وکیلانه » رفع فیلتر
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها رفع فیلتر

مجازات‌های جایگزین فیلتر

اردیبهشت ۶ام, ۱۳۹۱ دسته درون گفتمانی, زیربنایی, سایبر نوشت | ۱۸ دیدگاه »

بارها نوشته ام که از اساس با "فیلترینگ" بجز در برخی موارد خیلی خاص مثل سایت‌های مستهجن یا مروج خشونت مخالفم(+) (+) (+) (+) (+). به نظرم هر نوشته یا نیاز به "جواب" دارد یا نیاز به "پیگیری" و در این میان اینکه بیاییم روی یک نوشته دیوار بکشیم و صورت‌مساله را پاک کنیم هیچ کمکی به پیشرفت کشور نمی‌کند.

اما ظاهراً متولیان فضای مجازی همچنان معتقد به استفاده از ساده‌ترین راه هستند و از زاویه‌ی مانیتور اتاقشان گمان می‌کنند هر نوشته‌ایی که "فیلتر" شده باشد یعنی وجود خارجی ندارد و چه چیز بهتر از این و راحت‌تر از این؟ در حالی که اینگونه نیست و کار به جایی رسیده که قانون "فیلتر" به دلیل "بد بودن" و "بد اجرا شدن" عملاً به یک قانون "متروک" تبدیل شده است و به ترویج استفاده از فیلترشکن‌ها منجر شده. یکی از نشانه‌های دیگر متروکه شدن این قانون هم اینکه بسیاری از سایت‌ها و وبلاگ‌های فیلتر شده "تبلیغات" می‌پذیرند و از این راه درآمد دارند!

حالا اگر بخواهییم از همان زاویه‌ی دید متولیان که معتقد به برخورد سلبی با فضای مجازی هستند هم به این قضیه‌ی نگاه کنیم باز یک مشکل بزرگ وجود دارد و آن هم "عدم تناسب جرم و کیفر" است. متناسب بودن جرم با کیفر یکی از بحث‌های مهم حقوق جزاست. به این معنی که صرفاً مجازات کردن عدالت نیست بلکه عدالت در گرو هم وزن بودن جرم ارتکابی با مجازات آن هست. هم‌آنگونه که عقل "سیلی زدن" را زشت می‌انگارد؛ مجازات "حبس ابد" برای یک سیلی را هم زشت می‌داند.

در فیلترینگ به فرض وقوع یک "جرم" هیچ تناسبی بین جرم و مجازات وجود ندارد چرا که فقط یک مجازات داریم آنهم "امحاء، از بین بردن، یا همان اعدام مجازی و فیلتر" است. هر وبلاگ یا سایتی هر درجه از خطایی را که مرتکب شود در مقابل با یک مجازات مواجه می‌شود آنهم محکوم به فنا شدن! تفاوتی نمی‌کند یک وبلاگ‌نویس با سابقه‌ی کاملآً درخشان آمده باشد برای اولین بار یک انتقاد نادرست یا تندی به یک شخصیت انجام داده باشد یا یک نفر شنیع‌ترین تصاویر مستهجنِ خصوصیِ دزدی شده را روی سایتی قرار دهد، هر دو فیلتر می‌شوند! کاری به برخورد قضایی با نفر دوم ندارم. تا اینجای کار و از جانب متولیان فضای مجازی هر دو یک نوع مجازات دارند، فیلتر!

من از برچیده شدن بساط فیلترینگ فعلی ناامیدم، اما لااقل می‌شود برای شروع، مجازات‌های جایگزین فیلتر را با درجه بندی‌های مشخص در نظر گرفت. و لااقل "فیلتر" آخرین مجازات باشد و نه اینکه به هر بهانه‌ایی از‌آن استفاده شود. البته قبل از آن باید به قانون فعلی عمل شود. یعنی لااقل به وبلاگنویس برای برداشتن مطلب‌ش تذکر داده شود و اگر قبول نکرد آنگاه "فیلتر" یا "مجازات‌های جایگزین فیلتر" اعمال شود. در این نوشته قصدِ ارائه‌ی مصداق ندارم و فقط می‌خواستم طرح بحث باشد که آیا می‌توان به مجازات‌های جایگزین فیلتر برای متخلفان اندیشید یا خیر؟

برای نزدیک شدن ذهن چند مثال عرض می‌کنم. می‌شود سایت یا خبرگزاری یا وبلاگِ متخلف محدودیت در درج تبلیغات داشته باشد؛ یا برای مدت مشخصی در تولید محتوا محدود شود؛ یا مثلاً به درج لینک خاصی اجبار شود یا از یکسری حمایت‌ها محروم شود یا هرچیز دیگر که باید نشست و روی آنها فکر کرد.

بحث من این است که بالاخره باید قبول کنیم بر خلاف نظر استاد شهید مطهری متولین فضای مجازی نمی‌خواهند از اساس غلط بودن "فیلتر" را بپذیرند و هشدارهای شهید مطهری را در این خصوص جدی بگیرند(+). در چنین حالتی که  تخلفاتی بین سایت‌ها هم وجود دارد باید بر ضرورت "جایگزینی برای فیلتر" فکر کرد. به نظر شما این کار یعنی "مجازات‌های جایگزین فیلتر" عملی است؟