وکیلانه » سالگرد نه دی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها سالگرد نه دی

علت حضور یک دخترِ سبز در راهپیمایی نه دی 88

دسامبر 26th, 2011 دسته اندر احوالات جنبش سبز | 38 دیدگاه »

"از همون اول هم با شک و تردید به میرحسین رای دادیم! می‌دونی؟ اصلاً اصل شک‌م از شب مناظره، مناظره که چه عرض کنم گفتگوی دوستانه‌اش با کروبی شروع شد. وقتی دو نفری که قرار بود مثلاً هم رو نقد کنن هرچی دلشون خواست گفتند، آخرین نوبت به آقای موسوی رسید. زد به جاده خاکی و حرف رو کشوند به نه نقد بلکه تهمت دروغ‌ به احمدی. و این در حالی بود که پورحسین، مجری مناظره‌ ها رو می‌گم، بارها تذکر داده بود در مورد کسی که حضور نداره حرف نزنید و تلوزیون هم قبل از برنامه ها پخش می‌کرد که اگر کسی در مورد نامزد غائبی حرف بزنه حق حضوری برای اون نامزد در نظر گرفته می‌‌شه. و شروع شک من از اینجا شروع شد که وقتی پورحسین تذکر داد، آقای موسوی خشمگین شد و گفت:‌

 من از شما تعجب مي‌كنم چرا وقتي كسان ديگر در اينجا صحبت مي‌كنن چنين تذكري نمي‌دهيد؟ من تمام وقتم را مي‌دهم تا ايشان سه برابر من اينجا صحبت كنند و هر دروغي كه مي‌خواهد، بگويد. وقتي ايشان اينجا دروغ مي‌گويد هيچكس چیزش رو نمي‌گيره. من اسم كسي را نبردمبنده يك فرد انقلابي هستم! حالا شما به بنده مي‌گوييد كه من حرف نزنم؟ من اجازه مي‌دهم كه ايشان بيايد و حرف بزند و نماينده دادستاني هم نباشد كه زمان را اندازه‌گيري كند و عيبي هم ندارد.!!"

تمام ماجراهای بعد از انتخابات هم مثل همین بود دقیقاً. قانون شکنی به اسم چرا به ما ظلم شده! به دروغ یک فرضی رو به وجود می‌آوردن. به دروغ داغش می‌کردن. به دروغ احساسات تزریق می‌کردند. در توجیه هم از یک چیزهای دیگه‌ایی مایه می‌ذاشتن. مثل همین بنده یک فرد انقلابی هستم که توجیه قانون‌شکنی‌اش کرد! اصلاً شما نگاه کنید یکی از حرفهاشون این بود که چرا احمدی وقت بیشتر داشته؟ خوب مگر خود آقای موسوی جلوی اونهمه آدم نگفت من اجازه می‌دم اصلاً نیازی نیست وقت هم محاسبه بشه؟ در کل من اومدم بگم اشتباه کردم به این آدم رای دادم. اینها به هیچ حرفی که می‌زنند پایبند نیستند. هیچ خط قرمزی ندارند. اینهمه هم گفتند ما رهبر و امام رو قبول داریم ولی چی؟ تو این چند ماه هم نشون دادن عرضه‌ی کنترل یک جریان رو ندارند چه برسه به اداره‌ی یک مملکت!!"

این سخنان بخش‌هایی بود از گفتگوی من با دختری که به آقای موسوی رای داده بود در روز نه دی 1388. چند روز قبل هم با یکی از دوستانی که مغازه‌ایی در خیابان انقلاب دارد و به میرحسین رای داده بود گفتگو می‌کرد. می‌گفت:
"میرحسین خیلی اشتباه کرد!! اگر اون جرزنی بچه‌گانه رو انجام نمی‌داد، وقت کشور اینهمه تلف نمی‌شد تو این چند سال هم می‌نشست یه تیم خوب تشکیل می‌داد، راحت واسه انتخابات بعدی کاندید می‌شد و شاید هم رای می‌آورد. اما نه! خدا رو شکر که با دست خودش، خودش و همه‌ی اصلاح طلبان رو به زباله‌دان تاریخ انداخت واِلا اگر کشور به دست اینها می‌افتاد بیچاره بودیم. تو اون چند ماه که دیدی چیکار کردن. اصلاً‌ یادم هم نیار. بی‌خیال"

مطالب مرتبط :
  سالگرد قمری ۹ دی و گوهری مهمتر از پهپاد امریکایی !
امسال برای من، سوم دی مهمتر از نهم دی است

امسال برای من، سوم دی مهمتر از نهم دی است

دسامبر 20th, 2011 دسته احمدی‌نژادی نوشت, اندر احوالات جنبش سبز, دستگیری فائزه هاشمی | 107 دیدگاه »

با هرکسی که تعارف داشته باشم با شما مخاطبین عزیز وبلاگم که تعارف ندارم. دارم؟ راستش را بخواهید می‌خواستم از امشب چیزی در وبلاگم بنویسم مبنی بر "شروع اعتصاب غذای خشک"‌م تا سوم دی. اما دیدم با  این کار اولاً خیلی خودم را جدی می‌گیرم و خودم را مهم فرض می‌کنم در ثانی تاثیری را که باید داشته باشد ندارد. فلذا تصمیم گرفتم در همین حدی که مشاهده می‌فرمایید در خصوص اهمیت 3 دی 1390  مسائلی را بیان کنم:

1) بر اساس وعده‌ی دستگاه محترم قضاء اگر ابر و باد و مه و خورشید و کاسه‌لیسان هاشمی اجازه بدهند انشالله، گوش شیطان کر قرار است والاحضرت، "شاهزاده فائزه هاشمی بهرمانی" به دستگاه محترم قضایی نزول اجلال فرموده و در خصوص اتهاماتی که متوجه اوست پاسخ‌گو باشد. این اتفاق اگر صورت بگیرد طبیعتاً باید موجی از خوشحالی را ایجاد کند. برای همه‌ی آنهایی که عدالت برایشان مهم است. برای همه‌ی خانواده‌هایی که فرزندانشان در جریانات 88 مورد تعقیب قضایی قرار گرفتند و آرام و قرار از آن خانواده‌ها گرفته شد ولی از خانواده‌ی هاشمی نه، برای همه‌ی کسانی که در نه دی آمدند بیرون و فریاد زدند "تاجر ورشکسته برگرد به باغ پسته" و برای همه‌ی کسانی که می‌خواهند خلاص بشوند از برده‌ی خاندان هاشمی بودن!

2) گفتم برده، شاید تعجب کرده باشید. اما توضیح می‌دهم چرا برده. دوستان! مگر انسان چیزی بجز "مال" و "اعتقاد" می‌تواند داشته باشد؟‌
تا اینجای کار لااقل در حد اتهام بسیار جدی، بخش قابل توجهی از "مالِ" من و شمای نوعی را شخصی به نام "مهدی هاشمی" بالا کشیده و رفته به یلری تلری در آنسوی جهان و اصلاً‌ به شخصه ناامید هستم از پیگیری قضایی او و همین حالا که دارم این را می‌نویسم ترس دارم از فیلتر شدن وبلاگم به علت ذکر این موضوع و اهانت به ارباب!. از آن سو هم شاهزاده "فائزه‌ی هاشمی" از قبل از 88 تا کنون هر توهینی که ممکن بود به "اعتقادات" ما نموده و آخر سر هم با دعوت کاسه لیسی به اسم "ر" در مجمع تشخیص مصلحت نظامی که خون پدر و برادر و خواهر امثال من و شما پای آن ریخته شده می‌رود و از آنجا در آغوش امن پدر هرچه که تا کنون نگفته را می‌گوید. (سطح تحصیلات فائزه را شما می‌دانید؟)
با وجود فقط همین دو مورد به شخصه احساس می کنم در این مملکت برده‌ی خاندان هاشمی هستم و آنها قوم برتر هستند که مصونیت آهنین دارند اما من باید حتی از نوشتن این سطور هم بترسم، شما را نمی‌دانم!

3) متاسفانه یکی از بزرگترین مشکلات جامعه‌ی ما "شعارزدگی" است و به جرات می‌توانم بگویم هیچ چیزی در این مملکت از "شعارزدگی" در امان نیست. کافی است "کلمه‌ی خاصی"، "رهنمود مهمی"، "اتفاق تاثیر گذاری" یا هرچیزی دیگر به وقوع بپیوندد آنگاه است که حضرات مسئول دور هم جمع شده و به فجیع‌ترین شکل ممکن به گونه ایی آنرا به "گند" می‌کشند که تنها ثمره اش "ایجاد حس تفر در مخاطب نسبت به آن امر" باشد.
فلذا دوست دارم تا دیر نشده نسبت به ورود آقایان مسول به "مساله‌ی 9 دی" هشدار بدهم. نه دی مردمی‌ترین و انقلابی‌ترین تظاهرات نسل من است. فکر می‌کنم هر کس در 9 دی حضور داشته حتماً این را با گوشت و پوست و استخوانش حس کرده. پس حضرات "کارمند جمهوری اسلامی" لطف بفرمایند برای بیلان کار دادن به مقامات بالاتر وارد این مقوله نشوند و اجازه بدهند این مقوله توسط "سربازان انقلاب اسلامی" پیگیری شود تا مانند سایر مسائل نگردد. به عنوان مصداق هم ذکر کنم یکی از بدسلیقه‌ترین کارها در خصوص 9 دی، راه‌اندازی راهپیمایی به مناسبت سالگرد آن است که به نظرم هیچگونه موضوعیتی ندارد. و باز به عنوان مصداق عرض کنم مهمترین وظیفه در خصوص 9 دی تبیین چیستی آن است.

در انتها لازم است عرض کنم به نظرم "تحقق آرمان‌های 9 دی" بسیار مهمتر از "بزرگداشت 9 دی" است. و امیدواریم با پشتیبانی و درخواست ما، عزم قوه محترم قضاء جزم تر شده و در "سوم دی" یکی از آرمان‌های بر زمین مانده‌ی "9دی" یعنی  رفع تبعیض شهروندی و سهم خواهی ویژه  محقق شود.

راستی! می‌گویند انگار 30 آذر هم قرار است پایان امپراطوری فساد در  "دانشگاه آزاد" باشد.