وکیلانه » ستار بهشتی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها ستار بهشتی

سردار؛ مچکریم!

آذر ۱۱ام, ۱۳۹۱ دسته درون گفتمانی, سایبر نوشت | ۱۷ دیدگاه »

 خوب راست‌ش برای‌مان عقده شده بود. توی دل‌مان مانده بود. همیشه در حسرت‌ش بودیم. وقتی در دیگر نقاط دنیا می‌دیدیم‌ چنین اتفاقی افتاده، یک “هععی” از اعماق قلب‌مان می‌کشیدیم و افسوس‌ش را می‌خوردیم.

اما این‌بار دیگر واقعاً اتفاق افتاد. باور کنید بی‌خودی جار و جنجال نمی‌کنم و پیاز داغ‌ روی‌ش نمی‌ریزم. شاید حداقل کاری باشد که در چنین مواردی باید اتفاق بیوفتد ولی خوب همانگونه که مستحضرید این‌جا ایران است و برای انجام کارهای حداقلی توسط مسولان هم باید دل‌مان غش و ضعف برود. “برکناری رئیس پلیس فتا به دلیل مرگ یک وبلاگ‌نویس +” را می‌گویم.

..

انصافاً جای تشکر دارد. برکناری به خاطر قصور، آن‌هم در امورات امنیتی کار بسیار شاقی است که سردار احمدی‌مقدم به خوبی نشان دادند اگر چنین کاری انجام داده شود هرگز آسمان به زمین نخواهد آمد!
نشان دادند وقتی یک مسول به جای توجیه، به درستی ضعفی را در سیستم تابعه‌اش می‌پذیرد و به خاطر آن دست به تغییر می‌زند نه تنها هیچ‌کجای نظام سوراخ نمی‌شود که بلکه اعتماد عمومی به آن نهاد چند درصدی هم افزایش پیدا می‌کند. برکناری یک مسول به خاطر اتفاق ناگواری که افتاده، باعث می‌شود دهان کسانی که منتظر چنین چیزهایی هستند بسته شود. چرا که اشکال در یک سیستم تا یک جاهایی پذیرفتنی است اما بی‌تفاوتی در مورد آن اشکال است که داد مردم را در‌می‌آورد و در چنین مواردی مردم انتظار دارند مسولان برای ترمیم بی‌اعتمادی که ایجاد شده چاره‌ای فوری بیاندیشند. البته این به معنای پایان کار نیست و این پرونده همچنان پیگیری می‌شود.

اما به هر حال به نوبه‌ی خودم از سردار احمدی مقدم به خاطر چنین کارِ بجایی کمال تشکر را دارم و امیدارم چنین رفتارهای شایسته و درستی در بین تمامی مدیران رواج پیدا کند و مطمئن باشند می‌شود گاهی “مصلحت مصلحت” را کنار گذاشت و رک و راست برخورد کرد.

مطالب مرتبط :
کشته شدن وجدان عمومی خطرناک‌تر از کشته شدن یک‌نفر!

کشته شدن وجدان عمومی خطرناک‌تر از کشته شدن یک‌نفر!

آبان ۲۲ام, ۱۳۹۱ دسته اجتماعی, از مجلسی که ما داریم!, انقلاب اسلامی, سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | ۲۸ دیدگاه »

 “یک وبلاگ‌نویسِ مخالف جمهوری اسلامی توسط پلیس فتا دستگیر شده و چند روز بعد فوت می‌کند/ کشته می‌شود.” این خبری است که در چند روز اخیر مطرح شده و تا اینجای کار نه تایید می‌شود و نه تکذیب. در چرایی عدم، یا تاخیرِ واکنش از سوی مسولان پیرامون چنین خبری دوستان مطالبی را نوشته‌اند و انتقاداتِ بجایی را مطرح کرده‌اند.

اما برای من مهم‌تر از چرایی عدم واکنش مسولان نسبت به این واقعه، بی‌تفاوتی یا کم‌تفاوتی مردم نسبت به این خبر است. وقتی می‌گویم مردم، منظور عموم جامعه است و منظور از واکنشِ توسط مردم، واکنش موثر است. واکنشی که به چشم بیاید و بتواند تاثیری در پیگیری واقعی این ماجرا و پیشگیری از بروز مجدد چنین حوادثی داشته باشد.

.

البته طبیعتاً از سوی قشری از مردم که حوادث سیاسی اجتماعی را به طور حرفه‌ای دنبال می‌کنند واکنش‌هایی صورت گرفته اما از آنجایی که موضوع بسیار مهم است، یک نفر به خاطرِ صرفاً نوشتن و آنهم در فضایی مبهم و وحشتناک کشته شده، انتظارِ واکنش بسیار بیشتری می‌رود.

به نظرم برای پاسخ به این سوال که چرا واکنش جدی و وسیع صورت نمی‌گیرد گزینه‌های زیر را می‌توان مورد دقت قرار داد:

۱) عدم پرداختِ رسانه‌های عمومی به این موضوع و بی‌خبری مردم؟
۲) ابهام در کلیت حادثه و عدم قطعی بودن آن؟

۳) عادی شدن این اخبار و حوادثی از این دست و یا عدم اعتماد عمومی به صحتِ اصل خبر؟
۴) نبودن یا مسدود بودن راه‌کارهایی مشخص و واضح برای فعالیت اجتماعی در مواجه با این‌گونه موارد؟

۵) پرهزینه بودن واکنش به این موضوع در محیط‌های اجتماعی، دانشگاهی، رسانه‌ای و غیره؟
۶) تلقی شدن هرگونه واکنش به این‌گونه حوادث به عنوانِ مخالفت با اصلِ جمهوری اسلامی؟

۷) وجود دغدغه‌های اقتصادی و اجتماعی مهم‌تر برای مردم؟

شما چه فکر می‌کنید؟ کدام دلیل بالا علت عدم برانگیخته شدنِ “وجدان‌دردِ جدی” در جامعه پیرامون چنین خبرهایی است؟‌ آیا دلایل دیگری به ذهن شما می‌رسد؟ از آنجایی که واکنشِ وسیع اجتماعی نسبت به اخبار ناگوار به عنوان یکی از اصلی‌ترین عوامل پیشگیری از بروز مجدد آن‌ها می‌تواند باشد، در خصوص رفع هر کدام از دلایل چه کاری می‌توان انجام داد؟

 × خیلی دوست دارم بدونم چه ویژگی خاصی در وبلاگِ “ستار بهشتی” وجود داشته که پلیس فتا با اون این‌جوری رفتار کرده؟‌