وکیلانه » زهرا
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها زهرا

کاندیداهای من برای چهره ی ۹۰ وبلاگستان

اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۰ دسته اجتماعی, سایبر نوشت | ۵۳ دیدگاه »

ظاهراً امسال هم مثل سال گذشته (+) طرح خوبِ انتخاب چهره ی سال وبلاگستان فارسی قرار است برگزار شود. درباره ی چند و چون این طرح و چگونگی شرکت در آن و سایر اطلاعات در این خصوص به اینجا(+) مراجعه کنید. (البته تا فردا فقط فرصت شرکت هست) اگر خبری از این ماجرا ندارید و روی لینک کلیک نکرده اید و همچنان دارید اینجا را می خوانید اول کلیک کنید ببینید جریان چیست بعد به خواندن ادامه بدهید… هنوز اینجایید که!! :)

من هم مدت ها بود در خصوص وبلاگستان چیزی ننوشته بودم. به فکرم رسید به بهانه ی "چهره ی ۹۰" وبلاگ هایی را که به نظرم مفید هستند در اینجا معرفی کنم تا هم عرض ادب و خسته نباشیدی باشد به این دوستان و هم یک جور تبلیغ تا کسانی که شاید تا حالا خواننده ی آنها نبوده اند؛ این وبلاگ ها را برای مطالعه مد نظر قرار بدهند. پرانتز باز، اگر برای وبلاگ خوانی از گوگل ریدر استفاده نمی کنید نصف عمرتان برفناست؛ اینجا کلیک کنید+ تا بدانید چیست. فکر نکنید سخت است حتماً انجامش بدهید، پرانتز بسته.

خوب راستش دشوار بود از میان اینهمه دوستانِ عزیز انتخاب فقط ۵ گزینه و اعلام علنی آن. ملاک های زیادی هست که بر اساس هرکدام از این ملاک ها  5 گزینه جابجا میشوند. اما چاره ایی نیست جز انتخاب ۵ گزینه ی خاص. یک ملاک سلبی داشتم برای انتخاب و یک ملاک ایجابی. ملاک سلبی من این بود که چهره های شناخته شده را دوباره معرفی نکنم. مثلاً نویسنده ی توانا و پرکارِ "آهستان" امید حسینی را با ویژگی تکیه بر عقلانیت، فکر میکنم بجز خواجه حافظ شیرازی همه بشناسند. یا نویسنده ی خوبِ وبلاگ "زهرا" که ندیدم تا حالا کسی وبلاگستان پیش از "زهرا" را بیاد بیاورد! خوب و روان می نویسد و البته دست مایه ی اصلی نوشته هایش خاطرات است که بهانه میشوند برای بیان یک مفهوم و اغلب هم بسیار خوب از پس بیان آن مفهوم برمی آید. البته به پاس اینهمه سال استمرار اینگونه دوستان بر نوشتن؛ باید از آنها قدردانی کرد. خدا قوت!

ملاک ایجابی من هم "استمرار" بر نوشتن بود. وبلاگ های خوب و نویسنده های خوب فراوان است اما استمرار بر نوشتن به نظرم بسیار مهم است. مثلاً وقتی وبلاگی بارها بیش از ده روز بین دو نوشته اش فاصله می افتد از حالت وبلاگی خارج شده و منِ خواننده فکر می کنم نویسنده اش زیاد به فکر منِ خواننده نیست. (البته قطعاً اینها دلیل به روز نکردن ها نیست و مهمترین مساله کمبود وقت است و شاید خیلی چیزهای دیگر) ولی خوب این یک نکته ی منفی است. مثال بارز برای این وبلاگ ها هم "هابیل"؛ "آب و آتش" و "کوثرانه" است. سه دوست عزیزی که نمی نویسند نمی نویسند ولی وقتی دست به قلم می شوند عالی می نویسند و دقیق.

با لحاظ این مسائل گفته شده و خیلی مسائل دیگر لیست من به این شرح است:

۱- دانشطلب: اولین قانون مسابقه نقض شد!! دانشطلب فیلتر است؛ یعنی راستش را بخواهید از بیخ و بن کنده شده و من نمی دانم حالا دقیقاً باید به کجا لینک بدهم؟ اگر بود می گفتم کلیک کنید و جایی آدرسش را داشته باشید هر گاه یک گره ایجاد شد دانشطلب رک و صریح از یک زاویه ایی که هیچ کس فکرش را هم نمی کند گره را باز می کند. قوی و پر مغز بودن بعلاوه ی صراحت و به احتمالِ قوی وقت گذاشتن برای نوشتن دلایلی هستند که چه مخالف باشید چه موافق "دانشطلب" یکی از گزینه هایی است که اگر در مساله ایی اظهار نظر کرده باشد باید بخوانیدش. بعد از چندین و چند بار فلیتر شدن و برگشتنش؛ سرانجام اظهار نظرش در خصوص "تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی" باعث شد "خودصاحبِ اینترنت پنداران ایران" چنان بنوازندش که اصلاً معلوم نباشد دانشطلب کجاست؟(+)

به نظرم اما حالا موقعیت مناسبی است تا به بهانه ی چهره ی ۹۰ شدن هم دانشطلب را راضی به دوباره نوشتن کنیم و هم با این انتخاب یک حالی به عموها ی فلیترچی بدهیم!! پرانتز باز؛ تا آنجا که یادم می آید آخرین بار در مرحوم گودر با دانشطلب گفتگو کردم و یک دعوای بسیار اساسی داشتیم؛ پرانتز بسته. آخرین نوشته ی دانشطلب را در "هابیلِ"عزیز بخوانید.(+)

۲- یک وجب دل: از خدا پنهان نیست از شما هم چه پنهان که "یک وجب دل" بهانه ایی است برای معرفی نویسنده ی عزیز این وبلاگ. انتخاب من بر اساس نوشته های "یک وجب دل" نیست بلکه به خاطرِ فعالیت نویسنده ی توانای این وبلاگ در "گوگل پلاس" است. یعنی اگر امکان داشت برای شرکت در مسابقه صفحه ی شخصی ایشان در پلاس را معرفی می کردم.(+) خانم "کبری آسوپار" خبرنگارِ روزنامه ی جوان از آن دست شخصیت هایی است که آدم را مجبور می کند نه استریم محور که بلکه پیج محور باشد! یک خبرنگارِ به تمام معنا و کاربلد که می داند در هر موقعیت نیاز است چه چیزی را برای مخاطبش بنویسد. کافی است ایشان را دنبال کنید آنگاه مطمئن باشد از خبرهای داخلی ایران مخصوصاً خبرهای سیاسی جنجالی عقب نمی مانید.  البته سیاسی بودنش باعث نمی شود که شعر و غزل شر نکند و "بانو" بودنش هم باعث نمی شود که صریح و رک نباشد. (+)

۳- اسکالپل: "اسکالپل (scalpel) وسیله ای بُرنده و بسیار تیز است که جراحان و آناتومیست‌ها از آن برای ایجاد برش در پوست و سایر بافت‌های بدن استفاده می‌کنند. اسکالپل ابزار کار من است!"  خودش این را می گوید. دکترِ جوانی از اهالی تبریز که این وبلاگ را به همراه "دانشجوی هرز" به روز می کند. به نظرم این دکتر عزیز که عضو هیات علمیِ یک دانشگاهِ به قول خودش کمی اسلامی و خیلی آزاد است از سال ۵۷ جامانده و مغزش بوی قرمه سبزی می دهد!! سرش درد می کند برای گلاویز شدن با تئورسین های خارجی و بسیار پر مغز می نویسد البته با زبانِ کف بازاری که باعث می شوند نوشته هایش را تا انتها بخوانید. عاشقِ شهید باکری است و آژانس شیشه ایی. بالاخره هم موسیقی لحظه ی به زمین افتادنِ گلوله ی حاج کاظم را گذاشت تنگ وبلاگش! احساس می کنم برایش کسر شأن دارد در مورد مسائل داخلی بنویسد و هر وقت هم می نویسد از آن بالا یک نگاه عاقل اندر سفیه می کند که بابا من یقه ی نتانیاهو در دستم است شما مشغول زدن توی سر و کله ی هم هستید؟ (+)

۴- پیچک سر به هوا:  برای این پسر فرقی نمی کند الان انتخابات موضوع روز است یا جریان انحرافی؛ تفاوتی نمی کند ایران پهپاد امریکایی را گرفته باشد یا یک عده ریخته باشند توی سفارت انگلیس؛ احساس می کنم به دور از هیاهوهای روزانه نشسته داخل یک کتابخانه ی غنی و ۲۴ ساعته مطالعه می کند و مهمترین و جالب ترین مطالبی را که می بینید در وبلاگش بازنشر می دهد. مطالبی که غالباً هیچ جای دیگر پیدا نمی کنید و به قول معروف لپ مطلب است. اگر اهل مناظره و گفتگو با مخالفان فکری تان هستید اکثر مطالبش یک جایی یک روزی به دردتان خواهد خورد!  "پیچک سر به هوا" را دنبال کنید تا  وصل شوید به یک منبع غنی اطلاعات. و اگر اشتباه نکنم مثل اسم وبلاگش بچه ی باحالی است! (+)

۵- شورآباد: نویسنده نیست طراح است. یک گرافیست پرکار و بسیار خلاق. بارها و بارها شده که بعد از دیدن طرح هایش پیش خودم گفته ام دمت گرم! چیزی را که باید پوستمان کنده می شد تا  در یک مقاله ی چندین و چند صفحه ایی بگویم با یک طرح بانمک گفته ایی! احساس می کنم هیچ وقت کم نمی آورد و معلوم است خوش فکر و تیز بین است. طرحش بعد از اخراج سفیر انگلستان از ایران و در خصوص همدردی سفیران اروپایی هنوز هم دیدنی است :) (+)

بجز این دوستان، "جدی گفتم؛ چرا می خندی؟" که اسمش را اینگونه انتخاب کرده تا باز هم فیلتر نشود؛ و "آرمان خواهی" و "بسیج جهانی" هم خواندنی هستند. و همچنین با آنکه اختلاف و بلکه شاید تضاد فکری با افکارشان دارم اما وبلاگ های "عصر بی گناهی" (فرشته صادقی) ، "بامدادی"؛ "راز سر به مهر" (محمد معینی)؛  را هم توصیه می کنم همیشه بخوانید.  یک روزی هم باید بنشینم لیستی از دوستانِ فعال در پلاس را معرفی کنم.

راستی؛ یکی از بزرگترین دغدغه های فکر این روزهای من این است که برای رفع فیلترِ وبسایت وزین "تریبون مستضعفین" چه کاری می توانیم بکنیم؟

چهره های برتر به روایت "آب و آتش" (+)

دموکراسی ره آورد باطل سقیفه

اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۰ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
سه ‌شنبه/ عبدالله :

النبی اولی بالمومنین من انفسهم را فهمیدند
اما اولی بعد از پیامبر (ص) چه؟
خلافت را سهم خود دانستند
عهدنامه ها مدت ها پیش از سقیفه امضا شده بود.
ریش سفید و یار غار پیامبر تعیین شده بود
تنها مانده بود چگونگی طرح موضوع
پس شورا تشکیل شد و به اسم خلافت دست ولی الله الاعظم بسته شد
زهرا (س) به کوچه آمد…

امسال فاطمیه، فاطمه بحرین است

فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۰ دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای, فاطمیه نوشت | ۲۳ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

شما بهتر می‌‌دانید که با دو خط نوشته می‌توانم به راحتی اشک بگیرم. اما بگذار امروز علاوه بر اشک،‌ کمی‌ هم در بردن مشک،‌ به سقا کمک کنیم. اهل حرم در منامه تشنه‌‌اند.
بیایید با هم به پشت آن دَر برویم که همه‌ی هستی تاریخ آنجا رقم خورد. شیر‌خدا که الله به صلابتش قسم یاد کرده، با ذوالفقاری که یک تیغش حسن است و تیغ دیگرش حسین برادر عباس ایستاده و پیش روی این ارتش الله ، ناموس شیعه بر زمین ….
اما ایوب بیا ! بیا و صبر برای خدا را ببین. علی گوشش به سخن پیامبر است و اِلا مگر دست فاتح خیبر بسته می‌ماند ؟ این خانواده گل‌سرسبد مخلوقات ِ اَحسن الخالقین هستند و برای همین است که بعد از ضرب سیلی،‌ با چادری که به زیر پا کشیده می‌شود، زهرا تازه به مسجد می‌رود و در دفاع از ولایت، با صورتی نیلی، خطبه می‌خواند، به خانه‌ هم که می‌آید اول می‌گوید : علی جان دستت؟ دستت را که بسته بودند خونی نشد؟
فاطمیه به ما، درس دفاع از ولایت می‌دهد که اگر برای ولایت کبود و نیلی هم بشوی، نباید بگذاری ولی بفهمد.
ما که ندیده‌ایم،‌ اما آنها که دیده‌اند می‌گویند تا وقتی از زهرا فقط شَبَهیی باقی مانده بود هم مدافع ولی بود با روی‌گرداندن از دومی. ولی هرگز نخواست علی بفهمد در کوچه چه اتفاقی افتاده،‌ و اگر کار ِ خانه تقسیم نشده بود و شُستن فاطمه به علی نمی‌رسید، شاید علی هرگز نمی‌فهمید ….

اما حالا، منِ وبلاگ‌نویس ، درد دارم!
و از فشار این درد، دارم قالب تهی می‌کنم امـــا درد من  نه  غم کبودی دست و نیلی بودن صورت است و نه غم اشک حسنین و نه حتی غصه‌ی زینبین و نه حتی بغض نشکفته‌ی علی که اینها‌، اسوه صبرند و عهدی ازلی با خدای خود بسته‌اند که همه‌ی هستی خود را فدایش کنند.
غصه‌ی من تکرار دوباره‌ی تماشا‌چیان کوچه است!
در فاطمیه‌ی ۱۴۳۲ ، باز هم بعضی‌ها دارند فقط تماشا می‌کنند و نمی‌خواهند بفهمند که برای رسیدن به خدای زهرا، باید دنبال زهرا در کوچه‌های بحرین باشی نه در صفهای طولانی برای ثبت‌نام مکه و مدینه. پس بگذار اینگونه بغض امسالم را فریاد بزنم : حاجی حجت …. ؟!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هیچکی توی این عالم دردم رو نمی‌دونه / امشب می‌بره تابوت، عطر تو رو از خونه

حسن کنار تو بیهوشه، چراغ خونمون خاموشه /حسین داره سیاه می‌پوشه، می‌میره زینبم تا فردا

بیت الزهرا(س)

فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۰ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
شنبه/ عبدالله :

از مسجد می آید
کوچه تمام می شود
ای که در بدر و احد و حنین او را دیده ای
بگو چگونه به خانه رسید؟
بیت الزهرا(س) را دری نیست
دیوار و زمین خونین است
هنگامه ی دیدار یار مظلوم است
بگو چگونه به خانه رسید مولای غریب؟