وکیلانه » فائزه هاشمی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها فائزه هاشمی

طلبه‌ای از سیرجان بازداشت، دختری از رفسنجان آزاد

خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۰ دسته دستگیری فائزه هاشمی, وقایع اتفاقیه | ۴۰ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

# خبر این است : حجت‌الاسلام علیرضا جهانشاهی، یا همان طلبه‌ی سیرجانی خودمان دوباره دستگیر شد. توسط چه کسی؟ معلوم نیست. به چه جرمی؟ باز هم مشخص نیست. تا کی و در چه مکانی؟ مشخص نیست. چه ارگانی او را دستگیر کرده ؟ باز هم لامعلوم. زمان برگزاری دادگاهش چه زمانی است؟  اصلاً به‌توچه. فضولی؟

# ظاهراً طلبه‌ای از سیرجان، شده مثل کودکی از غزه و یا دختری از بحرین که عادت‌ کرده‌ایم هر از گاهی خبرهایی بد از آن نواحی بشنویم و رگ غیرتمان هم اگر داشته باشیم البته آنقدر کلفت شده که ککش هم نمی‌گزد. من از قوه‌ی قضاییه تعجب نکردم، چرا که همه می‌دانند مدت‌هاست برخی رسماً ذلیل دخترکی از رفسنجانی شده اند؛ من فاتحه‌ی غیرت برخی‌ مسولین را مدت‌هاست که خوانده‌ام. دقیقاً از همان زمان که فهمیدم عرضه‌ی حتی برخورد با یک سایت کذاب “آینده نیوز” را هم ندارند، من می‌دانم درصد جسارت برخی‌ ذی‌شرف‌ها و ذی‌غیرت‌ها چقدر زیاد شده اما اینها مشکل نیست، مشکل این است : آنها که شنیدن نام ژیگول بچه‌ایی به اسم مهدی هاشمی مو بر بدنشان سیخ می‌کند ، برای بچه بسیجی ها شاخ شده‌اند و البته درد اینجاست که راستش را اگر بخواهی اشکال از غیرت ماست نه از جسارت آنها.

# مشکل اینجاست که برخی اشباه‌الرجال‌ها می‌خواهند خوب بودن در ایران پرهزینه باشد و در مقابل همرنگ جماعت بودن عادی و ساده. و درست  آن زمان که  سر ما گرم توهمی به نام جریان انحرافی بود، حمایت از بحرین موجب کتک خوردن و بازداشت شد، نهی از منکر به قیمت یک چشم تمام شد، ساختن “پایان‌نامه” موجب بی‌آبرویی و متهم شدن به بی‌سوادی در تلوزیون رسمی ایران گردید، “نه‌ دی” نیامده توقیف شد، قاتل شهید حسین‌کبیری، پدر و مادر و خواهر حسین را در دادگاه به باد کتک گرفت و آینده نیوز هم در شهادت‌ش تشکیک کرد و … و … و …. اکنون هم خبر آمده که طلبه‌ی سیرجانی بازداشت شد و البته دخترکی از رفسنجان همچنان مشغول ابتیاع ساندویچ است.

#
باریکلا به غیرتمان. احسنت! خوب چشم جریان انحرافی را کور کردیم! غافل از آنکه انحراف اصلی در ترویج بی‌غیرتی و هزینه دار شدن غیرت است. هم اکنون بالاترین نرخ رشد قیمت در ایران، مربوط به قیمت غیرت است و بیایید قبول کنیم “حسین” ها وظیفه‌شان را انجام دادند،‌ این ما بودیم که “زینب” نشدیم و “نه دی” را در “نه دی” باقی گذاشتیم و همه‌ی این مشکلات از عدم پیگیری برای اجرایی شدن شعار‌ها و درخواست‌های امت نه‌دی است.

فائزه ! دیشب باباتو دیدم …

اسفند ۱۸ام, ۱۳۸۹ دسته انقلاب اسلامی | ۵۴ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

اشاره‌ای شاید مهمتر از متن :

جایگاه رفیع و دمکراتیک مجلس خبرگان رهبری بر هیچ کس پوشیده نیست. قانون اساسی مترقی نظام جمهوری اسلامی که بلاشک مردم‌سالار‌ترین قانون جهان است بر این مجلس نظر ویژه‌ای دارد. هم مقبولیت و هم مشروعیت‌ِ رکن رکین انقلاب یعنی “ولایت فقیه” با استفاده از جایگاه این مجلس است که به منصه‌ی ظهور گذاشته می‌شود. و البته کاملا واضح است که تصمیم‌گیری‌های این مجلس بر اساس انتخاب نیست، بلکه کَشف است!
و از این رو جایگاه رفیع این مجلس به دور از هرگونه بازی‌های سیاسی و یا هیاهوهای رسانه‌ای می‌باشد.


در همین راستا و با توجه به تصمیم دیروز مجلس خبرگان چند مطلب به ذهنم می‌رسد :

۱) برای هر ایرانی، تصمیم‌گیری‌های مجلس خبرگان از بالاترین درجه‌ی اعتبار و اهمیت برخوردار است. برای نمایش میزان اهمیت نظر ملت هم در تصمیم‌گیری‌های این مجلس همین بس که فریاد‌ بغض آلود ملت ، برخواسته از قلب جریحه‌دارش، که از ۲۲خرداد ۸۸ به این طرف، بارها در ۹ دی و ۲۲ بهمن و غیره، رسا گفته شده بود را دیروز عملی کردند!‌

دیروز بیشتر از آنکه مجاهد نستوه “آیت الله العظمی مهدوی کنی” آمده باشد ، هاشمی رفسنجانی رفت! و  به دنیا نمایش داده شد که  یک سیستم موفق به افراد بند نیست، بلکه به مبانی بند است، ‌ همانگونه که حکومت رسول خدا به ابابکر و سیف الاسلام و طلحه الخیر بند نبود! انسان ها امکان لغزش دارند ولی مهم این است که لغزش هر کسی ولو اَبراستوانه‌ای چون ابابکر هم باعث نشود که سیستم از مسیر خود منحرف شود. کاری که مسلمین صدر اسلام از عهده‌ی آن عاجز بودند اما مردم و جوانان این مرز و بوم زیر بیرق سیدعلی محکم ایستاده اند.

۲) بدون هیچگونه شبیه‌سازی در شخصیت و جایگاه؛ عزل دیروز هاشمی رفسنجانی، برای من تداعی کننده‌ی عزل منتظری بود! سکوت و حمایت‌های منتظری از بیت‌ش باعث سقوط او شد و سکوت و حمایت‌های هاشمی از اهل‌بیت‌ش باعث سقوطش!
البته هاشمی رفسنجانی  مدت‌هاست که در سراشیبی سقوط است. بیش از ۵ انتخابات متوالی است که مردم به او پشت کرده‌اند و موضع‌گیری او بعد از انتخابات ۸۸ او را مقابل ملت و آرمان‌های ملت قرار داد و هر کسی مقابل آرمان‌های ملت قرار بگیرد به زباله‌دان تاریخ خواهد افتاد!

۳) و حالا این خشم مقدس من است که می‌خواهم در سطور زیر متبلورش کنم. بغضی فروخفته که مدت‌هاست در گلو مانده! داغی است برخواسته از یک قلب جریحه دار و هر کجا از حد خارج شد لطفا تذکر بدهید :‌

من اگر حقوق‌دان نباشم، اما حقوق‌خوان هستم، و اگر حقوق‌خوان هم نمی‌بودم، غیرتم ایجاب می‌کردم که لااقل حقوق‌بان باشم! به حکم وظیفه در این سطور آمده‌ام تا یقه‌ی تو را بگیرم، جناب آقای علی‌اکبر هاشمی بهرمانی!
یقه‌ی تو پیش ما ملت البته بیشتر از این‌ها گیر است، به خاطر سرشکسته‌ی سید شهاب واجدی،‌ برای دل داغ‌دار پدر صانع ژاله، به دلیل سوز جگر مادر حسین کبیری، برای خیمه‌های آتش گرفته‌ی مولایم در عاشورای ۸۸، برای زمینه‌سازی جهت اینهمه گستاخی رسانه‌های معارض، به دلیل تک‌تک شیشه‌‌های شکسته‌ شده‌ی خیابان انقلاب، و حتی به دلیل تمام پابرهنگانی که دهه‌ی ۷۰ زیر چرخ اقتصادی تو له شدند!

من آمده‌ام یقه‌ی تو را بگیرم. شاید تو یادت رفته باشد اما هاشم معتاد محله‌ی ما خوب یادش هست.اوائل دهه ۷۰ آنگاه که غلام‌انگلیس‌زاده‌های تو مار می‌خوردند تا سال ۸۸ افعی شوند به جان ملت، هاشم نوجوانی بیش نبود که که سیاست‌های غلط تو او را اکنون معتاد کرده!
و همه‌ی غلط‌های اقتصادی تو را که کنار بگذاریم با زخم انداختنت بر قلب مولایمان چه کنیم؟
مگر نه این که ما منتقم بغض ۲۹ خرداد هستیم؟ و مگر غیر از این است که اَبر تکیه‌گاه فتنه‌‌گران تو بودی؟
اگر در احزاب، رسول خدا با دست خود خندق می‌کند و دستان مبارکش زخم برداشت، این تو بودی که باعث شدی در احزاب ۸۸ هم مولای مطهر ما با دستان مبارکش خندق بکند دور ما ملت مظلوم را، تا گرگ‌ها به ایران آسیب نرسانند. و این‌بار نه دست که بلکه قلب یکی دیگر  از عزیزان زهرا بود که زخم برمی‌داشت. نامردیم اگر این زخم را جبران نکنیم!
هاشمی … هاشمی … هاشمی ….
اما نگران تو هستم! من چون همه چیز را با عینک ظهور می‌نگرم دارم به جایگاه تو در عصر حضور فکر می‌کنم. دیر نیست آن‌زمان که یوسف‌زهرا، در آغوش بگیرد عزیز‌ زهرا خامنه‌ای را در همین حسینه‌ی امام و آنگاه تو کجا ایستاده‌ای!؟ کنار دست نتانیاهو‌ ؟
هاشمی … هاشمی … هاشمی …
تو زخم انداختی. ۸۸ بر قلب تکاتک ما زخم انداختی. خانوادگی زخم انداختید.

اما فائزه !
دیشب باباتو دیدم …. تلوتلو می‌خورد. صورتش سرخ شده بود از سیلی خبرگان ملت. این است سزای نامردی. این است سزای ابراستوانه‌ی نفاق بودن. فتبارک الله ای خبرگان ملت. ممنون شما هستیم. قلب ما اندکی آرام گرفت !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

# رفقای ناز، عزیز، دوست‌داشتنی و تپل مپلی که می‌خواهند تذکر رعایت اخلاق سیاسی به بنده بدهند بابت این پست؛ لطف فرموده قبل از تذکر، این لینک را مطالعه بفرمایند:

سلام بر همه ! الا اخلاق فروش