وکیلانه » سایت الف
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها سایت الف

“شریعتمداری” ، “توکلی” پیوندتان مبارک !!

بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, درون گفتمانی | ۴۶ دیدگاه »

جناب آقای توکلی و بخصوص حاج حسین شریعتمداری را به عنوان کسانی که دلشان برای انقلاب می‌تپد و دلسوز هستند قبول دارم و منکر فعالیت‌ها و تلاش هیچیک از این بزرگواران نمی‌شوم. در عین حال ذهنم به گونه‌ایی پروش یافته که هیچ‌کس را وحی منزل نداند و حرف حق را از گوینده‌ی "زشت" بپذیرد و نسبت به حرف ناحق از گوینده‌ی "زیبا" اِرور بدهد.  امیدوارم همین دو خط و اطلاع از سوابق تفکراتی من، این نوشته را بی‌نیاز کند از مقدمه‌ایی طولانی‌ برای توضیح اینکه تذکر اشتباه یکسری افراد انکار سایر فعالیت‌هایشان نیست.

اما قصه چیست؟‌
امروز جناب آقای شریعتمداری در یادداشت روز کیهان(+)، و تیم جناب آقای توکلی در مطلبی در سایت‌ منصوب به ایشان،(+) در واکنش به افزایش نرخ سکه و ارز مشترکاً نتیجه ایی را به خواننده القاء کردند که به نظر شخصی من به عنوان یک مخاطب به شعبده‌بازی شبیه است تا تحلیل!!

چیکده‌ی این دو مطلب این‌ است که: "جریان انحرافی معتقد است کشور در شرایط "شعب ابی‌طالب" قرار دارد و باید با امریکا مذاکره کند به همین دلیل تعمداً با بالابردن ناگهانی نرخ سکه و ارز قصد دارد تا نظام را وادار به مذاکره با امریکا کند!!"

در این خصوص چند نکته به ذهنم می‌رسد:
۱) علی‌القاعده برای بیان هر اتهام و یا فرضیه‌ایی باید مستندات یا اِلمان‌هایی لااقل برای اقناع ذهن مخاطب بیان شود. اما ظاهراً برادارن توکلی و شریعتمداری در بستن اتهام به ریشِ سفیدِ ریس جمهور قانونی این مملکت خود را بی‌نیاز از هر دلیل می‌بینند و همین‌که در ذهن ایشان فرضیه‌ایی مطرح شود آنرا به عنوان اصل به مخاطب خود قالب می‌کنند. بدون توجه به اینکه خود همین دوستان تا پیش از این دولت را به خاطر بیان امریکا در حال فروپاشی است و ایران در حال رشد در نیویورک، متهم به توهم می‌کردند!

۲) آقای حسین شریعتمداری دلیلشان را گفته‌ی آقای بهمنی می‌دانند که قبل از فرمایشات ره‌بر انقلاب گفته بود. "باید جامعه را به نحوی اداره کنیم که بتوانیم دو سال خود را حفظ کنیم گویا در شعب ابیطالب گرفتار شده ایم"(+) و به راحتی یک آب خوردن ره‌بر انقلاب را مصادره به مطلوب کرده و فرمایش ایشان که صراحتاً بیانی است در تقابل با "روسیاهان بدمحاسبه‌گر" مبتنی بر بدر و خیبری بودن شرایط را تقابل و واکنش ره‌بر انقلاب به این تفکر  در دولت (!) می‌انگارند و باقی ماجرا را تا تعمدی بودن بالابردن نرخ ارز و سکه کش می‌دهند.  اگر بنا به این دودوتاهشت‌تای آقای شریعتمداری باشد که بارها و بارها از زبان بسیاری از دلسوزان نظام از جمله آقای جنتی در واکنش به تحریم‌ها یادآوری سختی‌های "شعب ابی‌طالب" مطرح بوده است! پس همگی آن دلسوزان در بالابردن نرخ سکه و ارز دستی دارند لابد؟! (+)

۳) تیم جناب آقای توکلی هم سکوت(!) دولت را دستمایه قرار داده و نتیجه گرفته اند گروه انحرافی تعمداً قیمت‌ها را بالا برده. از اینکه آقایان سکوت رسانه ایی را با عدم فعالیت برای کاهش قیمت یکی دانسته اند اگر بگذریم، من هم به عنوان یک شهروند سکوت رسانه ایی را عامل نگرانی بیشتر مردم می‌دانم. اما در عین حال درصدی در ذهن خود احتمالی را فرض می‌کنم مبنی بر اینکه دولت تمام تلاش خود را دارد انجام می‌دهد (+)(+) اما به دلیل مظلومیت مطلق دولت در رسانه های  داخل و خارج، شاید هرگونه بیانی به تشنج بیشتر بیانجامد. و از این‌هم اگر بگذریم بنا بر چه اساسی آقایان معتقدند هرکس در مورد کاری سکوت کرده باشد پس نتیجه می‌گیریم خودش آنرا انجام داده؟

۴) فرض اینکه دولت از افزایش نرخ طلا و ارز سود می‌کند درست مثل این است که بازپرس یک قتل به عنوان یک فرضیه مطرح کند چون پدر از کشته شدن پسر کاملاً عزیزش مقداری ناچیز دیه از بیمه نصیب‌ش می‌شود پس لابد پدر قاتل است!!
آقایان چگونه چشم خود را می‌بندند بر تضرر هزاران برابر بیشتری دولت از این افزایش؟ ضربه به تولید کنندگان، جنبه‌ی روانی این افزایش قیمت‌ها نزد مردم، کاهش سرمایه گذاری‌ها، افزایش هزینه‌ی واردات و.. و.. و (بحث تخصصی عدم این ارتباط را در اینجا بخوانید)

۵) در حالی که همه‌ی ناظران منتظر ادامه‌ی افزایش شدید قیمت‌ها در روز چهارشنبه بودند، نه تنها افزایشی در کار نبود، بلکه قیمت سکه به سرعت در حال پایین آمدن است(+) و جناب آقای بهمنی هم وعده‌ی تک نرخی شدن دلار در ۴۸ ساعت آینده را داده اند.(+). من فکر نمی‌کنم اوضاع گل و بلبل شده فقط می‌دانم رشته‌های آقایان پنبه شد!! واکنش امروز کیهان و الف من را یاد یادداشت آن روزنامه‌ایی انداخت که چند سال قبل سخنرانی انجام نشده‌ی دکتر احمدی نژاد را نقد کرده بود! لابد آقایان به فکرشان هم خطور نمی‌کرد که علیرغم همه‌ی پیش‌بینی‌ها مبنی بر ادامه‌ی روند افزایش قیمت‌ها، چهارشنبه چنین اتفاقی بیفتد.

۶) حدیثی هست که "دوست داشتن بیش از حد یک چیز انسان را کر و کور می‌کند" حتماً برعکس آن هم صادق است که دشمنی بیش از حد هم کور و کر می‌کند.  خدایی هست!! قیامتی هست، سوال و جوابی هست. ایکاش برخی‌ها این را بفهمند.

۷) تیتر؛ مقابله به مثلی است به سبک خود آقایان. بازنشر این مطلب در رسانه‌های پاک کننده‌ی آقای مشایی حرام است!

مطالب مرتبط :
پاسخ به ۵ سوال مرتبط با تحریم نفت ایران
  بغضی که باز هم سایت “الف” را وادار به بی‌اخلاقی رسانه‌ایی کرد

بغضی که باز هم سایت “الف” را وادار به بی‌اخلاقی رسانه‌ایی کرد

مهر ۲ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, انقلاب‌های خاورمیانه, درون گفتمانی, سایبر نوشت | ۵۵ دیدگاه »

.

با توجه به پوشش خبری گسترده‌ی مجمع عمومی سازمان ملل، استفاده‌ی بجای دکتر احمدی‌نژاد از این موقعیت، فرصتی شده که هر سال تریبونی فراهم شود برای بیان دیدگاه‌های جمهوری اسلامی ایران(+). امسال هم مثل سالهای گذشته سخنرانی ۲۸ دقیقه‌ایی دکتر در نیویورک واکنش‌های زیادی داشت. از بحثِ تکراری و خسته کننده‌ی خروج دیپلمات‌های غربی ِ مدعی آزادی بیان که باز مثل هر سال فقط بازیچه‌ایی است برای کسانی که می‌خواهند همیشه چیزی برای بازی کردن (!) داشته باشند اگر بگذریم، طرح دیدگاه‌های جمهوری اسلامی (+) در قالب بیان سوالات متعدد  ابتکار بسیار جالبی بود.

اما حرف من در این نوشته، بحث دیگری است. می‌خواهم اشاره‌ایی داشته باشم به یک نمونه از اخلاق زشت رسانه‌های داخلی که روز به روز در حال گسترش است.
پوشش خبری سایت “الف” از سخنرانی ریاست جمهوری در نوع خود‌ش بسیار جالب بود! واکنشی شتابزده که همراهی‌ آن با بغض فراوان این سایت از دکتر احمدی‌نژاد منجر به ایجاد یک خبرسازی و تناقض آشکار شده بود.

تیتر اول سایت الف(+) برای پوشش این خبر، “سخنرانی رئیس جمهور بدون اشاره به بیداری اسلامی” بود. در توضیح این تیتر نوشته شده: “احمدی نژاد در این سخنرانی کمترین اشاره ای به تحولات منطقه و بیداری اسلامی نداشت. در حالی که مردم ایران و انقلابیون در کشورهای منطقه منتظر سخنان طوفانی رئیس جمهوری اسلامی ایران به نفع بیداری اسلامی و انتقاد از غرب و وهابی ها در حمایت از دیکتاتورها بودند.”

۱) شدت بغض و شتابزدگی سایت “الف” در تخریب شخصیت ریس جمهور و ادعای عدم کوچکترین اشاره به بیداری اسلامی و قضایای منطقه به حدی بوده که فراموش می‌کند خودش در متن همین خبر با اشاره به بخشی از سخنرانی آورده است:

جهان اکنون بیش از هر زمان دیگری شاهد بیداری گسترده در سرزمین‌های اسلامی و در آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکاست و هر روز بر دامنه تحولات عدالت‌طلب و آزادیخواه افزوده می‌شود و بدین ترتیب راه به سوی آن آینده درخشان گشوده‌تر می‌شود.”
البته این تنها اشاره‌ی دکتر احمدی‌نژاد به قضایای منطقه نیست، بلکه کاملاً واضح است طرح پرسشِ :”آیا گُل دموکراسی و آزادی از موشکها و بمبهای نیروهای ناتو شکوفا خواهد شد؟” اشاره‌ی دقیق به قضایای لیبی دارد و دیگر سوالات طرح شده دقیقاً صحنه‌ی محکومیت و دادگاهی بود که رئیس جمهوری ایران مانند دادستانی شجاعانه علیه غرب در غرب برپا کرد.

جالب اینکه سایت الف که تمرکز فراوانی بر نکته گیری و دقت در کلمات دارد مدعی می‌شود مردم ایران و انقلابیون منطقه انتظار داشته‌اند رئیس جمهور به وهابیت بخاطر دفاع از دیکتاتورها انتقاد کند! من به شخصه هر چه فکر کردم متوجه نشدم این حرف “الف” که احمدی نژاد باید در سازمان ملل از وهابی‌ها انتقاد کند! در چهارچوب کدام عقل دیپلماتیک قابل طرح است؟

۲) اما قضیه به همین‌جا ختم نمی‌شود! مهم‌تر و جالب‌تر اینکه سایت الف  اکنون در حالی  داعیه دار بیداری اسلامی و نگران عدم تاکید بر آن شده که قبل از این و در شروع انقلاب‌های منطقه در چرخشی ۱۸۰ درجه ایی به صراحت تیتر زده بود :”تعبیر انقلاب اسلامی برای اعتراضات عرب نادرست است!(+)” و مقاله‌ایی مفصل در بیان دلایل  غیراسلامی بودن قیام‌های منطقه ذکر کرده بود! و اتفاقاً در پایان همان مقاله هم در تخریب دولت کم نگذاشته و شبهات بی‌سند و مدرکی را علیه دستگاه دیپلماسی بیان می‌کند.
وجه اشتراک هر دوی این مقاله‌های صدردصد متضادِ سایت “الف” فقط یک چیز است: تخریب وجهه احمدی نژاد!

پرواضح است دکتر احمدی‌نژاد نه به اعتبار احمدی‌نژاد بودن که بلکه فقط و فقط به اعتبار نماینده‌ی ملت ایران بودن است که در سازمان ملل اجازه حضور می‌یابد و به همین علت  هر کسی حق دارد از روی خیر‌خواهی انتقاد داشته باشد که چرا فلان مساله مطرح نشد یا چرا مطرح شد و رسانه‌ها بهترین ابزار برای منتقدان است که با اشاره به نکات مثبت و منفی به پیشرفت کشور کمک کنند.

اما متاسفانه در کشور ما ظاهراً قبیله گرایی در ذات اکثر رسانه‌ها نهادینه شده. هدف هر کدام نه پیشرفت کشور و نه حتی بیان دیدگاه‌های واقعی خودشان که بلکه فقط و فقط تخریب دیگری است به هر روش ممکن! کاَنه رسانه‌های ما شبنامه‌هایی هستند بی‌نام و نشان که حتی به فکر اعتبار خود هم نیستند و به راحتی حرفهای متناقض و صددرصد متضادی بیان می‌کنند بی‌آنکه به فکر جلب و نگه‌داری اعتماد مخاطبانشان باشند فقط پیش‌به سوی تخریب طرف مقابل!

انگار تنها اصلی که در رسانه‌های ما لایتغیر است دشمنی و تخریب جناح فکری مقابل است و حاضرند برای رسیدن به این هدف تمامی افکار خود را هم زیرپا بگذارند! و متاسفانه اصلاً به این فکر نمی‌کنند که دولت‌ها و اشخاص دیر یا زود رفتنی هستند اما سرمایه‌ی یک رسانه اعتماد مخاطب است که اگر از دست رفت به هیچ عنوان قابل برگشت نیست!

آرزوی شخصی من رسیدن به روزی است که هرکسی عقیده‌ی خودش را بیان کند، دقیقاً همان چیزی که در ذهنش است و به آن اعتقاد دارند، بی کم و کاست، دقیقاً همان را ! بدون توجه به اینکه این حرف، حرف کسی دیگر هم هست یا نیست!

چند نکته از هزار (پیرامون خطبه‌ی امروز “حضرت آقا”)

بهمن ۱۵ام, ۱۳۸۹ دسته ره‌بر حکیم انقلاب, سیاست خارجی | ۱۱۷ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

دلم شاد شاد است. سرشار از غرور. و چرا شاد نباشد که رهبری دارم از جنس نور، از تبار ظهور، و به قداست حضور. ودیعه الله است که خدا برای امت آخر الزمان نگه داشته. سلام بر تو ای خامنه‌ای.
ای هدیه‌ی خدا به ما. فدای سه ذکر کامل رکوعت مولا جان. خدا تو را نه فقط برای ما که برای مستضعفین جهان نگه داشته بود و تو چه خوش می‌درخشی ای خورشید آخر الزمان.
وقتی تو که نائبی این همه دلربایی و با دیدنت دل بیقرار اشک می‌بارد، چه می‌کند با دل ما ظهور منتقم زهراء

این روزها چقدر تشنه‌ی این خطبه‌ بودیم.
شکر که  آب حیات به ما لب تشنگان رسید. خدایا تو را هزاران بار شکر که راه‌بر داریم./



در خصوص خطبه‌ی امروز گفتنی‌ها زیاد است اما چند نکته‌ به ذهنم می‌رسد که عرض می‌کنم:‌

۱) اول از همه یک حرفی را می‌خواهم بگویم. آن اینکه بلاشک مولای مطهر ما فصیح‌ترین بیان و سدید‌ترین قول را دارند. از قبل از ولایتش اینگونه بود. حتی از پیش از انقلاب. همه ‌می‌دانند سخنران بلامناضع انقلاب آسیدعلی خامنه‌ای ، این عزیز دل خمینی بود. روشن، واضح، جامع و مانع سخن می‌فرماید. اما نکته‌ی شگفت انگیز امروز، اشراف و فصاحت بیان مولا در خطبه‌ی عربی بود. یاللعجب! هر کس به ادبیات عرب آشنایی دارد، می‌داند چه می‌گویم. بیان عربی مولا، شگفت انگیز بود و چه شیوا و بلیغ همچون جدش اسدالله الغالب سخن می‌راند. استفاده از بلیغ‌ترین کلمات و چینش آنها در کنار هم و ممزوج شدن این امر با ادای شیوای حروف و لغات دلبری می‌کرد.  این نکته بسیار برایم جالب بود.و خدا  چه خوب می‌داند ودیعه‌اش را در سینه‌ی پر سکینه‌ی چه کسی قرار دهد.

۲) مدتی قبل دکتر کوشکی در سایت الف حرفی را بیان کردند (اینجا) که به گمانم بیشتر از همه توهین به ملت‌های قیام کرده بود و ماحصل آن این جمله‌ی غلط که “مردم مصر و غیره می‌دانند چه نمی‌خواهند ولی نمی‌دانند چه می‌خواهند!” در حالی که ما می‌دیدیم که اول بار که مردم فضا پیدا کردند، نماز برپا کردند، حجاب استفاده کردند، شعار الله اکبر سر دادند. اصلی‌ترین مبارزان هم که  اسلام‌گرایان هستند.
امروز هم در جای جای فرمایشات، بویژه در بخش عربی، مولای مطهر تاکید فراوان داشتند بر انگیز‌های مقدس قیام ملت‌های عربی بویژه مصر. که این قیام‌ها،‌ انفجاری‌ست  در پاسخ به تحقیر شدن‌ها. و لایه‌های اسلامی آنرا نشان داده و فرمودند که از مساجد شروع شده. حتی در جایی به صراحت اشاره فرمودند که  برخی می‌خواهند آنرا محدود به مسائل اقتصادی کنند. و فرمودند :”
در تحلیلهای جهانی سعی می کنند عامل اصلی این قیامها ندیده گرفته شود…انگیزه اصلی اسلام خواهی ست…
خواستم بگویم ایکاش برخی‌ها از ژست دیپلماتیک خارج شده و به آرمان‌های انقلاب بازگردند نه اینکه خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن بریزند.

۳) بنا به مقتضیات؛ غالب فرمایشات معطوف به مسائل بین الملل بود. اما هر کجا از مسائل داخلی سخن به میان آمد و از ویژگی‌های انقلاب فرمودند،‌ می‌شد به وضوح جای پای دولت خدمتگزار را پیدا کرد. از خودکفایی در بنزین گرفته تا قضایای هسته‌ای و سهام عدالت و ساده زیستی مسولین و هدفمندکردن یارانه‌ ها.
خواستم عرض کنم به برخی‌ها که ایکاش بجای نقطه‌های ناچیز و غیرمهم، همچون مولا ، این  نکته‌ی مهمِ در راه ولایت  و آرمان‌های انقلاب بودن ِ دولت را ببینند. و اینکه این دولت و شخص دکتر احمدی‌نژاد عزیز، جان برکف‌ترین و مطیع‌ترین و کارآمدترین سرباز پابرهنه‌ی آقاست. برخی‌ها بیخودی رجز نخوانند که دلمان برای حمایت‌های آقا از دولت تنگ شده! لطف فرموده از مرکب غرور پایین آمده و  دلتان برای بصیرت و تواضع خودتان تنگ شود! تا شاید توفیق دفاع از ولایی ترین دولت انقلاب نصبیتان شود.

۴)‌ عادت همیشگی تبلیغات‌چی‌های دشمن است که با دست و پا زدن و تمسک بر هر مستمسکی حرف خود را جایگزین واقعیت کنند. و جالب اینجاست که گاهی آنقدر دستپاچه می‌شوند که تمام آبروی رسانه‌ای خود را مصروف می‌کنند.
سخنان روشنگرانه‌ی دیروز مقام معظم رهبری بسیار مورد توجه قرار گرفت. بخصوص بخش‌هایی که در مورد تغیر موضع کشورها‌ی غربی و امریکا در قبال دیکتاتورها بود. از جمله در ایـــــــنجا+
اما تبلیغات‌چی‌ها با بزرگ جلوه دادن موضوعاتی، کاری می‌کنند که بخش‌های اصلی سخنان دیده نشود.
قضیه‌ی دروغین بیانه‌ی اخوان المسلمین هم از این جمله است. نیم خط خبری که در یکی از سایت‌های وابسته به اخوان المسلمین بدون ذکر نقل کننده‌ی آن بیان شده ایــــــنجا+ را ترجمه‌ی دروغی کرده و در بوق و کرنا می‌کنند!
غافل از اینکه دیگر این حنای آنها رنگی ندارد. و کسی اسیر این ترفند‌ها نمی‌شود.
و
اکنون دیگر کیست که نداد این خبرسازی ها نشان دهنده عمق نگرانی آمریکا و صهیونیست ها از تاثیر تعیین کننده‌ی حمایت قاطع ایران اسلامی از انتفاضه مصر و در حکم آخرین ترفندهای عملیات روانی آنها برای حفظ مبارک است. اما نمی‌دانند که جا الحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقا…./ و قطعا این مکر آنها همانگونه که مولای مطهر اشاره فرمودند مانند قضایای هسته‌ای و غیره به خودشان باز خواهد گشت. و مکرو و مکرالله و الله خیر الماکرین…

خودعمار پندار گرامی، هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

دی ۲۲ام, ۱۳۸۹ دسته پاسخ به شبهات, سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | ۹۵ دیدگاه »

 

به نام خدای زهرا

معتقدم در این زمانه ، به هیچ عنوان صرف داشتن نیت خوب منجر به اعمال نیکو و شایسته نمی‌شود بلکه بی‌گمان این روزها تیزبینی و مداقّه، چاشنی بصیرت است. پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: “المؤمن کیّس فطن حذر”؛ مؤمن هوشیار و دقیق و محتاط است!
مولای مطهر ما نیز در جمع دانشجویان به یک نکته‌ی کلیدی اشاره فرمودند که :”بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسى کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیرى شما استفاده کند. این، اصل اول و یک “خط قرمز” است.”

با توجه به این امور دو گروه زیر، چه بخواهند و چه نخواهند حتی با نیت صالح، جزء‌ بی بصیرت ها محسوب خواهند شد.

اول) آنانکه دیر تصمیم بگیرند !
در فتنه های پیچیده؛ مسئله‌ی زمان و وقت، بسیار کلیدی است. برخی با هر زحمتی حق را بالاخره تشخیص می دهند امّا دیر! اینگونه افراد مصداق “نوشدارو بعد از مرگ سهراب” می شوند و “حنایشان برای ملت رنگی ندارد” چرا که حق را تشخیص داده و وارد عمل می شوند اما زمانی که سر مولایشان بالای نیزه ها رفته! و کار از کار گذشته.
این توابین حتی اگر در راه حسین شهید شده و جانشان را هم تقدیم کنند فایده ندارد و تا همیشه‌ی تاریخ چوب بی بصیرتی بر سر آنهاست.
گفتم فدا شدن جان تا برخی بدانند که باارزش ترین متاع خود را هم که تقدیم کنی باز ننگ بی بصیرتی از دامان تو پاک نمی شود،‌چه رسد به کسی که انتظار دارد با یک موضعگیری و یا سخنرانی ملت فراموش کنند سکوت او را در هنگامه‌‌ی فتنه.

با توجه به اینکه با اینهمه بینه و دلیل و نیز  سیل خروشان ملت هیچ عذری جهت تصمیم گیری دیر پذیرفته شده نیست! نکته ی مهمی به ذهن متبادر می شود و آن اینکه گاهی سکوت برخی ناشی از آن است که ایستاده اند تا ببینند ورق بر کدامین سو برمیگردد تا  هم رنگ آن شوند!

دوم) کسانی که فاصله‌ی میان بد و بدتر را تشخیص نمی دهند.

تشخیص زشت از زیبا، کار شاقی نیست. بلکه هنر آن است که بین دو بد بدانی کدام در اولویت  نهی از منکر است. با توجه به معنی کلمه‌ی “عدل” یعنی “قرار دادن هر چیزی در جای خودش”‌ به گمانم مورد نظر مولایمان از اصلی و فرعی کردن مسائل نیز همین گفتن هر حرف در جا و مکان خودش باشد. نه سکوت!
دکترین هر ملتی نهفته شده در ضرب المثل های آن. می‌گویند: ” جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت.” و یا “هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.”
تشخیص اینکه “آقای دکتر اگر تهمت و گفتن حرفی که در دادگاه معلوم نشده بد است، چرا خودتان مرتکب شدید” و یا اینکه مثلا “فساد اقتصادی بد است در هر کجا که می خواهد باشد”‌ نیاز به هنرمندی و تیزبینی زیادی ندارد.
بلکه بصیرت اینجاست که بدانی گفتن این حرف در شرایط موجود منافع چه کسی را تامین می کند؟! و آب در آسیاب کدامین فتنه گر می ریزد؟! و قبح زدایی از کار کدام دسیسه ساز است؟‍!

جناب آقای احمد توکلی و سایت منصوب به ایشان و نیز ایضا دوستان وبلاگ نویسی که آهسته آهسته!  خط قرمز ها را رد کرده و به سمت این پرتگاه می روند خوب است مروری بر بیانات مقام معظم رهبری داشته باشند/.

معظم له فرمودند:‌” گاهى اوقات، دشمن کار را به گونه‏اى ترتیب مى‏دهد که حرف حقى، از زبان یک نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا مى‏خواهد این حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون مى‏خواهد پازل خودش را کامل کند. این پازل از صد یا دویست قطعه تشکیل شده؛ یک قطعه‏اش هم همین حرف حقى است که آن شخص باید بزند تا این پازل را کامل کند! اینجا این حرف حق را نباید زد. پازل دشمن را کامل نباید کرد. در این حد هوشیارى لازم است! بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسى کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیرى شما استفاده کند. این، اصل اول و یک “خط قرمز” است.

به حکم “المومن یکفی بالاشاره” فکر نمی کنم حرفی نگفته باقی مانده باشد! اگر در خانه کس است یک حرف بس است. البته آن حرف لزوما “الف” نیست!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
بعدانوشت:>
۱)
در همین خصوص مقداری صریح تر بخوانید :
از “الف فتنه” تا “فتنه الف”