وکیلانه » حسنی مبارک
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها حسنی مبارک

جوزدگی رسانه ای این بار برای مصر

تیر ۸ام, ۱۳۹۱ دسته احوالات مصر, انقلاب‌های خاورمیانه, سایبر نوشت, سیاست خارجی, قبله‌ی اولمان! | ۳۶ دیدگاه »

همه چیز از یک خبر شروع می‌شود! خبری که در یک گوشه از این عالم اتفاق افتاده. اما انگار دیگر فقط اطلاع‌ از آن خبر موضوعیت ندارد، بلکه خبرگزاری‌ها و فعالان رسانه ای به آن خبر به دید یک “ماده‌ی اولیه” نگاه می‌کنند که قرار است تا دقایقی دیگر از آن “نمدی” بسازند برای “کلاهِ” خود.
جوری آن‌را بازتاب بدهند که در راستای تفکراتشان باشد و تاییدی باشد بر حرف‌های قبلی‌شان. هر کدام بسته به انصاف‌شان یک‌جوری آن خبر را جرح و تعدیل و سانسور و حتی دگرگون می‌کنند تا منظور خودشان را از طریق همان یک خبر به خواننده القاء کنند.

یکی می‌گردد در چهارتوی اخبار و آن‌خبر را با چاشنی یک خبرِ مبهوم‌المنبع ادغام می‌کند و تیتر می‌زندمحمد مرسی (رئیس جمهورِ‌ منتخب مصر) گفته شیعیان از یهودیان بدتر هستند” حالا این‌که این را یک مفتی عربستانی ادعا می‌کند شنیده! بماند. دیگری برمی‌دارد جوری خبر می‌نویسد که انگار رئیس جمهورِ جدید مصر هیچ‌کار دیگری ندارد اِلا نظر دادن راجع به جمهوری اسلامی و…

حرف من روی درست یا غلط بودن این خبرها نیست، حرف‌م روی خلاصه شدنِ انقلابِ مصر در یک انتخاب است! حرف‌م تمرکز بیش از حد روی مصری است که تا همین دیروز کسی برای‌ش تره هم خورد نمی‌کرد. حرفم روی کسانی است که خیال می‌کنند دوباره از مصر بوی کباب می‌آید. حرف‌م روی درشت‌نمایی یک‌سری خبرهاست برای کوچک جلوه دادن برخی مسائل مهم‌تر.

در میدان التحریر، جوانان مسیحی از نماز جماعت جوانان مسلمان محافظت می‌کنند. این یعنی نهایت زیبایی…

تا همین چند وقت پیش نهایت انتظار ما از مصر این بود که سالی نیم‌ساعت مرز غزه را باز کند و هر موقع با هزار جور ناز و ادا و امتیاز گرفتن، این کار را انجام می‌داد انگار عیدمان بود.

حالا اما که یکی از اصلی‌ترین مهره‌های امریکا و اسرائیل در منطقه توسط مردم ساقط شده و قطعاً و بدون ذره‌ای شک یکی از بزرگترین دردسرهای نظام سلطه “مصرِ جدید” خواهد بود ؛ عده‌ای برمی‌دارند مغرضانه تمام انقلاب مصر را در یک انتخاب آنهم از زاویه‌ی دید خودشان خلاصه می‌کنند.

جالب آن‌که برخی هموطنانی که امروز داعیه دارِ مصر شده اند (هواداران آقای میرحسین موسوی) و وقایع آن را بر علیه ایران تحلیل می‌کنند لااقل در یک چیز با دیکتاتور مصر شباهت دارند (داشتند!) . هر دو مورد حمایت مستقیم و علنی نخست وزیرِ رژیم صهیونیستی بودند.

واقعیت این است که وقایع مصر قبل از آن‌که در رابطه با ایران قابل تحلیل باشد، در رابطه با جهان اسلام قابل تحلیل است. و این غرض و مرض، یا جهالتِ رسانه‌ای است که انقلاب پرهزینه‌ی مردم مصر را کسی از زاویه‌ی سود و زیانِ یک انتخاب برای ایران تحلیل کند.

سقوط دیکتاتورِ گوش به فرمانِ امریکا و اسرائیل در یکی از مهم‌ترین کشورهای استراتژیک یعنی مصر ضربه‌ی بسیار سنگینی برای کشورهای سلطه‌طلب بود و همین سقوطِ رویایی به خودی خود و بدون در نظرگرفتنِ جایگزینِ آن امتیازی فوق‌العاده برای جبهه‌ی مقاومت است.

البته کاملاً هم طبیعی است کسانی که ضربه خورده اند از این به هم ریختن توازن منطقه، تلاش کنند با دروغ و دغل لااقل در ظاهر نشان دهند اوضاع آنقدر‌ها هم وخیم نیست :)

امریکا از دیکتاتور حمایت می‌کند، چه موسوی باشد چه بن علی!

بهمن ۱۱ام, ۱۳۸۹ دسته اندر احوالات جنبش سبز | ۷۲ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

معتقدم تحولات اخیر کشورهای عربی بهترین فرصت است برای بیان حرف‌هایی از جنس آرمان‌های انقلاب. بخصوص اینکه این وقایع درست در آستانه‌ی سی و یکمین  سالروز پیروزی انقلاب اسلامی بوجود آمده است. ایکاش همه‌ی ما نسل دوم و سومی‌هایی که خصوصیتمان این است که حرف‌هایمان را بیشتر از اینکه بگوییم، تایپ! کرده‌ایم، این فرصت را غنیمت بشمریم.

البته این متنی که هم اکنون می‌خواهم بنویسم نه چشم بسته غیب گفتن است و نه حتی یک تحلیل! بلکه در کنار هم قرار دادن واکنش یک قدرت زورگوی دنیوی است در برابر دو موضوع!


اگر یادتان باشد سال گذشته، در اوج وقایع بعد از انتخابات، کشورهای غربی و امریکا که از وطن‌فروشی سران فتنه به‌وجد آمده بودند، و خیال کردند کار انقلاب با یک مشت قرتی‌بازی(!) تمام خواهد شد،‌ ژست‌های دیپلماتیک را کنار گذاشته و علنا و رسما و ایضا با اسم(!) به دفاع از آشوبگران و عدم تمکین کنندگان رای ملت برخواستند.
البته غرب همیشه دو رو بوده و هست. چرا که ابتدا و در عصر روز جمعه‌ی انتخابات ۸۸ ؛ وزیر دفاع آمریکا در پاسخ به خبرنگاران گفت: “از نظر ما هیچ اهمیتی نخواهد داشت که چه کسی رئیس جمهور ایران می شود.” و این زمانی بود که به غلط خیال می‌کردند نامزد مورد حمایت آنها !!!! پیروز شده است!  اما وقتی با رای قاطع ملت به آرمان‌های انقلاب مواجه شده، سخن گفته شده‌ی خود را ۱۸۰ درجه تغییر داده و تمام قد به دفاع از عمال داخلی خود پرداختند‍!‌

تا جایی که اوباما در سخنرانی خود به صورت رسمی و علنی می‌گوید:”حمایت خود را از آقای موسوی اعلام میداریم“!

این جملات را همان کسانی بیان می‌کنند که قبلا رسما اعلام کرده بودند : “ایرانی میانه رو وجود ندارد، ایرانی معتدل کسی است که با گلوله کشته شده باشد“!
این روزها هم در وقایع مصر و تونس دقیقا این رفتار امریکا تکرار شده و استکبار برای حفظ عوامل خود در کشورهای مهم خاورمیانه رسما جلسات فوری و ضروری تشکیل می‌دهد و باز این امریکاست که حمایت از دیکتاتورها را در دستور کار خود قرار داده. و با دستپاچگی ابراز می‌دارند که ” حکومت بن علی در تونس الگویی است از دمکراسی، برای کشورهای منطقه!!!

حال با خواننده‌ی محترم این سطور است که تشخیص دهد علاوه بر دیکتاتور بودن!!! چه ویژگی مشترک دیگری در میر حسین موسوی و حسنی مبارک و بن علی وجود دارد که غرب حاضر است تمام آبروی دیپلماتیک خود را برای دفاع از این قانون‌گریز ها خرج کند؟!

ــــبعدازنوشتــــ‌ >:
۱) مستندات این نوشته برای آنها که دیر باور تشریف دارند :

نارضایتی اوباما و شاه سعودی از قیام انقلابی مردم مصر

۲)‌این نوشته را به صورت ویژه بخوانید،علی الخصوص سینه‌چاک‌های بی‌بی‌سی!:
باور کردنی نیست !

اگر مبارک سقوط کنه!

بهمن ۱۰ام, ۱۳۸۹ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
یکشنبه/امیرعلی صفا:

مبارک سقوط کنه . گذرگاه رفح میشه عین همین بزرگراه همت خودمون :)
رادیو پیام صبح به صبح گزارش ترافیکی ازش میده!

انقلاب مردم مصر و تونس، و جدیدترین توهم سبزها ‍!

بهمن ۹ام, ۱۳۸۹ دسته اندر احوالات جنبش سبز | ۱۳۵ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

همین ابتدا لازم است بگویم این نوشته  به هیچ عنوان به معنی جدی گرفتن سبزها نیست! بلکه برآن است تا نشان دهد ما با چه جماعت متوهم و بی‌منطقی طرف هستیم!

خاتمی و حسنی مبارک

خیزش‌های اخیر در کشور‌های عربی که از تونس آغاز شد به دلیل اهمیت بسیار بالا مورد توجه اکثر ملت‌ها قرار گرفت و طبیعتا در محیط سایبر هم بازخورد داشت. اخیراً برخی رسانه‌های ضد انقلاب و سبزها در محیط سایبر بویژه در سایت‌های اجتماعی و دنیای وب۲ دست به تشبیه‌ی زده‌اند که حاکی از متوهم بودن و بی‌بته بودن جنبشکی‌ است موسوم به سبز! و یادآور شعارها و استدلال‌های بچه‌‌گانه‌ی سال قبل آنان است.

تشبیه انقلاب مردم مصر و تونس و خیزش‌های اخیر با اعتراضات بعد از انتخابات به قدری قیاس مع الفارق است که بی اختیار انسان را وادار به خنده می‌کند. فتنه گرانی که قصد داشتند سال گذشته با تحریک احساسات جوانان هیجان زده از کارناوال های تبلیغاتی، کاریکاتوری از انقلاب اسلامی ترسیم کنند اکنون که از همه جا رانده شده‌اند و دستشان  خالی شده، برداشته‌اند و قیام مردم مظلوم عرب را با عربده‌کشی های خودشان مقایسه می‌کنند. و عجب تشبیه بی‌پایه و اساسی.

وقتی واژه‌ی “بی منطق” را برای آنها به کار می‌بریم، می‌گویند چرا توهین می‌کنید؟ اما غافل از آن هستند که خود عامل می‌شوند تا انسان به آنها متوهم بگوید.

دو جریان را وقتی می‌توان به هم تشبیه کرد که دارای پایه و اساس یکسانی باشند. به صرف اینکه مثلا در پایتخت مصر و تونس مردمی به خیابان‌ها آمده اند را نمی‌توان با هوچیگری‌های سبزها مقایسه کرد.

همانگونه که گفتم این تشبیه قیاس مع الفراق است اما به صورت کلی به برخی مسائل باید اشاره کرد:

۱) تمامی ارکان حکومت اسلامی ایران با رای مستقیم و یا غیر مستقیم مردم انتخاب می‌شود. و در کارنامه‌ی انقلاب به طور میانگین هر سال یک انتخابات بوده است.
جنبشک سبز، بعد از شکست قطعی در یکی از همین  انتخابات، بدون توجه به رای اکثریت مردم و بدون پیگیری قانونی خواسته‌های خود، شروع به برهم زدن امنیت عمومی کرده و راهی را درپیش گرفتند که جز اراذل و اوباش در پیش نمی‌گیرند. معترضین همان ها بودند که حدود نیمی از کل ۳۰ سال عمر انقلاب اسلامی را حکومت کرده بودند! و اکنون که با نـــه بزرگ ملت روبه رو شدند حاضر به تمکین دمکراسی نشده و قواعد بازی را برهم زدند.

در حالی که خیزش مردم مظلوم عرب واکنشی است به  استبداد و دیکتاتوری که با ایجاد جو خفقان و طی یک انتخابات تک نفره فرمایشی به وجود آمده.

۲) با شروع اولین جرقه‌های نهضت در ملت‌های عربی، با وجود شدیدترین برخورد‌ها با معترضین (!) باز هم  روز به روز بر شدت اعتراضات افزوده می‌شود و این نشان از عمق خواست مردمی برای قیام علیه استکبار و استبداد است! که به تاسی از قیام بهمن ماه مردم ایران حاضر هستند حتی خون خود را در راه این مبارزه نثار کنند، و حال این سبزها هستند که باید پاسخ بدهند چرا جمعیت قابل توجهی (حدود ۶۰۰هزار نفر) که در روزهای آغازین اعتراضات جمع شده بودند در روز دوم به حدود ۲۰۰هزار نفر و روز بعد به صورت پراکنده و نهایتا کار به جایی رسید که گروهی نهایتا ۵۰ نفره شعار می‌دادند؟! آیا این نشان از پوچ بودن و احساساتی بودن این جنبشک نیست؟! و در آخر چگونه بود که واکنش ملت در قیام ۹ دی منجر به حذف کامل این قلیل اعتراضات گردید؟

۳) سوال بزرگ پیش روی سبزها این است که چرا آشوبها‌ی به سبک بربریت آنها با استقبال گسترده و بی‌نظیر مستکبرین عالم از امریکا گرفته تا اسرائیل مواجه شد و هر روز سران این کشورها معترضین را به برخورد شدیدتر تشویق می‌کردند  ولی همین دول تروریست، مردم مظلوم مصر و تونس را به آرامش دعوت می‌کنند؟!  دولت ایالات متحده در حوادث بعد از انتخابات با تمام توان وارد صحنه می‌شود و در عرصه‌ی سایبر  از تویتر می‌خواهد که دست  به تعمیرات نزند اما همان دولت این روزها به کمک دیکتاتور مصر رفته و در اقدامی بی‌سابقه کل شبکه‌ی اینترنت مصر را قطع می‌کند!
بر اساس اسناد شبکه‌ی ضد ایرانی الجزیره، چرا دولت کودک‌کش اسرائیل حاضر می‌شود ۵۰ میلیون دلار در اختیار جنبش  سبز قرار دهد؟ سبزها با این تشبیه یا باید قبول کرده باشند که دولت اسرائیل کشوری صلح‌طلب و دمکراسی خواه است و یا باید قبول کرده باشند که قیام مردمی مصر و تونس قیام علیه دمکراسی است! و این تضاد را چگونه پاسخ می‌دهند؟


۴) مردم انقلابی مصر و تونس که نسلشان به شهید خالد اسلامبولی ها برمی‌گردد مشخصا واضح است که چه هستند و چه می‌خواهند. قیام‌‌های که حاصل بیداری اسلامی هستند  و مبارزه با استکبار و عمال مستبد داخلی آنها را می‌خواهند. اما جنبش سبز‌، محصول نامشروع پیوند سلطنت‌طلب‌ها و همجنس‌بازان است با سکولارها و افساد‌طلبان. جنبشی که از گوگوش تا سروش و شیخ مهدی کروبی را در بر‌می‌گیرد و هنوز که هنوز است نه اهداف مشخصی دارند و نه شیوه‌ی مبارزاتی معینی.خودشان با خودشان درگیری دارند!

و کوتاه کنم این نوشته را به این سخن که نه بر اساس تشبیهی متوهمانه که بلکه بر اساس واقعیتی عینی، قیام‌های مردمی ملت‌های عرب حاصل صدور انقلاب اسلامی ایران است به عمق دل ملت‌های ستمدیده‌ی جهان و نهم دیماه و ۲۲ بهمنی است به لهجه‌ی تونسی و مصری!

در همین زمینه بخوانید :

رویای نیمه شب سبزها درباره انقلاب مردم مصر و تونس