وکیلانه » قالیباف جلیلی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها قالیباف جلیلی

برنامه داشتن یا نداشتن؟ مساله این است!

خرداد ۷ام, ۱۳۹۲ دسته اجتماعی | ۳۷ دیدگاه »

۱ شاید این انتخابات اولین انتخاباتی باشد که هربار سخنرانی کاندیداها، در رایِ رای‌دهندگان تاثیر می‌گذارد. شاخصه‌ی بارز این انتخابات دنبال برنامه بودن است. مردم از نامزد‌ها برنامه طلب می‌کنند و می‌خواهند بدانند هرکدام در صورت پیروزی دقیقاً قرار است چه کاری انجام بدهند؟ در چرایی این درخواستِ برنامه حرف‌های زیادی می‌شود گفت اما مهمترین دلیل به نظرم تَعدُدِ نامزد‌هایی با گرایشِ فکری نزدیک به هم است. تا قبل از این، انتخابات کاملاً قطبی بود. یعنی هرکس با توجه به سلیقه‌ی سیاسی‌ش چاره‌ای نداشت جز این‌که پُشتِ سرِ یک نامزدِ خاص قرار بگیرید.
هنوز که هنوز است بسیاری از منتقدانِ جدی احمدی‌نژاد می‌گویند اگر به ۸۸ برگردند دوباره به احمدی‌نژاد رای خواهند داد؟ چرا؟ چون مقابلِ میرحسین موسوی بود. در واقع این نامزد‌ها نبودند که مقابل هم قرار می‌گرفتند بلکه این سلایق مختلف سیاسی بودند که مقابل هم صف‌آرایی می‌کردند. و همین باعث می‌شد گزینه‌ی دیگری نباشد که کسی از نامزدِ مورد نظرش، برنامه بخواهد. انتخابات بازی مرگ و زندگی بود و کسی مابین مرگ و زندگی به کیفیتِ نهارِ ظهر که فکر نمی‌کند! اما حالا خیلی‌ها واقعاً به برنامه‌های نامزد‌ها دقت می‌کنند و این، خوب است. هرچند هرگز اصلاح‌طلبان اگر برایشان مسجل هم بشود مثلاً قالی‌باف بیشتر از روحانی برنامه دارد،‌به سمت قالی‌باف نخواهند آمد. چون هنوز در قطبی بودن هستند و نمی‌توانند انتخاب دیگری داشته باشند و این،‌ البته عیب‌شان نیست بلکه شرایط اینگونه رقم خورده است. 

۲- روزِ اولِ بعد از تایید صلاحیت‌ها به طور قاطع رای‌م روی آقای جلیلی بود. برای این رای هم دلیل داشتم و دارم. اما همان موقع هم نوشتم که همه چیز به روزهای آینده و عملکرد آقای جلیلی بستگی دارد. متاسفانه تا امروز آقای جلیلی با تمامِ محاسن‌ش نتوانسته من را به لحاظِ قدرت اجرایی قانع کند. انتظار داشتم ایشان در برنامه‌های تبلیغاتی جوری ظاهر بشوند که آدم متوجه بشود از اقتصاد سر در می‌آورند. یک جوری که آدم بفهمد دقیقا برای هرمشکل چه برنامه‌ای دارد و با مدیریت نه در سطحِ نظری بلکه در واقعیتِ تلخِ کشورمان آشناست. حتی تا امروز من مطمئن نیستم ایشان برای فردای انتخابات تیم دولت را بسته باشند. اما در مقابل فهمیده‌ام آقای قالی‌باف برنامه‌ی کاملاً مشخصی دارد. اقتصاد را تا حدود زیادی می‌فهمد و با مدیریتِ کلان در ایران آشناست و آنگونه هم که می‌گویند با فرهنگ بی‌گانه نیست. (درباره چرایی تغییر نظرم از آقای جلیلی به آقای قالی‌باف به زودی مفصل می‌نویسم. البته اگر قطعی شد).

۳- حالا که قرار شده انتخابات بازی مرگ و زندگی نباشد؛ ایکاش همه چیز را فدای انتخابات نکنیم. دیروز خبری منتشر شد که حاج قاسم سلیمانی رای‌ش روی آقای قالیباف است. خوب، سردار سلیمانی با آن‌همه گزارشاتِ سایت‌های بین‌الملل معلوم است که باید برای خیلی از ایرانی ‌ها قابل احترام و محبوب باشد. اما چرا این محبوبیت را بیجا خرج می‌کنیم؟ فراتر از این البته به نظرم کاملاً کار اشتباهی است که بخواهیم با توسل به رای نخبگان و خواص رای بسازیم. مردم باید به فکر و برنامه رای بدهند نه به نامزدِ فلان آدمِ خاص. اگر بعدها پای آن آدمِ خاص لغزید چه؟ اگر پای آن نامزدِ انتخاباتی لغزید چه‌؟  یکی از بزرگترین دست‌آورد‌های رسولِ گرامی اسلام این بود که مردم را بجای پیروی از بزرگانِ قبیله به تفکر سوق داد که اگر این‌ در جامعه‌ی اسلامی حفظ می‌شد هرگز ماجرای سقیفه پیش نمی‌آمد و حضرتِ امیر به جنگِ جمل مجبور نمی‌شد.

همانگونه که “آقای مصباح بصیرت دارد، رهبری فرموده با انسان‌های با بصیرت مشورت کنید، آقای مصباح نظرش روی فلانی است پس به فلانی رای بدهیم” غلط است؛ “حاج قاسم سلیمانی نمادِ مقاومت است،‌رهبری فرموده به کسی که مقاوت را ترویج کند رای بدهید، سلیمانی می‌خواهد به قالی‌باف رای بدهد، پس به قالی‌باف رای بدهیم” هم غلط است!