وکیلانه » شهید احمدی روشن
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها شهید احمدی روشن

بغض

مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ دسته از لابلای کتاب‌هایمـ ـ ـ ـ | بدون دیدگاه »

علیرضا دست انداخته بود گردن آقا،  سرش را گذاشته بود روی سینه اش. آقا گفت «عصای من رو بگیرید» عصا را داد دست محافظ  و علیرضا را بغل کرد.  «شهید عزیز ما، مصطفی احمدی روشن… شهادتش  دل ما را سوزاند.» بغض نشسته بود توی گلوی آقا.

یادگاران (احمدی روشن)؛ مرتضی قاضی؛ انتشارات روایت فتح

چهار پیشنهاد برای استقبال از بازرسان آژانس

بهمن ۸ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی | ۳۴ دیدگاه »

اگر چنانچه به مجموعه‌ى دشمن به چشم یک جبهه‌ى مستمرى که وظائف را تقسیم کردند، نگاه کنیم، آن وقت احساس مسئولیت ما در هر قضیه‌اى شکل تازه‌اى به خودش میگیرد. حالا در همین قضیه‌ى این ترورها، من عقیده‌ام این است که بچه‌هاى تشکلهاى دانشجوئى در این قضیه کوتاه آمدند؛ یعنى کم‌عملى نشان دادند. باید این قضیه را بزرگ میکردید. البته نه اینکه بزرگ کنید – چون خودش بزرگ است – همان جور که هست، منعکس میکردید. ما حتّى ندیدیم تشکلهاى ما پوستر این شهدا را هم چاپ کنند، منتشر کنند، پخش کنند، یادمان اینها را نگه دارند. نه، این موضوع اصلاً نباید فراموش شود؛ این کار کوچکى نیست.
مقام معظم رهبری ۹۰/۵/۱۹

تجربه‌ی شخصی و برداشت من از این دنیا می‌گوید در این روزگار اگر شخص یا گروه یا جامعه‌ای حساب‌ش پاک باشد و بخواهد در مواجهه با اتهامات از موضع انفعال برخورد کند، کلاهش پس معرکه خواهد بود! تا قیام قیامت اتهام به او زده می‌شود و تا قیام قیامت هم باید پاسخگوی اتهامات باشد و این یک تسلسل نامتناهی خواهد شد. بنابراین چه در موارد شخصی چه در موارد جمعی بهترین دفاع حمله است! البته حمله‌ی معقولانه.

همانطور که شاید بدانید بامداد فردا هیات عالی‌رتبه ایی از بازرسان آژانس انرژی اتمی به ریاست "هرمان ناکارتس" وارد ایران می‌شوند.(+) در رابطه با این سفر چند پیشنهاد در راستای دیپلماسی عمومی با اذهان مردم جهان به ذهن می‌رسد:

۱) می‌شود خانواده، بخصوص فرزندان شُهدای هسته ای، به عنوان نماینده‌ی مردم ایران با دسته گل و عکس شهدایشان با نوشته‌ ترجمه‌ شده‌ی "به کدامین گناه کشته شده اند؟" و "قاتل پدرانمان کیست؟" یا نوشته هایی با این مضمون به استقبال رسمی این هیات بروند!! طبیعتاً نیاز به هیچ سخن دیگری نیست و پخش چنین تصاویری از شبکه های خبری کاملاً گویا خواهد بود.

۲) می‌شود دانشجویان ایرانی پلاکاردهایی حاوی نوشته‌های مفهومی و عکس شهدای هسته ای و واکنش مقامات خارجی در دست داشته باشند و بسیار محترمانه و برنامه ریزی شده درب محل اقامت این بازرسان تجمعی آرام صورت بدهند.

۳) در ایامی که این بازرسان در ایران حضور دارند می‌شود دانشجویان زنجیره‌های انسانی دورتادور برخی‌ نیروگاه‌های هسته ای داشته باشند. بازتاب این نوع حرکت در گذشته در رسانه های مختلف نشان از تاثیرگذار بودن این کار دارد.

۴) گروه‌های دانشجویی می‌توانند به صورت رسمی نامه هایی حاوی دعوت از این بازرسان برای شرکت در جلسه‌ی پرسش و پاسخ با دانشجویان  ارائه بدهند. جلساتی که در آن سوالات متعددی باید پاسخ داده شوند. در صورت عدم پاسخ به چنین دعوت‌هایی که کاملاً قابل پیش‌بینی هم هست، می‌توان لیستی از سوالات دانشجویان را در نامه ای سرگشاده از طریق مقامات به دست هیات بازرسی کننده ارائه کرد.

شاید مقداری دیر شده باشد و تصور اجرایی برخی از این گزاره‌ها دور از ذهن باشد. اما می‌توانیم با نوشتن در وبلاگ‌هایمان یا بازنشر چنین مطالب و خواسته‌هایی مشابه آن در شبکه‌های اجتماعی، به جهان و مسولین کشورمان بگوییم ما چنین درخواستی داریم و انتظار داریم از این فرصت‌ها به بهترین نحو استفاده بشود.

# ایده‌ی اولیه‌ی  این کار توسط برادر خوبم مجید بذرافکن ارائه شد.(اینجا)

رونوشت به آقای رئیس جمهور؛ باراک اوباما

دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, ره‌بر حکیم انقلاب | ۱۵ دیدگاه »

گیرم پدر یک آدم فرضیست، باشد     تا کی فشار خون مادر بیست باشد؟
توی کتابم هر چه بابا آب می داد     مادر نشانم عکس توی قاب می داد

اینجا کنار قاب عکست جان سپردم     از بس که از این هفته ها سرکوفت خوردم
یک بار هم از گیرودار قاب رد شو     از سیم های خاردار قاب رد شو

برگرد تنها یک بغل بابای من باش   یا یک بغل برگرد تنها جای من باش
ای دست هایت آرزوی دست هایم      ناز و ادایم مانده روی دستهایم
+

مطالب مرتبط :
مشکل اصلی اسرائیل “مادر شهید مصطفی احمدی” است
  شکوفه‌هایی که امسال بابا ندارند…
ما پدر داریم! / و دختر شهید / و داغدارترین (نم نمک)
تصاویر بسیار جالب از لحظه‌ی دریافت هدیه‌ی کریسمسِ آقای “اوباما” توسط یک نوجوان

دانشجوی یکی از بهترین دانشگاه‌های کشور

دی ۲۶ام, ۱۳۹۰ دسته از لابلای کتاب‌هایمـ ـ ـ ـ | بدون دیدگاه »

آقا مصطفی هیچ وقت به ما نمی‌گفت پول نیاز دارم. ایام دانشجویی روزهای تعطیل می‌رفت ترمنیال بارهای مسافرین را جابجا می‌کرد…..

(پدر شهید احمدی روشن)