وکیلانه » دکتر مهدی خزعلی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها دکتر مهدی خزعلی

سرانجام دکتر “خ” ضمن توهین به ایرانیان اعتراف هم کرد !

مهر ۲۹ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت | ۱۲۷ دیدگاه »

 

در اولین روز از سفر ره‌بر‌ انقلاب به کرمانشاه روی یکی از عکس‌های استقبال مردمی نوشتم : "تمام مشکل سبزها اینه که فکر می‌کنن بیشتر از این مردم می‌فهمن، بیشتر از این مردم ایرانی هستن، بیشتر از این مردم در جریان امورن، این مردم نمی‌دونن، بی‌اطلاع‌ن و…"

آقای ضرغامی‌درست می‌گفت، میزان استقبال‌ها در قاب هیچ تصویری نمی‌گنجد اما کلیک روی تصویر زیر توصیه می‌شود!

اینکه کسی مخالف یک نظام باشد یا حتی در قالب اپوزسیون آن فعالیت منطقی داشته باشد هیچ اشکالی ندارد. اینکه کسی مدعی غیردمکراتیک بودن یک نظام هم باشد هیچ مشکلی ندارد. اما مشکل دقیقاً از آنجایی شروع می‌شود که یک گروه فکری یا افرادی از یک گروه فکری خود را "مردم" ب‌انگارند و یا خود را نماینده‌ی دائم و غیرقابل عزل مردم بدانند.

اتفاقی که بعد از دوم خرداد ۷۶ برای طیف فکری اصلاح‌طلبان افتاد! در آن زمان مردم به آنها رای دادند و آنها را انتخاب کردند ولی آنان خیال کردند که مردم آنها را به عنوان کسانی که بیشتر می‌فهمند! برای سرپرستی و آقابالاسری دائم العمر خود برگزیده‌اند و از این رو اولاً همیشه از موضع بالا و برتر به مردم نگاه کردند(+) و در ثانی به هیچ عنوان "نــه"ِ مردم را تاب نمی‌آوردند(+). از همان انتخابات شورای شهر که مردم به آنها نه گفتند شروع به جرزنی‌های بچه‌گانه کردند و هر چه پیش رفت و آنها با نه بزرگ‌تر مردم مواجه می‌شدند بیشتر برآشفته شدند تا در خرداد ۸۸ عملاً وارد مقابله مستقیم با رای مردم شدند.

با این وجود در میان این‌ها باز هم می‌شد و می‌شود افرادی را پیدا کرد که واقعاً‌ تصور می‌کنند حرفشان بر حق است و اکثریت مردم هم با آنها هستند و در راه احقاق حقی که آنرا متصورند تلاش می‌کنند.

اما افرادی وجود دارد که خودشان بهتر از همه می‌دانند در راه باطل و خلاف جهت مردم هستند و به همین دلیل، معمولا در نوشته‌های‌شان "گاف‌های" عجیب و بزرگی می‌دهند که اگر اعتقاد و باور قلبی به آن چیزی که ادعا می‌کنند، وجود داشت، هرگز و هرگز چنین گافهایی نمی‌توانستند بدهند! چون از کوزه برون همان تراود که در اوست…

نمونه‌ی بارز این افراد آقای دکتر "مهدی خزعلی‌" است. بدون هیچ توضیح بیشتری با هم نوشته‌ی اخیر ایشان‌(+) را می‌خوانیم:

از چرچیل می پرسند: " چرا تا آنسوی اقیانوس هند می روید و دولت استعماری هند شرقی را درست می کنید! اما بیخ گوشتان، ایرلند شمالی را نمی توانید تحت سلطه درآورید؟"

چرچیل می گوید: " ما دو ابزار مهم نیاز داریم که در ایرلند نداریم! "

می گویند آن دو چیست؟

چرچیل پاسخ می دهد: " اکثریت نادان و اقلیت خائن! "

* بحمدلله ما هر دو را داریم……!

۱۳۹۰/۷/۲۵٫ مهدی خزعلی (+)

با این نوشته ایشان علاوه بر توهین به ایرانیان، هم به در اقلیت بودن خودشان اقرار کرده‌اند، هم به خائن بودن دوستانشان و هم به خیلی چیزهای دیگر.

مطالب مرتبط:

افکار سبزها خنده‌دارتر است یا جوک‌های راجع به سن آقای جنتی؟

 

وضعیت واقعی زندان‌ها در ایران

اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت, ضدانقلاب‌های فراری | ۱۶ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

# به عنوان یک وکیل که حداقل سه روز از هفته به زندان‌های مختلف رفت و آمد دارد، می‌خواستم از مشاهدات شخصی خودم بنویسم، اما دیدم بازار به قول بی‌بی‌سی “شاهدان عینی” حسابی داغ است و در این مقوله چیزی که زیاد است “شاهد عینی” که تا هم فیها خالدون زندان‌های انفرادی را هم می‌بینند. حالا بماند حرفهای  مثبت ۱۸ آنها که بیشتر به درد سایت‌های …… می‌خورد. یعنی واقعاً دیگر ضروری است که برخی‌ سایت‌ها نظیر “کلمه” و “تحول سبز” یا مثلا تلوزیون “رسا‌ تی‌وی” آرم +۱۸ را در لوگوی خود درج کنند :)
هر چند به نظرم می‌توانست این مشاهداتم بسیار مفید و جذاب و  مقایسه‌ی مصداقی آن با زندان‌ در کشورهای اروپایی حاوی نکات جالبی باشد، اما صلاح دیدم چیزی ننویسم که امکان صدق و کذب در آن باشد چون کلاً مطالب غیر مستند در فضای وبلاگ‌نویسی صرفاً به درد عشق و عاشقی و تهیچ احساسات می‌خورد که هیچ دردی را هم دوا نخواهد کرد.

بنابراین کل حرفم را در ۲ سوال خلاصه می‌کنم:
۱ـ
خوشبختانه هر نوع اذیت و آزار چه روحی و چه جسمی؛ با مراجعه به پزشک قابل تشخیص و مستند‌ کردن است. سوال ساده و واضح این است که مدارک پزشکی یک مورد از موارد مورد ادعای ضد انقلاب کجاست؟ با توجه به اینکه ادعا می‌کنند موارد فراوان است، آیا میان اینهمه فراوانی یک مورد قابل استناد پیدا نمی‌شود؟
بارها و بارها با افراد مختلفی مصاحبه می‌شود که ادعاهایی دارند، آیا نمی‌شود مدارک پزشکی ضمیمه‌ی این مصاحبه‌ها شود؟

۲ـ چیزی که اخیراً باب شده و هر بار روی آن جنجالی تازه درست می‌شود، بحث نامه‌نگاری‌های سرگشاده‌ است. سوال ساده و مختصر اینکه :‌ چگونه کسی که ادعا می‌شود حتی با خانواده‌اش هم ممنوع الملاقات است از میان زندان ِ باز به قول شما انفرادی و تحت شدیدترین شکنجه‌ها، نامه‌ای اینگونه‌ایی می‌نویسد و اول از همه هم سر از سایت‌های خارج از کشور درمی‌آورد؟

# در این مقوله سوال‌های بی‌شمار دیگری هم قابل ذکر است، اما بی‌پاسخ ماندن همین دو سوال، واقعیت را برای آنها که طالبش هستند مشخص می‌کند. و برای نمونه هم بدون هیچ توضیحی توصیه می‌کنم این مطلب را از متفکر سبزها جناب دکتر مهدی خزعلی بخوانید : اشباح سلول انفرادی!

# سطور بالا نمایانگر تنها یک بخش بسیار کوچک از تناقضات جنبشکی برخواسته از یک دروغ است که این روزها دارد پوست اندازی کرده و چهره‌ی واقعی خودش را بیشتر می‌نمایاند.
مردان خداجوی موسوی بجای اینکه بروند فکری به حال رهبرشان که ۹۱ روز است اسیر دست رژیم شده بکنند،‌ نشسته‌اند به تمسخر عقاید ملت ایران و دارند با دست خودشان اثبات می‌کنند حرفهایی را که دو سال قبل ما می‌گفتیم و آنها به رگ غیرتشان برمی‌خورد.