وکیلانه » قانون
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

برجسب های نوشته ها قانون

فقط برای یک چراغ قرمز

خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۰ دسته از لابلای کتاب‌هایمـ ـ ـ ـ | بدون دیدگاه »

چراغ قرمز اول را رد کرده بود.
چراغ قرمز دوم بهشتی گفته بود:
«اگر از این هم بگذری دیگر نمی‌شود پشت سرت نماز خواند»

منبع: +

تو اصل مذهب منی، یا امام خامنه ای

آذر ۱۲ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۲۰ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

ضربان قلبم را به روی لبخندهای تو تنظیم کرده ام یا مولا؛ ای پسر زهرا ، ای آخرین نگار یار؛ چون که  ولایت تو اصل مذهب من است. همانگونه که ولایت علی رکن رکین دین محمد است!

یا خلف صالح گل نرگس؛ من نیک می دانم که شیعه ی بی ولایت فقیه بی معنی است همانگونه که اسلامِ بی ولایت علی ناقص!

من قبل از آنکه یک ایرانی باشم تا بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی، مولای مطهر رهبرم باشد؛ یک مسلمانم و بر اساس حکم قرآن، سوره ی نساء آیه ی ۵۹؛ مولای مطهرم ولی من است. و این است و جز این نیست که ولایت سیدعلی عین ولایت علی است. آری بگذار دوباره تاکید کنم که ولایت سیدعلی عین ولایت علی است. “ذکر علی عباده” و بگذار یکبار دیگر هم ذکر بگویم، ولایت سیدعلی عین ولایت علی است.
من هر گاه می خواهم در وبلاگم چیزی بنویسم ، قبل از آن فکر کنم به اینکه از علی می نویسم یا از سیدعلی؛ به این می اندیشم که دارم از ولی می نویسم. و این اندیشه که نکند کم بگذارم در حمایت از ولی که آن دنیا چگونه جواب خون حسین کبیری را بدهم؟ که او جوانیش را و عمرش را نثار راه ولی اش نمود و من؟ او به پیروی از زهرای اطهر فدای امامش شد و من؟ او همچون عباس نثار راه یارش شد و من؟

محرم نزدیک است و نوای یا لیتنی کنت معک سر داده می شود و زیارت عاشورا خوانده می شود اما من زیارت عاشورایم هم ناقص می ماند اگر صد لعن به سران فتنه ی ۸۸ نگویم! که در این کوفه ی دنیا، در این روزگار پر از ننگ، در این  وقت پر از رنگ؛ حسین همان حسین است و تو بنگر که یزید کجاست؟ و تو در کدامین سپاهی؟ آقای ساکت، از بدن پاره پاره ی اکبر شرم کن اگر که  بعد از گذشت یکسال هنوز هم تنها نظاره گری! خواص بی بصیرت که جای خود، ما آقایان ساکت را نیز لعنت می گوییم. آری صد بار لعنت به آنکه صدای هل من ناصری حسین را می شنود و از روی تپه های روزمرگی تنها نظاره گر است!

سعادت ابدی را  تنها دو شرط لازم است، یکی حب فاطمه است که من این درس را از حر گرفتم و شرط دیگری بغض دشمنان علی، که باز هم استاد این درسم حضرت مادر زهرای اطهر است.

هر کس هر چه می خواهد بگوید، من یک وبلاگ نویس با دلی پر از کینه هستم! دل من لبریز از کینه است. و  مگر  می شود صدای ضرب سیلی آهنگ گوشت شده باشد و تصویر درب سوخته جلوی رویت و  دلت بی کینه؟ من بجز مهر حسین، کینه ی دشمنان حسین را هم با شیر و از مادر گرفتم. و فقط منتظر سرانگشت اشاره ی مولای مطهرم تا نابود کنم هست و نیست  ابن مرجانه های بی پدر روزگار را!

دل ما بچه شیعه ها خون است، خون! و دیگر تاب ندارد دیدن برخی صحنه ها را. تاریخ هرگز نخواهد دید دوباره دستان بسته ی علی را. هرگز! هیهات که زینب دوباره به اسارت برود، هیهات. قسم به خونی که در رگهای غیرتم می جوشد و  قسم به قلم که دیگر هرگز علی اصغر تشنه نخواهد ماند؛ هرگز.

تو هم آرام بگیر و بی تابی نکن ای رقیه جان. ای خاتون دل ارباب بی تابی نکن برای بابای غریبت که  ما نسل نه دی هستیم. جوانانی غیور  با صبری بیشتر از صبر مادران داغدارمان و شوری بیشتر از شور پدران غیرتمندمان؛ نه سازش نه تسلیم سیدعلی ماهستم. آری ای نازدانه ی حسین ما هستیم برای یاری بابایت. عمو عباس رسم رزم آموخته به ما  و  با دستان از تن جدایش  پیغام داده  که ای بسیجیان خط خامنه ای چشمانتان دوخته شده باشد به افق و گوش به فرمان صدای دلربای سیدعلی باشید که دیر نیست زمانی که  ندا سر دهد: ایها الناس مهدی آمد بیاید برویم برای بیعت…
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:
۱)
دلم مست و لبم مست و سرم مست / بخون ای دل که صبرم رفته از دست. بخون ای دل محرم اومد از راه / بخون اجر تو با عباس بی دست