وکیلانه » فرن تقی زاده
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها فرن تقی زاده

خجالت بکشید، ساواکی‌های جدید!

دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ دسته بریده‌های روزنومه‌ایی, درون گفتمانی, سایبر نوشت, سیاست خارجی | ۲۳ دیدگاه »

نظر من در مورد شبکه‌ی فارسی بی‌بی‌سی کاملاً واضح و روشن است (+) (+). اما لجن‌پراکنی شرم‌آورِ برخی سایت‌های خبری داخلی در مورد زندگی خصوصی کارکنان این شبکه (+)  ناخودآگاه من را یاد نوشته‌ای در روزنامه‌ی کیهانِ سال ۵۷ انداخت که قبلاً در خلال مرور روزنامه‌های ایام انقلاب (+) چشمم به آن خورده بود.
در روز سه‌شنبه ۲۶ دیماه سال ۱۳۵۷، در صفحه‌ی دومِ همان روزنامه‌ی معروفی که با تیتر درشت نوشته ” امام خمینی:‌‌‌‌‌ در صورت عدم توطئه مارکسیست‌ها در ابراز عقیده آزادند” مطلبی درج شده به قلم فردی با نشانِ “ف.ص” با تیتر: خجالت بکشید، ساواکی‌های جدید. مطلب کوتاه است، با هم مرورش می‌کنیم:

.

.

سلسله مطالب وقیحانه در مورد زندگی خصوصی کارمندان بی‌بی‌سی فارسی بی‌نهایت زشت‌تر از اتفاقی است که در سال ۵۷ در خصوص فریدون مشیری واقع شده بود و با چنین واکنشی مواجه شد. چرا که اتفاق سال ۵۷ ناشی از یک اشتباه بوده و چه بسا کسانی که این کار را کرده‌ بودند اگر به اشتباه خود پی می‌بردند از فریدون مشیری عذرخواهی هم می‌کردند؛ اما در سلسله مطالبِ زشت و شرم‌آورِ اخیر یک عده انسان بدون سند و مدرک زشت‌ترین تهمت‌ها را به دیگران وارد کرده‌‌اند.

اگر کم‌ترین غیرت در وجود انسان باشد، با خواندن چنین مطالبی عرق سرد بر پیشانی‌ش می‌نشیند. آه و هزاران افسوس که با پول بیت‌المال یک عده بی‌غیرت مشغول چنین لجن‌پراکنی‌هایی باشند. خاک بر سرِ “جنگ‌نرم” اگر چنین کثافت‌کاری‌هایی اسم‌ش جنگ نرم است…

آه و هزاران افسوس که در این ممکلت یک‌نفر نیست بپرسد،‌ مدرک‌تان برای درج چنین مطالبی کجاست؟ انالله و اناالیه راجعون که با پولِ  فلان نهاد  قلم‌به‌دستانِ نادانی آزاد هستند به چنین تهمت زدن‌هایی. اصلاً گیرم که مدرک دارید، گیرم که با دو چشم ناپاک‌تان نظاره‌گر چنین مواردی بوده‌اید، کدامین شرع و اخلاق به شما اجازه می‌دهد آبروی افراد را بریزید؟ مگر نه این‌که بر اساس قانون همین مملکت اگر فردی مرتکب زنای محصنه هم شود، حق دارد درخواستِ غیرعلنی بودن دادگاه‌ش را بدهد؟‌ و اساساً اصل بر این است که دادگاه‌ش غیرعلنی باشد. و مگر شما دادگاه‌ید؟

اصلاً گیرم سند و مدرک دارید و شرع و اخلاق هم به شما اجازه چنین کاری را بدهد، فایده‌ی چنین کاری چیست؟ اگر یک‌نفر دزد آمد و شبهه‌ای نسبت به اسلام مطرح کرد،‌ آیا همین‌که بگوییم فلانی دزد است اثر شبهه را از بین برده‌ایم؟
اما، این حرف‌ها بی‌فایده است در کشوری که خودی‌ترین خودی‌ها حتی اگر رئیس‌جمهور هم باشند وقتی مرتکب یک اشتباه شدند مصون از تعرض نباشند و هرکس به خودش اجازه بدهد هرچیزی را به هرکسی نسبت دهد.

در آستانه‌ی ارتحال رسولِ مهربانی‌ها فقط می‌توان گفت: یا ابا‌الزهراء؛، شرمنده‌ایم که ما نفس می‌کشیم و کسانی به اسم پیروی از توی‌ عزیز‌تر از عزیزِ خدا، به خود اجازه می‌دهند چنین بی‌اخلاقی‌های مرتکب شوند…

از “محمد‌ نوری‌ زاد و مهدی خزعلی”ها تا “عبدالمحمد شعرانی”

آبان ۲۸ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت, نامه‌های سرگشاده, وقایع اتفاقیه | ۱۴۱ دیدگاه »

امروز در خبرها آمده بود که تلوزیون فارسی بی‌بی‌سی، درخواست گفتگویی با جناب آقای "عبدالمحمد شعرانی"(+) معلم دوست‌داشتنی "کوچک‌ترین مدرسه‌ی دنیا"(+)  داشته که این جوان ایرانی پاسخی کوتاه امــا بسیار گویا به این درخواست داده :‌

بسم الله
«سلام، چراغ ما در همین خانه می‌سوزد خانم فرن!»
یا حق
عبدالمحمد شعرانی معلم مدرسه کالو

این یک خط نوشته آنقدر زیبا و گویاست و چنان لذت ایرانی بودن را به عمق جان می‌چشاند که فکر می‌کنم هر توضیحی راجع به آن فقط از زیبای‌ش خواهد کاست. در این یک خط نوشته، آقامعلمِ دوست‌داشتنی ما، تمام آن حرفی را که سال‌هاست برخی اپوزسیون جمهوری اسلامی که ادعای روشنفکری و ایضاً ایرانیت را دارند، نمی‌توانستند بفهمند را گفته است.

در اینجا فقط دوست دارم توصیه‌ایی به برخی‌ها داشته باشم. می‌خواهم به عنوان یکی از میلیون‌ها جوان ایستاده‌ی ایرانی، به دو جوان پشیمان دیروز یعنی آقایان خزعلی و نوری‌زاد (قَطّعَت توهیناتُه!) توصیه کنم سفری به روستای جمال آباد کالو از توابع بخش بردخون در ۱۸۰ کیلومتری بوشهر،و ۲۵ کیلومتری بندر دیر داشته باشند و در کلاس درس جناب آقای "محمد شعرانی" شرکت فعال پیدا کنند و با تلاش، از آقامعلم اندکی ایرانیت و عرق وطن‌دوستی بیاموزند!

از آنجایی که به عاقبت به‌خیری این دوجوانِ پشمانِ دیروز بسیار علاقمندم، قول می‌دهم همراه با دیگر دوستان با آقای محمد شعرانی صحبت کرده و از ایشان درخواست کنیم این دو را به شاگردی بپذیرید!

وبلاگ معلم مدرسه کالو
گزارش ماندگار کامران نجف‌زاده که مدرسه کالو را جهانی کرد