وکیلانه » طرح زوج و فرد
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها طرح زوج و فرد

در شهر هنوز هم منتظریم

آذر ۱۱ام, ۱۳۸۹ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
پنج شنبه / عبدالله:
^^^^^^^

شهر ورم کرده و نفس هایش به خس خس افتاده.
تدریس زوج و فرد را به خیابان ها کشانده اند.
مغزها در استشمام این سرب ها می پوسند.
چشم ها سویشان را سپرده اند به غبار.
غبار نشسته به تماشای قاعده های زندگی.
برخیز که قاعده ها را انتظار در هم شکسته است.
ای کاش بارانی بیاید…

روزنوشت های قبلی

آذر ۱۱ام, ۱۳۸۹ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

سه شنبه / امیرعلی:
^^^^^^^
اگر به حَسَبِ گواهی تاریخ ،

شکسته شدن پیشانی در ره عشق،

نشانه ای باشد از پیامبری؛

حسین ، پیامبری است که همچون جدش محمد(ص)

در گودی قتلگاه به جهانیان نمایاند

این راز  هستی را!
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

دوشنبه / عبدالله :
^^^^^^^
کیبورد جان گرفته از شدت کامنتا

نت هم صفا گرفته با ذکر نام مولا

ما زنده ایم اینجا با دغدغه پر از درد

لبخندمان تمسخر بر روزگار نامرد

بهر نبرد خونین حکم جهاد خواهیم

خواهان دیدن یار در راه انتظاریم

حرفی نمانده الا

جانم فدایت آقا
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

یکشنبه / عبدالله :
^^^^^^^
چه شور و حالی دارد حضرت آقا گفتنتان.

چه زیبا مشروطه را به هشتاد و اشک می آورید

و سوار بر کشتی ولایت تاریخ را می شکافید.

دمی کنار جوانان می نشینید به لبخند.

حکایت روزگار را پدرانه می گویید با دلی پردرد.

استاد صفار هرندی دلمان برایتان تنگ شده است.
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

شنبه / عبدالله :
^^^^^^^
آسمان ابری است

و بهر حزب الله خامنه ای راهبر است.

گرچه کینه ها از سقیفه مانده اند

لیک انتظار بهر شهادت است.

نفس را پای نخل برده

تا اختیار را بگیریم واطاعت را برویانیم.

میثم بگو مولا از یاران آخرالزمانی چه می گفتند؟

میثم برخیز ببین قدرت عشق را.

میثم ما آماده ایم فریاد بزن

“یا منصور اَمنت”
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..:
جمعه / عبدالله :
^^^^^^^
بسیج همان واژه ی طیبی است

که پرچمش را سری دیگر است با افق.

بسیجی را اطاعتی است

از ولی و همه صبر است در بصیرت.

بسیجی را شور رزم است در اعتدال.

بسیجی را قرار لبخند روی ولی است.

بسیجی را امید دیدن روی مهدی (عج) است.
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

پنجشنبه/ عبدالله :
^^^^^^^
از بلندای جهاز شتران می رسد بانگ معاشر الناس.

آفتاب حجاز خیره مانده به شکوه دین محمد(ص) به دستان علی(ع).

تاریخ در شمارش دستان بیعت کننده است.

ارض و سماء شاهدان امامت اند.

غدیر پیوند تاریخی علی (ع) است با مهدی(عج).

امروز دستانت را بیاور.روز بیعت است با ولی الله فی الارضه.

لبیک یا مهدی(عج)
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

چهارشنبه/ عبدالله :
^^^^^^^
آستینش را باد به رقص درآورده است.

روایت می کند از لحظه ی تلخ بی همت بودن.

روایت می کند به درایت.

نفس هایش زمزمه ی دل انگیز ولایت است.

آیا او نیز علمدار است که چنین دست ندارد؟

غم دوری امام می کشد ما را.

یا عشق ادرکنا!
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

سه شنبه  / عبدالله :
^^^^^^^
در اخبار همی شنیدیم جمعی گرد آمده
در پی بهره برداری از کار فلذا :

ای منتقد

صبح بی هدف بیرون می زنی.

غر می زنی و اتاق ها طی می کنی

برای تهیه ی گزارشی اندر  احوالات هم قطارها.

فیلم و عکس و اخبار . چای و اندکی چرت.

مقادیری متر کردن خیابان ها.

نیازی به مضاعف بودنش نیست.

همین برای مملکت کافی است !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

دوشنبه / عبدالله :
^^^^^^^
آن گاه که عدل غلبه کند

حرام است گمان بد مگر با علم.

آن گاه که جور غلبه کرد نیست

گمان خوب برای احدی مگر با دیدن.

آقا جان

متوکل ها مستانه عربده می کشند جور را.

حضرت عبدالعظیم در محضرتان عرضه دین می کند.

سالهاست عشاق در انتظار تایید دینشان

فرج قامت دین می خوانند.

مولانا الهادی (ع) کی می آید مهدی(عج)؟

::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

یکشنبه / عبدالله :
^^^^^^^
سلام بر قلب تپنده عالم.

سلام بر مولای دلهای بی قرار.

سلام بر اولیاء الله.

از پایگاه نور و سلوک اعزام شده ایم

به مناطق عملیاتی.

از همان سرزمین و خاکیم اما

بهر مبارزه به خط زده ایم.

آمده ایم تا حرف اماممان زمین نماند.

آمده ایم تا انتقام سیلی زهرا (س) بگیریم.

دنیا بنگر رزم حزب الله را.
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
بعدنوشت:
کاش می شد تمام خطوط سلام می شدند

و آن وقت انتظار جواب سلام چه قدر دلنشین بود.

::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
شنبه / امیرعلی :
^^^^^^^
دلم برای  علیرضا کیانی تنگ شده !

::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

جمعه / امیرعلی :
^^^^^^^
یا مهدی زهرا  ای پسر مادرم !

قشنگترین نگاهم را برایت کنار گذاشته ام

تا بدانی با تمام وجود دوستت دارم .

الهی مهدی ندیدم اما

تو خودت گفتی خدا

” ادعونی استجب لکم”

من دلم کربلا می خواد ،

پس این حاجتم رو تو رد نکن!

::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
پنج شنبه / امیرعلی :
^^^^^^^
ای پسر زهرا !

هنوزم یه عاشق هست

که حرم تو رو ندیده

دیگه روش نمیشه جایی  بگه کربلا ندیده

منو ببر به کربلا حسین جان

منو ببر به کربلا حسین جان

منو ببر به کربلا حسین جان

دلم می خواد مجاورت باشم

که زائرت باشم آقا جان

آخه دنیا برام با تو یا حسین ،

بهشته و با صفاست

و عذاب قبر است برای من

بهشتِ بی کربلا !

از این فراق و دوری دارم آتیش می گیرم ؛

خدا می دونه که دلتنگم ؛

از بس برای حرمت گریه کرده ام

پیراهن مشکی من بوی شش گوشه گرفته

کرب و بلا بسه دوری ، مگه که من دل ندارم

دوری بین الحرمین برده به والله صبر و قرارم

ضریح خوشکل ارباب منو دربدرم کرده

غریب ارباب غریب ارباب

مــــنـــــــــــو دریــــــــــاب !

مــــنـــــــــــو دریــــــــــاب !

::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
چهارشنبه ، عید قربان
عبدالله :
^^^^^^^
ای که احرام عشق بسته ای.

وقت آن رسیده قربانی خود به میدان آوری.

ای موحد و پیرو ابراهیم.

خدا بهترین بنده اش حسین (ع) را به قربانگاه آورد.

چه آورده ای تا تطهیر شوی

و قامت نماز عشق بندی؟
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
سه شنبه ، عرفه/ عبدالله :
^^^^^^^
امروز اشک حسین (ع)
روضه ی عرش و زمین است.

زمزمه ی ثارالله آغاز حرکت سرخ تاریخ است.

بشنو

خداوند بالای سرم. آتش مقابلم.

مرگ مرا می طلبد و حساب مرا احاطه کرده است.

امور دست من نیست.

ای فقیر افقر منی؟
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
دوشنبه / عبدالله :
^^^^^^^
شهادت جامه ی تقوا  و فوق نیکی هاست.

شهادت روح حماسه است در جسم ملت ها.

شهادت یعنی

در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست.

روزگار غیبت و هجران یار.

مرهم دردها جز جان فدای یار نیست.
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
یکشنبه / عبدالله :
^^^^^^^
مولا جان.

به حق لحظه ای که احرام به تن می کنید.

به حق زمزمه های تلبیه.

به حق وقوف و حرکت.

به حق طوافی که عرش را به لرزه می اندازد.

به حق حج های عصر ظهور.

ما را لایق حضور در دولت کریمه کنید.

مولای ما دعا کنید برای ما.

::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

جمعه / عبدالله :
^^^^^^^^
در کلاس روزگار عقل اثبات می کند.

آمریکا یک روز بدون غارت و استعمار

نفس هایش به شماره می افتد و الفاتحه.

انقلاب اسلامی اما سی سال با فریاد استقلال

نفس هایش میل می کند به سوی ظهور.

نتیجه آن که ما بسی بسیار جلوتریم از آمریکا.

بشکنید توهم جهان چندی ها را.

::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
پنجشنبه/ عبدالله:
^^^^^^^^
هم وطن!

به نرخ ننه جون به بازار نرو.

گهی مخت را در برابر ننه سی ها خاموش کن.

عدالت همت می طلبد نه شعار تهی.

مصرف آگاهانه تو را می خواند همین.

یار تو را.غار تو را.

جنگ سر یارانه چرا؟؟؟
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
چهارشنبه / عبدالله :
^^^^^^^^
الخیر کله
فی السیف و تحت ظل السیف.

در این جبهه ایمان و ولایت است
که شمشیر می زند.

قلب پیامبر این حدیث را برای بعثت
تا قیام قائم خوانده است.

رزمایش های بسیار دشمن
در برابر فریاد حزب الله می شکنند.

لبیک یا عشق. لیبک یا خامنه ای

::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
دوشنبه / عبدالله :
^^^^^^^^
صدای گام زمان  این روزها یعنی

مسافران قافله ی عشق می رسد ذی الحجه.

ره سپار عرفات شو و دل سپار به قافله ی کربلا.

احرام ببند به عشق علی (ع) و زهرا(س).

ای بهانه های آفرینش

جان به فدایتان

محرممان سازید و ما را به قبله برسانید.
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
یکشنبه/ عبدالله :
^^^^^^^^

کودکی بودید که ردای ولایت به تن کردید.

چه قدر بر قامتتان می خواند.
عجب خدای حکیمی!

هجران دوری پدری رئوف و بار سنگین هدایت امت.

شن را ز زمین به هوا بردید
و نشان دادید که اگر خدا بخواهد شن سخن می گوید.

واگر او مقدر دارد کودکی ولایت کند.

امت دگر امام جوانشان را نخواهند دید.

اما ما هنوز هم منتظر امام جوانمانیم.

یا جواد الائمه ادرکنا.
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
شنبه / عبدالله :
^^^^^^^^

اوست که می تازد حیدروار در سایبر.

اوست که می بخشد حسین وار در حقیقت.

اوست که عطر ولایت را به قلم روان می سازد.

اوست که بیرقی علم کرده تا به دستان سقا برساند.

اوست انسان رهرو ولایت و در انتظار شهادت.

اوست که تفکر و عزمش مدح برانگیز است.

ثابت قدم باشید در این ره صاحب محترم این خانه.

::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

جمعه / عبدالله :
@@@@@

ای قبله ی هر قافله.

ای شبروان را مشعل.

تو کنار مایی زیرا که امام مایی.

قرن هاست بهشت آدم پایان یافته

و آفرینش در انتظار بهشت مهدوی است.

انتظار تو عبادت ماست و جن و انس
را آفریده اند برای عبادت.

بیا و تفسیر آیه های نور باش.

بیا که “انی معکم من المنتظرین “.
@@@@@@@@@@@@@@@
پنجشنبه/ عبدالله :
@@@@
دگر دوران سرنیزه ها تمام شده
و مدت هاست با قلم به میدان می آیی.

ما نیز قلم هایمان را بیمه عباس کرده ایم.

تو لانه می سازی و ما تسخیرش می کنیم.

خواه در خیابان باشد یا در نت.

تو استعمار در سر می پرورانی
و ما حب امام خامنه ای در دل.

تو به قعر تاریخ سقوط می کنی
و ما در پی افق صعود.

تو معادلات جنگ حل می کنی
و ما با ولایت پیروز می شویم.
@@@@@@@@@@@@@@
چهارشنبه/ عبدالله :
@@@@@

تو خدایی هستی
که باران را پس از نومیدی فرود می آوری.

باران را تفسیری دیگر است از رحمت.

چشم می شوید و دل بی تاب می کند.

در انتظار باران این کویر شعله می گیرد.

ای کاش بارانی ببارد.

باران که می بارد تو در راهی.
@@@@@@@@@@@@@@
سه شنبه و دحوالارض
عبدالله :
@@@@@@

مدت هاست زمین وسعت یافته
برای حضور ولی الله الاعظم.

از کعبه آغاز شده
و چشمانش همواره به کعبه است.

در انتظار می سوزد
و “والشمس ” می خواند.

دستی ابراهیمی و نفسی
مسیحا می خواهد.

اللهم داحی الکعبه
و کاشف کل کربه

برسان
نجات دهنده بی قراری های زمین را.
@@@@@@@@@@@@@@
دوشنبه/ عبدالله :
@@@@@

مجلس!

از وعظ و ادب و داد گرفته
تا تره های خردشده.

واژگان اقلیت و اکثریت خاک می خورند.

عجله برای رفتن نه رسیدن.

استراحت به میزان کافی
همراه با لایحه ی شونصدتایی.

نیاز به کنترل ندارند فداکاران.

بحثی سر آرا نیست جناب!

مستدام باد حنجره تان.
@@@@@@@@@@@@@@@
یکشنبه/ عبدالله :
@@@@@@

من سهمم را می خواهم.

مغزم در برابر ترکش هاست.

فتنه قلبم را می سوزاند.

بیداری جسمم را رنجور کرده است.

چشمم خیره مانده به میدان.

بنگر مرا.
جانباز شده ام؟
چند درصدش با شما؟

سهم من نگاه شماست مولا جان.

من سهمم را می خواهم.
+++++++++++++++++
بعد نوشت:
با تمام ادات تاکید این “من”
حزب الله می باشد نه عبدالله.
شرمنده که مجبور به استفاده واژه “من” شدم.
@@@@@@@@@@@@@@
شنبه / عبدالله :
@@@@

کوفه عجب التهابی دارد.

آنان که علی (ع) اشباه الرجالشان خواند
دوباره به میدان آمده اند.

نه برای حکومت عدل علوی
که برای دل.
پوزش خطا.

ساده لوحانه ندبه می خوانند
در فراق ولی الله.

واما تاریخ که در جریان است.

وای بر ما که خطمان کوفی شود.

مولای ما به فریادمان برس.

اینجا ایران است.

::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::::..::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
جمعه / عبدالله :
@@@@@

نفس هایم
همراه روزها به شماره افتاده است.

چله نشین و بی قرار شده ام.

چله نشین عرفه…
چله نشین بیرق و علم.

تمام ثانیه ها دویده اند در پی رسیدن.

سجده ام همه نیاز است و یک دعا.

مهدی جان مرا در خیل یارانت بپذیر.
@@@@@@@@@@@@@@
پنجشنبه/ عبدالله :
@@@@@@

بگذار کوران عشق را زور ببینند.

بگذار حسرت بکشند طعم ساندیس و کیک را.

بگذار صلح  و سکوت را در گورستان بیابند.

بگذار از بلخ تعبیر فتنه بیاورند
و احمق را به توهم استعاره گیرند.

بگذار عقب ماندگی را
به دادگاه حواله دهند و خود را به چراغ نفتی.

بگذار زمین را گرد نبینند.

بگذار بمیرند که بمیرند.

رزمنده تو لبخند بزن.

قریب است پایان این انتظار.
@@@@@@@@@@@@@@@
چهارشنبه/ عبدالله :
@@@@@@

قلم لحظه ای بر زمین نخواهد ماند.

نشانه گرفته سرهایتان را.

انگشتانتان درمانده شده از قدرت حزب الله.

ای کر و لال هایی که اندیشه نمی کنید.

هرگز پشت بر دشمن نمی کنیم.

حزب الله تا آخرین قطره ی خون می جنگد.

قریب است روزی که دین همه مخصوص خدا باشد.
@@@@@@@@@@@@@@
سه شنبه / عبدالله :
@@@@@

شیعه یعنی شعاعی از نور آل الله.

شیعه یعنی دل شکسته میانه ی روضه.

شیعه یعنی جستجوی مدام نور امام .

شیعه یعنی شمارش روزها تا موعود تا پیروزی.

شیعه یعنی گر مرد رهی بسم الله.
@@@@@@@@@@@@@@
دوشنبه/ عبدالله :
@@@@@@

اماما
دلتنگ چشمانت شده ام.

ای که چشمانت
مامن بصیرت و آرامش و توکل.

شور انقلابیم را
اسلامم را
راهم را مدیون تو هستم.

بیاور برایم چهل حدیث جهاد را.

بنگر شکوه راهت را.

دعا کن فرزندانت را
که به حکم ولی در میدانند.
@@@@@@@@@@@@@@@
یکشنبه دوم آبان
@@@@@@
عبدالله :

به تقویم ها اعتباری نیست.

امروز چند شنبه است؟

کوچه ها فریاد تکرار می زنند.

اتوبان ها ختم می شوند
به سه راهی زور و زر وتزویر.

شهر نفس مسیحایی می خواهد.

دلتنگ شده اند لاله ها.

کی می آید مقتدای دلربای ما؟
@@@@@@@@@@@@@@
شنبه اول آبان
@@@@@@
عبدالله :

بچش گرمای تنور دوران را.

بشنو
ضرب آهنگ فقر در گوش کودکان را.

پا برهنه کن و دستانت را پنهان.

بوسه زن
بر چهره های خسته و دستان پینه بسته.

بنگر
طرب روح که جسمی نحیف را به رقص درآورده.

چه نشسته ای
که عدالت را ذبح می کنند وآسمان را عزادار.

حزب الله قیام کن.

آینده از آن توست.

*********************************************************

جمعه / عبدالله :
@@@@
درد عصر ما غفلت است
نه غیبت !

شیعه امروز
قالب تهی می کند در پی معشوق.

بر در خانه ی دل نشسته
و چشم به غیر بسته است.

حریم ساخته تا محرم شود.
شور گرفته با “ومن طلبنی وجدنی..”

حرم مهیاست
که بی قرار نغمه انتظار می خواند:

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج.
@@@@@@@@@@@@@@@
پنجشنبه/ عبدالله :
@@@@@@
قلب تپنده اسلام ایثار است.

سرخی شهادت

وامدار مارایت الاجمیلا است.

سالهاست فرزندان تاریخ

در ره عزت اسلام صف بسته اند.

سالهاست ایستاده اند

تا عربده های مستانه را

به سخره بگیرند.

میدان همان میدان انتظار است.

مولا جان.

شمشیرهایمان آماده است

برای فرمانتان.

بیایید

و معنی ببخشید

بر ایمان هایمان.

بیا مولا بیا
@@@@@@@@@@@@@@
چهارشنبه/ عبدالله :
@@@@@@

ای که در کوچه های روزگار

به دنبال موعظه ای.

بشنو کلام مقتدا را

که دین را در وفا به اوج می برد.

اسلام را جمع می زند

با روحانیت و سیاست.

بذر ایستادگی و تدبیر می کارد

در میان وحدت کلمه.

ایمان را

گره می زند به بصیرت

و می سپارد به وعده ی الهی.

از شکوه تاریخ می گوید

و مسئلت می کند یاوری یار غائب را.

همراه شو ای عزیز
@@@@@@@@@@@@@@
سه شنبه / عبدالله :
@@@@@@

سلام بر امام رئوف.

سلام بر کلمه لا اله الا الله.

سلام بر آفتاب شرقی ترین جغرافیا.

سلام بر رضا.

عصمت و ولایت.

سلام بر وارث این ولایت.

سلام بر هنگامه بیعت و بانگ عدالت.

سلام برصاحب ولایت و منجی بشریت.

السلام علیک
یا علی بن موسی الرضا المرتضی
@@@@@@@@@@@@@@
دوشنبه / عبدالله :
@@@@@@
هراسی ندارم

آن زمان که مقتدایم خامنه ای است.

هراسی ندارم

وقتی سرخی شهادت را دارم.

وقتی که

وجودم در انتظار می سوزد.

هراسی ندارم

چرا که حنجره ای برای فریاد دارم.

دستانی دارم

رو به درگاه خدا و چشمانی تر.

هراسی ندارم

وقتی یقین دارم به پیروزی حزب الله.

این دارایی من است

که به میدان آورده ام.

تو چه داری برای نبرد؟

@@@@@@@@@@@@@@
یکشنبه / عبدالله :
@@@@@@
باده ی تو مرا مست کرده است.

تو راه منی ای رواه حدیث.

تو ولی منی

ای  رسوا کننده ی  طاغوت.

همانا که درکت بصیرت می خواهد

و من تشنه ی بصیرت.

من سربازی که تپش های قلبش را

بر روی لبخندت تنظیم کرده است.

عزیز من خامنه ای

جان ناقابلم تقدیم تو  باد.
@@@@@@@@@@@@@@@
شنبه  / عبدالله :
@@@@@@

این روزها بیل زدن راه رسیدن به خدا نیست.

با بیل نمی توان دشمن را نشانه گرفت.

تنها کینه دشمن کافی نیست.

امروز شمشیر باید.

جنگ باید.

فریاد باید.

راهکار باید.

وهمه ی بایدها بی مهدی (عج) بی معنا باشد.

آری امروز مهدی باید.

واسطه ی فیض باید.

آرام جان باید.

منتقم زهرا(س) باید.

تا آقا بیاید ….

________________________

هفته ی چهارم مهر :
جمعه / عبدالله :
@@@@@@

دوران غریبی است دوران غیبت.

امواج شبهه و فتنه از هر سو رو می کند.

آیا کسی هست برای نجات این غریق بی پناه؟

از میان تاریکی ها نوری می درخشد و تو را می خواند.

این چنین مضطر نباش و دعای غریق زمزمه کن.

نزدیک است موعد پیروزی

یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک.

@@@@@@@@@@@@@@@@
پنجشنبه / عبدالله :
@@@@@@@

بیروت می خندد.

زمزمه نام خمینی.

لرزش شهرک های صهیونیستی.

صدای اهلا و سهلا.

سخنان پیغام رسان خامنه ای.

قم قیام می کند.

شهر نظاره گر ولی زمان شده.

اشک غبارروبی دل کرده.

ثانیه ها بی قرارند.

ذرات در تسبیح و تهلیل اند.

می رسد اینک موعد دیدار.

می رسد شوری از تبار فداییان رهبر.

مکه انتظار می کشد.

دلتنگی کعبه را خم کرده.

نگاهی به جهان می اندازد و نگاهی به دیوار.

مهدی جان من نیز آماده ام بیا.
@@@@@@@@@@@@@@
چهارشنبه / عبدالله :
@@@@@@
ایستگاه دهم : دهلاویه

بیا چمران که امروز زمین در انتظار توست.

بیا و مرهم اشک یتیمان باش.

بیا که غزه و لبنان در حسرت تواند.

بیا تا دهلاویه دوباره جان گیرد.

بیا و چون کوه یاور ولی زمان باش.

بیا و بیاموز از علم تا دین و از دین تا عرش رفتن را.

بیا و چریک جنگمان باش.

بیا چمران دهلاویه بی تو غریب است

و بسیجیان بی تو بی قرار.

@@@@@@@@@@@@@@
سه شنبه / عبدالله :
@@@@@@

سنت خدا بر

همیشگی بودن مبارزه حق و باطل است

تا تکامل در خلال مبارزه به دست آید.

ان الانسان لیطغی ان راه استغنی…

بنگر که عشق چه می کند با ما!

هدف حیات و محرک زندگیمان است.

این سنگر و این جنگ.

این اشک و این روضه

همه  از تجلیات عشق است.

به خاطر عشق خدا را می پرستیم

و حیات خویش تقدیمش می کنیم.

ای بسیجی!

حی علی المعاشقه!

قلم که حرکت می کند

با تعجب نگاهش می کنم

که اینها من نیستم.

قلم برای حزب الله می نویسد

اما در دستان…

حسرت رسیدن را می کشم.

@@@@@@@@@@@@@@@
دوشنبه ۱۹ مهر / عبدالله :
@@@@@@
ایستگاه نهم / شلمچه:

بوی چادر خاکی می دهد این سرزمین.

خاکش جانی دوباره می دهد به زائران.

جذبه خاک است

که اگر سر به سجده گذاری

توانی برای برخاستن نداری.

ایمان و مظلومیت یاران خمینی

چه کرده است با این خاک؟

غروب اینجا

کوچکی دنیا و دوری از وطن است.

در میان سنگرهای نونی

عهد نون والقلم می بندی.

پا در شلمچه داری

و رو به کربلا.

السلام علیک یا اباعبدالله(ع).
@@@@@@@@@@@@@@@
شنبه ۱۷ مهر / عبدالله :
@@@@@@

در این روز که ولایت آل الله در دل ها می درخشد

و عرشیان در سرورند

ولی زمانمان نیز

ره سپار دیاری با عطر خوش ولایت شده است.

برخیز!

برخیز که ولی تو را می خواند.

شان ستاره این است

که تنها در آسمان لایتناهی

ولایت پرواز کند.

برخیز!

آوای الرحیل می آید.

بال می خواهی یا قلم؟

_________________________________

هفته ی سوم مهر :

جمعه ۱۶ مهر / عبدالله :
@@@@@@

در این روزگار غبارآلود

در پی آگاهانه زیستن می دوم.

دانایی/اندیشه و عمل را تمنا می کنم

و هر جمعه بی قرار می شوم از فراقت.

هیاهوی شیطان را

در کوچه های دلم که می شنوم

تنها به امید توست

که بساطش را بر هم می زنم.

هر روز برای رسیدنت

نذری می کنم.

دیگر برایم هیچ نمانده

جانم هم نذر تو شد.
محبوب من!

این جمعه هم آمد

و این جمعه…

@@@@@@@@@@@@@@
پنجشنبه ۱۵ مهر / عبدالله :
@@@@@@@

حزب الله آمده است

تا سکه رایج دنیا را برگرداند.

تار علم را در پود تزکیه بافته ایم.

به شوق شهادت قد علم کرده ایم.

فریاد عدالت می زنیم

در سایه سار ولایت.

می خندیم به

دموکراسی های به ظن خود روشنتان.

آه که طاغوت ولی شماست

یا شما ولی او؟

در پی لبخند ولی آمده ایم

و ماییم حزب الله به یاری خدا.
@@@@@@@@@@@@@@
چهار شنبه ۱۴ مهر / عبدالله :
@@@@@@@

ایستگاه هشتم / اروند

خروش اروند را بنگر.

این همه نا آرامی به کدام بهانه است؟

موج ها روضه علی لای لای می خوانند.

هنوز هم صدای رباب می آید:

موج مزن آب فرات اصغر من تشنه لب است.

حرمت آب از لبان سقاست

و غم این نخل ها از سر بر نیزه مولاست.

اینجا همه تجلی کرب و بلاست.

ای اروند

تاریخ تو را همیشه خروشان دیده است.

از عاشورای حسین(ع)

تا والفجر ۸ و مردان مردش.

آیا می شود آن روز که

تو با دیدن یارآرام می گیری

من نیز برای یار جان دهم؟
@@@@@@@@@@@@@@
سه شنبه ۱۳ مهر / عبدالله
@@@@@@@

غریب ماییم در این دیار

و حکمت خداست بر آمدن دوباره شما

و زنده کردن قلوب ما.

شهر غبارگرفته را

با اشک شسته ایم برایتان.

منتظرتان هستیم ای پرستوها.

این قلب ما و این دم مسیحای شما.

ای یاوران خمینی

شهادت چه عزتمند کرده شما را

و مسئولیت این خون

چه سنگین کرده شانه های ما را.

دستانمان باز هم برای بیعت آمده .

دستان خالی ما و آبروی شما.
@@@@@@@@@@@@@@@
دوشنبه ۱۲ مهر / عبدالله :
@@@@@@
السلام علیک یا صادق آل محمد (ص)

مولای ما این روزها حزب الله

به وسعت تاریخ خون دل می خورد.

رسمی از سقیفه تا غربت بقیع.

شما بودید که مزار اول مظلوم عالم را

برایمان آشکار کردید

تا سر بر خاکش بگزاریم و ناله سر دهیم.

ابوحمزه ثمالی شاگرد شما بود

که این چنین بصیرت داشت در ولایت.

یا ابوعبدالله دلخوش به آنیم

که شیعه ی شماییم.

نظری کنید به این قافله.

خدایا تو را قسم

به حضرت صادق (ع) برسان منجی را.

@@@@@@@@@@@@@@@
بکشنبه ۱۱ مهر / عبدالله :
@@@@@@@@

ایستگاه هفتم / خرمشهر:

شرط دخول طهارت است.

وضو داری؟

خرمشهر را غبار گرفته است

و شرمنده ایم اگر غبار فراموشی باشد.

گوش کن تا سخن کارون بشنوی

از برای این همه غم.

کارون چه نیک هنوز هم

به حرمت شهیدانت می خروشی.

مسجد این شهر را

مپندار که تنها مسجدی است

کعبه ی عشاق است .

و سنگری است

که وحدت و یکدلی را فریاد می زند.

قلبی تپنده است برای خرمشهر.

اوج انتظار است تا دوباره در ظهور مولا جان گیرد.

پس زیر گنبد این مسجد بخوان دعای فرج را

اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن …

@@@@@@@@@@@@@@@
شنبه ۱۰ مهر / عبدالله :
@@@@@@

ایستگاه ششم / میشداغ:

اینجا رزمگه صیادهاست و چه نیک صید می کند دل را.

رزم شبانه میان کوه ها با رمز یا زهرا (س)

تجدید عهد می کنی و پا در مسیر می گذاری:

سلم لمن سالمکم خامنه ای
حرب لمن حاربکم خامنه ای

از میان صدای دوشکاها و شعله های آتش

به سکوت شب می رسی.

به عظمت اسلام.

به متانت دل حزب الله.

صدای روضه مولا حسین (ع) می آید.

اینجا برات کربلا می دهند.

اینجا آخر دنیاست.

میشداغ است.

______________________________________

هفته ی دوم مهر

@@@@@@@@@@@@@@@
جمعه نهم مهر / عبدالله :
@@@@@@
ایستگاه پنجم/فکه:

فادخل نعلیک حکایت دروازه فکه است.

فکه یعنی فکر بر رفتن و رسیدن.

خاک رنگی فکه هم عین یکرنگی است

و پاهایت که نبض خون را حس می کند

و صورتت که با این خاک آرام می گیرد.

فکه اوج مظلومیت فرزندان روح الله است

که ایمانشان غلبه کرد بر تعدادشان.

ای خدای فکه!

صدای بنده ات را می شنوی؟

در غربت این شهر حیران است

او را به فکه برسان.

به جمع آنان که از خاک فکه پرواز کردند.

@@@@@@@@@@@@@@@
پنجشنبه هشتم مهر / عبدالله :
@@@@@@
می خواستم چشم ببندم و سفر کنم به ایستگاه بعد اما مگر می شود.
راه می روند رو مخمون و تا مخشون رو نشونه نگیریم نمیشه!

اسم بعضی را جریده روزگار الحاق کرده به جام زهر.
بر مسند دبیری بودن یا برادر خواندن.
مسئله تایید فتنه است.
مسئله چراغی است که مردی به دست گرفته
و به دنبال بصیرت همی گشت می زند گرد شهر.
مسئله سند زدن بنیاد نیست.
چشمانی است که شهادت را نمی فهمد.
مسئله رضایت نیست.تحقیر عدالت و حق است.
مسئله سوت و کف برای آزادی نیست.
شعار متوهم نابودی است.
مسئله همه این ها هست و این ها مسئله نیست.

@@@@@@@@@@@@@@@@
چهارشنبه هفتم مهر / عبدالله :

@@@@@@

ایستگاه چهارم : هویزه

تپش های قلب حزب الله می لرزاند مسجد هویزه را.
صدای روضه می آید. صدای یا مادر(س).
شور حسینی گرفته این خاک.
شوری از جنس شهید علم الهدی.
از زیر شنی های تانک  به گوش میرسد  هنوز  صدای غربت این شهید.
سرت به روی مزاری و اشک ز چشمانت جاری.
بر لبانت تمنایی و ملتمس شهید گمنامی.
هویزه را تو مپندار که شهری است
که هویزه آیینه تمام نمای خط امام است.
و هویزه  نوا سر داده که
آیا کسی هست که فریاد مظلومیت بسیجیان خمینی را به گوش جهانیان برساند ؟

لبیک بگو به آن ای بسیجی خامنه ای
بسم الله

@@@@@@@@@@@@@@@@@@
سه شنبه ششم مهر/ عبدالله:
@@@@@@
ایستگاه سوم

شرهانی:
شرهانی سرزمین پرچم هایی که حرکتشان در باد زمزمه نام صاحبان آن است.
روی به سوی کربلا داری.قدم می گذاری در یک کانال ۹۰ کیلومتری و ترکش ها با تو سخن می گویند.
از مظلومیت و غربت یاران خمینی می گویند.

از ذکر یا مهدی (عج ) بچه های تفحص و مدد مولا .از اول پلاکی که به نام مهدی بود.

همه ی ذرات با تو سخن می گویند.
تنها گوش جانت را بسپار به شرهانی

@@@@@@@@@@@@@@@@@
یکشنبه : چهارم مهر / عبدالله :
@@@@@@
ایستگاه دوم/طلاییه:

اذان  طلاییه بانگ الرحیل است.
نماز عشق در سه راهی شهادت و اینجا همه تبلور ولایت.

ذکر یا زهرا / روضه مادر .آب مجنون و روضه سقا.

سجده بر تربت.ذکر العجل.توبه نصوح.دعای فرج.

قیامتی برپاست.تو نیز حیرانی.
دلت را می سپاری به خاک تا دوباره متولد شوی.
مگر می شود دستت نگیرند!اینجا وعده گاه اهل یقین است.

@@@@@@@@@@@@@@@@
شنبه :سوم  مهر / عبدالله :
@@@@@@

امروز بانگ توحید و عدالت از نیویورک می آید.فردا ندای انا بفیه الله از کعبه.
امروز انسانیت انسان را که به زنجیر کشیده شده فریاد می زنیم.فردا تو برایمان آزادی و کمال می آوری.
امروز چشم دوخته ایم به ودیعه های الهی.فردا جهان نظاره گر معنای انتظارمان است.
امروز استوارتر از همیشه ایستاده ایم.فردا به پای تو جان می دهیم ای قلب تپنده ی جهان.