وکیلانه » عباس
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها عباس

مددی کن یا عباس(ع)

خرداد ۹ام, ۱۳۹۰ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
دو‌شنبه/ عبدالله :

مبادا جنگ برایمان عادت شود
و یادمان رود که قلم بر وزن علم است
که در این میدان چشممان به دستان سقاست
که بار امانت را بر دوش گرفته ایم
و رساندن این امانت به مقصد همت می طلبد نه عادت.
مبادا در تیرباران دشمن  غافل شویم و مغرور.
مجاهد حقیقت و سایبر بودن را به چشم بر هم زدنی غفلت نفروشیم.
باید که در این میدان تقوا تزریق کرد.
باید که قبله را خامنه ای دات آی آر تعریف کرد.

تا کنون شهادت را اینقدر حقیر ندیده بودم

دی ۲۱ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۵۲ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

تا حالا فکر کرده اید تفاوت اباالفضل با سایر شهدا چیست؟

شهادت هدیه ای الهی است که خوبان خدا برای به دست آوردن آن التماس می کنند و با شب زنده داری رسیدن به این توفیق را از خدا می خواهند؛ در مرام شهید رسیدن به شهادت رسیدن به تمام و شاید کمال خوبی هاست .
کربلایی بود و عاشقانی که هر گاه به زمین می افتادند با لبخند صدا می زدند حسین ، خندان بودند و سربلند ،مطمئن بودند و محکم . در میان آن همه عباس شیوه دیگری داشت به هنگام شهادت گریان بود و نا امید ، غمگین بود و لرزان ، شرمنده بود و پریشان . عباس تنها شهیدی بود که به شهادت توجهی نکرد، کسیکه برای حسین حتی شهادت را هم تحویل نگرفت . هیچ کس مانند او دل شهادت را نشکست !!
آغوش او تنها به روی غریبی امامش باز شده بود، اگر مطمئن بود که حسین را بعد از او نمی کشند ، عباس غمخوار امامش می ماند . اما عباس زمانی بعد از حسین را اصلا نمی شناسد ….
شهادت عباس را دزدید !! وگرنه عباس قد خمیده مولایش را تحمل نمی کند . شهادت عباس را دزدید ! وگرنه عباس لبهای علی اصغر امامش را فراموش نمی کند .
هیچگاه تا به این حد شهادت را حقیر ندیده بودم . نگران نباش شهادت قدر تو پایین نیست ، عباس چیز دیگری است .

امان نامه که آمد ،تنها او را شرمنده نکرد .بلکه او را کشت!
چه کسی می دانست او به فکر آبروی خود نبود ، به فکر غم حسین بود . مبادا برای لحظه ای حتی لحظه ای حسین نگران شود ،آخر حسین دل به او سپرده بود . امان نامه را که پاره کرد ، فریاد میزد ، نه اینکه دشمن بشنود می خواست حسین بشنود، بچه های حرم بشنوند ، زینب بشنود . فریاد او آرامش حسین بود ، لالایی اصغر بود ،امان زینب بود .
او با دیگران فرق می کرد . همه به حسین فکر می کردند او به اهداف حسین ، همه به دنبال لبخند حسین بودند او به دنبال غمهای حسین ، هیچ کس بیشتر از او با گریه های حسین گریه نکرد . او برای حسین ، برادر نبود ،سپه سالار نبود ، آب آور نبود ، او پناه حسین ، آرامش حسین و سینه چاک حسین بود .
بی جهت نبود که هر گاه شهیدی زمین می افتاد حسین را بالای سر خود می دید ، با آرامش و امید ، نگاه به شهید راه خود می کرد تبریک می گفت ، آرام پیکرش را بلند می کرد و به خیمه می آورد . اما بالین او که رسید جور دیگر بود .
این خاصیت امامت است که با عشاقش متفاوت بر خورد کند و حسین از این خاصیت مستثنی نبود .
گریه ای که بالین علی اکبرش می کرد از سر احساس بود ، و گریه ای که بالین حر می کرد از سر شوق ،اشکی که بالین غلام سیاه چرده اش می ریخت اشک محبت و نوازش ، ناله ای که بالین اصغرش می کرد ناله مظلومیت و غریبی ، آنچه بالین زهیر و حبیب و بریر می چکاند سرشک لطف و رضایت اما بالین او که رسید با همه فرق می کرد ، دست بر کمر فریاد می زد ، اینجا دیگر اشک از سنخ اشکهای دیگر نبود از جنس نیاز و ناز بود ، حسین پناه خود را از دست داده بود . احساس ، شوق، محبت و نوازش ،مظلومیت و غریبی، لطف و رضایت و از همه مهمتر نیاز و ناز از گریه های حسین شنیده می شد ،آنجا به یقین تمام ذرات عالم با حسین فریاد می زدند عباس چیز دیگری است !!!

(یکی از آخرین دستنوشته های زنده یاد شیخ رضا ابوالقاسمی) +

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 • رفقا؛ بیایید همچون عباس دلداده ی امامان و نائب برحقش باشیم. به گونه ای که شهادت هم پیش ما کم بیاورد….

عزاداری؛ کدام انحراف؟ کدام آسیب؟!

آذر ۱۵ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۳۷ دیدگاه »

و خدا را اسماء زیبای است؛ به نام خدای زهراء

بگذار آخرش را همین اول بگویم، اُف بر آن آخوند،روشنفکر، مسؤل هیئت، بانی روضه،مداح یا هر بنی بشر دیگری که به عزادار حسین زهرا بگویید:” چرا با این تیپ آمده ای عزاداری” و یا هر جمله ای شبیه به این!

در عجبم که پروار کردن گوسفند هم تجربه و هنر و سواد می خواهد اما برخی خیال می کنند امر به معروف و نهی از منکر، این واجب الهی، این اصل فروع دین، آنقدر کشکی است که هر بی ریشه ای، به صرف اینکه ریش دارد، می تواند در آن وارد شود. نه عزیز من، نه برادرم، نه خواهرم، این اصل فروع دین از قضا هنرمندانه ترین و ریزبینانه ترین واجب الهی است. کار هر کسی نیست و بر هر کسی هم واجب نمی شود. به قولی؛ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان!

تو به چه حقی به خود اجازه می دهی؛ به عزادار حسین زهراء، آنکه بال جبرئیل فرش راهش است، صرفا به خاطر آنکه،خط ریشش آن طور است و این طور نیست، تهمت بزنی؟! از کجا معلوم عباس خاطر خواه آن جوان نشده باشد که او را آورده مجلس حسین؟ و تویی که ۴۰ سال است بانی هیأتی، اعمالت مُفت نیرزد چرا که همه اش خودنمایی بوده با نام حسین!

آری اینچنین است که باید در خصوص دستگاه اباعبدالله حسین(ع) دقت کرد و با ظرافت پیش رفت. فرق است بین انحرافات در عزاداری و آسیب های عزاداری! انحراف آن چیزی است که در عزاداری نبود و وارد شده و چه بسا کار دشمنان عزاداری است که از عزای حسین سیلی ها خورده اند، همانند قمه زدن و تمثال های دروغین. اما آسیب ناشی از ضعف خود ماست که از ظرفیت عظیمی به نام محرم استفاده نمی کنیم و اجازه می دهیم  این فرصت عظیم با مسائلی همانند اختلاط محرم و نامحرم و یا بدحجابی و یا قضا شدن نماز و یا غیره از بین برود! و دشمن شاد شود.

باید دانست که حسین (ع) در روضه هایش بسیاری را با خدا آشتی داده، می دهد و خواهد داد ، و این ما مبلغین هستیم که وظیفه داریم با زبانی لئین و با کمال احترام این نکته را جا بیندازیم که تفکر شیعه در خصوص حسین(ع)، همانند تفکر مسیحیان در خصوص عیسی نیست که به دروغ می گویند او رفت تا ما پاک شویم!

خیر عزیز، حسین ما فدا شد تا ما حسینی بشویم. ثارالله خون به ناحق ریخته شده ی حسینی است که مُحَرَمش دانشگاه انسان سازی است و لرزه می اندازد بر اندام کفر و ستم.
ما منتظریم تا مُحرم گردد، نه  به این معنی است که منتظر ابتدای سال قمری هستیم. خیر، بلکه یعنی هر گاه دشمن زیاد فشار بیاورد حادثه ای همچون کربلا اتفاق خواهد افتاد که البته چون یاوران حسین بی شمارند، مادر شمر را به عزایش خواهیم نشاند و ابن مرجانه های بی پدر را  هزار بار از دم تیغ خواهیم گذراند قبل از آنکه فکر حمله به حسین به ذهنشان برسد!
و تو فقط کافی است حسینیان و یزیدیان را نشان بدهی، آنوقت این  نوع دفاع از ولی، می شود تفکر یک جوان عزادار ایرانی با هر تیپ و قیافه ای و تو به این شک نداشته باش!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ • بعداً نوشت »:
۱)
لطفا کسی خیال نکند ما بیخیال برخی مسائل هستیم که وارد در عزاداری ها شده. همه را می دانیم اما تفاوت قائلیم بین آنکه جاهل است و باید در دانشگاه مُحَرَم آموزش ببیند و آنکه عامد است !

۲) با نوای لک لبیک یا حسین عزیز زهراء، مُحرم می شویم به عشقی ترین مشکی ها! هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله، ایول الله حسین حسین حسین حسین

حسین آرمان است و کربلا آرمانشهر !

آذر ۲ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۱۶ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

یا مولا ، ای پسر زهرا!
دل ما به تو تقدیم شده و قسمت ما با تو تقسیم  و به خدا نفس ما ، با ذکر تو تنظیم شده . یا حسین ! ای کعبه و زمزم ، ای  ذکر مُعظم ، حرم تو میقات ماست آنجا که  جای زائران تو بر روی پرو بال جبریل است  و سلسببل  فقط گریه ی بر تو است ! سعی ما  فقط  بوسیدن صفای دستان علمدار رشیدت  عمو عباس است .
یا حسین ! نوکری تو اعتبار ماست و عاشق تو بودن افتخار ما . به  دور ضریحت کبوتر دل پر می زند و به سینه و بر سر می زند به یاد غربتت ای  غریب مادر ؛
ترس ما ای آقای خوبی ها فقط  ندیدن کربلای توست یا حسین !  و این کبوتر دل ما ست که همیشه در هوای توست و این یک نگاه توست که حلال مشکلات ماست . از تو به یک نگاهی  ، از ما به آه کردن .
و آری هر کسی مریض دارد بداند شفا فقط نهفته در خاک کربلای توست یا ثارالله !
دل ما عمری است که خاطر خواه تو شده ، ای به فدای آن چشمان زیبایت / عالم بداند هر کسی حسین گفت خدا با اوست و بهشت بی صبرانه در انتظار نوکرانش است و هر کسی پای روضه های ارباب می نشیند حضرت زهرا پشت و پناهش هست . ذکر روی لب های ما لعن بنی امیه است و روی قلب ما  حک شده که این سینه زن رقیه است.

آینده از آن حزب الله

حسین عشق است و کربلا عشق آباد ؛ حسین نور است و کربلا نورآباد ؛ حسین شور است و کربلا شعور آباد ؛ حسین آرمان است و کربلا آرمان آباد ؛ حسین آرمان است و کربلا آرمانشهر !

آری حسین (ع) ، جامع تمام آرمان های ماست و کربلا تجلی گاه تمامی هنجارهای ما . باید های ما  ، تیغ از نیام بیرون آمده ی  عباس است و نبایدهای  ما ، کوبیده شدن سر مبارک عمه زینب به چوبه ی محمل ! شادی ما  ، برق نگاه رقیه است بالای دوش عمو عباس و اندوه ابد الدهر ما خشکی لبهای اصغر در بغل رباب . خط قرمز ما ، بازی دستان کوچک رقیه است با رگ های بریده گلوی امامش حسین و ترنم ذکر اصیل  ” من الذی ایتمنی …. ”
“اتوپیا” ی ما نه مدینه ی فاضله که بلکه جامعه ی مهدوی است جامعه ای که در آن هر گاه یتمی ناز کرد ناز او را بخرند و یا برایش عروسک ببرند نه اینکه سر بابایش را در طبق پیش چشمانش بگذارند .
رقیه و اسیری ؟ مگه من مرده باشم . آری یا عباس ! تا تو بودی رقیه سر و سامانی داشت ،  تا رفتی ما همه بی چاره شدیم ، از پی زینب همه آواره شدیم ، بی گوش و گوش واره شدیم .  این رقیه ی تو بود که اینگونه بی تابی می کرد . صدایش در عالم هنوز طنین انداز است . آنقدر که گوش ما پر است از آوای او و چه سمفونی غیرت برانگیزی است ترکیب صدای گریه های خشک شده ی اصغر با صدای مویه های رقیه ….
و همه دنیا بداند نه فقط رقیه که همه ما فریاد می زنیم :

آی اهل عالم بدونید عمویی داریم نمی دونید که چقدر مهربونه ، قامتش تا کهکشونه ، نگاهش رنگین کمونه ، توی چشمای قشنگش هزار هزار آسمونه ، مهربونه ، مهربونه ؛ مهربونه  ، مهربونه ، وقتی شبا خواب نداریم ،  روی شونش سر می ذاریم ، تا که خوابم ببره ،  آروم آروم ، توی  گوشمون شعر محبت می خونه ، وای  که چقدر مهربونه ، شونه هاش بالاتر ازهر چی بلندی روی زمین …

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:
این سنگ را ببینید ! چرا هنوز بوی خون از آن می آید ؟

مجلس روضه مجازی ۲۲:۳۰ الی ۲۳:۳۰ سه شنبه کامنتهای همین پست