وکیلانه » شیعه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها شیعه

عزاداری؛ کدام انحراف؟ کدام آسیب؟!

آذر ۱۵ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۳۷ دیدگاه »

و خدا را اسماء زیبای است؛ به نام خدای زهراء

بگذار آخرش را همین اول بگویم، اُف بر آن آخوند،روشنفکر، مسؤل هیئت، بانی روضه،مداح یا هر بنی بشر دیگری که به عزادار حسین زهرا بگویید:” چرا با این تیپ آمده ای عزاداری” و یا هر جمله ای شبیه به این!

در عجبم که پروار کردن گوسفند هم تجربه و هنر و سواد می خواهد اما برخی خیال می کنند امر به معروف و نهی از منکر، این واجب الهی، این اصل فروع دین، آنقدر کشکی است که هر بی ریشه ای، به صرف اینکه ریش دارد، می تواند در آن وارد شود. نه عزیز من، نه برادرم، نه خواهرم، این اصل فروع دین از قضا هنرمندانه ترین و ریزبینانه ترین واجب الهی است. کار هر کسی نیست و بر هر کسی هم واجب نمی شود. به قولی؛ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان!

تو به چه حقی به خود اجازه می دهی؛ به عزادار حسین زهراء، آنکه بال جبرئیل فرش راهش است، صرفا به خاطر آنکه،خط ریشش آن طور است و این طور نیست، تهمت بزنی؟! از کجا معلوم عباس خاطر خواه آن جوان نشده باشد که او را آورده مجلس حسین؟ و تویی که ۴۰ سال است بانی هیأتی، اعمالت مُفت نیرزد چرا که همه اش خودنمایی بوده با نام حسین!

آری اینچنین است که باید در خصوص دستگاه اباعبدالله حسین(ع) دقت کرد و با ظرافت پیش رفت. فرق است بین انحرافات در عزاداری و آسیب های عزاداری! انحراف آن چیزی است که در عزاداری نبود و وارد شده و چه بسا کار دشمنان عزاداری است که از عزای حسین سیلی ها خورده اند، همانند قمه زدن و تمثال های دروغین. اما آسیب ناشی از ضعف خود ماست که از ظرفیت عظیمی به نام محرم استفاده نمی کنیم و اجازه می دهیم  این فرصت عظیم با مسائلی همانند اختلاط محرم و نامحرم و یا بدحجابی و یا قضا شدن نماز و یا غیره از بین برود! و دشمن شاد شود.

باید دانست که حسین (ع) در روضه هایش بسیاری را با خدا آشتی داده، می دهد و خواهد داد ، و این ما مبلغین هستیم که وظیفه داریم با زبانی لئین و با کمال احترام این نکته را جا بیندازیم که تفکر شیعه در خصوص حسین(ع)، همانند تفکر مسیحیان در خصوص عیسی نیست که به دروغ می گویند او رفت تا ما پاک شویم!

خیر عزیز، حسین ما فدا شد تا ما حسینی بشویم. ثارالله خون به ناحق ریخته شده ی حسینی است که مُحَرَمش دانشگاه انسان سازی است و لرزه می اندازد بر اندام کفر و ستم.
ما منتظریم تا مُحرم گردد، نه  به این معنی است که منتظر ابتدای سال قمری هستیم. خیر، بلکه یعنی هر گاه دشمن زیاد فشار بیاورد حادثه ای همچون کربلا اتفاق خواهد افتاد که البته چون یاوران حسین بی شمارند، مادر شمر را به عزایش خواهیم نشاند و ابن مرجانه های بی پدر را  هزار بار از دم تیغ خواهیم گذراند قبل از آنکه فکر حمله به حسین به ذهنشان برسد!
و تو فقط کافی است حسینیان و یزیدیان را نشان بدهی، آنوقت این  نوع دفاع از ولی، می شود تفکر یک جوان عزادار ایرانی با هر تیپ و قیافه ای و تو به این شک نداشته باش!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ • بعداً نوشت »:
۱)
لطفا کسی خیال نکند ما بیخیال برخی مسائل هستیم که وارد در عزاداری ها شده. همه را می دانیم اما تفاوت قائلیم بین آنکه جاهل است و باید در دانشگاه مُحَرَم آموزش ببیند و آنکه عامد است !

۲) با نوای لک لبیک یا حسین عزیز زهراء، مُحرم می شویم به عشقی ترین مشکی ها! هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله، ایول الله حسین حسین حسین حسین

تو اصل مذهب منی، یا امام خامنه ای

آذر ۱۲ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۲۰ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

ضربان قلبم را به روی لبخندهای تو تنظیم کرده ام یا مولا؛ ای پسر زهرا ، ای آخرین نگار یار؛ چون که  ولایت تو اصل مذهب من است. همانگونه که ولایت علی رکن رکین دین محمد است!

یا خلف صالح گل نرگس؛ من نیک می دانم که شیعه ی بی ولایت فقیه بی معنی است همانگونه که اسلامِ بی ولایت علی ناقص!

من قبل از آنکه یک ایرانی باشم تا بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی، مولای مطهر رهبرم باشد؛ یک مسلمانم و بر اساس حکم قرآن، سوره ی نساء آیه ی ۵۹؛ مولای مطهرم ولی من است. و این است و جز این نیست که ولایت سیدعلی عین ولایت علی است. آری بگذار دوباره تاکید کنم که ولایت سیدعلی عین ولایت علی است. “ذکر علی عباده” و بگذار یکبار دیگر هم ذکر بگویم، ولایت سیدعلی عین ولایت علی است.
من هر گاه می خواهم در وبلاگم چیزی بنویسم ، قبل از آن فکر کنم به اینکه از علی می نویسم یا از سیدعلی؛ به این می اندیشم که دارم از ولی می نویسم. و این اندیشه که نکند کم بگذارم در حمایت از ولی که آن دنیا چگونه جواب خون حسین کبیری را بدهم؟ که او جوانیش را و عمرش را نثار راه ولی اش نمود و من؟ او به پیروی از زهرای اطهر فدای امامش شد و من؟ او همچون عباس نثار راه یارش شد و من؟

محرم نزدیک است و نوای یا لیتنی کنت معک سر داده می شود و زیارت عاشورا خوانده می شود اما من زیارت عاشورایم هم ناقص می ماند اگر صد لعن به سران فتنه ی ۸۸ نگویم! که در این کوفه ی دنیا، در این روزگار پر از ننگ، در این  وقت پر از رنگ؛ حسین همان حسین است و تو بنگر که یزید کجاست؟ و تو در کدامین سپاهی؟ آقای ساکت، از بدن پاره پاره ی اکبر شرم کن اگر که  بعد از گذشت یکسال هنوز هم تنها نظاره گری! خواص بی بصیرت که جای خود، ما آقایان ساکت را نیز لعنت می گوییم. آری صد بار لعنت به آنکه صدای هل من ناصری حسین را می شنود و از روی تپه های روزمرگی تنها نظاره گر است!

سعادت ابدی را  تنها دو شرط لازم است، یکی حب فاطمه است که من این درس را از حر گرفتم و شرط دیگری بغض دشمنان علی، که باز هم استاد این درسم حضرت مادر زهرای اطهر است.

هر کس هر چه می خواهد بگوید، من یک وبلاگ نویس با دلی پر از کینه هستم! دل من لبریز از کینه است. و  مگر  می شود صدای ضرب سیلی آهنگ گوشت شده باشد و تصویر درب سوخته جلوی رویت و  دلت بی کینه؟ من بجز مهر حسین، کینه ی دشمنان حسین را هم با شیر و از مادر گرفتم. و فقط منتظر سرانگشت اشاره ی مولای مطهرم تا نابود کنم هست و نیست  ابن مرجانه های بی پدر روزگار را!

دل ما بچه شیعه ها خون است، خون! و دیگر تاب ندارد دیدن برخی صحنه ها را. تاریخ هرگز نخواهد دید دوباره دستان بسته ی علی را. هرگز! هیهات که زینب دوباره به اسارت برود، هیهات. قسم به خونی که در رگهای غیرتم می جوشد و  قسم به قلم که دیگر هرگز علی اصغر تشنه نخواهد ماند؛ هرگز.

تو هم آرام بگیر و بی تابی نکن ای رقیه جان. ای خاتون دل ارباب بی تابی نکن برای بابای غریبت که  ما نسل نه دی هستیم. جوانانی غیور  با صبری بیشتر از صبر مادران داغدارمان و شوری بیشتر از شور پدران غیرتمندمان؛ نه سازش نه تسلیم سیدعلی ماهستم. آری ای نازدانه ی حسین ما هستیم برای یاری بابایت. عمو عباس رسم رزم آموخته به ما  و  با دستان از تن جدایش  پیغام داده  که ای بسیجیان خط خامنه ای چشمانتان دوخته شده باشد به افق و گوش به فرمان صدای دلربای سیدعلی باشید که دیر نیست زمانی که  ندا سر دهد: ایها الناس مهدی آمد بیاید برویم برای بیعت…
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:
۱)
دلم مست و لبم مست و سرم مست / بخون ای دل که صبرم رفته از دست. بخون ای دل محرم اومد از راه / بخون اجر تو با عباس بی دست

صفحه 3 از 3123