وکیلانه » دیروز امروز فردا
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها دیروز امروز فردا

جایگاه “نق”؛ “انتقاد” و “تقدیر” در برهه‌ی حساس انقلاب‌های منطقه

ژوئن 1st, 2011 دسته انقلاب اسلامی, سیاست خارجی | 26 دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

# بعضی از دوستان؛ خیال می‌کنند که من می‌خواهم با ابراز نظرات و موضعگیری‌های معمولاً مخالف ، خودی نشان داده و متفاوت باشم. اما حقیقت این است که اگر انصاف را چاشنی زاویه‌ی نگاهمان کنیم، متوجه خواهیم شد که همیشه الزاماً حق با اکثریت نبوده و نیست، حالا چه می‌خواهد این اکثریت همان اکثر الناس باشد، چه اکثر الخواص!
البته اِلمان‌هایی که از سوی دلسوزان امتحان پس داده ارسال می‌شود، تا جایی که مغایرتی با اصول و مبانی عقل و نقل(!) نداشته باشد بسیار مفید و کارساز است.

# اما راستش را بخواهید مشکل جای دیگری است، ما “نق زدن” را در حد اعلا انجام می‌دهیم، “انتقاد” را بدآموخته‌ایم و چیزی به اسم “تقدیر” را اساساً بلد نیستیم. اشتباهات را “درشت” می‌نویسم و “درست” ها را وظیفه محسوب کرده و زیر قالی پنهانشان می‌کنیم. همیشه‌ی ایام لیست “بدهایمان” بلند بالاست همراه با ضربدر‌های فراوان جلوی اسمشان و لیست “خوب هایمان” معیوب و ناقص و کج‌دار و مریز.
“نق زدن‌هایمان” همراه با “حب و بغض شخصی” است و برانگیزاننده‌ی آتش لجاجت طرف مقابل؛ “انتقاد‌هایمان” آمیخته با “انتقام” و بدون ارائه‌ی راهکار است و اصولاً مگر “تقدیر” هم می‌کنیم؟

# به طور مثال من در این نوشته بنا داشتم یک تقدیر و تشکر درست و حسابی از صدا و سیما داشته باشم. بی انصافی است اگر “نود” شبکه سه را ببنیم و صدایمان دربیاید اما برنامه‌های متنوع “العالم” که تنها مالجاء انقلاب‌های منطقه‌ است را بی خیال شویم.
برادرم که یک‌باری عرض کردم با من حتی تضاد فکری هم دارد؛ از آن سوی آب هربار موکداً تاکید می‌کند شما در آب هستید و قدر نمی‌دانید و تا نبینید متوجه نمی‌شوید که این “العالم” و “پرس تی‌وی” با حرکت در جهت مخالف خیابان یک‌طرفه‌ی امپراطوری خبری غرب، چه بر سر اربابان رسانه آورده و به جرات می‌توان گفت خط اول رسانه‌ای انقلاب‌های منطقه است.

# حالا از این‌‌ها هم که بگذریم در بعد مسائل داخلی هم کم پیشرفت نداشته. “سمت خدا” ، “راز”، “گلبرگ“، “دیروز امروز فردا” (هر چند بدون حضور یامین‌پور در حد یک گفتگوی ویژه‌ی خبری افت کرده)؛ “هفت“، “طرحی برای فردا” “مختارنامه“، “صرفاً جهت اطلاع“، “بهـ روز” و حتی “نیم روز” تنها در یک طرف قصه و مابقی کارها برای عام جامعه هم در جای خود، بعلاوه‌ی توسعه‌ی کمی ؛ همه و همه کارهایی است که دارد صورت می‌گیرد.

# هر چند حرف زیاد است در خصوص این مقوله‌ی مهم “تبلیغات” که از نظر امام راحل در راس امور است و مثلا اگر ما به اندازه‌ی کمی و کیفی “چی‌توز” و “چاکرز” تبلیغ “نماز اول وقت” می‌کردیم الان بسیار جلوتر بودیم اما به واقع باید خدا قوت گفت به اهالی رسانه‌ی ملی، چرا که اگر بنا باشد در این جنگ تمام عیار رسانه‌ای ما هم بر سر تنها تصویر انقلاب آتش بباریم که دیگر هیچ.

# اهمیت همیاری ما و تلاش مضاعف صداوسیمایی‌ها زمانی بیشتر خود را نمایان می‌سازد که توجه داشته باشیم جهان در آخرین پیچ (انشالله) ظهور، با سرعت هرچه تمام تر به سمت آرمان‌های ما در حرکت است. ایران هم اکنون نه دیگر به عنوان صرفاً یک مزاحم برای غرب که بلکه در نقش رقیب برای مدیریت جهان ظاهر شده است.
غربی که ابتدا با “جنگ نظامی” وارد شد و شکست خورد و بعد وارد فاز “جنگ فرهنگی” شد و هر چند موفقیت‌هایی هم داشت اما خوب فهمید که از این راه هم چیزی عایدش نخواهد شد و در “نه دی” مشاهده کرد که همه‌ی سرمایه‌گذاریش به باد رفت؛ حالا هم با “جنگ اقتصادی” وارد شده که به حول و قوه‌ی الهی تودهنی خواهد خورد البته قطعاً در صورتی که طبق نقشه‌ی راه‌بر حرکت کنیم.

# و چه زیباست که بدانیم، بفهمیم و آگاه باشیم که انقلاب ما به سن بلوغ رسیده و دیگر جوان نیست، بلکه حالا در نقش الگو ظاهر شده و حتی کوچک‌ترین اشتباه‌هات هم شایسته‌ی او نیست و باید بتواند در همه‌ی زمینه‌ها الگو ارائه دهد و به واقع این “بتواند” را چه کس بجز ما باید به فعلیت برساند؟

وحید جان ! دستگیری کارگردان جنجالی شایسته‌ی تقدیر بود نه تقبیح

آوریل 20th, 2011 دسته سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | 44 دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

خبر کوتاه است : کارگردان مستند جنجالی “ظهور بسیار نزدیک است” دستگیر شد.
صرف انتشار همین خبر و اقدام شایسته‌ی قوه‌ی قضاییه، کافی بود تا برای تشکر از  مسوولین این قوه‌، وجیزه‌ای نوشته شود. چرا که این کار در واقع لبیکی بود به دغدغه‌ی مراجع اعظام تقلید و همچنین ضرب شستی به کسانی که دانسته یا ندانسته با مقدس‌ترین اعتقادات مردم بازی می کنند.
و امیدوارم این کار، درس عبرتی باشد تا همگان بدانند خطوط قرمز اعتقادی، موضوعی  نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت. توجه به روایاتی که تاکید موکد بر تکذیب تعیین‌کنندگان وقت برای ظهور دارند،‌ضرورت این اقدام بجای قوه‌ی قضاییه را نمایان‌تر می‌کند.
اما آن چیزی که مرا بر‌آن داشت تا این سطور را نگارش کنم واکنش شتابزده و سراسر اشتباه برخی از دوستان بخصوص برادر عزیزم “وحید یامین‌پور” به این خبر بود که نشان از وجود یک مبنایی می‌داد که به غلط در افکار دوستان حزب اللهی جا افتاده . تفکر مغلطه‌آمیزی که می‌گوید : چون دیگران مرتکب جرم شده‌‌اند و با آنها برخوردی صورت نگرفته، پس اگر یک حزب اللهی با دغدغه‌های انقلابی مرتکب خطایی شد، با او نیز نباید هیچ برخوردی صورت بپذیرد!
در همین خصوص چند نکته به ذهنم می‌رسد :‌

1) اگر کسی بجز وحیدعزیز این حرف را می‌زد، شاید از او پذیرفتنی بود اما حقوقدان جوان ما که با مبانی حقوق آشنایی کامل دارد،‌ قطعا باید بدانند که همه در برابر قانون برابر هستند حتی امام معصوم. فلذا متهم جدای از شخصیتش مورد تعقیب قرار می‌گیرد و نهایتا اگر اهداف خیر‌خواهانه در او به اثبات رسید در برخی جرائم می‌تواند و یا باید از کیفیات مخففه‌ قضایی یا قانونی برخوردار شود و این امر ربطی به حزب‌اللهی بودن یا نبودن هم ندارد.

2) گفته شده که چرا با بازیگران سینما و شرکت کنندگان در پارتی‌ها و سینما‌گران غرب زده و آقازاده ها برخورد نمی‌شود. من هم معتقدم که باید با هر کسی که قانون را زیر پا می‌گذارد برخورد صورت بگیرد اما قبل از آن معتقد به ضرورت برخورد بیشتر با کسانی هستم که به اسم دین مرتکب خطا می‌شوند!  دوستان اهل تفکر قطعا واقف هستند که خطای فلان بازیگر که بلوتوثش در گوشی هر جوانی پیدا می‌شود بسیار متفاوت است با کسی که با ترویج غلط مبانی ظهور به اعتقادات ضربه می‌زند!
ایکاش جناب یامین‌پور که خود اهل رسانه هستند، قبل از نوشتن این مطلب سری به سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی و تلوزیونی معاند نظام می‌زدند تا ببنید که از العربیه گرفته تا بالاترین و جرس و کلمه با استناد به این مستند با دمشان چه گردویی علیه نظام می‌شکنند!
ایکاش وحید عزیز از دوستانش که در امر ساخت این مستند بودند می‌پرسید، چرا ساخت این چنین کاری را زیر نظر یکی از موسسات معتبر مهدوی، انجام نداده‌اند؟ و یا این اثر را قبل از عرضه‌ی غیر‌قانونی، به کدام عالم دینی ارائه داده و از ایشان اجازه گرفته‌اند؟ اساسا مجوز وزارت ارشاد دوستان ایشان کجاست؟ آیا به صرف اینکه کسی انگیزه‌ی خیر خواهانه دارد ، می‌تواند وارد عرصه‌ی مهم مفاهیم مهدوی آنهم در سطح اثر گذاری مثل این سی‌دی باشد؟ آیا عقل سلیم می‌پذیرد که از فردا در هر گوشه‌ی کشور چند بچه‌ مسجدی و طلبه بدون اذن، کنار هم نشسته و اثر تولید کنند؟
یعنی می‌خواهم عرض کنم ،بجهت جلوگیری از رواج این امور،  اگر بنای بر برخوردی هم باشد، برخورد با کسانی که موجب وهن جایگاه دین می‌شوند بنا به حکم عقل ضرورت بیشتری دارد.

3) حالا که حرف از برخی مصادیق شد ،‌خوب است این را هم ذکر کنم که در خصوص تهمینه‌ی میلانی و اظهاراتش در برنامه‌ی هفت حرف‌های زیادی هست.
اما نظر شخصی بنده بر خلاف دوستان نه برخورد با این کارگردان است و نه تعطیلی برنامه‌ی هفت و نه حتی گیر دادن به مدیران سیما که چرا پخش زنده را در اختیار آنها گذاشته‌اید چرا که این را پاک کردن صورت مساله می‌دانم. تا وقتی که ما منطق داریم، چرا سکوت و یا بایکوت؟
راه حل به نظر بنده ادامه‌ی همین نوع برنامه‌ها و میدان دادن به همه‌ی کسانی است که خیال می‌کنند حرفی برای گفتن دارند امـــــــا درست در برابر آن دعوت از نیروهای ارزشی است که می‌توانند به خوبی پاسخ به شبهات مطرح شده داشته باشند! که البته بهترین میدان آن “دیروز-امروز-فردا” بود که دیگر نیست.

4)‌ یامین‌پور عزیز در همان نوشته، مرتکب ظلم دیگری هم به دوستان حزب‌اللهی شده. ایشان عمل جوانان شیرازی معترض به زمین خواری  و طلبه‌ی سیرجانی  را با کارگردان مستند جنجالی  و نیز دیگر جریانات به اشتباه رفته‌ی اخیر،  یکی دانسته و برای همه نسخه‌ی واحد می‌پیچند.
حال آنکه  طلبه‌ی عدالت خواه سیرجانی و دوستانشان مورد تشویق مستقیم مقام معظم رهبری قرار گرفته‌اند و با دستور ایشان آزاد شده‌اند  در صورتی که کارگردان فوق‌الذکر ، مورد اعتراض علما و متدینین است و خود مراجع محترم از قوه‌ی قضاییه دستگیری ایشان را طلب نموده‌اند! و اشتباه ارتکابی سایر موارد ذکر شده هم که واضح است.

5) از دیگر موارد اشتباه یامین‌پور که باز فکر می‌کنم کلاً بر اساس فکر اشتباهی است که در ذهن برخی دوستان شکل گرفته، جفایی است که در آن نوشته در حق مراجع محترم تقلید شده.
نمی‌دانم وحید یامین‌پور چگونه اینهمه واکنش علما در قبال افسادات دولت اصلاحات را براحتی نمی‌بیند و به گونه‌ای جلوه‌ می‌دهد که انگار امروز هم هر کسی نزد علما رفته و مقداری برای آنها گزارش بدهد، آنها هم فوراً واکنش نشان می‌دهند و اساساً‌ انگار اراده‌ای از خود ندارند و بر همین اساس در واکنش مراجع به این سی‌دی هم تشکیک ایجاد می‌کند. در حالی که همگان آگاهی دارند که عالمان بزرگی همچون آیت‌الله مکارم، بر اساس وظیفه‌ی دینی خود همیشه در صحنه بوده‌اند بدون اینکه کسی ایشان را تحریک (!!!) کند.

6)
سوال بزرگ دیگری در ذهن من است و آن اینکه چرا عدم توجه به فرمایشات علما در دولت‌، اینهمه مورد انتقاد واقع می‌شود اما درست در نقطه‌ی مقابل وقتی یک قوه‌ی دیگر به دغدغه‌ی مراجع تقلید لبیک می‌گوید بجای تقدیر، نقد می‌شود! آیا این استفاده‌ی ابزاری از اسم علما نیست؟ آیا این وجود رگه‌هایی از حب و بعض شخصی در اظهار نظرات را نمی‌رساند؟

و در آخر می‌خواهم بگویم یامین‌پور دوست‌داشتنی !
جای خالی سوالات بعد از 12 شب شما در برنامه‌ی دیروز امروز فردا به خوبی احساس می‌شود و صدا و سیمای امروز ما سخت محتاج جوانان متفکری همچون توست و در ظلمی که به حق شما شده هیچ شکی نمی‌باشد اما بنا نیست همه چیز شبیه هم انگاشته شود. حزب الله به قدر کافی مظلوم است ، نیازی نیست برای اثبات مظلومیت آن هر جریانی را حزب‌اللهی پنداشت!‍

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در متن وبلاگ “کیستی‌ما” چیزی نوشته نشده اما بازنشر این مطلب در فارس و رجا، حاوی فرمایشاتی از مقام معظم رهبری است مبنی بر دفاع از حقوق مستضعفین و حزب اللهی ها در قوه قضاییه.
به شدت متعجبم از این خلط مبحث و سوء برداشت از بیانات معظم له. کاملا واضح است که این فرمایشات نه برا‌ی آنهاست که کار غیر‌قانونی انجام می‌دهند بلکه  در خصوص کسانی است که همچون طلبه‌ی سیرجانی ، بدون انجام عمل غیر‌قانونی گرفتار قانون شده‌اند واِلا آنکس که حریم قانون را پایمال می‌کند هیچ بهره‌ایی از این فرمایشات ندارد چرا که مولا فرمود : ”آنکس بسیجی‌تر است که مقررات را بیشتر رعایت می‌کند!“