وکیلانه » دادگاه فائزه هاشمی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها دادگاه فائزه هاشمی

۵ نکته‌ در مورد حکم صادره برای فائزه‌ی هاشمی

دی ۱۵ام, ۱۳۹۰ دسته درون گفتمانی, دستگیری فائزه هاشمی | ۸۵ دیدگاه »

سرانجام پس از مدت‌ها انتظار، در روزهای گذشته دادگاه فائزه‌ی هاشمی دختر‌ آقای رفسنجانی برگزار شد و حکم دادگاه مبنی بر ۶ ماه حبس، و ۵ سال ممنوعیت از برخی‌ فعالیت‌ها برای وی صادر شد. در مورد این موضوع چند نکته به ذهنم می‌رسد:

۱) رسیدگی به اتهاماتی که متوجه فائزه‌ی هاشمی بوده، مدت‌هاست که به عنوان یک خواسته‌ی مهم درخواست می‌شده اما این درخواست نه از جهت رسیدگی به اتهامات یک متهم بلکه به عنوان مطالبه‌ی عدالت و مساوات و عدم تبعیض بین شهروندان مطرح می‌شده. یعنی لکه‌ی سیاهی که همیشه بر دامان سفیدِ قوه‌ی محترم قضاییه خودنمایی می‌کرد این بود که چه تفاوتی بین آن دخترِ گمنامِ سبز که شاید فرزند یک کارگر ساده بوده و دختر آقای هاشمی رفسنجانی وجود دارد که او محاکمه می‌شود ولی دختر هاشمی خیر؟ آیا این امر به استقلال قوه‌ی محترم قضا خدشه وارد نمی‌کند؟

۲) خوشبختانه هرچند دیر اما با تشکیل دادگاه فائزه‌ی هاشمی و حکم منصفانه‌ایی که صادر شد، این لکه‌ی سیاه پاک گردید و جا دارد تا همین‌جای کار به احترامِ قوه‌ی محترم قضاء کلاه از سر برداریم و رسماً از این شجاعت تشکر کنیم.

۳) اگر فکر می‌کنید من در این نوشته بنا دارم داد و بیداد کنم که چرا حکم چنین است و چنان باید بگویم اشتباه می‌کنید. به عنوان یک کارشناس حقوق بر منصفانه بودن حکم گواهی می‌دهم و دلم می‌خواست این نوشته تا همینجا منقطع می‌شد و به سپاس از این اقدام پسندیده اکتفا می‌کردم اما نکته‌ی کلیدی این ماجرا اجازه‌ی این کار را نمی‌دهد. نکته‌ی کلیدی چیست؟ دادگاه صرفاً به خاطر یکی از اتهامات فائزه‌ی هاشمی برگزار شده بود!  اظهاراتی که درمصاحبه با روز‌آنلاین مطرح شده و در مورد همین اتهام حکم خوبی هم صادر شده، اما دیگر اتهاماتِ دختر آقای هاشمی چه می‌شود؟

۴) اگر واقع بینانه نگاه کنیم این جرم در مقابل سایر اتهامات این شخص فی‌الواقع هیچ است! از اتهامات متعدد وی بعد از انتخابات ۸۸ که بگذریم، اتهام اصلی وی به نظر من مشارکت یا معاونت در اعمالی است که توسط برادرش مهدی هاشمی انجام شده بود. بنا بر گفته‌های صریحِ و البته وحشتناکِ وکیل ایشان (از اینجا بخوانید+) ، شخصِ مهدی هاشمی قبل و بعد از انتخابات ۸۸ فعالیت های بسیاری انجام داده که فقط در یک قلم بنا به علتی نامعلوم نامبرده اقدام به از بین بردن و انهام مرکزی که فقط خودش خبر داشته و  مدارک و اقلامی که در روز انتخابات و قبل از آن مورد استفاده قرار گرفته می‌کند! چرا؟ مهدی هاشمی چه چیزهایی را معدوم کرده بود؟ آن موارد در وقایع تلخ پس از انتخابات چه تاثیری داشته؟ وجود آن مدارک پرده از چه رازی  برمی‌داشته که ایشان به آن سرعت اقدام به از بین بردن آنها کرده؟ بین حضور فائزه‌ هاشمی درکف خیابان‌ها و آن مرکز معدوم شده چه ارتباطی وجود داشته؟ آیا واقعاً آن مرکز و مدارک معدوم شده اند؟ مهدی هاشمی چه کاره‌ی این مملکت بوده که چنین دم و دستگاه عظیمی و مستقیماً مرتبط به انتخابات راه بیندازد؟ آیا وجود آن مدارک اثبات کننده‌ی اعترافاتِ برهم‌زنندگان امنیت کشور و آشوب طلبان مبنی بر سازماندهی آنها توسط مهدی هاشمی بوده است؟

۵) با توجه به مورد بالا، و در حالی که مهدی هاشمی در خارج از کشور فراری است، به روشنی می‌شود دریافت که شاید تنها کلید حل این معما فائزه‌ی هاشمی است، و با توجه به این امر و نیز سایر اتهامات فائزه‌ی هاشمی،  قوه‌ی محترم قضاء در صورتی که به همین یک مورد اتهام و حکم صادره کفایت کند دانسته یا ندانسته با  پنبه سر عدالت را بریده و به قول معروف بچه گول زده!
از این سو مثلاً فائزه‌ی هاشمی دادگاهی شده، از آن سو بخش وسیع و مهم‌ترِ اتهامات تا مدت‌ها مسکوت خواهد ماند. پس همچنان مطالبه‌ی تشکیل دادگاه فائزه‌ی هاشمی در مورد سایر اتهاماتش ادامه پیدا خواهد کرد اما در عین حال از مسولین دستگاه قضا به دلیل شروع حرکتِ بزرگِ مقابله با تبعیض شهروندی تشکر می‌کنیم و امیدواریم هرکسی در این مملکت اتهامی متوجه اوست، فارغ از پست و نامش، و بدون مصلحت اندیشی‌های کاذب پای میز محاکمه کشیده شود تا یا اتهامش ثابت شده، به مجازات‌ش برسد و یا تبرئه‌ شده و از زیر فشار خارج شود.

مطالب مرتبط :
امسال برای من، سوم دی مهمتر از نهم دی است
هاشمی رفسنجانی از “پانه‌تا” یا “پانه‌تا” از هاشمی رفسنجانی ؟!

امسال برای من، سوم دی مهمتر از نهم دی است

آذر ۲۹ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, اندر احوالات جنبش سبز, دستگیری فائزه هاشمی | ۱۰۸ دیدگاه »

با هرکسی که تعارف داشته باشم با شما مخاطبین عزیز وبلاگم که تعارف ندارم. دارم؟ راستش را بخواهید می‌خواستم از امشب چیزی در وبلاگم بنویسم مبنی بر "شروع اعتصاب غذای خشک"‌م تا سوم دی. اما دیدم با  این کار اولاً خیلی خودم را جدی می‌گیرم و خودم را مهم فرض می‌کنم در ثانی تاثیری را که باید داشته باشد ندارد. فلذا تصمیم گرفتم در همین حدی که مشاهده می‌فرمایید در خصوص اهمیت ۳ دی ۱۳۹۰  مسائلی را بیان کنم:

۱) بر اساس وعده‌ی دستگاه محترم قضاء اگر ابر و باد و مه و خورشید و کاسه‌لیسان هاشمی اجازه بدهند انشالله، گوش شیطان کر قرار است والاحضرت، "شاهزاده فائزه هاشمی بهرمانی" به دستگاه محترم قضایی نزول اجلال فرموده و در خصوص اتهاماتی که متوجه اوست پاسخ‌گو باشد. این اتفاق اگر صورت بگیرد طبیعتاً باید موجی از خوشحالی را ایجاد کند. برای همه‌ی آنهایی که عدالت برایشان مهم است. برای همه‌ی خانواده‌هایی که فرزندانشان در جریانات ۸۸ مورد تعقیب قضایی قرار گرفتند و آرام و قرار از آن خانواده‌ها گرفته شد ولی از خانواده‌ی هاشمی نه، برای همه‌ی کسانی که در نه دی آمدند بیرون و فریاد زدند "تاجر ورشکسته برگرد به باغ پسته" و برای همه‌ی کسانی که می‌خواهند خلاص بشوند از برده‌ی خاندان هاشمی بودن!

۲) گفتم برده، شاید تعجب کرده باشید. اما توضیح می‌دهم چرا برده. دوستان! مگر انسان چیزی بجز "مال" و "اعتقاد" می‌تواند داشته باشد؟‌
تا اینجای کار لااقل در حد اتهام بسیار جدی، بخش قابل توجهی از "مالِ" من و شمای نوعی را شخصی به نام "مهدی هاشمی" بالا کشیده و رفته به یلری تلری در آنسوی جهان و اصلاً‌ به شخصه ناامید هستم از پیگیری قضایی او و همین حالا که دارم این را می‌نویسم ترس دارم از فیلتر شدن وبلاگم به علت ذکر این موضوع و اهانت به ارباب!. از آن سو هم شاهزاده "فائزه‌ی هاشمی" از قبل از ۸۸ تا کنون هر توهینی که ممکن بود به "اعتقادات" ما نموده و آخر سر هم با دعوت کاسه لیسی به اسم "ر" در مجمع تشخیص مصلحت نظامی که خون پدر و برادر و خواهر امثال من و شما پای آن ریخته شده می‌رود و از آنجا در آغوش امن پدر هرچه که تا کنون نگفته را می‌گوید. (سطح تحصیلات فائزه را شما می‌دانید؟)
با وجود فقط همین دو مورد به شخصه احساس می کنم در این مملکت برده‌ی خاندان هاشمی هستم و آنها قوم برتر هستند که مصونیت آهنین دارند اما من باید حتی از نوشتن این سطور هم بترسم، شما را نمی‌دانم!

۳) متاسفانه یکی از بزرگترین مشکلات جامعه‌ی ما "شعارزدگی" است و به جرات می‌توانم بگویم هیچ چیزی در این مملکت از "شعارزدگی" در امان نیست. کافی است "کلمه‌ی خاصی"، "رهنمود مهمی"، "اتفاق تاثیر گذاری" یا هرچیزی دیگر به وقوع بپیوندد آنگاه است که حضرات مسئول دور هم جمع شده و به فجیع‌ترین شکل ممکن به گونه ایی آنرا به "گند" می‌کشند که تنها ثمره اش "ایجاد حس تفر در مخاطب نسبت به آن امر" باشد.
فلذا دوست دارم تا دیر نشده نسبت به ورود آقایان مسول به "مساله‌ی ۹ دی" هشدار بدهم. نه دی مردمی‌ترین و انقلابی‌ترین تظاهرات نسل من است. فکر می‌کنم هر کس در ۹ دی حضور داشته حتماً این را با گوشت و پوست و استخوانش حس کرده. پس حضرات "کارمند جمهوری اسلامی" لطف بفرمایند برای بیلان کار دادن به مقامات بالاتر وارد این مقوله نشوند و اجازه بدهند این مقوله توسط "سربازان انقلاب اسلامی" پیگیری شود تا مانند سایر مسائل نگردد. به عنوان مصداق هم ذکر کنم یکی از بدسلیقه‌ترین کارها در خصوص ۹ دی، راه‌اندازی راهپیمایی به مناسبت سالگرد آن است که به نظرم هیچگونه موضوعیتی ندارد. و باز به عنوان مصداق عرض کنم مهمترین وظیفه در خصوص ۹ دی تبیین چیستی آن است.

در انتها لازم است عرض کنم به نظرم "تحقق آرمان‌های ۹ دی" بسیار مهمتر از "بزرگداشت ۹ دی" است. و امیدواریم با پشتیبانی و درخواست ما، عزم قوه محترم قضاء جزم تر شده و در "سوم دی" یکی از آرمان‌های بر زمین مانده‌ی "9دی" یعنی  رفع تبعیض شهروندی و سهم خواهی ویژه  محقق شود.

راستی! می‌گویند انگار ۳۰ آذر هم قرار است پایان امپراطوری فساد در  "دانشگاه آزاد" باشد.