وکیلانه » جهاد اقتصادی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها جهاد اقتصادی

علت اصلی بی‌توجهی به “جهاد اقتصادی”

تیر ۳۱ام, ۱۳۹۰ دسته درون گفتمانی, زیربنایی | ۲۹ دیدگاه »

۱) می‌گویند بعد از سفر از یک خارجی پرسیدند ایران را چگونه دیدی؟ او جواب داده: هر وقت درد جسمی یا روحی داشته باشی، همه دکتر و روانشناس می‌شوند. هر وقت دعوا باشد، هم قاضی می‌شوند و هر وقت تصادف، همه مامور راهنمایی و رانندگی! :)

شاید بر اساس همین روحیه‌ی ما باشد که گریز به مسائل اقتصادی با طعم انتقاد و ناله، پای ثابت همه محافل شده. در اینکه مسائل اقتصادی در پایداری یک حکومت یا حتی دین‌ نقش بسیار مهمی دارد هیچ شکی نیست و حدیث هم داریم که "فقر بسیار نزدیک به کفر است" در همین راستا، راه‌بر حکیم انقلاب بر اساس یک پروسه چندین ساله، امسال را "سال جهاد اقتصادی" نامیدند تا یکی از اهداف مهم انقلاب۵۷ با شتاب بیشتری دنبال شود و البته کشور هم از آسیب انسان‌های خاکستری صرفاً دنیایی مصون بماند.

۲) اما نکته اینجاست که "مخالفین عقیدتی جمهوری اسلامی"، این ابراز انتقادات صرفاً اقتصادی مردم را که شاید هم زیاد اتفاق می‌افتد و کاملاً ملموس است تعبیر به مخالفت با نظام کرده و مردمی که فقط دغدغه اقتصادی دارند را یاران عقیدتی خود می‌بینند و همین امر باعث می‌شود تا شعار بدهند "ما بیشماریم"!، در حالی که توجه ندارند این ملت بارها اثبات کرده که رگ و ریشه‌اش، پیوند عمیقی با اهالی شعب ابی‌طالب دارد و دین‌ش برای‌ش از همه‌ چیز مهمتر است و البته خوب هم می‌داند که حتی دنیا هم در گرو همین دین است و الزاماً دنیای هیچ کس به صرف کنار گذاشتن دین‌ش آباد نمی‌شود!

۳) در سال‌های قبل به صرف قمپز در کردن هم که شده مسئولین یکسری فعالیت‌ها تحت عنوان سال و در جهت آن انجام داده و در ویترین بیلان‌کاریشان قرار می‌دادند. اما امسال با گذشت ۱۲۳ روز از سال، حتی شاهد همان قمپز در کردن‌های ساده هم نیستیم و برای من جای سوال جدی بود که  چرا خبری از جهاد اقتصادی نیست؟

بعد از مطالعه چند آیه رشک برانگیز از قرآن پیرامون ثواب جهاد (که به دروغ فقط جنگ تفسیر می‌شود) دریافتم "مجاهدت اقتصادی دُر گرانی است به هر کس ندهندش!" و علاوه بر اینکه مشغول شدن به حواشی، برخی‌ها را از توجه به جهش اقتصادی بازداشته، اساساً برخی‌ها سعادت و توفیق "مجاهدت اقتصادی" ندارند. بلاشک تلاش برای بهبود وضع معیشت مردمانی که از مردم عصر حجاز در زمان رسول الله هم بالاتر هستند، اجری فوق‌العاده عظیم دارد و ممکن نیست اجر عظیم الهی نصیب هرکسی شود .

دمکراسی؟ تئوکراسی ؟ مردم سالاری دینی؟ همه اما هیچکدام

تیر ۱۷ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, پاسخ به شبهات, زیربنایی | ۲۸ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

نمی‌دانم رشته یا درسی به اسم “ادبیات سیاسی” وجود دارد یا خیر؛ اما به نظر می‌رسد بنا به اهمیت و کارکرد‌های ویژه کلمات در سیاست، می‌توان حتی یک گرایش از کارشناسی ارشد را هم به این امر اختصاص داد، البته نه به طریق ترمینولوژی؛ بلکه با هدف تولید محتوا.

یکی از مشکلات مهم، چه در اقتصاد چه در سیاست و چه به طور کلی در علوم انسانی این است که متاسفانه می‌خواهیم ظرف غرب را بگیرم و مظروف خودمان را در آن بریزیم،‌ خوب طبیعتاً نمی‌شود و اگر هم به ظاهر بشود، نهایتاً یک امر ناقصی بوجود می‌آید که تازه ما را در اول راهی قرار می‌دهد که غربی‌‌ها به آخر آن رسیده‌اند.

پس چاره تنها در یک چیز است :
بازگشت به مبانی دینی و ملی و تدوین پروسه‌هایی نوین بدور از قالب‌های از پیش تعیین شده. بگذارید مثالی بزنم،
آیا بهتر نیست بجای امتحان کردن معجونی از نظریه‌های اقتصادی که لاجرم باید گوشه‌هایی از آن را هم بزنیم، بنشینیم و یک اقتصاد بومی برنامه ریزی کنیم؟ مثلا “اقتصاد برکت محور” را تبیین کنیم؟ اقتصادی که در آن “سود” جای خود را به “برکت” بدهد. باور کنید اینها رویا و روی هوا حرف زدن نیست، بلکه کاملاً اجرایی است و در ضرورت آن همین بس که “سود محوری” اگر دقیق هم اجرا شود انتهایش می‌شود همان بحران باتلاق گونه کنونی غرب، اما آیا کسی “اقتصاد برکت محور” را تجربه کرده و به مزایای آن فکر کرده است؟

برمی‌گردیم به سیاست.
واقعیت این است که بسیاری از مشکلات فکری، ناشی از تصور غلطی است که از “حکومت ایران اسلامی” در اذهان ساخته شده، چرا که نظام جمهوری اسلامی مردمی است اما به هیچ عنوان “دمکراسی” به معنی غربی آن نیست، حتی تئوکراسی (دمکراسی الهی) به معنی مسیحی آن هم نیست. و اگر بخواهیم برای پز و فیس، آنرا به یکی از این قالب‌ها بچسبانیم آن وقت تصورات اشتباهی بوجود می‌آید که خلاف واقع است و موجب ابهام می‌شود.
و به همین خاطر است که شهید بهشتی می‌گوید :” نظام سیاسی جمهوری اسلامی نظام امت و امامت است و حق این است که با هیچ یک از عناوینی که در کتابهای حقوق سیاسی و حقوق اساسی آمده قابل تطبیق نیست

پس به نظام جمهوری اسلامی فقط و فقط می‌توان لقب ” نظام امام و امت” داد. نظامی که بر پایه ۲ رکن بنا شده: “امامت” و “امت” و این دو، هر کدام تعریف خاص خود را دارد که گرچه امتزاجی زیبا از “شاخصه‌های مثبت قالب‌های غربی” و “سنت” است اما کارکرد مخصوص به خود را دارد!
بحث شیرین و مفصلی در این خصوص وجود دارد که به نظرم راه‌گشاست و موضوع “مصلحت اندیشی” که شاید برخی با آن مشکل دارند در درون همین بحث قابل طرح است.
فقط برای آشنا شدن با بحث، تعریف دو واژه امام و امت را از زبان دکتر علی شریعتی میخوانیم:

ایشان در خصوص تعریف “امت” معتقد است :
همه افرادی که در یک هدف مشترک گرد هم آمده‌اند تا بر اساس یک رهبری مشترک (امام) به سوی ایده آل خویش حرکت کنند“.
و سپس در تعریف “امام” می‌افزاید :
امامت عبارت‌است از هدایت این امت به طرف آن هدف … از این نظر در خود اصطلاح امت وجوب و ضرورت امامت صددرصد نهفته است… امت بی امامت نمی‌شود.”

در این خصوص بحث جذابی وجود دارد به خصوص برای کسانی که علاقه‌مند به آثار دکتر شریعتی هستند و البته این خطر وجود دارد که بعد از خواندن این کتب از علاقه آنها  کاسته شود :)
بسیار دوست داشتم مباحث را اینجا مطرح کنم اما به نظرم فرصت بحث آن نیست،‌ چرا که بسیار طولانی می‌شود اما مطالعه این کتاب‌ها به ترتیب ذکر شده، موضوع را به طور کامل تبیین خواهد کرد:

۱- امام و امت ؛دکتر علی شریعتی

۲- سه گفتار؛ شهید بهشتی

۳- پیرامون جمهوری اسلامی؛ استاد شهید مطهری

۴- ولایت فقیه؛ حضرت امام خمینی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
•  به نظرم زیباترین بخش بحث آنجاست که با توجه به این تعریف، “امام” و “امت” لازم و ملزوم همدیگر محسوب می‌شوند و عدم وجود هرکدام موجب سقوط دیگری خواهد شد و این یعنی همان پاسخ به بخش اعظمی از شبهات پیرامون جمهوری اسلامی.

جایگاه “نق”؛ “انتقاد” و “تقدیر” در برهه‌ی حساس انقلاب‌های منطقه

خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, سیاست خارجی | ۲۶ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

# بعضی از دوستان؛ خیال می‌کنند که من می‌خواهم با ابراز نظرات و موضعگیری‌های معمولاً مخالف ، خودی نشان داده و متفاوت باشم. اما حقیقت این است که اگر انصاف را چاشنی زاویه‌ی نگاهمان کنیم، متوجه خواهیم شد که همیشه الزاماً حق با اکثریت نبوده و نیست، حالا چه می‌خواهد این اکثریت همان اکثر الناس باشد، چه اکثر الخواص!
البته اِلمان‌هایی که از سوی دلسوزان امتحان پس داده ارسال می‌شود، تا جایی که مغایرتی با اصول و مبانی عقل و نقل(!) نداشته باشد بسیار مفید و کارساز است.

# اما راستش را بخواهید مشکل جای دیگری است، ما “نق زدن” را در حد اعلا انجام می‌دهیم، “انتقاد” را بدآموخته‌ایم و چیزی به اسم “تقدیر” را اساساً بلد نیستیم. اشتباهات را “درشت” می‌نویسم و “درست” ها را وظیفه محسوب کرده و زیر قالی پنهانشان می‌کنیم. همیشه‌ی ایام لیست “بدهایمان” بلند بالاست همراه با ضربدر‌های فراوان جلوی اسمشان و لیست “خوب هایمان” معیوب و ناقص و کج‌دار و مریز.
“نق زدن‌هایمان” همراه با “حب و بغض شخصی” است و برانگیزاننده‌ی آتش لجاجت طرف مقابل؛ “انتقاد‌هایمان” آمیخته با “انتقام” و بدون ارائه‌ی راهکار است و اصولاً مگر “تقدیر” هم می‌کنیم؟

# به طور مثال من در این نوشته بنا داشتم یک تقدیر و تشکر درست و حسابی از صدا و سیما داشته باشم. بی انصافی است اگر “نود” شبکه سه را ببنیم و صدایمان دربیاید اما برنامه‌های متنوع “العالم” که تنها مالجاء انقلاب‌های منطقه‌ است را بی خیال شویم.
برادرم که یک‌باری عرض کردم با من حتی تضاد فکری هم دارد؛ از آن سوی آب هربار موکداً تاکید می‌کند شما در آب هستید و قدر نمی‌دانید و تا نبینید متوجه نمی‌شوید که این “العالم” و “پرس تی‌وی” با حرکت در جهت مخالف خیابان یک‌طرفه‌ی امپراطوری خبری غرب، چه بر سر اربابان رسانه آورده و به جرات می‌توان گفت خط اول رسانه‌ای انقلاب‌های منطقه است.

# حالا از این‌‌ها هم که بگذریم در بعد مسائل داخلی هم کم پیشرفت نداشته. “سمت خدا” ، “راز”، “گلبرگ“، “دیروز امروز فردا” (هر چند بدون حضور یامین‌پور در حد یک گفتگوی ویژه‌ی خبری افت کرده)؛ “هفت“، “طرحی برای فردا” “مختارنامه“، “صرفاً جهت اطلاع“، “بهـ روز” و حتی “نیم روز” تنها در یک طرف قصه و مابقی کارها برای عام جامعه هم در جای خود، بعلاوه‌ی توسعه‌ی کمی ؛ همه و همه کارهایی است که دارد صورت می‌گیرد.

# هر چند حرف زیاد است در خصوص این مقوله‌ی مهم “تبلیغات” که از نظر امام راحل در راس امور است و مثلا اگر ما به اندازه‌ی کمی و کیفی “چی‌توز” و “چاکرز” تبلیغ “نماز اول وقت” می‌کردیم الان بسیار جلوتر بودیم اما به واقع باید خدا قوت گفت به اهالی رسانه‌ی ملی، چرا که اگر بنا باشد در این جنگ تمام عیار رسانه‌ای ما هم بر سر تنها تصویر انقلاب آتش بباریم که دیگر هیچ.

# اهمیت همیاری ما و تلاش مضاعف صداوسیمایی‌ها زمانی بیشتر خود را نمایان می‌سازد که توجه داشته باشیم جهان در آخرین پیچ (انشالله) ظهور، با سرعت هرچه تمام تر به سمت آرمان‌های ما در حرکت است. ایران هم اکنون نه دیگر به عنوان صرفاً یک مزاحم برای غرب که بلکه در نقش رقیب برای مدیریت جهان ظاهر شده است.
غربی که ابتدا با “جنگ نظامی” وارد شد و شکست خورد و بعد وارد فاز “جنگ فرهنگی” شد و هر چند موفقیت‌هایی هم داشت اما خوب فهمید که از این راه هم چیزی عایدش نخواهد شد و در “نه دی” مشاهده کرد که همه‌ی سرمایه‌گذاریش به باد رفت؛ حالا هم با “جنگ اقتصادی” وارد شده که به حول و قوه‌ی الهی تودهنی خواهد خورد البته قطعاً در صورتی که طبق نقشه‌ی راه‌بر حرکت کنیم.

# و چه زیباست که بدانیم، بفهمیم و آگاه باشیم که انقلاب ما به سن بلوغ رسیده و دیگر جوان نیست، بلکه حالا در نقش الگو ظاهر شده و حتی کوچک‌ترین اشتباه‌هات هم شایسته‌ی او نیست و باید بتواند در همه‌ی زمینه‌ها الگو ارائه دهد و به واقع این “بتواند” را چه کس بجز ما باید به فعلیت برساند؟

بودجه ها هم رسیدندی

اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۰ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
سه‌شنبه/ عبدالله :

دهه پیشرفت است و عدالت.
سال جهاد ز باب اقتصاد.
دور هم بودجه را بستندی بهر سال یک هزار و سیصد و نود.
هفده گردآیه تا بدانندی  کدامین دو دو تا را از ماست بیرون کشیدندی.
کاهشی اندر افزایشی و افزایشی من باب کاهشی.
وکنون تقدیم کردندی تا تایید گرفتندی.
خواهش کردندی که قابل ملت را نداشتندی

صفحه 1 از 212