وکیلانه » روضه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها روضه

عقیله العرب زینب مدد

ژوئن 18th, 2011 دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

شنبه/ عبدالله :
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
ضیافت کوچک خدا رو به اتمام است اما با نام شما.
حکیم بندگانش را هم که بدرقه می کند می گوید:زینبی برگردید به این زندگی.
ام داوود را دعایی آموختیم شما هم با همان ذکر بیایید اما چو زینب صبور
اما چو زینب با چشمی که جز زیبایی نمی بیند.
انگار تمام آیه های اعمال امروز روضه ی “و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون” را می خوانند.
امروز که قرار است عهدها عاشورایی شوند
تو بیا بانو و یاری کن
بیا و ما را کربلایی کن.

بسم اله اگر حریف مایی

مه 14th, 2011 دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
شنبه / عبدالله :

در خط مقدم بوده ای
شمشیرت را وقف ولی کرده ای
اگر تو را با عزیزترین هایت بیازمایند
هنوز ثابت قدمی یا مبهوتی؟
عمری روضه برای قلبت خوانده ای یا چشمت؟
تیرهای حرمله ایمانت را نشانه می رود
پیش از آن که قلبت را نشانه گیرد
فکر کن
مرد جنگ نرم هستی؟
مرد انتقام حنجره شش ماهه هستی؟
مرد اتمام غربت مولا؟

سید پابرهنه

آوریل 12th, 2011 دسته از لابلای کتاب‌هایمـ ـ ـ ـ | 4 دیدگاه »

علملیات در فاطمیه
چند روحانی و از جمله سید برهان آمده بودند منطقه. قبل از شروع عملیات ام الحسنین علیها سلام بود که سید حمید را دیدم و گفتم” سید! اسم عملیات ام الحسنین علیها سلام است و ایام فاطمیه هم هست . . .
می خواستم عکس العملش را ببینم که قبل از ادامه ی حرفم گفت” باید برم سید برهان رو بیارم تا برام روضه ی حضرت زهرا بخونه.”
روضه که شروع شد، سید حمید دیگر نتوانست جلوی خودش را بگیرد. زد زیر گریه و . . .

عملیات با پای برهنه
در چند عملیاتی که با هم بودیم، ندیدم کفش بپوشد. موقع عملیات که می شد، کفش هایش را در می آورد و با پای برهنه می رفت عملیات. علتش را که می پرسیدیم، می گفت” با پای برهنه راحت ترم.”
توی عملیات بیت المقدس وقتی بچه ها دشمن را از جفیر عقب راندند، سید با پای برهنه رفت روی جاده و ایستاد به نماز. . .

علت پابرهنگی !
طبق معمول توی عملیات کفش هایش را در آورده بود و با پای برهنه توی منطقه راه می رفت.
ازش پرسیدم” چرا با پای برهنه راه می ری سید . . . ؟”
گفت” برای پس گرفتن این زمین خون داده شده. این زمین احترام داره و خون بچه ها روش ریخته شده، آدم باید با پای برهنه روش راه بره.”

جده‌ام زهرا گفته بیا
اواسط عملات خیبر بود که مجددا سید را دیدم.
طبق معمول پا برهنه بود و با بچه های لشکر ثار الله آمده بود تا در عملیات شرکت کند.
گفتم” آقا سید . . . این جا ها؟
گفت” جده ام زهرا به م گفته بیام این جا.”
بادگیر تنش بود و چفیه اش را هم پیچیده بود دور گردنش.
این حرف را که زد اشک از چشم هر دو نفرمان سرازیر شد.
همدیگر را بغل کردیم و سیر گریه کردیم . . .

مثل همت صورت نداشت
دود غلیظی همه جا را فراگرفت و موج انفجار برای چند لحظه گیجم کرد.
از وسط گرد و غبار و دود بیرون آمدم وبی توجه به این که با چه کسانی بودم،چند قدم جلوتر رفتم.
متوجه موتور جلو جاده شدم،رفتم جلوتر و دیدم دو جنازه روی زمین افتاده.
بر اثر موج انفجار حواسم درست کار نمی کرد.با خودم گفتم این دو نفر کی این جا افتاده اند که من از صبح تا حالا ندیدم شان،و از موتور پیاده شدم و به طرفشان می رفتم.
اولین شهید را که برگرداندم،تمام بدنش سالم بودففقط صورت نداشت.
حاج همت بود.
یک مرتبه همه چیز یادم آمد.رفتم سراغ جنازه دوم.لباس سبزش ترسم را بیش تر کرد.
خودش بود،سید.او هم مثل حاج همت صورت نداشت.

منبع:
مؤسسسه فرهنگی هنری پلاک، سید پابرهنه ، روایاتی از زندگانی سردار شهید حمید میر افضلی

عزاداری؛ کدام انحراف؟ کدام آسیب؟!

دسامبر 6th, 2010 دسته دسته‌بندی نشده | 37 دیدگاه »

و خدا را اسماء زیبای است؛ به نام خدای زهراء

بگذار آخرش را همین اول بگویم، اُف بر آن آخوند،روشنفکر، مسؤل هیئت، بانی روضه،مداح یا هر بنی بشر دیگری که به عزادار حسین زهرا بگویید:” چرا با این تیپ آمده ای عزاداری” و یا هر جمله ای شبیه به این!

در عجبم که پروار کردن گوسفند هم تجربه و هنر و سواد می خواهد اما برخی خیال می کنند امر به معروف و نهی از منکر، این واجب الهی، این اصل فروع دین، آنقدر کشکی است که هر بی ریشه ای، به صرف اینکه ریش دارد، می تواند در آن وارد شود. نه عزیز من، نه برادرم، نه خواهرم، این اصل فروع دین از قضا هنرمندانه ترین و ریزبینانه ترین واجب الهی است. کار هر کسی نیست و بر هر کسی هم واجب نمی شود. به قولی؛ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان!

تو به چه حقی به خود اجازه می دهی؛ به عزادار حسین زهراء، آنکه بال جبرئیل فرش راهش است، صرفا به خاطر آنکه،خط ریشش آن طور است و این طور نیست، تهمت بزنی؟! از کجا معلوم عباس خاطر خواه آن جوان نشده باشد که او را آورده مجلس حسین؟ و تویی که 40 سال است بانی هیأتی، اعمالت مُفت نیرزد چرا که همه اش خودنمایی بوده با نام حسین!

آری اینچنین است که باید در خصوص دستگاه اباعبدالله حسین(ع) دقت کرد و با ظرافت پیش رفت. فرق است بین انحرافات در عزاداری و آسیب های عزاداری! انحراف آن چیزی است که در عزاداری نبود و وارد شده و چه بسا کار دشمنان عزاداری است که از عزای حسین سیلی ها خورده اند، همانند قمه زدن و تمثال های دروغین. اما آسیب ناشی از ضعف خود ماست که از ظرفیت عظیمی به نام محرم استفاده نمی کنیم و اجازه می دهیم  این فرصت عظیم با مسائلی همانند اختلاط محرم و نامحرم و یا بدحجابی و یا قضا شدن نماز و یا غیره از بین برود! و دشمن شاد شود.

باید دانست که حسین (ع) در روضه هایش بسیاری را با خدا آشتی داده، می دهد و خواهد داد ، و این ما مبلغین هستیم که وظیفه داریم با زبانی لئین و با کمال احترام این نکته را جا بیندازیم که تفکر شیعه در خصوص حسین(ع)، همانند تفکر مسیحیان در خصوص عیسی نیست که به دروغ می گویند او رفت تا ما پاک شویم!

خیر عزیز، حسین ما فدا شد تا ما حسینی بشویم. ثارالله خون به ناحق ریخته شده ی حسینی است که مُحَرَمش دانشگاه انسان سازی است و لرزه می اندازد بر اندام کفر و ستم.
ما منتظریم تا مُحرم گردد، نه  به این معنی است که منتظر ابتدای سال قمری هستیم. خیر، بلکه یعنی هر گاه دشمن زیاد فشار بیاورد حادثه ای همچون کربلا اتفاق خواهد افتاد که البته چون یاوران حسین بی شمارند، مادر شمر را به عزایش خواهیم نشاند و ابن مرجانه های بی پدر را  هزار بار از دم تیغ خواهیم گذراند قبل از آنکه فکر حمله به حسین به ذهنشان برسد!
و تو فقط کافی است حسینیان و یزیدیان را نشان بدهی، آنوقت این  نوع دفاع از ولی، می شود تفکر یک جوان عزادار ایرانی با هر تیپ و قیافه ای و تو به این شک نداشته باش!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ • بعداً نوشت »:
۱)
لطفا کسی خیال نکند ما بیخیال برخی مسائل هستیم که وارد در عزاداری ها شده. همه را می دانیم اما تفاوت قائلیم بین آنکه جاهل است و باید در دانشگاه مُحَرَم آموزش ببیند و آنکه عامد است !

2) با نوای لک لبیک یا حسین عزیز زهراء، مُحرم می شویم به عشقی ترین مشکی ها! هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله، ایول الله حسین حسین حسین حسین

صفحه 1 از 212