وکیلانه » سومین سالگرد انتخابات
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها سومین سالگرد انتخابات

۳ +۱ نکته درباره‌ی سه سال‌ پیش همین روزها

خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۱ دسته احمدی‌نژادی نوشت, اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی, مناظره وبلاگی, وقایع اتفاقیه | ۱۱۴ دیدگاه »

مرور تاریخ همیشه شیرین بوده، مرور تاریخِ معاصر شیرین‌تر. هرچه هم این تاریخ نزدیک‌تر به حال باشد مرورش لذت‌بخش‌تر خواهد بود. دقیقاً نمی‌دانم به چه علت اما با وجود تمامِ حوادثِ تلخ و شیرینِ سالِ ۸۸، فضای آن روزها را دوست دارم. فضایی که همه در حال تلاش بودند، تلاش برای رسیدن به اهدافشان.

بعید می‌دانم علت‌ش فقط جوانی و هیجان آن‌روزها بوده باشد. علت مهم‌ترش این بود که انگار هر روز یک درسِ تازه می‌آموختیم. هر روز یک حرفِ تازه، هر روز یک تلاش تازه. به تمامِ معنا زندگی می‌کردیم و شاید هرکدام فرای از دیدگاه‌مان فکر می‌کردیم در حالِ انجام کاری هستیم که به اعتلای کشورمان خواهد انجامید. به طور کلی سرزندگی و طراوت آن روزها را دوست دارم.

به نظرم هرچه از ۸۸ فاصله می‌گیریم بیشتر می‌شود مواردی از آن روزها را مورد مداقّه قرار داد. لابد کسانی هم پیدا می‌شوند که بگویند مگر نه ادعا دارید جنبش مرده (+)؛ پس چرا اینقدر حرف‌ش را می‌زنید؟ خوب این‌هم حرفِ خوشکلی است. مثلاً با این استدلال لابد جبهه‌ی مخالفِ پیامبر در جنگ “تبوک” هم همچنان جنبششان زنده است که در کتاب‌های تاریخی راجع به آن حرف می‌زنند. ها؟

دیشب دوباره فیلم مناظره رو دیدم، جالب بود! :) یادش بخیر

زیاده حرفی نیست، فقط سه بعلاوه‌ی یک نکته در خصوص حوادثِ تلخِ  پس از انتخابات به ذهن‌م می‌رسد که عرض می‌کنم:

۱) بارِ کج به منزل نمی‌رسد! در عبارت قبلی می‌توان بجای کلمه‌ی “بار” کلمه‌ی “جنبش” را قرار داد. جنبش کج به منزل نمی‌رسد. حقیقت این است که اگر بشود به اعتراضاتِ پس از انتخابات جنبش اطلاق کرد، باید گفت این جنبش با لقاح مصنوعی متولد شد! چرا که از همان ابتدا بنا بود از هیجاناتِ خیابانیِ زمانِ تبلیغات برای بعد از اعلام نتایج استفاده بشود. یعنی این حرکت به صورت نرمال و طبیعی و به عنوانِ یک خواستِ عمومی ایجاد نشد، بلکه با ضرب و زور رسانه‌ایی تلاش شد یک چیزی به عنوان خواست عمومی جا زده شود!  به این نوزادِ ضعیفِ با لقاحِ مصنوعی متولد شده هر بار هم تنفس مصنوعی داده می‌شد تا شاید زنده بماند. یک‌بار با قضیه‌ی ندا آقا سلطان، بار دیگر با ادعای تجاوز؛ بار دیگر با بحثِ عاطفه امام و…؛ ولی چه فایده؟ جنبش ساختگی تابِ مقاوت در برابرِ فهمِ عمومی مردم را نداشت و تلف شد!

۲- دروغگو دشمنِ خداست! و ایضاً دشمنِ مردم. از تناقضاتِ بسیارِ آقایان موسوی و کروبی که بگذریم (+)؛ بزرگترین دروغ این بود که مخالفت‌ با جمهوری اسلامی که طی این‌همه سال به صورتِ طبیعی وجود داشت را به اسمِ جنبشِ سبز و اعتراض به انتخابات مصادره کردند. طرف اساساً در انتخابات شرکت نکرده بود، می‌آمد داد می‌زد رای من‌و پس بده!

حمله به پایگاه بسیج

در این‌که کسانی مخالف جمهوری اسلامی باشند مشکلی نیست، ولی دروغ است با توجه به ارزش‌های ذهنی اکثریت ملت، اینگونه جلوه بدهی که افرادی کاملاً موافقِ امام و شهدا و بسیج و اسلام و جمهوری اسلامی بوده‌اند و صرفاً به دلیل شبهه در انتخابات، مخالفِ حاکمیت شده‌اند. دروغ است وقیحانه بگویی ما با نظام مشکل نداریم با مصادیق مشکل داریم!
صاف بیا و بگو من با این نظام، با این سیستم مشکل دارم. از جمله با انتخابات آن. چرا می‌گویی من با این نظام مشکل ندارم ولی کاری کرده‌اند که مشکل داشته باشم؟ وقتی هیچ اعتقادی به ولایت فقیه و شورای نگهبان و نظارتِ استصوابی و غیره نداری چرا به دروغ می‌گویی خواسته‌ی ما “اجرای بدونِ تنازلِ قانون اساسی” است؟

۳) حتی یک مخالفِ غیرمعاند هم برای جمهوری اسلامی زیاد است!  از یک منظر مخالفانِ جمهوری اسلامی دو دسته‌اند. اول کسانی که با “اسلام” مشکل دارند و اگر این کشور بهشتِ موعود هم باشد چون اسلام در آن وجود دارد با آن مخالف خواهند بود. دسته دوم کسانی که برخی مشکلاتِ اقتصادی، فرهنگی، قضایی و غیره باعث می‌شود مخالف جمهوری اسلامی باشند. این گروه دوم روی مرز هستند. با یک برخوردِ اشتباه از جانب نظام، ممکن است به دسته‌ی اول تبدیل بشوند. با  یک برخورد و روشِ صحیحِ اسلامی به یک نیرو برای پیشرفت کشور.

.

در سال ۸۸ هم برخوردِ اشتباه داشتیم الی ماشاالله! و هم برخورد صحیح. مثلاً قطعاً دلجویی از خانواده‌های آسیب‌دیده در این حوادث بسیار کم یا اصلاً نبود. در مقابل  البته مصداق برخوردِ صحیح در ذهن من منحصر می‌شود  به روش ره‌بر انقلاب در مواجه‌ی روشن‌گرانه با این قضیه. صبر و هدایتی که باعث شد آن جمعیتِ عظیمِ اولین تظاهراتِ جنبش سبز، رفته رفته کم بشود تا در حد اخلال در راهپیمایی روز قدس  برسد و بعد هم مجبوراً به گروه‌های چند ده نفره‌ایی که هرازگاهی سروصدایی ایجاد کنند و بعد هم جنبش سبز حتی آنقدر نیرو نداشته باشد که همان چند سروصدا را هم بخواهد ایجاد کند!

۴منهای۳) انصاف‌ نیست  از خرداد ۸۸ بگوییم اما نامی از منتخبِ خردادِ۸۸ به میان نیاورم. مردی که شایعه شده بود خودشان گفته‌اند: “نتیجه عدم حضور موسوی در مناظره شکست ۳ بر صفر و حضورش باعث شکست ۶ بر صفر خواهد بود”. مردی که حتماً اشتباهاتی داشته اما آنقدر  خدمت کرده بود که بیست و‌ چهار میلیون و پانصد و نود و دو هزار و هفتصد و نود و سه نفر به او اعتمادِ دوباره کرده بودند.

برقرار باشی میهن من