وکیلانه » روزنامه‌ های زنجیره ای
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها روزنامه‌ های زنجیره ای

دیدید؟ مقصر خاتمی بود نه حزب الله!

آذر ۲۰ام, ۱۳۹۲ دسته اجتماعی, اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی, ريس‌جمهوري كه وكيل بوده | ۲۱ دیدگاه »

نه این‌که آقای خاتمی آنقدر آدم مهمی باشد که وسط این‌همه موضوع و سوژه بخواهیم یقیه‌ی او را بچسبیم و نه این‌که آنقدر نفوذ کلام دارد که بخواهیم مثلاً ترور شخصیت‌ش کنیم. که اگر نفوذِ کلامی داشت، باعث می‌شد از عوام یا خواص بخاری بلند شود و حالا رفقای همفکر، هم‌پیمان و همراهش توی حصرِ بالای ۱۰۰۰ روزه نبودند! و اگر انسانِ مهمی (!) بود لابد باید توی حصرِ بالای ۱۰۰۰ روزه باشد.  پس چرا وسطِ این گیر و دار رفته‌ایم سراغِ آقای خاتمی؟ 

واقعیت این است که ایشان بین برخی افرادی که از قضا ادعای عدم شخص محوری و شخصیت‌پرستی‌شان می‌شود عجیب بُت هستند. دوستانی که صرفِ دفاع از رهبری در برابر شایعات را شخص پرستی می‌دانند وقتی خودشان به آقای خاتمی می‌رسند آنچنان شخص پرست می‌شوند که قابل باور نیست. حالا دلیل این خاتمی‌پرستی چیست. نمی‌دانم.
به هر حال مخاطب این نوشته دقیقاً همین افراد هستند که هنوز فکر می‌کنند عامل ناقص‌الخلقه به دنیا آمدن نوزادی به اسم اصلاحات در ایران چیزی غیر از رفتارهای افراطی آقای خاتمی و دولت متبوع ایشان است. نوازد ناقص‌الخلقه‌ای که در سال ۸۸ سن‌ش زیاد شد ولی همان موجودِ معیوب و معلولی بود که ۸۸ عیوبِ ذاتی‌اش و تصویر کاریکاتوری‌ش بیشتر از همیشه نمایان شد. 

به فراخور صد روزه شدن دولت آقای روحانی داشتم مقایسه‌ای انجام می‌دادم بین این صد روز و صد روزِ اولِ دولتِ آقای خاتمی. به نظرم مواجهه‌ و نگاهِ  قشرِ حزب‌الله، انقلابی، ارزشی، اصول‌گرا، بنیادگرا یا حالا هرچیزی اسم‌ش را می‌گذارید به دولتِ آقای خاتمی و روحانی یکسان بود. آنچنان که اکثراً بیان می‌کردند این سال، سالِ اولِ این دولت نیست سال هفدهم آن است. این بخش از جامعه دولت روحانی را ادامه دولت خاتمی و هاشمی می‌دانستند. پس طبیعی است که یک بخشِ ماجرا مواجه‌اش با دولت همان مواجه‌ای باشد که با دولت خاتمی می‌شد. اما چرا این‌چنین نشد؟ یا چرا دستِ کم جامعه به سرعت حالت دو قطبی نگرفت و هر روز بین این دو گروه بخصوص در دانشگاه‌ها، و محیط‌های سیاسی درگیری به شدتِ دولتِ آقای خاتمی صورت نگرفت؟ در حالی که پتانسیل عظیمی برای این بگومگوهایی که می‌توانست تبدیل به بحران شود وجود داشت. پتانسیلی به بزرگی خاکسترهای ۴ ساله‌ی ۸۸ به بعد! 

به نظرم مهم‌ترین دلیل، رفتار صحیح و درستِ شخصِ آقای روحانی و به تبع آن دولت‌مردان ایشان است. آقای روحانی شاید در موضوعاتی اشکالات جدی داشته باشند اما حقیقتاً تلاش فراوانی چه در گفتار و چه در عمل انجام داده‌اند برای تحقیق بخشیدن به معنای اعتدال. لااقل به بخشی از معنای اعتدال که مقابله با افراطی‌گری می‌شود. رفتار صد روزه‌ی اول روحانی و دولت‌ش به خوبی نشان می‌دهد که اصلاً و ابداً نمی‌خواهند در دام هواداران یا بعضاً مشاوران افراطی خویش بیفتند. نمونه‌ی بارزِ این رفتار را می‌شد در برگزاری مراسم ۱۶ آذر امسال دید. آنچنان که ایشان نه تنها  در سخنرانی‌شان به افراطی گری دامن نزدند بلکه مشخص بود تدبیری اندیشیده‌اند که ۱۶ آذر در هیچ‌کجا باعث شروع جرقه‌ی افراط نشود.

.

.

حالا این وضع را مقایسه کنید با اولین و حتی بدتر از آن آخرین ۱۶ آذرِ آقای خاتمی و حجم عظیمی از احساسات و افراط را که هم از سوی شخص ایشان در سخنرانی‌هایشان و هم از سایر دولت‌مردان‌شان به جامعه تزریق می‌شد و باعث بروز مشکلات فراوان می‌گردید که دست آخر ایشان می‌گفت هر ۹ روز یک بحران برای دولت‌م درست می‌کنند! حالا با این مقایسه بهتر مشخص می‌شود که عامل، شروع کننده  و زمینه‌ سازِ بروز این بحران‌ها چه گروهی بودند. آنها که افراطی گری را دامن می‌زدند یا قشرِ حزب‌الله، انقلابی، اصول‌گرا، ارزشی، بنیادگرا یا حالا هرچیزی اسم‌ش را می‌گذارید که در موضع دفاع بودند؟ 

سیدمحمد خاتمی، 16 آذر 83

سیدمحمد خاتمی، ۱۶ آذر ۸۳

البته این امر منکر اشتباهات بسیار زیاد قشر حزب الله در مواجهه با دولت آقای خاتمی نیست اما به هر حال فکر می‌کنم این مقایسه قابل تامل باشد. که چگونه آقای خاتمی خود زمینه ساز بحران و اغتشاش و تحصن و اینها بود و آقای روحانی دعوت کننده به اعتدال و آرامش. و این خصوصیتِ آقای روحانی قابل تقدیر است. هر چند این عبرتی باشد که از دولت خاتمی گرفته‌اند. 

 اگر می‌خواهید حجم فشار افراطیون روی دولت آقای روحانی را متوجه بشوید کافی است هر روز صبح نیم‌تای اول روزنامه‌‌های اعتماد، آرمان، آفتاب، ابتکار، شرق و مردم سالاری را نگاهی بیندازید. توپ‌خانه‌ی ۵ بعلاوه‌ی یکی (این ۶ روزنامه را می‌گویم) که  بوی کباب زیر دماغشان خورده و ۱۰۰ روز و اندی است که آرایش کاملاً جنگی به خود گرفته‌اند!