وکیلانه » دانشگاه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها دانشگاه

دو نخ سیگار لطفا

خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

سه‌شنبه/ عبدالله :
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
در دکه رو به روی دانشگاه چند تا روزنامه کف پیاده رو و بقیه در زیر پیشخوان اند.
بی هیچ نظمی چیده شده اند و باید کف پیاده رو بنشینی تا روزنامه ات را پیدا کنی.
خواندن تیتر که بماند!
ژست خواندن برخی روزنامه های تعطیل فکری شاید چند نفری را تا دکه می کشاند
اما آنچه طرفدارش بیشتر است سیگار است و آدامس.
دلیل گم شدن حرف های ناب میان اوراق باطله
دلیل مهر باطل زدن بر فکری و جولان تفکری دیگر…
نه بچه جان دلیل پشت هم نچین
توقف بی جا مانع کسب است!

افزایش درصد دختران دانشجو نسبت به پسران مثبت یا منفی؟

خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ دسته اجتماعی | ۴۹ دیدگاه »

# بر اساس آمار از سال ۱۳۸۲ به بعد، تعداد متقاضیان آموزش عالی سیر نزولی داشته و البته این نه به علت عدم تمایل به آموزش عالی که بلکه معلول دو علت است. اول: افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو؛ دوم: سیر نزولی هرم سنی این گروه. بر اساس همین آمار از همان سال متناوباً دختران حدود ۱۰ درصدی بیشتر از پسران متقاضی آموزش عالی بوده و طبیعتاً در خروجی هم تعداد دختران دانشجو بیشتر از پسران شده است. البته این صرفاً یک آمار نیست و با دقت در اطراف خودمان هم به این مساله پی خواهیم برد.

# اما نکته اینجاست که باید دید آیا این افزایش دختران دانشجو مثبت و در جهت آرمان‌های دینی و انقلابی است یا برعکس؟ قطعا از نظر آیتم‌های رشد یک جامعه این افزایش نشانه‌ی پیشرفت است اما اگر بخواهیم عمقی‌تر به قضیه نگاه کنیم  باز به این نتیجه خواهیم رسید که صرف افزایش دختران دانشجو نسبت به پسران، در جهت اهداف متعالی اسلام و نقش و جایگاهی است که اسلام برای زن و مردم با توجه به تفاوت‌های آنان قرار داده و این افزایش در واقع باید تقویت؛ تشویق، گسترده تر و جهت‌دار شود و در یک جامعه‌ی اسلامی زن باید بیشتر از مردم دارای علم باشد.چرا؟ ادامه‌ی نوشته را بخوانید

# توضیح بیشتر اینکه: اکثر پسران به جهت افزایش شانس اشتغال شروع به تحصیل می‌کنند و در نهایت هدفشان مابه‌ازاء اقتصادی تحصیل است و مشاهده می‌کنیم بارها پسران می‌گویند “آخر این دانشگاه رفتن که چی؟” یعنی هدف به دست آوردن یا ارتقاء جایگاه شغلی است و هر گاه این هدف با خدشه روبرو شود دقیقا در میزان اشتیاق به تحصیل پسران موثر است. (می‌توانید اهتمام به تحصیل دانشجویان پسر شاغل که مدرک در حقوق آنان تاثیر دارد را با اهتمام به تحصیل دانشجویان بی‌کار مقایسه کنید).
از آن سو اما دختران بیشتر به جهت دست‌یابی به هویت بیشتر، به تحصیل می‌پردازند و مشخصاً تحصیل را نوعی امتیاز تلقی می‌کنند و به همین دلیل، ترس از بیکاری مانع تحصیل آنان و یا تاثیری در اهتمام آنان به تحصیل ندارد و یا خیلی کم دارد.(نمرات دانشجویان دختر و پسر را با هم مقایسه کنید)

# اما این چه ربطی به اسلام دارد ؟
ببینید در اسلام و بر اساس نقشی که خداوند برای زن در نظر گرفته، او را “رب البیت” یا خدای خانه نامیده. یعنی به نوعی شغل اول زن از منظر اسلام خدای خانه بودن و تربیت و پرورش نسل آینده و نه صرفاً خانه‌داری است! و بعد از آن اشتغال در جامعه به عنوان فرع بر اصل است و هر گاه این اشتغال به کار بیرون، زن را از وظیفه‌ی اصلی او دور کند، ناپسند تلقی می‌شود. حال اگر بناست نسل آینده تحت تربیت مستقیم زن قرار گیرد و مسولیت اصلی تربیت بر عهده‌ی زن باشد، آیا هرچه زن عالم‌تر و مشتاق‌تر به تحصیل باشد، به سود جامعه‌ی اسلامی است یا به ضرر؟ و با این حساب ضرورت تحصیل آقایان بیشتر است یا بانوان؟ علاوه‌ی بر این  هر چه مسولیت‌های کاری و اجرایی، بیشتر بر عده‌ی آقایان باشد و در مقابل فکر سازی بیشتر بر عهده‌ی زن، آیا این تکریم جایگاه واقعی زن نیست؟ البته طبیعتاً این نوشته در صورتی است که دانشجو بودن مترادف با عالم‌تر بودن باشد!

# به هر حال هدف از این نوشته این بود که باید در همه‌ی امور بدون التقاط و ارعاب از غرب،‌دقیقاً بر اساس مبانی اسلامی آیتم‌هایی که می‌تواند جایگاه جامعه‌ی اسلامی و به خصوص خانواده به عنوان رکن اصلی این جامعه را استحکام بخشد تقویت کرد و به شدت از امر به منکر (جلوگیری از تحصیل دختران) و نهی از معروف (جلوگیری از اشتغال بجای تحصیل پسران) خودداری کرد.

اسلام خمینی یا اسلام در خمین

خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۰ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
چهارشنبه/ عبدالله :
اماما سخن ها گفتید در وصف دانشگاه اسلامی
و سالها این حرف ها ماند برای برخی اندیشه ها
کنون تمام ره یافتگان به این مکان را که به اسم اسلام بنا شده رها کرده و به شهری کوچک آمده تا علم را در اسلام ز نو بسازند.
بغضم ترکید وقتی صبح صدای وا اسلاما و وا اماما شنیدم
و دوباره قدم هایم را در دانشگاهی گذاشتم که خسته است
خسته از بی توجهی برخی ها.
چه می آید بر سر حرف هایت ای امام؟؟؟

بیایید کمی به غرب بخندیم :)

فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, پاسخ به شبهات, سبك زندگي اميرعلي, سیاست خارجی, ضدانقلاب‌های فراری | ۹۰ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

قبلا در وبلاگم نوشته بودم که “ دانشگاه و حوزه دیده ام ، گرد جهان دویده ام ، هیج کجا برای من سالن  مسجد نمی شود!” حالا دیشب هم به لطف دور دیدن چشم پیرمرد‌های هیات امنا مسجد (!)، کودک درونمان کمی بیشتر از خیلی؛ فعال شد و افتادیم به جان درخت کُناری که در انتهای مسجد قرار دارد :)
حالا شما را نمی‌دانم ولی از همین تریبون اعتراف می کنم که لااقل ۴ بار فقط و فقط به عشق کُنار‌های درختی که در ورودی حسینه‌ی تخریب است، به دوکوهه رفته‌ام. یعنی می‌خوام بگم اینقدر عشق کُنارم! حالا خودتان دیگر تَصور اوضاع و احوال دیشب ما را بکنید، شاید این تصویر که در گرماگرم آن اوضاع گرفته شد به تَصور شما کمک کند؛ البته امیدوارم هیچ کدام از پیرمردهای مسجدمان اهل وبلاگ و وبلاگ خوانی نباشند :)

خوب!‌ حالا دیشب در همان حالی که علیرضا داشت درخت بیچاره را برای افتادن کُنار، به بدترین وضع ممکنه تکان می‌داد،‌اینجانب طبع وبلاگ‌نویسم گُل کرد و چیزهای به ذهنم آمد که گفتم در اینجا بنویسم تا تکانی به درخت خشک شده‌ی غرب داده باشیم. پس بیایید کمی به غرب بخندیم :‌

تفکر غرب‌ کلاً خعیلی (!) خنده دار تشریف دارد و اساسا انگار بر اساس تناقض پایه گذاری شده از جمله :‌

۱- برای ما ادعای سواد می‌کنند در حالی که آقاشون انشتین سالها قبل به پرفسور حسابی ما گفته است : “زمانی که پدران من ، همدیگر را می‌خوردند شما در دزفول دانشگاه جندی شاپور را داشته اید!

۲- برای ما ادعای دمکراسی می‌کنند در حالی که هنوزم در اکثر قریب به اتفاق کشورهای آنها چیزی به اسم رای مستقیم به رئیس جمهور وجود ندارد و رای به حزب داده می‌شود و حزب انتخاب می‌کند آنهم بیشتر از ۲۰۰ سال است که رقابت فقط بین دو حزب است !

۳ـ برای ما ادعای برابری حقوق زن و مرد می‌کنند، در حالی که ما ۱۴۰۰ سال است برای زن حق مالکیت قائل هستیم اما تازه برخی از کشورهای آنها آنهم بعد از سالها مبارزه توانسته‌اند چنین حقی را برای زن به رسمیت بشناسند! البته هنوز هم در امریکا حقوق زن به صرف زن بودن ۱۵ درصد کمتر از مردان است!

۴ـ علاوه بر هزار و یک بن بست دیگر ، در دینشان که کلاً‌ چیزی به اسم طلاق ندارند و تازه ۱۳ سال است که با تناقضی آشکار در دینشان قانون طلاق را تصویب کرده‌اند. در حالی که ما ۱۴۰۰ سال است منفور‌ترین حلال‌مان برای رهایی از بن بست، طلاق است!

۵ـ ادعای دفاع از حقوق زن‌شان گوش عالم را کر کرده، در حالی که ایران اسلامی تنها کشوری است که اگر کسی به جسم زن جراحتی وارد کند علاوه بر “دیه” باید “اَرش” یعنی مابه تفاوت نقصان زیبایی او را هم بدهد، در حالی که هنوزم در بسیار از کشورهای آن‌ها زن بدون اذن شوهر حق مراجعه به دادگاه را ندارد!

۶- می‌گویند قانون ما مترقی است، در حالی که اگر آنجا پارلمان به هر دلیلی بودجه را دیر تصویب کند، تا زمان تصویب بودجه ، کل کشور تعطیل خواهد شد، اما اینجا برای رفع این مشکل طبق قانون تا تصویب بودجه ، دولت بر اساس زمان مشابه سال قبل کشور را اداره می‌کند!

۷- پرزیدنت‌های آنها پولشان از پارو بالا می‌رود  و یکی در میان با س.ک.س و کراک در ارتباط ! و دخترهای زیر ۱۸ سال را از روی هوا تور می‌کنند، بعد رئیس جمهور ما را تمسخر می‌کنند که چرا کاپشن ۵ هزار تومنی می‌پوشد!

۸- ادعای نظام آموزشی مترقی دارند در حالی تنها کشوری هستند که دانش‌آموزان پسرش بر روی معلم و همکلاسی‌ها هفت‌تیر می‌کشند و ۵۲ درصد دخترانش اولین بار در مدرسه باردار می‌شوند!

۹- اووووووووووه بار ادعای دفاع از حقوق بشر می‌کنند ، در حالی که ۲۰۰ میلیون نفر تنها در دو جنگی که آنها راه انداخته‌اند کشته شده و افتضاحاتشان در گوانتانامو و ابوغریب و افغانستان و عراق و پاکستان و لیبی و بحرین و تونس و مصر و اردن،  عرق شرم بر پیشانی هر انسان عاقلی می‌نشاند!

۱۰- همین حالا به بیش از ۱۸ نقطه از جهان تجاوز نظامی دارند و  اولین و تنها استفاده کننده از بمب اتم هستند آنوقت نگران دستیابی به دانش هسته‌ای توسط ایرانی هستند که در کل طول تاریخش حتی یک‌بار هم به کشور دیگر تجاوز نکرده! و در رتق و فتق منازعات بین المللی شهرت تاریخی دارد.

۱۱ـ (قبلا از ذکر این مورد عذر خواهی می کنم) برای کاهش شدت تجاوزات در مترو، مجبور شده‌اند اماکنی را بصورت مصنوعی و شبیه‌سازی تجاوز در مترو افتتاح کنند ،‌ آنوقت ما را مسخره می‌کنند که چرا در مترو واگن زن از مرد جداست!

۱۲ـ اولین و تنها انقلاب کاملا بدون خشونت را در قرن‌های اخیر ما داشته‌ایم آنوقت برای ما ادعای طراحی انقلاب بدون خشونت می‌کنند!

۱۳- برای ما ادعای NGO هایشان را می‌کنند در حالی گسترده‌ترین و کارآمد‌ترین NGO ی جهان با قریب به ۱۳ میلیون عضو را ما داریم : بسیج!

۱۴- مخترع اکثر مواد مخدر و تمام روان گردان‌ها ، شبکه‌های مستهجن، سایت‌های مخرب و بیماری‌های لاعلاج هستند، آنوقت نگران بهداشت جهانی شده‌اند!

۱۵- تمامی شبکه‌های تروریسیتی در جهان  مستقیما دست پرورده‌ی آنها هستند و در کارنامه‌ی خود فیلم دست‌بوسی از دیوانه‌ای به نام معمر قذافی را دارند، آنوقت برای ما ادعای مبارزه با خشونت می‌کنند!

۱۶ـ بزرگترین مشکل لاینحل کلیساهای آنان، تجاوز روزافزون کشیشان به کودکان است،‌ آنوقت قانون منع ساخت مساجدی را تصویب  می‌کنند که خواستگاه اکثر پدران علوم جهان است!

البته گفتن که نداره، اما همه‌ی اینها در مقابل اینکه چهارمین دانشمند برتر جهان و مغز متفکر ننجون ، از آنهاست ، هیچ است :)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
# قطعاً دوستان با توجه به حوزه‌ی تحصیلی و کاری خود، موارد دیگری هم به ذهنشان می‌رسد که می‌توانند کامنت بفرمایند.

صفحه 1 از 212