه شرقی بود که امام روح الله سبک مدیریتی جدیدی را به دنیا نمایاند، مدیریت جهادی!

# جهاد بارزترین خصوصیت شیعه است که ظالمان آنرا خلاصه‌ی در جنگ می‌‌دانند، اما هرگز اینچنین نبوده و نیست؛ تفکر جهادی یعنی تلاش همه‌جانبه و نامحدود برای رسیدن به مقصود به نیت دستیابی به رضای خدا بدون توجه به کمبودها! تفکر جهادی یعنی “هیچ ناممکنی ناممکن نیست”. و روح الله اوج این تفکر را در “سازمان جهاد سازندگی” پایه گذاری کرد، اوف بر آنها که مرعوب غرب و شرق بودند و “سازمان جهاد سازندگی” را “اداره‌ی جهاد کشاورزی” کردند. به قول آقاسیدمرتضی آوینی : “قرار بود ادارات جهادی شوند، اما جهاد اداره شد!“.

# غرض از این مقدمه این بود که بگویم در ۲۷ خرداد ۸۴ (+) ما ملت بغضمان از دوری از آرمان‌های جهادی و ناعدالتی در جامعه، ترکید و در ۳ تیر ۸۴، حاصلش شد رای به مردی از جنس مردم!
ما رای به جهاد و تحول اداری دادیم، چون از “سازندگی” زر و زور و تزویر دیده بودیم و از “توسعه‌ سیاسی” دروغ! ما رای به صداقت دادیم و هرگز از این رای خود پشیمان نبوده و نیستیم! ما احمدی نژادی‌ها به آراء خود در ۲۷ خرداد و بخصوص  ۳ تیر ۸۴ افتخار کرده و می‌کنیم.رای ما بازگشت به آرمان‌های امام و انقلاب بود و انقلابی در انقلاب برای حفظ انقلاب و ۲۲ خرداد ۸۸ نیز همین را تکرار کردیم، چون ثمره رای ۳ تیر خود را دیده بودیم.
بگذار خودعمارپندارها، یا همان “ح م ق” بر وزن فُعلا هر چه می‌خواهند بگویند، ما تا ابد به رای خود افتخار می‌کنیم، ما مفتخریم که بر اساس ملاک‌های مولای مطهرمان رای داده‌ایم و اگر کسی کور نباشد، در کنار برخی فرعییات،‌به وضوح خواهد دید نتایج درخشان رای ما ملت را هم !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آنهایی که می گویند ما شش سال پیش می گفتیم؛
شش سال پیش اشتباه کردید
الان هم اشتباه می کنید (+)

طلبه‌ای از سیرجان بازداشت، دختری از رفسنجان آزاد

خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۰ دسته دستگیری فائزه هاشمی, وقایع اتفاقیه | ۴۰ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

# خبر این است : حجت‌الاسلام علیرضا جهانشاهی، یا همان طلبه‌ی سیرجانی خودمان دوباره دستگیر شد. توسط چه کسی؟ معلوم نیست. به چه جرمی؟ باز هم مشخص نیست. تا کی و در چه مکانی؟ مشخص نیست. چه ارگانی او را دستگیر کرده ؟ باز هم لامعلوم. زمان برگزاری دادگاهش چه زمانی است؟  اصلاً به‌توچه. فضولی؟

# ظاهراً طلبه‌ای از سیرجان، شده مثل کودکی از غزه و یا دختری از بحرین که عادت‌ کرده‌ایم هر از گاهی خبرهایی بد از آن نواحی بشنویم و رگ غیرتمان هم اگر داشته باشیم البته آنقدر کلفت شده که ککش هم نمی‌گزد. من از قوه‌ی قضاییه تعجب نکردم، چرا که همه می‌دانند مدت‌هاست برخی رسماً ذلیل دخترکی از رفسنجانی شده اند؛ من فاتحه‌ی غیرت برخی‌ مسولین را مدت‌هاست که خوانده‌ام. دقیقاً از همان زمان که فهمیدم عرضه‌ی حتی برخورد با یک سایت کذاب “آینده نیوز” را هم ندارند، من می‌دانم درصد جسارت برخی‌ ذی‌شرف‌ها و ذی‌غیرت‌ها چقدر زیاد شده اما اینها مشکل نیست، مشکل این است : آنها که شنیدن نام ژیگول بچه‌ایی به اسم مهدی هاشمی مو بر بدنشان سیخ می‌کند ، برای بچه بسیجی ها شاخ شده‌اند و البته درد اینجاست که راستش را اگر بخواهی اشکال از غیرت ماست نه از جسارت آنها.

# مشکل اینجاست که برخی اشباه‌الرجال‌ها می‌خواهند خوب بودن در ایران پرهزینه باشد و در مقابل همرنگ جماعت بودن عادی و ساده. و درست  آن زمان که  سر ما گرم توهمی به نام جریان انحرافی بود، حمایت از بحرین موجب کتک خوردن و بازداشت شد، نهی از منکر به قیمت یک چشم تمام شد، ساختن “پایان‌نامه” موجب بی‌آبرویی و متهم شدن به بی‌سوادی در تلوزیون رسمی ایران گردید، “نه‌ دی” نیامده توقیف شد، قاتل شهید حسین‌کبیری، پدر و مادر و خواهر حسین را در دادگاه به باد کتک گرفت و آینده نیوز هم در شهادت‌ش تشکیک کرد و … و … و …. اکنون هم خبر آمده که طلبه‌ی سیرجانی بازداشت شد و البته دخترکی از رفسنجان همچنان مشغول ابتیاع ساندویچ است.

#
باریکلا به غیرتمان. احسنت! خوب چشم جریان انحرافی را کور کردیم! غافل از آنکه انحراف اصلی در ترویج بی‌غیرتی و هزینه دار شدن غیرت است. هم اکنون بالاترین نرخ رشد قیمت در ایران، مربوط به قیمت غیرت است و بیایید قبول کنیم “حسین” ها وظیفه‌شان را انجام دادند،‌ این ما بودیم که “زینب” نشدیم و “نه دی” را در “نه دی” باقی گذاشتیم و همه‌ی این مشکلات از عدم پیگیری برای اجرایی شدن شعار‌ها و درخواست‌های امت نه‌دی است.

توهمی به نام فتنه ی عظیم جریان انحرافی

خرداد ۸ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب‌های خاورمیانه, وقایع اتفاقیه | ۹۸ دیدگاه »

بدین وسیله اینجانب؛ از تمامی عمارها؛ دلسوزان؛ مرتبطین با بروبچز بالا؛ با بصیرتان و اساتید محترم خواهشمندم در جهت امر مهم و حیاتی روشنگری؛ به چند سوال ذیل که توسط شخص بی بصیرت و از همه جا بی خبری تهیه شده پاسخ دهند و جمعی را از ورطه ی هلاک بار ضلالت خارج نمایند.
بدیهی است پیشاپیش خودم به خودم لقب ننگین “مشایی چی” بودن را اعطا می نمایم تا از زحمت شما در پاسخ دادن قدری کاسته شود و با فراغ بال به هدایت بنده اهتمام بورزید.
حالا بریم سراغ سوالات؟

۱- لطفا با توجه به مفهوم “جریان” که دارای یک عقبه؛ موخره و مقدمه و اساس هست بفرمایید بر اساس کدام ملاک یک نفر که اگر رئیس جمهور دماغش را بگیرد خفه خواهد شد و همه‌ی عمرش تا زمانی است که آقای احمدی‌نژاد ریئس‌جمهور باشد و بعد از آن تمام خواهد شد؛ را جریان می نامید؟ 

۲- با توجه به مفهوم “فتنه” و کلمه ی “عظیم ترین” به فرض “جریان” بودن این گروه ؛ بفرمایید طبق کدام معیار و ملاک آنرا بزرگترین فتنه ی از صدر  اسلام تا کنون می نامید؟

۳- آیا اینکه بگوییم رئیس جمهوری که لااقل بخشی از کارهایش مورد حمایت رهبری است سحر شده؛ توهین به رهبر انقلاب هست یا نیست؟

۴- لطفا دقیقا بفرمایید مخاطب این جملات رهبر انقلاب کیست؟ ” عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى که در داخل با مسائل تبلیغاتى سر و کار دارند، این است که سعى کنند به این آشفتگى کمک نکنند. این که تحلیل بگذارند، یکى از آن طرف، یکى از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، براى هیچ و پوچ، چه لزومى دارد؟

۵- عاقبت احمدی نژاد بنی صدر است” را که اولین بار دلسوزترین فرد انقلاب جناب  هاشمی رفسنجانی گفته بود؛ “بالاخره با روحانیت در خواهد افتاد” را هم که آقای ساکت پیش بینی کرده بود؛ “دولت رمال و جن گیر” را هم که حاج آقای میرحسین موسوی و دیگر ذخایر انقلاب در شب مناظره گوش زد کردند (هرچند رهبر انقلاب که با بچه های بالا در ارتباط نیست صراحتاً آنرا رد کرد)، لطفاً بفرمایید چگونه است که یکی یکی دارد عین پیشبینی های کسانی که در آغوش امریکا به رقص آمده بودند؛ تحقق پیدا می کند؟

۶- این یکی را لطفا فرمانده محترم سپاه پاسخ دهند که چگونه حرف دیروز افقه فقها شیخ مهدی کروبی “پول دادن برای خرید رای” امروز از زبان شما شنیده می شود؟ و اگر مدرکی دارید چرا بجای ارائه به مراجع ذی صلاح جهت جلوگیری از شرکت آنها در انتخابات ذهن مردم را مغشوش می کنید؟

۷- با توجه به عمق خطری که ذکر می کنید ؛ چرا تا کنون کوچک ترین اشاره ای از سوی رهبر انقلاب مبنی بر لزوم مقابله با این امر صادر نشده و هر چه هم می فرمایند مبنی بر فرعی بودن این مسائل است؟

۸- چگونه است که حرف شما تابع النعل بالنعل همان حرف کارشناسان بی بی سی و صدای آمریکاست؟ و چرا صدای شکنجه ی “آیات” در بحرین زیر خروارها حرف سست ِ هیچ و پوچ شما و بی بی سی مدفون می شود؟

۹- همانگونه که می دانیم سالهاست بحثی به نام مشایی در کشور جاری است؛ با توجه به اوضاع جهانی و انقلابهایی که تا قلب اروپا پیشرفت کرده؛ چرا این روزها یک هو مشایی می شود فتنه ی عظیم و سراسر وقت نخبگان را به خود اختصاص می دهد؟ و این اصلی کردن معضلی به نام مشایی؛ به نفع کیست؟ و چگونه شد که روزگاری نه چندان دور ؛ آرزوی ما رسانیدن ولو کوچکترین توشه ای به غزه بود؛ ولی  امروز که مرز رفح باز می شود ما در توهم “جریان انحرافی” دست و پا می زنیم؟

۱۰- با توجه به اینکه امریکا با کمک به ۳۲ کشور جهان نتوانست ذره ای به این نظام ضربه بزند؛ آیا خاک بر سر مملکتی که عظیم ترین فتنه اش میخواهد با کمک به “لیلا” و “الناز” و “مهناز” به مقابله با نظام بلند شود ؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
“بیشتر از خیلى از منتقدین، بنده کمبودها را میدانم؛ منتها راه رفع کمبودها، این چیزهائى که تصور میشود، نیست که حالا بیا اعلام کن که مثلاً فلان جا فلان‌جور چه جورى است؛ نه، خیلى چیزها با اعلام درست نمیشود، با کار درست میشود. با حرف درست نمیشود؛ حرف، جنجال‌سازىِ تبلیغاتى و لفاظى هیچ کمکى به حل مشکلات نمیکند
“ایجاد فضاى آشفته‌ى ذهنى با لفاظى‌ها هیچ کمکى به پیشرفت کشور نمیکند. شما تجربه‌ى این پدر پیرتان را در این زمینه داشته باشید …”
“به قول رائج بین جوانها، جوگیر نشوید
. “بحث درست بکنید، بحث منطقى بکنید سخنى را بشنوید، سخنى را بگوئید؛ بعد بنشینید فکر کنید”.”والّا فضاى جنجال درست کردن، همین میشود که دیدید. جنجالِ قبل از انتخابات، بعد از انتخابات، انعکاسش میشود این؛ بخصوص وقتى دست بیگانه هم دخالت دارد.

صفحه 2 از 3123