وکیلانه » حزب الله
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها حزب الله

برای حزب الله

تیر ۲۷ام, ۱۳۹۰ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

دوشنبه/ عبدالله :
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
حزب اللهی اهل ولایت است
حضرت امیر(ع) اولین حزب اللهی عالم به سند آیه های نورانی قرآن
“انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون.ومن یتول الله و رسوله و الذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون”
خوش به حال حزب اللهی ها
چه عزیزند پیش خدا
وعده ی پیروزی خوش است
اما عشق است اسوه های حزب الله را

الفرار

خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۰ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
سه‌شنبه/ عبدالله :
طبق اخباری که کنون ها به دست حزب الله رسیده جا دارد اعلام بداریم که مرضی از جنس پهلوی شیوع پیدا کرده است شدتی.
مرض را مسری دانسته و از عوامل آن می توان انقلاب اسلامی ایران را نام برد.
درمان ناپذیر بوده و تمامی اطباء جواب کرده اند مرض گرفته را.
بیخود از این ده به اون ده نرید و یک راست تا در جهنم دربست بگیرید.
بس که مرض زشت و واضح است لفطا چشمان عبرت ناگیر برند بخوابند.

وحید جان ! دستگیری کارگردان جنجالی شایسته‌ی تقدیر بود نه تقبیح

فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۰ دسته سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | ۴۴ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

خبر کوتاه است : کارگردان مستند جنجالی “ظهور بسیار نزدیک است” دستگیر شد.
صرف انتشار همین خبر و اقدام شایسته‌ی قوه‌ی قضاییه، کافی بود تا برای تشکر از  مسوولین این قوه‌، وجیزه‌ای نوشته شود. چرا که این کار در واقع لبیکی بود به دغدغه‌ی مراجع اعظام تقلید و همچنین ضرب شستی به کسانی که دانسته یا ندانسته با مقدس‌ترین اعتقادات مردم بازی می کنند.
و امیدوارم این کار، درس عبرتی باشد تا همگان بدانند خطوط قرمز اعتقادی، موضوعی  نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت. توجه به روایاتی که تاکید موکد بر تکذیب تعیین‌کنندگان وقت برای ظهور دارند،‌ضرورت این اقدام بجای قوه‌ی قضاییه را نمایان‌تر می‌کند.
اما آن چیزی که مرا بر‌آن داشت تا این سطور را نگارش کنم واکنش شتابزده و سراسر اشتباه برخی از دوستان بخصوص برادر عزیزم “وحید یامین‌پور” به این خبر بود که نشان از وجود یک مبنایی می‌داد که به غلط در افکار دوستان حزب اللهی جا افتاده . تفکر مغلطه‌آمیزی که می‌گوید : چون دیگران مرتکب جرم شده‌‌اند و با آنها برخوردی صورت نگرفته، پس اگر یک حزب اللهی با دغدغه‌های انقلابی مرتکب خطایی شد، با او نیز نباید هیچ برخوردی صورت بپذیرد!
در همین خصوص چند نکته به ذهنم می‌رسد :‌

۱) اگر کسی بجز وحیدعزیز این حرف را می‌زد، شاید از او پذیرفتنی بود اما حقوقدان جوان ما که با مبانی حقوق آشنایی کامل دارد،‌ قطعا باید بدانند که همه در برابر قانون برابر هستند حتی امام معصوم. فلذا متهم جدای از شخصیتش مورد تعقیب قرار می‌گیرد و نهایتا اگر اهداف خیر‌خواهانه در او به اثبات رسید در برخی جرائم می‌تواند و یا باید از کیفیات مخففه‌ قضایی یا قانونی برخوردار شود و این امر ربطی به حزب‌اللهی بودن یا نبودن هم ندارد.

۲) گفته شده که چرا با بازیگران سینما و شرکت کنندگان در پارتی‌ها و سینما‌گران غرب زده و آقازاده ها برخورد نمی‌شود. من هم معتقدم که باید با هر کسی که قانون را زیر پا می‌گذارد برخورد صورت بگیرد اما قبل از آن معتقد به ضرورت برخورد بیشتر با کسانی هستم که به اسم دین مرتکب خطا می‌شوند!  دوستان اهل تفکر قطعا واقف هستند که خطای فلان بازیگر که بلوتوثش در گوشی هر جوانی پیدا می‌شود بسیار متفاوت است با کسی که با ترویج غلط مبانی ظهور به اعتقادات ضربه می‌زند!
ایکاش جناب یامین‌پور که خود اهل رسانه هستند، قبل از نوشتن این مطلب سری به سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی و تلوزیونی معاند نظام می‌زدند تا ببنید که از العربیه گرفته تا بالاترین و جرس و کلمه با استناد به این مستند با دمشان چه گردویی علیه نظام می‌شکنند!
ایکاش وحید عزیز از دوستانش که در امر ساخت این مستند بودند می‌پرسید، چرا ساخت این چنین کاری را زیر نظر یکی از موسسات معتبر مهدوی، انجام نداده‌اند؟ و یا این اثر را قبل از عرضه‌ی غیر‌قانونی، به کدام عالم دینی ارائه داده و از ایشان اجازه گرفته‌اند؟ اساسا مجوز وزارت ارشاد دوستان ایشان کجاست؟ آیا به صرف اینکه کسی انگیزه‌ی خیر خواهانه دارد ، می‌تواند وارد عرصه‌ی مهم مفاهیم مهدوی آنهم در سطح اثر گذاری مثل این سی‌دی باشد؟ آیا عقل سلیم می‌پذیرد که از فردا در هر گوشه‌ی کشور چند بچه‌ مسجدی و طلبه بدون اذن، کنار هم نشسته و اثر تولید کنند؟
یعنی می‌خواهم عرض کنم ،بجهت جلوگیری از رواج این امور،  اگر بنای بر برخوردی هم باشد، برخورد با کسانی که موجب وهن جایگاه دین می‌شوند بنا به حکم عقل ضرورت بیشتری دارد.

۳) حالا که حرف از برخی مصادیق شد ،‌خوب است این را هم ذکر کنم که در خصوص تهمینه‌ی میلانی و اظهاراتش در برنامه‌ی هفت حرف‌های زیادی هست.
اما نظر شخصی بنده بر خلاف دوستان نه برخورد با این کارگردان است و نه تعطیلی برنامه‌ی هفت و نه حتی گیر دادن به مدیران سیما که چرا پخش زنده را در اختیار آنها گذاشته‌اید چرا که این را پاک کردن صورت مساله می‌دانم. تا وقتی که ما منطق داریم، چرا سکوت و یا بایکوت؟
راه حل به نظر بنده ادامه‌ی همین نوع برنامه‌ها و میدان دادن به همه‌ی کسانی است که خیال می‌کنند حرفی برای گفتن دارند امـــــــا درست در برابر آن دعوت از نیروهای ارزشی است که می‌توانند به خوبی پاسخ به شبهات مطرح شده داشته باشند! که البته بهترین میدان آن “دیروز-امروز-فردا” بود که دیگر نیست.

۴)‌ یامین‌پور عزیز در همان نوشته، مرتکب ظلم دیگری هم به دوستان حزب‌اللهی شده. ایشان عمل جوانان شیرازی معترض به زمین خواری  و طلبه‌ی سیرجانی  را با کارگردان مستند جنجالی  و نیز دیگر جریانات به اشتباه رفته‌ی اخیر،  یکی دانسته و برای همه نسخه‌ی واحد می‌پیچند.
حال آنکه  طلبه‌ی عدالت خواه سیرجانی و دوستانشان مورد تشویق مستقیم مقام معظم رهبری قرار گرفته‌اند و با دستور ایشان آزاد شده‌اند  در صورتی که کارگردان فوق‌الذکر ، مورد اعتراض علما و متدینین است و خود مراجع محترم از قوه‌ی قضاییه دستگیری ایشان را طلب نموده‌اند! و اشتباه ارتکابی سایر موارد ذکر شده هم که واضح است.

۵) از دیگر موارد اشتباه یامین‌پور که باز فکر می‌کنم کلاً بر اساس فکر اشتباهی است که در ذهن برخی دوستان شکل گرفته، جفایی است که در آن نوشته در حق مراجع محترم تقلید شده.
نمی‌دانم وحید یامین‌پور چگونه اینهمه واکنش علما در قبال افسادات دولت اصلاحات را براحتی نمی‌بیند و به گونه‌ای جلوه‌ می‌دهد که انگار امروز هم هر کسی نزد علما رفته و مقداری برای آنها گزارش بدهد، آنها هم فوراً واکنش نشان می‌دهند و اساساً‌ انگار اراده‌ای از خود ندارند و بر همین اساس در واکنش مراجع به این سی‌دی هم تشکیک ایجاد می‌کند. در حالی که همگان آگاهی دارند که عالمان بزرگی همچون آیت‌الله مکارم، بر اساس وظیفه‌ی دینی خود همیشه در صحنه بوده‌اند بدون اینکه کسی ایشان را تحریک (!!!) کند.

۶)
سوال بزرگ دیگری در ذهن من است و آن اینکه چرا عدم توجه به فرمایشات علما در دولت‌، اینهمه مورد انتقاد واقع می‌شود اما درست در نقطه‌ی مقابل وقتی یک قوه‌ی دیگر به دغدغه‌ی مراجع تقلید لبیک می‌گوید بجای تقدیر، نقد می‌شود! آیا این استفاده‌ی ابزاری از اسم علما نیست؟ آیا این وجود رگه‌هایی از حب و بعض شخصی در اظهار نظرات را نمی‌رساند؟

و در آخر می‌خواهم بگویم یامین‌پور دوست‌داشتنی !
جای خالی سوالات بعد از ۱۲ شب شما در برنامه‌ی دیروز امروز فردا به خوبی احساس می‌شود و صدا و سیمای امروز ما سخت محتاج جوانان متفکری همچون توست و در ظلمی که به حق شما شده هیچ شکی نمی‌باشد اما بنا نیست همه چیز شبیه هم انگاشته شود. حزب الله به قدر کافی مظلوم است ، نیازی نیست برای اثبات مظلومیت آن هر جریانی را حزب‌اللهی پنداشت!‍

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در متن وبلاگ “کیستی‌ما” چیزی نوشته نشده اما بازنشر این مطلب در فارس و رجا، حاوی فرمایشاتی از مقام معظم رهبری است مبنی بر دفاع از حقوق مستضعفین و حزب اللهی ها در قوه قضاییه.
به شدت متعجبم از این خلط مبحث و سوء برداشت از بیانات معظم له. کاملا واضح است که این فرمایشات نه برا‌ی آنهاست که کار غیر‌قانونی انجام می‌دهند بلکه  در خصوص کسانی است که همچون طلبه‌ی سیرجانی ، بدون انجام عمل غیر‌قانونی گرفتار قانون شده‌اند واِلا آنکس که حریم قانون را پایمال می‌کند هیچ بهره‌ایی از این فرمایشات ندارد چرا که مولا فرمود : ”آنکس بسیجی‌تر است که مقررات را بیشتر رعایت می‌کند!“

آیا حزب اللهی حق یک زندگی درست و حسابی را ندارد ؟

فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۰ دسته جنگ و جبهه, سبك زندگي اميرعلي | ۷۰ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

# نمی دانم چه کسی این تصور را ایجاد کرده ، اما خوب می دانم که اکثر فیلم ها در ایجاد این تصور نقش عمده ای داشته اند.
تصور اینکه هر وقت اسم حزب اللهی می آید یک آدم شلخته ، کمی تا قسمتی پخمه و ساده لوح ، و بی اطلاع از همه جا و نهایتاً خجالتی یا از آن طرف انسانی خشن  و زُمخت در ذهن برخی متجلی می شود.
و یا اینکه اگر دختری از ارزش های دینی مثل حجاب حرف زد ، او را فردی زشت با اعمالی شبیه به پیرزن ها می انگارند یا نهایتا دختری که سرش به سجاده و دعا گرم است و حتی توان اداره ی یک زندگی را هم ندارد.
به هر حال دختر و پسر بودنش فرقی نمی کند ، هنوز هم هستند کسانی که از حزب اللهی چنین تصوری داشته باشند.
بارها شده که برخی موکلینم بعد از آشنایی بیشتر به من گفته باشند : “ناقلا ! بهت نمیاد  اینقدر حزب اللهی باشی” . تازه تیپ من مخصوصا با اون پیراهن یقه آخوندی که حسابی تابلوست :)

# زندگی در خانواده ای که زیاد اهل گردش است؛ مسولیتم در بسیج و قرار گرفتن اکثر اماکن تفریحی در حوزه ی استحفاظی ما ؛ داشتن رفقای فراوان از آخوند و قاضی و استاد دانشگاه گرفته تا ساندویچ فروش و ماشین باز؛ روحیه عدم یک جا نشینی خودم ؛ و این اواخر هم دوران شیرین عقد؛ باعث شده در یکسال اخیر کمتر شبی پیش بیاید که در یکی از اماکن تفریحی نباشم.
همین چند شب قبل با بچه های مسجد رفتیم آب انار؛ برگشتنی هنوز دم در خانه ی یار (!) نرسیده بودم که بچه های سابق دانشگاه گفتند دم در کافی شاپ  منتظر من هستن؛ بعد هم دوباره برگشتم و حدود ۱۳ تومن خرج شام خوردن با یار ؛ خانه هم که رسیدم آبجی یک نگاهی به مادر کرد و رو به من که :”میای بریم بستنی ؟!”  :)

# معمولا در اماکن عمومی رنگارنگی فراوانی وجود دارد و همیشه در این گونه جاها یک چیز هایی توجه من را جلب می کند. گاهی نوع و تیپ پوشش جذاب کسی؛ گاهی یک ماشین خوشکل؛ گاهی شاد و شنگول بودن قروقاطیانه ی (!!!!!!) چندین و چند خانواده و یا چیزهایی دیگر که همه از آن خبر داریم.

# این جور مواقع ؛ ممکن است به ذهن کسی برسد که؛ نمی شود حزب اللهی ها هم اینگونه باشند؟
راحت؛ شاد؛ شنگول؛ بدون دغدغه ی اینکه فلان کار حرام است و فلان کار حلال . یا  اگر این کار حرام هم نیست اما برای من حزب اللهی بد است. و نباید انجام بدهم و ….
نمی شود اینجوری باشد؟

# در جواب؛ دو نکته به ذهنم می رسد :

اول: اگر به برخی ها برنخورد؛ سلیقه ی من ؛ همان سلیقه ی خداست؛ ولاغیر!
فلذا هیچ کس حق ندارد چیزی را که خدا حلال دانسته ؛ حرام بداند و بدتر از آن؛ هیچ کس حق ندارد کسی را به خاطر استفاده از حلال الهی مورد توبیخ قرار دهد. پس تا جایی که تعارضی با محرمات الهی نباشد؛ انسان مختار (!!!) است به استفاده از نعمات.
البته  طبیعتا وقتی تو مسلمان باشی و به بهشت معتقد؛ باید برای رسیدن به این بهشت از برخی کارها که شاید به ظاهر خیلی هم لذت داشته باشد، چشم پوشی کنی. چرا که  اصل لذت آن طرف است ؛ و اینجا فقط یک محل آزمون می‌باشد.

دوم: در نکته‌ی اول گفتم مختار (!!!).
خوب پس ببینید؛‌ گاهی کسی مثل من تفکرش جهادی است.یعنی دوست دارد همیشه و هر‌کاری می‌کند در راستای تفکراتش باشد. خودش را همیشه در حال جهاد  می‌داند.
دوست دارد از خودش بزند و فقط وقف جهاد باشد. و این یک اختیار است نه یک اجبار !
می‌توانی اینگونه باشی و می‌توانی هم نباشی. حالا اگر کسی از این نوع و جهادی است؛ و می‌خواهد گیر بدهد که چرا نباید یک زندگی درست و حسابی داشته باشم؛ بهتر است اول به خودش گیر بدهد که ، اینهمه درب، چرا برای ورود به بهشت؛ درب جهاد را انتخاب کرده ؟!‌ :)

صفحه 1 از 41234