وکیلانه » شهید بهشتی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها شهید بهشتی

بهشتی؛ بهشتی بود !

اسفند ۱۹ام, ۱۳۸۹ دسته از لابلای کتاب‌هایمـ ـ ـ ـ | بدون دیدگاه »

اول:
داشت تعریف می کرد. ۷ نفر رفته بودند مسافرت که به وسیله دو نفر غارت شدند.
بعد که تعجب همه رو دیدند،
گفتند: ما ۷ تا بودیم” تنها”، آنها دو تا بودند “همراه”.
بهشتی می گفت:
مواظب باشید،
می خواهند شما میلیونها باشید تنها تا با چند همراه غارت تون کنند.

دوم:
اومده بوند پیش بهشتی که باید ما رو از این سِمَت برداری.
اونوقت که ما رو گذاشتی کسی رو نمی شناختی. اما حالا شایسته تر از ما هم هستند. باید اونها بیاند جای ما.
بهشتی می گفت:
با دیدن این صحنه ها خستگی هام در می ره و احساس می کنم که می تونیم یه دنیای خیلی خوب برای مردم بسازیم.


منبع:
صد دقیقه تا بهشت

ما سپر بلای اوییم !

اسفند ۱۳ام, ۱۳۸۹ دسته از لابلای کتاب‌هایمـ ـ ـ ـ | بدون دیدگاه »

“مرگ بر بهشتی”!
اونقدر این شعار رو بلند جلوی دادگستری فریاد می زدند که بهشتی به راحتی می شنید.
رو کرد به بهشتی که:
چرا امام ساکته؟ ای کاش جواب این توهین ها رو می دا د.
بهشتی گفت:
برادر! قرار نیست در مشکلات از امام هزینه کنیم، ما سپر بلای اوییم؛ نه او سپر ما

منبع :
صد دقیقه تا بهشت

ملت ما برای اعدام‌های انقلابی جشن می‌گیرد !

اسفند ۴ام, ۱۳۸۹ دسته پاسخ به شبهات | ۱۶۴ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

ــــقبل از نوشتــــ
راستش را بخواهید، همه‌ی زندگیم را مدیون یک نصیحت پدرم هستم. اول راهنمایی را در مدرسه‌ی شاهد نور می‌خواندم که به لطف اُنس با مسجد، مقام اول مسابقات  مفاهیم قرآن شهرستان را کسب کرده بودم . خدا می‌داند که با چه شور و شوقی به خانه‌ رسانیدم خودم را تا به مامان و بابا اطلاع بدهم. هر دو معلم هستند و می‌دانستم حسابی خوشحال می‌شوند. وقتی رسیدم و خبر را دادم همینگونه هم شد. با پدر قرار داشتیم که اگر این موفقیت را کسب کردم او هم قبول کند که من بروم و بجای این درس‌ها در قم حجره نشین شوم!
سوار ماشین شدیم و با هم راه افتادیم. می‌دانستم می‌خواهد بزند زیر قولش! فلذا پیش دستی کردم و با شهامت گفتم : یکی بود می‌گفت مرد اونه که سر حرفش بمونه ! خندید. عادتش این بوده و هست که همیشه مثل یک مرد با من حرف می‌زنه. گفت : علی جان،‌ تا حالا هیچ وقت از تو چیزی نخواستم، اما برای اولین بار و آخرین بار می‌خوام انتظارم و آروزم رو برای تو بگم. گفت: ” آرزو دارم الگوی زندگی تو شهید آیت‌الله دکتر محمد حسین بهشتی  باشه” خواستم حرفی بزنم گفت گوش بده . با دقت شهید (!) آیت الله(!) دکتر(!) بهشتی. و تاکید کرد امیرعلی‌ هر سه !

همین یک جمله تمام مسیر زندگی‌ من رو تعیین کرد. و الان هم در زندگیم هیچ هدفی ندارم الا رسیدن به شهید(!) آیت الله (!) دکتر(!) بهشتی(!) یعنی دقیقا هر ۴ مورد !
زندگی‌نامه‌ی شهید مظلوم بهشتی منشور زندگیم بوده و هست. طلب شما دوستان باشد نکته‌هایی بسیار ریز ولی به شدت مهم از زندگی شهید بهشتی!

این از این

اما این روزها برخی شبهات مطرح می‌شود در خصوص وقایع اخیر که گفتم از زبان شهید بهشتی پاسخ را بشنویم‌ :‌

دولت انقلاب! ملت ما می خواهد که تو دولت این ۳۴ میلیون باشی نه دولت اون ۲ میلیون. کدوم ۲ میلیون؟ ما یه ۲ میلیون آدم تی تیش مامانی داریم تو این مملکت که اینها همیشه نق می زنند. می گن این چه انقلابی شد آخه ما درست و حسابی می تونستیم شبها به مجالس بزم برویم، عیش و نوشی داشتیم، هرزگی ها داشتیم، برا خودمون روزگار خوشی داشتیم، این چه انقلابی شد، مرگ بر این انقلاب که شب نشینی های ما را بر هم زد!.

یادم میاد حدود هشت، نُه ماه قبل یکروز وارد جلسه شورای انقلاب شدم دیدم دوستان قبلاً اومدند و مطلبی مطرحه، گفتم چیه؟ گفتند که باید خدمت امام رفت و از امام خواهش کرد که به دادگاه های انقلاب بگویند دست از تعقیب این نوکران و مزدوران رژیم بردارند دیگه، یک عفو عمومی. خب گروهی از دوستان با این نظر مخالف بودند می گفتند ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسپندان؛
عفو در جای خود، قهر در جای خود، اگر رحم و عفو به غلط در جای قهر به کار افتاد خطر انقلاب را و محرومان را و مومنان را تهدید خواهد کرد. گفتیم آقا این حرفها نیست، اینجورها هم نیست که می گویید.
ملت ما از هر اعدام انقلابی استقبال می کنه، جشن می گیره برای این اعدام های انقلابی. گفتند نه آقا شما تو مردم نیستید. گفتم چه طور؟ خوب دقت کنید، گفتم چه طور؟ یکی از این چهره ها که من ایمان و صفا و همه چیزش را دوست دارم ولی این ضعفش را دوست ندارم، گفت این که امروز یکی از آشنایان مورد اعتماد من تلفن کرد که در اتوبوسی می رفتم، سوار بودم می رفتم، یک خانمی دیدم نسبت به انقلاب و رهبر انقلاب، حرف هایی می زنه که نشانه دلخوریش از انقلابه، از انقلاب دلخور شده، بد بین شده به انقلاب. و حاصل حرفهاشو گوش کردم، دیدم این یکی از بستگان این ساواکی های تحت تعقیب هست و می گوید آخه تا کی ما باید در این ناراحتی به سر ببریم، گفتم آقا! شما خیال کردید که این خانم، نمونه و الگو و نماینده این ملته؟ از شما خواهش می کنم از این اتوبوس منطقه کذایی که اسکورت، در اون منطقه حرکت می کرده، تشریف ببرید توی اتوبوس های ده ها منطقه دیگر خودتون سوار بشوید. ببینید مردم می گویند، تا کی باید ببینیم ما، قاتلان فرزندان رشید امت انقلابی امان، راست راست توی خیابان ها راه می روند؟ (تکبیر حضار) اونها فریادشان اینه. و نیروهای اصیل انقلاب اینها هستند، نه این یکی دو میلیون نازک نارنجی های سایه پرورده.

اولاً انقلاب ما مکتبی است، نگاه تو دهن هیچ کس نمی کنه، نه اون ۲ میلیون، نه این ۳۴ میلیون. نگاه می کنه به مکتب، ببینه مکتب چی میگه. این ۳۴ میلیون هم بزرگترین امتیازش اینه، که اول از رهبری انقلاب می خواهد، ای رهبر، و ای رهبری انقلاب، اول بگو ببینم اسلام چی میگه، من همون را می گویم که اسلام و قرآن می گوید. این بزرگترین امتیازشه، امتیازش اینه که صدای این ۳۴ میلیون با صدای قرآن در هم آمیخته، یکی شده. و الا یک انقلاب مکتبی نه تو دهن ۲ میلیون نگاه می کنه نه تو دهن ۳۴ میلیون نگاه می کنه. ۳۴ میلیون، به ۳۴ میلیون اهمیت می ده، احترام می گذاره اما اگه دید یک حرفی که اشتباه می زنه، وظیفه رهبری چیه؟ این که رو کند به این ۳۴ میلیون بگه، عزیزان انقلابی من در این مورد برداشت و سخنتان اشتباه بود. شما غیر از این از رهبری صادق و متعهد انتظار دارید؟ ولی خوشحال باشید که تا این لحظه همواره این ۳۴ میلیون ندایش سخنش خواسته اش، آرمانش، همون ندا و سخن و خواست آرمان اسلام و قرآن بوده است. عزیز من بیا برو ببین این ۳۴ میلیون چی می گن، اینها چی می خواهند؟
من رفته بودم یکی دو ماه قبل فارس، شیراز، خانواده های شهدای انقلاب اونها اومده بودن اونجا، می نالیدند، می غریدند، می گفتند قاتلان عزیزان ما، آنها که در مسجد شیراز آن فاجعه رسوا را به بار آوردند و حمله کردند به اجتماع برادران و خواهرانمان، اینها توی زندان نگهشون داشته اند، هنوز می ترسند حکم اعدام آنها را صادر کنند. ببینید اینها چه می گویند، ای دولت ، ای نخستین دولت منتخب مجلس شورای اسلامی. ملت از تو انتظار دارد، انتظاری قاطع که با دوستان انقلاب با کمال عطوفت و مهر رابطه برقرار کنی و با دشمنان انقلاب مومنانه بستیزی، أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ

صفحه 5 از 512345