وکیلانه » دمکراسی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها دمکراسی

دمکراسی؟ تئوکراسی ؟ مردم سالاری دینی؟ همه اما هیچکدام

تیر ۱۷ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, پاسخ به شبهات, زیربنایی | ۲۸ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

نمی‌دانم رشته یا درسی به اسم “ادبیات سیاسی” وجود دارد یا خیر؛ اما به نظر می‌رسد بنا به اهمیت و کارکرد‌های ویژه کلمات در سیاست، می‌توان حتی یک گرایش از کارشناسی ارشد را هم به این امر اختصاص داد، البته نه به طریق ترمینولوژی؛ بلکه با هدف تولید محتوا.

یکی از مشکلات مهم، چه در اقتصاد چه در سیاست و چه به طور کلی در علوم انسانی این است که متاسفانه می‌خواهیم ظرف غرب را بگیرم و مظروف خودمان را در آن بریزیم،‌ خوب طبیعتاً نمی‌شود و اگر هم به ظاهر بشود، نهایتاً یک امر ناقصی بوجود می‌آید که تازه ما را در اول راهی قرار می‌دهد که غربی‌‌ها به آخر آن رسیده‌اند.

پس چاره تنها در یک چیز است :
بازگشت به مبانی دینی و ملی و تدوین پروسه‌هایی نوین بدور از قالب‌های از پیش تعیین شده. بگذارید مثالی بزنم،
آیا بهتر نیست بجای امتحان کردن معجونی از نظریه‌های اقتصادی که لاجرم باید گوشه‌هایی از آن را هم بزنیم، بنشینیم و یک اقتصاد بومی برنامه ریزی کنیم؟ مثلا “اقتصاد برکت محور” را تبیین کنیم؟ اقتصادی که در آن “سود” جای خود را به “برکت” بدهد. باور کنید اینها رویا و روی هوا حرف زدن نیست، بلکه کاملاً اجرایی است و در ضرورت آن همین بس که “سود محوری” اگر دقیق هم اجرا شود انتهایش می‌شود همان بحران باتلاق گونه کنونی غرب، اما آیا کسی “اقتصاد برکت محور” را تجربه کرده و به مزایای آن فکر کرده است؟

برمی‌گردیم به سیاست.
واقعیت این است که بسیاری از مشکلات فکری، ناشی از تصور غلطی است که از “حکومت ایران اسلامی” در اذهان ساخته شده، چرا که نظام جمهوری اسلامی مردمی است اما به هیچ عنوان “دمکراسی” به معنی غربی آن نیست، حتی تئوکراسی (دمکراسی الهی) به معنی مسیحی آن هم نیست. و اگر بخواهیم برای پز و فیس، آنرا به یکی از این قالب‌ها بچسبانیم آن وقت تصورات اشتباهی بوجود می‌آید که خلاف واقع است و موجب ابهام می‌شود.
و به همین خاطر است که شهید بهشتی می‌گوید :” نظام سیاسی جمهوری اسلامی نظام امت و امامت است و حق این است که با هیچ یک از عناوینی که در کتابهای حقوق سیاسی و حقوق اساسی آمده قابل تطبیق نیست

پس به نظام جمهوری اسلامی فقط و فقط می‌توان لقب ” نظام امام و امت” داد. نظامی که بر پایه ۲ رکن بنا شده: “امامت” و “امت” و این دو، هر کدام تعریف خاص خود را دارد که گرچه امتزاجی زیبا از “شاخصه‌های مثبت قالب‌های غربی” و “سنت” است اما کارکرد مخصوص به خود را دارد!
بحث شیرین و مفصلی در این خصوص وجود دارد که به نظرم راه‌گشاست و موضوع “مصلحت اندیشی” که شاید برخی با آن مشکل دارند در درون همین بحث قابل طرح است.
فقط برای آشنا شدن با بحث، تعریف دو واژه امام و امت را از زبان دکتر علی شریعتی میخوانیم:

ایشان در خصوص تعریف “امت” معتقد است :
همه افرادی که در یک هدف مشترک گرد هم آمده‌اند تا بر اساس یک رهبری مشترک (امام) به سوی ایده آل خویش حرکت کنند“.
و سپس در تعریف “امام” می‌افزاید :
امامت عبارت‌است از هدایت این امت به طرف آن هدف … از این نظر در خود اصطلاح امت وجوب و ضرورت امامت صددرصد نهفته است… امت بی امامت نمی‌شود.”

در این خصوص بحث جذابی وجود دارد به خصوص برای کسانی که علاقه‌مند به آثار دکتر شریعتی هستند و البته این خطر وجود دارد که بعد از خواندن این کتب از علاقه آنها  کاسته شود :)
بسیار دوست داشتم مباحث را اینجا مطرح کنم اما به نظرم فرصت بحث آن نیست،‌ چرا که بسیار طولانی می‌شود اما مطالعه این کتاب‌ها به ترتیب ذکر شده، موضوع را به طور کامل تبیین خواهد کرد:

۱- امام و امت ؛دکتر علی شریعتی

۲- سه گفتار؛ شهید بهشتی

۳- پیرامون جمهوری اسلامی؛ استاد شهید مطهری

۴- ولایت فقیه؛ حضرت امام خمینی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
•  به نظرم زیباترین بخش بحث آنجاست که با توجه به این تعریف، “امام” و “امت” لازم و ملزوم همدیگر محسوب می‌شوند و عدم وجود هرکدام موجب سقوط دیگری خواهد شد و این یعنی همان پاسخ به بخش اعظمی از شبهات پیرامون جمهوری اسلامی.

دموکراسی ره آورد باطل سقیفه

اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۰ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
سه ‌شنبه/ عبدالله :

النبی اولی بالمومنین من انفسهم را فهمیدند
اما اولی بعد از پیامبر (ص) چه؟
خلافت را سهم خود دانستند
عهدنامه ها مدت ها پیش از سقیفه امضا شده بود.
ریش سفید و یار غار پیامبر تعیین شده بود
تنها مانده بود چگونگی طرح موضوع
پس شورا تشکیل شد و به اسم خلافت دست ولی الله الاعظم بسته شد
زهرا (س) به کوچه آمد…

بیایید کمی به غرب بخندیم :)

فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, پاسخ به شبهات, سبك زندگي اميرعلي, سیاست خارجی, ضدانقلاب‌های فراری | ۹۰ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

قبلا در وبلاگم نوشته بودم که “ دانشگاه و حوزه دیده ام ، گرد جهان دویده ام ، هیج کجا برای من سالن  مسجد نمی شود!” حالا دیشب هم به لطف دور دیدن چشم پیرمرد‌های هیات امنا مسجد (!)، کودک درونمان کمی بیشتر از خیلی؛ فعال شد و افتادیم به جان درخت کُناری که در انتهای مسجد قرار دارد :)
حالا شما را نمی‌دانم ولی از همین تریبون اعتراف می کنم که لااقل ۴ بار فقط و فقط به عشق کُنار‌های درختی که در ورودی حسینه‌ی تخریب است، به دوکوهه رفته‌ام. یعنی می‌خوام بگم اینقدر عشق کُنارم! حالا خودتان دیگر تَصور اوضاع و احوال دیشب ما را بکنید، شاید این تصویر که در گرماگرم آن اوضاع گرفته شد به تَصور شما کمک کند؛ البته امیدوارم هیچ کدام از پیرمردهای مسجدمان اهل وبلاگ و وبلاگ خوانی نباشند :)

خوب!‌ حالا دیشب در همان حالی که علیرضا داشت درخت بیچاره را برای افتادن کُنار، به بدترین وضع ممکنه تکان می‌داد،‌اینجانب طبع وبلاگ‌نویسم گُل کرد و چیزهای به ذهنم آمد که گفتم در اینجا بنویسم تا تکانی به درخت خشک شده‌ی غرب داده باشیم. پس بیایید کمی به غرب بخندیم :‌

تفکر غرب‌ کلاً خعیلی (!) خنده دار تشریف دارد و اساسا انگار بر اساس تناقض پایه گذاری شده از جمله :‌

۱- برای ما ادعای سواد می‌کنند در حالی که آقاشون انشتین سالها قبل به پرفسور حسابی ما گفته است : “زمانی که پدران من ، همدیگر را می‌خوردند شما در دزفول دانشگاه جندی شاپور را داشته اید!

۲- برای ما ادعای دمکراسی می‌کنند در حالی که هنوزم در اکثر قریب به اتفاق کشورهای آنها چیزی به اسم رای مستقیم به رئیس جمهور وجود ندارد و رای به حزب داده می‌شود و حزب انتخاب می‌کند آنهم بیشتر از ۲۰۰ سال است که رقابت فقط بین دو حزب است !

۳ـ برای ما ادعای برابری حقوق زن و مرد می‌کنند، در حالی که ما ۱۴۰۰ سال است برای زن حق مالکیت قائل هستیم اما تازه برخی از کشورهای آنها آنهم بعد از سالها مبارزه توانسته‌اند چنین حقی را برای زن به رسمیت بشناسند! البته هنوز هم در امریکا حقوق زن به صرف زن بودن ۱۵ درصد کمتر از مردان است!

۴ـ علاوه بر هزار و یک بن بست دیگر ، در دینشان که کلاً‌ چیزی به اسم طلاق ندارند و تازه ۱۳ سال است که با تناقضی آشکار در دینشان قانون طلاق را تصویب کرده‌اند. در حالی که ما ۱۴۰۰ سال است منفور‌ترین حلال‌مان برای رهایی از بن بست، طلاق است!

۵ـ ادعای دفاع از حقوق زن‌شان گوش عالم را کر کرده، در حالی که ایران اسلامی تنها کشوری است که اگر کسی به جسم زن جراحتی وارد کند علاوه بر “دیه” باید “اَرش” یعنی مابه تفاوت نقصان زیبایی او را هم بدهد، در حالی که هنوزم در بسیار از کشورهای آن‌ها زن بدون اذن شوهر حق مراجعه به دادگاه را ندارد!

۶- می‌گویند قانون ما مترقی است، در حالی که اگر آنجا پارلمان به هر دلیلی بودجه را دیر تصویب کند، تا زمان تصویب بودجه ، کل کشور تعطیل خواهد شد، اما اینجا برای رفع این مشکل طبق قانون تا تصویب بودجه ، دولت بر اساس زمان مشابه سال قبل کشور را اداره می‌کند!

۷- پرزیدنت‌های آنها پولشان از پارو بالا می‌رود  و یکی در میان با س.ک.س و کراک در ارتباط ! و دخترهای زیر ۱۸ سال را از روی هوا تور می‌کنند، بعد رئیس جمهور ما را تمسخر می‌کنند که چرا کاپشن ۵ هزار تومنی می‌پوشد!

۸- ادعای نظام آموزشی مترقی دارند در حالی تنها کشوری هستند که دانش‌آموزان پسرش بر روی معلم و همکلاسی‌ها هفت‌تیر می‌کشند و ۵۲ درصد دخترانش اولین بار در مدرسه باردار می‌شوند!

۹- اووووووووووه بار ادعای دفاع از حقوق بشر می‌کنند ، در حالی که ۲۰۰ میلیون نفر تنها در دو جنگی که آنها راه انداخته‌اند کشته شده و افتضاحاتشان در گوانتانامو و ابوغریب و افغانستان و عراق و پاکستان و لیبی و بحرین و تونس و مصر و اردن،  عرق شرم بر پیشانی هر انسان عاقلی می‌نشاند!

۱۰- همین حالا به بیش از ۱۸ نقطه از جهان تجاوز نظامی دارند و  اولین و تنها استفاده کننده از بمب اتم هستند آنوقت نگران دستیابی به دانش هسته‌ای توسط ایرانی هستند که در کل طول تاریخش حتی یک‌بار هم به کشور دیگر تجاوز نکرده! و در رتق و فتق منازعات بین المللی شهرت تاریخی دارد.

۱۱ـ (قبلا از ذکر این مورد عذر خواهی می کنم) برای کاهش شدت تجاوزات در مترو، مجبور شده‌اند اماکنی را بصورت مصنوعی و شبیه‌سازی تجاوز در مترو افتتاح کنند ،‌ آنوقت ما را مسخره می‌کنند که چرا در مترو واگن زن از مرد جداست!

۱۲ـ اولین و تنها انقلاب کاملا بدون خشونت را در قرن‌های اخیر ما داشته‌ایم آنوقت برای ما ادعای طراحی انقلاب بدون خشونت می‌کنند!

۱۳- برای ما ادعای NGO هایشان را می‌کنند در حالی گسترده‌ترین و کارآمد‌ترین NGO ی جهان با قریب به ۱۳ میلیون عضو را ما داریم : بسیج!

۱۴- مخترع اکثر مواد مخدر و تمام روان گردان‌ها ، شبکه‌های مستهجن، سایت‌های مخرب و بیماری‌های لاعلاج هستند، آنوقت نگران بهداشت جهانی شده‌اند!

۱۵- تمامی شبکه‌های تروریسیتی در جهان  مستقیما دست پرورده‌ی آنها هستند و در کارنامه‌ی خود فیلم دست‌بوسی از دیوانه‌ای به نام معمر قذافی را دارند، آنوقت برای ما ادعای مبارزه با خشونت می‌کنند!

۱۶ـ بزرگترین مشکل لاینحل کلیساهای آنان، تجاوز روزافزون کشیشان به کودکان است،‌ آنوقت قانون منع ساخت مساجدی را تصویب  می‌کنند که خواستگاه اکثر پدران علوم جهان است!

البته گفتن که نداره، اما همه‌ی اینها در مقابل اینکه چهارمین دانشمند برتر جهان و مغز متفکر ننجون ، از آنهاست ، هیچ است :)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
# قطعاً دوستان با توجه به حوزه‌ی تحصیلی و کاری خود، موارد دیگری هم به ذهنشان می‌رسد که می‌توانند کامنت بفرمایند.