وکیلانه » روضه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها روضه

حسین آرمان است و کربلا آرمانشهر !

آذر ۲ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۱۶ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

یا مولا ، ای پسر زهرا!
دل ما به تو تقدیم شده و قسمت ما با تو تقسیم  و به خدا نفس ما ، با ذکر تو تنظیم شده . یا حسین ! ای کعبه و زمزم ، ای  ذکر مُعظم ، حرم تو میقات ماست آنجا که  جای زائران تو بر روی پرو بال جبریل است  و سلسببل  فقط گریه ی بر تو است ! سعی ما  فقط  بوسیدن صفای دستان علمدار رشیدت  عمو عباس است .
یا حسین ! نوکری تو اعتبار ماست و عاشق تو بودن افتخار ما . به  دور ضریحت کبوتر دل پر می زند و به سینه و بر سر می زند به یاد غربتت ای  غریب مادر ؛
ترس ما ای آقای خوبی ها فقط  ندیدن کربلای توست یا حسین !  و این کبوتر دل ما ست که همیشه در هوای توست و این یک نگاه توست که حلال مشکلات ماست . از تو به یک نگاهی  ، از ما به آه کردن .
و آری هر کسی مریض دارد بداند شفا فقط نهفته در خاک کربلای توست یا ثارالله !
دل ما عمری است که خاطر خواه تو شده ، ای به فدای آن چشمان زیبایت / عالم بداند هر کسی حسین گفت خدا با اوست و بهشت بی صبرانه در انتظار نوکرانش است و هر کسی پای روضه های ارباب می نشیند حضرت زهرا پشت و پناهش هست . ذکر روی لب های ما لعن بنی امیه است و روی قلب ما  حک شده که این سینه زن رقیه است.

آینده از آن حزب الله

حسین عشق است و کربلا عشق آباد ؛ حسین نور است و کربلا نورآباد ؛ حسین شور است و کربلا شعور آباد ؛ حسین آرمان است و کربلا آرمان آباد ؛ حسین آرمان است و کربلا آرمانشهر !

آری حسین (ع) ، جامع تمام آرمان های ماست و کربلا تجلی گاه تمامی هنجارهای ما . باید های ما  ، تیغ از نیام بیرون آمده ی  عباس است و نبایدهای  ما ، کوبیده شدن سر مبارک عمه زینب به چوبه ی محمل ! شادی ما  ، برق نگاه رقیه است بالای دوش عمو عباس و اندوه ابد الدهر ما خشکی لبهای اصغر در بغل رباب . خط قرمز ما ، بازی دستان کوچک رقیه است با رگ های بریده گلوی امامش حسین و ترنم ذکر اصیل  ” من الذی ایتمنی …. ”
“اتوپیا” ی ما نه مدینه ی فاضله که بلکه جامعه ی مهدوی است جامعه ای که در آن هر گاه یتمی ناز کرد ناز او را بخرند و یا برایش عروسک ببرند نه اینکه سر بابایش را در طبق پیش چشمانش بگذارند .
رقیه و اسیری ؟ مگه من مرده باشم . آری یا عباس ! تا تو بودی رقیه سر و سامانی داشت ،  تا رفتی ما همه بی چاره شدیم ، از پی زینب همه آواره شدیم ، بی گوش و گوش واره شدیم .  این رقیه ی تو بود که اینگونه بی تابی می کرد . صدایش در عالم هنوز طنین انداز است . آنقدر که گوش ما پر است از آوای او و چه سمفونی غیرت برانگیزی است ترکیب صدای گریه های خشک شده ی اصغر با صدای مویه های رقیه ….
و همه دنیا بداند نه فقط رقیه که همه ما فریاد می زنیم :

آی اهل عالم بدونید عمویی داریم نمی دونید که چقدر مهربونه ، قامتش تا کهکشونه ، نگاهش رنگین کمونه ، توی چشمای قشنگش هزار هزار آسمونه ، مهربونه ، مهربونه ؛ مهربونه  ، مهربونه ، وقتی شبا خواب نداریم ،  روی شونش سر می ذاریم ، تا که خوابم ببره ،  آروم آروم ، توی  گوشمون شعر محبت می خونه ، وای  که چقدر مهربونه ، شونه هاش بالاتر ازهر چی بلندی روی زمین …

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:
این سنگ را ببینید ! چرا هنوز بوی خون از آن می آید ؟

مجلس روضه مجازی ۲۲:۳۰ الی ۲۳:۳۰ سه شنبه کامنتهای همین پست

صفحه 2 از 212