وکیلانه » فیلتر
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها فیلتر

دودِ محتویات صفحه فیلترینگ به چشم چه کسی می‌رود؟

اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۱ دسته اجتماعی, سایبر نوشت, یادداشت وارده | ۱۰ دیدگاه »

استپ! این مطلب را دوستی با نام‌ کاربری “حُسن” برای انتشار در اینجا نوشته که بدون هیچ‌تغییری آورده می‌شود. اگر شما هم فکر می‌کنید حرفی برای گفتن دارید ولی جایی برای انتشارش نه، مطلب خود را به این آدرس ایمیل کنید. آزاد!

همه ی ما با سایت پیوند ها آشنا هستیم. سایتی که ممکن است روزانه چند بار با آن برخورد کنیم. در اینجا قصد بررسی نقاط ضعف یا قدرت این صفحه و سیستم فیلترینگ کشور را نداریم اما کارکرد سیستم فیلترینگ بگونه ایست که کاربر اینترنتی را از بازدید از مکانی در اینترنت به درست و در بعضی از مواقع به اشتباه (که بعد از مدتی با رفع فیلتر و … اصلاح می شود) باز می دارد و به صفحه ی پیوندها راهنمایی می کند که در آن تعداد زیادی سایت معرفی می شود.

مطمئنا برای مخاطبان این متن نیازی به توضیح نیست، اما تصور بفرمایید کاربری که در اینترنت بدنبال مطلبی می گردد، زمانی که با صفحه ی فیلترینگ مواجه می شود چه احساسی دارد؟ زمانی که سایت های معرفی شده در صفحه ی پیوندها نیاز او را برآورده نمی کنند چه احساسی دارد؟ و بدتر از همه زمانی که سایتی به اشتباه فیلتر شود و نیازی ضروری در کار باشد، کاربر چه احساسی دارد؟ بحث بر سر منطقی بودن این احساس نیست. شاید این احساس منطقی نباشد و بازدید از سایت موردنظر واقعا مضر باشد. ولی باید عکس العمل آن کاربر را هم در نظر گرفت.

در مثال دیگر ماجرای فیلتر جیمیل بدلیل توهین به پیامبر و سپس ترویج ایمیل داخلی را بیادآورید. مسلما عکس العمل عموم مثبت نبود وگرنه رفع فیلتر نمی شد.بیایید با هم صادق باشیم احساس افراد سوای منطقی بودن یا نبودن آن نسبت به صفحه ی فیلترینگ چیست؟
حال تصور بفرمایید زمانی که کاربر با این احساس وارد صفحه ی پیوندها می شود، و علاوه بر پیوندهای مفید، عمدتا با تصاویری از مناسبت های ملی و مذهبی و در یک کلام ارزش ها مواجه می شود. آیا مکانیسمی که در اینجا برای تبلیغ و معرفی ارزش ها به مخاطب معرفی کرده ایم تاثیر مثبتی بر او می گذارد؟ آیا ما دقیقا به تاثیر روش های تبلیغی خود بر مخاطب فکر کرده ایم؟

براستی اینگونه تبلیغ کردن ارزش ها چه تاثیری بر جامعه دارد؟ مسئولین مربوطه احتمالا تصور کرده اند با این کار به اصطلاح کوچک تهدیدی را به فرصت تبدیل کنند و تبلیغی کرده باشند. اما به اینکه کاربر با چه حالی با این تبلیغات مواجه می شود، توجه نکرده اند. چند وقت پیش فیلم “مشق شب” را می دیدم. فیلمی دهه شصتی که احتمالا امروزه دیدن آن بسیار جالب است و ریشه ی بعضی از مشکلات را نشان می دهد. فقط باید این نکته را گوشزد کرد که تاثیر هیچ فعل به اصطلاح کوچکی در این دنیا گم و محو نمی شود.
قضاوت با شما  و مسئولان مربوطه

مجازات‌های جایگزین فیلتر

اردیبهشت ۶ام, ۱۳۹۱ دسته درون گفتمانی, زیربنایی, سایبر نوشت | ۱۸ دیدگاه »

بارها نوشته ام که از اساس با "فیلترینگ" بجز در برخی موارد خیلی خاص مثل سایت‌های مستهجن یا مروج خشونت مخالفم(+) (+) (+) (+) (+). به نظرم هر نوشته یا نیاز به "جواب" دارد یا نیاز به "پیگیری" و در این میان اینکه بیاییم روی یک نوشته دیوار بکشیم و صورت‌مساله را پاک کنیم هیچ کمکی به پیشرفت کشور نمی‌کند.

اما ظاهراً متولیان فضای مجازی همچنان معتقد به استفاده از ساده‌ترین راه هستند و از زاویه‌ی مانیتور اتاقشان گمان می‌کنند هر نوشته‌ایی که "فیلتر" شده باشد یعنی وجود خارجی ندارد و چه چیز بهتر از این و راحت‌تر از این؟ در حالی که اینگونه نیست و کار به جایی رسیده که قانون "فیلتر" به دلیل "بد بودن" و "بد اجرا شدن" عملاً به یک قانون "متروک" تبدیل شده است و به ترویج استفاده از فیلترشکن‌ها منجر شده. یکی از نشانه‌های دیگر متروکه شدن این قانون هم اینکه بسیاری از سایت‌ها و وبلاگ‌های فیلتر شده "تبلیغات" می‌پذیرند و از این راه درآمد دارند!

حالا اگر بخواهییم از همان زاویه‌ی دید متولیان که معتقد به برخورد سلبی با فضای مجازی هستند هم به این قضیه‌ی نگاه کنیم باز یک مشکل بزرگ وجود دارد و آن هم "عدم تناسب جرم و کیفر" است. متناسب بودن جرم با کیفر یکی از بحث‌های مهم حقوق جزاست. به این معنی که صرفاً مجازات کردن عدالت نیست بلکه عدالت در گرو هم وزن بودن جرم ارتکابی با مجازات آن هست. هم‌آنگونه که عقل "سیلی زدن" را زشت می‌انگارد؛ مجازات "حبس ابد" برای یک سیلی را هم زشت می‌داند.

در فیلترینگ به فرض وقوع یک "جرم" هیچ تناسبی بین جرم و مجازات وجود ندارد چرا که فقط یک مجازات داریم آنهم "امحاء، از بین بردن، یا همان اعدام مجازی و فیلتر" است. هر وبلاگ یا سایتی هر درجه از خطایی را که مرتکب شود در مقابل با یک مجازات مواجه می‌شود آنهم محکوم به فنا شدن! تفاوتی نمی‌کند یک وبلاگ‌نویس با سابقه‌ی کاملآً درخشان آمده باشد برای اولین بار یک انتقاد نادرست یا تندی به یک شخصیت انجام داده باشد یا یک نفر شنیع‌ترین تصاویر مستهجنِ خصوصیِ دزدی شده را روی سایتی قرار دهد، هر دو فیلتر می‌شوند! کاری به برخورد قضایی با نفر دوم ندارم. تا اینجای کار و از جانب متولیان فضای مجازی هر دو یک نوع مجازات دارند، فیلتر!

من از برچیده شدن بساط فیلترینگ فعلی ناامیدم، اما لااقل می‌شود برای شروع، مجازات‌های جایگزین فیلتر را با درجه بندی‌های مشخص در نظر گرفت. و لااقل "فیلتر" آخرین مجازات باشد و نه اینکه به هر بهانه‌ایی از‌آن استفاده شود. البته قبل از آن باید به قانون فعلی عمل شود. یعنی لااقل به وبلاگنویس برای برداشتن مطلب‌ش تذکر داده شود و اگر قبول نکرد آنگاه "فیلتر" یا "مجازات‌های جایگزین فیلتر" اعمال شود. در این نوشته قصدِ ارائه‌ی مصداق ندارم و فقط می‌خواستم طرح بحث باشد که آیا می‌توان به مجازات‌های جایگزین فیلتر برای متخلفان اندیشید یا خیر؟

برای نزدیک شدن ذهن چند مثال عرض می‌کنم. می‌شود سایت یا خبرگزاری یا وبلاگِ متخلف محدودیت در درج تبلیغات داشته باشد؛ یا برای مدت مشخصی در تولید محتوا محدود شود؛ یا مثلاً به درج لینک خاصی اجبار شود یا از یکسری حمایت‌ها محروم شود یا هرچیز دیگر که باید نشست و روی آنها فکر کرد.

بحث من این است که بالاخره باید قبول کنیم بر خلاف نظر استاد شهید مطهری متولین فضای مجازی نمی‌خواهند از اساس غلط بودن "فیلتر" را بپذیرند و هشدارهای شهید مطهری را در این خصوص جدی بگیرند(+). در چنین حالتی که  تخلفاتی بین سایت‌ها هم وجود دارد باید بر ضرورت "جایگزینی برای فیلتر" فکر کرد. به نظر شما این کار یعنی "مجازات‌های جایگزین فیلتر" عملی است؟

کاندیداهای من برای چهره ی ۹۰ وبلاگستان

اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۰ دسته اجتماعی, سایبر نوشت | ۵۳ دیدگاه »

ظاهراً امسال هم مثل سال گذشته (+) طرح خوبِ انتخاب چهره ی سال وبلاگستان فارسی قرار است برگزار شود. درباره ی چند و چون این طرح و چگونگی شرکت در آن و سایر اطلاعات در این خصوص به اینجا(+) مراجعه کنید. (البته تا فردا فقط فرصت شرکت هست) اگر خبری از این ماجرا ندارید و روی لینک کلیک نکرده اید و همچنان دارید اینجا را می خوانید اول کلیک کنید ببینید جریان چیست بعد به خواندن ادامه بدهید… هنوز اینجایید که!! :)

من هم مدت ها بود در خصوص وبلاگستان چیزی ننوشته بودم. به فکرم رسید به بهانه ی "چهره ی ۹۰" وبلاگ هایی را که به نظرم مفید هستند در اینجا معرفی کنم تا هم عرض ادب و خسته نباشیدی باشد به این دوستان و هم یک جور تبلیغ تا کسانی که شاید تا حالا خواننده ی آنها نبوده اند؛ این وبلاگ ها را برای مطالعه مد نظر قرار بدهند. پرانتز باز، اگر برای وبلاگ خوانی از گوگل ریدر استفاده نمی کنید نصف عمرتان برفناست؛ اینجا کلیک کنید+ تا بدانید چیست. فکر نکنید سخت است حتماً انجامش بدهید، پرانتز بسته.

خوب راستش دشوار بود از میان اینهمه دوستانِ عزیز انتخاب فقط ۵ گزینه و اعلام علنی آن. ملاک های زیادی هست که بر اساس هرکدام از این ملاک ها  5 گزینه جابجا میشوند. اما چاره ایی نیست جز انتخاب ۵ گزینه ی خاص. یک ملاک سلبی داشتم برای انتخاب و یک ملاک ایجابی. ملاک سلبی من این بود که چهره های شناخته شده را دوباره معرفی نکنم. مثلاً نویسنده ی توانا و پرکارِ "آهستان" امید حسینی را با ویژگی تکیه بر عقلانیت، فکر میکنم بجز خواجه حافظ شیرازی همه بشناسند. یا نویسنده ی خوبِ وبلاگ "زهرا" که ندیدم تا حالا کسی وبلاگستان پیش از "زهرا" را بیاد بیاورد! خوب و روان می نویسد و البته دست مایه ی اصلی نوشته هایش خاطرات است که بهانه میشوند برای بیان یک مفهوم و اغلب هم بسیار خوب از پس بیان آن مفهوم برمی آید. البته به پاس اینهمه سال استمرار اینگونه دوستان بر نوشتن؛ باید از آنها قدردانی کرد. خدا قوت!

ملاک ایجابی من هم "استمرار" بر نوشتن بود. وبلاگ های خوب و نویسنده های خوب فراوان است اما استمرار بر نوشتن به نظرم بسیار مهم است. مثلاً وقتی وبلاگی بارها بیش از ده روز بین دو نوشته اش فاصله می افتد از حالت وبلاگی خارج شده و منِ خواننده فکر می کنم نویسنده اش زیاد به فکر منِ خواننده نیست. (البته قطعاً اینها دلیل به روز نکردن ها نیست و مهمترین مساله کمبود وقت است و شاید خیلی چیزهای دیگر) ولی خوب این یک نکته ی منفی است. مثال بارز برای این وبلاگ ها هم "هابیل"؛ "آب و آتش" و "کوثرانه" است. سه دوست عزیزی که نمی نویسند نمی نویسند ولی وقتی دست به قلم می شوند عالی می نویسند و دقیق.

با لحاظ این مسائل گفته شده و خیلی مسائل دیگر لیست من به این شرح است:

۱- دانشطلب: اولین قانون مسابقه نقض شد!! دانشطلب فیلتر است؛ یعنی راستش را بخواهید از بیخ و بن کنده شده و من نمی دانم حالا دقیقاً باید به کجا لینک بدهم؟ اگر بود می گفتم کلیک کنید و جایی آدرسش را داشته باشید هر گاه یک گره ایجاد شد دانشطلب رک و صریح از یک زاویه ایی که هیچ کس فکرش را هم نمی کند گره را باز می کند. قوی و پر مغز بودن بعلاوه ی صراحت و به احتمالِ قوی وقت گذاشتن برای نوشتن دلایلی هستند که چه مخالف باشید چه موافق "دانشطلب" یکی از گزینه هایی است که اگر در مساله ایی اظهار نظر کرده باشد باید بخوانیدش. بعد از چندین و چند بار فلیتر شدن و برگشتنش؛ سرانجام اظهار نظرش در خصوص "تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی" باعث شد "خودصاحبِ اینترنت پنداران ایران" چنان بنوازندش که اصلاً معلوم نباشد دانشطلب کجاست؟(+)

به نظرم اما حالا موقعیت مناسبی است تا به بهانه ی چهره ی ۹۰ شدن هم دانشطلب را راضی به دوباره نوشتن کنیم و هم با این انتخاب یک حالی به عموها ی فلیترچی بدهیم!! پرانتز باز؛ تا آنجا که یادم می آید آخرین بار در مرحوم گودر با دانشطلب گفتگو کردم و یک دعوای بسیار اساسی داشتیم؛ پرانتز بسته. آخرین نوشته ی دانشطلب را در "هابیلِ"عزیز بخوانید.(+)

۲- یک وجب دل: از خدا پنهان نیست از شما هم چه پنهان که "یک وجب دل" بهانه ایی است برای معرفی نویسنده ی عزیز این وبلاگ. انتخاب من بر اساس نوشته های "یک وجب دل" نیست بلکه به خاطرِ فعالیت نویسنده ی توانای این وبلاگ در "گوگل پلاس" است. یعنی اگر امکان داشت برای شرکت در مسابقه صفحه ی شخصی ایشان در پلاس را معرفی می کردم.(+) خانم "کبری آسوپار" خبرنگارِ روزنامه ی جوان از آن دست شخصیت هایی است که آدم را مجبور می کند نه استریم محور که بلکه پیج محور باشد! یک خبرنگارِ به تمام معنا و کاربلد که می داند در هر موقعیت نیاز است چه چیزی را برای مخاطبش بنویسد. کافی است ایشان را دنبال کنید آنگاه مطمئن باشد از خبرهای داخلی ایران مخصوصاً خبرهای سیاسی جنجالی عقب نمی مانید.  البته سیاسی بودنش باعث نمی شود که شعر و غزل شر نکند و "بانو" بودنش هم باعث نمی شود که صریح و رک نباشد. (+)

۳- اسکالپل: "اسکالپل (scalpel) وسیله ای بُرنده و بسیار تیز است که جراحان و آناتومیست‌ها از آن برای ایجاد برش در پوست و سایر بافت‌های بدن استفاده می‌کنند. اسکالپل ابزار کار من است!"  خودش این را می گوید. دکترِ جوانی از اهالی تبریز که این وبلاگ را به همراه "دانشجوی هرز" به روز می کند. به نظرم این دکتر عزیز که عضو هیات علمیِ یک دانشگاهِ به قول خودش کمی اسلامی و خیلی آزاد است از سال ۵۷ جامانده و مغزش بوی قرمه سبزی می دهد!! سرش درد می کند برای گلاویز شدن با تئورسین های خارجی و بسیار پر مغز می نویسد البته با زبانِ کف بازاری که باعث می شوند نوشته هایش را تا انتها بخوانید. عاشقِ شهید باکری است و آژانس شیشه ایی. بالاخره هم موسیقی لحظه ی به زمین افتادنِ گلوله ی حاج کاظم را گذاشت تنگ وبلاگش! احساس می کنم برایش کسر شأن دارد در مورد مسائل داخلی بنویسد و هر وقت هم می نویسد از آن بالا یک نگاه عاقل اندر سفیه می کند که بابا من یقه ی نتانیاهو در دستم است شما مشغول زدن توی سر و کله ی هم هستید؟ (+)

۴- پیچک سر به هوا:  برای این پسر فرقی نمی کند الان انتخابات موضوع روز است یا جریان انحرافی؛ تفاوتی نمی کند ایران پهپاد امریکایی را گرفته باشد یا یک عده ریخته باشند توی سفارت انگلیس؛ احساس می کنم به دور از هیاهوهای روزانه نشسته داخل یک کتابخانه ی غنی و ۲۴ ساعته مطالعه می کند و مهمترین و جالب ترین مطالبی را که می بینید در وبلاگش بازنشر می دهد. مطالبی که غالباً هیچ جای دیگر پیدا نمی کنید و به قول معروف لپ مطلب است. اگر اهل مناظره و گفتگو با مخالفان فکری تان هستید اکثر مطالبش یک جایی یک روزی به دردتان خواهد خورد!  "پیچک سر به هوا" را دنبال کنید تا  وصل شوید به یک منبع غنی اطلاعات. و اگر اشتباه نکنم مثل اسم وبلاگش بچه ی باحالی است! (+)

۵- شورآباد: نویسنده نیست طراح است. یک گرافیست پرکار و بسیار خلاق. بارها و بارها شده که بعد از دیدن طرح هایش پیش خودم گفته ام دمت گرم! چیزی را که باید پوستمان کنده می شد تا  در یک مقاله ی چندین و چند صفحه ایی بگویم با یک طرح بانمک گفته ایی! احساس می کنم هیچ وقت کم نمی آورد و معلوم است خوش فکر و تیز بین است. طرحش بعد از اخراج سفیر انگلستان از ایران و در خصوص همدردی سفیران اروپایی هنوز هم دیدنی است :) (+)

بجز این دوستان، "جدی گفتم؛ چرا می خندی؟" که اسمش را اینگونه انتخاب کرده تا باز هم فیلتر نشود؛ و "آرمان خواهی" و "بسیج جهانی" هم خواندنی هستند. و همچنین با آنکه اختلاف و بلکه شاید تضاد فکری با افکارشان دارم اما وبلاگ های "عصر بی گناهی" (فرشته صادقی) ، "بامدادی"؛ "راز سر به مهر" (محمد معینی)؛  را هم توصیه می کنم همیشه بخوانید.  یک روزی هم باید بنشینم لیستی از دوستانِ فعال در پلاس را معرفی کنم.

راستی؛ یکی از بزرگترین دغدغه های فکر این روزهای من این است که برای رفع فیلترِ وبسایت وزین "تریبون مستضعفین" چه کاری می توانیم بکنیم؟

چهره های برتر به روایت "آب و آتش" (+)

پلیس سایبری

بهمن ۴ام, ۱۳۸۹ دسته روزانه نوشت | بدون دیدگاه »

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::

دوشنبه/ عبدالله :


یک نگاه که به مجازستان بیندازی

قامت پلیس های مهربان را می بینی.

چه امنیتی!!به به!!

فرزندم از این پس این گونه بخوان:

اقا پلیسه بیداره

شبا که ما می جنگیم او مشغول شکاره

آقا پلیسه زرنگه

با فیلترم می جنگه

ما پلیس رو دوست داریم

براش کامنت میذاریم

صفحه 1 از 212